دوشنبه , ۲۹ آبان ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس

خط امام

در تاریخ 14 آبان 1358 روزنامة جمهوری اسلامی تحت عنوان « ن و القلم » به تشریح مشخّصات خط امام پرداخته است[1]:اصل انقلابی « تولّی» و « تبرّی» و خشم مشتعل توده هاسفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام اشغال گردید و این اشغال جدّی ترین اخطار به آمریکا و تمام امپریالیستها و نوکران و عوامل آنهاست و این بدین معنی است که کین انقلابی خلق ما بر علیه امپریالیستها نه در حال فرو خفتن بلکه در حال اوج گرفتن است و تا وقتی که این کینه در اوج باشد، خلق ما تا قطع هر گونه وابستگی به امپریالیستها، در ابعاد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی آن به پیش خواهد تاخت. دولتمردان آمریکایی و انگلیسی به غلط اندیشیده اند که این آتش مقدّس، خاموش شدنی است و آنها بر اساس همین پندار غلط است که تمام توطئه های خویش را سامان میدهند.گویا کارتر و اعوان و انصار او پنداشته اند که خلق ما جنایات مستقیم آمریکا در ایران را از یاد برده است و از این رو به شاه جنایتکار اجازة ورود به آمریکا را داده اند و آنها با مغز کوتاه اندیش خود به این مسئله فکر نکرده اند که حمایت از شاه، دخالت آمریکا را در دسیسه هایی که هر روز بیشتر بر علیه  انقلاب اسلامی چیده میشود برای جهانیان آشکارتر خواهد نمود. و اینک دانشجویان مسلمان که خود را ملزم به رهروی در مسیر رهنمودهای امام می یابند غریو خشم خلق را به گوش جهانیان میرسانند.  اگر این اقدام کینة انقلابی خلق ما را در مقابل جهانی پر از « زور» و « نیرنگ» و « فریب» فریاد میکشد، مهر و محبت انسانی خلق ما برای تمام خلقهای در بند امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا را نیز آواز میخواند و تمامی این همه، پیوندهای تمام خلقهای به پا خاسته جهان را محکمتر خواهند ساخت و نشان خواهند داد که ملّت ما آماده است که تا ریشه کن کردن استضعاف در سراسر جهان در کنار آنان باشد.عمل دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در حقیقت زنده کردن و بر پا داشتن دو اصل انقلابی: « تولّی» و « تبرّی» است. در طول انقلاب خونبارمان خلق با تمام وجود خود، محبّت تمام مغضوبین و ستمدیدگان جهان را در دل خود زنده کرد و همراه آن کینة خود را به هرچه پلیدی و پلشتی و مظاهر آن تیز تر ساخت. خلق ما مبادی آداب از نوع آمریکائی آن نیست و ادب این خلق محروم از اصولی غیر از اصول رسمی که بر پایة حفظ منافع مستکبرین بنا نهاده شده پیروی می نماید و دانشجویان دلیر ما به عنوان بخشی از خلق انقلابی ما از چنین سرچشمه­ای سیراب می­گردند.مشخّصات خط امامخط امام دقیقاً دارای مشخّصات خاص خویش است که از شعارهای انقلاب نیز می­توان بدان پی برد بزرگترین شعاری که در این انقلاب داده می­شده است و می­شود این است: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی.الف- استقلال: استقلال معنی عدم وابستگی به شرق و غرب، یعنی نفی تسلّط شرق و غرب، یعنی اینکه تو نمی­توانی به این دلیل که فلان اردوگاه دشمنِ دشمن توست با آن دوست بشوی و اسرارت را و منابعت را و هویتت را در پیش پای این دولت نامهربان قربانی کنی نه، نه، نه، تو طبق اصول انقلابی تولّی و تبرّی ( کینه و محبّت) تنها به دوستان خدا یعنی مؤمنین به حرکت انقلابی اسلام، یعنی به دوستان راستین خلقها باید مهر بورزی و با دشمنان خدا، یعنی دشمنان رنگارنگ خلقها باید دشمنی کنی. در یک مبارزة مکتبی مرزها را مکتب تعیین می­کند نه تشکیلات. وقتی که امام می­گوید که ملّت ایران برای شکم قیام نکرد، اشاره به این واقعیّت دارد. بگذار دیگران تو را به خاطر دفاع از این خط سرخ انقلابی تحقیر و سرزنش کنند، ولی تو موقعی مستقل می­شوی که ا ز همة وابستگی­های شرقی و غربی رهائی یافته باشی.ب- آزادی: آزادی نیز به معنی رهائی از تسلّط خدایان زمینی است و در این کلمه گذشته از این که بر آزادی از وابستگی­های شرقی و غربی تکیه می­شود، به ضرورت رعایت اصل آزادی، بر اساس مبانی مترقّی و انقلابی مکتبی تکیه ­شود که بر اساس مبانی آن در داخل حصارهای ملّی نیز نباید گروهها و طبقات گوناگون اجتماعی تحت عناوین مختلف، امّت مسلمان را به بند بکشند.ج- جمهوری اسلامی: که در این مورد بر هویّت و مکتب انقلاب ایران تاًکید شده است.خط امام خطی است که شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را ترسیم می­کند. می­توانید منکر این واقعیّت بشوید که این شعار بیانگر خواست تمام کسانی است که در طول یکسال گذشته انقلاب کردند و با این شعار پیش رفتند و اسطورة شاهنشاهی پهلوی را به زباله­دانی تاریخ انداختند؟یکی دیگر از شعارهای خلق ما در طول انقلاب، این شعار بوده است: « نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که اینک این شعار در سطح جهان اسلام فریاد مشتعل همة انسانهای آزادیخواه شده است: « لا شرقیّه، لا غربیّه، جمهوریه الاسلامیه»در این شعار نیز دقیقاً خط امام ترسیم شده است:نفی شرک و کفر شرق و کفر و شرک غرب و میثاق با ایدئولوژی خدائی اسلام و حرکت در جهت ساخت جامعة نمونه اسلامی تحت رهبری امام.واقعیّت این است که بیش از بیست و پنج سال تحت سیطرة شیطانی آمریکا قرار داشتیم. جوان­های ما را به زندان افکندند. زنان مسلمان و مبارز ما را تحقیر کردند. ارزش­های مترقّی و هویّت اسلامی ما را تکفیر کردند. منابع طبیعی ما را غارت کردند. کشاورزی ما را نابود ساختند. صنعت ما را وابسته کردند. فرهنگ ما را نابود کردند و سعی در ایجاد فرهنگ استعماری در این کشور نمودند.آنان  در این مملکت ریشه­های گسترده دارند، مزدور دارند، جاسوس دارند، عواملّی در بین گروه­های گوناگون دارند. بنابراین طبیعی است که ما امروز باید تمام نیروهای خود را در جهت مبارزه با این دشمن سرسخت بسیج بنمائیم و طبیعی است تمام مستضعفان جهان بر علیه امپریالیسم آمریکا جبهه واحدی تشکیل دهند.


[1]جمهوری اسلامی، 14 و 15 آبان 58 صص1

درباره ی مدیریت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *