تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)5) مقالات پیرامون تسخیر لانه جاسوسی و حمله نظامی آمریکا در طبس / عملیات پنجه عقاب و تهاجم نظامی آمریکا به ایران و شکست مفتضحانه نیروی دلتای آمریکا در بیابان طبس

عملیات پنجه عقاب و تهاجم نظامی آمریکا به ایران و شکست مفتضحانه نیروی دلتای آمریکا در بیابان طبس

ماجرای عملیات پنجه عقاب :در ابتدا بهترين روش در نظر نيروهاي ويژه، وارد شدن به ايران از طريق كاميون‌ها و به وسيله مرز زميني تركيه بود ولي اين روش به دلايل سياسي و ريسك تلفات سنگين، كنار گذاشته شد. سپس موضوع عمليات از طريق هوا مطرح شد. در دسامبر 1979 گروهي از نيروهاي ويژه انتخاب شده و تحت تمرينات مخصوص قرار گرفتند. اين تمرينات تا مارس 1980 به طول انجاميد. در تاريخ 16 آوريل 1980 (27 فروردين 1359) انجام عمليات تاييد شد و دستور شروع آن داده شد. بين روزهاي 19 تا23 آوريل (30 فروردين تا 2 ارديبهشت 59) نيروهاي ‌عمل‌كننده به جنوب غربي آسيا منتقل شدند. اين نيروها تمرينات خود را در پايگاهي در مصر گذرانده بودند.

نيروهاي شركت‌كننده در ماموريت از هر 4 نيروي مسلح آمريكا انتخاب شده بودند. 8 فروند بالگرد RH-53D مين روب از نيروي دريايي با خدمه از نيروي تفنگدار دريايي 12 فروند هواپيما از نيروي هوايي ( 3 فروندEC-130E – 4 فروند MC-130E – 3 فروند AC-130 و دو فروند C-141 ) و كماندوها نيز از ارتش آمريكا انتخاب شده بودند. تعدادي از رابطين نيز قبل از شروع عمليات به تهران فرستاده شده بودند. ناوهاي هواپيمابر USS Nimitz (CVN68) و USS Coral sea (CV43) نيز در درياي عمان حاضر بودند و آمادگي پشتيباني هوايي عمليات را با F-14A – A-6E و A-7E هاي خود داشتند.

كليات نقشه خيلي ساده بود. نيروهاي عمل‌كننده شب قبل از حمله وارد ايران مي‌شدند؛ به نحوي خود را به تهران مي رساندند و تا شب حمله مخفي مي‌شدند، حمله را انجام مي‌دادند و سپس از ايران خارج مي‌شدند.

ولي در جزييات نقشه كمي پيچيده‌تر به نظر مي‌رسيد. در شب اول عمليات 3 فروند MC-130E وارد ايران مي‌شدند و در نقطه‌اي نزديك شهر طبس فرود مي‌آمدند. اين 3 فروند حامل نيروهاي دلتا، فرماندهان عمليات، مترجمين و رانندگان كاميون‌ها بودند. 3 فروند EC-130E به دنبال هواپيماهاي قبلي روانه مي‌شدند و خود را براي سوخت رساني به بالگردها در محل فرود آماده مي‌كردند. زماني كه بالگردها سوخت‌گيري كردند، نيروهاي دلتا را سوار كرده و عازم منطقه‌اي در نزديكي تهران مي‌شدند تا در آن جا با رابطيني كه ازقبل در ايران حضور داشتند، ديدار كرده و در مكان امني پنهان شوند. بالگردها نيز به مكان امني در همان نزديكي رفته و تا زمان فراخوانده شدن توسط نيروهاي ويژه، در آن جا مخفي مي‌شدند.

در شب بعد مجددا MC-130E و EC-130E ها به ايران پرواز مي‌كردند. منتها اين بار حامل تعدادي كماندو و هدف آنها فرودگاه منظريه مي‌باشد.

كماندوها به فرودگاه حمله و آن جا را تصرف مي‌كردند تا دو فروند C-141پيش بيني شده براي تخليه گروگان‌ها و نيروهاي دلتا بتوانند فرود بيايند.3 فروند AC-130E نيز به منظور پشتيباني و پوشش كماندوهايي كه به فرودگاه منظريه حمله مي‌كردند وارد عمل مي‌شدند. همزمان با حمله گروه دوم كماندوها به فرودگاه منظريه، نيروهاي دلتا به محل سفارت حمله مي‌كردند، گروگان ها را نجات داده و با كاميون‌ها به سمت استاديوم امجديه (شهيد شيرودي) حركت مي‌كردند. بالگردهاي RH-53D در اين مكان منتظر آنها بودند. كماندوها و گروگان‌ها سوار بر بالگردها شده و به سمت فرودگاه منظريه حركت مي‌كردند و با دو فروند C-141 از ايران خارج مي‌شدند و راهي پايگاهي در عربستان سعودي مي‌شدند. البته چون بالگردها را نمي‌توانستند از ايران خارج كنند، قبل از ترك ايران آنها را منهدم مي‌كردند.

همان‌طور كه مي‌بينيد طرح عمليات به خوبي برنامه‌ريزي شده بود ولي تقدير خداوند چيز ديگري بود و به شكست افتضاح‌آميز نيروهاي آمريكايي انجاميد.

بالگردها

چرا بالگرد RH-53D براي اين عمليات انتخاب شد؟

بالگرد RH-53D نمونه ويژه ضدمين CH-53 سيكورسكي مي‌باشد. نيروي دريايي آمريكا اولين فروند از 30 فروند سفارشي خود را در سال 1973 تحويل گرفت تا آن را با نمونه‌هاي قديمي RH-3A جايگزين كند. تصادفا تنها مشتري ديگر اين بالگرد نيروي دريايي ايران با 6 فروند سفارش بود. در ابتدا انتخاب نوع مشخصي از اين بالگرد براي شركت در عمليات مشكل بود، ولي همه بر سر شركت اين بالگرد در عمليات توافق داشتند. اين بالگرد به خاطر ظرفيت زياد حمل نفرات و حمل بار، مورد توجه بود. در حالت كاملا بارگيري شده قادر به حمل 30 نفر و در حدود 42000 پوند بار (در حدود 15 تن) و رسيدن به سرعت 160نات بود. نوع RH-53D به مخازن سوخت اضافي مجهز بود از اين رو توانايي حمل مسافت بيشتري را نسبت به نمونه اصلي خود يعني CH-53 داشت.

يك سال قبل از اين جريان، يك فروند RH-53D اسكادران HM-12 نيروي دريايي آمريكا پرواز بدون وقفه‌اي را از پايگاهي در ويرجينيا به پايگاهي در كاليفرنيا انجام داد. اين پرواز حدودا 18 ساعت و نيم طول كشيد و بالگرد بيش از 2077 ناتيكال مايل را طي كرده بود. در طول مسير بالگرد از يك فروند HC-130 دفاع ملي هوايي آمريكا سوخت‌گيري مي‌كرد. اين پرواز كه قابليت‌هاي RH-53D را در پروازهاي طولاني مدت به خوبي نشان مي‌داد، توسط ستوان رادني ديويس انجام شده بود.

در اكتبر 1979 اسكادران HM-16 نيروي دريايي آمريكا در يك رزمايش مشترك نظامي با كانادا شركت داشت. در اين رزمايش، هدف اصلي اين اسكادران پاك‌سازي يك آبراه استراتژيك از مين‌ها بود. 4 روز بعد از پايان رزمايش، به اين اسكادران دستور داده شد تا در اسرع وقت خود را به اقيانوس هند برسانند. طي 34 ساعت تمام پرسنل و تجهيزات از ويرجينيا به ناو هواپيمابر نيميتز منتقل شدند. جايي كه RH-53D هاي آنها با رنگ قهوه‌اي پوشانده شده بود تا هم در صحرا استتار شوند و هم اين كه شبيه به بالگردهاي نيروي هوايي ايران به نظر برسند. افراد اسكادران 8 فروند بالگرد را براي عمليات آماده كردند و پس از 193 روز حضور مستمر بر روي دريا، به خانه بازگشتند.

شروع عمليات : در بعد از ظهر 27 آوريل 1980، 6 فروند C-130 از پايگاهي در عمان برخاسته و راهي منطقه‌اي در نزديكي طبس شدند كه با كد Desert 1 شناخته مي‌شد. همزمان 8 بالگرد هم از روي ناو نيميتز برخاسته و عازم همان مكان شدند

اولين مشكلات:يك ماه قبل از شروع عمليات، يك متخصص نيروي هوايي آمريكا منطقه‌اي را براي فرود هواپيماها آماده كرده و اطراف آن را به چراغ‌هاي راهنماي فرود مجهز كرده بود. همچنين يك هواپيماي جاسوسي CIA در پروازي در آن منطقه امواج راداري را در ارتفاع 3000 پايي رديابي كرده بود. با اين وجود به خلبانان بالگردها دستور داده شده بود كه زير ارتفاع 200 پايي پرواز كنند تا از شناخته شدن توسط رادار جلوگيري كنند.

اين محدوديت ارتفاع باعث شد تا بالگردها دچار طوفان شن بشوند. اين طوفان باعث شد تا دو بالگرد دچار نقص فني شده و از ادامه عمليات بازبمانند. يكي از بالگردهاي سالم بازگشت تا خدمه دو بالگرد معيوب را سوار كند كه با اين كار عملا 20 دقيقه از برنامه عقب افتاد. اكنون عمليات با 6 فروند بالگرد كه حداقل مورد نياز براي اجراي عمليات بود، بايست ادامه مي‌يافت. اولين گروه 3 فروندي از بالگردها 1 ساعت ديرتر از برنامه به Desert 1 رسيدند درحالي كه گروه دوم نيز با 15 دقيقه تاخير به محل فرود رسيدند. بعد از استقرار بالگردها، معلوم شد كه يكي از آنها سيستم هيدروليك خود را از دست داده و از آن جايي كه ادامه ماموريت با 5 فروند امكان پذير نبود، ماموريت لغو شد و بالگردها براي بازگشت به پايگاه مشغول سوخت‌گيري از EC-130E ها شدند. مشكل ديگري نيز وجود داشت. يك اتوبوس با 40 مسافر كه از جاده‌اي در آن نزديكي عبور مي‌كردند، راننده و مسافرين تا لحظه‌اي كه نيروهاي آمريكايي ايران را ترك كردند، به عنوان گروگان دستگير شده بودند.

حادثه اصلي: درحالي كه بالگردها وهواپيماها خود را براي بازگشت آماده مي‌كردند، اتفاقي باعث شد كه شرايط بدتر از قبل شود.

يك فروند بالگرد كه سوخت‌گيري كرده بود تيك آف كرد تا جاي خود را به بالگرد ديگري بدهد كه به دليل طوفان شن و عدم ديد كافي به يك فروند MC-130E برخورد كرد. هر دو بالگرد به تلي از آتش بدل گرديدند و باعث كشته شدن 8 نفر و مجروح گرديدن 4 يا 5 نفر ديگر شدند.

كشته شدگان عبارت بودند از :

كاپيتان هارولد لوييس فرمانده MC-130E

كاپيتان لين مكينتاش خلبان MC-130E

كاپيتان ريچارد بيك خدمه MC-130E

كاپيتان چارلز مك ميليان خدمه MC-130E

سروان جويل مايو مهندس پرواز MC-130E

ستوان روي جانسون خدمه RH-53D

ستوان جان هاروي خدمه RH-53D

جورج هلمز خدمه RH-53D

به خاطر هرج و مرج پيش آمده پس از برخورد دو بالگرد، نيروهاي امريكايي سعي در تخليه منطقه در اسرع وقت داشتند. از اين رو 5 فروند بالگرد باقيمانده را سالم رها كرده و حتي مدارك و اسناد محرمانه موجود در آنها را نيز از بين نبردند. همين اسناد باعث شد كه اكثر رابطين اين عمليات كه از قبل در تهران به سر مي بردند، دستگير شوند.

بررسي عمليات

پس از بازگشت افتضاح آميز (بخوانيد فرار) نيروها، يك كميسيون 6 نفره مامور بررسي دلايل شكست شد. يكي از موضوعاتي كه كميسيون به آن انتقاداتي وارد كرد، انتخاب خدمه پروازي كم تجربه از نيروي تفنگداران دريايي براي خلباني بالگردهاي RH-53D نيروي دريايي بود. به گفته اين كميسيون، اين خلبان تجربه كمي در پروازهاي دور از پايگاه و طولاني مدت داشته بودند؛ همچنين در سوخت گيري از C-130 هم تبحر كافي نداشتند و اين درحالي بود كه صدها خلبان با تجربه H-53 در نيروي هوايي و نيروي دريايي وجود داشت.موضوع ديگر تعداد بالگردها بود. به عقيده كميسيون حداقل 10 يا 12 بالگرد بايد از ناو نيميتز پرواز مي كردند تا وجود 6 فروند الزامي براي اتمام عمليات تضمين مي شد. همچنين كميسيون معتقد بود اگر از روش سوخت گيري در هوا استفاده شده بود، شايد نتايج بهتري بوجود مي آمد. كما اين كه اگر از اين روش استفاده مي شد، ديگر نيازي به فرود هواپيماها و بالگردها در نقطه Desert 1 براي سوخت رساني به بالگردها وجود نداشت.

بالگردها:

بالگرد با رجيستر 158761 در برخورد با MC-130E با رجيستر 62-1809 نابود شد.

5فروند بالگرد RH-53D در منطقه Desert 1 رها شدند.

رجيستر اين بالگردها عبارت بود از: 158686-158744-158780-158758-158753

ذكر چند نكته ضروري است:

اول اين كه نبايد نقش مقدرات الهي را دراين حادثه فراموش كنيم. اين يكي از الطاف خفيه الهي بود كه طعم چنين شكستي را به طراحان اين نقشه چشاند. الحمدلله

دوم اين كه طراحان عمليات فكر مي كرده‌اند كه نيروي هوايي ما با خروج مستشاران آمريكايي كاملا فلج شده و به راحتي مي‌توانند 8 فروند بالگرد عظيم الجثه RH-53D و بالغ بر 8 فروند هواپيماي ترابري C-130 و C-141 را به راحتي در آسمان تهران پرواز دهند و كسي هم مزاحم كارشان نشود. ولي حتي اگر ماموريت به دليل طوفان شن شكست نخورده بود، اولا كار آزادسازي گزوگان‌ها كار راحتي نبود و مسلما از دو طرف تلفات سنگيني مي‌گرفت و ثانيا تيزپروازان نيروي هوايي ما مسلما اجازه خروج از فضاي هوايي كشورمان را به هيچ كدام از اين هواگردها نمي‌دادند.

AC-130 نمونه‌اي از هواپيماي ترابري هركولس است كه جهت پشتيباني از نيروي پياده به 4 عدد مسلسل سنگين در سمت چپ بدنه مجهز شده است.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *