تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)2) نهضت جهاني اسلام / 6)2)4)بيداري اسلامي در كشورهاي اسلامي / انا خالد الاسلامبولی، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، وصیت نامه شهید خالد اسلامبولی

انا خالد الاسلامبولی، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، وصیت نامه شهید خالد اسلامبولی

خالد اسلامبولي، من فرعون را کشتم و از مرگ نمی هراسم

26اسفند 1389 به بهانه صدور حکم آزادی یاران خالد اسلامبولی در ترور انور سادات

سعید کاویان نژاد

 

 

 

با اتمام وضعیت فوق العاده در مصر بعد از سه دهه ، چند روز پیش حکم آزادی دو تن از یاران خالد اسلامبولی در قتل انور سادات توسط نظامیان ارتش مصر صادر شد تلویزیون دولتی مصر روز جمعه(20/12/89) تأیید کرد که شورای عالی نظامی کشور حکم آزادی عبود الزمور و طارق الزمور، دو پسرعمو را که شریک سروان خالد بن احمد شوقی اسلامبولی معروف به خالد اسلامبولی ـ افسر ارتش مصرـ در ترور انور سادات بودند، صادر کرده است

 

با اتمام وضعیت فوق العاده در مصر بعد از سه دهه ، چند روز پیش حکم آزادی دو تن از یاران خالد اسلامبولی در قتل انور سادات توسط نظامیان ارتش مصر صادر شد تلویزیون دولتی مصر روز جمعه(20/12/89) تأیید کرد که شورای عالی نظامی کشور حکم آزادی «عبود الزمور» و «طارق الزمور»، دو پسرعمو را که شریک «سروان خالد بن احمد شوقی اسلامبولی» معروف به «خالد اسلامبولی» ـ افسر ارتش مصرـ در ترور انور سادات بودند، صادر کرده است.

 

در ششم اکتبر 1981، انور سادات ملبس به یک یونیفورم نظامی برای تماشای یک رژه به مناسبت هشتمین سالگرد جنگ علیه اسرائیل در جلوی جایگاه مخصوص قرار گرفت. این روز برای انور سادات روز خاصی بود زیرا در اکتبر 1973.م به دنبال عبور ارتش مصر از کانال سوئز پایه­های قدرت وی مستحکم شد. عبور از کانال سوئز همان­قدر برای سادات قابل اهمیت بود که ملی کردن کانال سوئز برای جمال عبد الناصر و این دستاوردی بود که مشروعیتی خاص به رژیم سادات می داد. پرسنل تمامی دستگاهای سیاسی مصر در آن روز با یونیفورم مخصوص در جایگاه مذکور جمع شده بودند ناگهان یک کامیون نظامی که در دید کامل تلویزیون بود متوقف شد و چهار مرد را که به سلاح­های اتوماتیک مسلح بودند پیاده کرد. آنها به سمت جایگاه آتش گشودند و در این هنگام رئیس جمهور(انور سادات) کشته شد. در این زمان جمله­ای که بعدها خیلی معروف شد با صدای بلند گفته شد وآن این بود «من خالد اسلامبولی هستم، من فرعون را کشتم و از مرگ هراسی ندارم»1  . نوار ویدئویی  این صحنه در تمامی مصر پخش ­شد و قیمت سرسام آوری نیز پیدا کرد و به صورت عجیبی مورد استقبال مردم قرار گرفت.

 

خالد اسلامبولی چندی بعد دستگیر و همراه با همرزمانش در فروردین سال بعد به جوخه اعدام سپرده شد. هیچ قاتلی به این صورت مورد حمایت معنوی مردم قرار نگرفته بود در حالی که تشییع جنازه انور سادات که با حضور سران و رهبران کشورهای دیگر انجام می­شد با استقبال مردم مواجه نشد.

 خالد اسلامبولی عضو گروه جهاد اسلامی  سادات را در اوج عدم محبوبیت کشت یعنی یک ماه پس از اغتشاشات زاویه الحمراء در ماه ژوئن و سرکوب گسترده ماه سپتامبر علیه مخالفین مذهبی و غیر مذهبی که طی آن بیش از 1500 نفر دستگیر شدند. قبل از این عمل خالد در سوم سپتامبر 1981.م برای حضور در جمع خانوادگی به منزل والدینش رفت و متوجه شد برادرش محمد رهبر جماعات الاسلامیه دانشکده بازرگانی اسیوط، شب گذشته در جریان بازداشت مخالفان به دستور سادات دستگیر شده است این موضوع سبب شد وی  در هدفش استوارتر شود تا ریشه این بی عدالتیها را با فدا کردن خود و همرزمانش بخشکاند.

 

این عمل برای جنبش اسلامی که در حدود دو دهه رویارویی با حکومت به نتیجه نرسیده بود پیروزی و موفقیت چشمگیری به حساب می­آمد هر چند بعد از  سادات معاون او حسنی مبارک روی کار آمد و نه تنها  تغییر و تحولی در روند حاکمیت رخ نداد و هیچ اصلاح و تحول بنیادینی برای ارضا کردن جنبشهای اسلامی در مصر صورت نگرفت بلکه سخت گیری مجددی نسبت به این جنبشها اعمال شد. متفکر اصلی گروهی که سادات را ترور کرد عبدالسلام فرج بود. حتی جزوه­ای از وی وجود دارد به نام الفریضه الغایبه [واجب مکتوم] و به جهاد به عنوان تنها نبرد مقدس در جنگ علیه حاکم ظالم اشاره دارد که علما آن روز مصر سعی در پنهان کردن یا تیره کردن آن دارند این گروه عبدلسلام فرج را به عنوان ایدئولوگ خویش پذیرفته بودند.

 جماعه الاسلامیه طرفداران زیادی داشت که بعد از ترور یک روزنامه مصری لیست مفصلی از اعضای متهم به عضویت در این گروه را منتشر کرد. ایدئولوژی و اقدامات گروه جهاد نشانگر تغییر و تحول ایجاد شده در اندیشه اخوان المسلین بعد از انتشار کتاب سیدقطب (معالم فی الطریق) می­باشد. عبدالسلام فرج در پی آن­ بود که­ نشان دهد جهاد در پی غلبه بر تاریخ شکست جنبش اسلامی است.

 از دید عبدالسلام فرج تمام ایدئولوژی­های مورد نظر شکری مصطفی، جماعات الاسلامی ،اخوان المسلمین نوین و یا هرگروه دیگر به شکست انجامیده است. اثر عبدالسلام فرج یک الگوی کامل برای استقرار حکومت اسلامی به دست می دهد. وی از حدیث به عنوان یکی از تکیه­گاه های فکری خود استفاده میکرد.

 

 با نگاهی به مجموعه گفتار و سخنان به جا مانده از کسانیکه در ترور سادات دست داشتند از جمله عبدالسلام فرج، عبود الزمر و چهره برجسته این اقدام شجاعانه یعنی خالد اسلامبولی در بازجوییها ، در دادگاه و در وصیتنامه ایشان به مطالب جالبی میرسیم که سالهاست اینگونه مفاهیم در انقلاب اسلامی ایران شکفته است و در اندیشه های حضرت امام (ره) آن را مشاهده می­کنیم و به عمق تأثیر و الگوبرداری گروههای اسلامی در دنیای اهل سنت از انقلاب اسلامی [شیعی] ایران پی خواهیم برد.

 

در بخشی از وصیت نامه خالد اسلامبولی که خطاب به پدر و مادرش نوشت آمده است:

 

«ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی باصهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد»2

 خالد اسلامبولی را میتوان بازتاب خشم مردم مسلمان عصر حاضر نسبت به سازش برخی دولتهای اسلامی نسبت به سازش با رژیم منفور اشغالگر قدس تلقی کرد.                     

 

وی در بخشی از دفاعیات خود در دادگاه علت حرکت خود را اینگونه تشریح می­کند:

 

در پاسخ تذکر سمیر فاضل رئیس دادگاه نظامی که به وی گوشزد می­کند حرفهایت را به وکیل مدافع بگو تا وی بازگو کند [تو حق صحبت نداری] خالد میگوید من نمی­خواهم هیچ وکیلی از من دفاع کند زیرا من از امت[ 44 میلیونی] دفاع میکنم من این امت [اسلام]را سربلند و سرافراز کردم و با کمک و مساعدت خداوند متعال، تعطیل احکام خدا و کتاب خدا و امضای معاهده ذلت بار و ننگ آور خیانت آمیز کمپ دیوید را پاک کردم.3

 

زمانیکه قاضی به وی اعلام میدارد که به اشخاص سیاسی و رهبران دولت اهانت نکن و دلائلی را برای قبول معاهده با رژیم اشغالگر قدس ذکر می­کند از جمله  پذیرش مردم و تصویب مجلس خلق خالد در جواب می­گوید :

 

در این صورت بازرسان را به فتوای علمای بزرگ مصر که در ژانویه 1958 صادر شد ارجاع می­دهم. در این فتوا آمده است هر کسی که معاهده صلح با اشغالگران قدس را که سرزمین مسلمانان را اشغال کرده می­کند امضا کند حکمش حکم کسی است که با غاصبین سرزمینهای ما موافقت کند. حال چه کسی خائن است من یا سادات؟ وی ادامه می­دهد حاکم خداست و من سادات را بعلل زیر بقتل رساندم

اولاً: برای اینکه او مانع اجرای احکام اسلام بود و با شعارها و قوانین ساختگی مردم را سرگرم میکرد

 

ثانیاً :او با ادعای اینکه دین از سیاست جداست به دین خداوند دروغ بست

 

 ثالثا : او دعوت کنندگان در راه خدا را مورد تهاجم قرار داد و آنها را بدون اینکه مرتکب گناهی شوند به ناحق بازداشت کرد

 

رابعاً: او با امضای معاهده و دادن تسهیلات به آمریکائی ها , مصر را دو دستی تقدیم یهودیان و آمریکایی ها کرد

 

خامساً : او نمونه بدی برای خود و خانواده اش بود و اجازه داد فساد و تبهکاری از طریق تلویزیون ، سینما و کاباره ها شیوع پیدا کند او فساد را رواج می داد و به مفسدین جایزه میداد.4

 

عبود الزمر یکی از دو زندانی آزاد شده یک افسر 35 ساله نیروی هوایی مصر در زمان ترور بود  که در مسائل امنیتی و نظامی آموزش دیده بود متن بازجوییهای وی در آن زمان نشان میدهد که از شخصیت قوی برخوردار است او در اظهارات قبل از محاکمه خود گفت «که مسئولیت اجرایی عملیات گروه را به عهده داشته است».5

وی به جهت داشتن آگاهیهای مذهبی جزو افراد آگاه ارتش محسوب میشده او که به خانواده ای از نجبای روستایی تعلق داشت و از طبقه خود جدا شده بود به تجارت روی آورد و به نام ارزشهای اسلام علیه حکومت سلاح به دست گرفت وی به بازپرس خود اینگونه توضیح می­دهد که:

 

«طرح ما بر اساس انقلاب مردمی و آماده ساختن نظرات در جهت آن هدف بود. من فکر میکنم که انقلاب مردمی مشکل نیروهای مسلح و پلیس را حل خواهد کرد زیرا بر ایشان غیر ممکن است که سلاحهایشان را بر روی مردم نشانه بگیرند [توضیح نویسنده: در تحولات اخیر مصر شاهد بودیم که ارتش خود را در کنار ملت و نه روبروی مردم قرار داد] تجربه انقلاب ایران نشان داد که در آستانه انقلاب مردمی ، برای نیروهای مسلح و پلیس بسیار مشکل است با توده های مردم(الجماهیر الشعیبه) که خواستار اجرای احکام شریعت اسلامی هستند به مبارزه برخیزند».6

اصرار عبود الزمر بر ایجاد ارتباط میان ترور حکمرانان و آمادگی برای انقلاب مردمی او را واداشت تا در ابتدا با طرح خالد اسلامبولی مخالفت کند وی معتقد بود که حداقل دو سال طول خواهد کشید تا سازمان جهاد اسلامی بتواند برای مهیا ساختن بستری برای حکومت اسلامی استفاده کند اما در آخر از این حرکت حمایت کرد بعد از سادات ، حسنی مبارک با یک همه پرسی به ریاست جمهوری انتخاب شد و سپس دوره تازه ای از دستگیریها و محاکمه آغاز شد.

 

مبارک در سال ١٩٦٩.م به ریاست ستاد نیروی هوایی منصوب گردید و در سال ١٩٧٢.م به فرماندهی نیروی هوایی و معاونت وزیر جنگ برگزیده شد. او از آن به بعد پلکان ترقی را یکی پس از دیگری با موفقیت طی کرد. به طوری که در پی نقش وی در حمله هوایی موفقیت آمیز مصر علیه اسرائیل در ١٩٧٣.م قهرمان نظامی مصر لقب گرفت. به گونه‌ای که در سال ١٩٧٤.م به درجه سپهبدی ارتقا یافت. و یک سال بعد، یعنی در سال ١٩٧5.م به معاونت انور سادات رئیس جمهور وقت برگزیده شد. مبارک در آغاز تشکیل حزب دموکراتیک ملی نائب رئیس و پس از ترور انور سادات در سال ١٩٨1.م  برای چهار دوره متوالی ریاست جمهوری مصر را به عهده گرفت. حسنی مبارک که به لحاظ موقعیت سیاسی در راس هرم سیاسی مصر قرار داشت، همواره بزرگترین دغدغه‌اش به لحاظ مسائل داخلی وجود جریان‌ اسلامگرا بوده است، غربی‌ها نیز بیشترین نگرانی را از به قدرت رسیدن اسلامگراها در صورت فقدان مبارک در مصر  داشته و دارند. غربی‌ها از این نگرانند که با روی کار آمدن اسلامگراها روند صلح خاورمیانه از بنیان با خطر روبه‌رو گردد.

 

حسنی مبارک در واقع گام در جای پای سلف خود نهاد. نزدیکی به آمریکا و متحدش در منطقه [رژیم صهیونیستی] باعث شده بود وی نیز به مانند سادات از منافع مالی و کمکهای آمریکا و غرب برخوردار شود رسانه ها نیز تلاش وافری درجهت نشان دادن چهره ای صلح طلب از مبارک داشتند حتی در دور آخر مذاکرات مضحک خاورمیانه پیش از انقلاب اخیر مصر با تغییر دادن جایگاه مبارک در عکسها سعی درتأکید بر نقش محوری وی در مذاکرات بین رژیم اشغالگر و محمود عباس داشتند. اما گویی رئیس برکنار شده جمهوری مصر سخن شهید خالد اسلامبولی را نشنیده گرفت. وقتی از خالد پرسیدند با کشتن رئیس جمهور چه هدفی داشتی وی پاسخ داد هر که بعد از او بیاید از سرنوشت او[سادات] عبرت بگیرد.7 سخنی که مبارک نشنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

 

 

 

1)ژیل، کپل ، پیامبر و فرعون، ترجمه: حمید احمدی، کیهان 1382، ص232

 

2) www.irdc.ir/fa/content/11553/default.aspx

 

3) گردآوری از روزنامه کویتی الوطن1982.م در کتاب حماسه خالد، ترجمه شاکر کسرایی، انتشارات نور، سال 1362 ص118

 

4)همان، ص120

 

5) ژیل، کپل ، پیامبر و فرعون، ترجمه: حمید احمدی، کیهان 1382، ص257

 

6) همان، ص258

 

7) گردآوری از روزنامه کویتی الوطن1982.م در کتاب حماسه خالد، ترجمه شاکر کسرایی، انتشارات نور، سال 1362ص86ـ85

 

 

 

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

حج فی کلام الامام الخمینی (قدس سره) 25 .فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

حج فی کلام الامام الخمینی (قدس سره) 25 .فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *