تیتر خبرها

پیامدهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا

اشاره:

در شماره 8 مجله حضور طی مقاله مفصلی ابعاد گوناگون اشغال لانه جاسوسی امریکا مورد بحث و تحلیل قرار گرفت. در مقاله مزبور تاکید اساسی بر زمینهها و جریان تسخیر لانه جاسوسی و همچنین واقعه طبس بود. در مقالهای که اینک به نظر خوانندگان گرامی میرسد، نویسنده عمدتا به پیامدهای بعدی وقایع یاد شده میپردازد.

پیامدهای داخلی:

لازمه توضیح پیامدهای داخلی اشغال لانه جاسوسی امریکا و درک اهمیت آن پیامدها، ارائه تصویر مجملی به فراخور این نوشتار، از اوضاع داخلی ایران از نظر سیاسی است.

در ماههای نخست انقلاب، جناحهای گوناگونی در صحنه سیاست ایران وجود داشتند.

1- جناح روحانیون که بصورتی غیر متشکل یا نیمه متشکل در قالب نظامی سنتی فعال بودند و در محلهها و مساجد و حوزهها نفوذ داشتند و به دلیل ترکیب خاص روحانیت و سوابق بسیاری از آنان پیش از انقلاب، در اغلب محلات و مساجد، اختلافاتی میان آنان و جوانان فعال مساجد وجود داشت. در سطوح بالای روحانیت عناصر میانهرو مانند آقای شریعتمداری و یا مراجعی مانند آیتالله قمی در مشهد وجود داشتند که مواضع ناهمگونی با جریان انقلاب اتخاذ میکردند. 2-

جناح ملیگرایان که خود شامل دو گروه بودند. یکی گروه جبهه ملی که از جبهه ملی سوم به بعد کمتر دارای صبغه مذهبی بود و یک گروه ملی – سیاسی شناخته میشد و دوم گروه نهضت آزادی بود که از عقاید و ریشههای مذهبی برخوردار بوده و یک گروه ملی – مذهبی شناخته میشد. عناصر و چهرههای منفردی مانند قطبزاده و بنیصدر نیز در این جناح قرار میگرفتند. 3- جناح چپ مارکسیستی که خود شامل سازمانهای سیاسی با گرایشهای بسیار متفاوت و متضاد بود. حزب توده با گرایشهای روسی، چریکهای فدایی خلق با گرایش نسبتا مستقل (که البته با وقوع انشعاب در این سازمان، اکثریت آن متمایل به حزب توده شد) ، حزب توفان و سازمان پیکار با گرایشهای آلبانیستی، حزب رنجبران و چند گروه دیگر با تفکر مائوئیستی و گرایش چینی.

4- مجاهدین خلق و گروههای مشابهی مانند آرمان مستضعفین، فرقان و. . .

چنانکه امریکاییها هم در اسناد لانه جاسوسی (سفارت امریکا) پیشبینی کرده بودند، واقعیت این است که گروههای چپ، بعد از شاه، بر قدرت خود افزودند. آنها با توجه به سلاحهای مصادره شده و به دست آمده در جریان انقلاب و تصرف پادگانها، سازماندهی نیروهای مسلح و چریکی برای مبارزه با رژیم حاکم و درگیریهای خشونتبار پس از انقلاب، خطر حادی بودند که انقلاب را از درون تهدید میکردند. هر کدام از این جریانهای سیاسی – ایدئولوژیک که در قالب گروهها و سازمانهای کوچک و بزرگ اعلام موجودیت کرده و دارای نشریهها و ارگانهای انتشاراتی ویژه خود بودند، پیروانی داشتند و جمعیتی حول محور آنها وجود داشت که گاه تعداد آنها از عددهای یک رقمی یا دو رقمی تجاوز نمیکرد. وقتی برخی از گروههای اصلی و بزرگتر آنها میتینگی بر پا میکردند، بدان میپیوستند تا جمعیت قابل توجهی را نمایش دهند. بجز این جناحها، نیروی عمده و مردمی و غیر متشکلی وجود داشت که نیروهای مذهبی پیرو امام خمینی بودند و به همین دلیل، عامل تعیین کننده در روندهای سیاسی، امام خمینی بود و بسیاری از گروهها و سازمانهای سیاسی ضمن اظهار همسویی با رهبری انقلاب امام خمینی، با روشی مستقل و نوعی استقلالطلبی از رهبری امام خمینی عمل میکردند که در یک وضعیت انقلابی طمع بیگانگان را برمیانگیخت و همین شرایط برای امریکاییها این تحلیل را بوجود آورده بود که “چون آیتالله خمینی فاقد قدرت مطلق و بیچون و چراست، از گروگانها برای جلب پشتیبانی گروههای مختلف و اعمال کنترل بیشتر بر مسیر انقلاب استفاده میکند” (1) بویژه این تصور وقتی تقویت میشد که هم در شورای انقلاب که مرکب از نیروهای ملی، مذهبی و روحانی بود بر سر گروگانها اختلافهایی بوجود آمده بود و عناصر ملی ضمن اینکه مرعوب و تسلیم قدرت معنوی و اجتماعی امام خمینی و مدعی اطاعت او بودند، در محافل خصوصی یا محدود، به ادامه گروگانگیری انتقاد میکردند و یا روشها و سیاستهایی را برای به دست گرفتن سر رشته ماجرای گروگانگیری و خارج کردن آن از دست دانشجویان پیرو خط امام اتخاذ میکردند.

این یک واقعیت است که نفوذ و اقتدار امام خمینی در بستر انقلاب و همراه با مواضعی که اتخاذ میکرد نهادی و ریشهدارتر میگردید و هر روز بر قدرت او میافزود تا اینکه سرانجام او را به قدرت مطلقهای تبدیل کرد که امریکاییها فقط به مواضع او چشم میدوختند.

در اوایل انقلاب اسلامی، امام خمینی محبوبیت و مقبولیت عام یافته بود و حرف آخر را میزد ولی پروسهای که از پیروزی انقلاب و اشغال لانه جاسوسی، ماجرای گروههای سیاسی و فاجعه هفتم تیر و ترورهای سیاسی و جنگ و. . . تشکیل میشد از عوامل تعمیق و ریشهدارتر کردن و نهادی ساختن نفوذ و اقتدار و فرهمندی او بود.

در سال 1358 و 1359 فضای داخلی ایران پس از انقلاب، فضایی پر تنش بود و دهها گروه و سازمان سیاسی ریز و درشت در سراسر کشور بوجود آمده بودند و قریب به دویست نشریه سیاسی و عمدتا مخالف دولت منتشر میکردند و در مقابل آنان، نیروهای مذهبی پیرو خط امام علیرغم اکثریت داشتن، بیش از یک یا دو نشریه در اختیار نداشتند. سازمان مجاهدین خلق که یکی از گروههای عمده مخالف هیئتحاکمه در پوشش دفاع و ستایش نسبتبه امام خمینی بود از نخستین شماره نشریه “مجاهد” تحریکات خود را آغاز کرده بود. قدرتنمایی، زیر سؤال بردن مجلس خبرگان قانون اساسی، شرکت نکردن در رفراندوم جمهوری اسلامی و. . . از جمله نخستین موضعگیریهای آنان بود در حالی که آنها خود به خوبی میدانستند که جامعه ایران آمادگی اتخاذ چنین مواضعی را ندارد.

ساعت 8 بعدازظهر روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1359، نیروهای امریکایی از مصیره در خاک عمان حرکت کرده و در ساعتحدود 11 شب بدون اینکه رادارهای ایران متوجه شوند، 1500 کیلومتر در عمق خاک ایران وارد شده و در کویر طبس بر زمین مینشینند و این در شرایطی است که کردستان ایران در آتش جنگ میسوزد، ستیزههای سیاسی و فیزیکی با گروههای سیاسی هر روز تعدادی کشته و مجروح در شهرهای ایران و تهران بر جای میگذارد و این ستیزهها رو به رشد است و با پیش آمدن هر موضوع جدید مانند انتخابات، این کشمکشها شدیدتر میشود.

در اواخر فروردین 1359 سنگربندی مسلحانه گروههای سیاسی در دانشگاه تهران و متقابلا درگیری مردم و نیروهای مذهبی با آنها شروع شده بود که در 29 فروردین 59 منجر به تعطیل رسمی دانشگاهها جهت انقلاب فرهنگی شد و نزاعهای مربوط به آن هنوز فروکش نکرده بود.

جو، انگهای سیاسی داغ بود. سازمان مجاهدین و سایر گروههای چپ به مخالفین خود انگ ارتجاعی میزدند و متقابلا برچسب منافق و ملحد و. . . را دریافت میداشتند و این فضا، راه هرگونه گفتگو یا مذاکره را مسدود کرده و خصومتها را تشدید میکرد. سراپای نشریات مجاهدین خلق و فدائیان خلق (جناح اقلیت) پر بود از القاب و تعابیر تحریکآمیزی مانند فالانژ، عروسکهای کوکی ارتجاعی، چماقدار و. . . علیه نیروهای مذهبی و حکومت. سازمانهای سیاسی، پس از اشغال سفارت امریکا به سختی گیج، منفعل و عصبانی بوده و موقعیتباصطلاح پیشتازی را از دست رفته میدیدند و با براه انداختن جنجالها و ستیزههایی بر سر انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و کاندیداهای سازمان مجاهدین خلق میکوشید تا مسئله اشغال لانه جاسوسی امریکا را تحت الشعاع قرار داده و به لوث کردن چهره کل حاکمیتبپردازند.

فعالیتهای انتخاباتی مرحله اول انتخابات مجلس در دهه اول اسفند 1358 و مرحله دوم انتخابات جمعه 26 اردیبهشت 1359 بهترین فرصت تبلیغاتی برای جبران موقعیت از دست رفته و رسیدن به اهداف تبلیغاتی آنها بود، اما موضوع درگیری حکومت ایران و امریکا همچنان حربهای نیرومندتر برای دور نگه داشتن خطر گروههای سیاسی بود. مجاهدین خلق با تشکیل میلیشیا و رژههای خیابانی جنگ روانی به راه میانداختند و به بهانه بزرگداشتسالگرد اشغال لانه جاسوسی امریکا در سال 1359 رژهای در مقابل ساختمان سفارت امریکا سازمان دادند تا نشان دهند با وجود این سازماندهیها تهدیدات امپریالیسم بیاثر خواهد بود اما در واقع، این اقدام بیشتر به منظور مصرف داخلی و نمایش قدرت و عملیات روانی در برابر حکومت انقلابی تعبیر میشد و نیروهای وفادار به انقلاب و امام خمینی را تحریک میکرد. رئیس سازمان مجاهدین خلق بعدها به این اهداف خود اقرار کرد.

با ارائه تصویر فوق از اوضاع سیاسی ایران، برخی از پیامدهای داخلی اشغال سفارت امریکا را میتوان چنین برشمرد:

1- دور نگهداشتن جامعه از ستیزههای فزاینده داخلی و دفع خطر گروههای سیاسی که بعضا بیهویتیا مجهولالهویه بودند. 2-

ایجاد فرصتبرای تثبیت دولت.

3- رسوا شدن گروههای سیاسی مدعی مبارزه با امپریالیسم و خلع سلاح آنان از شعارهای چپ. 4-

توجه به خطر اصلی و توطئههای امپریالیسم جهانی.

5- ایجاد وحدت عمل در نیروهای وفادار به انقلاب و نیز انسجام اجتماعی. 6-

کنارهگیری دولت موقت و یکدستشدن نیروهای انقلابی و وفادار به امام.

7- تاثیرات حرکتبر ساختار سیاسی و فرهنگی جامعه: با توجه به اینکه انقلاب اجتماعی روندی طولانی، دشوار و عمیق دارد و پیش از پیروزی انقلاب و در بحبوحه مبارزه آغاز شده و با تصرف قدرت سیاسی (انقلاب سیاسی) موانع آن رفع شده و اوج میگیرد و پس از پیروزی بر رژیم سیاسی، انقلاب اجتماعی تدوام مییابد تا به بلوغ رسیده و منجر به تحول در تمامی جنبهها و شئون حیات اجتماعی گردد (انقلاب اجتماعی) ، با اشغال لانه جاسوسی، فضای مناسبی برای تداوم انقلاب اجتماعی و ایجاد دگرگونیهای عمیقتر در ارزشهای سیاسی و فرهنگی بوجود آمد. 8-

اوجگیری مبارزه ضد امپریالیستی (که تابع خط مشی مبارزه با استبداد و استعمار و پس از سقوط رژیم شاه بعنوان پایگاه امپریالیسم اجتناب ناپذیر بود) فرصتشایستهای بود برای مقابله با پایگاههای داخلی امپریالیسم یعنی اقتصاد وابسته، فرهنگ مصرفی، خصلتهای استبدادی، کبر و. . . متقابلا ایجاد همگرایی و تولید ملی; این مبارزه همپای اقدامات داخلی، میتوانست دارای برکتهای پایدارتری باشد. البته شرط بهرهوری و تحقق بسیاری از این نتایج و پیامدها انتخاب زمان مناسب برای پایان دادن به بحران گروگانگیری نیز بود.

9- فرصت آبدیدگی، پالایش و جبران آفات پیروزی سریع: انقلاب اسلامی ایران گرچه پیشینهای چند دهساله داشت که مسبوق به زمینهها و