تیتر خبرها

تصرف لانه جاسوسي آمريكا به روايت «عباس عبدي»

ويژه سي سالگي تصرف لانه جاسوسي آمريكا

خبرگزاري فارس: عباس عبدي را امروز به عنوان شاخص چرخش گروهي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مي شناسند كه حتي حاضر شد در آمريكا به ديداري رسانه اي با يكي از گروگان هاي سابق آمريكايي رفته و از وي دلجويي كند.

(((( لازم به تذكر است كه عباس عبدي دانشجوي دانشگاه امير كبير چند روز بعد از تسخير لانه جاسوسي جهت ترجمه اسناد به لانه دعوت شد. لكن پس از پايان ماجراي تسخير و بازگشت گروگانهاي آمريكايي و به جبهه رفتن بسياري از دانشجويان با توجه به امكانات مطبوعاتي كه در اختيار داشت خود را به عنوان دانشجوي خط امام مطرح و به اين وسيله بسياري را كه در آن شرايط انقلابي به دانشجويان خط امام به ديده قهرمانان بي بديل مبارزه مينگريستند متوجه خود نمود و در نيمه دوم دهه هفتاد كه جريان اصلاح طلبي به راه افتاد، و مبارزه با آمريكا در بين آنان رو به سردي گرائيد، عباس عبدي با ملاقات با باري روزن وابسته مطبوعاتي سفارت آمريكا در بعد از انقلاب كه يك يهودي صهيونيست بود و بوسيله دانشجويان به گروگان گرفته شده بود، موج اتهام تجديد نظر طلبي دانشجويان خط امام و نيز دور شدن آنان از  آرماهاي امام  را به  سوي آنان كه اكثرا با اين عمل زشت و ضد انقلابي اين فرد مخالف بودند  سرازير نمود. عباس عبدي مدتي بعد به علت توليد نظر سنجي تقلبي و ادعاي اينكه هفتاد درصد مردم ايران خواهان ارتباط با آمريكا هستند، به محاكمه كشيده شد و پس از اثبات جرم چند سال را به اين دليل در زندان گذراند. مسئول سايت)))))

=======================

گرچه حدود ” نه سال ” از تصرف لانه جاسوسي آمريكا مي‌گذرد ولي تا كنون در مورد حقايق اين واقعه تاريخي اطلاعات جامع و موثقي ارائه نشده است. هر چند دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در اين مدت سخنراني‌هايي ايراد كرده‌اند ولي اطلاعات داده شده توسط آنها چنان پراكنده و ناچيز بوده است كه تقريبا به حساب نمي‌آيد.
اخيرا در داخل كشور مطالبي به صورت تحليلي و ناقص و بعضا نادرست به چاپ رسيده است. همچنين بعضي نيروها براي مطرح كردن خود و منحرف نمودن اذهان نسبت به واقعيت قضيه مطالبي را ارائه كرده‌اند.
بنابر اين به نظر مي‌رسد عمده مطالبي كه در اين زمينه منتشر شده از سوي منابع خارجي مخصوصا آمريكا مي‌باشد.
بعضي را عقيده بر اين است كه تاريخ هر دوره واقعه بايد پس از گذشته يكصد سال از آن دوره واقعه تحرير شود. هر چند نكات ظريفي در اين بيان وجود دارد، ولي اين امر نبايد مانع از گردآوري مواد خام و حقايق مسلم وقايع جاري باشد. بر همين اساس است كه تدوين وقايع تاريخي انقلاب اسلامي به طور اعم و انقلاب دوم به طور اخص ضرورت مي‌يابد.
در مورد انقلاب اول ( انقلاب اسلامي ) بعلت گستردگي افراد شركت‌كننده در آن و نيز طول مدتش، نكات بسياري از آن به صورت سخنراني و نوشته ارائه شده است. ولي انقلاب دوم بعلت طبع پنهانش و همچنين محدوديت افراد شركت‌كنده در ابتداي تصرف، بسياري از حقايقش تاكنون علني نشده است. اطلاع از اين حقايق براي نسل امروز و فرداي انقلاب امري حياتي به شمار مي‌رود.
عباس عبدي را امروز به عنوان شاخص چرخش گروهي از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مي شناسند كه حتي حاظر شد در آمريكا به ديداري رسانه اي با يكي از گروگان هاي سابق آمريكايي رفته و از وي دلجويي كند. آن چه خواهيد خواند نوشتاري است از اين فعال سياسي كه در ادبيات سياسي ايران پس از انقلاب اسلامي به عنوان بارزترين نمونه بازگشت انقلابيون از آرمان هاي اوليه انقلاب اشتهار يافته است ، هر چند كه خود وي به اين امر معتقد نيست .

در اين نوشتار سعي مي‌شود از وقايع تصرف لانه جاسوسي مطالبي ارائه شود. مخصوصا بر وقايعي تاكيد خواهد شد كه اطلاع عموم نسبت به آنها كمتر است ولي قبل از هر چيز لازم است با ماهيت دانشجويان خط امام آشنا شويم.

**فصل اول

*ماهيت دانشجويان مسلمان پيرو خط امام

شناخت هويت دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مستلزم شناخت زمينه‌هاي شكل‌گيري مبارزات دانشجويي در دهه پنجاه و سال‌هاي قبل آن مي‌باشد. بدون آگاهي از اين زمينه‌ها فهم و برداشت صحيح از حركت دانشجويان مسلمان در انقلاب دوم غير‌ممكن است.
در نيم‌قرن اخير در سرتاسر جهان جنبش دانشجويي همواره يكي از اركان نهضت‌هاي مبارزاتي عليه ستمرگان داخلي و خارجي بوده است. ولي چگونگي تشكل و اهداف مبارزاتي هر كدام از آنها تابع شرايط كلي حاكم بر اجتماع خاص خودشان بوده است. جنبش دانشجويي ايران قبل از اوايل دهه چهل مستقيما متأثير از مبارزات خارج از دانشگاه بود و چون عمده مبارزات آن دوران به وسيله احزاب و جبهه‌ها فرماندهي مي‌شد، مبارزات دانشجويان نيز در احزاب و تحت فرماندهي سران حزبي و جبهه‌اي صورت مي‌گرفت. بنابر اين طبيعي است كه دانشجويان از نظر اهداف و همچنين استراتژي‌هاي مبارزه از خود مختاري اندك برخوردار بودند. البته تعدادي از دانشجويان از طريق شاخه‌هاي دانشجويي و احيانا كميته‌هاي رهبري اينگونه سازمان‌ها در تصميم‌گيري‌ها نقش داشتند. ولي اين مساله بيش از اينكه در رابطه با ” هويت دانشجويي ” و حمايت دانشگاه‌ها از آنها باشد، متأثر از خصوصيات شخصي آنها بوده است. البته در اين دوران هر گاه كه سازمان‌هاي سياسي جامعه گرايش‌هاي راست و سازشكارانه را دنبال مي‌كردند، با مخالفت دانشجويان هوادارشان مواجه مي‌شدند. زيرا اينان عمدتا نيروهاي انقلابي آن سازمان‌ها محسوب مي‌گرديدند. لذا گاه به طور مقطعي حركت‌هايي مستقل از سازمان‌هاي سياسي، در دانشگاه‌ها به وجود مي‌آمد كه به علت عدم رشد و استقلال كافي دانشجويان به سرعت به سكون كشيده مي‌شد، نمونه بارز اين نوع روابط بين جنبش دانشجويي با سازمان‌هاي سياسي را مي‌توان بين‌سال‌هاي 1338 الي 1342 مشاهده كرد.
پس از نهضت خونين پانزده خرداد 1342 و شروع يك دوره جديد در فضاي سياسي حاكم بر كشور كه رژيم ايجاد كرده بود، دو تحول بنيادي در مبارزات ضد رژيم به وجود آمد كه عبارت بود از

*الف:
يأس و نااميدي نسبت به سازمان‌هاي سياسي سنتي و شيوه‌هاي مبارزاتي آنها، ب: گرايش به اسلام و رهبري اسلامي و نيز انتخاب شيوه‌‌هاي جديد مبارزاتي. جنبش دانشجويي نيز متأثر از اين تحول شد. دانشجويان غيرمذهبي كه در گذشته طرفدار حزب توده بودند به مرور دست از هواداري اين حزب كشيدند و به سمت موضع‌گيري‌هاي تند‌تر و نتيجتا به سازمان چريك‌هاي فدايي خلق گرايش پيدا كردند. دانشجوييان مسلمان ابتدا به نهضت آزادي پيوستند، چون ظاهرا زمينه‌هاي مذهبي بيشتري در مقايسه با جبهه ملي داشت. ولي با گذشت زمان مشخص شد كه نهضت آزادي ايران قصد تغيير شيوه مبارزاتي عليهش اه را ندارد و كماكان با روش‌هاي سنتي سعي در اصلاح سيستم دارد و لذا هواداران خود را به سرعت از دست داد. دانشجويان مسلمان از طريق فعاليت‌هاي استاد مطهري و دكتر شريعي و نيز ديگر روحانيون معظم تغذيه فكري مي‌شدند. بدين‌صورت براي اولين بار يك جناح قوي و مستقل اسلامي در دانشگاه‌ها به وجود آمد. اين جناح كه از نظر سياسي ـ مذهبي، رهنمودهاي امام خميني و مبارزات آيت‌الله طالقاتي و آيت‌الله منتظري را نصب‌العين خود قرار داد و از نظر شيوه مبارزاتي به سازمان مجاهدين خلق علاقمند بودند، گو اينكه بعلت مخفي بودن اين سازمان و

* گرچه حدود هفت سال و نيم از تصرف لانه جاسوسي مي‌گذرد ولي تاكنون در مورد حقايق اين واقعه تاريخي اطلاعات جامع و موثقي ارائه نشده است.
* شناخت هويت دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مستلزم شناختن زمينه‌هاي شكل‌گيري مبارزات دانشجويي در دهه پنجاه و سال‌هاي قبل از آن مي‌باشد.

در نتيجه عدم اطلاع اكثريت دانشجويان از مباني فكري و تشكيلاتي اين گروه و از همه مهمتر حمايت و يا حداقل، سكوت تعدادي از روحانيون خوشنام و مبارز از اين سازمان، دانشجويان تضادي بين اين علاقمندي با ديدگاه سياسي، مذهبي خود نمي‌ديدند.
سازمان‌هاي چريكي اعم از مجاهدين وفدايي‌ها بعلت ضربه‌هاي سريعي كه متحمل شدف فرصت كافي براي تشكل بخشيدن به هواداران دانشجويي خود نيافتند. زيرا آنها قبل از اينكه ضربه بخورند، به صورت عمومي شناخته شده نبودند. و به همين دليل طي اين مدت مبارزات دانشجويي فارغ از وابستگي‌هاي حزبي و سازماني، در دانشگاه‌ها شكل گرفت. و براي اولين بار جنبش دانشجويي ايران خصوصا دانشجويان مسلمان به صورت مستقل وارد عرصه مبارزات سياسي شد.
همانطوري كه فوقا اشاره شد، در ابتدا دانشجويان، بين حمايت از سازمان مجاهدين خلق و تفكرات اسلامي خود تعارضي احساس نمي‌كردند. ولي به مرور زمان يك احساس دوگانگي در اين امر به وجود آمد. خصوصا هنگامي كه عقايد اين سازمان نسبت به گروه‌هاي غير مذهبي بيان مي‌گرديد، تعارض شديدي بين اين نحوه تفكر با عقايد ملهم از امام خميني و ديگر روحانيون مبارز مشاهده مي‌شد. و از همين جا تخم شك و ترديد نسبت به فعاليت‌هاي اين سازمان در دل دانشجويان مسلمان كاشته شد. اين مساله با ورود دانشجويان جديد از سالهاي 52 به بعد اوج بيشتري گرفت.
زيرا كه آنها عمدتا مباني افكار اسلامي خود را به طور مستقيم از بطن جامعه و در رابطه با نيروهاي اصيل اسلامي دريافت مي‌نمودند. پس از واقعه تغيير ايدئولوژيك درون سازمان مجاهدين خلق با نيروهاي اسلامي، خصوصا روحانيون و مشخصا دو بزرگوار زندان يعني آيت‌الله منتظري و آيت‌الله طالقاني سبب شد كه از اوايل سال 55 با گذشت زمان مرزبندي واضحي بين طرفداران سازمان و دانشجويان اصيل اسلامي به وجود آيد. هر چند تا اوايل مهر ماه 57 در همه فعاليت‌ها با يكديگر بودند و ظاهرا تفكيكي بين آنها ديده نمي‌شد ولي از لحاظ استراتژي و اظهار نظرهايي كه راجع به مسائل مختلف صورت مي‌گرفت، اين دوگانگي براي طرفين به وضوح مشخص بود.
رشد نهضت اسلامي در جامعه سبب گسترش كمي و كيفي دانشجويان مسلمان شد. تا قبل از سال‌هاي 50 جو غالب بر مبارزات دانشجويي به عهده ملي گراها و غيرمذهبي‌ها بوده و تظاهرات و اعتصابات و نيز شعارهايي كه در اين رابطه داده مي‌شد، عمدتا از طرف آنها هدايت مي‌گرديد ولي با شروع دهه پنجاه و رشد نيروهاي اسلامي كفه ترازو به سمت توازن و سپس سنگيني دانشجويان مسلمان

* جنبش دانشجويي ايران قبل از اوائل دهه چهل مستقيما متاثير از مبارزات
* پس از نهضت خونين پانزده خرداد 1342 و شروع يك دوره جديد در فضاي سياسي حاكم بر كشور كه رژيم ايجاد كرده بود دو تحول بنيادي در مبارزات ضد رژيم به وجود آمد. يكي گرايش به اسلام و رهبري اسلامي و انتخاب شيوه‌هاي جديد مبارزاتي، و ديگري ياس و نااميدي نسب به تشكيلات سياسي غيراسلامي.
متمايل شد. ولي به علت سابقه دانشجويان غيرمذهبي در فعاليت‌هاي صنفي، امكان حضور فعال براي دانشجويان مسلمان در حداقل خود بود. لذا درصدد بودند كه به نحوي از انحاء وضعيت موجود را به نفع خود تغيير دهند. وقايع مربوط به سال 54 و تغيير ايدئولوژيك در سازمان كه همراه با ترور درون گروهي بود، جو مناسب را براي اقدام نسبت به اتخاذ تصميم لازم ايجاد نمود.
خصوصا كه مشابه برخوردهاي درون گروهي در سازمان مجاهدين، از طرف دانشجويان كمونيست با دانشجويان مسلمان در درون دانشگاه‌ها به وقوع مي‌پيوست: از جمله هو كردن دانشجويان مسلمان به هنگام نماز در يك برنامه كوهنوردي، فشارهايي كه در فعاليت‌هاي صنفي به مسلمانان وارد مي‌نمودند، شيوه‌هاي نامعقولي نه براي رو گردان دانشجويان جديد از اسلام بكار مي‌بردند. كه اين حركات در مجموع سبب ايجاد يك روحيه نفرت بين طرفين مي‌گرديد و در بعضي دانشگاه‌ها، درگيري‌هاي شديدي را نيز سبب شد. كمونيست‌ها فكر مي‌كمردند كه تغيير ايدئولوژيك در سازمان مجاهدين شرايط مناسبي را جهت فشار به نيروهاي اسلامي ايجاد كرده است تا به اين وسيله آنها را به سمت خود جذب كنند و يا حداقل منفعل نمايند. خصوصا كه از قدرتمند شدن دانشجويان مسلمان به شدت ناراحت بودند.
ولي بعلت تحليل غلطي كه در اين رابطه داشتند، اين نحوه رفتار آنها، فرصت مناسبي را براي دانشجويان مسلمان جهت تشكل و تقويت خودشان فراهم نمود. و با اطمينان مي‌توان گفت كه به نحو مطلوبي هم از آن، بهره‌برداري كردند. و لذا مدتي بعد، كمونيست‌ها از رفتار خود پشيمان شدند و حتي طرفداران فدايي‌ها رفتار منشعبين را محكوم كردند. ولي ديگر دير شده و آب رفته به جوي باز نمي‌گشت.
اولين اقدام دانشجويان مسلمان در اين راستا جدا كردن برنامه كوهنوردي از آنها بود كوهنوردي در واقع از مهمترين فعاليت‌هاي دانشجويي محسوب مي‌شد و لذا از اين طريق توانستند اولاً: دانشجويان مسلمان را از گزند القائات وجو سازيهاي گروه‌هاي غيرمذهبي نجات دهند. ثانياً: به رشد كيفي و كمي خود پرداخته و اساس محكمي را براي فعاليت‌هاي سياسي در درون دانشگاه پايه‌ريزي كنند.
دانشگاه‌هاي بزرگ و فعال با تحت پوشش قرار دادن فعاليت‌هاي كوهنوردي و سياسي و اعتقادي دانشگاه‌هاي كوچك و نيمه فعال و نيز دانشكده‌ها و مدارس عالي مستقل، سعي در تعميم اين فعاليت‌ها در تمام اقشار دانشجويي نمودند. اين كار در ميان دانشجويان غيرمذهبي به صورت معمول و از طريق تشكيلات انجام مي‌پذيرفت. ولي دانشجويان مسلمان تنها با همت خود موفق به انجام اين مهم شدند. در طي دو سال برنامه‌هاي كوهنوردي مسلمانان گسترش زيادي يافت و اين در حالي بود كه در اكثر قريب به اتفاق دانشگاه‌ها اتاق كوهنوردي در اختيار دانشجويان غيرمذهبي بود و از طريق اطلاعيه رسمي،دانشجويان را دعوت به كوهنوردي مي‌كردند. دانشجويان مسلمان در ابتدا به صورت غيررسمي و شفاهي يكديگر را براي كوهنوردي دعوت مي‌كردند، با اين حال پس از چندي تعداد افراد شركت كننده در برنامه مسلمانان به مراتب بيشتر از برنامه غير مذهبي‌ها بود. به طوري كه در بعضي مواقع بعلت كثرت داوطلب مجبور بودند در يك هفته دو برنامه جداگانه را در يك دانشگاه يا دانشكده انجام دهند. حتي در اين شرايط تعدادي از دانشجويان مسلمان شناخته شده با قرار قبلي در برنامه كوه غيرمذهبي‌ها شركت مي‌كردند تا اگر دانشجوي مذهبي جديد از روي اطلاع و يا علل ديگر در آنجا شركت مي‌كند، تحت تاثي جو حاكم بر برنامه از انجام فرايض خود باز نماند و يا به انحراف كشيده نشود. قدم بعدي دانشجويان مسلمان حضور فعال و مستقل در مبارزات سياسي دانشگاه‌ها بود. اين امر سبب شد كه نيروهاي غيرمذهبي بدون مشورت دانشجويان مسلمان به هيچ برنامه از قبل تعيين شده‌اي از طرف خودشان، اقدام نكنند. زيرا در اين صورت مخالفت احتمالي دانشجويان مسلمانف سبب شكست قطعي آن برنامه مي‌شد.
دانشجويان مسلمان پس از مدتي به مرحله‌اي رسيدند كه خود مستقلا تصميمات سياسي مي‌گرفتند و كمونيست‌ها بعدا از آن مطلع مي‌شدند. و در اين حال آنها هم مجبور به پيروي از خط مشي مسلمانان بودند. زيرا مخالفت و يا عدم شركت آنها تاثيري در نتيجه برنامه اعلام شده نداشت. و به اين صورت جو دانشگاه‌ها طي چند سال از ابتداي دهه پنجاه تا سال تحصيلي 55 ـ 54 به طور كامل در اختيار دانشجويان مسلمان قرار گرفت. شيوه‌هاي متخذه در مبارزه سياسي داخلي دانشگاه نيز دستخوش تغيير شد. در شيوه‌هاي جديد سعي مي‌شد كه اساتيد، كارمندان و حتي دانشجويان بي‌تفاوت نيز به كار گرفته شوند و هر گونه عمل سياسي با مقدمات كافي صورت پذيرد تا از مقبوليت كافي در ميان همه اقشار دانشگاه برخوردار باشد. بعنوان مثال مي‌توان از اعلام سه روزه در اعتراض به مظالم رژيم نسبت به دو مجاهد بزرگوار يعني آيت‌الله منتظري و مرحوم آيت‌الله طالقاني نام برد. قبل از اجراي اين تاكتيك، اعتصاب و تظاهرات، معمولا با هماهنگي عده‌اي از دانشجويان در يكي از ساختمانها شروع و شعارهايي داده مي‌شد و بقيه دانشجويان را به طرز غلطي از كلاسها خارج مي‌كردند و يا هنگام ناهار به يك باره ميزهاي غذا را به هوا پرتاب مي‌كردند و سپس شعار دادنها شروع مي‌شد و پس از لحظاتي هم گارد نظامي مداخله مي‌كرد و اوضاع نسبتا آرام مي‌شد و بقيه افراد به ناهار خوري تخريب شده مي‌رفتند تا غذاي خود را صرف كنند. و اگر احتمالا از جانب گروهي روزه سياسي اعلام مي‌شد اكثريت دانشجويان به آن توجهي نمي‌كردند و به رستوران مي‌رفتند. ولي در جريان اعلام روزه سياسي فوق از طرف دانشجويان مسلمان، به علت مقبول و منطقي بودن وجهه دانشجويان مسلمان و نيز بعلت فراهم كردن مقدمات كافي و از همه مهمتر انتخاب موضوعي اساسي و قابل قبول، هيچكدام از دانشجويان، كارمندان و اساتيد بدون اين كه هيچكدام از دانشجويان، كارمندان و اساتيد بدون اين كه هيچگونه فشار فيزيكي به آنها وارد شود، طي اين سه روز وارد سلف سرويس نشدند و اين موضوع بعنوان يكي از حركت‌هاي موفق در جهت جلب توجه اكثريت افراد جامعه دانشگاهي به سمت كسب مقبوليت مبارزات دانشجويي بر عليه رژيم بود.
چهار ويژگي مهم جنبش دانشجويي در اين دوران عبارت بودند از:

الف: افزايش كمي دانشجويان مسلمان
ب: تاكيد اساسي بر ايدئولوژي اسلام
ج: ارتباط با حركت‌هاي مردمي
د: استقلال.

*الف ـ افزايش كمي دانشجويان:

طي دهه پنجاه به علت سياست‌هاي كلي حاكم بر كشور نياز فراواني به وجود نيروهاي تحصيل كرده بود و لذا توسعه دانشگاه‌ها و افزايش كميت مراكز آموزشي از ضرورت جامعه بود. خصوصا تعداد فارغ‌التحصيلان دبيرستان هر سال بيشتر شده و مي‌بايست فكري به حال آنها مي‌شد. اين روند با افزايش قيمت نفت، سرعت بيشتري يافت، و هنگامي كه آموزش عالي رايگان شد، طبقات فقير ولي مستعد جامعه در دانشگاه امكان حضور يافتند و قشر قابل توجهي از دانشجويان در اين دوران از طبقات مستضعف و مسلمان جامعه تشكيل مي‌شدند. اين تحول در تعدادف عمدتا سبب افزايش دانشجويان مذهبي شد. زيار طبقات فقير و مستضعف جامعه با ايدئولوژيهاي وارداتي شرق و غرب كمتر مأنوس بودند.

*ب ـ تاكيد اساسي بر ايدئولوژي اسلام:

مشخصه ديگر فعاليت دانشجويي در طي سالهاي دهه پنجاه، تاكيد فراوان آنها بر مبناي اعتقادي فكي بود. دانشجويان طي اين دوران به شدت از كتابهاي مرحوم دكتر شريعتي متأثر بودند و به جرأت مي‌توان گفت كمتر دانشجوي مسلماني باعث مي‌شد كه با آثار دكتر شريعتي و سخنراني‌هاي در حسينيه ارشاد نباشد. و به نحوي تحت تاثير تفكرات مذهبي ـ اجتماعي وي واقع نشده باشد. فعاليت‌هاي مرحوم شريعتي منجر به كسب هويت مستقل فكري براي دانشجويان مسلمان در مقابل ديگران بود. بدون داشتن يك هويت فكري منسجم، امكان مقابله با ديگر سيستم‌هاي فكري غيرممكن مي‌نمود. و اين هويت را در آن هنگام هيچ كسي بهتر از دكتر شريعتي ارائه نداده بود. خصوصا كه مباني فكري خود را در قالب‌هاي تاريخي و منطقي بيان مي‌كرد و اين خود سبب حذب نيروهاي جوان و دانشگاهي به طرف انديشه‌هاي اسلامي مي‌شد. دانشجويان مسلمان سعي مي‌كردند كه ايدئولوژي را در مظاهر زندگي و فعاليت خود بروز دهند. بدين خاطر مركز فعاليت‌هاي فرهنگي، سياسي و حتي صنفي خود را به درون مسجد دانشگاه كشانيدند و كم كم مسجد دانشگاه محور اساسي كليه فعاليت‌ها شد و نماز‌هاي جماعت با تعداد فراوان و برنامه‌هاي متنوع تشكل يافت. همچنين براي دو فعاليت مهم ديگر يعني كتابفروشي و كتابخانه مسجد نيرو و امكانات فراواني را اختصاص دادند. و بدين صورت براي اولين بار يك جنبش اسلامي دانشجويي با بار اعتقادي مناسب در دانشگاه‌هاي كشور نضج گرفت.

*ج – ارتباط با حركت‌هاي مردمي:

در گذشته ارتباط مستقيم و بدون واسطه‌اي بين جنبش دانشجويي و جنبش مردمي مشاهده نمي‌شد. و اين ارتباط بيشتر از طريق احزاب و جبهه‌ها عملي مي‌شد. ولي به مرور زمان كه دانشجويان مسلمان رشد يافتند، اين ارتباط به شكل مستقيم و محكمي برقرار شد. زيرا با اشتن اوصاف اسلامي و استقلال فكري زمينه‌هاي كافي براي انجام اين امر كه فقط از عهده آنها برمي‌آمد برقرار مي‌گرديد، اين ارتباط بدو صورت بود: يكي از طريق تدريس در دبيرستانها و تماسهايي كه از اين راه با هسته‌هاي دانش آموزي برقرار مي‌كردند. اگر چه رژيم خطرات تدريس دانشجويان بصورت حق التدريسي را احساس مي‌كرد ولي توانايي مقابله با آن را نداشت. زيرا گسترش سريع آموزش متوسطه و كمبود معلم و دبير سبب شده بود كه براي جبران اين كمبود، به معلمين حق‌التدريسي كه دانشجو بودند روي بياورند. و راه ديگري كه دانشجويان را با حركت مردمي پيوند مي‌داد، شركت در فعاليت‌هاي محلي، ازطريق مساجد، هيات‌ها و جلسات مذهبي بود كه از اين طريق ارتباط بيشتري با روحانيون مبارز پيدا مي‌كردند و ارتباطي كه بعدها و در طي دوران انقلاب و پس از آن بين دانشجويان و روحانيون وجود داشت، در اين دوران شكل گرفته بود.

د- استقلال:

ديگر ويژگي مهم جنبش دانشجويي كه كليه فعاليت‌هاي دانشجويي را تحت‌الشعاع قرار داده بود و هنوز نيز وجود دارد، مستقل بودن اين جنبش از هر گونه حزب، گروه و سازمان گرايي مي‌باشد. استقلال دانشجويان در انتخاب تاكتيك و شكل مبارزه‌اي بود كه قصد آن را داشتند. اين استقلال ضمن پخته نمودن دانشجويان در كوران مبارزه سياسي، يك نوع مقبوليت و مشروعيت براي فعاليت‌هاي دانشجويان مسلمان در ميان اقشار دانشگاهي را نيز باعث شده بود. و اين در حالي بود كه اين اقشار به تحركات دانشجويان غير مذهبي با ديده شك و ترديد مي‌نگريستند و معتقد بودند كه آنها بيش از آنكه خواستار انجام مبارزه‌اي جدي عيله رژيم باشند خواستار به هم زدن وضع دانشگاه هستند و دستورات خود را خارج از دانشگاه اخذ مي‌كنند. به همين دليل اگر برنامه‌اي ناگهاني در دانشگاه صورت مي‌گرفت كه معلوم نبود از طرف كدام گروه دانشجويي است، اين افراد در زمينه عاملين برنامه پرس و جو مي‌كردند و هنگامي كه مطمئن مي‌شدند از طرف برادران مذهبي است با علاقه در آن شركت مي‌كردند.
در مجموع، عملكرد و رفتار دانشجويان مسلمان سبب شده بود كه ساير دانشجويان نسبت به آنها يك نوع احساس اطمينان قوي داشته باشند. به طوري كه در كليه فعاليت‌هاي پنهاني كه اهداف آن از قبل توضيح داده نمي‌شد با اطمينان خاطر شركت مي‌كردند. زيرا تجربه به آنها نشان داده بود كه مي‌بايست به منطقي و مرتب بودن برنامه ايمان داشته باشند. اين نحوه برداشت ديگران در جريان اشغال لانه جاسوسي از ضروريات عمل بود كه بعدا به آن اشاره خواهد شد.
روند فوق با تفاوتهايي در اكثر دانشگاههاي كشور وجود داشت و قرينه بودن اين جريان با دانشگاههايي كه داراي سابق مبارزاتي و سياسي وسيعتري بودند دليلي است بر اين كه اين امر يك حركت و روند انقلابي بوده است و به بهترين صورتش در دانشگاههاي تهران (دانشكده فني). صنعتي شريف و پلي تكنيك‌ (امير كبير فعلي) بوجود آمد. اين سه مرك زاموزشي در مقايسه با ديگر مراكز دانشگاهي تهران و شهرستانها داراي بار سياسي و مبارزاتي بيشتري بدند و به عنوان مركز ثقل كليه فعاليت‌هاي سياست و حتي صنفي دانشجويي به شمار مي‌رفتند، و با اوج گيري فعاليت‌هاي اسلامي در مراكز آموزش عالي، دانشجويان مسلمان اين سه مركز براي هماهنگي و فعاليت‌ها با يكديگر تماس گرفتند كه پس مدتي دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) و سپس دانشگاه تبريز، علم و صنعت و … به جمع آنها پيوستند و كم كم هسته اوليه تشكيلاتي كه بعد از انقلاب با تغييراتي به نام «دفتر تحكيم وحدت» شناخته شد شكل گرفت. از اين لحظه به بعد عمده فعاليت‌هاي دانشجويان مسلمان دانشگاه‌ها، با هماهنگي يكديگر صورت مي‌گرفت و بالطبع ديگر دانشگاه‌هاي كشور هم به مرور از آنها پيروي كردند. فعاليت‌هاي عمده و مشترك اين دوره را مي‌توان به اين صورت خلاصه كرد:

– برنامه‌هاي مشترك به مناسبت 15 خرداد سالهاي 1356 و 1357
– برنامه مشترك به مناسبت شهادت حاج آقا مصطفي
– اعلام روزه سياسي به مناسبت مظالم رژيم نسبت به دو بزرگوار زندان آيت الله طالقاني و آيت الله منتظري
– مشاركت جمعي در كمك به زلزله زدگان طبس
– باز نگهداشتن دانشگاه در شروع سال تحصيلي 58 – 57

تحصن همزمان در سه دانشگاه صنعتي، پلي تكنيك و علم صنعت به مناسبت شهادت استاد نجات اللهي شروع سال تحصيلي 58 -57 همزمان با رشد گسترده انقلاب اسلامي بود. در ميان دانشجويان مسلمان نسبت به اينكه آيا دانشگاهها را بايد بازنگهداشت و يا تعطيل نمود يك نوع دو دستگي بوجود آمد دانشجويان مستقل (مسلمان) معتقد به بازنگهداشتن دانشگاهها بعنوان يك مركز تجمع مناسب براي مبارزه بر عليه رژيم بودند و اعتقاد داشتند ضرورتي براي حفظ روال آموزشي دانشگاه بصورت عادي وجود ندارد و اگر قرار است دانشگاه بسته شود بهتر است كه رژيم آن را ببندد نه دانشجويان.
دانشجويان طرفدار سازمان مجاهدين خلق كه در آن زمان ارتباطات تشكيلاتي هم داشتند با انواع دلايل از تعطيلي دانشگاه دفاع مي‌كردند و معتقد بودند كه «رژيم دانشجويان را كشتار خواهد كرد و اين به نفع انقلاب و حركت دانشجويي نمي‌باشد.
دانشجويان مستقل بر اين اعتقاد بودن كه «هر نوع حمله‌اي به دانشگاه و كشتار دانشجويان در نهايت بر عليه رژيم بكار گرفته خواهد شد»
در گير و دار همين بحث بود كه بسياري از دانشجويان مسلمان به مضرات تشكيلاتي فكر كردن و يا بعبارت صحيح‌تر «فكر نكردن» پي بردند.
صف جدايي اين دو گروه، يعني دانشجويان طرفدار سازمان مجاهدين خلق از دانشجويان مسلمان از همين جا شروع شد. ولي در نهايت دانشجويان مسلمان با يك تصميم سراسري و پخش اطلاعيه اراده خود را در باز نگهداشتن دانشگاهها اعلام كردند و با اعلام اين تصميم تا 40 روز بعد يعني 13 آبان 57 دانشگاهها از مراكز مهم تظاهرات و سازماندهي فعاليت‌هاي سياسي خصوصا در رابطه با دانش آموزان بودند. و در 13 آبان با اعلان حكومت نظامي دانشگاهها نيز تعطيل گرديد و پرونده فعاليت‌هاي دانشجويي در قبل از انقلاب در همين جا بسته شد. هر چند تشكل‌هاي مركزي دانشجويان مسلمان ارتباطات و جلسات خود را حفظ كردند و نيز در اكثر محله‌ها مجامع كوچك دانشجويي در ارتباط با حركت مردمي فعال بود، ولي گستردگي مبارزات مردم هر گونه تشكل دانشجويي و غير دانشجويي را در خود حل كرده و بسوي پيروز مي‌برد.
دانشگاه پس از انقلاب چهره ديگري داشت. علني شدن فعاليت‌ها و روييدن قارچ گونه گروههاي سياسي و نيز فعاليت در جهت اداره شورايي دانشگاه سبب بوجود آمدن يك جو كاملا سياسي و از جهاتي هم هرج و مرج شده بود. هر كدام از دانشجويان غير مذهبي در قالب يكي از گروههاي سياسي خارج از دانشگاه دفتر و دستكي راه انداخته و اطاقهاي درس دانشكده‌ها را يكي پس از ديگري اشغال مي‌كردند. از همان ابتدا مخالفت دانشجويان طرفدار جنبش ملي مجاهدين موسوم به جنبشي‌ها با حركت مستقل دانشجويان مسلمان شروع شد. و با علم به اينكه تعدادشان در اقليت مطلق مي‌باشد از شركت در انتخابات (كانديدا شدن) انجمن‌هاي اسلامي خودداري كردند و پس از چندي به دستور سازمان انجمن در دانشگاه دو تشكل از دانشجويان مسلمان به وجود آمد. در معدودي از دانشگاهها نيز طرفداران دكتر پيمان، تشكيلاتي بنام جنبش مسلمانان مبارز را به صورت رقيق و ضعيف بپا كردند كه عمر زيادي نداشت. در جريان فعاليت‌هاي دانشگاه مشخص شد كه تعارض منافقين (جنبشي‌ها) با انجمن اسلامي دانشجويان و سازمان دانشجويان غير مذهبي در واقع دانشجويان مسلمان اين دو گروه يعني منافقين و غير مذهبي‌ها را به يكسان رقيب و دشمن خود احساس كردند چون آنها دست اتحاد با يكديگر داده تا مسلمانان را در عرصه دانشگاه تضعيف كنند. ولي با همه اين احوال قدرت و نفوذ دانشجويان مسلمان نسبت به اين دو گروه تفوق داشت. به عنوان مثال در دانشكده پلي تكنيك از ده نفر دانشجوي انتخاب شده براي عضويت در شوراي دانشجويي 6 نفر آنها از سازمان دانشجويان مسلمان و يك نفر از منافقين و سه نفر از گروههاي غير مذهبي بودند. در دتانشگاه صنعتي 11 نفر از مسلمانان و 5 نفر از گروههاي چپي بودند. مشابه اين نسبت و حتي قوي‌تر از اين در دانشكده فني دانشگا ملي (شهيد بهشتي) و ساير دانشگاهها نيز مشاهده شد. اين نتايج به آنها نشان داد كه تا چه حد دانشجويان مسلمان در دانشگاه ذي‌نفوذ مي‌باشند.
پس از سر و سامان پيدا كردن انجمن‌هاي اسلامي و سازمان دانشجويان مسلمان، طرح تشكيلات سراسري دانشجويان مسلمان در دستور كار قرار گرفت و مجمعي از نمايندگان كليه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور در دانشگاه پلي تكنيك برگزار شد. كه در نهايت 7 نفر را بعنوان شوراي مركزي انتخاب كردند از مسائل مهم اين نشست بحث در مورد خط سياسي و اعتقادي دفتر تحكيم بود كه در اين رابطه ضرورت وجود ارتباط مستقيم با حضرت امام و تغذيه فكري از ولايت فقيه از نكات عمده اين مساله بود. در نهايت چون نسبت به فرد خاصي براي پيشنهاد به حضرت امام به عنوان نماينده توافق حاصل نشد، اسامي 5 نفر معين گرديد كه در صورت موافقت حضرت امام بعنوان نمايندگان ايشان در رابطه با دفتر تحكيم باشند، كه ايشان نيز بعد با اين امر موافقت فرمودند. دانشجويان شوراي مركزي جلسات متعددي را با 5 نفر مذكور برقرار كردند. و بحث اصلي آنها نيز راجع به خط مشي دفتر تحكيم و به تبع آن خط امام بود كه در طي جلسات ابتدايي مشخص شد كه در اين رابطه يك نوع تفاوت بينش بين آقايان خوئيني‌ها و خامنه‌اي با ديگران و خصوصا بني صدر وجود داشت. در حاليكه اين دو به جامعيت خط امام و وضوح نقاط مختلف اين خط معتقد بودند ديگران و مشخصا بني صدر چنين خطي را قبول نداشتند و براي آن عينيتي قايل نبودند. از همين جا يك نوع تعلق خاطر بين دانشجويان و آقاي خوئيني‌ها بوجود آمد. دانشجويان احساس كردند آنچه را كه بعنوان خط امام به آن معتقدند با تفكرات و برداشت‌هاي ايشان بسيار نزديك مي‌باشد و همين امر سبب ارتباط نزديكتر دانشجويان با ايشان در شروع و ادامه تصرف لانه جاسوسي شد مشابه اين ارتباط با اقاي خامنه‌اي ادامه نيافت و عليرغم علاقه نسبت به شخص ايشان علت اصلي آن عضويت ايشان در شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي بود كه اين امر با توجه به ويژگي مهم جنبش دانشجويي يعني «استقلال» و يك نوع حساسيت شديد نسبت به گروه گرايي و متصف شدن به احزاب طبيعي به نظر مي‌رسيد.
دانشجويان مسلمان طي اين دوره و تا ابتداي انقلاب دوم فعاليت‌هاي جمعي و گسترده‌اي از خود بروز دادند كه در مجموع نشان دهنده چگونگي تفكر و نيز قدرت تشكيلات آنها در بسيج دانشگاهيان مي‌بود. اولين مورد راهپيمايي چند صد هزار نفري عليه قرار داد كمپ ديويد بود كه به دعوت سازمان دانشجويان مسلمان در تاريخ سه شنبه 22/12/57 انجام شد.
مورد ديگر تشكيل هسته اوليه جهاد سازندگي و اعزام نيروهاي جهادي به روستاها و مناطق حساس كشور بود و در اين رابطه چهار دانشگاه صنعتي شريف ، ملي تهران و پلي تكنيك نيروهاي خود را با توافق و برنامه قبلي به ترتيب به خوزستان و گنبد، بلوچستان و كردستان اعزام داشتند.
تظاهرات 4 خرداد 58 در اعتراض به دخالت‌هاي سناي آمريكا نسبت به اعدامهاي انقلابي دادگاههاي انقلاب از ديگر فعاليتهاي جمعي دانشگاهيان مسلمان با همكاري كارگران و دانش آموزان به شمار مي‌رفت. همچنين است اعلام روزه سياسي در رابطه با فلسطيني‌ها دربند رژيم اشغالگر صهيونيستي در مهرماه 58 كه همه موارد با موفقيت مواجه شده بود. ضمن اينكه همواره گروههاي ديگر از جمله منافقين دنباله رو جريانات ايجاد شده به وسيله دانشجويان مسلمان بودند و مجبور مي‌شدند كه فورا از ابتكارات دانشجويان مسلمان حمايت كنند زيرا در غير اين صورت شعارهاي آتشين و ضد امپرياليستي آنها مورد سوال قرار گرفت.
با اين سابقه تاريخي و تشكيلاتي از دانشجويان مسلمان است كه به واقعه انقلاب دوم و تحليل روابط و ماهيت دانشجويان با توجه به مطالب مسطور در قبل مي‌رسيم.

**فصل دوم

*تصرف لانه جاسوسي

با توجه به شرايط جامعه و انقلاب ضرورت ايجاد يك حركت انقلابي براي محو جريانهاي انحرافي احساس ميشد جو سياسي جامعه و دانشگاهها تا به آن پايه طالب و پذيراي يك حركت انقلابي و ضد آمريكايي بود كه همزمان تعدادي از دانشجويان دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) جلسات محدودي را براي بحث در خصوص حمله به سفارت آمريكا تشكيل مي‌دهند كه ادامه اين جلسات با تسخير لانه جاسوسي منتفي مي‌شود.
همچنين عليرغم اعلام قبلي لغو برنامه راهپيمايي بعد از نماز عيد قربان به سمت لانه جاسوسي كه به جاي آن راهپيمايي از ترمينال (محل نماز عيد) تا ميدان شوش برگزار شد، جمعيت بسياري به سمت سفارت آمريكا راهپيمايي كردند . دانشجويان در دلهره و اضطراب بودند كه مبادا با بوجود آمدن يك واقعه پيش بيني نشده وضعيت امنيتي و حفاظتي سفارت به نحوي دگرگون شود كه امكان اجراي طرح تسخير وجود نداشته باشد لهذا به دليل جو موجود دانشجويان عليرغم تصميم قبلي كه پانزده و شانزده آبان را تاريخ تقريبي اجراي عمليات در نظر گرفته بودند مجبور شدند از حداكثر توان خود را بهره گيرند تا بتوانند در يكشنبه سيزده آبان برنامه تسخير لانه را اجرا كنند.
ايده تسخير سفارت آمريكا و گروگان گيري اعضاي ان اولين مرتبه در جلسه شوراي هماهنگي دفتر تحكيم وحدت و از طرف نماينده سازمان دانشجويان مسلمان دانشگاه صنعتي شريف مطرح شد. جلسات شوراي هماهنگي دفتر تحكيم وحدت متشكيل از هفت نفر نماينده از دانشگاههاي تهران بود كه محور عمده بحث انها در مورد نحوه ارتباط تشكيلاتي دانشجويي با ولي فقيه، و تدوين اساسنامه تحكيم بود، و به علت تراكم مطالب مورد گفت‌وگو معمولا تا دير وقت و پاسي از شب ادامه مي‌يافت جلسه سوم در آبان 58 با حضور پنج نفر تشكيل شد كه عبارت بودند از نمايندگان دانشكده پلي تكنيك دانشگاه تهران، صنعتي شريف تربيت معلم، علم و صنعت و دو عضو ديگر غايب بودند.
موضوع طرح تسخير لانه از طرف نماينده صنعتي شريف با مخالفت نماينده دانشگاه تربيت معلم مواجه شده و اگر چه نماينده علم و صنعت اظهار نظر قاطعي مشابه وي نكرد ولي از مجموع عكس العملهاي وي استنباط مي‌شد كه او نيز نظر مخالف دارد. اين اختلاف نظرها با توجه به سابقه فعاليت‌هاي دانشجويي كه در ابتدا بدانشااره شد چندان غير طبيعي و دور از انتظار نبود. اگر چه نمايندگان دانشگاه تهران و پلي تكنيك نسبت به پيشنهاد مورد نظر توافق داشتند ولي به علت مساعد نبود زمينه بحث در اين مورد ادامه نيافت و موضوع از نظر جلسه منتفي تلقي شد نماينده مذكور بعد از اين جلسه مجددا پيشنهاد را به مشورت گذارد و ضمنت تحليل شرايط انقلاب و اينكه مشكلات اساسي جامعه ناشي از فعاليت‌ها و دسيسه‌هاي آمريكاست تصرف سفارت آمريكا را به عنوان يك عمل معترضانه در مقابل رفتن شاه آمريكا مورد تاكيد قرار داد در آن جلسه توافق شد كه اين حركت خارج از چارچوب دفتر تحكيم وحدت و فقط با مشاركت سه دانشگاه مورد نظر انجام پذيرد. انجام چنين حركتي خصوصا در صورت عدم موفقيت ضررهاي جبران ناپذيري را براي جنبش وحدت دانشجويان مسلمان ممكن مي‌ساخت. ليكن در مجموع نكات منفي و احتمالي آن در مقايسه با اثرات مثبت قضيه ناچيز برآورد مي‌شد. همچنين توافق شد كه پس از موفقيت در انجام طرح، از دو دانشگاه ديگر نيز خواسته شود كه به جمع دانشجويان تسخير كننده بپيوندند تا وحدت و انسجام فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان مسلمان در قالب تحكيم وحدت حفظ شود. پس از توافق نسبت به اصل قضيه چنداشكال اصولي در مقابل تصميم گيرندگان قرار داشت كه مي‌بايست براي حل آنها چاره‌اي بينديشند. اولين آنها تعارض آكار بين سطح تصميم گيرندگان بود كه آيا با حضور دولت و شوراي انقلاب منصوب از طرف امام انجام چنين عملي مخالف خط مشي رهبري انقلاب نخواهد بود؟ خصوصا كه تبعات بزرجگي هم براي آن پيش بيني مي‌شد و در اين صورت آيا حضرت اما با اين تبعات موافق مي‌باشند؟ مشكل ديگر امكان مطلع شدن پيش از موعد دولت موقت بود كه در اين صورت اقدامات بازدارنده سياسي يا امنيتي را به مرحله اجرا درخواهد آورد. اين امكان در صورت بكارگيري تعداد دانشجويان زيادتر، احتمال بيشتري مي‌يافت. مشكل بعدي اين بود كه حتي در صورت اقدام و تسخير موفقيت آميز سفارت دولت موقت مي‌تواند با اين توجيه كه گروههاي چپ و كمونيست به اين كار دست زده‌اند اقدام به اخراج دانشجويان كند همچنانكه مدتي پس از پيروزي انقلاب دكتر ابراهيم يزدي (وزير اور خارجه دولت موقت) با دخالت خود حمله چريك‌هاي فدايي به سفارت آمريكا را خنثي و آنها را از آنجا اخراج كرد.
دانشجويان براي رفع اشكال اول توافق كردند كه نظر حضرت امام را از طريق اعضاي شوراي نمايندگي امام در دفتر تحكيم وحدت جويا شوند براي حل مشكل دوم تصميم گرفته شد موضوع با يك نفر روحاني كه مورد شناخت جامعه نيز باشد مطرح شود تا پس از تسخير سفارت و قبل از اينكه دولت بتواند هر گونه اقدام احتمالي را انجام دهد در محل حاضر شود و ضمن ايراد سخنراني و تاييد اقدام دانشجويان، مانع از سوء استفاده‌هاي احتمالي دولت موقت شود. لذا به علت سابقه آشنايي نزديك دانشجويان با خط فكري آقاي خئيني‌ها در خلال جلسات مشترك شوراي نمايندگي امام و شوراي هماهنگي دفتر تحكيم وحدت، ترجيح داده شد با مراجعه به ايشان هر دو اشكال را برطرف كنند.
براي حل سومين مشكل نيز بر محرمانه بودن طرح تاكيد شد. فعاليت‌هاي نسبتا منظم و مشترك (مبارزات سياسي مذهبي‌) قبل از انقلاب اين سه دانشگاه (دانشگاه صنعتي شريف – پلي تكنيك و دانشكده فني تهران) سبب شد تا سري ماندن و يا بعبارت ديگر تشكيلاتي عمل كردن در كليه مراحل مختلف طرح ممكن و عملي شود و اگر دانشجويان ديگر دانشگاهها كه فاقد اين خصوصيت به طور كامل بودند در طرح شركت داده مي‌شدند احتمال زيادي در لو رفتن طرح قبل از اجرا وجود داشت.
نمايندگاه سه دانشگاه فوق صبح روز دوشنبه هفتم ابان ماه در دانشكده پلي تكنيك گرد آمدند و پس از مرور مجدد بر توافقهاي قبلي شان و بر اساس قرار قبلي به ملاقات آقاي خوئيني‌ها رفتند. در طول اين مدت يعني از ابتداي توافق اين سه نفر تا شروع ملاقات با آقاي خوئيني‌ها و سپس طرح موضوع با ديگر دانشجويان تبادل نظر نسبت به چگونگي انجام طرح و پيامدهاي احتمالي آن بين آنها ادامه داشت كه نتيجه آن به صورت گزارشي جامع در اولين جلسه با حضور تعدادي از دانشجويان عنوان شد.
در ملاقات با اقاي خوئيني‌ها خلاصه‌اي از طرح و آنچه كه تا آن موقع رخ داد بود ارائه شده كه ايشان هم بي‌درنگ تاييد خود را از موضوع اعلام نموده و موافت كردند كه پس از تسخير لانه، تلفني ايشان را مطلع كنيم تا در محل حاضر شوند. ايشان با درخواست دانشجويان در ضورت استمزاج نظر حضرت امام مخالفت كرده و اين امر را بي‌مورد تشخيص داده و معتقد بودند كه : «حضرت امام با اين عمل موافق هستند ولي اگر موضوع با ايشان مطرح گردد ممكن است عليرغم موافقت صلاح ندانند كه چنين عقيده‌اي را قبل از عمل ابراز كنند و اصولا حضرت امام در بعضي از امور اجازه صريح نمي‌دهند.» در نهايت در مقابل اصرار دانشجويان نسبت به اين درخواست آقاي خوئيني‌ها قول داد كه در صورت وجود شرايط مناسب مساله را با حضرت امام مطرح خواهد كرد.
در ابتدا اصرار دانشجويان ناشي از دو امر بود، يكي براي اطمينان قلبي خودشان و ديگر اينكه در موقع دعوت ازديگر دانشجويا»، مي بايست دلايل كافي براي جلب موافقت آنها ارائه مي‌دادند، كه اين كار جز از اين طريق ميسر نبود. اگر چه پس از تاييد سريع آقاي خوئيني‌ها اطمينان قلبي براي خودشان حاصل مي‌شود، ولي اين اطمينان براي جلب تعداد زيادي دانشجوي ديگر كافي نبود. و لذا در موقع دعوت از ديگران به همين قول آقاي خوئيني‌ها استناد مي كردند كه قرار است ايشان در فرصت مناسب موضوع را باحضرت امام مطرح كنند، و از تقارن اين قول با پيام حضرت امام در دهم آبان ماه، نتيجه گرفته يم‌شد كه حضرت امام موافقت خود را بيان داشته‌اند. البته بعدا روشن شد كه آقاي خوئيني‌ها هيچگاه يان سماله را خدمت امام عرض نكرده بودند ولي اين نحوه عمل در مجموع سبب موافقت بدون قيد و شرط حدود 500 تن از دانشجويان براي مشاركت در انجام يك امر مهم و سرنوشت ساز شد. در پايان جلسه با آقاي خوئيني‌ها قرار گذاشته شد كه دانشجويان جزئيات لازم از تصميمات بعدي خود را به اطلاع ايشان برسانند و اين امر طي جلسات بعدي تحقق يافت. جلسه بعدي دانشجويان درون اتومبيل و هنگام بازگشت از جام جم تشكيل شد، اولين مساله‌اي كه فورا نسبت به آن توافق شد،‌عدم ضرورت طرح مساله با افراد ديگر شوراي نمايندگي امام بود، كه اين موافقت ناشي از برخورد بسيار مثبت آقاي خوئيني‌ها با انجام طرح تصرف لانه بود. موارد ديگر مورد توافق عبارت بود از:

الف- نظر حضرت امام را فقط از طريق آقاي خوئيني‌ها جويا شدند.
ب-‌در نام‌گذاري متصرفين لانه،‌عنواني انتخاب شود كه گروه‌هاي موجود جامعه نتوانند از نام‌گذاري و كل قضيه سوء‌استفاده كنند.
ج- از هر كدام از سه دانشگاه، دو نفر ديگر به جمع اضافه شود تا بعد از ظهر همان روز در دانشكده پلي تكنيك تشكيل جلسه دهند.

جلسه بعد از ظهر با حضور 8 نفر (5نفر جديد)‌ تشكيل شد. افراد دعوت شده قبل از شركت در جلسه بوسيله آن سه نفر توجيه شده و همگي عكس‌العمل مناسبي نسبت به موضوع نشان دادند در جلسه طرح و كليه جوانب آن بطور مشروح مورد بررسي قرار گرفت. نكات عمده و مهم اين جلسه عبارت بود از:

*1- واكنش كليه شركت‌كنندگان نسبت به موضوع مثبت بود. فقط يكي دو تن معتقد بودند كه جلب موافقت تعداد زيادي دانشجو جهت شركت در جريان، مستلزم موافقت و يا حداقل عدم مخالفت امام مي باشد و لذا كسب نظر امام را در اين خصوص ضروري مي‌دانستند، ولي ديگران ضمن اينكه موافقت با استمزاج نظر حضرت امام بودند، در صورت عدم امكان يا دسترسي، معتقد به اجراي برنامه بوده و آن را موكل به اطلاع قطعي از نظر ايشان نمي‌دانستند.

*2- پيش‌بيني مي‌شد كه در صورت موفقيت برنامه، دولت موقت استعفا دهد و اين امر نيز نوعي هدف مطلوب تلقي مي‌شد، خصوصا كه دولت موقت در جريان يك فرآيند انقلابي سقوط مي‌كرد، و امكان هر گونه مظلوم نمايي از آن سلب مي‌شد اهميت تصرف لانه جاسوسي در سقوط دولت موقت وقتي روشن شد كه معلوم گرديد دولت قصد داشته است در روز يكشنبه 13 آبان، با عنوان كردن وجود دخالتهاي بي‌جان ديگران در وظايف خود، و اينكه چوب لاي چرخ دولت مي‌گذارند، استعفا دهد، تا به اين صورت عدم موفقيت‌هاي خود را به ديگران نسبت دهد.

*3- شعار اصلي حركت، اعتراض به آمريكا به سبب ورود شاه به آنجا انتخاب شد. نسبت به اين مساله بيشتر گفتگو گرديد، زيرا محور اصلي و در واقع تعيين كننده جهت‌گيري كلي جريان بود.

*4- پيش‌بيني مي‌شد كه تصرف لانه مورد حمايت و استقبال شخصيت‌هاي انقلاب قرار خواهد گرفت لذا در مورد چگونگي ختم جريان،‌اين چنين فكر مي‌شد كه پس از 3 تا 5 روز اين شخصيت‌ها از دانشجويان بخواهند كه سفارت را تخليه كنند، و دانشجويان نيز دعوت را پذيرفته و از آنجا خارج شوند و بطور مشخص خواستار اين بودند كه آيت الله منتظري چنين دستوري را به دانشجويان بدهند.

*5- در مورد نحوه تسخير، تصميم قاطعي اتخاذ نشد زيرا اطلاعات موجود از وضعيت فيزيكي و داخلي سفارت بسيار محدود و در حقيقت هيچ بود. ولي بطور كلي بين دو شيوه نظامي و مردمي، شيوه دوم در نظر گرفته شد. زيرا هم با روح كلي انقلاب و نحوه مشاركت مردم هماهنگي داشت و هم اينكه اگر در اين شيوه، مقاومت مسلحانه‌اي از طرف اعضاي سفارت صورت مي‌گرفت كه منجر به زخمي شدن يا شهادت عده‌اي از دانشجويان مي‌شد، با آوردن آن شهيد به داخل مردم، موقعيت به نحوي فراهم مي‌شد كه مردم راسا به سفارت حمله‌ور مي‌شدند و كار را به نتيجه مي‌رساندند. البته در تاييد روش نظامي هم دلايلي وجود داشت، از جمله اينكه ضرورت مخفي ماندن طرح ايجاب مي‌كرد تعداد محدودي در عمليات شركت كنند. كه با اين تعداد كم،‌از امكان موفقيت تسخير به شيوه مردمي كاسته مي‌شد، در جلسات بعدي شيوه نظامي بطور قاطع رد شد.

براي اجتناب از هرگونه واقعه پيش بيني شده‌اي در اين زمينه، مقرر شد كه هيچ فردي حتي براي احتياط به صورت مسلح داخل سفارت نشود.
براي كسب اطلاعات از اوضاع فيزيكي و داخلي سفارت قرار شد از طرق مختلف از جمله وزارت خارجه اقدام شود، ولي بعلت مسايل حفاظتي از اين امر خودداري شد، و لذا چند نفر مسئول جمع‌آوري اطلاعات مورد نظر، از طريق مشاهده مستقيم از ساختمانهاي اطراف سفارت و يا از طريق روشهاي ديگر شدند.

*6- در اين جلسه، به صورت مقدماتي تقسيم وظايف شد، به طوري كه هر مسئوليتي به عهده يكي از دانشگاه‌ها محول شد، تا انسجام و هماهنگي بيشتري در اجراي وظايف حاصل شود، در نتيجه جلسه‌اي جهت مطلع كردن چند نفر ديگر از افراد هر دانشگاه و تنظيم مقدمات وظايف مربوط به هر دانشگاه ضروري تشخيص داده شد. به موازات اين جلسه، افراد هر دانشگاه كه هر كدام حدودا 7 تا 8 نفر مي‌شدند،‌بغير از كارهائي كه براي هر دانشگاه تعيين شده بود، وظايف محوله مربوط به خودشان را پي‌گيري مي‌كردند و نتايج مربوط در اين جلسه مورد بحث قرار مي‌گرفت، وظيفه مهم و مشترك هر كدام تهيه ليستي از دانشجويان مسلمان آن دانشگاه بود كه اولا مورد شناسايي كامل بوده و ثانيا عضو هيچ گروه و سازماني نيز نباشند.
جلسات مشترك بعدي در محل انجمن اسلامي دانشگاه تهران برگزار شد، كه وظيفه آن بحث در جزئيات تصميمات اتخاذ شده قبلي و بررسي پيشرفت كارها و نيز هماهنگي بين وظايف سه دانشگاه بود. در جلسه بعد مقرر شدتا با توجه به امكانات، دانشگاه تهران 150 نفر، دانشگاه صنعتي 150 نفر و پلي تكنيك 100 نفر را شناسايي كنند تا براي شركت در عمليات از آنها دعوت به عمل آيد، ولي با اين وجود تصور مي‌رفت كه اين تعداد كافي نباشد و يا در مرحله عمل به اين حد هم بالغ نگردد، لذا پيشنهاد اضافه شدن دانشگاه چهارمي به جمع مطرح شد، ابتدا دانشگاه علم و صنعت پيشنهاد شد، ولي بنا به ضرورت و حفظ انسجام و مخفي ماندن طرح، اين پيشنهاد مورد قبول واقع نشد و دانشگاه ملي مورد تاييد قرار گرفت، لذا رابط قبلي اين دانشگاه در دفتر تحكيم كه مورد شناسايي افراد بود به جمع دعوت شد. در جلسه بعدي كه در بعد از ظهر 9/8/58 تشكيل شد يكي از مسايل مهم مورد گفتگو، چگونگي تركيب شوراي هماهنگي بود كه دو تركيب 3و 5 نفره پيشنهاد شد و در نهايت شوراي 5 نفره هماهنگ كننده، متشكل از سه نماينده از دانشگاه تهران، صنعتي و پلي تكنيك، به همراه نماينده دانشگاه ملي و يك نماينده ديگر هم از دانشگاه صنعتي تشكيل شده مساله ديگر در اين جلسه ضرورت تامين حفاظت سفارت پس از تصرف به وسيله نيروهاي مسلح بود كه قرار بر اين شد با آقاي خوئيني ها مشورت شود، كه ايشان هم پيشنهاد كردند موضوع با آقاي محسن رضايي فرمانده وقت اطلاعات سپاه پاسداران مطرح شود و لذا با معرفي آقاي خوئيني‌ها دو تن از دانشجويان طي يك ملاقات خصوصي با آقاي رضايي موضوع را به طور كامل شرح دادند و ايشان هم موافقت كرد كه سلاحهاي لازم را در اختيار دانشجويان قرار دهد. همچنين موافقت خود را با هر گونه همكاري ديگر در زمينه حفاظت تداركات و نقل و انتقال اسناد و اشياء مورد لزوم اعلام داشت.
هنگامي كه اطلاعيه مهم حضرت امام در رابطه با سال روز 13 آبان در دهم آبان ماه از طريق راديو منتشر شد، كه در آن اشاره فرموده بودند«برد دانشجويان، دانش‌آموزان و طلاب علوم ديني است كه حملات خود را عليه آمريكا گسترش داده و خواهان استرداد شاه مخلوع گردند» دانشجويان حدس زدند كه موضوع با حضرت امام مطرح شده و ايشان بدينوسيله موافقت خود را اعلام كرده‌اند خصوصا كه هيچگونه روش ديگري جز تصرف لانه براي اجراي فرمان امام متصور نبوده ولي پس از آنكه با آقاي خوئيني‌ها راجع به موضوع تماس گرفته شد، ايشان مطلع كردن حضرت امام اين قضيه را نفي كردند، در هر حال اين پيام سبب قوت قلب افراد در اجراي تصميمشان و دعوت از ديگر دانشجويان شد. نكته مهمي كه در پيام امام نهفته بود، استرداد شاه مخلوع به عنوان يك هدف عنوان شده بود، كه انتخاب همين شعار در جريان تصرف لانه سبب طولاني شدن حل مساله كه در ابتدا پيش بيني نمي‌شد گرديد. نكته ديگر پيام امام، قيد طلاب علوم ديني در كنار دانشجويان و دانش‌آموزان بود كه سبب شد دانشجويان بدين فكر بيافتند كه تعدادي از طلاب را نيز در عمليات شركت دهند. ولي در نهايت بعلت عدم اطلاع از يك تشكيلات داخلي و نسبتا منسجم در ميان طلاب و نيز نبودن يك رابطه منسجم بين طلاب و دانشجويان و همچنين مشكل لو رفتن طرح اين پيشنهاد پذيرفته نشد. با وجود حساسيت نسبت به عدم پخش طرح، دو روز قبل از اجرا خبر رسيد كه يكي از دانشجويان دانشگاه ملي پس از اطلاع با طرح مخالفت نموده و تهديد كرده كه دولت را مطلع خواهد كرد. اين پيشامد سبب تشويش خاطر دانشجويان شد و توجه آنها را به ضرورت حفاظت بيشتر جلب كرد. خصوصا كه دانشجويان از يك مساله ديگر هم بيمناك بودند و آن احتمال مطلع شدن گروهك‌ها بود، كه ممكن بود آنها در عمل پيشدستي كنند و يا در هنگام عمليات خود را وارد صحنه كنند و باعث مخدوش شدن امر شوند.
آخرين مرحله قبل از اجراء مطلع نمودن حدود 400 نفر دانشجوي چهار دانشگاه تهران بود شيوه اين مرحله به اين صورت بود كه نسبت به افراد شركت كننده از هر دانشگاه در كميته‌هاي هر دانشگاه توافق شده بود و ليست اسامي آنها در صبح روز شنبه 12 آبان بين چند نفر تقسيم شد تا افراد مورد نظر را براي جلسه مهمي در ساعت 7 صبح روز يكشنبه 13 آبان دعوت كنند، بدون اينكه كوچكترين اطلاعي در زمينه موضوع جلسه به مدعوين داده شود. انتخاب اين افراد بر اين معيارها استوار بود كه، اولا مسلمان و معتقد به نظام اسلامي باشند، ثانيا به هيچ وجه گرايشهاي گروهي نسبت به انجمن دانشجويان مسلمان (منافقين) و ديگر سازمانهاي منحرف نداشته باشند، بديهي است كه در آن شرايط تطبيق معيار دوم با اطمينان صد در صد، براي جمع كردن تعداد زيادي دانشجو چقدر مشكل و سخت بود. محل تجمع دانشجويان در دانشگاه خودشان بود، به استثناي دانشگاه ملي كه به علت بعد مسافت در محل مسجد دانشگاه پلي تكنيك تجمع كردند. قريب به اتفاق افراد دعوت شده،‌راس موعد مقرر در محل حاضر شدند. براي احتياط در امر حفاظت موضوع، ترتيبي اتخاذ شد كه اولا افراد پس از ورود به جلسه و همچنين تا قبل از پايان جلسه از آن خارج نشوند،‌ثانيا جلسه زماني ختم شود كه فقظ فرصت رسيدن به محل لانه جاسوسي براي افراد وجود داشته باشد، و از محل جلسه نيز حداقل دو به دو به سمت لانه حركت كنند، اين اقدامات احتياطي از اين رو اتخاذ شد، تا اگر فردي مرتبط با گروه‌هاي سياسي و يا مخالف جريان فتح لانه در جمع وجود داشته باشد، فرصت انجام هرگونه خبرچيني و در نتيجه عكس‌العمل از طرف گروهكها و يا دولت سلب شود. دانشجويان دعوت شده در محل موعود جمع شدند و متعجب گرديدند كه هيچكس از موضوع جلسه مطلع نيست،‌و هنگامي كه تخته سياهي و بر روي آن نقشه‌هائي را مشاهده كردند بر تعجبشان افزوده شد، آنها در انتظار بودند،‌تا اينكه موضوع جلسه و تحليل حول و حوش آن، و اقدامات انجام شده تا آن تاريخ، از طرف رابطين اصلي هر دانشگاه براي افراد جلسه تشريح شد و پس از جواب دادن به سوالات محدودي، وظايف مربوط به هر دانشگاه به طور كافي توضيح داده شد. بعد كارتهاي مخصوص همراه با عكس امام خميني به هر يك از افراد تحويل شد تا هنگام عمليات و درون لانه آنها را بر روي سينه خود نصب كنند تا به اين وسيله افراد ناشناخته احتمالي از محل لانه اخراج شوند. گرچه افراد براي موضوع مهمي فراخوانده شده بودند و از آن مهمتر اينكه بلافاصله در عمليات شركت مي‌كردند،‌ هيچگونه مخالفت قابل توجهي به جز بعضي مسايل ابهام انگيز از طرف جمع ابزار نشده و اين امر حكايت از جو بسيار مساعد آن زمان براي انجام چنين حركتي داشت، البته محتواي پيام سه روز قبل امام به مناسبت روز دانش آموز در عدم مخالفت دانشجويان در آن جلسات همزمان نقش تعيين كننده‌اي ايفا كرد.
جلسات طوري برنامه‌ريزي شده بود كه بلافاصله پس از ختم آن، افراد به سوي سفارت آمريكا حركت كنند و همه دانشگاه‌ها تقريبا در يك زمان به آنجا برسند.

*پاورقي:

1- لذا از چند سال پيش برادران دانشجوي مسلمان پيرو خط امام اقدام به تهيه و جمع‌‌آوري كليه مطالبي كه در رابطه با انقلاب دوم بوده است نموده‌اند و در شرف تحرير تاريخ انقلاب دوم بصورت جامع مي‌باشند كه انشاء الله طي چند سال آينده تاريخ انقلاب دوم تهيه و در اختيار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
2- دادگستري جمهوري اسلامي ايران- «غايله چهاردهم اسفند 1359‌ظهور و سقوط ضد انقلاب» تهران 1364.
3- رجوع شود به مجله اقتصاد اسلامي شماره‌هاي 11 و 12 سال 1363 آبان
اين مقاله كه بصورت گفتگو با آقاي بادمچيان از اعضاي سابق شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي ارائه شده، ارتباط مستقيم بين عنوان انتخاب شده با موضوعات طرح گرديده وجود ندارد، در ابتداي اين گفتگو آمده است:« … مساله تصرف لانه جاسوسي آمريكا كه به حق از طرف امام انقلاب دوم نام گرفت مساله ساده‌اي نبود،‌اينكه فقط چند نفر دانشجوي مخلص بتوانند آنجا را با فكر خود بگيرند و بعد تمام دست‌اندركاران انقلاب از آن بي‌خبر باشند، مسايلي را كه در ارتباط با آن هست پيش بيني كرده باشند، اين يك چيزي است كه انسان دير باور مي‌كند، و هنوز هم براي مردم ما مبهم است. لازمه است گفته شود،‌پشت اين جريان چه افردي بوده‌اند و حمايت آنها چگونه موجب به ثمر رسيدن اين حركت عظيم شد.»
اين نحوه ابهام ايجاد كردن طبيعت پيروان «سياست سنتي» است، سياستي كه در گذشته همه چيز را به پشت پرده نسبت مي‌داد و اراده انگليس و روس را در هر كار حتي از نوع انقلابي‌اش دخيل مي‌‌دانست. اين تفكر امروز به اين صورت متجلي شده است كه هر حركت مردمي و خودجوش را به يك دست‌هاي پشت پرده و مافوق مردم نسبت دهد،‌انگيزه اين نحوه تحليل دقيقا با گذشته يكي است. يعني از بي‌اعتمادي به مردم نشات گرفته است و نيز كساني كه روي پرده‌اشان خيلي مقبول و جذاب نيست با نسبت دادن وقايع به ساعت 10 صبح، زمان مورد نظر بود كه يك ربع قبل از آن دانشجويان بطور پراكنده در اطراف محل قدم مي‌زدند،‌كه يادآور تظاهرات موضعي قبل از انقلاب دانشجويان بود. راس ساعت 10 در ضلع جنوب شرقي سفارت يك پرچم لا اله الا الله باز شد و بلافاصله كليه افراد با نظم خاصي پشت پرچم قرار گرفتند، و با دادن شعار اين چنين وانمود مي‌شد كه به مناسبت روز سيزدهم آبان (18)‌قصد راهپيمايي به سوي دانشگاه را دارند، ولي چند دقيقه بعد كه به جلوي سفارت رسيدند با بريدن زنجير درب اصلي سفارت و خلع سلاح محافظين، داخل سفارت شدند، پس از ورود همه دانشجويان با زنجير جديدي در را قفل كردند،‌و با اين تمهيدات بود كه واقعه تصرف لانه جاسوسي آغاز شد كه در داخل منجر به بروز انقلاب، انقلابي بزرگتر از انقلاب اول و در خارج سبب تقويت ملل مستضعف تحت ستم جهانخواران و تضعيف قدرتهاي استكباري خصوصا شيطان بزرگ آمريكا شد و 444 روز كليه توجهات عالم و كاخ سفيد را به خود جلب كرد.
سياست‌هاي پشت پرده مي‌خواهند خودشان را جا بزنند و در ضمن تبرئه هم بنمايند. البته اينكه حركت مزبور تنها از اراده تعدادي دانشجو و بدون توجه به شرايط جامعه ناشي شده باشد غلط است، بلكه شرايط كلي اجامعه و رهنمودهاي حضرت امام زمينه مناسب اين كار را فراهم كردند و ارزش تصرف لانه هم به همين امر است كه حتي جوشيده از بطن جامعه و رهنمودهاي رهبري بوده است.
4- يكي از عللي كه دانشجويان مسلمان اصرار داشتند كه چپي‌ها از تصميمات آنها مطلع نشوند ناشي از عدم اعتمادي بود كه نسبت به نفوذ ساواك و گارد نظامي دانشگاه‌ها در ميان آنها وجود داشت كه در اين صورت سبب لو رفتن قضيه مي‌گرديد. بعد از انقلاب،‌اسامي تعدادي از اين افراد در دانشگاه‌ها منتشر شد.
5- تعداد دانشجويان كه در سال 1345 برابر با 29613 نفر بود، در سال 1350 به 97338 نفر و در سال 1355 به 154215 نفر رسيد،‌يعني افزايشي برابر با 521 درصد طي ده سال در تعداد دانشجويان حاصل شد. معمولا از كل اين تعداد همواره بين 50 تا 60 درصد دانشجويان در تهران متمركز بودند و به همين دليل مركز ثقل فعاليت‌هاي دانشجويي در تهران بوده است.
6- نام ديگري كه سازمان مجاهدين خلق، در آن موقع براي فعاليت‌هاي سياسي خود انتخاب كرده بود.
7- سازمان دانشجويان مسلمان اولين تشكيلات دانشجويي مستقل بعد از انقلاب بود كه بعدها به انجمن اسلامي دانشجويان تغيير نام داد. ولي در ابتدا با همين عنوان در كنار انجمن‌هاي اسلامي دفتر تحكيم وحدت، انجمن‌هاي اسلامي و سازمان دانشجويان مسلمان را تشكيل دادند. دانشگاه شيراز هم بعدا به نام سازمان دانشجويان مسلمان به تشكيلات خود رسميت داد.
8- افراد مذكور عبارت بودند از: حجت‌الاسلام موسوي خوئيني‌ها، حجت‌الاسلام سيد علي خامنه‌اي، دكتر حسين حبيبي،‌حجت‌الاسلام محمد مجتهد شبستري و بني صدر.
9- بعضي مطبوعات كه هنوز در دست عناصر ضد انقلابي بودند سعي كردند كه اين راهپيمائي را ناشي از دعوت انجمن دانشجويان مسلمان (منافقين) عنوان كنند و لذا خبر مربوطه را به شكل ناشيانه‌اي تنظيم كردند كه هر خواننده‌اي با اندك توجه، به كذب بودن خبر پي مي‌برد. (كيهان 23/12/57)‌
10- عيد قربان سال 58- 10 آبان
11- محل آن در انجمن اسلامي دانشگاه تهران، در طبقه دوم ساختمان جهاد سازندگي واقع در ميدان انقلاب بود.
12- اين موضوع چندي پس از تصرف سفارت در جلسه‌اي با حضور اكثريت اعضاي هماهنگي دفتر تحكيم وحدت، در محل لانه جاسوسي مورد بحث قرار گرفت، ولي به علت عدم توافق نسبت به تركيب شوراي هماهنگي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، نتيجه‌اي حاصل نشد.
13- ايشان در آن هنگام نماينده حضرت امام در صدا و سيما بودند لذا بيشتر اوقات كار خود را در ساختمان راديو و تلويزيون يا جام جم مي‌گذراندند.
14- در رابطه با همين نحوه برخوردهاي دولت بود كه دانشجويان دانشگاه تهران اطلاعيه‌اي را تحت عنوان
«در دانه انقلاب» در دست انتشار داشتند كه مواضع دولت موقت در آنجا مورد انتقاد قرار گرفته بود.
15- اين شعار، حتي پس از تسخير لانه موضوع بحث فراوان چه در داخل دانشجويان و چه در خارج از آنها بود.
16- بعدها و در جريان بازجويي بعضي از نيروهاي نظامي سفارت، مشخص شد كه آنها دستور داشته‌اند در صورت تيراندازي مهاجمان، مقابله به مثل نمايند و در غير اين صورت فقط از ديگر وسايل دفاعي خود استفاده كنند.
17- دانشجويان خواستار نقشه داخلي سفارت مي‌شوند كه سپاه پاسداران فاقد چنين نقشه‌اي براي در اختيار گذاشتن آن به دانشجويان بود.
18- در اين روز قرار بود كه طبقات مختلف مخصوصا دانش‌آموزان از نقاط مختلف شهر به سمت دانشگاه تهران راهپيمايي و در آنجا تجمع كنند.

*ويژه سي سالگي تصرف لانه جاسوسي آمريكا در خبرگزاري فارس/33

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

کارتر هنگام امضای بلوکه کردن اموال ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران

سه دهه تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران داریوش ابوحمزه در اين نوشته به مروري اجمالي …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *