تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)5) مقالات پیرامون تسخیر لانه جاسوسی و حمله نظامی آمریکا در طبس / بیابان طبس و رسوائی دولت مردان فریبکار متجاوز آمریکایی که نمی خواستند شاه را تحویل ایران بدهند

بیابان طبس و رسوائی دولت مردان فریبکار متجاوز آمریکایی که نمی خواستند شاه را تحویل ایران بدهند

چهارشنبه مصادف با بيست و ششمين سالگرد تهاجم نظامي آمريكا به طبس در 5 ارديبهشت ماه سال 1359 بود .

آمريكا در اين تاريخ براي آزاد كردن جاسوسان آمريكايي در اختيار دانشجويان پيرو خط امام براي نخستين بار و به صورت مستقيم خاك جمهوري اسلامي ايران را مورد تجاوز و تعرض قرار داد.

در اين خصوص فرانسيس آنتوني بويل، استاد دانشگاه ايلي نويز آمريكا مي‌گويد: «دولت كارتر در توصيف حوادث پيرامون بحران گروگانگيري در ايران، منشأ حوادث را به عمد نقطه‌اي قرار داد تا اختلاف با ايران به نحوي ارايه شود كه متضمن بيشترين نفع براي مواضع اتخاذ شده آمريكا باشد.

دولت كارتر به نحو غيرمنصفانه‌اي ايران را آغاز‌گر بحران معرفي مي‌كرد، در حالي كه آمريكا مسبب اصلي آن بود. در فرو نشاندن بحران، دولت كارتر مي‌بايست علناً مسئوليت سياسي و حقوقي خويش را به عنوان مسبب بحران مي‌پذيرفت.»

بعد از اشغال سفارت، آمريكاييان از طريق برنامه و روش‌هاي مختلفي كوشيدند تا گروگان‌هاي خود را آزاد كنند؛ من‌جمله اين‌كه نسبت به بلوكه كردن دارايي‌هاي  ايران در بانك‌هاي آمريكا و همچنين تحريم‌هاي اقتصادي ايران اقدام كردند و در 20 فروردين 1359 رابطه خود را با ايران قطع كرد تا در صورت انجام حمله نظامي عليه ايران دشواري‌ها و مشكلاتي متوجه منافع آمريكا در ايران نشود.

از طرف ديگر اشغال سفارتخانه آمريكا درست در زماني صورت پذيرفته بود كه انتخابات رياست جمهوري در آمريكا نزديك بود. كارتر مايل بود براي بار دوم رئيس جمهور شود و اين در حالي بود كه با نزديك شدن زمان انتخابات، رونالد ريگان، نامزد رقيب كارتر از حزب جمهوري‌خواه و همكاران او مانع حل اين مسأله مي‌شدند.

به همين خاطر بايد تصميمي گرفته مي‌شد كه هرچه زودتر به رهايي گروگان‌ها بينجامد. پس از سه هفته در 22 فروردين ماه 59 (11 آوريل) تصميم نهايي براي رهايي گروگان‌ها با توسل به زور، يعني به كمك يك گروه به‌اصطلاح نجات، گرفته شد.

برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر، در كتاب توطئه در ايران در اين باره مي‌نويسد: «تصميم براي رهايي گروگان‌ها با توسل به زور، در فاصله سه هفته‌اي بين 21 مارس تا 11 آوريل 1980 اتخاذ شد.

عقيده من از ابتدا اين بود كه ما بايد عمليات نجات را در قالب يك برنامه عمليات نظامي وسيع‌تر كه جنبه تنبيهي داشته باشد، انجام بدهيم. اگر عمليات نجات موفق مي‌شد كه اقدامات جنبي و تنبيهي آن هم قابل توجيه بود و اگر موفق نمي‌شد، مي‌توانستيم افكار عمومي را متوجه موفقيت عمليات نظامي و تنبيهي خود نماييم و اعلام كنيم كه در ضمن براي نجات گروگان‌ها تلاش كرديم، ولي متأسفانه موفق نشديم».

كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا نيز در كتاب «444 روز ماجراي گروگان‌هاي آمريكايي در ايران» تصريح مي‌كند: «بر طبق اين برنامه، فرودگاهي نظامي و طبيعي و دور افتاده واقع در نزديكي شهر طبس حدود دويست مايلي جنوب شرقي تهران براي فرود گروه مهاجم در نظر گرفته شد.

طبق عكس‌هاي هوايي كه از اين مكان تهيه شده بود، اين مكان براي فرود آمدن هواپيماهاي حمل و نقل در شب، مناسب‌ترين محل بود. عمليات از جزيره مصيره، واقع در درياي عمان، آغاز مي‌شد كه تا محل فرود و آغاز عمليات 600 مايل فاصله داشت.

شش فروند هواپيماي سي-130 حامل 90 نفر از جمله پنج نفر ايراني و يك تيم مهاجم از آلمان غربي، سوخت، وسايل و تجهيزات بودند كه افراد و تجهيزات خود را در محل فرود، به هشت فروند هليكوپتر «آر-آچ-53» و «سي‌استاليون» كه قرار بود از ناو نيميتس در خليج فارس به آنها بپيوندد، منتقل مي‌كردند.

هلي‌كوپترها بايد نيروهاي مهاجم را به مخفي‌گاهي در ميان كوه‌هاي اطراف تهران انتقال مي‌داد تا شب بعد كاميون‌هايي كه به وسيله عمال ايراني آنها در تهران تدارك ديده شده بود آنها را به شهر بياورد.

مأموريت آنها رهايي كليه گروگان‌هاي مستقر در لانه جاسوسي و سه نفر گروگان ديگر مستقر در وزارت امور خارجه و انتقال آن‌ها به پادگان منظريه در جنوب تهران بود تا از آن‌جا با هواپيماهاي سي‌140 به خارج منتقل شوند.

مسئوليت اجرايي اين عمليات با شخص برژينسكي بود، ژنرال جونز عمليات را از مركز فرماندهي نظامي ملي در واشنگتن هدايت مي‌كرد، ژنرال وات از مقر خود در وادي قنا مصر عمليات را مدنظر داشت و فرماندهي مستقيم اين عمليات هم بر عهده سرهنگ بكويث بود.»

اين برنامه در روز 22 فروردين 1359 (11 آوريل 1980) وقتي كه معلوم شد شوراي انقلاب هيچ اقدامي را براي آزادي گروگان‌ها انجام نخواهد داد» دگربار از سوي كارتر و مشاوران طراز اولش ماندل، براون، برژينسكي، كريستوفر، ترنر، جونز، جردن و پاول و در غياب ونس، وزير امور خارجه، دگربار مرور شد.

بهانه كارتر براي اين اقدام حفظ «سلامت و جان گروگان‌ها و هم‌چنين شرافت ملي» ايالات متحده بود.

در اين راستا چند روز پيش از وقوع حمله آمريكا، با توطئه عوامل داخلي توپ‌هاي ضدهوايي از پايگاه‌ها و فرودگاه‌هاي مهم جمع‌آوري شد و به كاركنان آنها نيز مرخصي فوق‌العاده داده شد تا هواپيماهاي آمريكا بدون هيچ مانع جدي به عمليات خود كه همان بمباران مراكز حساس نظام بود، بپردازند.

عوامل غيرايراني هم كه قبلاً به عناوين متفاوت بازرگاني و خبرنگاري و غيره، به ايران رفت و آمد مي‌كردند هم اطلاعات دقيقي در زمينه محافظان گروگان‌ها در اختيار اين دولت گذاشته بودند. ارتباط بين پنتاگون و گروه نجات هم از طريق ماهواره و ساير وسايل ارتباطي تأمين شده بود.

در اين عمليات كه به ظاهر براي مين‌گذاري سواحل ايران صورت مي‌گرفت، برخي كشورها همچون عمان و عربستان سعودي كه در مسير اين نقل و انتقالات بودند ظاهراً بي‌خبر ماندند، برخي ديگر هم چون بريتانيا مطلع شدند و برخي ديگر همانند مصر و آلمان غربي پا از اين فراتر گذاشته اقدام به همكاري فعالانه كرده بودند.

به اين ترتيب چهارشنبه سوم ارديبهشت ماه (23 آوريل) هنگامي كه به نظر مي‌رسيد «امكان آزادي گروگان‌ها ظرف پنج يا شش ماه آينده بعيد است» و عوامل ايراني ايالات متحده هم «نسبت به موفقيت طرح نجات گروگان‌ها بسيار خوشبين بودند» عمليات آغاز شد.

اما هنگامي كه هواپيماها در محل فرود در كوير منتظر هشت فروند هلي كوپتر بودند، تنها شش هلي‌كوپتر را با يك تا يك ساعت و نيم تأخير رؤيت كردند. دو فروند ديگر به علت نقص فني و طوفان شن، از ادامه مسير بازمانده، به ناو نيميتس بازگشته بودند.

برژينسكي در اين باره مي‌گويد: «در اواسط ناهار، براون (وزير دفاع) را پاي تلفن خواستند و او در مراجعت، اولين خبر بد را به ما داد. دو هلي‌كوپتر از هشت هلي‌كوپتر در محل موعود فرود نيامده بودند، ولي هنوز اين اميدواري وجود داشت كه با تأخير به مقصد برسند.

تا ساعت 3:15 بعدازظهر (به وقت آمريكا) خبر تازه‌اي دريافت نشد. در اين ساعات براون خبر داد كه از دو هلي‌كوپتر يكي در بين راه از كار افتاده و رها شده و دومي به علت اشكال فني در نتيجه طوفان شن، به ناو هواپيمابر «نيميتس» بازگشته است.

با وجود اين، شش هلي‌كوپتر باقي‌مانده براي انجام عمليات كافي بود. كليه هواپيماهاي سي-130 هم در تاريكي شب در محل موعود نشسته بودند.»

از شش فروند هم، يك هليكوپتر به هنگام سوخت‌گيري در صحراي طبس با يك فروند هواپيماي سي‌130 برخورد كرد و به همراه هواپيما منفجر شد.

در مورد اين حادثه، بكويث به فرمانده عمليات دلتافورث در صحراي طبس در كتاب «نيروي دلتا: از پلي‌مي تا طبس» مي‌نويسد: «وقتي براي گريه نداشتيم، در ميان تندباد، يكي از هليكوپترها را ديدم كه از زمين بلند شد و به سمت چپ كج شد و به آرامي به عقب خزيد، سپس صداي مهيبي بلند شد.

صداي انفجار بمب نبود، صداي شكستن نبود، صداي چيزي بود كه با يك ضربه متلاشي شود. شعله‌هاي آتش تا ارتفاع 300، 400 پايي مي‌رسيد، هوا مثل روز روشن بود.

موشكهاي VDE منفجر مي‌شدند. گردونه‌هاي آتش در آسمان مي‌چرخيدند، مثل اين بود كه افراد در گوي آتش حركت مي‌كردند.» در ميان آتش، هشت نفر از گروه مهاجم كشته شده، سه نفر ديگر سوخته بودند.

از آنجا كه ادامه عمليات ديگر ممكن نبود، بنا به درخواست بكويث، كارتر مأموريت را لغو كرد و كليه نيروهاي مهاجم با هواپيماهاي باقي مانده مجبور به ترك خاك ايران شدند.

واكنش مقامات آمريكايي به شكست در طبس

پس از لغو اين مأموريت، اولين اقدام كارتر و گروه مشاورانش در شوراي امنيت ملي آمريكا تهيه و صدور اعلاميه و بيانيه‌هايي براي توجيه افكار عمومي بود كه بايد بعد از «خروج كامل گروه عمليات» از ايران، صورت مي‌گرفت.

با اين اقدام، هيأت حاكمه آمريكا در صدد بود: «هر نوع واكنش شديد ايرانيان را تعديل كرده و از اين كه مأموريت گروه نجات به شكل اغراق‌آميزي به صورت يك حمله تمام عيار نظامي تلقي شود، جلوگيري به عمل آورد. زيرا در غير اين صورت احتمال داشت به گروگانها آسيب برسد.

از طرفي بايد به افراد خود در تهران كه داراي كاميون، تجهيزات راديويي و ديگر وسايل مورد سوءظن بودند، اطلاع مي‌دادند تا فرصت حفاظت از جان خود را به دست آورند».

البته توضيحات خود مقامات آمريكايي از احساسات‌شان به دنبال شكست عمليات طبس نيز خواندني است.

برژينسكي در اين باره مي‌نويسد: «كارتر حالت كسي را داشت كه كاردي در بدن او فرو كرده باشند. درد و رنج تمام وجود و چهره او را فراگرفته بود شكست عمليات نجات، تلخ‌ترين شكست و دلشكستگي براي خود من در مدت چهار سال خدمت «كاخ سفيد بود.»

هاميلتون جردن، رئيس ستاد كاخ سفيد و از دستياران نزديك كارتر نيز در كتاب «بحران» چنين مي‌نويسد: «هليكوپترها، هليكوپترهاي لعنتي، چيزي كه قرار است آمريكا بهترين سازنده‌اش باشد، بهترين وسيله مكانيكي ما، چنين از آب درآمده است. براي من جاي تعجب بود و معني‌اش را نمي‌فهميدم.»

همچنين هارولدبراون وزير دفاع وقت آمريكا درباره علت شكست در طبس مي‌گويد: «گويي آيت‌الله خميني در بالكن مقر سكونت خود حضور يافته بود و با هر حركت دست او يك هواپيما به زمين مي‌افتاد».

براي كارتر به طور اخص و براي ايالات متحده به طور اعم، ماجراي اتفاق افتاده در صحراي طبس شكستي نظامي، ديپلماتيك و سياسي بود، بويژه آنكه سايروس ونس، وزير امور خارجه و همفكر دموكرات و قديمي كارتر در مخالفت با اين اقدامهاي سركوبگرانه و غيردموكراتيك كارتر و برژينسكي در سياست خارجي آمريكا، استعفا داده بود.

به هر حال استفاده از آخرين امكانات و تكنولوژي نظامي و بودجه نامحدود، بيش از 5 ماه تمرين در صحراهاي آريزونا، استفاده از بهترين نوع هليكوپترها، استفاده از بهترين كارشناسان سرويس نيروي هوايي آمريكا جهت پيش‌بيني هوا و انتخاب بهترين زمان جهت اجراي عمليات، سرعت ويژه عمليات براساس برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده، احتمال موفقيت عمليات با تقريب بيش از 90 درصد، استفاده از امكانات برخي كشورهاي منطقه در اين عمليات، هماهنگي شوروي با اين عمليات به علت حمله نظامي اين كشور به افغانستان، برنامه بمباران پايگاه‌هاي مهم هوايي ايران توسط هواپيماهاي آمريكا در صورت لزوم، جمع‌آوري توپهاي ضدهوايي شهرهاي مشهد، تهران، شيراز و بابلسر در حوزه عملياتي آمريكاييها توسط عناصر طرفدار شاه در ستاد مشترك و نيروي هوايي، شرايطي را براي آمريكاييها به وجود آورده بود كه اين شكست را براي آنان غيرقابل تحمل مي‌كرد.

به همين دليل كارتر بلافاصله پس از انتشار خبر شكست در طبس بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و گفت: «در ساعتهاي آخر پريروز من طرح عملياتي را كه با دقت تهيه شده بود و در ايران در دست اجرا بود تا دسته نجات ما براي بيرون آوردن گروگانهاي آمريكايي در آينده آماده شود لغو كردم نقص فني در هليكوپترهاي نجات، متوقف كردن طرح مزبور را ضروري ساخته بود.

هنگامي كه دسته نجات بعد از صدور دستور من مشغول عقب‌نشيني بود، دو فروند هواپيماهاي ما بعد از سوخت‌گيري در نقطه دورافتاده در حاشيه كوير ايران، روي زمين به هم خوردند.»

هدف واقعي آمريكا

اما در مقام اشاره به اهداف حقيقي ايالات متحده از حمله به صحراي طبس مي‌توان سخنان مسئول اجراي عمليات نيروهاي آمريكايي را مورد توجه قرار داد. برژينسكي در اين باره در كتاب توطئه در ايران مي‌نويسد: «آمريكا نياز داشت كه يك بار ديگر زور بازوي خود را نشان بدهد. اگر اين كار با موفقيت به پايان مي‌رسيد، آمريكا زور بازوي خود را كه بيست سال بود به آن نياز مبرم داشت، نشان داده بود.»

در عين حال شواهد و قرائن حاكي از آنست كه بخشي از تلاش براي آزادسازي گروگانها در جهت كسب اعتبار براي كارتر و افزايش احتمال پيروز شدن وي در انتخابات رياست جمهوري كه در پاييز همان سال انجام مي‌شد، بوده است.

به هر حال شكست نيروهاي ويژه آمريكا در عمليات آزادسازي ديپلمات‌هاي آمريكايي موجب شد تا واكنش‌هاي منفي بسياري برضد عملكرد هيأت حاكمه ايالات متحده در محافل سياسي و رسانه‌اي شكل بگيرد.

روزنامه ساندي اكسپرس در اين باره نوشت: «نمي‌توان تصور كرد كه پيشرفته‌ترين تكنولوژي دنيا با دستگاه‌هاي خودساخته‌اش چنين افتضاحي به بار آورد.»

ويليام سوليران سفير سابق آمريكا در تهران در كتاب ماموريت در ايران از اين واقعه با عنوان «دوران تحقير ملي آمريكا» ياد كرده و مي‌نويسد: «روش سست و بي‌قيد حكومت كارتر و اقدامات نامعقول او… به گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا منحر شد و يك دوران تحقير ملي كه در تاريخ آمريكا نظير آن ديده نشده است، آغاز گرديد.»

«تضعيف موقعيت بين‌المللي آمريكا» عنواني است كه «باري روبين» كارشناس مسائل خاورميانه و نويسنده كتاب جنگ قدرتها در ايران به واقعه طبس داده است.

وي در اين رابطه مي‌گويد: «ماجراي طبس يك شكست دردناك براي كارتر و يك پيروزي براي ايران بود و موقعيت بين‌المللي آمريكا را به شدت تضعيف كرد.»

لوموند روزنامه پرتيراژ فرانسه نيز به دنبال شكست آمريكا در طبس اقتدار حكومت آمريكا را به مسخره گرفت و نوشت. «در مورد كارآيي يك دستگاه نظامي كه امنيت نيمي از جهان بدان محول شده، ولي قادر نيست حتي دو هليكوپتر را در صحرا و تازه آن هم بدون دخالت دشمن در هوا نگه دارد، چگونه فكر كنيم.»

و بالاخره برژينسكي، مشاور امنيت ملي كارتر و طراح اصلي عمليات شكست خورده طبس در كتاب خاطرات خود «احساس نااميدي ملي در آمريكا» را از پيامدهاي مهم شكست آمريكا در طبس دانسته و مي‌نويسد: «ماجراي مفتضح ايران يكي از سه عامل مهم شكست كارتر بود و اين ماجرا، احساس نااميدي ملي را برانگيخت.»

برگزفته از http://www.hamshahri.net/

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *