تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)27)شهید محسن ماندگاری / گفتگو با سرور ماندگار خواهر شهيد محسن ماندگار دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف و از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام

گفتگو با سرور ماندگار خواهر شهيد محسن ماندگار دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف و از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام

راه شهيدان بهترين راه براي رسيدن به قرب الهي است

 

شهيد محسن ماندگاري دانشجوي خط امام كه جان خود را بر سر پيمان الهي و پيروي از خط امام نهاد

 

فرحروز صداقت

به مناسبت آخرين روز از هفته دفاع مقدس که روز دانشجويان و استکبارستيزي نامگذاري شده بود سراغ خانواده دانشجوي شهيد

محسن هر جا بود موفق بود

سرور ماندگار با برادرش محسن فاصله سني کمي داشته است و هر دو با هم در دانشگاه صنعتي شريف دانشجو بودند. وقتي از اين خواهر شهيد مي خواهم خاطراتي از برادر شهيدش بگويد چند کلمه اي که بيان مي کند اول بغض مي کند و بعد هم اشکهايش جاري مي شود. لحظاتي تأمل مي کنم تا دل به محسن بسپارد. اندکي بعد مي گويد: فاصله سني من ومحسن 2 سال بود. من بزرگتر بودم، اما از نظر روحي و فکري خيلي به هم نزديک بوديم. خاطرات زيادي با محسن دارم اما دوست دارم، خاطراتي را بيان کنم که به درد همه بخورد و فکر مي کنم خاطرات شخصي مربوط به خود خانواده است.

محسن از وقتي به جبهه مي رفت خيلي عوض شده بود و همه حرفش اين بود که ما بايد دين خود را نسبت به انقلاب و جنگ ادا کنيم و حتماً بايد کاري کنيم. سرانجام او با شور و عشق خاصي عازم جبهه شد و من همه اش ته دلم مي لرزيد چون تجربه کرده بودم آدمهايي که به اين درجه از اخلاص مي رسند و به جبهه مي روند برگشتي در کارشان نيست و از دست دادن برادري مانند محسن خيلي مرا نگران مي کرد من محسن را خيلي خيلي دوست داشتم و دوري از او برايم سخت بود.بار ديگر بغضش مي شکند. .. !

در ادامه مي گويد: ما مباحثات زيادي با هم داشتيم در باره اسلام، ماوراء الطبيعه، آفرينش انسان، بيهوده نبودن خلقت و. .. !

يک بار يادم هست داشتم درد دل مي کردم، گفت اين حرفها را نزن و روزنامه اي که در کنارش بود برداشت مطلب در باره شهيد قدوسي بود و تيتر روزنامه بود شهادت يعني گذشت و به من درس بزرگي دادکه بايد از امور دنيوي آسان گذشت.

محسن دانشجوي متالورژي، ترمهاي آخرش بود که شهيد شد. درسهايش را خيلي خوب مي خواند و کار هم مي کرد. خيلي کوشا بود در کارش ابتکاراتي زيادي انجام داده بودند و همه جا موفق بود. حتي استادش چند بار به او گفته بود شما در همين سنگر دانشگاه خدمت کن. اما محسن احساس مسؤوليت مي کرد در قبال دفاع مقدسي که همه ما به آن اعتقاد داشتيم و با خون و رگمان از اسلام و ميهنمان دفاع مي کرديم براي همين هم جبهه را انتخاب کرد تا وظيفه اش را انجام دهد و سرانجام جان خود را فدا کرد.

اين خواهر شهيد هم از خوشرويي و مهرباني هاي محسن مي گويد. از اخلاص و عشق او که همه اين ويژگيهاي بارز او را به جايگاه شهادت رساند.

و در پايان متذکر مي شود: همه شهدا آدمهاي با ارزشي بودند بايد از شهدا و روش زندگي آنها درس گرفت تا خونشان پايمال نشود شهدا به خاطر اسلام رفتند تا ميهنمان عاري از وجود دشمن باشد. مهم تر اينکه مسؤولان خيلي بايد مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا خداي نکرده پا روي خون شهدا نگذارند و البته طي کردن راه شهدا بهترين راه براي رسيدن به قرب الهي است.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *