تیتر خبرها

تلخترين شكست شيطان

پنجم ارديبهشت مصادف است با سالروز شكست مفتضحانه حمله
نظامي آمريكا به جمهوري اسلامي ايران در سال .1359 اين شكست
كه در صحراي طبس و به صورت ناباورانه اي نصيب « شيطان بزرگ »
شد, ابعاد وسيعي دارد كه تاكنون نيز بسياري از زواياي آن ناشناخته
باقي مانده است. اين شكست از آن جهت ناباورانه است كه نظاميان
متجاوز آمريكايي در عمليات خود, پيش بيني همه موانع و مشكلات
احتمالي را كرده بودند, جز اينكه با عاملي ماوراالطبيعه كه همان
حمايت و پشتيباني قدرت الهي از نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران
بود, مواجه شوند.
سران تروريست دولت آمريكا زماني دست به اين حمله نظامي
زدند كه تصور مي كردند با اين اقدام مي توانند سرافكندگي و
شرمندگي خود را كه از بابت تسخير انقلابي لانه جاسوسي آنها در
تهران نصيبشان شده بود, جبران نموده و با آزادسازي جاسوسان
خويش علاوه بر دستيابي به آبروي از دست رفته, قدرت نظامي خود
را نيز به رخ جهانيان بكشند. آنها مي دانستند كه فتح لانه جاسوسي
آمريكا در تهران, قدرت و ابهت پوشالي دولتشان را در جهان شكسته
و به تمسخر گرفته و جمهوري اسلامي ايران با اين اقدام انقلابي
الگوي همه حركتهاي رهايي بخش در دنيا شده است و از اين رو
مي بايست به هر نحوي در مقابل اين حركت پيروزمندانه عكس العمل
نشان مي دادند.
اما آنها از اين نكته غافل بودند كه دانه هاي شن در دل آن شب
ظلماني به فرمان الهي, اصحاب شيطان را كه نقشه نابودي كعبه آمال
مستضعفان جهان را در سر مي پروراندند, به صورت بسيار ساده و
غيرقابل پيش بيني با شكست مواجه خواهند ساخت و نظاميان
جنايتكار آمريكايي را به سزاي جنايات فراوانشان در حق ملت ايران
خواهند رساند و بار ديگر ثابت خواهند كرد كه انقلاب اسلامي ايران با
اتكا بر قدرت لايزال الهي, نظامي شكست ناپذير است.
اين شكست براي دولتمردان تروريست آمريكا چنان تلخ بود كه
آنها را ناگزير به اعتراف شرمگينانه كرد و انتشار خبر اين شكست
بي سابقه, حيثيت جهاني شيطان بزرگ را بر باد داد و سران نابخرد
آمريكايي را در بهت و حيرت و سردرگمي فرو برد. بطوريكه كارتر
رئيس جمهور وقت آمريكا در اين باره گفت: « سال آخر رياست
جمهوري براي من يك سال جهنمي بود. » برژينسكي مشاور امنيت
ملي كارتر نيز در اعترافاتي صريح اعلام نمود: « احتياج به گفتن ندارد
كه شكست ماموريت نجات (حمله نظامي آمريكا به طبس) تلخترين
نااميدي من در چهار سال خدمتم در كاخ سفيد بود. شكست اين
ماموريت جز يك راه براي ما باقي نگذارد و آن مذاكره بود. راه حل
نظامي گسترده چه از طريق محاصره و چه مين گذاري, اميدواركننده
نبود. . . ماجراي مفتضح ايران يكي از سه عامل مهم شكست كارتر بود.
اين ماجرا احساس نااميدي ملي را برانگيخت. »
روزنامه آمريكايي « نيويورك تايمز » پيرامون شكست ذلت بار
دولتمردان كشورش در طبس نوشت: . « . . داغ شكستي كه آمريكائيان
در ايران خوردند, تا مدتها آنها را رها نخواهد كرد, مخصوصا به اين
خاطر كه اين شكست ضربه اي دوباره به احساس غرور و اعتماد به
نفس آنان بود. براي جامعه اي كه شديدا به تكنولوژي معتقد است و به
آن ايمان دارد از كار افتادن سه هليكوپتر در ميان بادهاي شني بيابان ,
ضربه بسيار بزرگ و دردناكي است و ايران توانست نشان دهد كه
آمريكا تا چه حد و اندازه مورد نفرت دنياي خارج است و همين مساله
باعث خواهد شد كه در آينده آمريكا در معامله با دنياي سوم دچار
مشكلاتي گردد به خصوص از لحاظ عاطفي. . . » « سوليوان » آخرين
سفير آمريكا در ايران نيز اين شكست را « دوران تحقير ملي كه در
تاريخ آمريكا نظير آن ديده نشده » ناميد و « هاميلتون جردن » رئيس
وقت ستاد كاخ سفيد اين ماجرا را « كابوسي كه بر فكر و روح
دولتمردان آمريكا سنگيني مي كند » توصيف نمود.
اظهارنظرهاي فوق, نشان مي دهد كه سران جنايتكار آمريكا هيچ
ترديدي در پيروزي اقدام متجاوزانه خود عليه نظام نوپاي اسلامي
ايران نداشتند و به هيچ عنوان تصور نمي كردند كه اين نظام از جانب
نيرويي معنوي و ناشناخته مورد حمايت قرار گيرد. آنها كه براي
عمليات تجاوزگرانه خود همه جوانب را در نظر گرفته بودند, قصد
داشتند با استفاده از 90 نفر از ورزيده ترين كماندوهاي خود كه از
ماهها قبل به انجام انواع تمرينات عملي و تئوري پرداخته بودند و
حتي به زبان فارسي نيز تسلط يافته بودند, با هماهنگي ساير دول
غربي و همپيمان خويش و برخي از دولتهاي همسايه ايران و همچنين
همكاري ضد انقلاب داخلي بويژه برخي عناصر ملي گرا, با اين حمله
نظامي هم جاسوسان آمريكايي را نجات دهند و هم با بمباران منزل
حضرت امام « ره » و برخي مراكز حساس و اجراي توطئه هاي ديگر,
نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را براندازند.
اما از آنجا كه دست خداوند با اين انقلاب الهي بوده و هست, اين
تجاوز تروريستي نيز به رغم آنكه مطابق با آخرين دستاوردهاي
علمي, فني, نظامي و تكنولوژيكي بود, در اولين ساعات پس از شروع
به شكست انجاميد و متجاوزين جنايتكار را با معمايي پيچيده مواجه
و در حيرت فرو برد. اين ماجرامدتي بعد توسط سر دبير روزنامه
آمريكايي « نيويورك تايمز » به چاپ رسيد, هر چند كل ماجرا آن
چيزي نيست كه وي به چاپ رساند, اما از آنجا كه خاطرات خود
آمريكائيان داراي نكات قابل توجهي است, بازگويي فرازهايي از اين
خاطرات مي تواند يادآوري خوبي براي يانكيهاي متجاوز كه اين
روزها بار ديگر نقشه هاي تجاوز مجدد عليه جمهوري اسلامي ايران را
در سر مي پرورانند, باشد.
سردبير « نيويورك تايمز » نوشت: « داستان شكست ماموريت
نجات گروگانها بسيار كوتاه و ناراحت كننده است . در شب 24 آوريل
1980 ( 4 ارديبهشت 1359 ) هشت هليكوپتر نيروي دريائي از نوع « آر
هاش 53 » از عرشه ناو هواپيما بر پرواز كرده و از فضاي خليج
فارس در سواحل (جنوبي) ايران عبور كردند و از آنجا به جانب صحراي
شماره يك كه حدود 5 ساعت پرواز است حركت كردند. تقريبا در
همان زمان شش هواپيماي « هركولس سي 130 » نيروي دريائي
مخصوص انتقالات تاكتيكي هوايي كه از يكي از آنها بعنوان تانكر
بنزين استفاده ميشد, از يك پايگاه فاش نشده برخاستند تا با
هليكوپترها ملاقات كنند.
بعد از اينكه هليكوپترها حدود هشتاد مايل در فضاي هوايي ايران
بطرف صحراي شماره يك پرواز كردند يكي از هليكوپترها به علت
نقص فني در تيغه هاي پروانه اش مجبور به فرود اضطراري در محلي
فاش نشده در بيابان گرديد و خدمه هليكوپتر قبل از اينكه
هليكوپترهاي ديگر آنها را همراه خود ببرند تمام كتب رمز و اسناد
محرمانه را از هليكوپتري كه مي بايد بجا گذارند, خارج كردند. پس از
بجا گذاشتن يك هليكوپتر, هفت هليكوپتر ديگر به راه خود ادامه
دادند, ولي هنوز بيش از نيمي از راه باقي مانده بود كه هفت هليكوپتر
وارد يك توده ابر شني شدند كه به هيچ وجه انتظار آن را نداشتند و
هواشناسان و جوشناسان نظامي نيز قبلا فكر آنرا نكرده بودند, اگر چه
اين ابرها و طوفانها در آن فصل از سال در آن بخش از ايران بسيار رايج
و جريان دارد(!) اما هليكوپترها بدون برخورد با مشكل بزرگ از آن
توده ابر خارج شدند, ولي طولي نكشيد كه وارد دومين جريان طوفان
كه از اولي نيز بزرگتر بود, شدند. بطوري كه گفته شده است طوفان دوم
به عرض 200 مايل و بلندي حدود 6000 فوت بوده است .
همچنانكه هليكوپترها به زحمت راه خود را از ميان ابرها
مي گشودند (آنها مجبور بودند بخاطر صرفه جويي در مقدار سوخت
محدود خوداز ميان همين ابرها بگذرند), وسايل پرواز و هوانوردي
يكي از هليكوپترها از كار افتاد. شش هليكوپتر باقي مانده با حدود 50
تا 85 دقيقه تاخير از برنامه زمان بندي شده به صحراي شماره يك
رسيدند. در آنجا آنها شش هواپيماي سي 130 را كه در راه با مشكلي
برخورد نكرده بودند, منتظر يافتند.
در اين ميان هليكوپتر سوم كه در طي پرواز با مشكلات
هيدروليكي مواجه شده بود نيز براي ادامه پرواز, نامطمئن دانسته شد
و فرمانده واحد هليكوپترها كلنل نيروي هوائي « جيمز كابل » اين
هليكوپتر را از گردونه خارج ساخت و اين باعث شد كه تعداد
هليكوپترها به پنج واحد كاهش يابد. هنگامي كه يكي از هليكوپترها
جاي خود را تغيير ميداد تا هليكوپتر بعدي براي بازگشت به « نيميتس »
سوختگيري نمايد با يكي از هواپيماهاي « سي 130 » تصادم كرد و
ناگهان هر دودر ميان شعله ها ناپديد شدند. پوكه هاي فشنگ و گلوله و
مهمات مشتعل شده داخل « سي 130 » بطرف ساير هليكوپترها
پرتاب مي شد. »
« ژوزف. جي. بي. يزر » , سرهنگ نيروي هوايي آمريكا كه در اين
عمليات شركت داشته و جان سالم بدر برده است در اين باره چنين
مي گويد: « در آنجا گرد و خاك زيادي در اطراف پراكنده بود.. . خلبان
هليكوپتر ديد كافي نداشت, لذا او به خيال اينكه از ما دور مي شود دور
زد (در حالي كه به ما نزديك مي شد) و اين همان زماني بود كه با ما
تصادم نمود.. . »
خلاصه آنكه, اين اتفاقات موجب ناكام ماندن تجاوز نظامي
« شيطان بزرگ » عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران گرديد و
متجاوزان آمريكايي نيز كه به شدت از شكست حيرت انگيز خويش
خشمگين بودند, تحقير شده و خجل به عمليات خود پايان داده و
مراجعت نمودند, در حاليكه لاشه هواپيما و هليكوپترهاي سوخته و
حتي اجساد نظاميان خود را جا گذاشته بودند.
در حقيقت ماجراي طبس, مصداق عيني تحقق وعده خداوند براي
ياري رساندن به كساني كه خداوند را ياري كنند, بود. همان وعده اي
كه در آيه شريفه « و ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم. . . » داده
است, و آمريكائيها كه اعتقادي به اين وعده نداشتند, براي اولين بار
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران شاهد تحقق اين وعده بودند و هر
چند در طول دو دهه اخير موارد ديگري از حمايتهاي الهي از انقلاب
اسلامي ايران بخصوص در جنگ تحميلي عراق به كشورمان را نيز
مشاهده كرده اند, اما مطمئن باشند كه چنانچه خيال تجاوز ديگري را
داشته باشند, علاوه بر روبرو شدن با مقاومت سرسختانه ملت غيور
ايران, همچنان شاهد اينگونه حمايتهاي الهي از نظام مقدس جمهوري
اسلامي خواهند بود.

o حسن خياطي

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *