تیتر خبرها

فاتح جوان، زندگی شهید محسن وزوائی

دانشجوي خط امام و فاتح قله هاي بازي دراز و فرمانده تيپ حضرت رسول(ص)

سردار سرفراز سپاه اسلام ، دانشجوي خط امام – مهندس محسن وزوايي

پشت دربهاي ورودي لانه جاسوس با سه تن از دانشجويان خط امام (نفر اول سمت چپ)

پشت دربهاي ورودي لانه جاسوس با دو تن از دانشجويان خط امام ( نفر اول سمت چپ)

پشت دربهاي لانه جاسوسي در ملاقات با برادر خود

درون لانه جاسوسي

دو شهيد گرانقدر از دانشجويان پيرو خط امام- در حال استراحت

1- شهيد محسن وزوائي( پائين)

2- شهيد مجيد مؤذن صفايي ( بالا)

سردار محسن وزوایی


فاتح جوان
بنیانگذار لشکر 10 سیدالشهداء علیه‏السلام و از دانشجویان خط امام )
1385

گلبرگ :: اردیبهشت 1384، شماره 62

گرامی‏داشت

دهم اردیبهشت ماه، سالروز شهادت سردار رشید انقلاب اسلامی ایران، محسن وِزوایی است؛ همو که در پرتو آموزه‏های دینی، با وجود سن کم اما پرثمر خود، در راه حفظ نظام و میهن اسلامی‏مان دست از آلایش‏های دنیا شست و دل به محبت حق سپرد. او که در خیل عظیم کاروان‏های نور، سرود رهایی سر داد و با کردار و عملش، خود را سزاوار خلعت زیبای شهادت کرد. مقام ولایش را ارج نهاده و یادش را گرامی می‏داریم.

دوران کودکی و تحصیلات

محسن وزوایی، در پنجم مرداد ماه سال 1339 در محله نظام‏آباد تهران، در دامان خانواده‏ای اصیل و مذهبی دیده به جهان گشود. شهید وزوایی، دبستان و متوسطه را با نمرات عالی سپری کرد. دوره دبیرستان را در مدرسه دکتر هشترودی تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم، با کسب رتبه اول شیمی دانشگاه صنعتی شریف، مشغول به تحصیل شد. محسن وزوایی، در سال‏های نوجوانی با راهنمایی‏های مؤثر پدر فرزانه‏اش، مرحوم حاج حسین وزوایی که از هم‏رزمان مرحوم آیت اللّه‏ کاشانی بود، قدم به وادی مبارزات ضد استبدادی گذاشت. پس از ورود به دانشگاه، به جریان مکتبی انجمن‏های اسلامی دانشجویان این دانشگاه پیوست و هم‏زمان با شرکت در فعالیت‏های سیاسی و جلسات عقیدتی، از سال 1356 مسئولیت هدایت و جهت‏دهی به مبارزات دانشجویی ضد دیکتاتوری را در سطح دانشگاه شریف عهده‏دار شد.

مبارزات سیاسی قبل از انقلاب

در سال‏های ورود شهید محسن وزوایی به دانشگاه، ایشان نقش فعالی در تشکیلات اسلامی دانشگاه از خود نشان می‏داد. این جوان مبارز و پرشور، از تظاهرات خونین 17 شهریور ماه 1357 تا 12 بهمن 1357 و ورود امام خمینی رحمه‏الله به ایران، در همه صحنه‏ها از جمله پیشتازان و جلوداران تظاهرات مردمی بود. او در روزهای پرتلاطم انقلاب نیز نقش حساس هدایت را بردوش می‏کشید و در درگیری‏های مسلحانه و سرنوشت‏ساز 19 بهمن تا 22 بهمن 1357، حضوری پرثمر داشت. شهید وزوایی در تصرف دو پادگان مهم جمشیدیه و عشرت‏آباد نیز شهامت بالایی از خود نشان می‏داد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

شهید محسن وزوایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با عزمی استوار و عقیده‏ای پاک و بدون وابستگی به گروه‏های سیاسی، با ایمان و اتکا به خداوند، سراپای وجود خود را در خدمت انقلاب اسلامی تحت فرمان رهبر کبیر انقلاب قرار داد. با تشکیل جهاد سازندگی، به عضویت این نهاد درآمد و برای خدمت به مردم، راهی لرستان شد. او افزون بر جهاد سازندگی، در کمیته انقلاب اسلامی، بسیج مستضعفان و آموزش و پرورش نیز خدمت کرد.

شهید محسن وزوایی از نخستین دانشجویان پیرو خط امام بود که در جریان راهپیمایی برضد سیاست‏های مداخله‏گرایانه آمریکا در ایران، در سالروز کشتار دانش‏آموزان به دست رژیم پهلوی و سالگرد تبعید امام خمینی رحمه‏الله عهده‏دار حرکتی شد که رهبر انقلاب، از آن با تعبیر بدیع «انقلابی بزرگ‏تر از انقلاب اول» یاد فرمودند و به این ترتیب، شهید وزوایی از جمله «علمداران گمنام انقلاب دوم» گردید.

سخنگوی جوانان انقلابی

شهید محسن وزوایی پس از 13 آبان 1358، به علت معلومات فراوان عقیدتی و سیاسی، بهره هوشی وافر و نیز تسلط بر زبان و ادبیات انگلیسی، مسئولیت سخنگویی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام رحمه‏الله را در کنفرانس‏های پیاپی و مصاحبه با گزارشگران رسانه‏های خارجی برعهده گرفت. هر از چند گاهی سیمای پرصلابت و مصمم او، در تمامی رسانه‏های ارتباط جمعی غرب، به عنوان سخنگوی جوانان طرفدار امام خمینی رحمه‏الله منعکس می‏شد.

شروع جنگ تحمیلی

شهید محسن وزوایی در سال 1358 هم‏زمان با کار تبلیغاتی در جمع دانشجویان پیرو خط امام، بلافاصله با تشکیل سپاه به پاسداران پیوست و در دوره‏ای فشرده، آموزش‏های چریکی را در سپاه آموخت. او مدتی در سپاه به عنوان فرمانده مخابرات انجام وظیفه کرده، سپس سرپرستی واحد اطلاعات ـ عملیات را به عهده گرفت. شهید وزوایی به دنبال تجاوز عراق به ایران، داوطلبانه به جبهه غرب عزیمت کرد. با ورود او به این منطقه، تحولی پدید آمد؛ به‏گونه‏ای که در عملیات سرنوشت‏ساز پارتیزانی به عنوان فرمانده گردان، مسئولیت محور تنگ کورک تا حد فاصل تنگ حاجیان را برعهده گرفت و ضمن حمله‏ای پارتیزانی به مواضع و استحکامات دشمن، به کمک هم‏رزمان خود، ارتفاعات حساس و سوق الجیشی تنگ کورک را از تصرف قوای اشغالگر بعث خارج ساخت.

امداد غیبی

در عملیات جدیدی که از سوی رزمندگان اسلام در اردیبهشت ماه 1360 طرح‏ریزی شده بود، شهید محسن وزوایی فرمانده گردان شد. در این عملیات، او با آن که مجروح شده بود، ولی با گامی استوار و خستگی‏ناپذیر و روحی امیدوار به نبرد ادامه می‏داد. در حین عملیات، بیشتر رزمندگان شهید یا مجروح شده و تنها محسن و چند رزمنده دیگر زنده بودند؛ و شگفت آن که همین چند نفر، توانستند 350 تن نیروهای کماندوی بعث عراق را به اسارت بگیرند. در حین تخلیه اسیران، یکی از افسران عراقی با اصرار خواستار ملاقات با فرمانده نیروهای ایرانی شده بود. دوستان محسن به علت مسایل امنیتی، شخصی دیگر غیر از او را معرفی کردند، ولی افسر بعثی ناباورانه گفت: «نه! این فرمانده شما نیست. او سوار بر یک اسب سفیدی بود و ما هر چه به طرفش تیراندازی می‏کردیم، به او کارگر نمی‏شد. من او را می‏خواهم ببینم». شهید محسن وزوایی در مصاحبه‏ای از این واقعه، به عنوان «عنایت ائمه هدی علیهم‏السلام به رزمندگان اسلام» اشاره کرد.

تحمل درد جراحت

شهید محسن وزوایی، نقش فعالی در طراحی عملیات فتح بلندی‏های «بازی‏دراز» ایفا کرد و در همین نبرد به شدت مجروح شد و به تهران انتقال یافت. او در بیمارستان با وجود درد بسیار، ناله نمی‏کرد و به یکی از پزشکان که از مقاومت او در برابر درد ابراز شگفتی کرده بود گفت: «آقای دکتر! من هر چه بیشتر درد می‏کشم، بیشتر لذت می‏برم و احساس می‏کنم از این طریق به خدای خودم نزدیک می‏شوم».

بازگشت به خط مقدم

شهید محسن وزوایی، پس از بهبودی نسبی از مجروحیت، قدم به معرکه‏ای گذاشت که فرجام آن، آزادسازی خرمشهر اشغال شده بود.

او در طول جنگ تحمیلی، در عملیات‏های متعدد با مسئولیت‏های گوناگون حضور داشت. در 20 آذر 1360، در عملیات مطلع الفجر فرمانده بود. در اسفند سال 1360 فرمانده گردان حبیب بن مظاهر و تیپ تازه تأسیس محمد رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله گردید که در عملیات فتح المبین، این گردان نوک عملیات بود. با تأسیس تیپ 10 سیدالشهداء، فرمانده این تیپ شد. همین تیپ، در 23 فروردین ماه 1361 وارد عملیات بیت‏المقدس شد و برای اجرای بهتر عملیات، با تیپ حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ادغام گردید و شهید وزوایی نیز فرماندهی محور اصلی را عهده‏دار شد.

عروج عاشقانه

شهید محسن وزوایی، از کسانی بود که نماز و عبادتش رنگی عاشقانه داشت. او هم‏چون عابدان راستین با خدای خویش راز و نیاز می‏کرد. او در اردوگاه جبهه‏های ایران، شیوه زندگی در محضر یار را فرا گرفت و راه و رسم حضور در محضر خدا را آموخت و خود را لایق عروج کرد. محسن وزوایی، این عاشق وارسته و آگاه، پس از ماه‏ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و حماسه‏آفرینی در عملیات‏های متعدد و به ویژه بیت‏المقدس، سرانجام در دهم اردیبهشت ماه سال 1361، در 22 سالگی هنگام هدایت نیروهای تحت امر خود، بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید.

وصیت‏نامه

رسالت رزمندگان کفرستیز اسلام، نجات ارزش‏های والای انسانیت از چنگال خون‏بار متجاوزان به حقوق انسانی، و سرگذشتشان، سفرنامه حماسی جاودانگی است که خود این همه را از محضر پرفیض معلم جاوید انقلاب، حضرت امام خمینی رحمه‏الله فرا گرفته‏اند. شهید محسن وزوایی، از این نمونه است که سفرنامه حماسی خود را با وجود سن کم شروع کرد و وجودش را وقف انقلاب نمود. او در وصیت‏نامه خود نوشت: «اگر جسدم را به دست آوردید، آن را روی مین‏های دشمن بیندازید تا لااقل جنازه‏ام، کمکی به حاکمیت اسلام بکند».

نرگس کاملی
به نقل از حوزه نت

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

یادی از شهید مهندس محسن وزوای دانشجوی خط امام و فاتح لانه جاسوسی؛ گنجهایی که ناشناخته مانده اند

یادی از شهید محسن وزوایی؛ گنجهایی که ناشناخته مانده اند محسن وزوائی نفر سوم کنکور …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *