تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)6) طبس و حمله نظامی آمریکا / 2)6)5) مقالات پیرامون تسخیر لانه جاسوسی و حمله نظامی آمریکا در طبس / رسوايي, ماتم زدگي, و هراس دائمي و بی حیثیتی و تحقیر محصول شكست آمريكا در تهاجم به ایران در ماجرای صحراي طبس

رسوايي, ماتم زدگي, و هراس دائمي و بی حیثیتی و تحقیر محصول شكست آمريكا در تهاجم به ایران در ماجرای صحراي طبس



علي معصومي (وزوايي )

(نگاهي به ديدگاه امام خميني پيرامون شكست آمريكا در تهاجم نظامي به ايران در 1359,2,5 ) در اولين ساعت روز پنجم ارديبهشت 1359 هـ . ش , در حالي كه هنوز بيش از چند دقيقه از نيمه شب نگذشته بود , پيشقراولان ارتش شيطان بزرگ (آمريكا) در قالب شش هواپيماي غول پيكر سي ـ 130 و هشت هلي كوپتر سيكورسكي . آر . اچ 530 كه به اسبان دريايي معروف بودند , به ايران اسلامي حمله كردند. اين هواپيماها و هلي كوپترها كه حدود دويست مهاجم تا دندان مسلح را حمل مي كردند , بعد از آن كه از ناو هواپيمابر نيميتز (مستقر در درياي عمان ) برخاستند , در نخستين مرحله تجاوز , در فرودگاه متروكه اي كه در صحراي طبس بود , فرود آمدند.

در اين فرودگاه , متجاوزان آمريكايي براي اجراي مرحله بعدي عمليات , آماده مي شدند كه گرفتار خشم الهي گرديدند و سپس فرار كردند. مراحل بعدي تجاوز , طبق برنامه اي كه از پيش طراحي شده بود , چنين بود : عزيمت از طبس و فرود آمدن در اطراف تهران (مثل منظريه در بين راه قم به تهران ) , استقرار در ساختمان ها و ميدان ها و خيابان هاي اطراف لانه جاسوسي (خيابان آيت الله طالقاني , خيابان شهيد مفتح , ورزشگاه شهيد شيرودي و….) , حمله به لانه جاسوسي و آزاد كردن جاسوسان آمريكايي كه در آن جا توسط دانشجويان پيرو خط به گروگان گرفته شده بودند , حمله به نقاط حساس تهران به همراه مزدوران آمريكا و تصرف كامل تهران و بعد از آن , تصرف كل ايران و برقرار كردن يك رژيم آمريكايي با سرنگون نمودن جمهوري اسلامي ايران .

مهاجمان آمريكايي در حالي كه در صحراي طبس مشغول جا به جايي براي آغاز مرحله بعدي تهاجم بودند , خشم خدا در توفان شني كه در صحراي طبس به پا خاسته بود[1] , جلوه گر شد و در اثر اين توفان , هلي كوپترها و هواپيماهاي آمريكايي به هم خوردند و عمليات تهاجم , بعد از آن كه با از دست رفتن چند هلي كوپتر و هواپيما و كشته و زخمي شدن چندين نفر مواجه شد , متوقف گرديد.

بعد از آن كه تهاجم نظامي آمريكا به ايران با شكست كامل مواجه شد و مهاجمان فرار كردند , فورا آمريكايي ها اعلام نمودند عمليات آمريكا در ايران كه به منظور آزادي گروگان ها طراحي شده بود , شكست خورده است . اين خبر تحريف شده را كه سران استكبار آمريكا به اطلاع جهانيان رساندند , تقريبا همه جهانيان باور كردند. حتي در داخل ايران نيز عده اي تصور نمودند كل خبر همين است و تحريف و دروغي در آن نيست .

بلافاصله پس از تهاجم آمريكا به ايران , امام خميني پيامي به ملت ايران فرستادند. اگر پيامي كه امام خميني روز پنجم ارديبهشت 1359 در پي تهاجم نظامي آمريكا به ايران صادر كردند , مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد , اين نكته روشن مي شود كه امام خميني پيش از هر كس متوجه اين نكته شدند كه تهاجم نظامي آمريكا در روز پنجم ارديبهشت 1359 به ايران , برخلاف آنچه سردمداران آمريكا اعلام كردند , صرفا يك عمليات محدود نظامي براي آزادسازي گروگان ها نبوده است , بلكه هدف واقعي آمريكا اين بود كه تهران و همه ايران را تصرف كند و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را سرنگون نمايد , ولي به دليل ناكام شدن اين عمليات , سران استكبار به منظور كم كردن وسعت فضاحت و بي عرضگي ارتش استكبار و سرپوش نهادن بر ناكامي سردمداران آمريكا , خبر را تحريف نمودند و از شكست عمليات نظامي براي آزاد كردن گروگان ها سخن به ميان آوردند , در حالي كه اصل خبر , اين بود كه آمريكا در عملياتي كه به منظور تصرف ايران و سرنگون كردن جمهوري اسلامي ايران , طراحي و اجرا كرده بود , شكست خورده و فضاحت بزرگي براي سردمدار استكبار غرب به وجود آمده است .

گذشته از آن كه امام خميني در پيام روز پنجم ارديبهشت 1359 , به موضوع تجاوز عمومي آمريكا به ايران به منظور تصرف ايران اسلامي و روي كار آوردن مجدد رژيم وابسته اي مثل رژيم پهلوي , اشاره مي فرمايد , در يكي از سخنراني هايشان نيز به وضوح چنين بيان مي نمايد :

آن ها مقايسه كردند اين جا را با بعضي كشورهاي غربي يا بعضي كشورهاي شرقي , و روي آن ديد است كه تا اينجا وارد مي شوند. آن حربه اي كه در دست ايران است , پيش آنها نيست و آنها نمي شناسند آن حربه را; آن حربه ايمان است حربه توحيد است , حربه اسلام است , حربه قرآن مجيد است كه در تحت بيرق يك همچو اسلام و قرآن و توحيد همه مجتمع هستند و آنها تاييدات غيبي الهي را منكر هستند , نمي توانند بفهمند , اينها نمي توانند چشمشان را باز كنند و ببينند كه در هر گوشه از ايران يك امور خارق العاده واقع مي شود كه با دست عادي بشر نمي تواند واقع بشود. آنها در طبس آمدند و گمان كردند كه مي توانند نيرو پياده كنند و مي تواند بيايند و به بهانه خارج كردن گروگانها ايران را قبضه كند و خداي تبارك و تعالي شنها را فرستاد و آنها را شكست داد . (1 )

گرچه در زمان وقوع تجاوز آمريكا به ايران , سران استكبار به منظور سرپوش نهادن بر وسعت بي سابقه رسوايي خود و همچنين به اين خاطر كه سران استكبار هدف تمسخر جهانيان واقع نشوند , فقط موضوع شكست عمليات براي نجات گروگان ها را مطرح كردند , ولي آن چه بعدا فاش و سخناني كه از اين طرف و آن طرف درز پيدا كرد و تحليلي كه بر روي چگونگي و گستردگي برنامه عمليات , صورت گرفت , همگي صحت سخنان امام خميني را كاملا تاكيد نمود.

نخستين چيزي كه بعدا موجب شد هدف اصلي آمريكا از تهاجم به ايران آشكار شود , گفته ها و نوشته هايي بود كه از طرق مختلف ابراز شد. مايلز كاپلند كه از دست اندركاران دستگاه اطلاعاتي آمريكا و همكار كرميت روزولت در كودتاي 28 مرداد 1332 بود , مدتي بعد از شكست آمريكا در صحراي طبس , چنين گفت : هدف از تهاجم به طبس , تنها براي آزادي گروگان ها نبود , بلكه هدف اصلي اين بود كه كودتايي عليه جمهوري اسلامي ايران , صورت بگيرد و رژيم اسلامي ايران ساقط شود.

مطبوعات اتحاد جماهير شوروي سابق نيز كه اطلاعات خود را از طريق ك .گ .ب (سازمان جاسوسي شوروي ) به دست آورده بودند , به منظور تحقير رقيب شوروي (آمريكا) هدف اصلي شيطان بزرگ در تهاجم نظامي به ايران را بعد از مدتي فاش كردند و چنين نوشتند كه هدف اصلي آمريكا اين بود كه تحت پوشش نجات گروگان ها , جمهوري اسلامي ايران را ساقط كند و به انقلاب اسلامي ايران خاتمه بدهد. در پي همين افشاگري بود كه باري روبين از اعضاي برجسته مركز تحقيقات استراتژيك و امور بين المللي دانشگاه جرج تاون آمريكا گفت : ماجراي طبس , يك شكست دردناك براي كارتر و يك پيروزي بزرگ براي ايران بود , زيرا سايروس ونس استعفا داد , موقعيت بين المللي آمريكا به شدت تضعيف شد , راديوها و مطبوعات شوروي , از توطئه اصلي آمريكا سخن گفتند و كارتر را متهم كردند كه مي خواست تحت پوشش نجات گروگان ها , در تهران كودتايي به راه اندازد و جمهوري اسلامي ايران را ساقط نمايد. سخن يكي از نمايندگان خبرگزاري آمريكايي يونايتدپرس نيز همين موضوع را روشن مي كند. او در كتابش مي نويسد : هواپيماهايي كه در حمله به طبس شركت داشتند , انباشته از انبوهي سلاح و تجهيزات رزمي بسيار پيشرفته بودند تا بتوانند در مراحل نخست نبرد در داخل ايران , طرفداران آمريكا را براي استمرار عمليات تجهيز نمايند. قرار بر اين بود كه علاوه بر نيروهاي آمريكايي , مجموعه اي از افسران وفادار به شاه , برخي عشاير مخالف نظام اسلامي ايران و هواداران غرب در ايران تجهيز شوند و با توسعه دادن به عمليات نظامي و گسترش دادن آن از محل سفارت آمريكا در تهران , به سرعت همه ايران را تصرف نمايند و به عمر نظام اسلامي ايران پايان بدهند.

جوليتو كيه زا نيز در كتابش مي نويسد : آمريكا , پيش بيني همه چيز را كرده بود , قرار بود با عكس العمل نشان دادن نيروهاي ايراني , بلافاصله فرمان بمباران مناطق حساس و نظامي ايران صادر شود و يك جنگ تمام عيار در ايران به وقوع بپيوندد….

علاوه بر آن چه ذكر شد , گستردگي برنامه عمليات و تمهيداتي كه پيش بيني شده بود نيز حكايت از آن داشت كه تجاوز آمريكا محدود به نجات گروگان هاي جاسوس نبود و مهاجمان مي خواستند تحت پوشش نجات گروگان ها , ايران را اشغال كنند , زيرا همچنان كه برژينسكي (مشاور امنيت ملي وقت آمريكا) مي انديشيد , براي آمريكا لازم بود بايك اقدام نظامي گسترده و موفقيت آميز , بار ديگر زور بازوي خودش را نشان دهد و نيازي را كه دو دهه به آن محتاج بود , برآورده نمايد.

درباره گستردگي برنامه عمليات نظامي آمريكا , در وهله اول بايد به اين موضوع اشاره كرد كه آمريكا براي حمله به ايران با همه سردمداران استكبار غرب و با متحدين و كشورهاي تحت حمايت خود در منطقه , هماهنگي هاي لازم را به وجود آورده بود. حتي با رقيب جهاني خود (اتحاد جماهير شوروي سابق ) نيز تعاملاتي در اين زمينه كرده و بده و بستان هايي انجام داده بود. در جريان تهاجم نظامي آمريكا , از فضا و ظرفيت جغرافيايي و ساير امكانات كشورهاي مصر , عربستان , پاكستان , عمان , تركيه و ساير كشورهاي وابسته استفاده شد و با اين كه مقرر گرديد در مواقع ضروري استفاده شود. بعدا برژينسكي در اين زمينه چنين اعتراف كرد : در عملياتي كه مورد نظر ما بود , از همكاري صميمانه كشورهايي كه دوست و همكار ما در منطقه بودند , استفاده كرديم . قرار شد آن ها همه امكانات خود را بي دريغ در اختيار ما بگذارند. چند كشور ديگر قرار بود در داخل ايران به ما كمك كنند تا عمليات با موفقيت استمرار يابد.

استفاده از ورزيده ترين و زبده ترين نيروهاي ويژه ارتش آمريكا و همچنين بهره گيري از پيشرفته ترين تجهيزات جنگي و حمل تسليحات انبوه در جريان عمليات , از ديگر علايمي بود كه نشان مي داد , هدف عمليات , محدود به آزاد ساختن گروگان هاي جاسوس نيست و شيطان بزرگ در پي دست يابي به اهداف بزرگتري است . نفراتي كه براي اجراي عمليات انتخاب شده بود , افرادي محسوب مي شدند كه هريك ويژگي و سوابق خاص و برجسته نظامي و عملياتي داشتند و از عناصر بسيار كارا و توانا در ارتش آمريكا بودند. ويژگي ديگر نفرات برگزيده اين بود كه همگي داوطلب بودند و در جهت فداكاري براي منافع آمريكا , سرازپا نمي شناختند. به عنوان مثال , فرمانده عملياتي گروه مهاجم , سرهنگ چارلز بكويث بود كه در جنگ هاي ويتنام آوازه اي پيدا كرد. اين سرهنگ در جهت منافع استكبار , به قدري سرپرشور داشت كه بعد از شكست عمليات , زانوي غم به بغل گرفت و به شدت گريست. بقيه افرادي هم كه براي اجراي عمليات انتخاب شده بودند , تقريبا همان ويژگي هاي سرهنگ چارلز بكويث را داشتند.

علاوه بر به كارگيري نفرات و تجهيزات ويژه , همه سازمان هاي سياسي , اطلاعاتي , امنيتي , نظامي و حتي سازمان هايي مثل سازمان هواشناسي آمريكا نيز بسيج شدند تا عمليات تهاجم به خوبي انجام گيرد. همچنان كه سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي كشورهاي وابسته در منطقه نيز به منظور كمك به آمريكا آماده شدند.

برنامه ريزي گسترده آمريكا به منظور استفاده از مزدوران داخلي , بمباران مناطق و مكان هاي حساس تهران و ايجاد اغتشاش پيش از آغاز عمليات در مناطق مختلف كشور , از موارد ديگري است كه نشان مي داد آمريكا طرح يك عمليات گسترده براي اشغال ايران داشته است . امام خميني در بخشي از پيامي كه به مناسبت حمله نظامي آمريكا به ايران فرستادند , به گوشه اي از اين برنامه ريزي چنين اشاره كردند :

من اخيرا بايد تذكر دهم كه در قضاياي كردستان كه گروههاي منحرف چپ و مخالف با اسلام به آشوبگري برخاسته اند , و در قضاياي دانشگاهها كه گروههاي چپ امريكايي در آن مكانهاي مقدس دست به آشوب زده اند , و آشوبگريهاي دولت غيرقانوني عراق در مرزهاي ايران با حمله كارتر و دخالت نظامي در ايران رابطه ملموسي دارد , و در اين موقع حساس اگر اين گروههاي منحرف در دانشگاهها و يا خارج آنها دست به آشوب بزنند , ملت رابطه مستقيم سران آنان را با آمريكاي جهانخوار خواهد فهميد و تكليف خود را با آنان روشن خواهد كرد و اغماض و عفو , راه مخالف سياست اسلامي خواهد بود2.

در شبي كه تهاجم آمريكا به ايران صورت گرفت , مزدوران آمريكا كه هنوز در ارتش ايران حضور داشتند و با نفاق , توانسته بودند در مناصب حساس باقي بمانند , دستور دادند توپ هاي ضدهوايي از برخي فرودگاهها و پايگاه هاي حساس جمع آورري شود و خدمه اين توپ ها به مرخصي فوق العاده بروند. در خارج ارتش نيز مزدوران حوزه سياسي و اجرايي آمريكا در ايران , دستور يافتند وسايل نقليه فراهم كنند و چراغ هاي ورزشگاه شهيد شيرودي را روشن بگذارند , در مناطق مرزي و عشايري نيز به تحريكات آشوب طلبانه دست بزنند و اوضاع را كاملا آشفته نمايند. علاوه بر اين , رژيم بعثي عراق نيز ماموريت يافت دست به تشنج و درگيري بزند تا به برنامه تهاجمي شيطان بزرگ كمك نمايد. همچنانكه به بني صدر خائن نيز از طرف آمريكا دستوراتي در اين زمينه داده شد.

گرچه سردمداران استكبار آمريكا از تمام امكانات و عوامل و توانايي هاي داخلي و بين المللي و منطقه اي خود استفاده كردند تا به تعبير امام خميني ايران قبضه و اشغال كنند , ولي آن ها حتي از دست يابي به اولين هدف خود كه ربودن گروگان هاي جاسوس بود نيز عاجز شدند و در پايان چيزي غير از شرمندگي و ماتم زدگي , براي سردمداران استكبار باقي نماند. چارلز بكويث در كتاب خاطراتش درباره اين شرمندگي و ماتم زدگي چنين مي نويسد: هنگامي كه عمليات ما شكست خورد و به آمريكا باز مي گشتيم , كاملا احساس پوچي و شرمندگي مي كردم . آه مي كشيدم و ياس بر تمام وجودم سايه افكنده بود. در همان حال كه زارزار مي گريستم , با تمام وجودم , حضرت مسيح را صدا زدم و گفتم : اي عيسي مسيح ! تو مي داني كه ما چه گندي بالا آورده ايم . ما واقعا احساس شرمساري مي كنيم . ديگر آبرويي برايمان نمانده است , احساس حقارت مي كنيم … بعد از آن كه به آمريكا بازگشتيم , پي در پي مي بايست به اين و آن درباره علت شكست عمليات توضيح بدهم . روزي سناتور « نان » كه همشهري من است , خطاب به من گفت : شما مي دانيد كه مردم آمريكا از اتفاقي كه در ايران افتاده است بسيار ناراحت هستند. كار ما خوب از آب درنيامد. عمليات شما مثل رسيدن تشنه اي به يك چاه خشك و بي آب است . ما از اين شكست , ماتم زده شده ايم . ما به چيزي نياز داريم كه ما را از اين ماتم نجات بدهد…

شكست تهاجم نظامي آمريكا به ايران در پنجم ارديبهشت 1359 كه به تعبير امام خميني « به امر خداي قادر شكست خورد3 و خداي تبارك و تعالي شن ها و بادها را فرستاد و آن ها را شكست داد4 » , نه تنها مجموعه سردمداران استكبار آمريكا را در آن زمان رسوا و ماتم زده كرد , بلكه سبب شد بذر وحشت از ايران اسلامي چنان در دل همه زمامداران آمريكا پاشيده شود كه تا ابد فكر حمله به ايران را از سر به دركنند . در تمام 25 سال گذشته , هرگاه سردمداران آمريكا به خيال تجاوز به ايران اسلامي افتاده اند , شكست در صحراي طبس , آن ها را چنان وحشت زده كرده است كه به رجزخواني اكتفا نموده و دريافته اند كه تجاوز به ايران , يعني رسوايي , شرمندگي و ماتم زدگي و تحقیر و افتضاح!.

ماخذ :

1 ـ صحيفه امام , جلد 16 ص 104 و 105

2 ـ صحيفه امام , جلد 12 , ص 256 و 257

3 ـ همان , ص 256

4 ـ صحيفه امام , جلد 16 , ص 104

امام خميني : در هرگوشه از ايران يك امور خارق العاده واقع مي شود كه با دست عادي بشر نمي تواند واقع بشود. آنها در طبس آمدند و گمان كردند كه مي توانند نيرو پياده كنند و مي توانند بيايند و به بهانه خارج كردن گروگانها ايران را قبضه كنند , و خداي تبارك و تعالي شنها و بادهاي را فرستاد و آنها را شكست داد

مايلز كاپلند كه از دست اندركاران دستگاه اطلاعاتي آمريكا و همكار كرميت روزولت در كودتاي 28 مرداد 1332 بود , مدتي بعد از شكست آمريكا در صحراي طبس , چنين گفت : هدف از تهاجم به طبس , تنها براي آزادي گروگان ها نبود , بلكه هدف اصلي اين بود كه كودتايي عليه جمهوري اسلامي ايران , صورت بگيرد و رژيم اسلامي ايران ساقط شود.

گر چه سردمداران استكبار آمريكا از تمام امكانات و عوامل و توانايي هاي داخلي و بين المللي و منطقه اي خود استفاده كردند تا به تعبير امام خميني ايران قبضه و اشغال كنند , ولي آن ها حتي از دست يابي به اولين هدف خود كه ربودن گروگان هاي جاسوس بود نيز عاجز شدند و در پايان چيزي غير از شرمندگي و ماتم زدگي , براي سردمداران استكبار باقي نماند. چارلز بكويت در كتاب خاطراتش درباره اين شرمندگي و ماتم زدگي چنين مي نويسد: هنگامي كه عمليات ما شكست خورد و به آمريكا باز مي گشتيم كاملا احساس پوچي و شرمندگي مي كردم . آه مي كشيدم و ياس بر تمام وجودم سايه افكنده بود. در همان حال كه زار زار مي گريستم , با تمام وجودم , حضرت مسيح را صدا زدم و گفتم : اي عيسي مسيح ! تو مي داني كه ما چه گندي بالا آورده ايم . ما واقعا احساس شرمساري مي كنيم . ديگر آبرويي برايمان نمانده است , احساس حقارت مي كنيم … بعد از آن كه به آمريكا باز گشتيم , پي در پي مي بايست به اين و آن درباره ي علت شكست عمليات توضيح بدهم . روزي سناتور « نان » كه همشهري من است , خطاب به من گفت : شما مي دانيد كه مردم آمريكا از اتفاقي كه در ايران افتاده است بسيار ناراحت هستند. كار ما خوب از آب در نيامد. عمليات شما مثل رسيدن تشنه اي به يك چاه خشك و بي آب است . ما از اين شكست , ماتم زده شده ايم . ما به چيزي نياز داريم كه مارا از اين ماتم نجات بدهد…

شكست تهاجم نظامي آمريكا به ايران در پنجم ارديبهشت 1359 , نه تنها مجموعه سردمداران استكبار آمريكا را در آن زمان رسوا و ماتم زده كرد , بلكه سبب شد بذر وحشت از ايران اسلامي چنان در دل همه زمامداران آمريكا پاشيده شود كه تاابد فكر حمله به ايران را از سر به در كنند. در تمام 25 سال گذشته , هرگاه سردمداران آمريكا به خيال تجاوز به ايران اسلامي افتاده اند , شكست در صحراي طبس , آن ها را چنان وحشت زده كرده است كه به رجزخواني اكتفا نموده و دريافته اند كه تجاوز به ايران , يعني رسوايي , شرمندگي و ماتم زدگي.

منبع:www.imam-khomeini.com

نظر

نظر جدید


[1] – این توفان در بیابانهای کرمان بوده و موجب از کار افتادن سه هلی کوپتر میگردد و همین موجب لغو عملیات میگردد. عجله و دساچگی برای فرار موجب برخورد هلیکوپتر با هواپیمای سوخت میگردد و آن افتضاح تاریخی به بار میآید.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *