تیتر خبرها

ریشة نفرت ملّت ایران از آمریکا و علّت اشغال لانة جاسوسی

ریشة نفرت ملّت ایران از آمریکا و علّت اشغال لانة جاسوسی[1]

مبارزه ای که بطور مشخّص و واضح از سال 1341 به نحو همه گیر شروع شد، قبلاً هم بود .ولی به صورت صنفی و کوچک. بصورت دانشجویی، روشنفکری، یا روحانی، محدود بود، امّا از سال 1341 ، مبارزة همه گیر به رهبری علمای بزرگ و در رأس همه، امام بزرگوار شروع شد. از سال 1341 تا سال 1357یعنی شانزده سال، این مبارزه ادامه داشت تا به پیروزی رسید. عزیزان من، این مبارزة شانزده ساله، در واقع یک مبارزة ضدّ آمریکایی بود. اگر چه مبارزه با رژیم شاه بود، امّا رژیم شاه را اساساً آمریکاییها سر کار آورده بودند، آنها پشتوانه بودند که او بتواند مردم را آن گونه قتل عام کند، آن جور شکنجه کند، افراد را در زندان آن طور غریبانه، زیر شکنجه، یا در خیابانها و میدانها مثل 15 خرداد و 17 شهریور قتل عام کند، یا در مدرسة فیضیّه و دانشگاه به جان دانشجو و طلبه بیفتد. ملّت ما همة این گناهان بزرگ را از چشم آمریکا می دید و معتقد بود که دست او در کار است.آمریکا در داخل کشور ما با دو ابزار کار می کرد:- یکی ابزارهای آمریکایی، که عبارت بود از سرمایه گذاریها و دخالتهای در ارتش بوسیلة مجموعة کارشناسی نظامی و از این چیزها و نیز پولها  و سیاستها و سفارت آمریکا.- یک ابزار دیگر، عوامل صهیونیست بودند، اگر چه آن وقت صهیونیستها از ترس مردم، سفارتخانة رسمی در ایران نداشتند و جرأت نمی کردند، امّا مراکزی مخصوص صهیونیستها داشتند. آنها با عواملشان، با کسانشان، با سیاستمداران و با تجّارشان این جا کار می کردند.صحنة سیاست و اقتصاد و نیروی مسلّح ایران در مشت آمریکاییها بود! مردم این را می فهمیدند. امام هم از سال 41 و42 به این مطلب تصریح کردند. پس وقتی مبارزه در سال 57 پیروز شد و انقلاب پیروزمند به ثمر رسید، در حقیقت یک انقلاب ضدّ آمریکایی به ثمر رسیده بود. حالا شما ببینید، این جا ملّت ایران و انقلابیون حق داشتند با عوامل آمریکایی در این کشور چه کار کنند؟ خیلی کارها می توانستند بکنند، اگر هم می کردند، کسی ملامتشان نمی کرد، چون شانزده سال با آمریکاییها مبارزه کرده بودند و کتک خورده بودند. هیچ کس نمی گفت که چرا شما با آمریکاییها این کار، یا آن کار را کردید. دشمنی آمریکا در برابر بزرگواری امام و ملّتدر عین حال بعد از آن که انقلاب پیروز شد، انقلاب و مسئولین و شخص امام بزرگوار، نسبت به آمریکاییها در این کشور حدّاکثر ارفاق را کردند. سفارتشان سر جای خودش محفوظ بود، اوّل سفیر داشتند. بعد هم کاردار داشتند. چند نفر از آنها را روزهای اوّل انقلاب این جوانهای پر شور انقلابی دستگیر کردند و آنها را به آن مدرسه که امام (رضوان الله علیه) در آنجا وارد شدند آوردند. بعد امام به آن دست اندر کارهایشان پیغام فرستادند که مبادا کسی به آنها تعرّض کند. آنها را یکی یکی ول کردند و رفتند. اوّل عدّه ای از آنها از کشور خارج شدند، بعد هم سفارتشان این جا مشغول کار و فعّالیت بود.شما ببینید، این رفتارانقلاب و این ملّت نجیب و آن امام کریمِ نجیب و بزرگوارِ پر اغماض، با آمریکاییها در ایران بود، در حالی که عرض کردم اگر از سوی مردم و انقلابیون پرشور و شخص امامی که مظهر صلابت و قدرت بود، هر تصمیمی نسبت به آنها گرفته می شد، کسی در دنیا ملامت نمی کرد و نمی توانست بکند. این کارها را نکردند، از آن طرف آمریکاییها چه کار کردند! به جای این که این کرامت و بزرگواری را از امام بزرگوار و مردم،  مغتنم بشمارند و قدردانی کنند و پاسخ مناسب بدهند، به عکس، شروع به رفتار شدیدأ خصمانه کردند! این سفارتی که بعد به عنوان لانة جاسوسی معرفی شد، که واقعش هم همین بود، مرکز سازماندهی مخالفین و دشمنان انقلاب شد، که مرتب به آنجا بروند، دستور بگیرند، بیرون بیایند و علیه انقلاب و نظام اسلامی همکاری کنند! در سنای آمریکا علیه انقلاب مصوّبه گذراندند و تبلیغات آمریکایی علیه انقلاب و علیه نظام جمهوری اسلامی و علیه مردم در سراسر دنیا، یک تبلیغات به شدّت خصمانه بود و شد!این مردم مگر چه گناهی کرده بودند؟! چرا باید رژیم آمریکا با اینها این قدر خصومت و کینه ورزی نشان می داد؟ این سؤالی بود که آمریکاییها به آن جوابی ندادند و هرگز نمی توانند جواب دهند.محمّد رضا را که فراری ملّت ایران بود، در آمریکا پذیرفتند و به او به عنوان یک میهمان پناه دادند. اموالی را که در اختیار محمّد رضا بود، میلیاردها دلار است و در آمریکا سرمایه گذاری کرده بود. همه جای دنیا معمول است که وقتی شخصی در رأس رژیمی سرنگون می شود، اموال شخصی او که مال این مردم و این دولت است، به آن دولت برگردانده می شود، این در همه جا یک عرف است. اگر روزنامه ها را در قضایای گوناگون خوانده باشید، می بینید که همه جا این کار را کرده اند. هیچ جا سابقه ندارد که آن همه ثروت را که متعلّق به ملّت ایران در حسابهای محمّدرضا و کسانش در آمریکا بود، نگه دارند. یک ریالش را به مردم ایران ندادند، نگه داشتند، هنوز هم پیش آنهاست، هنوز هم طلب ملّت ایران از رژیم آمریکاست! میلیلردها دلار است!اموال و اشیایی را که دولت ایران در گذشته خریداری کرده بود و پولش از کیسة ملّت ایران داده شده بود، باید می آوردند. ملّت به آنها احتیاج داشتند، آنها را نگه داشتند، هنوز هم در انبارهای خودشان، نگه داشته اند. تحویل دولت جمهوری اسلامی و ملّت ایران ندادند و تا الآن هم نداده اند! طلبهای ایران که در آمریکا بود، بلوکه شد. آنها را بر نگرداندند. چرا؟ به این امید که شاید بتوانند نظام جمهوری اسلامی را متّهم کنند. حالا این پولها را به او ندهند که مورد استفاده اش قرار بگیرد. رژیم ایالات متّحدة آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همان روش قبل از پیروزی را ادامه داد. یعنی اعمال کینه و خصومت با ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی! در چنین شرایطی بود که قضیّة سفارت، اتّفاق افتاد. مرگ بر آمریکا از اعماق جان یکایک مردم بر می آیدآمریکا علاوه بر این که همیشه علیه انقلاب ما و پشتیبان آن رژیم بود و همة ضربه ها از سوی او بود و بدترین شکل دخالت یک دولت استکباری در یک کشور را تجسّم داده بود و مقدّسات ما را به بازی گرفته بودند و چه و چه و چه، بعد از انقلاب اسلامی و با جمهوری اسلامی این گونه رفتار کردند! در کشور ما اینها دلیل کینه های این ملّت و عقده های این ملّت علیه آمریکاست. حالا چه توقّعی دارند؟ توقّع نوازش از ملّت ایران دارند!« مرگ بر آمریکا» را کسی به ملّت ایران یاد نداد، از اعماق جان یکایک مردم برآمد که « مرگ بر آمریکا »[2].


[1]خاطرات و حکایتها جلد 5-1 خاطرات از زبان رهبری، مؤسّسة قدر ولایت، ص639

[2]– ایشان در همین سخنان( خاطرات و حکایتها جلد 5-1 خاطرات از زبان رهبری، مؤسّسة قدر ولایت، ص 648) نیز در رابطه با دلائل تسخیر لانة جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بیان میدارند: ملّت ایران یک ملّت انقلابی و یک ملّت مؤمن است. این انقلاب که مثل انقلابهای کمونیستی و رنگارنگ بعضی کشورهای دیگر نبود که اگر خواستند به کشوری که دشمن آنهاست، تعرّض کنند، فورأ در سطح بالا آن قدرت دیگری که پشتیبان آن است، فشار بیاورد که آقا نکنید. این گونه که نبوده است. در کشورهای دیگر در خیلی از انقلابها این طور بود که تا دولت انقلابی می خواست حرکتی علیه قدرتی انجام بدهد، آن قدرت می رفت و با قدرت پشتیبان این رژیم انقلابی، با هم تفاهم می کردند، کارها حل می شد! نظام جمهوری اسلامی تحت تأثیر قدرتی نبود. از همة آنها خودش را مستقل نگه داشته بود. لذا همة قدرتهای بزرگ با او کینه داشتند. این بود که جوششی رادر میان ملّت، به وسیلة قشر حاضر در صحنة شجاع متهوّر دانشجو ایجاب کرد، رفتند و سفارت را تسخیر کردند.این کار برای این بود که رژیم آمریکا بداند که نسبت به این انقلاب نمی شود شوخی کرد. این انقلاب، این ملّت و این کشور، از آن جاهایی نیست که تحمّل کند، بنشینند تا آن طرف دنیا علیه او خواب پریشان ببینند و توطئه درست کنند و این دست روی دست بگذارد و ساکت بنشیند.حرکت نسبت به سفارت آمریکا که به حق گفته شد لانة جاسوسی، که واقعاً مرکز جاسوسی بود، در حقیقت تبلوری از حقایق این انقلاب و حقایق این ملّت بود و نشان داد که این ملّت در مقابل قدرت پرگوی پر خواه متوقّع مغرور مستکبری مثل آمریکا هم تا همه جا ایستاده است. این ماجرای سفارت بود.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

اقدام دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر سفارت امریکا، کار بسیار بزرگی بود

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار پرشور هزاران نفر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *