تیتر خبرها

بازتاب تسخير لانه جاسوسي در سراسر جهان

مقاله دانشجويي

تهيه كننده:معصومه كرامت

– دولت موقت و تسخير لانه جاسوسي                                        – موضعگيري حضرت امام خميني در جريان تسخير لانه جاسوسي

– تسخير لانه جاسوسي پيروزي يا شكست                                   – بازتاب و واكنش هاي مثبت تسخير لانه جاسوسي در سراسر جهان

دولت موقت و تسخير لانه جاسوسي  آمريكا

دولت‌ موقت‌ به‌ نخست‌وزیری‌ مهندس‌ مهدی‌ بازرگان‌ و با حكم‌ رسمی‌ حضرت‌امام‌، در 15 بهمن‌ماه‌ سال‌ 1357، یعنی‌ 7 روز پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌، آغاز به‌ كار كرد.امام‌ در حكم‌ خود خطاب‌ به‌ بازرگان‌فرمودند:

«… به‌ موجب‌ اعتمادی‌ كه‌ به‌ ایمان‌ راسخ‌ شما به‌ مكتب‌ مقدس‌ اسلام‌ و اطلاعی‌كه‌ از سوابق‌تان‌ در مبارزات‌ اسلامی‌ و ملی‌ دارم‌، جنابعالی‌ را بدون‌ در نظر گرفتن‌روابط‌ حزبی‌ ]و[ وابستگی‌ به‌ گروهی‌ خاص‌، مامور تشكیل‌ دولت‌ موقت‌می‌نمایم‌»

حكم‌ حضرت‌ امام‌ نشانگر آن‌ است‌ كه‌ نخست‌ وزیری‌ بازرگان‌، بدون‌ توجه‌ به‌ علائق‌حزبی‌ و شخصی‌ ایشان‌ و با تاكید بر سوابق‌ مذهبی‌ وی‌ صورت‌ گرفته‌ است‌؛ اما عملكرد دولت‌ موقت‌، از همان‌ ابتدا، نتوانست‌ نظر مردم‌ و نیروهای‌ انقلابی‌ را به‌ خود جلب‌ كند.اعضای‌ دولت‌ موقت‌ بیشتر از جناح‌ لیبرال‌ اعم‌ از مذهبی‌ (نهضت‌ آزادی‌) یا غیر مذهبی‌(جبهه‌ ملی‌) بودند. جناح‌ لیبرال‌ ـ كه‌ بعدها اسناد افشا شده‌ی‌ سفارت‌ نشان‌ داد آمریكاامید فراوانی‌ به‌ آنها بسته‌ است‌ ـ عامل‌ اصلی‌ مبارزه‌ و انقلاب‌ را استبداد داخلی‌ و نه‌استعمار خارجی‌ می‌دانستند.دولت‌ موقت‌ دولتی‌ نبود كه‌ بتواند خود را با شرایط‌ انقلاب‌ تطبیق‌ دهد و انتظارات‌مردم‌ را ـ كه‌ در پی‌ كارهای‌ اساسی‌ و تغییرات‌ زیربنایی‌ بودند ـ برآورده‌ سازد. مهندس‌بازرگان‌ كابینه‌ی‌ خود را به‌ فولكس‌ واگنی‌ تشبیه‌ كرده‌ بود كه‌ بر خلاف‌ امام‌ (ره‌)، كه‌بولدوزری‌ پر قدرت‌ است‌، توانایی‌ انجام‌ كارهای‌ سریع‌ و انقلابی‌ را ندارد و نباید هم‌چنین‌ تقاضایی‌ از آن‌ داشت.

این‌ عملكرد ضعیف‌ و غیر انقلابی‌ دولت‌ موقت‌ كه‌ ضمن‌ برخورد ضعیف‌ با آمریكا وعوامل‌ رژیم‌ شاه‌، مواضع‌ تندی‌ را در برابر نهادهای‌ انقلابی‌ داشت‌، باعث‌ شد تا آمریكادریچه‌ای‌ بزرگ‌ برای‌ نفوذ در پیكره‌ی‌ انقلاب‌ بیابد. بنابراین‌، تمامی‌ توان‌ خود را برای‌نزدیك‌ شدن‌ به‌ دولت‌ موقت‌ به‌ كار گرفت‌. یكی‌ از جاسوسان‌ آمریكایی‌ در این‌ باره‌ گفته:

«اگر این‌ دولت‌ (دولت‌ موقت‌) دوام‌ پیدا كند، روابط‌ اقتصادی‌ ـ سیاسی‌ چنان‌خواهد بود كه‌ یك‌ موقعیت‌ بهتر برای‌ ما به‌ دست‌ خواهد آورد. »

دولت‌ موقت‌ كه‌ از مشاركت‌ سیاسی‌ مردم‌ برای‌ حفظ‌ انقلاب‌ از طریق‌ حضور دركمیته‌های‌ انقلاب‌، مشاركت‌ اقتصادی‌ مردم‌ با شركت‌ در جهاد سازندگی‌ و نیزدادگاه‌های‌ انقلاب‌، برای‌ محاكمه‌ی‌ جنایت‌كاران‌ با عنوان‌ چوب‌ لای‌ چرخ‌ دولت‌گذاشتن‌ یاد می‌كرد، به‌ شدت‌ به‌ این‌ نهادهای‌ انقلابی‌ می‌تاخت‌ و با كمال‌ تعجب‌ بایدگفت‌ كه‌ این‌ دولت‌ در برابر ضد انقلاب‌ و دشمنان‌ جمهوری‌ اسلامی‌، سیاست‌ مذاكره‌ رادر پیش‌ گرفته‌ بود.

در حالی‌ كه‌ هر روز بر تعداد شهدای‌ كردستان‌ و تركمن‌ صحرا افزوده‌ می‌شد و ضدانقلاب‌ پایگاه‌های‌ خود را در این‌ نواحی‌ مستحكم‌ می‌كرد، دولت‌ موقت‌ با فرستادن‌ هیأت‌ حسن‌ نیت‌ كه‌ در عمل‌ موجب‌ وقت‌كشی‌ و تجدید قوای‌ ضد انقلاب‌ می‌شد، آب‌ به‌ آسیاب‌ ضد انقلاب‌ می‌ریخت‌ و آمریكا نیز با استفاده‌ از تساهل‌ و تسامح‌ دولت ‌موقت‌، روز به‌ روز، جای‌ پای‌ خود را محكم‌تر می‌كرد. در حالی‌كه‌ نیروهای‌ انقلابی ‌درگیر در كردستان‌ از دولت‌ موقت‌ تقاضای‌ كمك‌ می‌كردند، دولت‌ موقت‌ به‌ جای ‌كمك‌رسانی‌ و اقدامات‌ قاطعانه‌، رئیس‌ ستاد ارتش‌، «شهید قرنی‌» را كه‌ برای‌ دفاع‌ از تمامیت‌ ارضی‌ كشور و حفظ‌ انقلاب‌ زحمات‌ زیادی‌ كشیده‌ بود، تعویض‌ كرد و فردی‌ راكه‌ به‌ فراماسونری‌ شهرت‌ داشت‌، به‌ جای‌ او منصوب‌ كرد. «یونسی‌» كه‌ توده‌ای‌ بود،استاندار كردستان‌ شد. «مدنی‌» كه‌ بعدها به‌ علت‌ خیانت‌ از كشور گریخت‌، استاندارخوزستان‌ و «امیر انتظام‌» كه‌ بعدها به‌ جرم‌ جاسوسی‌ به‌ حبس‌ ابد محكوم‌ شد،سخنگوی‌ دولت‌ موقت‌ شد. با این‌ همه‌، طرفداران‌ انقلاب‌ به‌ احترام‌ دستور امام‌ (ره‌)مبنی‌ بر حفظ‌ وحدت‌ نیروهای‌ انقلابی‌ در برابر اعمال‌ دولت‌ موقت‌، خار در چشم‌ واستخوان‌ در گلو، صبر پیشه‌ كردند .

در چنین‌ شرایطی‌، آمریكایی‌ها به‌ بهانه‌ی‌ مداوا و معالجه‌ی‌ شاه‌ به‌ وی‌ پناه‌ دادند واین‌ كار كاسه‌ی‌ صبر ملت‌ ایران‌ را لبریز كرد. این‌ در حالی‌ بود كه‌ دولت‌ موقت‌ در برابراین‌ اقدام‌ حتی‌ فعالیت‌ دیپلماتیك‌ مؤثری‌ انجام‌ نداد.

امام‌ خمینی‌ در 7 آبان‌ 1358 ه.ش‌ به‌ قراردادهای‌ استعماری‌ بین‌ ایران‌ و آمریكا به‌شدت‌ اعتراض‌ كردند؛ اما دولت‌ موقت‌، بدون‌ توجه‌ به‌ این‌ اعتراض‌، در پی‌ بهبود رابطه ‌با آمریكا بود و بیشتر واهمه‌ی‌ خود را از خطر شوروی‌ ابراز می‌داشت‌. حركت‌سازش‌كارانه‌ی‌ دولت‌ موقت‌ تا به‌ آنجا پیش‌ رفت‌ كه‌ مهندس‌ بازرگان‌ (نخست‌ وزیر)،ابراهیم‌ یزدی‌ (وزیر خارجه‌ی‌ دولت‌ موقت‌) و هیات‌ همراه‌ در 11 آبان‌ 1358، در جشن‌استقلال‌ الجزایر با برژینسكی‌ ـ مشاور امنیت‌ ملی‌ كاخ‌ سفید ـ ملاقات‌ كرده‌ و به‌ مدت‌یك‌ ساعت‌ و نیم‌ با او مذاكره‌ كردند. برژینسكی‌ فردی‌ بود كه‌ در زمان‌ وقوع‌ انقلاب‌اسلامی‌ بر خلاف‌ سایروس‌ ونس‌ (وزیر خارجه‌ی‌ وقت‌ آمریكا)، خواستار سركوب‌نظامی‌ انقلاب‌ و طرفدار كودتای‌ نظامی‌ برای‌ پیش‌گیری‌ از انقلاب‌ ایران‌ بود. جالب‌ آنكه‌این‌ ملاقات‌ به‌ گفته‌ی‌ برژینسكی‌ نه‌ به‌ تقاضای‌ او بلكه‌ به‌ تقاضای‌ بازرگان‌ صورت‌گرفت.

‌بدون‌ شك‌ پذیرش‌ شاه‌ از سوی‌ آمریكا و دیدار اعضای‌ دولت‌ موقت‌ با مشاور امنیت‌ملی‌ رئیس‌ جمهور آمریكا، دو عامل‌ تسریع‌ كننده‌ی‌ تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ از سوی‌دانشجویان‌ مسلمان‌ پیرو خط‌ امام‌ بود. ملاقات‌ و مذاكره‌ با آمریكا مترادف‌ سازش‌ بود وبنابراین‌، خشم‌ نیروهای‌ انقلابی‌ را در ایران‌ برانگیخت‌ و آنان‌ تصور كردند كه‌ آمریكا به‌دنبال‌ تكرار كودتای‌ 28 مرداد 1332 در ایران‌ است‌. آنچه‌ كه‌ به‌ نگرانی‌ها دامن‌ می‌زد،همزمانی‌ پذیرش‌ شاه‌ در آمریكا و ملاقات‌ الجزایر بود.

دولت‌ موقت‌، در 14 آبان‌ 1358، یعنی‌ یك‌ روز پس‌ از اشغال‌ سفارت‌ آمریكا، استعفاداد و امام‌ نیز در 15 آبان‌ این‌ استعفا را قبول‌ كردند. مشخص‌ بود كه‌ اعضای‌ نهضت‌آزادی‌ و ملی‌گرا این‌ اقدامات‌ خارج‌ از قاعده‌ و قانون‌! را نمی‌پذیرفتند و آن‌ را مداخله‌ درامور دولت‌ تلقی‌ می‌كردند. بازرگان‌ خود در این‌ مورد می‌گوید:

«دولت‌ موقت‌ كه‌ از نظر مسؤولیت‌ اداری‌ و سیاسی‌ مملكت‌ و حفظ‌ حقوقنمایندگان‌ و اتباع‌ خارجی‌، طبق‌ تعهدات‌ بین‌المللی‌، نمی‌توانست‌ مخالف‌ این‌عمل‌ (تصرف‌ سفارت‌ آمریكا) نباشد، چون‌ قبلاً تصمیم‌ به‌ استعفا گرفته‌ بود،هیچ‌گونه‌ اعلامیه‌ و اقدامی‌ در این‌ زمینه‌ ابراز نكرد.»
البته‌ بازرگان‌ درباره‌ی‌ گروگان‌گیری‌، در موضعگیری‌ دیگری‌ می‌گوید:
«این‌ عمل‌ بسیار زشت‌ و خلافی‌ است‌ كه‌ این‌ دانشجویان‌ انجام‌ می‌دهند و همه‌ بااین‌ عمل‌ مخالف‌ هستند و عمل‌ آنها ضد انقلاب‌، اسلام‌، امام‌ و همه‌ چیز است‌.افشاگری‌های‌ قبلی‌ و حال‌ و آینده‌ی‌ دانشجویان‌ مقداری‌ از آن‌ دروغ‌ است‌. »

این‌ اظهارات‌ در حالی‌ صورت‌ می‌گرفت‌ كه‌ امام‌ طی‌ سخنانی ،قاطعانه‌ از اقدام‌ دانشجویان‌ پشتیبانی‌ كردند و حتی‌ خواستار تداوم‌ افشاگری‌های‌ آنان‌شدند.
مهندس‌ بازرگان‌، در مواردی‌، از تعابیری‌ بسیار تند بر ضد دانشجویان‌ استفاده‌ كرد واز جمله‌ یك‌بار خطاب‌ به‌ آنان‌ گفت :                                                                                               ‌
«اسم‌ خودشان‌ را می‌گذارند خط‌ امام‌. خط‌ شیطانند… اینهایی‌ كه‌ می‌گویند ما باآمریكا راه‌ كج‌ رفتیم‌ و راه‌ سازش‌ رفتیم‌، اینها ضد انقلابند. مامور همان‌ شوروی‌و آمریكا هستند كه‌ می‌خواهند اختلاف‌ بیندازند. »

از سوی‌ دیگر، دكتر یزدی‌ (وزیر امور خارجه‌ی‌ دولت‌ موقت‌)، در روز بعد از حادثه‌،طی‌ مصاحبه‌ی‌ مطبوعاتی‌ می‌گوید :

«دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌، موظف‌ به‌ حفظ‌ مال‌ و جان‌ اتباع‌ خارجی‌ است‌… به‌عنوان‌ دولت‌ از وقوع‌ چنین‌ حادثه‌ای‌ ابراز تاسف‌ می‌كنیم‌. »

البته‌ دكتر یزدی‌ با زیركی‌ و با توجه‌ به‌ حمایت‌ عموم‌ مردم‌ و حضرت‌ امام‌ از جریان‌تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌، سعی‌ كرد خود را چندان‌ در مقابل‌ این‌ جریان‌ قرار ندهد وچنین‌ اقدامی‌ را حمایت‌ از دولت‌ خواند و گفت :

‌«چون‌ آمریكایی‌ها به‌ پاسخ‌ دولت‌ درباره‌ی‌ استرداد شاه‌ پاسخ‌ مثبت‌ نداده‌اند،دانشجویان‌ اقدام‌ به‌ اشغال‌ سفارت‌ كرده‌اند. »

و حتی‌ از مردم‌ گله‌ كرد كه :                                                                              ‌

«چرا وقتی‌ شاه‌ به‌ آمریكا رفت‌، مردم‌ اعتراض‌ و تظاهرات‌ نكردند؟»
ولی‌ شكی‌ نبود كه‌ هدف‌ وی‌ از این‌ اقدام‌، مصادره‌ به‌ مطلوب‌ كردن‌ این‌ اقدام‌ انقلابی‌و محدود ساختن‌ اهداف‌ عظیم‌ آن‌ به‌ اعتراض‌ به‌ حضور شاه‌ در آمریكا بود، حال‌ آنكه‌اعتراض‌ به‌ جنایات‌ آمریكا در ایران‌ و افشای‌ ماهیت‌ وابستگان‌ به‌ آمریكا، اهداف‌مهم‌تری‌ بود كه‌ مورد توجه‌ آقای‌ دكتر یزدی‌ قرار نداشت‌. جالب‌ آنكه‌ آقای‌ دكتر یزدی‌،سال‌ها بعد، نظرات‌ واقعی‌ خود را در مورد این‌ واقعه‌ ـ كه‌ سال‌ها آن‌ را كتمان‌ می‌كرد ـبیان‌ نمود. وی‌ 23 سال‌ پس‌ از این‌ واقعه‌ طی‌ مصاحبه‌ای‌ گفت‌:
«یكی‌ از اهداف‌ گروگان‌گیری‌ در ایران‌، استقرار هدف‌های‌ سیاسی‌ در بازی‌ قدرت‌در داخل‌ ایران‌ بوده‌ است‌، برای‌ اینكه‌ دولت‌ موقت‌ را ساقط‌ كنند و در بازی‌سیاسی‌ به‌ نفع‌ استقرار و سلطه‌ی‌ یك‌ گروه‌ استفاده‌ كنند… كسانی‌ كه‌ این‌ حادثه‌ رابه‌وجود آوردند، به‌ بی‌حاصلی‌ كار خود پی‌ برده‌اند. آن‌ زمان‌ این‌ افراد جوان‌بودند و پیچیدگی‌های‌ سیاسی‌ را نمی‌دانستند و حالا كه‌ تجربه‌ و علم‌ پیداكرده‌اند، بر اثر تجربه‌ پی‌ برده‌اند، كاری‌ كه‌ كردند خلاف‌ بوده‌ و اكنون‌ آن‌ را نقدمی‌كنند.»
شاید بتوان‌ بخش‌ اول‌ سخنان‌ دكتر یزدی‌ را تا حدی‌ درست‌ دانست‌، زیرا با توصیفی‌كه‌ از عملكرد دولت‌ موقت‌ انجام‌ دادیم‌، حذف‌ آنان‌ از قدرت‌ در ایران‌ موجب‌ تداوم‌ واحیای‌ انقلاب‌ شد؛ اما در مورد بی‌حاصلی‌ اشغال‌ سفارت‌ قطعاً نمی‌توان‌ با ایشان‌موافقت‌ كرد، زیرا شكست‌ هیمنه‌ی‌ آمریكا در ایران‌ و جهان‌، افشای‌ اسناد سفارت‌،تداوم‌ جریان‌ انقلاب‌ و بسیج‌ مجدد مردم‌ برای‌ دفاع‌ از دستاوردهای‌ آن‌، حاكمیت‌نیروهای‌ انقلابی‌ و بسیاری‌ مسایل‌ دیگر ـ كه‌ به‌ جای‌ خود مورد بحث‌ قرار می‌گیرد ـ ازمهمترین‌ دستاوردهای‌ تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ بوده‌ است.                                                ‌

ما درباره‌ی‌ علت‌ استعفای‌ دولت‌ موقت‌ نیز، برخی‌ نیروهای‌ انقلابی‌ این‌ اقدام‌ را یك‌ترفند سیاسی‌ می‌دانند و معتقدند با توجه‌ به‌ آنكه‌ امام‌ بارها استعفای‌ دولت‌ بازرگان‌ را ردكرده‌ بود، آنان‌ بر این‌ باور بودند كه‌ این‌ بار نیز چنین‌ اتفاقی‌ خواهد افتاد. دولت‌ موقت‌می‌تواند این‌بار با گذاشتن‌ شرط‌ و شروطی‌ از جمله‌ آزادی‌ جاسوسان‌ آمریكایی‌ و نیزرهایی‌ از مداخله‌ی‌ نیروهای‌ انقلابی‌ در امور كشور، دوباره‌ به‌ قدرت‌ بازگردد. اما این‌ترفند با هوشیاری‌ امام‌ خنثی‌ شد. چراكه‌ بنا به‌ گفته‌ی‌ حجة‌الاسلام‌ موسوی‌ خوئینی‌ها،امام‌ از مصاحبه‌ی‌ «رئیس‌ دولت‌ موقت‌» و توضیحاتی‌ كه‌ وی‌ در توجیه‌ ملاقات‌ خود با«برژینسكی‌» داده‌ بود ناراحت‌ به‌ نظر می‌رسیدند.

مرحوم‌ حاج‌ سیداحمد خمینی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:
«من‌ در نخست‌وزیری‌، در اتاق بازرگان‌ و دكتر سحابی‌ بودم‌ كه‌ از قم‌ تماس‌گرفتند و مرا كه‌ به‌ تهران‌ آمده‌ بودم‌، از آن‌ طرف‌ بی‌سیم‌ خواستند. آقای‌ صانعی‌گفت‌، امام‌ استعفای‌ بازرگان‌ را پذیرفت‌. من‌ به‌ روی‌ خودم‌ نیاوردم‌. سحابی‌ وبازرگان‌ می‌گفتند، معلوم‌ است‌ كه‌ امام‌ استعفای‌ ما را قبول‌ نمی‌كنند، ولی‌ ما بایدبرای‌ پذیرش‌ مجدد مسؤولیت‌ شرط‌ و شروط‌ بگذاریم‌ كه‌ یكی‌ از آنها، آزادی‌آمریكایی‌هاست‌. من‌ سكوت‌ كرده‌ بودم‌. فقط‌ از اتاق آنها بیرون‌ آمدم‌. ما همه‌شاهد بودیم‌ كه‌ چگونه‌ جمعی‌ به‌ دست‌ و پا افتاده‌ بودند، تا امام‌ را متقاعد كنندكه‌ استعفا را نپذیرد و نتیجتاً دولت‌ موقت‌ با تأیید مجدد و قوت‌ بیشتری‌ واردصحنه‌ شود و كنترل‌ اوضاع‌ را به‌ نفع‌ جریانی‌ كه‌ مدت‌ها برای‌ آن‌ سرمایه‌گذاری‌كرده‌ بودند، دوباره‌ به‌ دست‌ گیرند. اما امام‌ هوشیارتر از آن‌ بودند كه‌ این‌گونه‌حركت‌ها در ایشان‌ تأثیر كند.»
اما حجة‌الاسلام‌ والمسلمین‌ هاشمی‌ رفسنجانی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:
«بازرگان‌ و دوستانش‌ از مدت‌ها قبل‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ بودند كه‌ نمی‌توانند كاركنند. آقای‌ مهندس‌ بازرگان‌ كه‌ به‌ جلسات‌ می‌آمد، هر وقت‌ به‌ مشكلی‌ برخوردمی‌كرد و یا چیزی‌ را كه‌ می‌خواست‌ تصویب‌ نمی‌كردیم‌، می‌گفت‌: «خودتان‌بیایید اداره‌ كنید.» یا فرض‌ كنید اگر كسی‌ از ما سخنرانی‌ می‌كرد ـ بخصوص‌آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ و شهید بهشتی‌ كه‌ گاهی‌ انتقاد می‌كردند ـ ایشان‌ سخت‌عصبانی‌ می‌شد و می‌گفت‌: «من‌ كار نمی‌كنم‌ و نمی‌توانم‌ كار كنم‌.» از این‌ چیزهاهمیشه‌ داشتیم‌. استعفای‌ قبلی‌ را به‌ خاطر تصویب‌ مسأله‌ی‌ ولایت‌ فقیه‌ درخبرگان‌ داده‌ بودند. بعد از ولایت‌ فقیه‌ هم‌ اینها دیگر دلگرم‌ نشدند كه‌ كار كنند.تكلیف‌ شده‌ بود و ماندند… قبول‌ دارم‌ كه‌ آنها خیلی‌ به‌ دولت‌ نچسبیده‌ بودند وهمیشه‌ می‌گفتند به‌ ما اجازه‌ بدهید كنار برویم.‌

خود امام‌ در جریان‌ معرفی‌ دولت‌ شهید رجایی‌ به‌ مجلس‌، در سال‌ بعد، اشاره‌ی‌صریح‌ به‌ دولت‌ موقت‌ و عملكرد آن‌ نمودند :

«از اول‌ هم‌ به‌ حسب‌ الزامی‌ كه‌ من‌ تصور می‌كردم‌، دولت‌ موقت‌ را قرار دادم‌،خطا كردیم‌، از اول‌ باید یك‌ دولتی‌ كه‌ قاطع‌ باشد و جوان‌ باشد و بتواند مملكت‌را اداره‌ كند نه‌ یك‌ دولتی‌ كه‌ نتواند، منتها آن‌ وقت‌ ما نداشتیم‌ فردی‌ را كه‌ بتوانیم‌آشنا بتوانیم‌ انتخاب‌ كنیم‌. انتخاب‌ شد و خطا شد.»
به‌ هرحال‌ دولت‌ موقت‌ تنها دو روز پس‌ از اشغال‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ و در اعتراض‌ به‌آن‌ سقوط‌ كرد. حتی‌ ناظران‌ خارجی‌ نیز بر تأثیر مستقیم‌ حمله‌ به‌ سفارت‌ و اشغال‌ آن‌، برسقوط‌ دولت‌ موقت‌ اذعان‌ دارند، چنانچه‌ یكی‌ از آنان‌ می‌گوید:

«كسانی‌ كه‌ به‌ قصد مخالفت‌ و یا اعتراض‌ نسبت‌ به‌ عملكرد و سیاست‌ خارجی ‌بازرگان‌ دست‌ به‌ این‌ اقدام‌ بزرگ‌ زده‌ بودند، خیلی‌ سریع‌تر و عمیق‌تر از آنچه‌ كه‌خودشان‌ انتظار داشتند، دست‌ یافتند و دولت‌ بازرگان‌ بلافاصله‌ كناره‌گیری‌ كرده ‌و جوانان‌ مبارز اسلامی‌ اشغال‌كننده‌ آنچه‌ را كه‌ مربوط‌ به‌ ارتباط‌ مقامات‌ ایرانی‌با دولت‌ آمریكا بود فاش‌ ساختند، به‌ شكلی‌ كه‌ بعد از آن‌ بسیاری‌ از افراد وابسته‌به‌ دولت‌ موقت‌ كشور را ترك‌ كردند.»

موضعگیری‌های‌ ‌حضرت‌ امام‌ خمینی در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی

بی‌شك‌ نقش‌ كلیدی‌ و محوری‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی ‌آمریكا در تهران‌، اولین‌ مساله‌ای‌ است‌ كه‌ باید در جریان‌ بررسی‌ وضعیت‌ و مواضع ‌نیروهای‌ موجود در جریان‌ تسخیر، مورد بررسی‌ قرار گیرد. حضرت‌ امام‌ (ره‌) از آغاز نهضت‌ اسلامی‌، به‌طور علنی‌ از سال‌ 1341 ه.ش‌ كه‌ با مخالفت‌ با لایحه‌‌ انجمن‌های ‌ایالتی‌ و ولایتی‌ جلوه‌ای‌ دیگر یافت‌، همیشه‌ شاه‌ سابق‌ را به‌ عنوان‌ نوكر و دست‌ نشانده‌ ‌آمریكا و عامل‌ اجرای‌ خواسته‌های‌ آنها در كشور، مورد حمله‌ قرار می‌داد. اوج‌ این‌ مساله ‌را در جریان‌ تصویب‌ قانون‌ كاپیتولاسیون‌ شاهد بودیم.

بر اساس‌ این‌ قانون‌، كلیه‌‌ افراد ارتش‌ آمریكا و وابستگان‌ آنان‌ كه‌ در ایران‌ اقامت‌داشتند، در برابر قوانین‌ ایران‌ از مصونیت‌ كامل‌ دیپلماتیك‌ برخوردار بوده‌ و در صورت‌ارتكاب‌ جرم‌، از شمول‌ قوانین‌ ایران‌ معاف‌ بودند و دادگاه‌های‌ ایران‌ حق‌ بازخواست‌ آنان ‌را نداشتند .

این‌ قانون‌، واكنش‌ فوری‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) را در پی‌ داشت‌، ایشان‌ در سخنانی‌فرمودند:
«عظمت‌ ایران‌ از بین‌ رفت‌، استقلال‌ از دست‌ رفت‌، عزت‌ ما پایكوب‌ شد. مگر مامستعمره‌ هستیم‌؟ مگر ایران‌ در اشغال‌ آمریكاست‌؟… می‌دانید مجلس‌ به‌پیشنهاد دولت‌ سند بردگی‌ ملت‌ ایران‌ را امضا كرد؟ اقرار به‌ مستعمره‌ بودن‌ ایران‌نمود».

روند مبارزه‌‌ امام‌ با رژیم‌ شاهنشاهی‌ در سال‌های‌ بعد و تا پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌،در بهمن‌ 1357 ه.ش‌، نیز مانند گذشته‌ از این‌ خط‌ مشی‌ پیروی‌ می‌كرد. به‌ گونه‌ای‌ كه‌ایشان‌ در كنار مخالفت‌ با شاه‌ و سیاست‌های‌ عقب‌ افتاده‌ وی‌، با دولت‌ آمریكا، به‌ عنوان‌بزرگترین‌ عامل‌ خارجی‌ حمایت‌ از شاه‌ و محرك‌ وی‌، نیز به‌ شدت‌ مبارزه‌ می‌كردند.بنابراین‌، تأیید حركت‌ مردمی‌ ـ دانشجویی‌ تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ در تهران‌ از سوی ‌امام‌ راحل‌، قابل‌ پیش‌ بینی‌ بوده‌ است‌. زیرا چنین‌ حركتی‌ موجب‌ شد تا علاوه‌ بر استبداد(شاه‌ و رژیم‌ او)، ریشه‌ی‌ استعمار (آمریكا) نیز از كشور كنده‌ شود. با توجه‌ به‌ همین‌ مساله‌، می‌توان‌ دریافت‌ كه‌ چرا امام‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ را انقلابی‌ بزرگتر از انقلاب‌اول‌ دانسته‌اند.
امام‌ به‌ دنبال‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و در ماه‌های‌ منتهی‌ به‌ تصرف‌ سفارت‌، همچنان‌مواضع‌ ضد آمریكایی‌ خود را حفظ‌ كرده‌ و به‌ تشریح‌ علل‌ مخالفت‌ خود با آمریكامی‌پرداختند. حجة‌الاسلام‌ محتشمی‌ پور در این‌ باره‌ می‌گوید:

«حضرت‌ امام‌ در اردیبهشت‌ 58 در مصاحبه‌ با روزنامه‌ی‌ «لوموند» فرمودند:امپریالیسم‌ آمریكا بزرگترین‌ خطر است‌. عمال‌ آمریكا در جریان‌ این‌ روزها، خود را پشت‌ سر سازمان‌ مذهبی‌ دروغین‌ پنهان‌ كرده‌اند…وزیر خارجه‌‌ آمریكا ازصدور حكم‌ اعدام‌ برای‌ شاه‌ سابق‌ و برخی‌ دست‌ اندركاران‌ رژیم‌ سلطنتی‌ شاه‌،اظهار تاسف‌ كرد. از طرف‌ دیگر، سنای‌ آمریكا به‌ اتفاق آرا اعدام‌هایی‌ را كه‌ درایران‌ انجام‌ شده‌ بود، محكوم‌ كرد. این‌ وقایع‌ در اردیبهشت‌ سال‌ 58 رخ‌ داد، یعنی‌هنگامی‌ كه‌ هنوز بیش‌ از سه‌ ماه‌ از حكومت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در ایران‌ نگذشته‌بود. امام‌، بلافاصله‌، با آمریكا شدیداً مخالفت‌ كردند و اظهار فرمودند، آمریكا اگراز اعدام‌ هویداها اظهار تاسف‌ نكند، از نوكرهایش‌ پشتیبانی‌ نكرده‌ است‌. ما توقع‌ نداریم‌ ابرقدرت‌ها كه‌ دستشان‌ از ایران‌ كوتاه‌ شده‌، از ما تشكر كنند.»
موضعگیری‌های‌ امام‌ در مقابل‌ آمریكا صریح‌ و قاطع‌ بود و در تقابل‌ با دیدگاه‌های‌ دولت‌ موقت‌ قرار می‌گرفت‌. مقامات‌ این‌ دولت‌ طرف‌دار مماشات‌ و روابط‌ دیپلماتیك‌حسنه‌ با این‌ كشور بودند. از سوی‌ دیگر، دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌، كه‌ از مماشات‌ و عدم‌ موضعگیری‌ انقلابی‌ دولت‌ موقت‌ نگران‌ بودند، تلاش‌ می‌كردند تا با پیروی‌ ازدیدگاه‌های‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌)، در تحولات‌ جامعه‌ی‌ آن‌ روز ایران‌ نقش‌ كلیدی‌ و اساسی‌را ایفا كنند. در این‌ میان‌، آنچه‌ كه‌ دانشجویان‌ پیرو خط‌امام‌ را در مورد اشغال‌ یا عدم‌ اشغال‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ مردد كرده‌ بود، ناآگاهی‌ از موضع‌حضرت‌ امام‌ بود.
این‌ مشكل‌ نیز با استفاده‌ از نظرات‌ حجة‌الاسلام‌ والمسلمین‌ موسوی‌ خوئینی‌ها حل‌شد. موسوی‌ خوئینی‌ها به‌ دانشجویان‌ اطمینان‌ داد كه‌ امام‌ از این‌ كار پشتیبانی‌ می‌كند.
وی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: «دانشجویان‌ پرسیدند كه‌ به‌ نظر شما حضرت‌ امام‌ با چنین‌اقدامی‌ موافق‌ خواهند بود یا نه‌؟ بنده‌ در ضمن‌ تحلیل‌ كوتاهی‌، چنین‌ نتیجه‌ گرفتم‌ كه‌ایشان‌ قطعاً موافق‌ خواهند بود. »

میردامادی‌، از دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌، در این‌ مورد می‌گوید: «آقای‌ خوئینی‌ها می‌گفتند، ما از مجموعه‌ی‌ نظرات‌ امام‌ این‌طور درك‌ می‌كنیم‌ كه‌ امام‌ مخالفتی‌ ـ قاعدتاًـنباید داشته‌ باشند، اما اگر از ایشان‌ سؤال‌ شود، احتمالاً به‌ دلیل‌ محظوراتی‌، نتوانند اعلام‌موافقت‌ كنند و احتیاج‌ به‌ سؤال‌ نیست‌. »

اما یك‌ حركت‌ هوشمندانه‌ دیگر از جانب‌ امام‌، باعث‌ شد تا آنان‌ برای‌ انجام‌ این‌ كار مطمئن‌ شوند. حجة‌الاسلام‌ محتشمی‌ پور در این‌ باره‌ می‌گوید:

«حضرت‌ امام‌ در تاریخ‌ 10 آبان‌ 1358، پیامی‌ به‌ ملت‌ ایران‌ دادند كه‌ سرآغازحركتی‌ نوین‌ برای‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ شد، و این‌ آگاهان‌ جامعه‌ پیام‌ را دریافت‌ كردند و به‌ آن‌ جامه‌ی‌ عمل‌ پوشانیدند. امام‌ در بخشی‌ از آن‌ پیام‌ فرمودند: بردانش‌آموزان‌، دانشگاهیان‌ و محصلین‌ علوم‌ دینیه‌ است‌ كه‌ با قدرت‌ تمام‌،حملات‌ خود را علیه‌ آمریكا و اسرائیل‌ گسترش‌ داده‌ و آمریكا را وادار به‌ استرداداین‌ شاه‌ مخلوع‌ جنایتكار نمایند و این‌ توطئه‌ی‌ بزرگ‌ را بار دیگر، شدیداً محكوم‌كنند.»
پیام‌ امام‌ كه‌ با انتشار خبر ملاقات‌ بازرگان‌ ـ رئیس‌ دولت‌ موقت‌ ـ با برژینسكی‌ ـ مشاورامنیت‌ ملی‌ كارتر ـ همزمان‌ شده‌ بود، از جانب‌ نیروهای‌ انقلابی‌ به‌ مانند پیامی‌ آشكاربرای‌ انجام‌ كاری‌ انقلابی‌ و قاطع‌ تلقی‌ شد. محسن‌ میردامادی‌ در این‌ مورد می‌گوید:

«فكر می‌كنم‌ دو سه‌ روز قبل‌ از 13 آبان‌، امام‌ پیامی‌ دادند كه‌ ـ در آن‌ پیام‌ ـ چنین‌ جمله‌ای‌ گفتند كه‌ بر دانشجویان‌ و دانش‌آموزان‌ و طلاب‌ علوم‌ دینی‌ است‌ كه ‌حملات‌ خود را علیه‌ آمریكا گسترش‌ دهند و خواهان‌ استرداد شاه‌ مخلوع‌ شوند.ما ابتدا تصورمان‌ این‌ بود كه‌ موضوع‌ به‌ امام‌ گفته‌ شده‌ و امام‌ این‌طور نظرشان‌ رابیان‌ كرده‌اند، ولی‌ بعداً كه‌ تحقیق‌ كردیم‌، مشخص‌ شد كه‌ این‌طور نبوده ‌است‌ وامام‌ از مساله‌ مطلع‌ نبوده‌اند. به‌ هر حال‌، این‌ پیام‌ ما را مطمئن‌تر كرد كه‌ اگر اینكاررا بكنیم‌، در تعارض‌ با دیدگاه‌ها و خواسته‌های‌ امام‌ نیست‌ و وقتی‌ هم‌ كه‌ اقدام‌ شد حضرت‌ امام‌ حمایت‌ كردند.

در نهایت‌، همانطور كه‌ انتظار می‌رفت‌، حضرت‌ امام‌ (ره‌) اصل‌ حركت‌ را تاییدكرده‌ و با واسطه‌ شدن‌ مرحوم‌ حاج‌ احمدآقا خمینی‌ به‌ دانشجویان‌ می‌گویند كه‌«خوب‌ جایی‌ را گرفته‌اید، محكم‌ نگهدارید. »

مرحوم‌ حاج‌ احمدآقا نیز در مورد عملكرد حضرت‌ امام‌ می‌گویند: «امام‌ خمینی‌ (ره‌)،به‌ عنوان‌ رهبر انقلاب‌، نخستین‌ كسی‌ بود كه‌ از اقدام‌ شجاعانه‌‌ دانشجویان‌ حمایت‌ كردو عمل‌ آنان‌ را واكنش‌ طبیعی‌ ملت‌ در مقابل‌ جنایات‌ بی‌شمار آمریكا دانست‌. »

در این‌ میان‌، تضاد دیدگاه‌ سازش‌كار دولت‌ موقت‌ و مواضع‌ انقلابی‌ و ضداستكباری ‌حضرت‌ امام‌ به‌ اوج‌ رسید. امام‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ دیدگاه‌های‌ میانه‌رو و لیبرال‌ دولت‌ موقت‌ را تحمل‌ كرده‌ بودند، در جریان‌ اشغال‌ لانه‌ جاسوسی‌، به‌ شدت‌ در برابر دولت‌ موقت‌ موضعگیری‌ كردند. حجة‌الاسلام‌ موسوی‌ خوئینی‌ها نیز بیگانگی‌ دولت‌ موقت‌ با آرمان‌های‌ انقلاب‌ را كه‌ در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ و استعفای‌ دولت‌ بازرگان‌، به‌ اوج‌ خود رسیده‌ بود از قول‌ امام‌ این ‌گونه‌ تشریح‌ می‌كند:
«مطالب‌ دیگری‌ پیش‌ آمد، كه‌ در آن‌ رابطه‌ نیز از حضرت‌ امام‌ (ره‌) كسب‌ تكلیف‌كردیم‌. البته‌ این‌بار، حضوری‌ و با چند تن‌ از برادران‌ دانشجو. قضیه‌ این‌ بود كه‌پس‌ از تسخیر لانه‌، دولت‌ موقت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ به‌ این‌ اقدام‌ استعفا نمود و گویا با این‌ تصور كه‌ امام‌ (ره‌) استعفا را نمی‌پذیرند و دانشجویان‌ را وادار به‌خروج‌ از لانه‌ می‌كنند. و درپی‌ انتقادهای‌ وسیع‌ كه‌ چرا دو تن‌ از اعضای‌ دولت‌موقت‌ در الجزیره‌ با برژینسكی‌، مشاور امنیت‌ ملی‌ دولت‌ «كارتر» ملاقات‌كرده‌اند، توضیحاتی‌ از طرف‌ رئیس‌ دولت‌ موقت‌ ارائه‌ شد كه‌ در مجموع‌ برای‌چگونگی‌ موضعگیری‌ دانشجویان‌ در برابر استعفا و آن‌ توضیحات‌، بنده‌ با چند نفر از برادران‌ از جمله‌ آقایان‌ میردامادی‌ و اصغرزاده‌ و گویا سیف‌اللهی‌، خدمت‌حضرت‌ امام‌ (ره‌) در قم‌ رسیدیم‌ كه‌ پس‌ از گفت‌وگو و سؤال‌هایی‌ كه‌ برای‌ ما مطرح‌ بود و شنیدن‌ پاسخ‌های‌ ایشان‌، ضمن‌ اینكه‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) پس‌ ازمصاحبه‌ی‌ رئیس‌ دولت‌ موقت‌ و توضیحاتی‌ كه‌ در توجیه‌ ملاقات‌ خود با برژینسكی‌ داده‌ بود، ناراحت‌ به‌ نظر می‌رسیدند، دستور فرمودند كه‌ دانشجویان‌ موضعگیری‌ كنند و نكاتی‌ را نیز متذكر شدند كه‌ در بیانیه‌ی‌ دانشجویان‌ ذكر شود.گفتنی‌ است‌ كه‌ بنده‌ تا آن‌ روز هیچ‌گاه‌ چهره‌‌ مبارك‌ امام‌ (ره‌) را بر اثر ناراحتی‌،تا آن‌ حد برافروخته‌ ندیده‌ بودم‌.

حجة‌الاسلام‌ محتشمی پور‌ نیز به‌ نقش‌ محوری‌ و حساس‌ امام‌ در جریان‌ اشغال‌ لانه‌ی‌جاسوسی‌ اشاره‌ای‌ روشن‌ دارد و همان‌گونه‌ كه‌ اشاره‌ می‌كند، بدون‌ تایید حضرت‌ امام‌،بسط‌ و گسترش‌ چنین‌ حركتی‌ محال‌ بود :

«به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ تا پیش‌ از مشخص‌ شدن‌ نظر حضرت‌ امام‌ و حمایت ‌علنی‌ و رسمی‌ ایشان‌، حتی‌ یك‌ نفر هم‌، جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ را ـ با تمام‌ اهمیت‌ و قداستش‌ ـ تایید نمی‌كرد. این‌ عدم‌ تایید و در برخی‌ از مواردمخالفت‌ شدید، بعضاً به‌ دلیل‌ ترس‌ از شیطان‌ بزرگ‌ بود و بعضاً به‌ جهات‌دیگری‌ همچون‌، غربزدگی‌ و وابستگی‌ برخی‌ افراد یا گروه‌ها و یا احترامی‌ كه‌برای‌ ابر قدرت‌ها به‌ عنوان‌ سردمداران‌ دهكده‌ی‌ جهانی‌ قائل‌ بودند و یا به‌ جهت ‌رعایت‌ مقررات‌ و كنوانسیون‌های‌ بین‌الملل…

‌تلاش‌ پیگیر دولت‌ موقت‌ و شخص‌ مهندس‌ بازرگان‌ و نیز وزیر امور خارجه‌اش‌،ابراهیم‌ یزدی‌، و پس‌ از استعفای‌ دولت‌ موقت‌ و تشكیل‌ دولت‌ شورای‌ انقلاب ‌نیز تلاش‌ وزرای‌ خارجه‌‌ شورای‌ انقلاب‌ ـ از جمله‌: بنی‌صدر و قطب‌زاده‌ ـ برای ‌آزادسازی‌ گروگان‌های‌ جاسوس‌ آمریكا، همگی‌ دال‌ بر این‌ مطلب‌ بود كه‌ تنهاحضرت‌ امام‌ پشتیبان‌ و حامی‌ قدرتمند، متین‌ و مستحكم‌ اقدام‌ دانشجویان‌ وتسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ بودند. اگر امام‌ بی‌تفاوت‌ می‌ماندند و یا حمایتشان ‌آن‌گونه‌ كه‌ باید و شاید، قوی‌ و همه‌ جانبه‌ نبود، دولت‌ موقت‌ در همان‌ روز وساعات‌ اولیه‌، به‌ سفارت‌ آمریكا و دانشجویان‌ فاتح‌ آن‌ حمله‌ می‌برد وجاسوسان‌ آمریكایی‌ را با سلام‌ و صلوات‌ آزاد می‌كرد.»
حجة‌الاسلام‌ محتشمی‌ پور در بخش‌ دیگری‌ از سخنان‌ خود به‌ تیزهوشی‌ امام‌ و نحوه‌ی‌دخالت‌ و نظارت‌ مستقیم‌ ایشان‌، بر جریان‌ تسخیر لانه‌ می‌پردازد و می‌گوید:
«با توجه‌ به‌ حساسیت‌ موضوع‌ و سوابق‌ جنایات‌ آمریكا و تحریكات‌ آن‌ پس‌ ازپیروزی‌ انقلاب‌ در ایران‌ و نیز ژرف‌نگری‌ حضرت‌ امام‌، ایشان‌ از همان‌ روزنخست‌، اولویت‌ اول‌ را به‌ مساله‌ی‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ و گروگان‌های‌ جاسوس‌ آمریكا و دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌ داده‌ بودند و مسایل‌ حول‌ و حوش‌ روابط‌ بین‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و دولت‌ انقلابی‌ ایران‌ با آمریكا را لحظه‌ به‌ لحظه‌ پیگیری‌و شخصاً در این‌ مورد دخالت‌ می‌كردند، تا از كنترل‌ خارج‌ نشود. امام‌ در هرلحظه‌، اخباری‌ را كه‌ با تلفن‌ و یا حضور مستقیم‌ برادران‌ دانشجو به‌ بیت‌ ایشان‌می‌رسید، با دقت‌ بررسی‌ می‌كردند. از همان‌ روز نخست‌، حضرت‌ امام‌ به‌دانشجویان‌ توصیه‌ كردند كه‌ مردم‌ را در جریان‌ كامل‌ و دقیق‌ اوضاع‌ و احوال‌لانه‌‌ جاسوسی‌ و كشفیات‌ خود از اسرار آن‌ جاسوس‌خانه‌ بگذارند… حضرت‌امام‌ (بیانیه‌های‌ دانشجویان‌) را ـ قبل‌ از انتشار ـ با دقت‌ مطالعه‌ می‌كردند ونظراتشان‌ را در آنها اعمال‌ و آنها را اصلاح‌ می‌كردند.
امام‌ به‌ برادران‌ عضو دفتر دستور دادند تا از كلیه‌ی‌ رسانه‌ها و به‌ خصوص‌ قسمت‌اطلاعات‌ و اخبار رادیو و تلویزیون‌ خواسته‌ شود، كه‌ كلیه‌‌ اخبار و اطلاعات‌مربوط‌ به‌ قضایای‌ لانه‌‌ جاسوسی‌ را در اولویت‌ قرار دهند. ما نیز از همان‌ روزنخست‌، از برخی‌ دوستان‌ خواستیم‌ كه‌ به‌ این‌ دستور توجه‌ كنند و آنان‌ نیز حقاًكمك‌ كردند. »

حجة‌الاسلام‌ محتشمی‌ پور در پایان‌ به‌ تشریح‌ نحوه‌ی‌ رهبری‌ انقلاب‌ اسلامی‌ از سوی‌امام‌ پرداخته‌ و نحوه‌ی‌ عملكرد حضرت‌ امام‌، در جریان‌ تسخیر لانه‌ را نمونه‌ی‌ ملی‌هدایت‌ جریان‌ انقلاب‌ از سوی‌ ایشان‌ دانسته‌ و اظهار می‌دارد :

«حضرت‌ امام‌ از ابتدا هیچ‌ تمایلی‌ به‌ دخالت‌ در مسایل‌ اجرایی‌ كشور، پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌، نداشتند و سعی‌ می‌كردند كارها به‌ دست‌ دولت‌ موقت‌ وشورای‌ انقلاب‌ به‌ انجام‌ برسد. ایشان‌ بیشتر اندیشه‌ی‌ جهان‌شمول‌ خود راپیگیری‌ می‌كردند و راجع‌ به‌ سرنوشت‌ ملت‌های‌ جهان‌ می‌اندیشیدند، ولی‌گاهی‌… در مسایل‌ داخلی‌ فرمان‌ و دستور صادر می‌كردند.
علت‌ اینكه‌ حضرت‌ امام‌ در مسایل‌ اجرایی‌ دخالت‌ مستقیم‌ نمی‌كردند و حتی‌ قبل‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ هم‌ اعلام‌ كرده‌ بودند كه‌ هیچ‌ پست‌ رسمی‌ و اجرایی‌ را،بعد از پیروزی‌ انقلاب‌، نخواهند پذیرفت‌، این‌ بود كه‌ بتوانند فارغ‌ از مقررات‌دست‌ و پاگیر بین‌المللی‌ ـ كه‌ باعث‌ می‌شود دولت‌ها نتوانند به‌ وظایف‌ انقلابی‌خود عمل‌ كنند ـ انقلاب‌ جهان‌شمول‌ اسلامی‌ را پیش‌ ببرند. از جمله‌ مواردی‌ كه‌به‌ ابتكار امام‌ عملی‌ شد، حمایت‌ از انقلاب‌ دوم(تسخير لانه جاسوسي)‌ و برخورد با راس‌ استكبارجهانی‌ و شیطان‌ بزرگ‌ و شكستن‌ بت‌ آمریكا به‌ عنوان‌ دشمن‌ اصلی‌ اسلام‌ ومسلمین‌ و بشریت‌ بود كه‌ دانشجویان‌ مسلمان‌ پیرو خط‌ امام‌ آن‌ را باشكوهمندی‌ پایه‌ریزی‌ كردند. این‌ حركت‌، سرلوحه‌ی‌ مقابله‌ی‌ جهانی‌ توحید وكفر به‌ شمار می‌رود و در این‌ حادثه‌، كفر جهانی‌ در قالب‌ چهره‌ی‌ كریه‌ آمریكا به‌اسارت‌ نیروی‌ جوان‌ و نو پای‌ مسلمان‌ درآمد. »

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

کارتر هنگام امضای بلوکه کردن اموال ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران داریوش ابوحمزه در اين نوشته به مروري اجمالي …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *