تیتر خبرها

شرح توطئه نافرجام

پنجم اردیبشهت ماه سالروز شكست حمله نظامی آمریكا در طبس بواسطه طوفان شن

در شامگاه چهارم اردیبهشت 1359 ه.ش هفت فروند هواپیماى غول پیكر نظامى 130 – C و هشت فروند بال گرد نظامى مجهز امریكایى مرزهاى هواى جنوبى ایران را بدون كوچك‏ترین مقاومتى پشت سر گذاشته و وارد حریم هوایى جمهورى اسلامى ایران مى‏گردند. یكى از پاسگاه‏هاى مرزى عبور آنها را گزارش مى‏دهد، امّا به دلایلى نامعلوم به آن گزارش ترتیب اثر داده نمى‏شود.
هواپیماها و بال گردها پس از طى مسافتى بیش از هزار كیلومتر در حریم هوایى ایران بدون برخورد با هیچ گونه مانعى جهت سوخت‏گیرى و احتمالاً براى هماهنگى شروع عملیات در یك فرودگاه متروكه – كه در جنگ جهانى دوم در نزدیك رباط خان طبس توسط قواى متفقین ساخته شده بود – فرود مى‏آیند. توطئه گران مجهز به تمامى تجهیزات نظامى و حتى تانك، موتور سیكلت‏هاى پرقدرت سریع و سنگین (تریل) اتومبیل جیپ و سلاح‏هاى مختلف بودند. زمان فرود اندكى قبل از نیمه شب چهارم اردیبهشت بود.
یك اتوبوس مسافربرى از كوره راه نزدیك عبور مى‏كند. با پنتاگون تماس گرفته شد كه چه تصمیمى در مورد چهل سرنشین اتوبوس بگیرند، دستور داده شد كه تمامى مسافران را بازداشت نموده و درون یك هواپیماى 130 – C قرار داده و به طور موقت آنان را از ایران خارج سازند. یكى از ایرانیان گفت: آنها به ما گفتند كه دوباره بر اتوبوس سوار مى‏شویم، یك امریكایى اتوبوس ما را به نزدیك هواپیمایى راند. او به ما گفت: پیاده شویم و سوار هواپیما گردیم. حساس‏ترین لحظات مأموریت فرا مى‏رسید. یكى از مسافران ایرانى گفت: ما در حال سوار شدن به داخل هواپیما بودیم كه ناگهان مشاهده كردیم یكى از هواپیماها آتش گرفت. حقیقت مطلب این بود كه یكى از بال گردها در زمین از هواپیماى 130 C-بنزین‏گیرى كرده بود، از زمین بلند شد تا بال گرد دیگرى جهت سوخت‏گیرى آماده شود، اما در این لحظه خلبان، بال‏گرد RH-S3D را به سرعت به سوى جلو راند. در این لحظه پروانه آن با بدنه هواپیما برخورد نمود و در همان موقع هر دو آتش گرفتند و هشت امریكایى هلاك گردیدند.
هم چنین قبل از آتش سوزى یك كامیون به طرف جاده مى‏آمد كه راننده‏ اش پس از تیراندازى به سوى تانكر متوارى شد. ترافیك غیر منتظره در جاده‏اى كویرى و احتمال فاش شدن مأموریت، مرگ كماندوها و احتیاج فورى به رسانیدن زخمى‏ها به بیمارستان یك تصمیم بسیار دشوارى را پیش مى‏كشید كه امریكایى‏ها باید هر چه زودتر صحرا را ترك كنند. زمانى باقى نمانده بود تا بدنه هواپپیما خنك شود و آنها اجساد را بیرون بكشند. در عوض نجات دهندگان باید در مرحله اول خود را از این وضع مى‏رهانیدند. پس به سوى هواپیماى 130-C رفتند و سوار آن شدند و پا به فرار گذاشتند. یكى از كسانى كه در این مأموریت نقش داشت، با حضور جیمى كارتر در مصاحبه مطبوعاتى پس از عملیات نافرجام نجات، جزئیات چندى از این مأموریت را فاش نمود، اما وزیر دفاع امریكا – هارولد براون – سرّى‏تر برخورد مى‏نمود و كم‏تر اطلاعات مى‏داد.
حضور كارتر در یك مصاحبه مطبوعاتى، آن هم درست چند ساعت پس از فرار امریكایى‏ها از خاك ایران با چشمانى سرخ و ورم كرده حاكى از بى‏خوابى، خشم، ترس و ناامیدى نشان دهنده این موضوع بود كه مى‏خواست به عوامل خود در درون ایران بفهماند كه عملیات عقیم مانده و آنان را از ادامه برنامه بازدارد.
نكته دیگر این كه پس از آن از سوى كارتر و هارولد براون اعلام گردید كه اسناد طبقه بندى شده و سرّى در صحنه عملیات باقى مانده، بال گردها مورد حمله واقع شده و همراه با اسناد باقى مانده نابود گردیدند. بال‏گردها مأموریت داشتند تا كماندوها را به یك اردوگاه دومى بعد از سوخت‏گیرى در محلى كه مخفى‏گاه كوهستانى نام داشت و خارج از تهران بود منتقل سازند تا از ردگیرى رادارها و نیروهاى دفاعى ایران در امان باشند. برخى از افراد نجات توسط كامیون‏هایى به محوطه سفارت امریكا در ایران (لانه جاسوسى) آورده مى‏شدند؛ هرچند كه این وسایل نقلیه از كجا مى‏آمدند؟ مسئله‏ اى سرّى بود. درست در زمانى كه بال گردها بر فراز لانه جاسوسى پدیدار مى‏شدند، مأموران نجات قصد ناتوان نمودن مأموران محافظ را داشتند، سپس گروگان‏ها و تیم مهاجم را به وعده گاهى كه مشخص شده بود با هواپیما منتقل مى‏نمودند.
روز جمعه پنجم اردیبهشت 1359 حدود ساعت 12 نیم روز از تهران به سپاه پاسداران انقلاب اسلامى یزد خبرى مبنى بر وجود چند هواپیما و بال گرد امریكایى در فرودگاه متروكه حوالى طبس كه مسافرین اتوبوسى را به گروگان گرفته‏اند، گزارش شد. در ساعت 3 بعد از ظهر همان روز از مركز سپاه یزد پنج نفر به سرپرستى محمد منتظر قائم (فرمانده سپاه این ناحیه) عازم محل حادثه شدند، در حوالى محل حادثه آنان با تعدادى از پاسداران كمیته برخورد نمودند، عده‏اى از افراد ژاندارمرى نیز در منطقه حضور داشتند، اما هیچ یك به محل هواپیما و بال گرد نزدیك نشده بودند، زیرا در همان هنگام چند فانتوم در ارتفاع زیاد در حال پرواز بر فراز منطقه بودند.
افراد ژاندارمرى منطقه به پاسداران اعزامى مى‏گویند: منطقه ناامن است و باید با مركز تماس بگیرند. اگر فانتوم‏ها ایرانى هستند مشخص شود و مطلع گردند كه منطقه را بمباران نكنند، زیرا نیروهاى ایرانى در آن جا هستند.
اگرچه افراد ژاندارمرى محل را ترك نمودند، ولى پاسداران به بال گردها نزدیك شدند. در یك سوى جاده دو فروند و در سوى دیگر چهار فروند بال گرد قرار داشت كه یكى از آنها در حال سوختن بود. از میان افراد اعزامى شهید محمد منتظر قائم و یك نفر دیگر به محل نزدیك‏تر شدند و مراقب مین گذارى احتمالى بودند تا به خودرو جیپ باقى مانده كه حامل مقدارى اسلحه و مهمات بود رسیدند، آن را روشن نمودند و به كنار جاده آوردند، سپس به چند موتوسیكلت تریل كه روى كیلومتر شمار آن كاملاً استتار شده بود رسیدند، در این بین متوجه توفان شنى كه به آنها نزدیك مى‏شد گردیدند، از اولین بال گرد كه گذشتند به وسایلى چون لباس و ماسك برخورد كرده و آنها را به كنار جاده انتقال دادند. سپس شهید محمد منتظر قائم و یكى از پاسداران با احتیاط داخل یكى از بال گردها شدند كه داخل آن یك تیربار كالیبر 50 سوار شده و روى سه پایه نوار فشنگ به آن وصل شده و كاملاً آماده شلیك بود.
در گوشه دیگر حدود 10 كیسه حاوى قطعات كالیبر 50 سوار شده، چند جعبه فشنگ كالیبر 50 تعدادى كیف مخصوص بى‏سیم صحرایى كه پر از مواد منفجره آماده انفجار بود و یك كلاسور محتوى چند ورقه درجه بندى شده یافتند. هر كدام از آنها با مقدارى وسایل و اسلحه نیروى دریایى امریكا از بال گرد خارج شدند.
در این هنگام توفان شن تمام شد و هوا كاملا صاف گردید. ناگهان سه یا چهار فانتوم از روى بال گردها عبور كردند، چرخى زده و به سوى آنها بازگشتند و با كالیبر 50 به سمت بال گردى كه دستگاه رادارى در آن روشن بود شلیك كردند. در یك لحظه آن بال گرد منهدم شد و از بین رفت. فانتوم‏ها كه دور شدند دو پاسدار به سرعت حدود صد متر از آنها فاصله گرفتند و روى زمین دراز كشیدند، اما فانتوم‏ها همچنان در حال پرواز بودند و به سوى دو پاسدار و دیگر نیروهاى اعزامى از سپاه یزد كه داخل جیب كنار جاده بودند، تیراندازى مى‏نمودند. سرانجام در اثر انفجار یك راكت، برادر پاسدار محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى یزد به شهادت رسید و دو تن دیگر زخمى گردیدند كه به طبس انتقال یافتند. پیكر مطهر شهید منتظر قائم شب هنگام بر شن‏هاى كویر آمیخته با خون خویش باقى مى‏ماند و صبح گاهان براى بردن اولین شهید حمله نظامى مستقیم امریكا به ایران، به سوى كویر مى‏آیند و این در حالى بود كه یك دستش قطع شده و پاره ‏هاى آهن راكت در قلبش فرو نشسته و به دیدار حق شتافته بود.

اهداف و مقاصد این تهاجم ناكام‏

از سوى تمامى خبرگزارى‏هاى جهان مخابره گردید كه نیروهاى كماندویى امریكایى با تجهیزات كامل نظامى براى نجات گروگان‏هاى لانه جاسوسى به سوى تهران رهسپار شدند، ولى به دلیل اشكال در برنامه در كویر ایران متوقف شده و افراد باقى مانده فرار كرده‏اند.
اما در پس این حركت چه قضایایى نهفته بود و آنها مى‏خواستند چه نقشه‏اى را عملى سازند؟ ساده ‏اندیشى است اگر تصور كنیم كه آنان صرفاً براى نجات 52 گروگان آن همه بال گرد و هواپیما و سلاح و مهمات را به ایران انتقال داده بودند. آنان مى‏خواستند مراكز مهمى چون منزل امام خمینى، مراكز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، مدرسه فیضیه، مقر ریاست جمهورى، نخست وزیرى، ستاد كمیته مركزى، انبارهاى مهمات ارتش را بمباران كنند. هم چنین شخصیت‏هاى مهم مملكتى را از بین برده ویك حكومت سوسیال دموكرات به سبك امریكایى و به ریاست شاهپور بختیار به روى كار آورند.
آنچه امام خمینى (قدس سره) پس از شكست حمله نظامى امریكا بیان فرمود، هم جواب این هدف واقعى امریكا و هم پاسخى براى مطالب ادعایى مبنى بر نجات گروگان‏هاست:
«كارتر گمان مى‏كند با دست زدن به این مانورهاى احمقانه، مى‏تواند ملت ایران را كه براى آزادى و استقلال خویش و براى اسلام عزیز از هیچ فداكارى روگردان نیستند، از راه خودش كه راه خدا و انسانیت است منصرف كند، كارتر باز احساس كرده با چه ملتى روبه روست و با چه مكتبى بازى مى‏كند. ملت ما ملت خون و مكتب ما [مكتب‏] جهاد است. كارتر باید بداند كه اگر این گروه به مركز جاسوسى امریكا در تهران حمله كرده بودند اكنون هیچ یك از آنها و از پنجاه نفر جاسوس محبوس در لانه جاسوسى چیزى نبود و همه رهسپار جهنم شده بودند. كارتر باید بداند كه حمله به ایران، حمله به تمام بلاد مسلمین است و مسلمین جهان در این امر بى‏تفاوت نیستند.»
از آن جا كه هدف امریكا نابودى انقلاب را به همراه داشت، نیروهاى انقلاب و به ویژه امّت مؤمن و مسلمان كه به پیروى از رهبر خویش معابر و خیابان‏ها را از شعار و فریاد مرگ بر امریكا پر كرده بودند، بغض خود را علیه امریكا افزودند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه مدام مورد غضب و بغض امریكا بوده و در همین توطئه یكى از بهترین نیروهاى خود را از دست داده بود علیه امریكا و عمّال داخلى موضع سخت گرفت و هنوز چندى نگذشته بود كه با شركت فعّال در كشف كودتاى استكبارى و دست‏گیرى عوامل داخلى ثابت كرد كه چگونه در مقابل ابرقدرت‏ها ثابت و استوار ایستاده است. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام كه در آن زمان به درستى نمادى از مبارزات ضد استكبارى امت ایران شناخته مى‏شدند و قبل از آن بارها مورد تخطئه مخالفین اشغال لانه جاسوسى قرار گرفته بودند بار دیگر در سطح جامعه اسلامى و انقلابى مطرح شدند و همین امر به شدت گرفتن جوّ ضدامپریالیستى موجود در ایران فزونى داد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، گروگان‏ها را به محل‏هاى متعدد در سراسر ایران انتقال داده و شور ضد امریكایى را به تمامى نقاط كشور سرایت دادند. به این ترتیب سیاست‏هاى امریكا در ایران به سختى شكست خورد.
از سوى دیگر این مانور امریكا موجب منسجم‏تر شدن صفوف امت انقلابى و مسلمان ایران علیه خود او گردید و یك بار دیگر خشم فزاینده ملت ایران علیه استكبار افزایش یافت. از جهت دیگر امریكا براى تبلیغات رنگارنگ خود هیچ محملى نیافت و این از بزرگ‏ترین خسارت هایى بود كه این حمله نظامى نصیب امریكا كرد. از جانب دیگر امریكا با دست زدن به این توطئه نافرجام، خود را بیش از گذشته در ایران اسلامى به عنوان استعمارگرى خونخوار و كینه توز مطرح كرد. هم چنین گروهك‏هاى مخالف جمهورى اسلامى كه تا آن زمان خود را ضد امپریالیست مى‏خواندند و هم مقابله و مبارزه جمهورى اسلامى با امریكا را یك حركت ظاهرى مى‏خواندند، بر اثر یورش نافرجام مذكور، تمامى رشته‏ هاى خود را پنبه یافتند و تمامى تحلیل‏ها و تفسیرهاى خود را مبنى بر این كه ضد امریكایى بودن ایران یك نمایش است بر باد رفته دیدند. از این رو به یك ورشكستگى سیاسى تمام و بى‏آبرویى مفرط دچار شدند. ستون پنجم نیز افشا گردید و اقدامات هم زمان گروهك‏ها و نیز موضع‏گیرى‏هاى آنان پس از شكست طبس ماهیت امریكایى آنان را آشكارتر ساخت.
شكست عملیات در صحراى طبس براى دولتمردان امریكایى به طور اخص و مردم جهان به طور اعم بسیار شگفت‏ آور و غیر منتظره و برخلاف مسایل علمى و تكنیكى جلوه‏ گر شد، زیرا دولت تجاوزگر امریكا:
1 – در خصوص چنین مأموریتى متجاوز از پنج ماه تمام در صحراى آریزونا – جایى كه تقریباً داراى شرایط كویر ایران است – تعلیمات پیچیده و فشرده‏اى را به كماندوهاى مخصوص خویش داده بود.
2 – از پیچیده ‏ترین تعلیمات و تكنیك‏هاى نظامى، اعم از تسلیحات دفاعى تا صنایع مدرن استفاده گردیده بود، زیرا بال گردهاى RH-S3D سیكورسكى از بهترین نوع بال گردهاى مخصوص عملیات نجات در نظر گرفته شده بودند و قبلاً كارآیى بسیار خوب و درخشانى از خود نشان داده بودند.
3 – براساس گفته‏ هاى مقامات رسمى پنتاگون، بودجه هنگفتى جهت این عملیات در نظر گرفته بودند.
4 – تمامى گروه‏ها و احتمالاً كسانى كه در عملیات نجات موفقیت ‏آمیز شركت داشتند نقش مؤثرى در هماهنگى و سازماندهى این طرح عهده ‏دار بودند.
5 – به كمك سازمان هواشناسى امریكا وضع جوّى ایران به خصوص منطقه فرود در صحراى طبس كاملاً مورد پیش بینى علمى واقع شده بود. به علت این كه آن شب، مهتابى بود و احتمال وقوع طوفان معمولاً در این مواقع بعید به نظر مى‏رسید، ورود هر نوع جبهه هواى غیر مطلوب شگفت‏ آور است.

این جاست كه فرمایش قرآن كریم دقیقاً تحقق عینى پیدا مى‏كند، آن جا كه خداوند مى‏فرماید:
«لاَ یَزَالُ الَّذِینَ كَفَرُواْ تُصِیبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ» سوره رعد، آیه ‏37؛  آنان كه كفر ورزیدند به آنچه با دست‏هاى خود ساخته‏ اند سركوبى سختى پیوسته بر آنها خواهد رسید.
پس از این اعجاز خداوندى آن چه برجاى ماند چیزى جز پیكره سوخته و سرافكندگى و اقرار شرم آلود به شكستى بزرگ از طرف دشمن و ایجاد اتحاد و حاكمیت توحید در بین امت اسلام و اعلام خدا صاحبى این ملت نبود. دشمن كوشید تا با ایجاد جوّ روانى حقیقت از دست رفته را باز یابد، ولى مؤثر واقع نشد و به لطف خداوند، مردم، پایدارتر و هوشیارتر شدند.

بررسی ‏هایى در خصوص زمینه‏ هاى تجاوز

اول – در روز 19 فروردین جیمى كارتر رئیس جمهور اسبق امریكا بر صفحه تلویزیون ظاهر گردید و اعلام نمود كه امریكا با ایران قطع رابطه كرده است. هم چنین اعلام نمود كه به دیپلمات‏هاى ایرانى مقیم امریكا یك مهلت 24 ساعته داده شده است تا خاك امریكا را ترك كنند.
در این خصوص امام خمینى فرمود: اگر تنها یك كارى را كارتر به نفع محرومان كرده باشد، همین قطع رابطه است.
لذا قطع شدن رابطه ایران با شیطان بزرگ مورد بحث محافل مختلف قرار گرفت و هر یك به مقتضاى منافع خود تحلیل‏ هاى گوناگونى ارائه كردند، اما واكنش رسمى نظام اسلامى ایران در چند جمله مختصر رهبر انقلاب خلاصه گردید كه فرمود: ملت شریف ایران! خبر قطع رابطه بین امریكا و ایران را دریافت كردم. رابطه بین یك ملت به پا خاسته براى رهایى خود از چنگال چپاول گران بین المللى با یك چپاول گر عالم‏خوار همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاول گر است. ما این قطع رابطه را به فال نیك مى‏گیریم، چون كه این قطع رابطه دلیلى بر قطع امید دولت امریكا از ایران است. ملت رزمنده ایران اگر این طلیعه پیروزى نهایى را كه ابرقدرت سفاكى را وادار به قطع رابطه یعنى خاتمه دادن به چپاول گرى كرده، اگر جشن بگیرد حق دارد. صحیفه نور، ج ‏7، ص ‏170.
در واقع قطع رابطه و قطع امید در پى موضع‏گیرى‏هاى مداوم رهبر انقلاب اسلامى صورت گرفت، و امریكا ناگزیر به انجام آن شد، در پیام امام خمینى (ره) به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامى در سال 1359 ه.ش آمده است:
شیطان بزرگ براى رسیدن به چند سال سند جنایت به هر وسیله ممكن دستاویز به هر نقشه شیطانى متشبث مى‏شود. او گاهى با اشغال نظامى و پیاده كردن چتربازان در لانه جاسوسى و گاهى با محاصره اقتصادى و منزوى كردن، كشور ما را تهدید مى‏كرد و از آن نتیجه نگرفت و اكنون به یك نقشه سیاسى دست زده است.
امام با این اندیشه كه رابطه با امریكا را مى‏خواهیم چه كنیم، قطع ارتباط با استكبار را به فال نیك گرفت و امریكاى مستأصل پس از 16 روز صدق گفته امام را با عمل خود ثابت كرد و با تجهیزات نظامى به عنوان نجات گروگان‏ها به ایران هجوم آورد كه در كویر ایران دچار خشم و توفان گردید.
2 – با اشغال لانه جاسوسى از سوى دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – كه در حقیقت انقلاب دومى به وقوع پیوست – توطئه‏ هاى مزورانه امریكا در نفوذ، رسوخ و مسخ انقلاب اسلامى به شكست منجر شد. دست‏هاى خیانت بار همساز با شیطان بزرگ نیز در این ماجرا افشا گردید. لذا تهدیدات نظامى و اقتصادى از ابتدایى‏ترین اقدامات جهت غلبه بر این پیروزى بزرگ بود. امت مسلمان ایران از تاریخ 13 آبان 1358 كه روز تسخیر جاسوس خانه امریكا بود در گرماگرم یك جریان حادّ ضد امریكایى قرار گرفته بود.
البته مردم، مخصوصاً دانشجویان چنین مبارزه پرشور و خط مبارزاتى پیگیر را از رهبر انقلاب كه امریكا را به بن‏ بست كشانده بود، فرا گرفته بودند و تسخیر آن لانه جاسوسى محصول حملات بى‏امان امام خمینى علیه امریكا بود. ایشان در یك سخنرانى تلویزیونى فرمودند: «چرا جوانان و طلاّب ما ساكت نشسته ‏اند و علیه امریكا و توطئه‏ هاى او نمى‏شورند» دو سه روزى از این بیانات نگذشته بود كه لانه جاسوسى در تهران فتح گردید. شكست كوشش‏ هاى دیپلماتیك و طرح‏هاى بسیار مزدورانه امریكا براى آزادسازى گروگان‏ها از اهم زمینه‏ هایى بود كه موجبات این تهاجم را فراهم ساخت.
3- گروهك‏هاى چپ و راست داخلى كه همیشه كوركورانه دستورات اربابان خود را عملى مى‏ساختند، این بار نیز به خاطر حفظ سنگر دانشگاه و مخالفت با تعطیلى دانشگاه‏ها و مبارزه با اصل انقلاب فرهنگى به شیوه انقلاب اسلامى به جنگ و جدال، خونریزى، هیاهو و سنگربندى مشغول گشته و آن چنان ماهرانه جوّ را آماده ساختند كه گویى این بخش نیز جزیى از طرح كلّى تجاوز نظامى بوده است.
4- در همین ایام بود كه رژیم حاكم به عراق به آتش افروزى‏هاى مرزى خویش دامن زد و در مناطق غربى نیز احزاب سیاسى به بلوا و آشوب علیه نظام اسلامى دست زدند. این تشنج‏ها از آن جا كه از یك منبع فرمان مى‏گرفت به گونه‏ اى وسیع و گسترده جلوه نمود تا این كه با اعزام نیروهاى سپاه و ارتش به سوى این نواحى مسئله به شكل درگیرى درآمد و نقل و انتقال قواى نظامى از مركز به سمت غرب كشور، غیر از كنترل ضد انقلاب داخلى نتایج ناگوارى داشت، زیرا تمركز نیروها در آن زمان در یك منطقه، به فراموش سپردن دشمن خارجى و باز گذاشتن دست او براى تجاوز تلقى مى‏گردید. هم چنین به دلیل این گونه مسایل در زمان تهاجم نظامى هیچ كدام از لوازم دفاعى و مخابراتى مهم در حومه مركزى ایران استقرار نداشته است.

طبس فتر خددفتر خدمات ارتباطی ده محمد

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *