تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)7) شهيد مهدي رجب بيگي / نوشتاری از شهید مهدی رجب بیگی دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران و دانشجوي مسلمان پيرو خط امام

نوشتاری از شهید مهدی رجب بیگی دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران و دانشجوي مسلمان پيرو خط امام

پيرامون موضع گيري منافقين و حمايت ليبرالها از آنان

سرانجام حمايت بي چون و چرا از ليبراليسم و شكست اين جريان آمريكايي سبب شد تا مجاهدين در يكنوشتاری از شهید مهدی رجب بیگی دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران و دانشجوي مسلمان پيرو خط امام موضع صد در صد انفعالي قرار گرفته و پرده هاي نفاق خويش را به كناري نهند كه اطلاعيه 11 تير ماه حضرات بارزترين دليل اين مدعاست. هر چند متن اطلاعيه خود به حد كافي گويا بوده و دنائت و پليدي آنان و همچنين همنوایي آنان را با بوقهاي تبليغاتي امپرياليستي و صهيونيستي به خوبي آشكار مي كند و اگر چه مجاهدين در اين اطلاعيه با دشنامگويي ناشي از عصبانيت بيش از حد در اثر ته نشين همان جزیي منطق سابق در اثر پي بردن به عاقبت شوم خود يعني شكست مفتضحانه روي روزنامه هاي آمريكايي و راديو هایي نظير كلن و بغداد را سفيد نموده اند؛ اما براي بهتر روشن شدن ماهيت اين جماعت پاره اي نكات را در رابطه با اين اطلاعيه ذكر مي نمایيم.

 

1- اين اطلاعيه بدون آرم سازمان و به صورت دست نويس نوشته شده است و دليل آن هم اين است كه اگر در آينده در اثر اين اطلاعيه ضربات كاري بر پيكر اين سازمان وارد آيد، سازمان بتواند آن را به سادگي تكذيب كند. لازم به تذكر است كه قبلاً نيز مجاهدين چندين اطلاعيه را به صورت دست نويس منتشر ساخته علاوه بر آن با لحني غير از لحن هميشگي سازمان نوشته اند.

 

2- نسبت به اطلاعيه هاي قبلي سازمان اين اطلاعيه حاوي مسلمان نمایي بيشتري بوده و در آن از حديث و آيه استفاده شده است.

 

3- مجاهدين مي گويند امام مي خواهد تمام مردم را به دستگاه اطلاعاتي تبديل كند و حسرت نداشتن سازمان امنيتي نظير شاه، ايشان را وادار به اين امر نموده است. بايد پرسيد:

 

الف- اگر رژيم مردمي نباشد آيا چنين چيزي امكان دارد؟ چرا شاه دست به چنين كاري نزد و ناگزير از پديد آوردن ساواك گرديد؟ اگر شما پايگاه مردمي داريد چرا هر روز مردم شما را(حتي اگر جزء فرزندانشان هم باشيد) لو مي دهند؟ آيا اين افتخار امام خميني نيست كه در هر كاري از مردم كمك مي گيرد و اين ننگ شما نيست كه از مردم مي هراسيد؟

 

ب- سازمان كه ادعا مي كند سرنخ تمام قضايا را كشف كرده و به محض آنكه كوچكترين مطلبي عليه سازمان انتشار مي يابد محل انتشارات، شماره اتومبيل ها و نام افراد و…را ذكر مي كند و تمام روزنامه هاي خود را پر از به اصطلاح افشاگري از اين اداره و آن گروه و آن وزارتخانه مي كند، اطلاعات خود را از چه طريق به دست مي آورد؟ آيا غير از آن است كه سازمان هواداران خود را به ساواكي ها بدل كرده و با دادن آموزش هاي لازم به آنان، در واقع خود نوعي ساواك پديد آورده است؟ شناسائي تمام خانه ها و مغازه هاي افراد مسلمان و پيرو خط امام از چه طريقي جز از طريق همين هواداران شبه ساواكي صورت پذيرفته است؟

 

4- مجاهدين مي گويند امام گفته است كه آنها مي خواهند از ساير نيروها و شخصيتها به مثابه پل پيروزي استفاده نمايند و سپس سر ببرند. ما مي پرسيم آيا غير از اين است؟ اگر شما ليبرال ها را بجز براي اين مقصود مي خواهيد طبق حرفها و نظرات و تحليل هاي خودتان يك سازمان بورژوا- ليبراليستي هستيد(مجاهدين معتقدند بورژوازي ليبرال با شيوه هاي توليد وابسته به امپرياليسم در مرحله اول بايد مورد حمايت قرار گيرند زيرا ارتجاع، پايگاه هاي توده اي وسيعتري دارد. تحليل درون گروهي انتشار يافته سازمان) و اگر حمايت شما از ليبرال ها تاكتيكي است كه هست پس حرف امام صحيح مي باشد آيا تحليل شما از قرار دادن ليبرال ها به عنوان آلترناتيو واسطه و خودتان به عنوان آلترناتيوهايي غير از اين است؟(مجاهدين مي گويند ليبرالها در مرحله ي اول بايد جايگزين ارتجاع شوند و سپس مي توان آنها را به راحتي سرنگون كرد و خود جاي آنان را گرفت)

 

5- مجاهدين مي گويند امام ذهن مردم را نسبت به مجاهدين متوهم كرده است و حمله مجاهدين به مردم و خرمن كوفتن آنان تهمتي بيش نيست؛ اما راديو جديدالتاسيس آن ها در تاريخ 30 تير ماه مسئوليت تمام انفجارها را به عهده مي گيرد و حتي مردم را نيز پشتيبان اين اعمال مي داند. شما كه بنا بر ادعاي خودتان و هواداران دستگير شده اتان نقشه بمب گذاري در تمام مناطق را داريد و از جمله عمليات محيرالعقولتان كشتار مردم بي دفاع و بمب گذاري در مناطق شلوغ جنوب شهر و مساجد و آتش زدن كتابخانه ها مي باشد و حتي از آتش زدن كودك 3 ساله در جهاد ماهشهر نيز دريغ نورزيده ايد، هنوز هم ادعا مي كنيد امام ذهن مردم را متوهم نموده است؟ آيا با اين اعمال جنايتكارانه شما هنوز هم جاي شبهه براي هيچ يك از مردم مانده است كه كسي بخواهد آنان را شبهه دار نمايد؟ وقتي كه شما خود مسئوليت انفجارهاي انقلابي(راديو مجاهدين خلق 30/4/60)را به عهده گرفته ايد و تمام بوق هاي امپرياليستي بدون استثناء برايتان كف زده اند، آيا هنوز هم در خط امپرياليسم نيستيد؟ آنها به امام ناسزا مي گويند و از شما تمجيد مي كنند، حالا كداميك در خط امريكا هستيد و چه كسي دروغ مي گويد؟

 

6- مجاهدين مي گويند امام نيز همچون شاه مجاهدين را خرابكار و اغفال شده مي نامند. بايد گفت مجاهدين نيز همچون شاه و آمريكا امام را مرتجع مي دانند و بي پايگي استدلال آنان از همين جا روشن مي شود. اشكال مجاهدين اين است كه آنها به ارزشها و معيارهاي ثابتي معتقد نيستند وگر نه دچار چنين تناقض گويي نمي شدند. آنها نمي دانند(يا مي دانند و نمي خواهند به روي خود بياورند= نفاق) كه براي سنجيدن هر عمل بايستي آنرا بر طبق يك نظام ارزشي خاص ارزيابي كرد نه بوسيله ي افراد حق و باطل را تشخيص داد.

 

7- مجاهدين مي گويند ما هرگز امام را به عنوان جانشين پيغمبر(ص) و امام زمان(عج) قبول نداشته و نداريم و نخواهيم داشت؛ با اين حساب القابي نظير “حضرت آيت الله العظمي امام خميني”، “مجاهد اعظم”، “پدر بزرگوار”، “زعيم استوار و سازش ناپذير” و از اين قبيل كه در ابتداي پيروزي انقلاب از جانب آنان به كار مي رفته، در واقع تاكتيكي بوده است(تاكتيك نفاق) و آنان هرگز اين مسائل را قبول نداشته و صرفا براي فريبكاري و متوهم كردن اذهان توده مردم از چنين روشهائي سود مي برده اند. از اين گذشته گويا مجاهدين در چنان تنگنائي قرار گرفته اند كه ناگزير از مهمل گوئي و دروغ بافي هم شده اند. آنها در نامه اول بهمن ماه 57 خود كه با امضاي “مسعود رجوي- موسي خياباني” به امام نوشته شده است، حضرت امام را ادامه دهنده و وارث راه انبياء و اولياء الهي نيز دانسته اند. به قسمتي از اين اطلاعيه توجه كنيد(…همچنين اميدواريم كه خلق و انقلاب ايران و طبقات رنجبر و محروم جامعه كه خداوند در قرآن كريم به نام مستضعفين به آنها وعده پيروزي نهائي داده است، هميشه اين سعادت را داشته باشند كه آن وجود گرامي در پيشايش آنها بوده و … كه سيره ي همه ي انبياء و اولياء مكتب يكتا پرستي، بت شكني و مبارزه با جميع موانع عدل و قسط، شيوه ي قديم آن حضرت بوده است. و مي بينيد كه در اين نامه (به تاريخ اول بهمن ماه 57 كه در كتاب مجموعه اعلاميه ها و موضعگيري هاي سازمان مجاهدين خلق از انتشارات سازمان درج گرديده است) منافقين مجاهدنما ادامه دادن راه انبيا و اوليا مكتب را شيوه قديم حضرت امام دانسته اند.

 

8- مجاهدين مي گويند كه اين چه موضوع ضد آمريكايي است كه از يك سو مجاهدين را كه سينه مستشاران آمريكايي را هم مي درند، آمريكايي مي نامند و نونهالان خردسال را نيز به جوخه اعدام مي سپارند. بايد پرسيد:

 

الف- اكنون گلوله هاي شما سينه چه كساني را هدف مي گيرد؟ به جز پاسداران انقلاب، روحانيون و اخيرا هم مردم بي گناه كوچه و خيابان كدام آمريكائي را بعد از انقلاب نشانه رفته ايد؟

 

ب- اگر ضد آمريكايي هستيد چرا تمام امپرياليست ها به دفاع از شما برخاسته اند و وظيفه مداحي شما را به عهده گرفته اند؟ بر طبق انتشارات خود كه در اول اطلاعيه نيز بدان استناد كرده ايد، در كتاب شيوه تحليل سياسي، همسوئي جريانات را از جمله موارد تشخيص جريانات نام برده ايد. همسوئي خودتان را با امپريالسيم چگونه توجيه مي كنيد؟

 

ج- شما مي گوئيد نونهال ها(يعني همان ها كه به تكليف شرعي هم رسيدند و طبق گفته حاكم شرع 18ساله هم بوده اند. وقتي شما عكس يكي از 18 ساله هاي اعدامي را در صدر روزنامه تان چاپ مي كنيد، نشان دهنده آن است كه كمتر از اين سن وجود نداشته است وگرنه پوستر مي كرديد) را به جوخه اعدام نمي سپارند. ما مي پرسيم آيا نارنجك جنگي و سه راهي و كوكتل را براي خرابكاري به دست نونهالان مي سپارند؟ آيا كودك 4 ساله را در(اصفهان)هم ترور مي كنند؟ آيا اگر نونهالي حزب الهي باشد، شما حق داريد كه به ضرب و شتم او بپردازيد؟ آيا نونهال محصل دبيرستان “هدف” را كه فجيعانه به قتل رساندند، از قانونمندي ديگري برخوردار بوده است؟

 

9- مجاهدين مي گويند كه منتظر فتواي مراجع و اعلاميه نيروها و شخصيت هاي مختلف مبني بر حكم عقوبت كساني كه در خيابان ها موجب رعب مردم مي شوند، هستند. هر چند معلوم نيست كه مجاهدين از چه تاريخي تابع مرجعيت شده اند، اما با توجه به موضع مراجع عظام لابد آنها چنين حكمي را از مرجع آخرين خود آيت الله! عزالدين حسيني يا آيت الله علي تهراني و يا شايد هم امثال قمي و شريعتمداري كه اسنادشان در جاسوس خانه بدست آمده است، مي خواهند. از اين گذشته رعب و وحشت را كساني ايجاد مي كنند كه در زير اتومبيل ها ،جلو سينماها در مساجد و نمازهاي جمعه بمب مي گذارند. حكم آنها هم به عنوان مفسد في الارض اعدام است. حالا مجاهدين مجازند كه اگر كسي غير از خود را يافتند كه بدين كار ننگين اشغال داشته باشد با چنگ و دندان پدرش را در بياورند.

 

10- مجاهدين مي گويند كه پيشاپيش در قبال اشد مجازات عناصر ايادي خبرچين، هر كه باشد، از خود سلب مسئوليت مي كنند و در اول اطلاعيه هم كه گفته بودند امام مردم را به افشاي محل اختفاي آنان امر كرده است و عملا هم مردم اين كار را كرده اند. با اين حساب معلوم مي شود كه مجاهدين قصد دارند مردم را به اشد مجازات برسانند و موج بمب گذاري ها هم لابد به همين علت بوده است.

 

11- مجاهدين مي گويند كه اسلام امام در پاريس و تهران متناقض است و امام در سال 42 عريضه بسوي پيشگاه ملوكانه نوشته اند(و لابد به همين جرم هم ابتدا راهي زندان و سپس تيعيد گرديدند..) به فرضِ صحت اين ادعا، چهره كريه و منافقانه مجاهدين بيش از بيش آشكار مي شود؛ زيرا آنان كه از اين جريان اطلاع داشته اند، نوشتن نامه هاي از موضع فرزندي به امام و حتي شروع اطلاعيه با ((به نام خدا و بنام خلق قهرمان ايران و بنام حضرت آيت الله العظمي امام خميني و..))معنايي جز نفاق ندارد. اگر آنها به راستي به نوشتن چنين نامه اي از جانب امام معتقدند، چرا ايشان را كانديد رياست جمهوري نمودند؟!

 

اگر آنها به نقش نداشتن امام در نهضت عقيده دارند، چگونه است كه ادعاي پخش پيامهاي ايشان (يعني كسي كه به شاه نامه نوشته!)را نموده اند؟ آنها خود به خوبي مي دانند. در طول انقلاب اصولا داراي تشكيلاتي حتي براي پخش اعلاميه نيز نبوده اند و تنها در نزديكي پيروزي انقلاب تيم هايي براي جمع آوري غنائم و دزديدن سلاح از پادگانها تشكيل داده بودند و لابد هنوز هم اگر به حضرات منافق گفته شود، ترش مي كنند. آنها بايد براي درج جملات امام به عنوان شعار در بالاي نشريه اشان و امام را رهبر امپرياليست دانستن و قربان صدقه رفتن خود توجيهي پيدا نمايند يا لااقل اگر ذره اي صداقت در وجودشان هست اعتراف نمايند كه منافقانه با انقلاب و رهبري برخورد كرده اند و در واقع بين اسلام امام در پاريس و تهران تناقضي نيست. تناقض در افكار مجاهدين قبل و بعد از رو شدن دستشان در پيشگاه ملت مي باشد.

 

12- مجاهدين مي گويند كه امام در محاسبات خود دچار اشتباه شده و مردم را ناآگاه پنداشته است و حال آنكه ظاهرا مجاهدين دچار اشتباه شده اند. گواه اين مدعا نيز تحليل آنان مبني بر روي كار آمدن ليبرالها مي باشد كه در اثر آگاهي مردم كاملا بر عكس شده است و اساسا همين دست و پا زدنها و اين قبيل اعلاميه صادر كردن و متوسل شدن به عزالدين حسيني ساواكي و قاسملو و عناصر چپ (هزار خاني، ملكي، همسجزني و…) و راست (علي تهراني، قمي و …) و سرمايه دار(دستمالچي، جواهريانو…) و فئودال (خسرو خان قشقائي و…) خود حاكي از اشتباه بودن همه تحليل ها و دنبال مفر گشتن آن ها مي باشد. ما با مجاهدين موافقيم كه مردم قهرمان بيدارتر و هوشيارتر از آنند كه كسي بتواند آنها را فريب دهد و دقيقا به همين علت نيز مي باشد كه ملت مسلمان دشمنان خود را به سرعت تشخيص داده و خانه هاي تيمي آنان را كشف و عناصرشان را دستگير مي كند. اينها تنها نشانه بيداري و آگاهي امت است و منافقين نيز قدرت بينائي اين آگاهي را از دست داده اند.

 

و العاقبه للمتقين

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

میرویم تا خط امام بماند. زندگی نامه شهید مهندس مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

میرویم تا خط امام بماند. شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *