تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)13) چهار دیپلمات در بند رژیم صهیونیستی / کاظم اخوان، سه دهه انتظار برای خبری از یک خبرنگار!

کاظم اخوان، سه دهه انتظار برای خبری از یک خبرنگار!

کاظم اخوان خبرنگار ربوده شده ایرانی در بند رژیم صهیونیستی
کاظم اخوان خبرنگار ربوده شده ایرانی در بند رژیم صهیونیستی

سه دهه انتظار برای خبری از یک خبرنگار!

 

حسن اخوان*

به نام یگانه داننده همه اخبار و اسرار هستی

خداست که همه چیز را می داند

 

سرنوشت برادرم كاظم اخوان، خبرنگار و هنرمند عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی و همراهانش، حاج احمد متوسلیان‌، تقی رستگار مقدم و سید محسن موسوی کاردار سفارت ایران در بیروت توسط نیروهای وابسته به رژیم اشغالگر قدس در لبنان ـ که نزدیک سه دهه از ربودن آنان در لبنان به دست نیروهای وابسته به رژیم اشغالگر قدس می گذرد ـ در ظاهر به یکی از پیچیده ترین معماهای سرنوشت چهار شهروند جمهوری اسلامی بدل شده است و رمزگشایی از آن، به سبب پیوندهای وثیق آن با شرایط سیاسی و امنیتی منطقه و ارتباط آن با دخالت برخی افراد ذینفوذ ـ که در پس زمینه همه امور مربوط به این پرونده نقش فعالی بازی کرده‌اند ـ باعث شده حل آن به رغم گذشت 29 سال با حاشیه های بسیار ممکن نشود.

 

اما مرور زمان از مسئولیت پذیری ما کم نمی کند و این جرم مستمر ضد انسانی، باید به عنوان یک مسأله ملی پیگیری و سرنوشت این عزیزان روشن شود. درست است که سه دهه گذشته، ولی هنوز فضای مه آلود ما را در بر گرفته و شفاف نشده و اعلام قطعي جاي خود را به ابهام و عدم قطعيت سپرده است و ما همچنان منتظر شنیدن یک خبر هستیم.

 

سه دهه از لحظات عمرمان بي خبر از سرنوشت او به سر شد. نمی شود، معناى چشم انتظاری را فهمید، بلکه بايد آن را تجربه و از مسیر برزخ گذر کرده باشی تا بدانی چه فضایی دارد!

 

پیش از اینکه دست به قلم ببرم، با خود اندیشیدم که خدایا، با گذشت سه دهه، بار دیگر که می خواهم صندوق رنج سی ساله خود را باز کنم، چه بگویم که تکراری نباشد. خیلی چیزها درباره این پرونده گفته شده و ساده از کنار آن گذشته اند و نه تنها هیچ واکنشی در پی نداشته، بلکه برعکس آن رفتار شده است.

 

اما به هر حال، ناگفته هایی باید گفته شود تا در تاریخ و برای آیندگان بماند. تکلیف امروز ما این است که توجه مردم ایران را به واقعیت‌ها جلب کنیم. هرچند شرح سه دهه در این کوتاه شدنی نیست، امیدوارم روزی حقایق آشکار شود. به هر حال، غفلتی تاریخی درباره یک خبرنگار مظلوم ایرانی شکل گرفته و نمونه ای تراژیک اما محدود به نوع خود است.

 

با یاد و نام کاظم اخوان، شما تلاش خبرنگاری را پاس می دارید که از آغاز جنگ تا عزیمت داوطلبانه به لبنان در جبهه زندگی کرد؛ او خبرنگاری کاوشگر و حقیقت یاب بود و برای همین به لبنان رفت.

 

هرچند پرسش های اساسی بسیاری هست، پرسش اصلي خودم را از خبرنگاران پیرامون این محور قرار می دهم، مبنی بر این که چرا سرنوشت کاظم اخوان، خبرنگار ایرنا، پس از گذشت سه دهه، همچنان در هاله ای از ابهام است؟!

 

ـ از چند راه می شود پاسخ این پرسش را پیدا کرد؛ یکی از روش ها، این است که از خودتان به عنوان یک خبرنگار بپرسید، این پاسخي است به تغافلی عمدي یا سهوی که در هر صورت از مسئولیت شناسی شما کم نمی کند. می‌خواهم روی این حقیقت تأكید كنم كه اگر مسئولیت‌شناسی و آرمان خواهی را از شغل سخت خبرنگاری بگیریم، شما بهتر می دانید، چه بر سر آن خواهد آمد؟

 

خبرنگار صرفنظر از اینکه در کجای جهان باشد، سفیر فرهنگی یک کشور در کشور دیگر به شمار می رود؛ پس کاظم یک سفیر فرهنگی بود و امروزه در دنیا، بخشی از دیپلماسی عمومی و اعلامی کشورها توسط رسانه های آن شکل می گیرد.

 

آیا خبرنگاری در سه دهه گذشته، تلاش کرده حقیقت سرنوشت او را کشف کند؟

در این سی سال، حتی یک خبرنگار برای یک بار از شخصی که نزدیک به بیست سال مسئولیت پرونده خبرنگار و دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان را داشته، نپرسیده است او نه به مردم و نه به مسئولین توضيح نمي دهد و خود را در برابر هیچ مقامی پاسخگو نمی داند، آیا در کشور ما عده ای دارای مصونیت آهنین هستند؟

 

احترام به حق دیگران، مؤلفه‌هایی دارد که این روزها، چندان نشانی از آنها نمی‌بینیم. به رغم ابعاد این حادثه و سوابقی که پدید آورد، بحث چندانی در رسانه ها نشده و کافی است به اخبار روز خبرنگار در روز گذشته توجه کنید.

 

اکنون تکلیف خود را به عنوان یک خبر نگار با گذشته و آینده این پرونده روشن کنید. تا کی می خواهید منفعل رفتار کنید و به دفاع از حقوق از دست رفته یک خبرنگار و خود برخیزید؟

کار خبرنگار، دفاع از حقوق عموم مردم و حفاظت از آن و حق گویی است؛ حق گویی و عدالت خواهی را قربانی مصلحت اندیشی نکنید.

 

چرا سال ها از عمر روزنامه نگاری ما می گذرد، اما هنوز مقوله اخلاق رسانه ای به رازی سر به مُهر می ماند؟!

 

خبرنگاری حقیقت یاب، تعريف‌ خاصي‌ دارد که‌ قطعاً به گونه ای که‌ در کشور ما‌ به‌ آن‌ پرداخته‌ مي‌شود، تفاوت‌ اساسي‌ دارد؛ حقیقت یابی نکته بسیار اساسی در خبرنگاری است که در کشور ما به دلیل شرایط خاص مورد توجه قرار نمی‌گیرد. نمی توان خبرنگار بود و در عین حال، پنداشت که می توان این جهان را با همه پیچیدگی هایش نیز داشت و در آن زندگی آرام و بی دردسری را پیش برد.

 

خبرنگار صرفنظر از اینکه در کجای جهان باشد، خود باید بگردد و حقایق را کشف کند. درست است که خبرنگاران در معرض انواع فشارها و محدودیت ها هستند، آنان به مسئولیتی گمارده می شوند که باید به عنوان یک وظیفه نگران حفظ حقوق شهروندان باشند و مصالح کشور را نیز در نظر بگیرند، ولی با این حال، خبرنگار در قلب خود باید بداند که اگر از حقوق همکارش دفاع نکند، هیچ کس دیگری نیز این کار را نخواهد کرد و این اصل خودیاری است.

 

سیاست هنر امکان است. ما در سه دهه گذشته، چه فرصتها و محدودیت های در این پرونده داشتیم و هدر دادیم؟! اراده به اهداف و انگیزه ها، بستگی دارد و اراده و فرصت هر دو دست به دست هم برای بروز رفتار ضروری اند. خواستن با شرایط وقوع و توانستن با اراده تجلی می یابند. اغراق نیست که بگوییم اصطلاح تعاملات به هم وابسته، بدین معناست که همه چیز بر همه چیز تأثیر می گذارد. حقایق مهمی است.

 

با توجه به منحصر به فرد بودن این پرونده، باید از ساده انگاری و خام پنداری دوری شود، چرا که رویدادهای این پرونده، بیش از اندازه پیچیده و حقیقتا بی نظیر است.

 

در این سه دهه، دریافتیم که باید برای چون و چراهای سیاست، شکیبا بود. قطعا آرزوی ما این است که درباره سرنوشت برادرم به یقین برسیم. در همه این سالها، برخی با داده های حاصله در نتایج، انحراف آفریدند. این در حالی است که باید شواهد مورد ادعا در این پرونده، عینی و با موضوع مرتبط باشد، چرا که هر تحلیلگر با هوشی، این را می داند و داشتنن یک دیدگاه هوشمند و نقش ها و افراد بسیار مهم هستند.

 

با مباحث مطروحه، امروزه دیگر نمی توان ابعاد گوناگون این پرونده را پنهان کرد، بلکه باید شعارهای زیبای گذشته، جای خود را به اعلام رک و راست سیاست ها و اهداف واقعی داد، چرا که حقیقت یابی نکردن از پیگیری سرنوشت کاظم اخوان به عنوان شکستی معنوی برای جامعه خبری ما در تاریخ ثبت خواهد شد و اگر شما به عنوان خبرنگار، نتوانید نوری بر آینده تاریک سیاسی این پرونده بتابانید، از دیگران انتظاری نیست و درد و رنج بی صدای ما سال هایی دیگر تداوم می یابد.

 

آیا به نتیجه نرسیدن این پرونده مقصر اصلی ندارد؟ اگر روزی قطعه های پراکنده این پازل جمع شوند، تصویر معناداری شکل خواهد گرفت؛ تصویری با عمق بیشتر و جزییات و روشنی بهتر که به فهم نکات تاریک کمک می کند!

 

همان گونه که پیش بینی می شد، مسائل مطرح اخیر در سالگرد اسارت این عزیزان، چنان اهمیتی ندارند که دیدگاه ها و نظریات گذشته را به چالش طلبیده و تجویزهای جدیدی را ایجاب کرده باشد. همچنین تحلیل مهمی درباره این پرونده در اختیار ما نمی گذارد و البته پیش بینی می شد که چیز جدیدی را در رأس دستور کار ندارد و هیچ تغییر مثبتی حاصل نشده است.

 

ـ چگونه آدمها می توانند در برابر یک رویداد، رفتارهای گوناگون از خود نشان دهند و به شیوهای خاص عمل کنند؟

ـ برای حل چنین معماهایی چه باید کرد؟

 

در این ماه خدا، با خداوند پیمان ببندید، دست کم در ظاهر و صوری، نسبت به سرنوشت یک انسان حساسیت نشان دهید و روزنه امیدی را به آینده بگشایید، چرا که چگونگی برخورد یا واکنش شما به عنوان یک خبرنگار، در برابر این موضوع، به اندازه پیامدهای نهایی و مطلوب آن، از حساسیت بالایی برخوردار است.

 

حسن اخوان، برادر کاظم اخوان

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

حاج احمد متوسلیان

جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، موسس و فرمانده تیپ محمد رسول الله (ص ) حاج احمد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *