تیتر خبرها

زمينه ها و اهداف حمله نظامي آمريكا به ایران در بیابان طبس

عاقبت تجاوز به سرزمین شهیدان

شاخصترين تصميم آمريكا در مورد حمله به ايران و آزادي گروگانهاي آمريكايي ، طرح نجات با نام «پنجه عقاب‏»از طرف كارتر بود كه قرار بود در 4 ارديبهشت 59 (24 آوريل 1980) با استفاده ازپيشرفته ترين امكانات نظامي اين كشور و كمك هايكشورهي عربي و همسايه طرفدار آمريكا و گروهي از كماندوهي آمريكايي و عناصر مخالف انقلاب اسلامي به مرحله اجرا در آيد.

پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي بر اساس آموزه هاي اصيل ديني علاوه بر اينكه پارادايم حاكم بر مقولات دولت ملت و ساختار حكومت را به چالش كشيد ، با تبديل شدن به يك هژموني منطقه‏ي با شعار وحدت جهان اسلام و درهم نورديدن مرزهي جغرافيايي كشورهي مسلمان ، استراتژى‏هي امنيتي و منافع منطقه‏ي آمريكا را با شكست روبرو ساخت.

آمريكا كه تمام تلاش خود را در حمايت از رژيم شاه و جلوگيري از پيروزي انقلاب به كار بسته بود، با پيروزي انقلاب اسلامي سفارت خود را به عنوان پايگاهي بري طراحي و اجري توطئه عليه انقلاب تبديل نمود، تا بتواند آن بخش از اقداماتش را كه مي‏توانست در پوشش ديپلماتيك بري شكست يا به انحراف كشاندن نظام نو پي اسلامي انجام دهد، با مركزيت سفارت به اجرا درآورد.[1] افسران سازمان سيا (CIA) با استفاده از شرايط نابسامان بعد از انقلاب و درهم ريختگي و نامشخص بودن حوزه مسئوليت‏ها كه نتيجه طبيعي هر انقلابي است، سعي كردند تا با نفوذ در مناطق كليدي و حساس انقلاب اسلامي از تعميق و گسترش هر چه بيشتر آن جلوگيري نمايند. سفارت آمريكا با ايجاد شبكه‏هي جاسوسي و اطلاعاتي در پي آن بود تا با بحران آفريني، تضعيف نيروهي اصيل انقلاب و جايگاه و شخصيت حضرت امام و همچنين ايجاد گسست و شكاف ميان رهبري و نسل جوان، فعال‏ترين و انقلابى‏ترين نيروي جامعه را از رهبري دور كند تا بتواند با تاثير بر آنها و نفوذ در ارتش، حركت انقلابي مردم ايران را آسيب‏پذير نمايد. از اين رو مسئولين سفارت آمريكا در پي آن بودند تا با برقراري ارتباط با مسئولين دولت موقت -كه اكثرا ليبرال بودند- راه رسيدن به اهدافشان را تسهيل كنند.[2] آنگونه كه اسناد لانه جاسوسي نيز آشكار ساخت كه دولت آمريكا در پي آن بود تا با ايجاد ائتلافي از ليبرال‏هي سياسي، چهره‏هي ديني ميانه‏رو، سكولارها، ملي گرايان و سران ارتشي متمايل به غرب تحت لوي دولت موقت موجبات حذف تدريجي نيروهي وفادار به امام را از صحنه سياسي كشور ايجاد نمايد. [3]

توطئه هاي آمريكا در جهت شكست انقلاب مردم ايران و از سوي ديگر ورود شاه به آمريكا با اجازه كارتر رئيس جمهور اين كشور[4] فصل جديدي را در روابط ايران و آمريكا به وجود آورد كه همراه با افزايش بي اعتمادي و نفرت مردم ايران تا نقطه اوج بود؛ در 4 نوامبر 1979 (13 آبان 1358) تقريبا دو هفته پس از ورود شاه به آمريكا، و سه روز پس از ديدار بازرگان – برژينسكي در الجزاير گروهي از دانشجويان دانشگاههي ايران كه بعدها به «دانشجويان مسلمان پيرو خط امام‏» معروف شدند به سفارت آمريكا در تهران حمله كردند و 53 آمريكائي را به گروگان گرفتند. اين عمل از طرف حضرت امام مورد تاييد قرار گرفت و ايشان تسخير لانه جاسوسي آمريكا را انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ناميدند. تصرف سفارت آمريكا پيامدهاي ناگواري را براي آمريكا به دنبال داشت:

1. شكسته شدن ابهت و حيثيت پوشالي امريكا در سطح جهان و به ويژه منطقه.

2. افشا شدن دخالت پنهان و آشكار آمريكا در حمايت از رژيم ستم شاهي .

3. افشا شدن توطئه هاي گوناگون آمريكا براي براندازي نظام جمهوري اسلامي .

4. رسوايي عناصروابسته ليبرال و گروهكهاي ضدانقلاب و در نهايت شكست دولت موقت و احزاب و گروههاي وابسته به استكبار .

5 . به نمايش درآمدن قدرت و عزت مردم شجاع ايران در صحنه جهاني.

6. به زير سئوال رفتن داعيه رهبري جهاني آمريكا و آشنايي ملتهاي مظلوم جهان با چهره كريه آمريكا و جرات پيدا كردن مستضعفان جهان براي قيام بر عليه منافع آمريكا در سطح جهاني.

7. اشغال سفارت آمريكا در واقع تيرخلاص دولت موقت نيز بود. در نتيجه اين اقدام انقلابي، قدرت متزلزل دولت موقت رو به افول گذاشت و همگام با آن، اساس همكاري‌هي استراتژيك ايران و ايالات متحده فرو پاشيد. بازرگان دو روز پس از اين حادثه از سمت نخست وزيري استعفا كرد كه بلافاصله توسط امام پذيرفته شد و وظايف دولت موقت به شوري انقلاب، منتقل شد.

اشغال سفارت آمريكا در تهران ، حذف دولت موقت از صحنه جرايي كشور ، تثبيت پايه هاي قدرت و حاكميت انقلابيون مذهبي و استمرار ماجراي گروگان گيري وشكست كوششهي ديپلماتيك و طرحهي آمريكا جهت آزاد سازي جاسوسان خويش ، موجب بحراني بزرگ و اختلاف نظر در دستگاه ديپلماسي آمريكا پيرامون نحوه برخورد با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي گرديد . و در اين ميان شوراي امنيت ملي آمريكابه سرپرستي برژينسكي طرفدار اقدامات قاطع نظامي عليه انقلاب اسلامي شد.[5]

.برژيسكي مي گويد: روز 11 آوريل (22 فروردين ) ماه بوده جيمي كارتر« رئيس جمهور وقت آمريكا » درجلسه اضطراري شوري امنيت ملي گفت ؛ به نظرم امكان خلاصي گروگانها بسيار بعيد به نظر مي رسد و ما بايستي حاكميت خود را اعمال كنيم .[6] كارتر تاكيد مي كند : « من مي خواهم به محض آزاد شدن افرادمان، ايرانيها را تنبيه كنم , واقعا به آنها ضربه زنم ، آنها بايد بدانند كه نمي توانند ما را به بازي بگيرند . » [7] از ديدگاه « مايلز كاپلند »- از دست اندركاران سابق دستگاه اطلاعاتي آمريكا و همكار روزولت در كودتاي 28 مرداد 32 در ايران- نيز « هدف از تهاجم طبس , تنها آزادي گروگانها نبود , بلكه كودتا براي سرنگوني رژيم ايران , هدف اصلي اين عمليات بوده است . » [8]

در واقع آمريكا قصد داشت تا تحت پوشش نجات گروگان ها با استفاده از نيروي كماندويي و عناصر ضد انقلابي در داخل كشور به سفارتخانه و وزارت امور خارجه حمله ور شده و سپس به مراكز حساس دولتي كشور ، از جمله محل سكونت امام يورش برده و با بمباران و سقوط مراكز حساس ، جهت گيري براندازي را عملي سازد .

شرح عمليات پنجه عقاب

شاخصترين تصميم آمريكا در مورد حمله به ايران و آزادي گروگانهاي آمريكايي ، طرح نجات با نام «پنجه عقاب‏» [9] از طرف كارتر[10] بود كه قرار بود در 4 ارديبهشت 59 (24 آوريل 1980) با استفاده ازپيشرفته ترين امكانات نظامي اين كشور و كمك هايكشورهي عربي و همسايه [11]طرفدار آمريكا و گروهي از كماندوهي آمريكايي و عناصر مخالف انقلاب اسلامي به مرحله اجرا در آيد.[12]

در راستي پياده شدن دستور ياد شده ، يك ماه پس از فتح لانه جاسوسي ، نود نفر از كماندوهي امريكايي موسوم به «دلتا» به فرماندهي سرهنگ چارلي بكويث و سرگرد ميدوز به ايالت«آريزونا» ي آمريكا كه تقريبا شرايط كويري ايران را دارا بود و نيز در محل هايي كه شبيه سفارت آمريكا ساخته شده بود ، اعزام شدند تا آخرين مرحله تمرين و آموزش خود را تحت شرايط موقعيت مشابه ايران بگذرانند.از سوي ديگر گروههي ويژه سري كه بري پشتيباني و تدارك وسايل تكميلي طرح ، در نظر گرفته شده بودند، مخفيانه وارد ايران شدند و با گروهكهي ضد انقلاب اسلامي تماس گرفتند.نظاميان آموزش ديده آمريكايي ، در اواخر آذر ماه 1358 عازم كشور مصر شدند و در پايگاهي در نزديكي قاهره استقرار يافتند. [13]

برژينسكي در مورد چگونگي انجام اين عمليات مى‏نويسد:

«طرح عمليات كه پس از هفته‏ها بررسي و تحليل تهيه شده بود جمعا دو روز (از 24 تا 26 آوريل 1980 برابر با 4 تا 6 ارديبهشت 1359) بطول مى‏انجاميد. در شب اول هشت هلي كوپتر و سه هواپيمي سي – 130 در عمق خاك ايران در وسط بيابان فرود مى‏آمدند. هلي كوپترها پس از سوختگيري شبانه به نقطه‏ي در نزديكي تهران پرواز مى‏كردند و تمام روز را در انتظار فرا رسيدن شب در اين نقطه توقف مى‏نمودند. حمله بسوي سفارت كه محل نگاهداري گروگانها بود، در شب دوم با وسايط نقليه‏ي كه قبلا تدارك شده بود انجام مى‏گرفت و يك گروه جداگانه هم بري نجات “بروس لينكن ” كاردار سفارت و دو تن از همكارانش به محل وزارت خارجه ايران مى‏رفتند. برنامه دقيقي بري ورود به ساختمان سفارت و آزاد ساختن گروگانها پيش بيني شده بود و گروگان‏ها پس از رهايي و شايد به همراه چند اسير از اشغال كنندگان سفارت به استاديومي[امجديه] كه در نزديكي سفارت قرار داشت منتقل مى‏شدند و به وسيله هلي كوپتر به يك فرودگاه مجاور پرواز مى‏كردند. قرار بود اين فرودگاه شبانه بوسيله يك گروه كماندويي اشغال شود و گروگان‏ها و كماندوها با هواپيماهي مستقر در فرودگاه به پرواز درآيند. تمام مراحل عمليات در تاريكي شب پيش بيني شده بود و با تمرين‏هي مكرر بري اين عمليات بوسيله گروه ورزيده‏ي كه داوطلب انجام اين ماموريت شده بودند، همه ما به نتيجه آن اميدوار بوديم.»[14]

دولت تجاوزگر آمريكا در رابطه با چنين ماءموريتي متجاوز از 5 ماه تمام در صحراهي آريزونا تعليمات پيچيده و فشرده ي را به كماندوهي خود داده بود و از پيچيده ترين تكنيكهي نظامي اعم از تسليحات نظامي و دفاعي تا صنايع مدرن هواپيمايي استفاده كرده و بودجه نامحدودي را بري اين عمليات اختصاص داده بود. سازمان هواشناسي آمريكا وضع جوي ايران بخصوص منطقه فرود در صحري طبس ، را كاملا مورد پيش بيني علمي قرار داده بود و به علت اين كه هوي آن شب مهتابي بود، ورود هر نوع هوي غيرمطلوب و وقوع طوفان را بعيد مي دانست.

اصل غافلگيري

امريكايى‏ها به منظور رعايت اصل غافلگيري در عمليات نظامي همچنان تظاهر به تمايل بري حل مسالمت آميز مسئله مى‏نمودند. برژينسكي و هاميلتون جردن در يادداشتهي خويش متذكر مى‏شوند كه در روزهي پيش از آغاز عمليات نجات، مجددا باب مذاكره تازه‏ي را با ايرانى‏ها گشودند تا آنها را اغفال كنند و ايرانى‏ها احتمال ندهند كه امريكا قصد اجري عمليات نظامي را دارد و همزمان به امريكايى‏هي مقيم ايران از طرق مختلفي توصيه مى‏كردند كه ايران را ترك كنند.[15]

شرح ماجرا

سرانجام يك روز پس از اينكه يك گروه جاسوس از صليب سرخ بين الملي در ملاقات با گروگان ها مشخص نمود كه تمام گروگان ها در سفارت به سر مي برند ، كارتر در دفتر كارش كلمه رمز «برويد» را كه اعلام كننده آغاز حمله بود را صادر كرد .

عمليات در غروب روز پنجشنبه 4 ارديبهشت 58 شروع شد و شش فروند هواپيماي130-c و نود نفر از كماندوهاي آمريكا موسوم به نيروهاي دلتا، از قاهره به ناو هواپيمابر Nimitz در درياي عمان منتقل شدند.

نيمه شب پنجشنبه 4 ارديبهشت ماه مطابق با ساعت 13 به وقت واشنگتن هواپيماهي مذكور و هشت فروند هلي كوپتر نفربر از عرشه ناو هواپيمابر نيميتز برخاستند و با پرواز در ارتفاع كم و با استفاده از نقاط كور رادار ، راهي ايران شدند.پس از ورود به حريم ايران اسلامي ، يكي از هلي كوپترها در 120 كيلومتري شهر راور كرمان دچار نقص شد و ناگزير فرود آمد. سرنشينان اين هلي كوپتر ديگري منتقل شدند كه پس از طي مسافتي دستگاه هيدروليك اين هلي كوپتر نيز از كار افتاد، اما توانست خود را به نام هواپيمابر نيميتز برساند.

در هر صورت ، شش فروند هواپيمي 130 – C و شش فروند هلي كوپتر در محل مورد نظر واقع در صحري طبس در تاريكي شب فرود آمدند. در حال سوختگيري هلي كوپترها بري اجري مرحله بعدي عمليات ، يكي ديگر از آنها دچار نقص فني شد. با از كار افتادن اين هلي كوپتر، تمام برنامه هي امريكاييها به هم خورد زيرا آنها با محاسباتي كه انجام داده بودند، بري انجام مرحله بعدي عمليات حداقل به شش فروند هلي كوپتر نياز داشتند. موقعيت به ناو نيميتز و از آنجا به كاخ سفيد گزارش شد و از رييس جمهور كسب تكليف شد كارتر دستور توقف عمليات و عقب نشيني را صادر كرد؛ اما سپاه شيطان در چنگال عذاب الهي گرفتار شد. آن هنگام كه آمريكاييها قصد بازگشت كردند توفاني از شن برخاست ، هواپيماها و هلي كوپترهي آمريكايي ، در حال برخاستن از زمين دچار مشكل شدند، يك هواپيما و يك فروند هلي كوپتر با هم برخورد كردند و هر دو آتش گرفتند. در اثر حادثه ، هشت تن از امريكاييها در آتش عذاب الهي سوختند و بقيه پنج فروند هواپيمي 130 – C نيز از خاك ايران اسلامي فرار كردند. برژيسكي حالت كارتر را پس از صدور دستور توقف عمليات و عقب نشيني و آتش گرفتن هواپيما و هلي كوپتر امريكايي چنين توصيف كرده است : «وي بعدا سرش را ميان دو دستش گرفت و به مدت چند ثانيه روي ميز گذاشت … با شنيدن اين خبر به مانند مار زخمي به خود پيچيد و آثار درد و نگراني بر تمامي صورت او آشكار شد و به اطرافيانش بد و بي راه مي گفت.»[16]

نقش بني صدر

يكي از ابعاد اين جنايت هماهنگي و همكاري عناصر ليبرال و وابسته به آمريكا در اجراي هرچه دقيق تر اين تجاوز نظامي بود ؛ قبل از شروع عمليات بني صدر توسط فرماندهان نظامي منصوب خود نظير تيمسار شادمهر ، رئيس ستاد مشترك وقت ارتش و تيمسار باقري ، فرمانده وقت نيروي هوايي به پايگاه يكم شكاري دستور جمع آوري سريع توپ هاي 23 ميليمتري ضد هوايي كه حريم هوايي فرودگاه و پايگاه را تامين مي كرد ، داد . به نحوي كه باند فرودگاه تهران تا روز تهاجم بدون مراقبت بود. مشابه اين دستور به پايگاههاي ديگر ؛ مانند شيراز ، ايستگاه رادار مشهد و…نيز ابلاغ شده بود.

پس از شكست تجاوز طبس نيز ، بلافاصله كارتر طي بيانيه اي كه از طريق راديو آمريكا در سراسر جهان پخش گرديد، ضمن اعلام عدم موفقيت اين طرح، اعلام داشت كه اسناد طبقه بندي شده “سري ” در صحنه عمليات در هلي كوپترها به جاي مانده است. در واقع كارتر با اين كار به بني صدر هشدار داده بود كه اسنادي كه ارتباط با اين طرح را بر ملا مي سازد، در صحنه عمليات بر جاي مانده و بايد هر چه سريع تر فكري به حال آنها كرد.چند ساعت پس از اين پيام كارتر، به دستور مستقيم بني صدر كه در آن زمان فرماندهي كل قوا را نيز بر عهده داشت، بمب افكن هاي ايران، هلي كوپتر هاي در شن مانده و بي دفاع را بمباران كردند!! كه در اين حادثه علاوه بر انهدام تجهيزات نظامي پيشرفته و اسناد سري فرمانده سپاه يزد ، محمد منتظر قائم نيز به شهادت رسيد .[17]

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *