تیتر خبرها

دومين سخنراني امام روح الله خميني پس از تصرف لانه جاسوسي

آن آدمي ملى است كه با امريكا خوب دشمن است

خبرگزاري فارس: آدمى كه ملى است، با امريكا خوب دشمن است؛ همان طورى كه همه ملت ما دشمن‏اند. همان طور كه ملت همه ما دشمن شماره اول خودش را امروز امريكا مى‏داند. براى اينكه دشمن شماره اول برده است امريكا نگه داشته است. آن وقت هم كه آن بود، دشمن شماره يك ما آنها بودند.

سخنرانى در جمع دانشجويان دانشكده اقتصاد اصفهان

زمان: 16 آبان 1358 ذى الحجه 1399.

مكان: قم.

*بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

*سوء استفاده توطئه گران از احساسات جوانان

از مشكلاتى كه ما مواجه هستيم، همين استفاده توطئه گرها از احساسات جوانهاست. اين توطئه گرها كه ديدند شكست خورده‏اند و نمى‏توانند با ملت ما به مبارزه برخيزند، براى اينكه ملت ما يكپارچه در مقابل آن قدرتهاى بزرگ ايستاد و پيش برد، حالا درصدد اين برآمدند كه از اين احساسات پاك جوانهاى ما استفاده هايى به نفع خودشان بكنند، و جوانهاى ما غافل از اين هستند ..
از جمله استفاده هايى كه اينها مى‏خواهند بكنند اين است كه: “اين تحولى كه حاصل شد، اين انقلابى كه شد، اين هم چيزى نشد. ” اين را در سطح كشور- با تبليغاتى كه آنها دارند- دارند منتشر مى‏كنند. و مقصد آنها اين است كه جوانهاى ما را از آن راهى كه رفتند مأيوس كنند. جوانهاى ما هم مع الأسف با تمام احساسات پاكى كه دارند- كه اميد ما به آنهاست- نمى‏نشينند حساب بكنند كه روى حساب با آنها صحبت بكنند. اينها مى گويند كه “انقلاب شد و هيچ نشد ” خوب، جوابشان را شما جوانها مى‏گوييد كه “آن اصولى كه اصلِ مقصد ملت بود، چه بود، تا ببينيم آن شده است يا نشده است؟ ” آن اصول را ما بايد از يك قدم، چند قدم برگرديم [عقب‏] .

*امريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند

آن روزى كه ملت ما در خيابانها ريختند، از بانوان محترمه و جوانهاى محترم، ببينيم اينها چه مى‏خواستند. آنكه خواستند شده است يا نشده است؟ آنهايى كه مى‏خواستند،
آن كه از سرتاسر كشور فريادش در خيابان و در كوچه‏ها و در مدارس و در همه جا بلند بود اين بود كه “استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى “. اين سه تا كلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هيچ فكر ديگر نداشتند جز اينكه اين رژيم را ساقطش كنند و تبديلش كنند به يك رژيم ديگرى، و آزادى به دست بياورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله- اگر نگوييم دو هزار و پانصد ساله- و استقلال به دست بياورند كه ممالك ديگر آقايى اينجا نكنند و نيايند و ما را اسير خودشان بكنند. اصول مسائلى را كه ابتدايى؛ يعنى مسائل ابتدايى ملت ما بود اين سه تا بود. اينها كه مى‏گويند “انقلاب شد و هيچى نشد “، مى‏گويند اين اصولى كه اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، اين نشده است؟ يعنى الآن باز رژيم سلطنتى است؟ يعنى الآن باز اختناق است؟ يعنى الآن باز مشاورهاى اين دولتهاى بزرگ در اينجا مشغول كار هستند و مشغول فعاليت هستند، و دولت ما يا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اينها را به شما بگويند، جوابش را شما خودتان مى‏دهيد كه نه، اينها الآن حاصل است، اين آزادى است كه شما و ما را در اينجا جمع كرده است. شما پنج سال پيش از اين امكان برايتان داشت كه در يك همچو جلسه‏اى بنشينيد صحبت بكنيد؟ اين آزادى است كه شما در بيرون، در هر جا صحبت مى‏كنيد، انتقاد مى‏كنيد، از رژيم سابق انتقاد مى‏كنيد، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنيد، اينها همه آزادى است. هيچ كس هم نمى آيد به شما بگويد كه نه، انتقاد نكنيد. پس آزادى الآن حاصل است براى ما يكى از آن چيزهايى كه ملت ما فرياد مى‏كرد برايش، به دست آورده ..
استقلال هم اگر چنانچه آنها مى‏گويند كه الآن امريكا در اينجا دارد حكومت مى‏كند. شما مى‏بينيد كه الآن مركز فساد امريكا را جوانها رفته‏اند گرفته‏اند، و امريكاييهايى هم كه در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امريكا هم هيچ غلطى نمى تواند بكند، و جوانها هم مطمئن باشند كه امريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. بيخود صحبت اينكه اگر دخالت نظامى [كند]، مگر امريكا مى‏تواند دخالت نظامى در اين مملكت بكند؟ امكان برايش ندارد. تمام دنيا توجهشان الآن به اينجاست. مگر امريكا مى تواند مقابل همه دنيا بايستد و دخالت نظامى بكند؟ غلط مى‏كند دخالت نظامى بكند.
نترسيد، نترسانيد. همين تعبيرى كه جوانهاى ما از روى احساسات جوانى كردند كه اگر چنانچه امريكا بخواهد دخالت نظامى بكند ما چه خواهيم كرد، اصلًا اين “اگر ” ش را هم نبايد بگويند. امريكا عاجز از اين است كه دخالت نظامى در اينجاها بكند. اينها يك مسائلى در پيششان است، يك مطالبى در پيششان است كه روى آن مطالب گرفتاريهايى دارند، نمى‏توانند اين كارها را بكنند. اگر آنها مى‏توانستند دخالت نظامى بكنند، شاه را نگه مى‏داشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهاى تبليغى [تلاش‏] كردند كه نگهش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن. و نه تنها او، همه قدرتها پشت سر هم ايستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند. براى اينكه ملت، يك چيزى را كه مى‏خواهد، نمى‏شود مقابل ملت بايستد كسى و چه بكند، هيچ ابداً. اين مطلب را از جوانهاى ما پيش نياورند؛ اين مطلب را كه دخالت نظامى [است‏]. آنها هميشه دخالتهايشان، دخالتهاى شيطنتى است؛ توطئه است. آنها اگر بخواهند يك كارى هم بكنند، وادار مى‏كنند جوانهاى ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر، عمال آنها بيايند درگيرى بكنند با اينها و يك غائله راه بيندازند كه ما نتوانيم يك محيط آزاد پيدا بكنيم. يك محيط آرام پيدا بكنيم و مسائلى را كه مى خواهيم طرح بكنيم، و مى‏خواهيم ايجاد بكنيم، بتوانيم. آنها از اين راهِ شيطنتها پيش مى آيند. آنها شيطانهايشان را پيش همين جوانهاى صافدل عزيز مى‏فرستند تبليغات مى كنند. مى‏نويسند به ديوار؛ چه مى‏كنند، چه، چه، چه. يك وقت مى‏بينيم كه يك عده جوان را راه انداختند توى خيابانها به يك تظاهراتى؛ تظاهرات بحق، لكن آنها از همين تظاهرات بحق مى‏خواهند استفاده ناحق بكنند .

*از نقشه‏هاى شوم شياطين

همين قضيه‏اى كه الآن قضيه روز است در دنيا، قضيه قبضه سفارت امريكا؛ يعنى نه سفارت، محل توطئه امريكا، كه جوانها كشف كردند خيلى از چيزهايش را. در همين قضيه ديشب به ما اطلاع دادند كه زمزمه است در تبريز و در تهران و در بعضى جاهاى ديگر كه يك تظاهراتى بكنند براى پشتيبانى از آقاى مهندس بازرگان. خوب همين قضيه‏ را آنها خواستند- حالا نمى‏دانم موفق بشوند يا نه. خواستند كه يك همچو چيزى درست بكنند، بعد كم كم اين را بكشانندش به يك جايى كه مثلًا سفارت عراق هست بريزند بشكنند. سفارت- فرض كنيد كه- افغانستان هست، بريزند بشكنند كه مملكت ايران را مواجه كنند با همه ممالك. آن شياطين يك همچو نقشه هايى دارند. جوانهاى ما بايد بيدار بشوند كه تحت تأثير اينها واقع نشوند. اينها كه مى‏گويند تظاهر بكنيد. مگر آقاى بازرگان با شوراى انقلاب مخالفتى دارند؟ اينها همه يك باب است. منتها آقاى بازرگان يك قدرى خسته شده بودند. يك قدرى- عرض كنم- عذرهايى داشتند و گفتند كه حالا من كنار باشم. لكن نه اين است كه حالا ايشان كه كنار هست، ديگر آقاى بازرگان دخالتى در امور ندارد. ايشان يكى از آن اشخاصى است كه مورد احترام همه است. خيال نكنند كه يك بى‏احترامى به ايشان شده است. نخير، مورد احترام است. و براى خاطر يك امرى كه ملت هم قبول دارند، نيفتند توى خيابانها راه بيندازند يك چيزى كه آنها كه مى خواهند يك بازى درست كنند. يك وقت يكى را بزنند بكُشند. يك دو تا شعار از-، شما اگر يادتان باشد، من نبودم اينجا، لكن براى من نقل مى‏كردند- اين دستجاتى كه در قم آن وقت به ضد رژيم سابق شعار مى‏دادند، اينها شعار آرام مى‏دادند، يك دفعه مى ديدند كه از اينجا يك كسى يك چيزى انداخت، يك شيشه‏اى را شكست، يك بانكى را شكست، يك جايى را خراب كرد، گاهى يك آدمى را كشت، مى‏ريختند به جان هم، يك كشتارى پيدا مى‏شد زياد. آنها روى حساب، هميشه روى نقشه حساب مى كنند و اينطور كارها را مى‏كنند ..
قضيه دخالت نظامى ابداً مطرح نيست؛ دخالتهاى توطئه‏گرى. اينطورى؛ يعنى از قواى خود ما استفاده مى‏كنند. قوه خودشان را از آن استفاده نمى‏كنند. در اين ممالك از قواى خود ما استفاده مى‏كنند. خوب، شما كردستان را ببينيد كه اينها از چه استفاده مى كنند. يك نفر سرباز امريكايى نمى‏آيد آنجا يك كارى بكند. آنها با شيطنت استفاده مى كنند از خود اين افرادى كه يا وابسته هستند به آنها يا اعوجاج دارند. آن وقت، اين دست دوميها كه اعوجاج دارند، از ساده دلى بعضى از كُردها استفاده مى‏كنند، با آنها صحبت مى‏كنند، چه منتشر مى‏كنند كه بنا دارند كه تمام كردستان را بكوبند. اين ارتش ايران كه رفته آنجا براى اينكه جلوگيرى كند از اينكه آنها دارند مى‏كُشند و سر مى‏بُرّند و اذيت مى‏كنند، فوراً آنها دنبالش برمى دارند مى‏نويسند كه ما مى‏خواهيم؛ يعنى دولت ايران مى‏خواهد كه كُردها را بكوبد. آن رفته كه كُردها را حفظ بكند، اينها مى‏گويند رفته كُردها را بكوبد .

*امريكا، دشمن شماره يك ملت ايران

اين اشخاصى كه هى “فدايى خلق ” خودشان را معرفى مى‏كنند، من كه در اين چيزهايى كه براى پشتيبانى از اين جوانها بود كه آنجا را گرفتند، به گوش من نخورد كه اينها پشتيبانى كرده باشند. اگر اينها امريكايى نيستند، چطور پشتيبانى نكردند از اينها؟ اگر اينها مال شوروى هستند و خودشان، يا خير، ملى هستند، آدمى كه ملى است، با امريكا خوب دشمن است؛ همان طورى كه همه ملت ما دشمن‏اند. همان طور كه ملت همه ما دشمن شماره اول خودش را امروز امريكا مى‏داند. براى اينكه دشمن شماره اول برده است امريكا نگه داشته است. آن وقت هم كه آن بود، دشمن شماره يك ما آنها بودند. اينها اذناب آنها بودند. اينها كسانى بودند كه مأموريت داشتند براى وطنشان؛ يعنى مأموريت داشتند كه اين وطن را نگذارند يك قدم جلو برود. مايى كه و شمايى كه و ملت ما كه دشمن شماره يكش را امريكا مى‏داند، و حالا هم كه جوانها رفتند آنجا را گرفتند، ديدند كه مركز توطئه بوده آنجا، به گوش من نخورد كه از اين “فدائيان خلق ” يك پشتيبانى از اينها شده باشد. از ساير گروهها به گوشم خورد. حالا شايد بوده، الآن من نشنيده باشم و ليكن شايد شماها شنيده باشيد، به گوش من نخورد. اگر اينها يك چيزى برخلاف دولت بود، يا برخلاف اسلام بود، يك قضيه‏اى واقع شده بود، اينها حالا مى ديديد كه چقدر دامن به آن مى‏زدند. يكى از نقشه‏ها همين است كه همينها- همين الآن در آن منزل من موجود است، يعنى تقريباً مى‏آورند براى من اينها را از طريقهايى-. همينهايى كه با امضاى “چريكهاى فدايى خلق ” است، همينها دارند هِى يك دروغهايى را منتشر مى‏كنند كه نگذارند اين نهضت به [اهدافش‏] برسد. منتشر مى‏كنند كه خوب، در كردستان هيچ كارى نشد، هيچى، هيچى. شما الآن خوانديد اينقدر كارها، در عين حالى كه آنها نمى‏گذارند بشود، در عين حالى كه اگر بخواهد يك كارهاى اساسى تر بشود، محيط آرام لازم است. مى‏شود با اينكه در يك شهرى جنگ باشد، بعد يك دسته‏اى بروند اسفالت كنند؟ خوب، نمى‏شود اين. الآن شما اين قدر كارها را خوانديد كه در كردستان شده است و كرديد شماها، جوانها- خدا حفظتان كند. اينها مع ذلك بدون اينكه يك حيايى داشته باشند، مى‏گويند هيچ كارى نشده اصلش در آنجا. اصلًا همان قضيه‏اى بود كه بوده .

*تفاوت زندانيان سياسى در رژيم شاه و جمهورى اسلامى

در يكى از نوشته هايشان نوشته‏اند كه حبسهاى سياسى در زمان محمدرضا بوده است، لكن حالا همان طور است يا بيشتر، حبسى سياسى. اينها فكر اين را نكردند كه آخر حبسى سياسى كه الآن شما اسمش را مى‏گذاريد، حبسيهاى سياسى بوده است كه در زمان محمدرضا خان آن كارها را مى‏كرده است؟ دزدها را شما؛ حبسى سياسى حساب مى كنيد؟ آنهايى كه بر ضد اين مملكت و بر ضد اين ملت قيام كرده بودند و آن همه خيانت كرده بودند، آنها را جزء رجال سياسى شما حساب مى‏كنيد؟ نصيرى جزء رجال سياسى است؟ هويدا جزء رجال سياسى است، يا جزء دزدها هستند اينها؟ شما چرا رجال سياسى را بدنام مى‏كنيد به اينكه اينها را اسمشان را “رجال سياسى ” مى‏گذاريد؟ ساواكيها جزء رجال سياسى هستند؟ آنى كه الآن در حبس فعلى دادگاههاى ما هست، همين ساواكيها هستند و همين خيانتكارها و همين اشخاصى كه يا كشته‏اند يا امر به كشتن كرده‏اند و يا زجر كرده‏اند جوانهاى ما را، آنطور كارها را با همه طبقات كردند. زمان رضا، محمدرضا كى حبس بود؟ چه طبقه‏اى حبس بودند؟ علما، دانشگاهيها، رجال ملى، اينها حبس بودند. حالا كى حبس است؟ ساواكيها. خوب، شما اگر ساواكى نيستيد، چطور اينها را رجال سياسى مى‏دانيد؟ شما چطور ساواكيها را جزء رجال سياسى حساب مى كنيد؟ اگر شماها پيوندى با رژيم سابق نداريد، اگر شما جزء اجزاى ساواك نيستيد، اگر شما فعاليت براى ساواكيها نمى‏كنيد، چطور ساواكيها كه الآن در حبس‏اند، در مقاله‏تان مى نويسيد كه رجال سياسى؟ حالا بيشتر از آنجا از زمان [سابق‏] حبس‏اند؟ شما دزدها را جزء رجال سياسى مى‏آوريد؟ معلوم شد سياست شما غير آن سياستى است كه در نظر ملت ماست و مردم اصيل ماست. اگر شما با آنها پيوند نداريد، چطور مى‏گوييد كه آن وقت و حالا هر دو دسته رجال سياسى بودند كه اينها محبوس بودند. آن وقت وقتى كه ما حبس داشتيم، حبسى داشتيم مثل مرحوم طالقانى، مثل آقاى منتظرى، مثل آقاى لاهوتى. از اهل علم، كثيرى از اينها در حبس بودند و زجر كشيدند. يكى از ملّاهاى محترم ما را پايش را در آنجا اره كرده بودند- از قرارى كه براى ما گفتند- از رجال سياسى طبقه غيرملّاها هم خوب، اشخاص محترمى بودند كه سالهاى طولانى در حبس بودند و سالهاى طولانى در زير شكنجه و زجر بودند، براى اينكه مخالف بودند با اين رژيم. آن وقت اينها حبس بودند، حالا ساواكيها حبس هستند. اين آقايانى كه اسم خودشان را [فدايى‏] خلق گذاشتند، مى‏گويند فرقى نكرده. خيال مى‏كنند حبس- خيال نمى‏كنند، مى‏خواهند اغفال كنند، خيال نمى‏كنند- كه نخير، حبس ميزان است، چه دزد را حبس بكنند و چه يك شخص امين را، فرقى ندارد. فرقى ندارد كه دزدها را حبس بكنند يا اشخاص امين را حبس بكنند. فرقى ندارد كه چپاولگرها و آدمكشها را حبس بكنند يا اشخاصى كه مى‏خواهند جلوگيرى از چپاولگرى بكنند حبس بكنند. اينها منطقشان اين است. بايد در مقابلشان جوانهاى ما گول نخورند از اين تبليغات فاسد. امريكا اينطورى تبليغ مى‏كند. امريكا نظامى نمى‏آورد اينجا، امريكا نويسنده مى‏آورد اينجا، امريكا گوينده مى‏آورد اينجا، امريكا عمال خودش كه سالهاى طولانى آنها را تربيت كرده است مى فرستد اينجا كه اوضاع ما را به هم بزنند. امريكا كردستان را آن جورى به هم مى‏زند. تهران را آنطورى مغشوش مى‏كند. و گاهى فرض كنيد كه دانشگاهها را به هم مى‏زند، و گاهى تو خيابانها مى‏ريزند، چه مى‏كنند. او اينطور كار مى‏كند. امروز كه جوانهاى ما اين‏ لانه فساد را گرفتند و در مقابل، اينكه آنها بدترين خلق خدا را و بدترين جانيهاى (1) ما را گرفتند آنجا بردند و نگه داشتند و پذيرايى از او مى‏كنند، و مى‏خواهند معالجه‏اش بكنند، و با اين بهانه‏هاى خلاف انسانى. امروز هم الآن توطئه هست، براى اينكه از حسن نيت جوانهاى ما، از صفاى سَريره (2) جوانهاى ما استفاده سوء بكنند. فرض كنيد بيخ گوش آنها بخوانند كه خوب انگليس هم مثل امريكا، چه فرقى مى‏كند! بريزند آنجا را خراب كنند. خوب، عراق هم مثل آنجا، چه فرقى مى‏كند، بريزند آنجا را هم بگيرند. فرانسه هم مثل آنها، كه ما را معرفى بكنند كه نه تنها قضيه روى موازين نيست، قضيه روى هرج و مرج است. اينها مى‏خواهند ما را معرفى كنند كه ما مملكتمان هرج و مرج و درهم و برهم و هر كه هر كارى دلش مى‏خواهد بكند، تا به دنيا بفهمانند به اينكه يك مملكتى است كه محتاج به قَيم است. قَيمش هم كى است؟ آقاى كارتر. خودش محتاج به قَيم است كه اين قدر آدمكشى نكند. اينها جنون سياسى دارند. اينها جنون دارند كه اين قدر مردم را به كشتن مى‏دهند و اين قدر فساد مى‏كنند، اينها مجنون‏اند. اينها بايد بروند در تيمارستانها معالجه بشوند. مغزهاى اينها بايد معالجه بشود. اينها مى‏خواهند معرفى كنند ملت ما را كه يك ملت هرج و مرج طلب و يك ملتى هستند كه وحشى و چه. يكى از [اينها]- الآن يادم نيست كه كى بود كه- نقل كردند از او، كه ما ايستاده بوديم در آنجا، در يكى از جاهايى كه تظاهرات ايرانيها بود. آن وقت كه زمان محمدرضا بود. يك امريكايى هم گفت پيش من ايستاده [بود]. گفت: ببين اين وحشيها را. گفته بود: من به او گفتم، اينها وحشى‏اند كه دارند حق خودشان را مى‏گيرند؟ اينها مى‏خواهند ما را اينطورى [بيرون كنند]. ما آن وقت هم كه يك كلمه حقى مى‏گوييم، اينها ما را به وحشيگرى مُنْتَسب مى كنند .

*توطئه بزرگ دشمن؛ ايجاد يأس از انقلاب

جوانهاى ما ملتفت باشند، توجه داشته باشند كه هركس هر چه مى‏گويد باور نكنند ..يكى از چيزهاى بزرگى كه اينها دارند، اين است كه سمپاشى كنند، به طورى كه ما را از اين انقلاب مأيوس كنند. اين يكى از كارهاى بزرگ اينهاست كه مى‏خواهند بكنند كه از اين انقلاب ملت ما مأيوس بشوند، و بگويند خوب كارى انجام نگرفته. اگر كارهاى دست اول است، كه عرض كردم همه‏اش انجام گرفته است. كارهاى دست دوم هم چيزى است كه مشغول انجامش هستند. همين در دولت آقاى بازرگان چقدر كارها انجام گرفته، چقدر خانه سازى شده، و بى‏انصافها مى‏گويند، يك خانه ساخته نشده. در اين جهاد سازندگى چقدر خدمت كرد اين ملت به اين ملت خودش، و به اين اشخاصى كه مشغول كشت و زرع بودند؟ چقدر شما الآن خدمتها را شمرديد كه رفتيد همه جا هر چه نابسامانى بوده درستش كرديد؟ اينها باز مى‏گويند هيچى نشده. از آن طرف خودشان فعاليت مى كنند كه چيزى نشود ..
اين اشخاصى كه خودشان را معرفى مى‏كنند كه ما “فدايى خلق ” هستيم، با يك كبريت آتش مى‏زنند حاصل عمرِ چندين نفر كشاورز را كه اين خرمن را تهيه كرده است. اين “فدايى خلق ” يك كبريت مى‏زند اين را، آتشش مى‏زند. اين “فدايى خلق ” يك تفنگ مى زند، آن لوله نفت را سوراخ مى‏كند كه حاصل زحمت اين ملت از بين برود. اينها و امريكا اگر كار مى‏كند اينطورى كار مى‏كند. امريكا، نظامى اينجا نمى‏فرستد. امريكا، بدتر از نظامى اينجا مى‏فرستد. اينها بدتر از نظامى‏اند. انسان با نظامى حال خودش را مى‏داند. نظامى مى‏آيد جلو، ما هم مى‏رويم جلو. نظامى امريكا اگر بيايد اينجا، ما هم مى‏رويم جلو. من هم مى‏روم جلو. همه شما مى‏آئيد جلو. نظامى نمى‏فرستد او، خاطرجمع باشيد. از اين امريكا هيچ نترسيد، از اين توطئه هايش بترسيد. اينها را هم بايد خنثى كنيد. اين هم خود شما جوانها بايد در دانشگاه كه هستيد، اگر آمدند توى دانشگاه خواستند اخلال بكنند، جلوشان را بگيريد. در كارخانه‏ها هستيد، اگر آمدند آنجا جلوشان را بگيريد. در جهاد سازندگى هستيد، اگر آمدند آنجا خواستند اخلال كنند جلوشان را بگيريد. هر جا هستيد جلوشان را بگيريد. نگذاريد اينها رشد پيدا بكنند. اينها الآن نوكر شماره يك آن كسى هستند كه ما [او را] دشمن شماره يك حساب مى‏كنيم.
ان شاء اللَّه خداوند همه شما را تأييد كند و موفق باشيد. و اين معانى كه شما فرموديد، باز از ريشه همان است كه عرض كردم. شما توقع اين را نداشته باشيد كه يك مملكتى كه همه چيزش را آشفته كردند و فرار كردند، همه چيزش را، اقتصادش را از بين بردند، اين قدر قرض به عهده اين ملت گذاشتند و فرار كردند. همه چيز ما را اينها به هم زدند و فرار كردند، توقع اين را نداشته باشيد كه حالا انقلاب كه شد فوراً همه چيز سر جايش بيايد. اينها وقت لازم دارد .

*رشد سياسى- فكرى ملت

بايد يك دولت مستقرى با همت شماها، با همت ملت، يك انتخابات صحيحى بشود با همت ملت، ملت مى‏شناسند افراد صالح را. لازم نيست كه حالا يك چند سال هم ما درسشان بدهيم. نخير، خودشان مى‏فهمند. اين ملت چيز مى‏فهمد، مى‏فهمد كى آدم صالح است كى آدم ناصالح. البته گاهى هم يك كسى خودش را جا مى‏زند، اما اين گاهى است. هر كسى در هر شهرى كه هست، طول اين بيست، سى سالى كه همراه با اين مردم بوده مى‏داند كه اينها كدام يكى‏شان از ريشه‏هاى آنهاست. كدام‏شان نيستند. مى‏فهمند كى بوده است كه در آنجا خوش رقصى كرده و كى بوده است كه نه، آنطور نبوده، مخالف بوده و نتوانسته صحبت كند، مى‏شناسند. مردم آنهايى را بايد انتخاب بكنند كه مى شناسند كه به اين ملت خدمتگزار است و دلش براى اين طبقه ضعيف مى‏سوزد ..
ما نمى‏خواهيم يك مجلس اعيان درست كنيم. مجلس سنا را، مجلس اعيان به آن مى گويند. ما مى‏خواهيم اعيان را از بين ببريم، آدمشان كنيم آنها را. آن اعيانى كه در مجلس سنا نشستند و آن قدر خيانت به مملكت ما كردند، آن مجلس را ما اصلًا بستيم درش را. مجلس شيوخ و مجلس اعيان و مجلس سنا؛ اينها يك دسته مفتخوارى بودند. پيرمردهاى آخر عمرشان بعد از همه خيانتها، پيرمردهايى بودند كه آنجا مى‏رفتند جمع مى شدند و- عرض مى‏كنم- شايد رفيقش هم كه نشسته بود راجع به اينكه دوايش چه است يا غذايش چه است صحبت مى‏كرد و پول اين ملت را مى‏خورد. اين را درش را بستند، تمام شد ديگر. ما مجلس سنا نداريم. مجلس شورا داريم. مجلس شورا هم نمى خواهيم از طبقه بالا درست بشود. مجلس شورا مى‏خواهيم از آدمها، آدمهايى كه متوجه‏اند به اينكه به اين ملت چه گذشته است در پنجاه و چند سال و در طول نظام شاهنشاهى، و لااقل در اين مواردى، در اين مدتى كه ديده ايد خودتان. اين آدمهايى كه مى بينند اينطور بر اين ملت گذشته است، اشخاص را هم مى‏شناسند در شهرهاى خودشان، در روستاهاى خودشان، مى‏شناسند اينها را، و ديدند اينها در طول اين مدت چه كرده‏اند. آنها مخفى آن وقت كار نمى‏كردند، علناً مردم را اذيت مى‏كردند. آن اشخاص را كنار بايد بگذارند و يك اشخاصى كه امين هستند، اشخاصى كه معروف است پيششان به امانت، به ديانت، به خدمت به مردم، آنها را تعيين مى‏كنند، بايد هم تعيين بكنند. مجلس ان شاء اللَّه مستقر بشود. قانون اساسى ان شاء اللَّه قانون اساسى‏مان به رأى گذاشته مى‏شود. تقريباً نزديك به تمام شدنش است. به رأى گذاشته مى‏شود. بعد از اينكه ما ملاحظه‏اش كرديم و تصديقش كرديم، به رأى گذاشته مى‏شود

*آثار مترقى ولايت فقيه

ملت ما اگر بخواهند سردى بكنند، يكى از امورى كه توطئه در آن هست اين است كه راجع به اين قانون اساسى مردم را سرد كنند. از آنها بپرسيد، خوب اين قانون اساسى كه شما مى‏گوييد كه قانونى است ارتجاعى، كدام يكى از اين موادش ارتجاعى است؟ اولى كه دست رويش مى‏گذارند، دست مى‏گذارند، روى ولايت فقيه. اول، دست آنجا مى گذارند، براى اينكه اين يك طرح اسلامى است و آنها از اسلام مى‏ترسند. آنها اسلام را ارتجاع مى‏دانند. آنها جرأت نمى‏كنند كلمه اسلام [را] بگويند ارتجاعى است. مى‏گويند كه اينها مى‏خواهند ما را به هزار و چهار صد سال پيش برگردانند. اين همان تعبير ديگر است، منتها كلمه اسلام را نمى‏گويند ..
آن قدر به ولايت فقيه، اثرِ مترقى بار است كه در ساير اين موادى كه شما ملاحظه مى كنيد، معلوم نيست مثل آنجا باشد. يك نفر آدمى كه همه جهات اخلاقيش و ديانتيش‏ و ملى بودنش و علم و عملش ثابت است پيش ملت، و خود ملت اين را تعيين مى‏كنند، اين نظارت مى‏كند بر اينكه مبادا خيانت بشود. همان رئيس جمهورى كه ملت خودشان تعيين مى‏كنند و ان شاء اللَّه ديگر از اين به بعد امين تعيين مى‏كنند، لكن مع ذلك براى محكم كارى يك فقيهى كه عمرش را صرف در اسلام كرده است و عمرش را براى اسلام خدمت كرده، مى‏گذارند ببينند اين چه مى‏كند؛ مبادا يك وقت خلاف بكند، رئيس جمهورى آتى ما خلاف نمى‏كند، لكن محكم كارى شده كه نگذارند اين خلاف بكند. رؤساى ارتش ما و ژاندارمرى ما و اين رؤساى درجه اول، ديگر از اين به بعد اشخاصى نيستند كه خيانت بكنند، لكن محكم كارى شده است كه همين فقيه را ناظر قرار بدهند. و هكذا آن موارد حساس را نظارت مى‏كند فقيه و تصرف مى‏كند فقيه. و اين از امورى است كه مترقى ترين موادى است كه در قانون اساسى اينها [تصويب‏] كردند. و اينها دشمن ترين مواد، پيششان اين است ..

*هراس دشمنان از اسلاميت نظام

همينها بودند كه فرياد مى‏كردند و مى‏نوشتند اين را كه خوب ديگر اسلام را مى خواهد چه كند؟ خوب بگوييد جمهورى، از اسلام مى‏ترسيدند “خوب به جاى اسلام بگذاريد دمكراتيك، جمهورى دمكراتيك ” اينها نمى‏فهمند كه اين همه دمكراسى چه. دمكراسى كه در عالم معروف است، كجاست؟ كدام مملكت را شما داريد؟ اين ابرقدرتها كدام يكيشان به موازين دمكراسى عمل كرده‏اند؟ يك دمكراسى كه در هر جا يك معنا دارد. در شوروى يك معنا دارد، در امريكا يك معناى ديگر دارد، پيش ارسطو يك معنايى دارد، پيش حالا [ئيها] يك معناى ديگر دارد. ما مى‏گوييم يك چيزى كه مجهول است و هر جا يك معنا از آن مى‏كنند، ما نمى‏توانيم آن را در قانون اساسى‏مان بگذاريم كه بعد هر كسى دلش مى‏خواهد آن جورى درستش كند. ما مى‏گوييم اسلام، اسلام هر جا يك معنا ندارد، اسلام يك معناست، همه مسلمانها مى‏شناسند آن را. ما مى گوييم جمهورى اسلامى، ملت ما هم جمهورى اسلامى را خواسته بود. همينى را كه‏ ملت ما با تقريباً اتفاق كلمه، درصد دو، يك و نيم مخالفت- اين مخالفت، اسمش نيست- همينى كه ملت ما مى‏خواست و با اصطلاح آنها دمكراسى بودن اقتضاى اين را مى‏كرد كه همه تسليم باشند در همين، از اول مشغول مخالفت شدند. اينهايى كه آن روز مخالف بودند با جمهورى اسلامى، و از اسلامش مى‏ترسند، نه از جمهورى‏اش. حالا با مجلس خبرگانش، قبل هم با انتخابات مجلس خبرگان مخالفت مى‏كردند، و بعد هم با مجلس خبرگان مخالفت مى‏كردند، و بعد هم خواهد آمد كه با مجلس شورا مخالفت خواهند كرد. و بعد هم با اين رفراندمى كه براى قانون اساسى است، خواهند مخالفت كرد. درد همه، اين است كه چرا اسلام؟ اين دردشان است. و ملت ما هم همه مقصد خودش را اسلام مى‏داند، براى اينكه از اسلام مى‏بيند كه آن چيزى كه مى‏خواهد حاصل مى‏شود. اسلام، هم دنياست و هم آخرت. ملت ما اسلام را مى‏خواهد و اينها با ملت ما مخالف‏اند براى خاطر اينكه اسلام را مى‏خواهد. اگر اين ملت مى‏گفت كه جمهورى فقط، اينها همه برايش سينه مى‏زدند و برايش تبريك مى‏گفتند. اما حالا كه كلمه اسلام آمده توى كار، نه با اين مخالف‏اند. اين ارتجاعى است! اينها اسلام را ارتجاعى مى‏دانند. اينها خدا را مرتجع مى‏دانند، يك همچو مردمى‏اند. اگر اعتقاد به او داشته باشند- اعتقاد كه ندارند- اينها با پيغمبر اسلام بدترند تا با شماها؛ براى اينكه اساس را او گذاشته است. اين ارتجاعى بود كه شما ملت [را نجات داد]، اين ارتجاعى بود كه دست خيانتكارها را از اين مملكت بُريد. و اينها اين را مسئله ارتجاعى مى‏دانند. اين ارتجاعى بود كه شماها را به سرنوشت خودتان حاكم كرد. نمى‏دانم كِى اينها مى‏خواهند بيدار بشوند و كِى مى‏خواهند دست بردارند از اين مغلطه كاريهاى خودشان، از اين مخالفتهاى خودشان؟ من متأسفم كه يك جمعيتى كه بايد به اين مملكت خدمت بكنند، بايد الآن قدردانى بكنند كه اين ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بيرون كرد و مفتخورها را دستشان را قطع كرد و آدمكشها را بعضيشان را به جزاى خودشان رساند و بعضيشان را هم مى‏رساند ان شاء اللَّه. من متأسفم كه اينها نمى‏آيند ميدان با اين ملت موافقت كنند. ملتى كه همه چيزش را داده و حالا شما آزادانه نشسته ايد توى اتاقهايتان و پايتان را روى پاى خودتان مى‏اندازيد و برخلاف اين‏ ملت قلمفرسايى مى‏كنيد. انسان متأسف مى‏شود از اينكه اين چه افكارى است كه اينها دارند. هى “ارتجاع، ارتجاع “! هر كلمه ارتجاع كه مى‏گويند اگر دلشان را بشكافيد، برمى گردد به اينكه اسلام ارتجاعى است؛ منتها جرأت نمى‏كنند بگويند. بعضيشان هم با صراحت يك كلمه‏اى گفتند و توبه كردند بعدش. و معلوم نيست كه توبه حقيقى هم باشد .

*قلمهاى وابسته به امريكا

بيدار بشوند ملت. و بيدار بشوند جوانهاى ما. توجه داشته باشند به اينكه امريكا با سرنيزه نمى‏آيد به ميدان شما. با قلم مى‏آيد به ميدان شما. با قواى انتظامى نمى‏آيد به اينجا. با آن اشخاصى كه دارد و دارد اين امور را مى‏گرداند به دست آنها، با آنها مى‏آيد به ميدان ما. اينها را بايد توجه به آن داشته باشيد. آلت دست واقع نشويد. هى سردتان بكند كه هيچى نشد. همه چيز شده است. شما اين چيز را چطور كم حساب مى‏كنيد كه يك قدرت شيطانى كه پشت سرش همه قدرتها بودند، نه فقط قدرتهاى ابرقدرت، قدرتهاى دست دوم هم پشت سرش بودند. شما شكستيد او را. از اين بالاتر چه مى خواهيد؟ شما در دنيا يك آبرويى پيدا كرديد. يك عظمتى الآن در دنيا پيدا كرديد كه كسى ندارد. اين را از بين نبريد براى خاطر اينكه مثلًا فرض كنيد فلان جا اسفالتش كم است- با اينكه مشغول‏اند به همه كارها- چرا اسفالت نشده. مگر شما خون بچه هايتان را داديد كه اسفالت عوضش بگيريد؟ مگر شما عوض مى‏خواستيد براى اين كار؟ اسفالت مى خواستيد مگر شما؟ شما براى خدا كار كرديد و براى خدا كسى [كه‏] كار مى‏كند از اسفالت بالاتر است، از همه چيز بالاتر است. ننشينيد و هِى بگوييد، هِى هر روز بياييد اينجا شكايت از امور بكنيد، اين شكايتها را بگذاريد براى بعد، حالا ما بين راهيم. بايد اين قدرت را بشكنيم تا آخر. بايد اين توطئه را خفه كنيم. و اين توطئه هاست كه شماها را وادار مى‏كند كه هى بياييد بگوييد كه هيچى نشده، هيچى نشده، هيچ فلان جا نشده. ببينيد اينها چه مى‏گويند، چه شده، اينهاست كه شده. خدا ان شاء اللَّه شما را حفظ كند. همه‏تان را حفظ كند. ان شاء اللَّه خدا اين جوانهاى ما، اين جوانهاى ما كه مشغول بودند از اول تا حالا و فداكارى كردند براى ما، براى اسلام نگه دارد اينها را. من دعاگوى اينها هستم. من خدمتگزار اينها هستم. من اگر مى‏توانستم مى‏رفتم، من هم مثل آنها خدمت مى‏كردم، لكن خوب من يك پيرمردى هستم اينجا نشستم، جز يك زبان الْكَن چيزى ندارم. خداوند همه شما را حفظ كند و موفقتان كند در امور ..

«ويژه نامه شيطان بزرگ» در خبرگزاري فارس

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

طبس – بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

بازخوانی امداد غیبی الهی در تهاجم نظامی آمریکا به ایران از طریق صحرای طبس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *