تیتر خبرها

13 آبان روز دانشجو نیست!

در ایام ۱۳ آبان که می شود آمریکا ستیزی و نه استکبار ستیزی در سرتاسر اتاق های تبلیغات تکرار می شود و پارچه نویسی های نهادهای فرهنگی هم با شعار های تکراری دوباره قلمی می شود بیچاره خطاط ها! تلویزیون هم سرود هزار بار تکرار «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو …» را پخش می کند.

در تاریخ نگاری انقلاب و اولویت دهی به مفاهیم و ارزشهای انقلاب تحریف ها و خیانت های بزرگی صورت گرفته است . یک از بزرگترین هایش در مورد فتح لانه جاسوسی است و دیگری اش که باید در همین روزها به سراغش رفت (البته نه بر اساس تقویم های ظاهری) پذیرش قطع نامه ۵۹۸ و پایان جنگ نظامی ظاهری از سوی امام خمینی است.

در این باز نگری باید دقت کرد که کجای این حرکت «انقلاب دوم» بود و چه چیز آن را تا این درجه ی اهمیت رسانید. شاید این دو دلیل از همه مهمتر باشد و دومی مهمتر از اولی :

۱) انقلاب هایی که در تاریخ معاصر این مملکت رخ داده است از قبیل انقلاب مشروطیت( اگر انقلاب بودن آن را بپذیریم) جنبش ملی شدن نفت و بسیاری از قیام های مردمی چون جنبش میرزای جنگلی و قیام محمد تقی خان پسیان و قیام دلاوران تنگستانی و … همگی این انقلاب ها در قیچی منافقین داخلی و استعمار خارجی از مسیر منحرف و یا از پا درآمدند. قصه هر یک از این انقلاب ها را می توان شکافت و به دقیق جزییات مصادیق این تحلیل اشاره کرد.

در قضیه مشروطیت و قضیه نفت این مسئله نمایش بیشتری داشت که روشنفکران به معنی منافقین فکری و اندیشه ای و در زیر پوشش اصطلاحات و عناوین اسلامی خود را ملی و یا ضد استبدادی نشان دادند و با رخنه و فساد در صفوف انقلابیون این انقلاب ها را به شکست کامل و بلکه به وضعی بدتر از قبل کشاندند. باز هم تفصیل آن بماند…

در انقلاب اسلامی لیبرال ها و جبهه ملی به قول امام «با اصرار برخی دوستان» (که باید روزی مشخص شود این دوستان چه کسانی هستند) کار را به دست گرفتند و در مسیری غیر از مسیر انقلاب در حرکت بودند که معلوم نبود اگر کار در دست آنها باقی می ماند چه به روز این مملکت می آمد. از تمامیت مرزی آن که با سر انگشت خیانت هیئت های حسن نیتی که به کردستان و گنبد و خوزستان می فرستاد در معرض جدایی بخش هایی از این سرزمین بود، تا ترور و کودتا هایی که با همکاری آمریکایی ها در شرف انجام علیه انقلاب بود.

و این فتح لانه جاسوسی بود که توانست سیل بنیان کنی پدیدآورد و روشنفکران غربزده و شرق زده و بسیاری از خائنین داخلی را در مسیل خود از سر راه انقلاب بردارد و این آب حیاتی که به پای درخت انقلاب ریخته شد، ابتدا دولت موقت و نهضت آزادی را کنار زد و بعد دریادار مدنی ها استاندار خائن خوزستان را به رسوایی و فرار از کشور کشاند. از سوی دیگر مارکسیست های آمریکایی را رسوا کرد و داغ امپریالیسم ستیزی را با به اوج رساندن استکبار ستیزی اسلامی بر دل آنها گذاشت.

۲) ۱۳ آبان تجلی تولد نسلی از انقلاب است که به قول یکی از دانشجویان خط امام روحش با امام یکی شده بود :

«البته آن زمان جوانان انقلابی کشور مثل خود امام شده بودند. روح همه با روح امام یکی شده بود. یعنی فرد می گفت، امام می خواهد امروز سخنرانی کند. پیش خودش حدس می زد که امام می خواهد چه بگوید. می دیدی هشتاد درصد آن درست است. چرا؟ نه این که ما کسی شده بودیم. همه با هم وحدت روحی پیدا کرده بودند. شرایط عجیبی بود که در تاریخ کمتر تکرار می شود.»            مصاحبه دکتر پور یزدان پرست

و بالاتر از آن صحبتهای امام را قبل از اینکه امام ایراد بفرمایند تشخیص می داد چه رسد به اینکه در راستای منویات او دست به اقدام بزند.

در این حرکت می بینیم که دانشجویانی که هر کدام دارای سابقه ای هستند سابقه تاریخی و سیاسی خود را در پیروی خط امام خلاصه می کنند و تا ضربه به دشمن شماره یک انقلاب بزنند، بدون اینکه تصریحی از جانب رهبر خود را دریافت کرده باشند.

این بزرگترین پیروزی انقلاب اسلامی بود که نیروها و سربازهای آن منتظر نیستند تا رهبر دستور صریح دهد. بصیرت بالا مبتنی بر اسلام انقلابی و شجاعتی متواضعانه در خدمت اهداف انقلاب و امام خویش به قلب کانون فتنه دشمن می زنند.

امام خمینی در فرمایشاتشان فتح الفتوح انقلاب و اسلام را در تربیت «آدم » می داند و مهمترین هدف انبیا را نیز همین امر می شمارد. امام خمینی علی رغم اینکه ابتداً از این مطلب اطلاعی ندارند، حمایتی بی نظیر از حرکت تا آخرین روزها می کند. در عظمت همین مطلب یک کلمه امام کافی است که این کار کمتر از انقلاب اول نیست.

اما عنوان مطلب: این حرکت کاملا دانشجویی و از سر بصیرت و فعالانه که در بحبوحه انقلاب اسلامی و در ذیل تفکر امام خمینی را مقایسه کنید با حرکتی منفعلانه و اتفاقی که در سالهای بسیار دور اتفاق افتاده است: 16 آذر 1332 که دانشجویان دانشگاه تهران در قبال سفر نیکسون به ایران تظاهرات کرده اند حال چه تفکری این تظاهرات را به راه انداخته است؟ زوایای تاریخی این قضیه چیست؟ شهادت یا کشته شدن چند دانشجو که کمونیست بودن یکی دو تای آنها محرز است. لکه ننگ این جنایت پررنگ تر از آن است که کسی بتواند آن را از لیست بلند جنایات آمریکا پاک کند.

مسئله این مقاله اهمیت این واقعه تاریخی است برای اینکه بتواند برچسب و عنوان روز دانشجو را به دوش بکشد این که کِی و کی این عنوان را بر این روز نام نهاده هم مورد مناقشه نویسنده نیست. بعد از این همه مدت که از انقلاب می گذرد بهتر است در اصلاح عناوین روزهای تاریخ انقلاب خود نیز تجدید نظری بکنیم.

درسها و نکته های تسخیر سفارت بسیار بلند است باشد که دوستان و علاقه مندان انقلاب نسبت به زوایای آن ها کنکاشها و کندو کاوهای انقلابی خود را جهت بدهند:

1) بررسی جایگاه دانشجو و امام و رابطه ولی و مولی در مرتبه ای بالاتر از آن

2) بررسی مجددی از اسناد لانه جاسوسی هرچند که تا به امروز جز چاپ اسناد مکشوفه کار تحلیلی و حتی باز نشر از آنها صورت نگرفته است.

3)بررسی جامعه شناختی این حرکت در مسیر انقلاب اسلامی و نقش مردم به علاوه نقش امام در تثبیت این حرکت

4) بررسی علل انحراف و واخوردگی برخی از فعالان این حرکت و لزوم نگاه فرهنگی و اجتماعی و ساختار محور به این حرکت در کنار نگاه سیاسی و کارگزار محور

5) بررسی ابعاد بین المللی شکست ابهت آمریکا در جهان به علاوه افتضاح طبس

6)…

و در آخر گوشه ای از فرمایشات امام در قبال این حرکت:

«در هر صورت من از شماها تشكر میكنم كه خودتان بدون اینكه غیر از خدا یك كسی وادارتان بكند خودتان وارد این میدان شدید،این چیزی است كه از مبدأ الهی جوشش پیدا كرد»

شریف نیور

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

کارتر هنگام امضای بلوکه کردن اموال ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران داریوش ابوحمزه در اين نوشته به مروري اجمالي …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *