تیتر خبرها

موج چهارم بيداري اسلامي در كشورهاي عرب

 دكتر موسي نجفي

 با حمله ناپلئموج چهارم بيداري اسلامي دكتر موسي نجفي با حمله ناپلئون بناپارت در اواخر قرن هيجدهم به مصر و تغيير معادله بين استعمار غرب با جهان اسلام، جرياني شكل گرفت كه به بيداري اسلامي مشهور گرديد.

 اين بيداري اسلامي دوام چنداني نياورد، اما امروزه بعد از دو قرن دوباره بيداري اسلامي با نوعي خيزش جديد در اين كشور اسلامي مشاهده مي شود. اين بار خيزش و بيداري اسلامي مصر با دو قرن گذشته تفاوت هايي را نشان مي دهد هرچند كشورهاي اردن، تونس، يمن نيز به اين خيزش پاسخ مثبت داده اند اما به علت ماهيت موج چهارم بيداري اسلامي، اين حركت در صورت منحرف نشدن و سير مسير طبيعي خود در مصر ابعاد وسيع تر و عميق تري به خود مي گيرد. چند تغييري كه دنياي غرب و جهان اسلام در موج اول تا موج چهارم بيداري اسلامي داشته، از اين قرار است: اول: در دو قرن گذشته؛ امپراطوري شبه اسلامي تحت لواي خلافت عثماني، بر سرزمين هاي گسترده اي از جهان اسلام حاكميت داشت. مصر، شمال آفريقا و كشورهاي عربي در اين محدوده قرار داشتند. دوم: سلطه سياسي و استعمار نظامي كشورهاي اروپايي بعد از انقلاب فرانسه در شرق كم كم صورت آشكارتري به خود گرفت. دو قدرت بزرگ دنياي اسلام يكي صفويه در ايران،از بين رفت و ديگري (امپراطوري عثماني) در تركيه فعلي در حال انحطاط بود. از آن طرف اروپا با سلاح جديد يعني علم و فلسفه سياسي جديد ناشي از انقلاب فرانسه به پيشروي و فتح سنگر به سنگر در شرق مشغول شدند. سوم: در طول اين دو قرن با محو نظريه خلافت، كشورهاي عربي بخصوص مصر و شمال آفريقا و خاورميانه عربي – اسلامي دو ايدئولوژي ظاهرا معارض سوسياليستي و ليبراليستي را در قالب نوعي «ناسيوناليسم» نسبتا مقتدر و ديكتاتور ماب تجربه نموده اند. امروز با «افول مدرنيسم» در غرب، فروپاشي ماركسيسم در شرق و امتحان و سلطه مرگبار اين ايدئولوژي ها، صداي ترك خوردن آن «ايسم ها» بخوبي به گوش مي رسد. چهارم: با وقوع انقلاب اسلامي ايران و انديشه امام خميني – به قول بابي سعيد در كتاب «هراس بنيادين» – نه فقط احياي خلافت منظور نيست بلكه اين انقلاب پديده اي است كه در مقابل كماليسم (كمال آتاتورك) قرار مي گيرد و لذا اين راه جديد، طلايه دار موج چهارم بيداري اسلامي شده است. به قول استاد مطهري اين اصلاح گري دنياي اسلامي در سايه مكتب تشيع نه به راه تجددخواهي افراطي و سكولاريزم و نه به نقطه مقابل آن (قشري گري و سلفي گري) مي رود. اين اعتدال (پيدايش راه سوم) و تكامل بيداري اسلامي در موج چهارم كه نقطه ثقل آن از «خلافت» به «ولايت» منتقل شده ابعاد وسيعي دارد. اكنون مي توان سرنخ و رگه هاي آن را در تمامي خيزش ها و جنبش هايي كه به نام بيداري اسلامي حركت مي كنند، ديد. پنجم: موج چهارم بيداري اسلامي چون تكامل يافته موجهاي اول و دوم و سوم است، لايه هاي عميق تر تفكر و تمدن غربي را نشانه مي گيرد و در هر لايه و سطحي كه در اين خيزش ها وارد گردد بخاطر ماهيت تمدني و تكاملي و فرهنگي اش به همان ميزان اثر مي گذارد. ملت مصر و ساير كشورهايي كه اين خيزش ها را دنبال مي كنند به علت آن كه در موج دوم و سوم بيداري اسلامي نتوانسته اند به طور كامل قرار گيرند ممكن است به دو وضعيت دچار شوند: حالت اول: ممكن است به نوعي تلاقي بيداري اسلامي با موج دمكراسي خواهي البته نوع «نوگرايي غربي» مواجه شود. اين تجربه، موج دوم بيداري اسلامي در ساليان مشروطيت ايران را يادآور مي گردد و هرچند دست آوردهاي مهمي مثل محدود شدن استبداد و تغييرات عمده اجتماعي را به همراه دارد ولي موجب قطع نفوذ و پيشروي غرب در سنگرهاي فرهنگي و هويتي و شخصيتي ملت هاي اسلامي نمي شود. حالت دوم: اگر اين خيزش ها بتوانند از افراط و تفريط، سلفي گري و وهابيت از يك طرف و تجددخواهان افراطي و اصلاح طلبان (رفورميست ها) عبور كرده و به لحاظ فكري به خواسته هاي هويتي و شخصيتي كه مختص لايه هاي عميق تر موج چهارم بيداري اسلامي است اتكا نمايند، آن وقت جهش مهمي كه در بيداري اسلامي در سه دهه گذشته در ايران اتفاق افتاد به لايه هاي عميق تر بيداري اسلامي در اين كشورها هم مي رسد. وسايل ارتباط جمعي و رشد فكري و فرهنگي سنوات اخير مسلمانان و موفقيت هاي تمدني و سياسي ايران و ضربه هاي اساسي كه به پيكر استعمار در عراق و لبنان وارد شده، ساختارشكني هيمنه و قدرت غرب را امكانپذير نشان مي دهد به نحوي كه همه مسلمانان مي توانند به اين راه سوم در موج جديد بيداري اسلامي حامل انقلاب اسلامي تكيه و اعتماد كنند. به نظر مي رسد، غرب به حالت اول راضي است و تدارك راه هاي رسيدن به خواسته هاي اوليه اين اعتراضات را براي مصادره نهضت و اينكه به لايه هاي عميق تر بيداري اسلامي نرسد خواهان است. كاناليزه كردن شعارها و تمركز بر روي ديكتاتوري صرف، بيكاري، فقر و آزادي و تلاش براي دور كردن اعتراض از مسئله صهيونيسم، استعمار و نفوذ فزاينده سلطه غرب در دهه هاي اخير به عنوان عامل اصلي مشكلات، از هم اكنون سياست اصلي رسانه ها و استراتژيست هايي است كه تكرار تجربه ايران را بزرگترين فاجعه براي خود مي دانند. محافل غربي وصل شدن حلقه هاي بيداري اسلامي به يكديگر را غيرقابل جبران تلقي مي نمايند. با اين اوصاف، مطلوب اول غرب، وارد نشدن اين كشورها در موج بيداري اسلامي و توقف در مرحله اوليه است اما در صورت عدم تحقق اين خواسته مساله مهم براي آنان وارد نشدن كشورهاي اسلامي در لايه هاي عميق تر امواج بيداري يا به عبارتي موج چهارم بيداري اسلامي است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ¤ استاد فلسفه سياسي دانشگاه ون بناپارت در اواخر قرن هيجدهم به مصر و تغيير معادله بين استعمار غرب با جهان اسلام، جرياني شكل گرفت كه به بيداري اسلامي مشهور گرديد. اين بيداري اسلامي دوام چنداني نياورد، اما امروزه بعد از دو قرن دوباره بيداري اسلامي با نوعي خيزش جديد در اين كشور اسلامي مشاهده مي شود. اين بار خيزش و بيداري اسلامي مصر با دو قرن گذشته تفاوت هايي را نشان مي دهد هرچند كشورهاي اردن، تونس، يمن نيز به اين خيزش پاسخ مثبت داده اند اما به علت ماهيت موج چهارم بيداري اسلامي، اين حركت در صورت منحرف نشدن و سير مسير طبيعي خود در مصر ابعاد وسيع تر و عميق تري به خود مي گيرد. چند تغييري كه دنياي غرب و جهان اسلام در موج اول تا موج چهارم بيداري اسلامي داشته، از اين قرار است: اول: در دو قرن گذشته؛ امپراطوري شبه اسلامي تحت لواي خلافت عثماني، بر سرزمين هاي گسترده اي از جهان اسلام حاكميت داشت. مصر، شمال آفريقا و كشورهاي عربي در اين محدوده قرار داشتند. دوم: سلطه سياسي و استعمار نظامي كشورهاي اروپايي بعد از انقلاب فرانسه در شرق كم كم صورت آشكارتري به خود گرفت. دو قدرت بزرگ دنياي اسلام يكي صفويه در ايران،از بين رفت و ديگري (امپراطوري عثماني) در تركيه فعلي در حال انحطاط بود. از آن طرف اروپا با سلاح جديد يعني علم و فلسفه سياسي جديد ناشي از انقلاب فرانسه به پيشروي و فتح سنگر به سنگر در شرق مشغول شدند. سوم: در طول اين دو قرن با محو نظريه خلافت، كشورهاي عربي بخصوص مصر و شمال آفريقا و خاورميانه عربي – اسلامي دو ايدئولوژي ظاهرا معارض سوسياليستي و ليبراليستي را در قالب نوعي «ناسيوناليسم» نسبتا مقتدر و ديكتاتور ماب تجربه نموده اند. امروز با «افول مدرنيسم» در غرب، فروپاشي ماركسيسم در شرق و امتحان و سلطه مرگبار اين ايدئولوژي ها، صداي ترك خوردن آن «ايسم ها» بخوبي به گوش مي رسد. چهارم: با وقوع انقلاب اسلامي ايران و انديشه امام خميني – به قول بابي سعيد در كتاب «هراس بنيادين» – نه فقط احياي خلافت منظور نيست بلكه اين انقلاب پديده اي است كه در مقابل كماليسم (كمال آتاتورك) قرار مي گيرد و لذا اين راه جديد، طلايه دار موج چهارم بيداري اسلامي شده است. به قول استاد مطهري اين اصلاح گري دنياي اسلامي در سايه مكتب تشيع نه به راه تجددخواهي افراطي و سكولاريزم و نه به نقطه مقابل آن (قشري گري و سلفي گري) مي رود. اين اعتدال (پيدايش راه سوم) و تكامل بيداري اسلامي در موج چهارم كه نقطه ثقل آن از «خلافت» به «ولايت» منتقل شده ابعاد وسيعي دارد. اكنون مي توان سرنخ و رگه هاي آن را در تمامي خيزش ها و جنبش هايي كه به نام بيداري اسلامي حركت مي كنند، ديد. پنجم: موج چهارم بيداري اسلامي چون تكامل يافته موجهاي اول و دوم و سوم است، لايه هاي عميق تر تفكر و تمدن غربي را نشانه مي گيرد و در هر لايه و سطحي كه در اين خيزش ها وارد گردد بخاطر ماهيت تمدني و تكاملي و فرهنگي اش به همان ميزان اثر مي گذارد. ملت مصر و ساير كشورهايي كه اين خيزش ها را دنبال مي كنند به علت آن كه در موج دوم و سوم بيداري اسلامي نتوانسته اند به طور كامل قرار گيرند ممكن است به دو وضعيت دچار شوند: حالت اول: ممكن است به نوعي تلاقي بيداري اسلامي با موج دمكراسي خواهي البته نوع «نوگرايي غربي» مواجه شود. اين تجربه، موج دوم بيداري اسلامي در ساليان مشروطيت ايران را يادآور مي گردد و هرچند دست آوردهاي مهمي مثل محدود شدن استبداد و تغييرات عمده اجتماعي را به همراه دارد ولي موجب قطع نفوذ و پيشروي غرب در سنگرهاي فرهنگي و هويتي و شخصيتي ملت هاي اسلامي نمي شود. حالت دوم: اگر اين خيزش ها بتوانند از افراط و تفريط، سلفي گري و وهابيت از يك طرف و تجددخواهان افراطي و اصلاح طلبان (رفورميست ها) عبور كرده و به لحاظ فكري به خواسته هاي هويتي و شخصيتي كه مختص لايه هاي عميق تر موج چهارم بيداري اسلامي است اتكا نمايند، آن وقت جهش مهمي كه در بيداري اسلامي در سه دهه گذشته در ايران اتفاق افتاد به لايه هاي عميق تر بيداري اسلامي در اين كشورها هم مي رسد. وسايل ارتباط جمعي و رشد فكري و فرهنگي سنوات اخير مسلمانان و موفقيت هاي تمدني و سياسي ايران و ضربه هاي اساسي كه به پيكر استعمار در عراق و لبنان وارد شده، ساختارشكني هيمنه و قدرت غرب را امكانپذير نشان مي دهد به نحوي كه همه مسلمانان مي توانند به اين راه سوم در موج جديد بيداري اسلامي حامل انقلاب اسلامي تكيه و اعتماد كنند. به نظر مي رسد، غرب به حالت اول راضي است و تدارك راه هاي رسيدن به خواسته هاي اوليه اين اعتراضات را براي مصادره نهضت و اينكه به لايه هاي عميق تر بيداري اسلامي نرسد خواهان است. كاناليزه كردن شعارها و تمركز بر روي ديكتاتوري صرف، بيكاري، فقر و آزادي و تلاش براي دور كردن اعتراض از مسئله صهيونيسم، استعمار و نفوذ فزاينده سلطه غرب در دهه هاي اخير به عنوان عامل اصلي مشكلات، از هم اكنون سياست اصلي رسانه ها و استراتژيست هايي است كه تكرار تجربه ايران را بزرگترين فاجعه براي خود مي دانند. محافل غربي وصل شدن حلقه هاي بيداري اسلامي به يكديگر را غيرقابل جبران تلقي مي نمايند. با اين اوصاف، مطلوب اول غرب، وارد نشدن اين كشورها در موج بيداري اسلامي و توقف در مرحله اوليه است اما در صورت عدم تحقق اين خواسته مساله مهم براي آنان وارد نشدن كشورهاي اسلامي در لايه هاي عميق تر امواج بيداري يا به عبارتي موج چهارم بيداري اسلامي است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ¤ استاد فلسفه سياسي دانشگاه

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

حج فی کلام الامام الخمینی (قدس سره) 25 .فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

حج فی کلام الامام الخمینی (قدس سره) 25 .فی ذکری القتل ضیوف الرحمن و قتل حجاج بیت الله الحرام من الایرانیین و فلسطینیین الثورییون و سایر المسلمین فی المجزرة فی بلد امن الله فی المکّة المبارکة ۶ ذی الحجة الحرام عام ۱۴۰۷ بید آل سعود و وهابیون الارهابیون العملاء الصهاینة و الامریکییون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *