مطالب تصادفی
Home / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / بررسي اقتصاد ايران در دوران جنگ تحميلي

بررسي اقتصاد ايران در دوران جنگ تحميلي

بررسي اقتصاد ايران در دوران جنگ تحميلي

شهید رجایی در جبهه های جنگ

شهید رجایی در جبهه های جنگ

مقدمه

ايران بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي كه امام (ره) آنرا الهي و معجزة قرن ناميدند، با مشكلات متعدّدي از جانب شرق وغرب و وابستگان داخلي و خارجي آن روبرو شد. مشكلات مرزي، اعتصابات كارگري، سلطة ساز شكاران با آمريكا برسرنوشت دولت موقت بعد از انقلاب و كودتاي نوژه و بالاخره بزرگترين جنگ در تاريخ معاصر از جهت زمان و نيز از جهت تعداد دشمناني كه با يك ملت انقلابي درگير شده بودند از جملة اين مشكلات بود. اين جنگ سرنوشت ساز كه به علّت مقاومت مردم قهرمان ايران موجب ذلّت و خواري سردمداران استكبار جهاني را فراهم نمود، موجب شد تاريخ كشورها و ملّت‌‌هاي مسلمان به گونه‌اي ديگر ورق خورده و پس از 7 سال جنگ، آمريكا و متّحدين آن، آنهم پس از ورود ناوهاي جنگي شوروي به خليج فارس، مستقيماً وارد جنگ با ايران  بشوند و نهايتاً نيز با عدم موفقيّت نظامي، دست به سرنگوني هواپيماي مسافربري و كشتار مردم غيرنظامي بزنند و با اين عمل رذيلانه، خود و وابستگان داخليشان را بيش از پيش رسوا نمايند.

در اين جنگ كه به قول امام، تمامي كفر با تمامي اسلام روبرو شده بودند، صدّام و حزب بعث به عنوان نمايندة استكبار جهاني به هر صورت ممكن تجهيز گرديد:

1)   – شوروي با انواع سلاح هاي زرهي مانند تانك هاي تي- 72 نيروي زميني  و نيز با پيشرفته ترين انواع هواپيماهاي جنگي مانند ميگ 29 و سوخو و توپولوف و نيز موشك هاي دوربرد نيروي هوايي عراق را تجهيز نمود و با به كار گرفتن اعضاي گروه هاي چپ وابسته به خود مانند اعضاي حزب توده جهت عمليات جاسوسي[1] به كمك عراق شتافت و تا آخر جنگ به اين امر ادامه داد.

2)     – آلمان با فروش انواع سلاح هاي شيميائي به عراق دركشتار رزمندگان اسلام نقش مهمّي را بازي نمود.

3)   – انگليس با فروش توپ هاي مشهور خود كه مي‌توانست گلوله‌هاي يك تني را به مسافتي بيش از صد كيلومتر  پرتاب نمايد و حمايت‌هاي مختلف به كمك صدام شتافت.

4)   – فرانسه كه از سال ها پيش از جنگ روابط نزديكي با صدام و حزب بعث داشت و در صدد بود عراق را به بمب اتمي مجهّز كند، در جريان جنگ نيز با اجارة هواپيماي پيشرفتة ميراژ و سوپر اتاندارد و  فروش موشك‌هاي اگزوست كه جهت حمله به كشتي ها از آن استفاده مي شد، جهت قطع صادرات نفت ايران، كمك‌هاي شاياني به او نمود.

5)   – آمريكا كه مشوّق صدام براي حمله به ايران بود، با انواع كمك ها وارد اين ميدان شد و از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات ماهواره‌اي و رادارهاي پرندة آواكس[2]. بسيج مرتجعين عرب (مانند كويت و مصر و عربستان و اردن و … ) جهت در اختيار گذاردن امكانات در اختيار صدام به كمك او شتافت و در اين رابطه ده ها ميليارد دلار كمك هاي عربستان و كويت به سمت عراق سرازير شد و بنادر كويت و اردن در اختيار او گذاشته شد (بندر العقبه اردن و الاحمدي كويت) .

6)   – تمام امكانات تبليغي غرب جهت صلح طلبي صدام و جنگ طلبي ايران بسيج گرديد و سازمانهاي بين‌المللي بر جنايات صدام جه نسبت به ملّت ايران و چه ملّت عراق اتّفاق افتاد، جشم فرو بستند و بمباران شيميائي رزمندگان اسلام و حتّي بمباران مردم بي دفاع شهرهاي سردشت، ناديده انگاشته شد و كشتار شيميائي كردهاي عراقي در شهر حلبچه در هاله‌اي از بي‌توجّهي قرار گرفت.

7)   گروهك هاي ضد انقلاب وابسته به آمريكا مانند منافقين و نهضت آزادي و نيز ماركسيست ها و كوموله ها و دموكرات ها و سلطنت‌طلب ها و ملّي گرايان، همه بسيج شدند و به عنوان ستون پنجم،نقش سازمان اطّلاعاتي حزب بعث را بازي مي نمودند و وظيفة تخريب روحية مردم و رزمندگان را به عهده گرفته بودند و اطلاعات موردنياز صدام را از اقصي نقاط كشور تأمين مي نمودند.[3]

بدين گونه جنگ افروزان جهاني و وابستگان آنان در منطقه و نيز نيروهاي داخلي وابسته به آنان بسيج شدند تا انقلاب ملّتي انقلابي و با ايمان را كه انقلاب خود را با نام خدا آغاز نموده بود و در آغاز و مبدأ آن در 15 خرداد با خون 15 هزار شهيد گرانقدر آبياري كرده بود، به شكست بكشانند.

آيا جنگ بالبداهه و بدون سوابق قبلي آغاز شد و دليل آن تحريك ايران و يا اشغال لانة جاسوسي بود؟

اين سؤالي است كه عدّه‌اي از افراد بدون اطّلاع از سوابق جنگ و اختلافات مرزي ايران و عراق و حوادثي كه در گذشته وجود داشته است، مطرح نموده‌اند و عدّه‌اي نيز بدون اطّلاع و يا بر اساس اغراض گروهي و گروه هايي نيز كه در دوران جنگ داراي پرونده‌هاي ناپاك خيانت به ملّت ايران در جريان جنگ بوده اند، براي توجيه اعمال خود مطرح و شايع نموده اند.

سوابق جنگ ايران و عراق  : از تاريخ دوّم رجب سال 920 هجري قمري (23 اوت 1514 ميلادي) ك سلطان سليم اوّل عثماني در منطقة چالدران در شمال غربي اروميه شاه اسماعيل را شكست داد، تا 1980 ميلادي كه صدام حسين به ايران حمله نمود، بين ايران و كشورهاي همسايه غربي 25 جنگ بزرگ رخ داده است كه 24 جنگ با دولت عثماني بوده و آخرين آن با صدام و كشوري بنام عراق.

در قراردادهايي كه پس از پايان جنگ ها بين طرفين منعقد مي‌شد، معمولاً هيچگاه بطور دقيق محل مرزها مشخص نمي‌شد و مسائل با بخشيدن كلّي و مبهم سرزمين حل مي‌شد و عملاً نطفة جنگ هاي بعدي با قرارداد صلح بسته مي شد.

كامل ترين قرارداد مرزي كه بعداً نيز زمينة روابط دولت جديدي بنام عراق با ايران شد، قرارداد دوّم ارزنه الرّوم بود كه علاوه بر نمايندة دولت ايران (اميركبير) و نمايندة دولت عثماني، نمايندگاني از كشورهاي روسيّه و انگليس نيز حضور داشتند و چهار سال طول كشيد و در اين قرارداد دولت ايران از كليّة ‌دعاوي خود در مورد شهر و ولايت سليمانيه چشم‌پوشي و بندر خرمشهر و آبادان (لنگرگاه و اراضي واقع در ساحل شرقي اروند رود) به ايران واگذار و آزادي كشتي راني ايران در اروندرود پذيرفته گرديد و دو طرف متعهد شدند مهندساني جهت تعيين حدود مرزي اعزام نمايند.

پس از تشكيل دولت عراق و اختلافات دولت ايران با عراق در رابطه با حدود مرزي در سال 1934 عراق قضية اختلافات مرزي خود با ايران را با پشتيباني انگلستان به جامعة ملل برد ولي آن جامعه توصيه كرد كه طرفين با گفتگوهاي مستقيم اختلافات خود را از راه هاي صلح‌آميز حل نمايند و در 1937 وزارت خارجة عراق پيش نويس قراردادي را تقديم ايران كرد و قراردادي به امضاء رسيد[4] كه در آن كشتي راني در سراسر اروند رود بجز آب هاي مقابل خرمشهر و آبادان به دولت عراق واگذار شد اگرچه ايران دائم به اين امر اعتراض و آن را مغاير ساير اصول مي‌دانست. اين قرارداد تحت فشار انگليس به ايران تحميل شده بود.

در دوران ملّي شدن صنعت نفت، عراق يكي از ناوهاي انگليسي را برخلاف قرارداد فوق وارد اروند رود نمود و شروع به تحريكاتي در مرزهاي ايران كرد.[5]

با توجّه به اختلافات، دو كشور بيست سال بعد به دنبال بستن پيمان جديدي بودند كه رژيم سلطنتي در عراق با كودتا سرنگون شد و رهبر نظامي جديد به توافق هاي دو كشور دربارة اجراي مفاد قرارداد 1937 و حل اختلافات مرزي توجهي ننمود.[6]

در اواخر نوامبر 1959 درگيري‌هاي لفظي ميان دو كشور آغاز شد و به جنگ شديد تبليغاتي ميان دو كشور در مورد اروندرود منجر گرديد.

در 1968 در زمان سرهنگ عبدالسلام عارف مذاكراتي براي حل اختلافات انجام شد امّا كودتاي حزب بعث به رياست احمدحسن البكر انجام و حزب بعث برسركار آمد.

حزب بعث كه بر بنياد ناسيوناليزم عرب قرار داشت، سياست سلطه جويي و تفوّق طلبي را به عنوان روش حكومتي خود برگزيد. در سال 1348 اين حزب از دولت ايران خواست كه كشتي هاي ايراني را از برافراشتن پرچم ايران خود داري نمايند و دولت ايران نيز عهدنامه را به دليل نقض قطعنامه كَاَن لَم يَكُن تلقي نمود و نيروهاي ايران در مرز به حالت آماده باش درآمد و عليرغم عبور كشتي ايران با پرچم برافراشته، عراق  حالت انفعال به خود گرفت و به شوراي امنيّت شكايت نمود.

اختلاف ايران و عراق تنها بر سر اروند رود نبوده است بلكه اصولاً عراق خوزستان را جزئي از خاك عراق ميدانسته و آن را عربستان مي‌ناميده است. در سال 1350 پس از خروج انگليس از خليج فارس ايران با توافق قبلي با انگليس و شيوخ شارجه و رأس الخيمه.كه مدّعي مالكيّت جزاير بودند آن را به پيكرة اصلي خود افزود. عراق در اين رابطه تبليغات شديدي بر عليه ايران به راه انداخت وضمن يادداشت شديد اللحني به دولت ايران اعلام داشت كه اين جزيره متعلّق به اعراب است و بايد نيروهاي خود را از آن خارج نمايد و روابط سياسي خود با ايران را قطع نموده و در تاريخ 21 بهمن 1352 به درگيري سنگيني انجاميد و تعدادي از طرفين كشته شدند، نهايتاً ماجراي اختلاف به سازمان ملل كشيد و  قرار شد نيروهاي طرفين به  مرزها عقب‌نشيني نمايند و به مذاكره بپردازند.

يكي از دلايل عقب نشيني عراق در اين ماجرا شورش كردهاي شمال عراق بود كه دولت ايران نيز به آنان كمك مي نمود و اين جريان تا اواخر زمستان 1354 كه دولت عراق بر سر اين موضوع با دولت ايران معامله نمود، ادامه داشت.

در ماه مارس 1975 حسن‌الكبر و معاون او صدام حسين در الجزيره تصميم گرفتند به اختلافات خود با ايران پايان دهند، با درخواست از بومدين رئيس جمهور الجزاير، او سران دو كشور را براي يك توافق كلّي متقاعد نمود.

عراق در برابر عدم حمايت از شورشيان كرد توسط ايران، حقوق ايران در اروند رود را به رسميت شناخت.

انگيزه‌هاي هر يك بيشتر مسائل داخلي دو كشور از جمله در عراق كردها و شيعيان و در ايران شكل گرفتن انقلاب اسلامي بود و نيز هر دو توجّه فراواني پس از اين موضوع به مسائل منطقه‌اي پيدا نمودند. بيشتر از هر چيز مسئله ژاندارمي منطقه و نقشي كه ايران بايد براي منافع غرب دراين رابطه بازي مي نمود، اثر مهمّي در انعقاد قرارداد الجزاير توسط ايران داشت. در ضمن شاه داشت متوجّه مي شد با پيشروي و نيز سركوب كردهاي عراقي توسط حزب بعث، برگ برندة كردهاي شمال عراق را دارد از دست ميد هد. حزب بعث نيز به دنبال نقش رهبري ساير كشورهاي عرب بود و همين باعث مي شد با ايران هر چه زودتر اختلافات خود را حل كند

در ژوئن 1976  بدنبال تصويب معاهدات طرفين در مجالس دو كشور اسناد اين معاهدات را با يكديگر مبادله نمودند

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بوجود آمدن اوضاع و احوال جديد ناشي از شرايط انقلاب اسلامي، صدام حسين براي نيل به اهداف جاه طلبانه و توسعه‌طلبانه خود و با اين تصوّر كه با ضعف ناشي از سقوط شاه مي تواند خلاء بوجود آمده در خليج فارس را پر نمايد و نقش رهبري اعراب را به بهانة‌ دفاع و گسترش آرمان هاي ناسيوناليسم عرب احراز كند به اقدامات و مانورها و صحنه سازي هاي ديپلماتيك پرداخت و براي زمينه‌سازي براي اقدامات بعدي، مبادرت به اعمالي از قبيل موارد زير نمود:

1-   ايذاء و اخراج پنجاه هزار ايراني از عراق و مصادرة اموال آنان بعنوان ايراني بودن.

2-   ايجاد تضييقات متعدّد جهت مسافرت ايرانيان به اعتاب مقدّسه.

3-   ايجاد مزاحمت و محاصرة اقامتگاه علماي برجسته و روحانيون ايراني در اعتاب مقدّسه

4-   حمله به مدارس ايراني و ضرب و شتم و زنداني كردن معلّمين ايراني.

5-   حمله به منازل اعضاي سفارت ايران در بغداد و ايجاد مزاحمت براي آنان.

6-   پناه دادن به بسياري از نظاميان فراري ايران و ايجاد تسهيلات جهت توطئه عليه ايران از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب.

7-   پشتيباني از گروه هاي محارب و مخالف نظام اسلامي كومله، دموكرات و سلطنت طلبها و تسليح آن ها.

8-   ايجاد راديوي فارسي، تركي، ارمني، كردي، تركمني، ‌بلوچي جهت ايجاد اختلاف و فتنه در كشور.

برخلاف عراق، ايران در تاريخ هاي (27/2/58) و (16/3/58) و (3/4/58) و (24/4/58) و (29/11/58) و  (11/12/58) هشتاد قطعه نقشه كه بر اساس مادة يك پروتكل در ايران تهيه شده بود جهت درج اسامي دهات و ساير عوارض طبيعي و مصنوعي عراق به سفارت آن كشور در تهران ارسال نمود، لكن مسئولان عراقي حتّي به يك مورد آن پاسخ ندادند.[7]

حتّي پس از بمباران روستاهاي مرزي ايران، استاندار آذربايجان غربي جهت مذاكره با استاندار سليمانيه به عراق اعزام گرديد.

لكن عراق در تاريخ 17 شهريور 1359 به بهانة اينكه ايران در امر تحويل و تحوّل زمين هايي كه تعلّق ملّي آن ها متعاقب علامت‌‌گذاري مجدّد مرز زميني تغيير يافته است، تعلّل مي كند، مبادرت به اشغال اين زمين ها با قوة قهريه نمود.

عراق در حالي كه ايران دچار مشكل گروهك ها در مرزهاي خود بود، ايران را متّهم نمود كه به درون مرزهاي عراق نفوذ كرده است و طيّ شهريور ماه بارها با صحنه‌‌سازي از ايران به شوراي امنيّت شكايت نمود. و اين در حالي بود كه گروهك ها نيز در داخل شعار انحلال ارتش را سر داده بودند و وابستگان به آمريكا ضربات سهمگيني را بر پيكرة ارتش وارد ساخته بودند.[8]

امضاء قرارداد 1975 الجزاير در شرايط ضعف عراق در برابر ايران انجام شده بود [9] و جالب اين است كه يك روز قبل از امضاء قرار داد، صدام سفري مخفي به فرانسه نمود و با ژاك شيراك نخست وزير فرانسه ملاقات نمود. طي دهه1970 صدام پنج   سفر به فرانسه و ژاك شيراك سه سفر به عراق داشته است در سفر اوّل صدام قراردادهاي مهمّ نظامي و تسليحاتي با فرانسه امضاء نمود. در اصل عراق از همان زمان كه قرارداد الجزاير را امضاء نمود، به دنبال اين بود كه با تقويت قدرت نظامي خود به نحوي امتيازات داده شده را باز پس گيرد. اين همكاري ادامه داشت و بالاخره منجر به همكاري اتمي ميان فرانسه و عراق در سال 1979 شد و طبق زمان بندي انجام شده عراق در سال 1980 به بمب اتمي دست مي‌يافت.

كه دو موضوع جلو آنرا گرفت و به تأخير انداخت:

الف: ترور مغز متفكّر اتمي عراق در پاريس در سال 1979 همزمان با انقلاب اسلامي

ب: بمباران تأسيسات اتمي عراق در سال 1981

يكي از اهداف عراق از اين موضوع قدرتمند شدن در برابر ايران بود. ارتش عراق طيّ يك دهه تقويت و آمادگي و از هم پاشيدن نسبي ارتش ايران و احساس ضعف در نيروي دفاعي ايران شرايط بعد از انقلاب اسلامي رابراي تهاجم به ايران آماده ديده بود.[10]

مسائل عراق پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، نيز نقش مهمّي در حملة صدام به ايران داشت، زيرا با توجّه به شيعه بودن اكثريّت مردم عراق و تحت تأثير قرار گرفتن شيعيان عراق از انقلاب اسلامي ايران و وجود علماي مبارزي چون شهيد آيت الله سيّدمحمّدباقر صدر، زنگ خطرسقوط عراق در دامان يك دولت انقلابي به صدا درآمد و از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تئوريسين هاي صهيونيست غرب چون كيسينجر اعلام خطر نمودند كه با سقوط عراق، اسرائيل در خطر اضمحلال قرار خواهد گرفت زيرا جبهه‌اي عظيم و با عمق بسيار طولاني در كنار مرزهاي اسرائيل (پايگاه نفوذ غرب و نيز شرق در جهان اسلام) بوجود خواهد آمد و اسرائيل در معرض خطر جدّي قرار خواهد گرفت.

روز 26 شهريور 1359 صدام طي نطقي در جلسة مجمع ملّي عراق الغاي قرارداد 1975 ايران و عراق را به بهانة نقض آن از طرف ايران اعلام نمود. قرائن بسيار زيادي در دست است كه آمريكا و اسرائيل با ارائة اطّلاعات نادرستي دربارة وضع آشفتة داخلي ايران و ناتواني نيروهاي مسلّح او را به آغاز تجاوز مسلّحانه به خاك ايران تشويق نموده‌اند.[11]

در مصاحبه هاي مسئولين عراقي قبل از شروع جنگ و بعد از آن صحبت از اختلافات مرزي تنها نيست، بلكه نابودي ايران،‌ تجزية آن، جدايي خوزستان (عربستان) و جزاير سه گانة خليج فارس به كرّات مطرح شده است.[12]

سخنان صدام: در ژوئن 1980 (يعني اوايل سال 59) و شش ماه قبل ازآغازجنگ در اين رابطه جالب توجّه است:

«اينك توانايي نظامي براي استرداد سه جزيرة واقع در خليج فارس كه توسط شاه اشغال شد را داريم، ‌هرگز از زمان اشغال اين سه جزيره، ساكت ننشسته‌ايم و پيوسته از نظر نظامي و اقتصادي براي پس گرفتن سه جزيرة مذكور خود را آماده كرده‌ايم».

قبل از روي كار آمدن صدام در تاريخ 26/4/58 (حدود 6 ماه بعد از پيروزي انقلاب) اقدامات زيادي از جانب عراق از جمله بمباران دهكده‌هاي مرزي و نيز حمايت از كانون خلق عرب در خرمشهر به عمل آمده بود و با سازماندهي عناصر فراري و ضد انقلابيون چپ و حمايت از حركت هاي تجزيه طلبانة داخل ايران، اقدامات خصمانه خود عليه ايران را آغاز نموده بود.

رهبران حزب بعث اقدامات مردم كشور خود و تظاهرات آنها را به ايران نسبت مي‌دادند و آن را به عنوان دخالت ايران در امور داخلي خود تلقي مي نمودند. عراق به دنبال اين بود كه تمام زمينه‌هاي سياسي تهاجم خود را فراهم سازد. مجموعة توطئه‌هاي انجام شده تا آغاز جنگ نشان مي‌دهد، هجوم عراق به ايران حلقه‌اي از مجموعة حلقات توطئه آمريكا عليه انقلاب اسلامي بوده است كه به مواردي از آن در زير اشاره خواهد شد:

صدام در كنفرانس غير متعهدها آنهم عليرغم اينكه توطئه‌هاي عظيمي را بر عليه نظام نوپاي اسلامي (تا آن تاريخ) در مرزهاي غربي براه انداخته بود. شروع به بازي و مظلوم نمايي نمود و با داد و فرياد اعلام نمود كه من رهبر آنها را سال ها در عراق نگه داشتم امّا حالا به جاي شكرگزاري مي خواهند در كشور من توطئه نمايند و مردم عراق را به انقلاب وا دارند (اين بازي زيركانه بربعض ساده‌دلان تأثير گذاشته و اينان مدّعي شده‌اند كه ايران با تحريكات خود و با طرح موضوع «صدور انقلاب» زمينة تهاجم عراق به ايران را فراهم نموده است! آنهم كساني كه در روزهاي اوّليّة هجوم صدام بالاجبار در برابر او موضع گيري نموده و خواستار وحدت مردم براي شكست او شده بودند.[13]

اصولاً ادّعاي اين كه يك حمله نظامي اقدامي پيشگيرانه است (ادّعاي صدام) فاقد مشروعيّت و معارض با موارد قابل قبول حقوق بين الملل مي باشد.

طبق مادة 51 منشور ملل متّحد تنها مبناي مورد استفاده براي دفاع از خود مسبوق به حملة مسلّْحانه است ! كه ايران پس از انقلاب با مشكلات سياسي و اقتصادي و ادّعاهاي خودمختاري خلق ها ! اصولاً به چنين كاري نمي توانست مبادرت ورزد.

صدام در طي جنگ در نقض موازين حقوقي بين المللي و اصول بشر دوستانه، چنان وسيع عمل نموده است كه تاكنون در هيچ يك از برخوردهاي منطقه‌اي و بين‌المللي سابقه نداشت است. لكن گروه هاي معاند و وابسته به آمريكا به جاي اعتراض به اين جريان، ‌دفاع مشروع ملّت قهرمان ايران و تداوم آن جهت خشكاندن ريشه‌هاي تجاوز و تنبيه متجاوز را به زير سؤال برده و در طي دور ان جنگ به انحاء گوناگون به كمك صدام شتافته و از پشت به ملّت ايران خنجر زده و خيانت نموده‌اند.

پس از جنگ نيز با ادّعاهاي واهي در پي توجيه خيانت‌هاي خود برآمده‌اند. آن ها با به زير سؤال بردن دفاع ملّت ايران بخصوص پس از آزادسازي خرمشهر كه امام خميني ره فرمودند « ما حتّي از يك لحظه از عملكرد خود در طي دوران جنگ پشيمان نيستيم. » به دنبال توجيه خيانت هاي خود به ملّت ايران برآمده اند.

آقاي فيب مار مي‌گويد: وقايع و تحوّلات به نفع عراق تمام شد به جاي يك ايران قوي در مقابل يك عراق ضعيف و منزوي، يك عراق قوي در مقابل يك ايران ضعيف و متفرّق قرار گرفته بود. صدام حسين استدلال كرد كه عرق ديگر فرصتي اين چنين مطلوب براي تغيير تصميمي كه در 1975 در مورد شط‌العرب گرفته شد، نخواهد يافت.[14]

در سال 1980 عراق به طور منظم به اتّحادهاي سياسي عليه ايران وارد شد. در فوريه 1979، موافقتنامه‌اي با عربستان سعودي منعقد نمود كه شامل تركيباتي در زمينة ‌امنيّت مشترك بوده است.[15]

ميتران دبير كل حزب سوسياليست فرانسه، از نخستين افرادي بود كه با وقوع انقلاب اسلامي بلوك شرق و غرب را متوجّه خطر اين انقلاب براي منافع ابرقدرت ها نمود:

«انقلاب‌هايي از نوع انقلاب ايران، در كشورهاي همسايه نيز روي خواهد داد. شيعيان زيادي در عراق و در آسياي مركزي،‌ در جمهوري‌هاي شوروي، زندگي مي كنند. انقلاب ايران رژيم‌هاي مرتجع منطقه را زير رو خواهد كرد»[16]

جالب توجّه اين است كه اين اظهارنظر در تاريخ 24/11/1357 يعني تنها دو روز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بيان شده است!

ريچارد نيكسون پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كتاب خود نوشت: « تنها سؤالي كه براي همگان مطرح مي باشد اين است كه كدام كشور مي‌تواند جانشين ايران بشود؟ …. دولت تندرو عراق در حال حاضر قوي ترين نيروي نظامي خليج فارس به شمار مي رود … براي ايالت متحدة آمريكا دلايل كافي و منطقي زيادي در مورد بهبود روابط با كشور عراق موجود است»[17]

در اعترافات رهبران كودتاي كشف شدة پادگان شهيد نوژة همدان (اعترافات ستوان ناصر ركني)  كه 40 روز قبل از شروع جنگ (19/4/1359) قرار بود اتّفاق بيفتد آمده است:

«محقّقي و مهديّون (دو تن از رهبران كودتا) نگران اين موضوع بودند كه چنانچه روابط خصمانه ايران و عراق به حالت عادي برگردد… هواپيماي مسلح در اختيار نباشد… پيشنهاد شد از طريق بني عامري حل گردد (از طريق پاريس) … حملات گاه به گاه هوائي يا توپخانه‌اي ارتش عراق در قبل از كودتا، ناشي از درخواست بني عامري و هماهنگي نمايندگان سيا و موساد و عراق بود تا ارتش و نيروي هوايي مجبور باشد بطور دائم هواپيماها را زير مهمّات سنگين نگه دارد. »[18]

در فاصله 13/1/1358 تا 31/2/1359 يعني طي 13 ماه، عراق 139 بار حملات زميني و هوايي به ايران انجام داد. امّا در فاصلة يك و نيم ماه قبل از كودتا، تعداد حملات عراق به ايران به شدّت افزايش يافت (115 مورد). در شب و روز كودتا منطقة باويسي، تپه‌رش،‌پاسگاه شورشيرين، پاسگاه انجيره، حوالي سنندج و سومار و نخجير و غرب پاوه مورد حملة هوايي و زميني قرار گرفت.[19]

« مدّتي بر سر تقدّم كودتاي نوژه، يا آغاز جنگ تحميلي بحث شد و سرانجام بعد از سفر      بني عامري به پاريس در اسفندماه، اين طرح،يعني ‌آغاز جنگ تحميلي، در تقدّم قرار نگرفت و تقدّم به كودتا داده شد.»

با توجّه به مسائل فوق و اسناد بسيار زيادي كه نشانگر وحشت استكبار جهاني از انقلاب اسلامي و گسترش آن به كشورهاي همسايه و توطئه‌هاي وسيع آنان براي نابودي آن و جلو گيري از گسترش آن بود، بحث آناني كه « شعار صدور انقلاب » را موجب حملة صدام به ايران مي‌دانند آنچنان بي پايه و بي اساس و بي منطق است كه انسان از بي‌اطّلاعي و يا غرض ورزي آنان دچار شگفتي مي‌گردد.

بطور مثال دكتر ابراهيم يزدي در مصاحبه‌اي (در تاريخ 29/7/1359) بيان مي دارد: «اگر اين جنگ ادامه پيدا كند، بدون شك باعث سقوط صدام خواهد شد. البتّه براي ما نيز خرابي و كشتار و خسارت به همراه دارد. ولي براي هر ارزشي بايد بهايي پرداخت.»

نهضت آزادي در تاريخ 14/7/59 يعني دو هفته بعد از شروع جنگ در بيانيه‌اي در مورد جنگ ايران و عراق بيان داشت:

هموطنان عزيز

نبرد، اجتناب‌ناپذير و تحميلي با رژيم سرسپرده عراق كه پس از سرنگوني شاه و قوام گرفتن جمهوري اسلامي در ايران، سخت به وحشت افتاده است به مراحل اميدبخش پيروزي خود نزديك مي‌شود[20]

به عنوان تحليلي برجنگ ايران و عراق دكتر يزدي در سر مقالة كيهان نوشت:

«علّت حمله رژيم بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران، ناشي از ماهيّت و سرشت و طينت حزب و رژيم بعث از يك طرف و ماهيّت و سرشت انقلاب اسلامي ايران از طرف ديگر است» [21]

اين جريان آمريكا گرا و رهبران آن پس از فتح خرمشهر و بيرون رانده شدن متجاوزين از مناطق جنوبي كشور و در آستانة سقوط قرارگرفتن نظام بعثي و ادّعاي صلح طلبي صدام كه مرگ خود را نزديك مي ديد و بسيج شدن تمام امكانات استكبار جهاني و ارتجاع منطقه جهت نجات او، در يك چرخش 180 درجه‌اي ماهيّت وابستة خود را آشكار و در كنار صدام و در جهت منافع استكبار جهاني و در مقابله با انقلاب اسلامي و مردم دلاور ايران كه با تمام وجود به دفاع از كشور و انقلاب اسلامي برخاسته بودند اعلام نمود:

«صلح و سلم و ميل به اصلاح و صحبت از پايان جنگ عليرغم نصوص قرآني توصيه به صلح و توكّل به خداي حفظ كنندة مؤمنين از كيد دشمنان،‌ ننگ و خيانت محسوب مي شود و تا به حال رهبري انقلاب و مسئولين دست به سينة همة ميانجي‌ها و هيئت‌هاي حسن نيّت و خيرانديش،‌با همة مقام و موقعيّت‌هائي كه داشته اند،‌ زده‌اند… حتّي از مذاكره و بحث روبرو با مشاركت حضوري براي جواب گويي به حملات حريف و بيان نظرياتمان، ‌در مجامع بين‌المللي و مجالس بي طرف در جوار نمايندگان عراق، خودداري شده است. با نامگذاري اسلام و قشون اسلام روي خودمان و كافر صهيونيستي خواندن صدام و قشون عراق و به اعتبار اينكه مؤمن با كافر نمي‌تواند و نبايد سخني و پيماني داشته باشد، از طرح هر پيشنهاد صلح و عقد هر قرارداد متاركة جنگ، خودداري شده و به چيزي جز مرگ يا استعفاي صدام، انحلال حزب بعث عفلقي و حاكميّت انقلاب اسلامي مردم عراق راضي نمي‌شوند و از آن نيز جلوتر مي روند»[22]

نويسندة عبارات فوق كه خود را اسلام‌شناس تر از امام مي داند.[23] با بيان يك سري حرفهاي كذب و نسبت دادن آن به بنيانگذار جمهوري اسلامي امام (ره) و مسئولان محترم نظام به طرفداري از صدام و سياست استكباري در آن مقطع مي پردازد و اين در حالي است كه پس از فتح خرمشهر مسئولان انقلاب اعلام نمودند كه بايد سازمان ملل متجاوز راتعيين و تنبيه نمايد و گرنه ايران حقّ مشروع خود مي داند كه جهت خشكاندن ريشة تجاوز وارد خاك عراق شود[24] و اين در حالي بود كه هنوز بسياري از مناطق ايران مانند نفت شهر و قصرشيرين، در اشغال دشمن بود. ليكن با بي توجهي مجامع بين المللي كه تا آن زمان حتّي حاضر نشده بودند تقاضاي بازگشت نيروهاي متجاوز به مرز را بنمايند و حتّي حاضر نشده بودند كه متجاوز را مشخص و اعلام نمايند (كاري كه نهايتاً بعد از پايان جنگ انجام شد) روبرو شد.

شوراي امنيت صرفاً تقاضاي آتش‌بس نمود. كاري كه قبل از فتح خرمشهر از آنهم امتناع كرده بود آنهم در زماني كه عراق خرمشهر و بسياري از شهرهاي استان خوزستان و … را در اختيار داشت.[25]

شخص فوق الذكر در چند جاي همان منبع  اظهارات جالبي دارد كه جهت اطّلاع از افكار او و هم فكرانش كه در طي دوران جنگ به عنوان ستون پنجم دشمن عمل مي‌نمودند.[26] چند جمله از آن آورده مي شود:

«جنگ برنامة اصلي شغل و هدفي براي ملت حزب الله شده است. هدفي بي انتها كه در برابرش كم وزياد خسارت ها و خرابي ها يا تعداد شهيدها و كشته‌ها مطرح نيست و مي‌گويند هرچه بيشتر بهتر.»[27]

«خواب نماها و ديدارهاي امام زمان و انواع كرامت و معجزه ها كه ديده يا شنيده و يا ساخته‌اند» و بعنوان تأييدات الهي گرفته مي‌شود،‌نيز به سهم خود پايداريها و پيروزيها را خوراك مي‌دهد» در جاي ديگر كتاب با توجه به عمليات خودكشي چند نوجوان احمقي[28] كه با تلقينات گستردة رهبران سازمان منافقين اين فرزندان عزيز مهندس[29] موجب شهادت ائمه جمعه بزرگواري چون شهيد صدوقي و شهيد دستغيب و شهيد مدني و شهيد اشرفي اصفهاني شدند و با مقايسه با روحية شهادت طلبي بسيجيان دلاور مي نويسد: «… همچنين همت و از خود گذشتگيهايشان تا آنجا كه نارنجك به كمر بسته[30] خود را روي هدف مي‌اندازد و جانشان را بي پاداش و ما به ازائي فدا مي كنند،‌ بي‌انصافي است كه چنين همت[31]! و عشق به شهادت! را مزدوري و خيانت پيشگي بدانيم و ناشي از ايمان ! و اخلاق! و ارادة خودشان ندانيم»[32]

البته ايشان فراموش نموده‌اند كه حضرت علي (ع) نيز همچون ائمة جمعة شهيد در محراب به دست يكي از همين افراد كه پيامبر(ص) او را در خطبة شعبانيه اشقي الاولين و الاخرين ناميد به شهادت رسيدند. احتمالا به نظر ايشان ابن ملجم از با ايمان‌ترين و مخلص‌ترين افراد بشر بوده است.

و البته خداوند چند سالي به ايشان عمر داد كه بيند رهبران اين سازمان به چه مزدوري هائي تن دادند و در كنار مطرود ترين و رذل‌ترين و خيانتكارترين موجود زمانه، يعني ‌صدام با چه ذلّتي به حيات ننگين خود ادامه دادند و براي لقمه‌اي نان به كشتار مردم بي پناه عراق نيز دست زدند.

در پايان كلامي چند از امام خميني كه با رهبري دفاع مقدّس مردم ايران اين دفاع بزرگ و بي‌سابقه را سازماندهي و فرماندهي نمودند، مقدّمه را به پايان مي برم:

«حتي در جنگ پيروزي از آن ملّت ما گرديد و دشمنان در تحميل آنهمه خسارات چيزي بدست نياوردند»[33] .

البته اگر همة علل و اسباب را در اختيار داشتيم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتري مي‌نگريستيم و ميرسيديم ولي اين بدان معني نيست كه در هدف اساسي خود كه همان رفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شده ايم.

هر روز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همة صحنه‌ها از آن بهره جسته ايم.

ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ايم. ما مظلوميّت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم، ‌ما در جنگ پرده از چهرة تزوير جهانخواران كنار زده ايم و ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را كشف كرده‌‌ايم. ما در جنگ به اين نتيجه رسيديم كه بايد روي پاي خود بايستيم.

ما در جنگ ابهّت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم.

ما درجنگ ريشه‌هاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم كرديم.

ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردم بارور كرديم.

ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرت‌ها و ابر قدرت ها ساليان سال مي‌توان مبارزه كرد.

جنگ ما فتح فلسطين را بدنبال خواهد داشت

جنگ ما ‌موجب شد كه تماي سردمداران نظام هاي فاسد، در مقابل اسلام احساس ذلّت كنند.

چه كوته نظرند آنهائي كه خيال مي كنند چون ما در جبهه به آرمان نهائي نرسيده‌ايم پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگي و صلابت بي فايده است.

ما در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم.

راستي مگر فراموش كرده ايم كه، براي اداي تكليف جنگيده‌ايم و نتيجه، فرع آن بوده است.

نبايد براي رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده‌‌ها به گونه اي غلط عمل كنيم.

من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي‌كنم كه بعض تصميمات اوّل انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمّة كشور به گروهي كه عقيدة خالص و واقعي به اسلام ناب محمّدي نداشته اند اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن به راحتي از ميان نمي رود. اگرچه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كارآمدن آنان نبودم، ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم.

ايشان در ادامه مي‌افزايند:

و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و هر حركت بسوي آمريكاي جهانخوار قناعت نمي كنند در حاليكه در كارهائي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند»

جنگ تحميلي تنها 19 ماه پس از پيروزي، به انقلاب اسلامي تحميل گرديد و اين در حالي بود كه از اوّلين روزهاي پيروزي، مشكلات عديده‌اي را وابستگان استكبار در مناطق مرزي، مانند كردستان،‌تركمن صحرا، آذربايجان، خوزستان و بلوچستان و نيز در داخل كشور (مانند جريانات گروهك ها و شورش هايي كه به پا مي نمودند و اعتصابات كارگري ….) بوجود آورده بودند.

تنها ده روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي به پادگان مهاباد حمله و اين پادگان به تصرّف نيروهاي ضد انقلاب در آمده و بلواهاي خونيني با حمايت شرق و غرب و نيز دولت‌ عراق در كردستان بوجود آمد[34] و از نخستين روزهاي سال 58 ( 2 ماه پس از پيروزي) پروژة حساب شده دشمن آغاز شد و پس از ترور شهيد قرني رئيس ستاد مشترك كه بر خلاف دولتمردان دولت موقّت در برابر دشمنان اسلام و انقلاب مردانه ايستاده بود و با درخواست و فشار ضد انقلاب توسط دولت موقّت از كار بركنار شده و سپس به شهادت رسيد. پشتوانة فكري انقلاب يعني شهيد آيت اللّه مطهري نيز ترور گرديد.

اقتصاد كشور به شدّت دستخوش تحوّل و از هم پاشيدگي بود. فرار مديران صنايع همراه با سرمايه‌هايي كه در اختيار داشتند موجب شد كه پس از انقلاب اكثر صنايع بخش خصوصي و صنايع بزرگ متعلّق به وابستگان غارتگر رژيم شاهنشاهي نيز مصادره و ملي اعلام گردد.

در شروع جنگ تحميلي اقتصاد ايران با بحران هاي متعدّدي روبرو بود و شروع جنگ و گرفتار شدن شش استان كشور در آن و مختل شدن بنادر آبادان و خرمشهر و بندر امام و مسائل ديگري كه در سال هاي بعد بوجود آمد، موجب گرديد بر مشكلات موجود افزوده شود وحتّي منجر به توقف طرح هاي عمراني به خصوص در سال هاي پاياني جنگ گردد.

به طور كلّي مي‌توان دوران جنگ را به چند دورة ‌كوتاه تر اقتصادي تقسيم بندي نمود:

1-   شروع جنگ تا پايان محاصرة اقتصادي 61-1359.

2- دوران برطرف شدن محاصرة اقتصادي و گشايش ارزي تا دوران كاهش قيمت نفت از 1361 تا1364.

دورة اوّل

پس از انقلاب اگرچه توليد نفت به شدّت كاهش يافت، لكن در سال 1358 به طور متوسط 88/3 ميليون بشكه در روز نفت صادر مي شد. لكن با محاصرة انقلاب اسلامي[35] در نيمة اول سال 1359 و نيز تحميل جنگ در نيمة دوّم اين سال، توليد نفت به 7/1 و سپس به 2/1 ميليون بشكه كاهش يافت و در سال 1360 به 44/1 ميليون بشكه رسيد.

درآمدهاي نفتي نيز به شدّت كاهش يافت و اين علي رغم اين موضوع بود كه قيمت‌هاي نفت به دليل شوك دوّم نفتي[36] به شدّت افزايش يافته بود.

درآمد نفتي كه در سال 1358 به 3/19 ميليارد دلار رسيد در سال 59 به 6/11 و در سال 60 به 4/12 ميليارد دلار كاهش پيدا نمود.[37]

و اين براي كشوري كه در سال 1356 صادرات نفتي اش 7/20 ميليارد دلار[38] و صادرات غير نفتي اش[39] برابر 523 ميليون دلار و معادل 44 ميليارد ريال بوده است (يعني نسبت صادرات نفتي به غيرنفتي اش بيش از سي و پنج برابر بوده است) و توليد كشور به شدّت به ارز خارجي وابسته بوده است و واردات كالائي ساليانه‌اش 2/14 ميليارد دلار[40] بالغ شده است، يك فاجعة اقتصادي به حساب مي آمده است و نشانگر اين است كه استكبار جهاني در صدد بوده است كه پديدة جديد و ناشناختة انقلاب اسلامي را كه خواب راحت را از آنان سلب نموده بود به هر صورت ممكن مانندايجاد شورش و بلوا در مناطق مرزي، كودتا و يا بر پايي جنگ،‌ محاصره و تحريم اقتصادي و … از بين ببرد.[41]

درآمد و مقدار صادرات نفت كشور 67 -1358

58 59 60 61 62 63 64 65 66 67
درآمد نفتي[42] 3/19 6/11 4/12 20 4/20 6/16 9/13 9/5 2/9 6/7
مقدار صادرات[43] 128 37 5/38 92 100 78 71 61 75 79

قيمت نفت كه در سال 57 در حدود 13 دلار بود، به دليل انقلاب اسلامي به شدّت افزايش يافت و در سال 1358 به 30 دلار و در سال 59 به 34 و در سال 60 به 37 دلار رسيد[44] و همين امر موجب شد عليرغم محاصرة اقتصادي و تحريم اقتصادي آمريكا و عليرغم كاهش صادرات نفت ايران، درآمد ارزي آنگونه كه طرّاحان محاصره و تحريم پيش بيني مي نمودند پائين نيايد.اگر چه نسبت به نيازهاي حياتي ارزي كشور (آنهم كشوري كه در حال جنگ بود) در سطح پائين‌تري قرار داشت.

كشورهاي غربي به ويژه آمريكا با تجربه گرفتن از تحريم دو ساله و با تدارك گستردة قبلي شرايط بي نيازي نسبت به نفت ايران را فراهم ساختند و به همين دليل توانستند سياست تحريم نفتي ايران را با هدف در هم ريختن اقتصاد وابستة ايران و به زانو درآوردن انقلاب مجدّداً از سال 64 به بعد به كارگيرند:

1)    – افزايش توليد نفت عربستان و عراق از 5 ميليون بشكه در روز به 11 ميليون بشكه

2)      – افزايش توليد انگليس از درياي شمال و افزايش توليد مكزيك و آلاسكا

3)   – تاسيس سازمان بين المللي انرژي در سال 1974 كه در جريان فوق با سازماندهي و يكسان‌سازي سياست نفتي در دو زمينة زير،  كشورهاي بزرگ سرمايه داري جهت كاهش وابستگي به نفت اقدام نمودند:

الف) –  صرفه جويي در مصرف

ب) –  ايجاد ذخاير نفتي براي 4ماه

آثار اين جريانات در سال هاي بعد بيشتر آشكار گرديد.

4)      –  جايگزيني ديگر انواع انرژي با نفت

دورة دوّم

در اين دوره مجدّداً درآمد نفتي ايران افزايش يافت و تحريم اقتصادي ايران از سوي كشورهاي اروپايي و ژاپن برداشته شد و اين در حالي بود كه سهم ايران از 6/17% سهم در اوپك در 1977 به 4/4% در سال 1981 رسيد. و طي همين مدّت صادرات از 8/4 ميليون بشكه به 8/0 ميليون بشكه كاهش پيدا نمود.[45]

در سال 1982 يعني پس از برداشته شدن تحريم مجدّداً صادرات نفت كشور افزايش يافت.[46] و سهم بيشتري از صادرات اوپك را به خود اختصاص داد.

درآمد ارزي حاصل از نفت نيز مجدّداً افزايش يافت و در سال 61 به 20 ميليارد دلار رسيد.

دورة سوّم

امّا جريان فوق دوام چنداني نداشت و با سلطه‌اي كه غرب با اقدامات انجام شده بر بازار نفت پيدا نمود، تنها 4 سال اين جريان ادامه داشت و در اواخر 1985(  1364 هجري شمسي) به 10 دلار هر بشكه سقوط نمود و اين در حالي بود كه در فروردين 1360 در حدود 37 دلار بود.

درآمد نفتي ايران طي مدّت فوق در جدول آورده شده است كه از سال 63 شروع به كاهش نمود و در سال 65 به حداقل خود 9/5 ميليارد دلار رسيد و در حاليكه مقدار نفت از جهت وزن برابر  با سال 1360 بود، درآمد ارزي حاصل از آن، از نصف هم كمتر بود. اين وضع تا پايان دوران جنگ و حتّي بعد از آن ادامه داشت.

تداوم جنگ و عدم پذيرش آتش‌بس تحميلي بي سرانجام[47] حاميان صدام، موجب شد استكبار جهاني احساس خطر نمايد و عليرغم صدور دو قطعنامة بي خاصيت كه فقط ايران و عراق را به آتش بس توصيه كرده بود، به علّت تداوم جنگ و عدم پذيرش اين دو قطعنامه از سوي ايران،‌ دست به اقداماتي براي جلوگيري از گسترش انقلاب اسلامي بزند.

اين‌بار كاهش درآمد نفت ايران و محاصرة نامرئي و تهاجم تبليغاتي عليه ايران و كمك همه جانب به صدام و حزب بعث در دستور كار قرار گرفت. بخصوص تشكيل حزب آلله در لبنان و حمايت ايران از آن ضربات كاري بر آمريكا و متّحدانش در تهاجم سال 1360 به لبنان وارد آورد و حيثيت آنان را در جهان بر باد داد و حمايت ايران از مجاهدان افغاني، شوروي را چون صدام در باتلاق افغانستان گرفتار نمود و بيداري اسلامي مي رفت كه از شمال آفريقا تا جنوب شرقي آسيا را شعله ور سازد و نهايتاً نيز شعلة انتفاضه را روشن نمود و گريبان آمريكا و صهيونيسم جهاني و متّحدانش را تاكنون نيز در چنگال خود گرفتار نموده است.

تغييرات درآمد نفت به عللي كه در فوق آمد، با توجّه به وابستگي بسيار شديد اقتصاد كشور به درآمد نفت (تك محصولي بودن اقتصاد) موجب گرديد اين تحوّلات در تمام گوشه و زواياي اقتصاد كشور تأثير بگذارد كه اين آثار در طي سه دوره، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

درآمد ملّي در سه دوره:

درآمد ملي[48] : همانطور كه در جدول زير آمده است در سال 60 و 59 كه ايران دچار تحريم اقتصادي.

درآمد ملّي  ( جاري ) نرخ رشد درآمد ملّي     ( ثابت) نرخ رشد بخش صنعت      ( ارزش افزوده ) نرخ رشد بخش نفت

( ارزش افزوده )

نرخ رشد
1358 5538 27 9538 2/10 1773 7/15- 2535 4/19-
1359 5632 7/1 8232 7/13- 874/0 7/5 866 8/65-
1360 6883 2/22 8035 4/2- 875/0 0 892 9/1
1361 9107 2/32 9107 3/13 1884- 5/0 1947 120
1362 11449 25 10220 2/12 2254 7/19 2006 3
1363 12507 2/9 10154 6/0- 2364 9/4 1625 190-
1364 13267 1/6 10116 4/0- 2232 6/5- 1644 2/1
1365 13296 2/0 8285 18- 2032 9/8- 1403 7/14-
1366 16358 23 8460 1/2 2084 5/2 1598 9/13
1367 18346 2/12 7943 6- 1978 5- 1754 7/9

مأخذ: آمارهاي اقتصادي، 74 – 1338  معاونت امور اقتصادي،‌وزارت امور اقتصاد دارائي ص 36 و ص 24.

بوده و درآمد نفت كاهش يافته و درآمد ملّي نيز كاهش پيدا نموده است و در هر دو سال درآمد ملّي به قيمت سال 61 داراي نرخ منفي بوده است. (7/13- و 4/2-)

با رفع تحريم مجدّد، درآمد ملّي به قيمت ثابت با نرخ هاي 3/13 و 2/12 افزايش يافته و همزمان با كاهش درآمد نفتي مجدّداً كاهش يافته است.[49]

اين روند تا پايان دوره ادامه داشته است و در سال پاياني آنچنان درآمد ملّي كاهش يافته است كه بعد از سال 1353 سابقه نداشته است و اين نشانگر وابستگي عميق اقتصاد كشور به درآمد نفتي بوده است. در سال 1365 كه كمترين درآمد حاصل از نفت (9/5 ميليارد دلار) براي كشور حاصل شده است نرخ رشد منفي (18-) را در آمد ملّي به قيمت ثابت سال 61 داشته است.

ارزش افزون بخشهاي مختلف طي سه دوره

الف- ارزش افزودة بخش صنعت و معدن

1)         دورة اوّل: طي دو برنامة قبل از انقلاب  تأكيد فراواني بر صنعت كه‌ عمدتاً متّكي بر واردات مواد اوّليّه،‌ قطعات، ماشين‌آلات و تكنولوژي وابسته به صادرات نفت بود، شد.

كاهش ارزش مطلق توليد اين گروه پس از انقلاب وابسته بودن اين بخش به درآمد نفت و واردات مواد و قطعات را نشان مي‌دهد و كلاً پس از انقلاب و بخصوص در شروع جنگ و دوران تحريم اقتصادي و كاهش درآمد نفت، ‌اين بخش صدمه ديد و هرگاه اختلالي در واردات صورت گرفت به صورت بحران در اين بخش ظاهر شد.

ارزش مطلق توليد اين بخش كه در سال 56 در حدود 233 ميليارد تومان بود در سال 57  به 210 ميليارد تومان و در سال 58 به 177 ميليارد تومان كاهش يافت و در سال هاي تحريم نيز با نرخ رشد بسيار اندكي مواجه بود. به ترتيب 7/5 و 0 و 5/0 در صد( به جدول A شمارة 44 مراجعه شود.)

2) دورة دوّم: پس از تحريم با گشايش ارزي و تا سال 64 كه وضعيت ارزي مناسب تر شده بود ( بخصوص در سال 62)صنعت با نرخ رشد بسيار بالايي روبرو شد (7/19 درصد) و ارزش مطلق آن به حد ارزش قبل از انقلاب رسيد.

3) دورة سوّم: با كاهش قيمت نفت كه بر اساس يك توطئه جهاني جهت تحت فشار قرار دادن ايران صورت پذيرفت تا جنگي را كه ابر قدرتها براي منافع خود بر پا كرده بودند و ايران ادامة آن تا شناخت و تنبيه متجاوز را پي گيري مي كرد و پي گيري آن را با اين شعار كه «استكبار جهاني بايد بداند كه مي‌تواند هرگاه خواست جنگي را بر ما تحميل نمايد لكن پايان جنگ بدست او نيست و تا جائي كه ما بخواهيم و منافع، برآورده شود آنرا ادامه خواهيم داد.» و تداوم آن تا گرفتن حقوق خود را مهلكة آنان ديده بود. و جنگ افروزان را به آن چنان وحشتي فرو برد كه با تمام نيرو و توان و با بسيج تمام امكانات وارد دفاع از صدام شدند و با كاهش بي‌سابقة قيمت نفت (به 6 دلار در هر بشكه) با افزايش توليد آن و كاهش مصرف و … كه از سال 60 برنامه‌ريزي آن شروع شده بود[50] درآمد نفت ايران را آنچنان كاهش دادند كه باور كردني نبود. (9/5 ميليارد دلار در سال 65 كه سال اوج عمليات رزمندگان اسلام بود) رسيد و در همين سال نيز فداكارهاي رزمندگان اسلام به بار نشست و كمر متجاوزين در عمليات كربلاي 5 شكسته شد و سازمان ملل مجبور به صدور سومين قطعنامه (598) گرديد كه ايران تنها به يك نكته درآن اعتراض داشت و آنهم جابجايي بند 1و 6 قطعنامه  بود يعني جابجايي (آتش‌بس)با (تعيين كميتة معرفي آغازگر جنگ)[51] .

در هر صورت اين قطعنامه عليرغم ناديده گرفته شدن بسياري از حقوق ملّت ايرانتا حدودي به خواستهاي ايران نزديك شده بود.

در عمليات كربلاي 5 پس از 5 سال خطوط دفاعي اطراف بصره در هم شكسته شد و 35 هزار نفر از ارتش عراق كشته و 70 هزار نفر مجروح شدند و 2650 نفر به اسارات درآمدند[52]

در هر صورت اين كاهش درآمد نفت موجب شد نرخ رشد صنعت تا پايان جنگ بجز يكسال منتفي شده و از قدرت مطلق ارزش افزوده اين بخش كاسته شود. سال 63 در حدود 236 ميليارد تومان و در سال پاياني جنگ به 197 ميليارد تومان كاهش يافت[53]

تعداد شاغلين بخش صنعت نيز وابسته به درآمد نفتي بوده است و هر ساله طي دوران جنگ كاهش يافته است. [54]

ب – ارزش افزودة بخش كشاورزي:

بخش كشاورزي بدليل وابستگي اندكي كه به نفت داشته است، چندان تحت تأثير تحوّلات درآمد نفت واقع نشده است و طي سه دورة مورد بحث تقريباً بدون تأثير شديد از درآمد نفت به رشد خود ادامه داده است و از 185 ميليارد تومان ارزش افزون در سال 58  به 264 ميليارد تومان رسيده است. . اين رشد عليرغم اين موضوع است كه 6 استان كشور درگير جنگ بوده است و فعاليت‌هاي كشاورزي در آنها مختل بوده است. تأثيرات تحريم (طي سال هاي60 13و 1359) و نيز كاهش قيمت نفت (طي سال هاي  67- 1364) تنها به صورت كاهش نرخ رشد، خود را نشان داده است. در سال پاياني جنگ (67) تنها سالي است كه كشاورزي داراي نرخ منفي بوده است

ج- ارزش افزوده در بخش نفت:[55]

دورة اوّل: ارزش افزودة اين بخش درسال 59 و 60 به شدّت كاهش يافت و شروع جنگ و تحريم اقتصادي بيشترين تأثير را بر اين بخش گذاشت و ارزش افزودة اين بخش كه در سال 1358 در حدود 253 ميليارد تومان بود به 86 ميليارد تومان درسال 59 و به 88 ميليارد تومان در سال 60 رسيد.

دورة دوّم: با رفع تحريم ايران، ارزش افزودة آن مجدّداً افزايش يافت و به 194 و 200 ميليارد تومان در سال هاي بعد رسيد.

دورة سوّم: از اين سال مجدد با توطئة جديد طراحي شده (كاهش قيمت نفت) درآمد ايران كاهش يافت و تأثير آن در اين بخش (بخصوص با توجه به تهاجم سنگين دشمن بر روي تأسيسات نفتي و پالايشگاهاي ايران براي به صفر رساندن درآمد ارزي ايران) موجب كاهش ارزش افزودة اين بخش را فراهم نمود.

در اواخر اسفند 1358 صدور گاز به شوروي،‌بر اثر عدم توافق بر سر قيمت كه قبلاً بسيار ارزان و در حدود  فروخته مي‌شد، قطع گرديد.

د- ارزش افزوده در بخش خدمات:

دورة اوّل: ارزش افزودة بخش خدمات بر اثر تحريم و شروع جنگ كاسته شده است و از 496 ميليارد تومان در سال 58 به 450 ميليارد تومان در سال 60 رسيده است. اگر چه در طي همين مدّت سهم آن در كل درآمد ملّي به دليل كاهش سهم درآمد نفت، افزايش يافته است.

دورة دوّم: در اين دوره مجدّداً روند صعودي يافته و با نرخ بالايي افزايش مي‌يابد كه نشانگر وابستگي بخش خدمات به درآمد ارزي مي‌باشد.

دورة سوّم: در اين دوره نيز از نرخ رشد آن كاسته شده و نهايتاً در سال هاي پاياني جنگ دچار نرخ منفي شده است و حتي از ارزش افزودة سال آغاز جنگ نيز كمترگرديده است. (403 ميليارد تومان در برابر 496 ميليارد تومان).

بررسي وضعيّت تجارت خارجي طي سه دوره

واردات و صادرات طي دورة اوّل:

الف) : صادرات غيرنفتي:

دورة اوّل: صادرات غيرنفتي طي اين دوره به شدّت كاهش مي‌يابد.

اگرچه بلافاصله بعد از انقلاب (سالهاي 58 و 59) شاهد افزايش غيرطبيعي صادرات غيرنفتي مي‌باشيم كه دليل عمدة آن نيز ناشي از افزايش صادرات كالاهاي كشاورزي و بخصوص فرش مي‌باشد، به صورتي كه صادرات فرش در دو سال فوق در حدود 5 برابر سال هاي قبل از انقلاب مي باشد.

در سال 59 سهم صادرات صنعتي در كل صادرات غير نفتي كه در سال 57 در حدود 30% بوده به 7/3% سقوط مي‌نمايد.

با شروع جنگ و تحريم اقتصادي كلاً ميزان صادرات كالاهاي غيرنفتي به سقوط خود ادامه مي‌دهد و تا پايان تحريم اين وضع ادامه مي‌يابد و در سال 61 با برنامه‌ريزي هاي انجام شدة دولت، از روند سقوط كاسته مي‌شود و صادرات كه درسال 58 در حدود 811 ميليون دلار بود در اين سال به 283 ميليون دلار كاهش مي يابد[56].

از سال 62 كه تحريم پايان يافته است با سياست‌هاي حمايتي اتخاذ شده در جهت رشد صادرات غيرنفتي، مجدّداً صادرات كشور رو به افزايش نهاده و در سال هاي پاياني جنگ كه درآمد به حداقل خود رسيده است به حدود يك ميليارد دلار مي رسد كه رقم بي‌سابقه‌اي در تاريخ صادرات ايران مي باشد.

رشد صادرات نفتي و غير نفتي در جدول زير طي دوران جنگ مقايسه مي‌گردد.[57]

نرخ رشد 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 متوسط
صادرات نفت 4/13- 7/33- 21- 8/84 4 37- 6/6 42- 4/32 2- 2-
صادرات غيرنفتي 5/49 5/19- 41- 6/11- 30 5/6 5/23 7/71 7/15 12- 3/11

8 ميليارد دلارمبلغ كل صادرات

همانطور كه نرخ رشد صادرات غيرنفتي نشان مي دهد، اين صادرات غيرنفتي داراي نرخ رشد بسيار متحولي بوده است. اما آنچه مشخص است سه سال اول شروع جنگ داراي نرخ منفي بوده است و تا پايان جنگ به جز سال آخر داراي نرخ مثبت بوده است.

در جدول زير سهم هر يك از گروههاي تشكيل دهندة صادرات غيرنفتي آورده شده است:

صادرات غيرنفتي و سهم گروه هاي تشكيل دهندة آن( ميليون دلار)

57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67
صادرات غيرنفتي 542 811 465 339 283 356 361 465 915 1160 1035
سهم كالاهاي سنتي 15 50 66 44 23 25 25 7/24 39 5/41 30
سهم كالاهاي كشاورزي 52 39 27 50 66 64 57 55 46 44 6/44
سهم كالاهاي صنعتي 30 8 7/3 4 5/7 7 6/7 8/13 12 4/11 4/22
سهم كالاهاي كاني وفلزي 2 2 3 5/1 5/2 5/3 8/10 4/6 7/2 3/3 2/3

آنچه در جدول فوق قابل توجّه است، اين است كه دو سالي كه كشور در تحريم و محاصرة اقتصادي بوده است و درآمد نفت كاهش يافته است، صادرات غيرنفتي نيز متعاقباً كاهش يافته و در دوران پس از تحريم، سياست افزايش صادرات جهت رفع مشكل ارزي و البته نه به عنوان سياست بلند مدّت، مورد توجّه قرار گيرد و موجب افزايش صادرات غيرنفتي در حد مناسي گردد.

تركيب كالاهاي صادراتي در اين دوران در مقايسه با قبل از انقلاب، سهم كالاهاي صنعتي در كل صادرات غيرنفتي كشور از 30 درصد درسال 57 به 2/3 در سال 59 كاهش يافته و پس از تحريم به تدريج افزايش و در سال پاياني جنگ به 3/22% رسيده است. در طي اين دوران نيز كلاً كالاي كشاورزي بخش اعظم صادرات غيرنفتي را تشكيل مي داده است.

از شاخص پراكندگي (نسبت انحراف معيار متغير به ميانگين آن) در جدول فوق روشن مي گردد كه با توجّه به درآمدهاي حاصلة از هر كدام از گروهها، درآمدهاي حاصله از كالاهاي صنعتي        بي ثبات‌ترين درآمد و درآمدهاي حاصله از كشاورزي باثبات‌ترين در آمد ها بوده است.

در سال 1360 جهت تشويق صادرات غيرنفتي علاوه بر تسهيلاتي كه از طريق مركز توسعه صادرات در اختيار صادركنندگان قرار داده شده بود، اقداماتي نيز در جهت افزايش مهلت واريز پيمان‌هاي ارزي با نرخ ترجيحي خصوصاً در مورد فرش به عمل آمد[58]

ب- واردات كشور طي دوران جنگ:

با وقوع انقلاب اسلامي تحوّل عظيمي در ساختار اقتصادي كشور پديد آمد، در بخش صنعت شرايط اجتناب‌ناپذير انقلاب،‌فرار سرمايه‌داران و انتقال بخش بزرگي از سرماية آنها به خارج از كشور بدهي هاي كلان شركت ها و كارخانجات به سيستم بانكي از يك طرف و خصايص نامطلوب بافت صنايع كشور ازطرف ديگر،‌ منجر به ركود اقتصادي شد. در چنين شرايطي بازرگاني خارجي و بخش عمده‌اي از صنايع كشور تحت پوشش دولت قرار گرفت و سيستم بانكي كه با خطر ورشكستگي نيز روبرو بود، ملّي اعلام شد. (طبق قانون اساسي)

وقوع جنگ و كاهش درآمد ارزي مشكلات عمده‌اي را بوجود آورد. بدليل وابستگي شديد صنايع كشور به خارج كه درسال 1358 از جهت مواد اوّليه و قطعات يدكي وارداتي به ترتيب 7/56 درصد و6/62 درصد وابستگي وجود دارد.[59] با توجّه به اين موضوع هدف ها و سياست هاي ارزي و بازرگاني خارجي كشور مورد تجديدنظر قرار گرفت و با توجّه به هدف دولتي شدن تجارت خارجي، مراكز تهيه و توزيع كالاهاي وارداتي تشكيل شد و عملاً تعيين نوع و ميزان كالاهاي وارداتي در اختيار دولت قرار گرفت.

مشكلات داخلي در توليد، عليرغم خواست دولت، موجب افزايش واردات كالاهاي مصرفي و واسطه‌اي شد و با توجّه به كاهش درآمدهاي ارزي، دولت مجبور شد براي واردات به سهميه بندي كالاهاي اساسي و ايجاد سهميه‌بندي ارزي دست بزند و در زمينة فعّاليت هاي اقتصادي دخالت بيشتري بنمايد. در جدول A شماره (35) همانطور كه نشان داده شده است. عليرغم تحريم اقتصاد ايران، واردات تا سال 60 (پايان تحريم) در حال افزايش بوده است.

در سال 62 با توجّه به پيش‌بيني تحريم مجدّد و برنامه‌هاي اقتصادي استكبار جهاني براي مبارزه با انقلاب، دولت سياست ذخيره سازي نيازهاي اساسي كشور از طريق واردات را در پيش گرفت و واردات، خارج از ضابطة نياز يا عدم نياز به شدّت افزايش يافت و انبارها از انواع كالاها انباشته شد و اين در حالي بود كه درآمد نفتي كشور نيز در اين سال به شدّت افزايش يافته بود. لكن از سال 63 با كاهش شديد قيمت نفت كه بر اساس يك برنامة هماهنگ جهاني صورت پذيرفت درآمد نفت كشور و بدنبال آن واردات به شدّت كاهش يافت، بصورتي كه در سال پاياني جنگ واردات كل كشور تنها 8 ميليارد دلار بوده است.

در جدول A شماره هاي 36 و 37 و 38 مقادير واردات انواع كالاها را نشان مي دهد.همانطور كه مشخّص است طي دوره همواره بيشترين مقدار واردات كالايي مربوط به كالاهاي واسطه‌اي بوده است كه بيشترين رقم آن طي دوره متعلّق به سال 62  يعني سالي كه سياست ذخيره سازي كالاهاي ضروري در كشور اعمال شده است، مي باشد. اين رقم در حدود 11 ميليارد دلار است.

اين ارقام نشانگر اين است كه صنايع كشور صنايع وابسته به خارج و اكثراً مونتاژي بوده است بيشترين سهم وارداتي طي سالهاي فوق در كالاهاي واسطه‌اي (9/60%) در سال 60 و كالاي مصرفي (7/26%) در  سال 59 و كالاي سرمايه‌اي يا (7/36%) در سال 63 بوده است.

طبق اصل 44 قانون اساسي در نظام جمهوري اسلامي تجارت خارجي دولتي شده بود و دولت نيز از سال 1360 با ايجاد مراكز تهيه و توزيع كالاهاي عمده و اساسي،‌ وارد عمل شد. نتيجة اقدامات دولت، كاهش 5/31 در صدي  ثبت سفارش بخش خصوصي در اين سال است. لكن فروش ارز در همين سال به بخش خصوصي عليرغم 17% كاهش به 7/9 ميليارد دلار رسيده است.

در سال 1359 با توجّه به روي آوري دولت به سمت معاملات پاياپاي با كشورهاي  سوسياليستي، تجارت با اين كشورها با 145% رشد از 589 ميليون دلار در سال قبل به 1443 ميليون دلار در اين سال و در سال 1363 به 3 ميليارد دلار رسيد.

ج- تورّم در دوران جنگ

قبل از انقلاب و قبل از افزايش شديد قيمت نفت تورّم چنداني در ايران وجود نداشت، بصورتي كه طي 12 سال از 1338 تا 1350 شاخص قيمت از 100 به 5/133 رسيد و بيشترين نرخ تورم 9/7 و مربوط به سال 1339 بود و در ساير سال ها در حدود 5/1 درصد بوده است.[60]

پس از افزايش قيمت نفت در سال 53 بدليل حجم عظيم واردات كالايي[61] و مشكلات ساختاري كه موجب عدم امكان پاسخگويي به تقاضاي ايجاد شده در داخل را فراهم نمود، تورّم شديدي بر اقتصاد كشور حاكم گرديد. بطوري كه شاخص قيمتها از 1353 تا 1357 از 100 به 176 رسيد.[62]

با شروع جنگ تحميلي و تحريم اقتصادي و با توجّه وضعيّت رشدقيمت ها در داخل قبل از انقلاب و با توجّه به اينكه طي دو سال تحريم اقتصادي كشور، خريدهاي ايران بطور غيرمستقيم و از طريق بازارهاي واسطه انجام مي‌شد، قيمت كالاهاي وارداتي به شدّت افزايش يافت. وزن وارداتي كالاها اگر چه در سال 1359 از 1358 كمتر است لكن هزينة واردات بيشتر مي‌باشد.[63]

در دو سال اوّل جنگ كه هم زمان تحريم نيز به ايران تحميل شده بود، تورم تشديد گرديد و به رقم بي‌سابقه تا آن زمان يعني 6/23  و 23 درصد در سال اوّل و دوّم رسيد و شاخص كل نيز كه در سال 58 نسبت به سال پاية 53 در حدود 196 بود در سال اوّل به 242 و در سال دوّم به 297 رسيد.[64]

با رفع تحريم اقتصادي ايران تورّم تا حدودي كاهش يافت، بطوري كه در سال 1364 به 9/6% رسيد.[65] و اين در حالي بود كه جنگ وارد مراحل حياتي خود شده بود و طيّ دو سال تحريم رزمندگان قهرمان ايران توانسته بودند دشمن را از سرزمين خود بيرون رانده و عمليات هاي سرنوشت‌سازي چون بيت‌المقدس و فتح‌المبين را به پايان برسانند.

در دورة سوم و با توطئه عظيم و سازماندهي شدة كاهش قيمت نفت كه درآمد ارزي كشور به شدّت كاهش يافت (9/5 ميليارد دلار در سال 64) پافشاري ايران براي احقاق حقوق خود و درخواست اعلام متجاوز و تنبيه او از سازمان ملل، صدام و حاميان او را دچار مخمصه اي بي نظير نمود و همين امر موجب شد كه آمريكا به كمك صدام شتافته و مستقيماً وارد جنگ با ايران شود و اين در حالي بود كه تمام امكانات كشورهاي اروپايي و آمريكا و نيز تمام امكانات تبليغاتي استكبار جهاني در خدمت صدام قرار گرفته و در جهت فشار به رزمندگان و امام قرارگرفته بود و ستون پنجم دشمن در داخل كشور مانند منافقين و نهضت آزادي و سلطنت طلبان و… بسيج شده بودند تا از ادامة جنگ و پيروزي ايران جلوگيري نمايند و جنگ را به شهرها نيز گسترش داده و جهت بستن راه صدور نفت ايران به هر اقدامي دست مي زدند. (مانند فروختن موشكهاي اگزوست و كرايه هواپيماهاي ميراژ فرانسه به عراق) و با حمله به كشتي‌هاي ايراني در صدد بودند كه به نوع جديدي از فشار اقتصادي به ايران دست يابند و در اين رابطه ساليانه ميلياردها دلار كالاي خريداري شدة ايران را در خليج فارس قبل از رسيدن به بنادر ايران غرق مي نمودند.[66] در سال پاياني جنگ نيز با حملة آمريكا به سكوهاي نفتي ايران و زدن هواپيماي مسافربري و كشتار حجاج ايراني در مكّه در ايام حج اين سياست را جهت خروج از مخمصه‌اي كه در آن گرفتار شده بودند، دنبال نمودند.

با توجّه به شرايط وخيم اقتصادي و كاهش درآمد نفت و مسائل فوق، نرخ تورّم درسه سال پاياني جنگ تشديد گرديد و در سال پاياني به 9/28% رسيد[67] و شاخص قيمت‌ها كه در سال 1364 (آغاز اين دوره) در حدود 480 نسبت به سال پايه بود در سال 1367 به دو برابر (يعني 953) افزايش يافت[68]

د- حجم نقدينگي

حجم نقدينگي كشور كه در سال 1346 در حدود 6/14 ميليارد تومان و در سال 1350 به 6/29 ميليارد تومان افزايش يافته بوده با افزايش تدريجي قيمت نفت از اوايل دهة 50 تا پيروزي انقلاب يعني طي 6 سال به 257  ميليارد تومان، در حدود 5/8 برابر افزايش يافت.[69] اين وضعيّت با انقلاب و شروع جنگ و تحريم اقتصادي گسترش يافت، بصورتي كه نقدينگي كشور كه در سال 58 در حدود 355 ميليارد تومان بود در سال بعد (سال شروع جنگ) به 433 و سال بعد به 511 ميليارد تومان رسيد و اين روند اگرچه ادامه داشت لكن با نرخ كمتري در دورة دوّم ادامه يافت و در دورة سوّم با نرخ شديدي شروع به افزايش نمود. بصورتي‌كه در پايان دورة دوّم 1363 به 796 و در پايان جنگ به 1568 ميليارد بالغ گرديد.

سرعت گردش نقدينگي در دوره اوّل به دليل تحريم و شروع جنگ از 8/1 درسال 58 به 5/1 كاهش يافت كه نشانگر ركود فعّاليّت هاي اقتصادي بود در دو سال بعد با رفع تحريم اقتصادي سرعت گردش نقدينگي افزايش يافت و در سال 63 به حداكثر خود 9/1 رسيد و سپس با كاهش درآمد نفت، شروع به كاهش نمود و در سال پاياني جنگ به 4/1 كاهش يافت كه نشانگر ركود شديد در فعّاليت‌هاي اقتصادي و معاملات بوده است.[70]

ه-كسر بودجة دولت

كسر بودجة دولت كه قبل از انقلاب از سال 1342 تا 1350 از 6 ميليارد ريال به 55 ميليارد ريال رسيده بود، در سال 51 به 109 و در سال 53 به 278 ميليارد بالغ شد و در سال پاياني نظام گذشته به 772 ميليارد ريال بالغ گرديد. يعني طي هشت سال (50 تا 57) در حدود 14 برابر گرديد.

اين روند كه در سال 1358 معكوس شده بود و به 404 كاهش يافته بود، با شروع جنگ و تحريم اقتصادي در سال 1359 مجدداً رو به افزيش گذاشت و در طي دورة دوّم جنگ اگرچه داراي افت وخيز بود، لكن از سال 1365 (دورة سوّم) به شدّت رو به افزايش گذاشت، به صورتي‌كه در سال پاياني جنگ به 2125 ميليارد ريال (5 برابر ابتداي جنگ) رسيد. كه اين معادل 50%‌ هزينه و اعتبارات دولتي بوده است.[71]

ارزش واقعي كل درآمدهاي دولت در سال 67 عليرغم رشد ظاهري اش با توجّه به شاخص رشد قيمت ها (شمارة 61در جدول A) در حدود يك سوّم كل درآمدهاي سال ابتداي جنگ مي باشد. زيرا شاخص قيمت ها در حدود 4 برابر رشد كرده است. و در آمد سال آخر كه معادل 2500 ميليارد ريال مي باشد ارزش واقعي‌اش در حدود يك چهارم ( معادل 610 ميليارد ريال ) مي‌باشد. يعني در حالي كه درآمد سال اوّل جنگ معادل 1413 ميليارد ريال مي ‌باشد.

هزينه‌هاي انجام شده نيز به همين نسبت كم شده است. هزينه‌هاي عمراني كه در سال 59 معادل 568 ميليارد ريال بوده است در اين سال ارزش واقعي اش معادل 204 ميليارد ريال بوده است و دولت هر روزه هزينه هاي عمراني اش كم اثرتر شده است.

درآمدهاي مالياتي دولت

درآمدهاي مالياتي كه درسال هاي پس از انقلاب به شدّت كاهش يافته بود.[72] از سال 1360 مجدّداٌ شروع به افزايش نمود و در سال پاياني جنگ به حدود دو برابر و نيم سال اوّل جنگ رسيد كه كمترين درصد در كل درآمدها در سال  1365 بوده است.

– بيشترين رقم ماليات دريافتي مربوط ماليات به شركتها بوده است.

و بيشترين رقم آن نيز مربوط به سال 67 بوده است و اين مورد كلاً در حال افزايش بوده است به صورتي كه با يك افت و خيز در ابتداي دوره، از سال 1362 تا پايان جنگ مدام افزايش يافته است و از 173 در سال 1361 به 393 در سال 1367 رسيده است. ( A  66)

جالب توجه اين است كه اكثر ماليات بر شركتها از شركتهاي دولتي اخذ شده است.

دومين مورد، ماليات بر واردات است كه تا سال 1363 در حال افزايش بوده است، لكن از اين سال با توجّه به مشكلات ارزي و كاهش درآمد نفت به شدّت كاهش يافته است. از سال 1363 كه معادل 345 ميليارد ريال بوده است به 145 ميليارد ريال درسال 67 رسيده است. (A 68)

ماليات بر درآمد، در كل در حال افزايش بوده است و از 72 ميليارد ريال در ابتداي دوره به 172 ميليارد ريال در سال پاياني رسيده است (A 67) لكن با توجّه به ماليات بر درآمد، حقوق بگيران تا سال 1365 اكثر مقدار آن را تأمين مي نموده اند و مشاغل ماليات كمتري پرداخت مي نموده‌اند و اين در حالي بوده است كه مشاغل تعداد كمتري جمعيّت و چندين برابر درآمد داشته‌اند.[73] كه نشانگر بافت غير منطقي مالياتي پس از انقلاب همانند دوران قبل از انقلاب است. اين روند در دو سال آخر جنگ بنفع حقوق بگيران تغيير نموده است. A (67) و (69)

نگاهي به هزينه‌هاي دولتي : اكثر هزينه ها و اعتبارات دولتي در  زمينة اعتبارات جاري هزينه شده است و اين روند تا پايان جنگ تشديد شده است، به صورتي كه نسبت هزينه‌هاي جاري به عمراني كه در ابتداي دوره معادل سه برابر بوده است در پايان دوره به حدود 4 برابر رسيده است. A (54) و (55)

در زمينة امور چهارگانة عمومي،‌ اجتماعي،‌اقتصادي و دفاعي همواره امور اجتماعي بيشترين رقم اعتبارات را به خود اختصاص داده است و اين در حالي است كه كلاً اين امور روندي رو به تزايد از اعتبارات را به خود اختصاص داده است. A (72)

در زمينة امور اقتصادي اگرچه در ابتداي دوره اعتبارات آن در حال افزايش بوده است، لكن از سال 1364  به بعد كلاً كاهش مي‌يابد و نسبت به امور اجتماعي و عمومي در ابتداي دوره به شدّت كاهش مي‌يابد. در ابتداي دوره، امور اجتماعي از 14/1 برابر ؟؟؟؟؟؟ به 8/2 برابر در سال 1367 مي رسد و از سه برابر امور عمومي در سال 58 به كمتر از دو برابر؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مي ‌رسد. A (73) (70) (72)

بدهي دولت به سيستم بانكي كه در سال 1358 معادل 2069 ميليارد ريال بود، در سال پاياني جنگ به 13251 ميليارد و شاخص بدهي دولت از 200 در ابتداي دوره به 1275 درصد (5/6 برابر) مي رسد A (63 و 64).

بيشترين درصد درآمد مالياتي نسبت به كل درآمدهاي دولت متعلّق به سال 1365 با 60% مي‌باشد و اگرچه در سال هاي بعد كاهش يافته است، لكن درصدد آن از سال هاي ابتدايي بيشتر است.

و- مصرف در دوران جنگ

مصرف به دو دستة خصوصي و دولتي معمولاً تقسيم مي گردد:

الف : مصرف خصوصي

با شروع جنگ تحميلي از مصرف خصوصي كاسته مي‌شود، لكن پس از رفع تحريم اقتصادي مجدّداً بر مقدار آن افزوده مي گردد و در سال 64 به حدّاكثر خود مي‌رسد و سپس كاهش مي يابد. لكن با توجّه به رشد جمعيّت كشور كه در ابتداي جنگ 38 ميليون و طي مدّت جنگ 14 ميليون افزايش يافته است، مصرف سرانه كاهش نشان مي دهد.[74]

با آغاز جنگ مصرف سرانه از 147 هزار ريال به 134 كاهش مي‌يابد و با رفع تحريم در يك روند افزايشي مجدّد به 155 هزار ريال تا پايان دورة دوّم مي‌رسد و تا آخر جنگ روند كاهشي را طي مي‌نمايد و به 117 هزار ريال مي رسد. A (5)

مصرف دولتي

مصرف دولتي در يك روند كاهشي طي دوران جنگ از 1772 ميليارد ريال در سال 58 به 1369 ميليارد ريال در سال پاياني مي رسد و دائماً داراي نرخ  رشد منفي بجز دو سال 64 و 62. بوده است. A (6) و (7).

ز- تشكيل سرمايه ثابت

سرماية ثابت از متغيرهاي كلان اقتصادي است كه داراي آثار فراواني در افزايش يا كاهش ظرفيّت‌هاي توليدي كشور و ميزان آن شاخص قدرت اقتصادي و ارزش پولي ملّي است. منظور از تشكيل سرماية ثابت، مجموع ارزش ماشين‌آلات و ساختمان و تأسيسات بجاي مانده از هزينه‌هاي سرمايه گذاري در طول يك سال است.

در سال 1365 تشكيل سرمايه ثابت ناخالص بالغ بر 1784 ميليارد ريال بود كه برابر با 5/34 درصد توليد ناخالص بود. سال هاي بعد تا 1361 كاهش يافت، لكن در اين سال افزايش چشمگيري يافت و در سال 1363 به حداكثر خود رسيد و در سال هاي بعد تا پايان جنگ از اين رقم كمتر بود. (به قيمت جاري) لكن به قيمت ثابت سال پاية 1361از سال پيروزي انقلاب تا سال 1361 روندي نزولي داشت و از سال 1362 مجدّداً با رفع تحريم افزايش يافت. لكن از سال 1364 مجدّداً روندي نزولي پيدا نمود و در سال پاياني جنگ به حداقل خود رسيد. در سال 1363 حداكثر و معادل 2562 ميليارد ريال و در سال 67 حداقل و معادل 1143 ميليارد ريال بود.

تشكيل سرماية ثابت ناخالص[75]

58 59 60 61 62 63 64 65 66 67
قيمت ثابت 1815 1848 1724 1841 2551 2562 2153 1445 1360 1143
قيمت جاري 1176 1442 1572 1841 2869 3095 2759 2494 2662 2956

با توجّه به كاهش شديد تشكيل سرماية ثابت به قيمت ثابت سال 1361 اين متغيّر ميزان 40 درصد كاهش را نشان ميدهد. از نظر نسبت تشكيل سرمايه به توليد ناخالص داخلي در سال 1367 نسبت به 6/13 درصد تقليل يافت در حاليكه اين نسبت در سال 1356 در حدّ 5/34 درصد بود.[76]

طي همين مدّت پرداخت هاي دولت 69 درصد افزايش يافته است و باز اين در حالي است كه پرداخت هاي عمراني با 12 درصد كاهش روبرو بوده است و اين نشانگر جاري بودن اكثر     پرداخت هاي دولتي است كه صرفاً در تقاضا مؤثر بوده است و نه در گسترش ظرفيّت هاي توليدي كشور و زير ساخت ها و در حالي كه تأثيرات آن از جهت عرضة كل نيز كم شده بوده است. به جدول A شماره (8) مراجعه شود.

اين جريان نشانگر مستهلك شدن ماشين ‌آلات و ساختمان ها در پايان جنگ و لزوم سرمايه‌گذاري جبراني در آنها بوده است.

ز- جمعيّت و اشتغال

جمعيّت كشور كه در ابتداي جنگ معادل 38 ميليون نفر بوده در سال 1367 به 6/52 ميليون نفر رسيد و 14 ميليون نفر معادل كل جمعيّت عراق افزايش يافت.

نرخ رشد جمعيّت طي دوران جنگ روندي نزولي داشته به صورتي كه در سال اوّل 3/5 و در سال آخر 3/3 در صد بوده است.

– نرخ رشد جمعيّت شهري بسيار فراتر از نرخ رشد روستايي بوده است به صورتي كه نرخ رشد هر دو كه در ابتداي دوره تقريباً معادل يكديگر بوده است در پايان دوره نرخ رشد جمعيّت شهري به سه و نيم برابر نرخ رشد جمعيّت روستايي رسيده است كه نشانگر رشد بسيار گستردة مهاجرت به شهرها بوده است.

– سهم جمعيّت شاغل نسبت به كل جمعيّت كه در ابتداي دوره (7/24) بوده است در پايان دره به (7/21) كاهش مي‌يابد.

– جمعيت بيكار نيز از (4/11) به (4/14) افزايش يافته است. A (22)

– جمعيت شاغل در بخش صنعت نيز از 000/842/2 نفر به 000/680/2 نفر كاهش يافته و بطور متوسط سالي 9/0 رشد منفي داشته است. A (23و 25)

– بر خلاف بخش صنعت در بخش كشاورزي با رشد مثبت و مداومي روبرو بوده است و رقم مطلق آن نيز از 000/050/3 نفر به 000/253/3 نفر افزايش يافته است. A (24 و 26)

– حجم بيكاري آشكار و پنهان جامعه در سال 1367 حدوداً معادل 43 درصد از كل نيروي كار (يعني 8/5 ميليون نفر) تخمين زده شده است.[77] در حاليكه كل فعّالين اين سال 13 ميليون نفر بوده است.

–  بار تكفّل واقعي در اين سال در حدود 7/6 تخمين زده شده است در حالي كه اين رقم براي كشورهاي صنعتي معادل 2/2 است. يعني هر فرد شاغل در اين سال بايد زندگي 7/6 نفر را تأمين مي‌نموده است. با توجه به توزيع نابرابر درآمد در كشور اين موضوع نشانگر فقر شديد در ميان بسياري از اقشار جامعه بوده است.

– در بخش خدمات كه در ابتداي دوره (1359) در حدود 3.600.000 نفر شاغل بوده اند در پايان دوره (1367) به 5.400.000 نفر رسيده است و همواره نرخ مثبت و بالايي داشته است. بيشترين نرخ رشد مربوط به سال 1360 و كمترين نرخ رشد مربوط به سال پاياني جنگ بوده است و در سالهاي پاياني از نرخ رشد آن كاسته شده است. A (27 و (28)

– تغيير در شاخص كل دستمزد كارگر ساختماني و نيز شاخص دستمزد و حقوق و مزاياي سرانة كاركنان كارگاههاي بزرگ صنعتي طي سال 1356 تا 1367 به ترتيب 4/210 و 5/178 درصد بالا رفته است[78] و اين در حالي كه شاخص قيمت‌ها در طي همين مدّت بطور متوسط 9/17 درصد رشد نموده است و طي همين مدّت شاخص 6 برابر شده است از 1/45 به 7/275 (با سال پاية 1361 مساوي 100 )[79] شاخص توليد كارگران و دستمزد آنان و اشتغالشان با پايه 100= 1353 درزير آمده است:[80]

شاخص توليد كارگران و دستمزد آنان و اشتغالشان   (100= 1353)

1358 1367
شاخص توليد كارگران 5/138 149
شاخص دستمزد كارگران 565 1567
شاخص اشتغال كارگران 7/127 155

ح- توزيع درآمد

درطي دورة‌1362- 1358 راهبرد انتخاب شده در فرايند توسعة كشور توزيع عادلانه‌تر درآمد بوده است و الگوي توزيع درآمد نسبتاً متعادل‌تر گرديده است،  لكن در دورة 1367-1363 با توجّه به مشكلات جنگ تحميلي، مانند تورّم،‌ كاهش درآمدهاي ارزي و ركود توليد و … دولت به سياست هاي موضعي و اقدامات موردي براي حل مسائل روزمرّه مجبور گرديد و با توجه به تزريق مداوم نقدينگي به جامعه بدون پشتوانة توليدي عدّه اي از فعّالان اقتصادي كه به حجم قابل توجّهي از نقدينگي دسترسي داشتند با هدف جستجوي سود بيشتر به بخش بازرگاني گرايش پيدا نمودند و لذا حجم نقدينگي كسب شده توسط آنها به شدّت افزايش يافت و لذا به همين دليل توزيع درآمد مجدّداً نامتعادل گرديد.

عليرغم مشكلات فوق ضريب جيني و نسبت دهكها براي دو سال 56 و 67 بصورت زير بوده است:[81]

ضريب جيني سهم 40 درصد خانوارهاي كم درآمد نسبت سهم دهك اوّل به آخر[82] سهم دهك ثروتمندترين
56 53/0 3/11 04/32 97/41
67 438/0 2/14 19/22 18/32

كه نشانگر اينست كه كلاً در توزيع درآمدها تعديل صورت پذيرفته است.


ح- سهم بخش صنعت از انرژي مصرف شده در كشور:[83]

مصرف انرژي به ازاي هر يك ميليارد ريال ارزش افزوده درسال هاي فوق بصورت زير بوده است:

سال 1356 معادل     171 هزار بشكه نفت خام.

سال 1360 معادل        168 هزار بشكه نفت خام

سال 1365 معادل        219 هزار بشكه نفت خام

سال 1367 معادل           258 هزار بشكه نفت خام بوده است.[84]

اين ارقام نشانگر اينست كه رشد ارزش افزوده بخش صنعت هيچگاه به پاي رشد مصرف انرژي نرسيده است (بجز سال 62) در حالي كه طي سالهاي 1363 تا 1367 مصرف انرژي بخش صنعت ثابت مانده بود ارزش افزوده نيز با نرخ 3/10% در حال كاهش بوده است. يعني عليرغم ورود تكنولوژي‌هاي پيشرفته به بخش صنعت نرخ مصرف انرژي دائم افزايش يافته است و اين روند از سال 1346 كه محاسبه شده ادامه داشته است بصورتي كه در سال 1346 براي يك ميليارد ريال ارزش افزوده تنها 147 هزار بشكه معادل نفت خام نياز بوده است و در سال 1367 به 258 هزار بشكه رسيده است.

– نوع مصرف انرژي در ايران بيشتر مواد سوختي مايع است (72%) كه از بالاترين مقادير است  كه در سال 1985 در اروپا 30 درصد بوده است و برق در ايران 4/8%  بوده كه جزء كمترين در صد ‌هاست، در حالي كه اروپا 8/19% در 1985 بوده است.

سهم بخش صنعت از انرژي مصرف شده در كشور(معادل يك ميليون بشكه نفت خام)

1356 1360 1365 1367
1- كل مصارف فرآورده‌هاي نفتي

– سهم مصرف بخش صنعت

– درصد از كل

4/165

4/35

21

7/172

5/40

23

8/245

8/53

22

5/267

1/54

20

2- گاز طبيعي

– سهم مصرف بخش صنعت

– درصد از كل

17

6

36

9/15

8/5

36

7/28

4/14

50

34

5/15

46

3- برق

–  سهم مصرف بخش صنعت

– درصد از كل

8/9

4/5

55

4/12

2/5

42

21

7/6

32

23

2/6

27

4- كل تقاضاي نهائي انرژي كشور

–  كل مصارف صنعت

– درصد از كل

204

4/55

27

211

58

28

305

81

27

334

82

25

نكته: درصد ارزش مواد اولية خارجي به كل ارزش مواد اولية مصرف شده در كارگاه  هاي بزرگ صنعتي كشور اگرچه تا سال 1360 سيري صعودي داشته است لكن از اين سال روندي كاهشي به خود گرفته است. بصورتي كه درصد آن در سال 58 معادل 8/45% و در سال 1360 معادل 56% و در سال 1365 معادل 37% بوده است.[85]

نكته: در سال 1360 درصد استفاده از ظرفيّت توليدي صنايع بزرگ به صورت زير بوده است.[86]

درصد استفاده از ظرفيّت توليدي صنايع بزرگ  1360

صنايع مواد غذايي … 7/58 صنايع محصولات كاني 6/60
صنايع نساجي و … 48 صنايع توليدات فلزات اساسي 5/71
صنايع چوب و … 6/50 صنايع ماشين‌آلات 50
صنايع كاغذ و … 4/57 صنايع متفرقه 8/41
صنايع شيميائي 8/50

ط- شاخص قدرت خريد صادراتي ايران

اگر سال 1352 معادل 100 در نظر گرفته شود بصورت زير است.

شاخص قدرت خريد صادراتي ايران ( 100=1352 )

شاخص قدرت خريد صادراتي ايران شاخص قدرت خريد صادراتي كشورهاي صنعتي
1357 59 126
1358 37 122
1359 35 122
1360 56 123
1361 60 127
1362 53 138
1363 49 147
1364 34 161

شاخص قدرت خريد صادراتي ايران طي اين دوره بجز چند سال در حال كاهش بوده است كه آنهم بدليل افزايش قيمت نفت بوده است و از سال 1364 كه قيمت نفت شديداً كاهش يافت، مجدّداً شديداً قدرت خريد داخلي كاهش پيدا نمود. رابطه عكس اين كاهش قدرت خريد ايران و افزايش شاخص قدرت خريد صادراتي كشورهاي صنعتي (و بالعكس) نكتة جالبي مي‌باشد.[87] درپايان نرخ رشد بخش هاي مختلف طي دو دورة 1363- 1358  و 1367 و 1364 آورده مي شود:

1363- 1358 1367- 1364
كشاورزي 9/4 4/1
نفت 5/8- 2/2
صنعت و معدن 8/7 5/1
آب و برق و گاز 1/7 8/4
ساختمان 3/3 5/17-
خدمات 7/3 1/18-
توليد ناخالص داخلي 9/1 3/7-
هزينه‌هاي مصرفي خصوصي 5 4/5-
هزينه‌هاي مصرفي دولتي 6/3- 7/9-
تشكيل سرمايه ثابت ناخالص 1/7 19-
تشكيل سرمايه ثابت ناخالص بخش خصوصي 6/10 7/18-
تشكيل سرمايه ثابت ناخالص بخش دولتي 3/3 5/19-

ارقام رشد منفي و يا نرخ كمتر در دوران دوّم، آثار فشارهاي استكبار جهاني براي كوتاه آمدن ايران در جنگ بوده است.

ي- خسارات جنگ تحميلي[88]

خسارت دلاري جنگ تحميلي در كل 932 ميليارد دلار بوده است  كه در صورتي كه جمعيّت متوسط كشور در دوران جنگ تحميلي را 45 ميليون نفر در نظر بگيريم به هر ايراني بطور متوسط 20.000 دلار و اگر ابعاد خانوار ايراني را پنج نفر در نظر بگيريم به هر خانوادة ايراني 000/100 دلار خسارت وارد شده است.[89]

1)- درزمينه كشاورزي: كل خسارت وارد شده به اين بخش 15957 ميليارد ريال مي باشد كه 11 درصد آن مستقيم و 89 درصد غيرمستقيم مي‌باشد.

2)- در زمينة صنعت و معدن: كل خسارت 5769 ميليارد ريال بوده است كه 56% مستقيم و مابقي غيرمستقيم مي‌باشد.

3)- نفت : كل خسارات وارده 970 هزار ميليارد ريال بوده است كه خسارت مستقيم معادل 7382 ميليارد ريال مي‌باشد.

4)- خدمات: كل خسارات وارده 22827 ميليارد ريال بوده است كه 1225 ميليارد ريال آن غير مستقيم مي‌باشد.

– در كل خسارات مستقيم مجموعاً 423/811/30 ميليارد ريال مي باشد.

خسارات وترد شده از جهت سال:

بيشترين درصد خسارت وارد شده مربوط به سال 1365 و معادل 25/27% مي‌باشد و كمترين مربوط به سال 1359 سال آغاز جنگ و معادل 72/2 % است.

خسارت از جهت نوع

در كل دوران جنگ بيشترين خسارات به كالاها و مواد وارد شده است و بعد از آن به ساختمان ها و تأسيسات. (ص 28) از مجموع خسارات وارد شده در سال 1365 كه معادل 502/204/6 ميليارد ريال است. 640/241/5 ميليارد ريال به ساختمان ها و زير ساخت ها خسارت وارد شده است.

خسارت از جهت استاني

بيشترين خسارت مستقيم جنگ به استان خوزستان با 3/34 درصد بوده است. (ص 36) و لرستان با 4/3 و تهران و ايلام با 35/2 و 36/2 در رديفهاي بعد قرار دارند. ( ص 36)

خسارت از جهت بخش ها

بيشترين خسارت مستقيم به بخش خدمات وارد شده است و غير مستقيم به بخش كشاورزي     ( ص45)

ك- بخش كشاورزي

در نگاهي به سرمايه گذاري در بخش كشاورزي در خواهيم يافت كه در سال هاي مورد بررسي بيشترين سرمايه گذاري كشاورزي نه در ماشين‌آلات و ابزار توليد بلكه در بخش ساختمان بوده است، تنها در سال 1364 اين روند عكس شده است و كلاً اين روند ادامة روند قبل از انقلاب بوده است:

58 59 60 61 62 63 64 65 66 67
سرمايه‌گذاري درساختمان[90] (ميليارد ريال) 9/23 7/25 2/24 3/22 7/31 4/18 6/16 1/18 5/20 1/18
سرمايه گذاري در ماشين آلات[91] (ميليارد ريال 1/9 6/9 3/14 8/10 6/14 16 26 3/12 7 6
توليد گندم[92] (ميليارد ريال) 5/9 7/5 6/6 6/6 9/5 2/6 6/6 5/7 6/7 2/7
واردات گندم[93] (ميليارد ريال) 4/0 8/0 6/1 7/1 6/2 6/2 1/2 8/1 7/3 4/3
سوبسيد گندم (جاري)[94] (ميليارد ريال) 15 7/3 24 37 3/24 27 51 68 40 38
درصد سوبسيد گندم به كل سوبسيد[95] 19 10 30 34 23 23 44 54 38 48

سرمايه گذاري در ساختمان بيشتر براي رفع مشكل كم آبي كشور مي‌باشد. تأثيرات درآمد نفت در سرمايه گذاري در بخش كشاورزي به خوبي روشن است. بصورتي كه پس از سال 1363 هر دو نوع سرمايه گذاري كاهش يافته است و در سال 1367 سرمايه‌گذاري در ماشين‌آلات در پائين ترين حد خود بعد از دهة 1350 قرار گرفته است.

سرمايه گذاري در كشاورزي همواره نسبت به كل سرمايه‌گذاري كشور رقم ناچيزي را تشكيل مي داده است. بيشترين رقم سرمايه‌گذاري در سال 1354 بوده است كه از 70 ميليارد ريال تجاوز ننموده است در حالي كه در همان سال سرمايه‌گذاري كل معادل 1200 ميليارد ريال بوده است.[96]

توليد گندم به عنوان مهمترين محصول كشاروزي ايران طي دوران جنگ افزايش قابل ملاحظه اي داشته است لكن طي همين مدّت واردات گندم نيز با سرعت در حال افزايش بوده است.

مجموع مصرف كشور كه در سال 1357 معادل 2/6 ميليون تن بوده در سال 1367 به 6/10 ميليون تن افزايش يافته است.[97]

منابع و مآخذ:

1-   تاريخ روابط خارجي ايران، عبدالرضا هوشنگ مهدوي – چاپ دوّم

2-   مجلة سياست خارجي، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي سال اوّل شمارة 4

3-   جنگ خليج‌فارس و آينده خاورميانه،‌محمود طلوعي،‌انتشارات تهران.

4-   تحليلي بر جنگ تحميلي رژيم عراق عليه جمهوري اسلامي ايران،‌ انتشارات دفتر حقوقي وزارت خارجه، بهمن 1361.

5-   سوداگري مرگ،‌تيمرمن

6-       Schofield, R.N. The evolution of the shatt Al- Arab Boundry Dispute London Menas press 1986, P, 64.

7-   كيهان: 14/7/59.

8-   جنگ حقيقي ريچارد نيكسون، ترجمة جعفر ثقه الاسلامي، مؤسّسة انتشارات نوين چاپ اوّل. 1362.

9-   روزنامة اطّلاعات 24/11/1357 و 16/10/70

10-   Nonneman, G, Iraq, the Gulf states and the war London, Ithaca 1986,p.14.

11-   Marr, P. the Modern History of Iraq Colorado West view 1985, P 292.

12- كودتاي نوژه، مؤسّسة مطالعات و پژوهشهاي سياسي

13- كيهان، 5/7/1359 سر مقاله

14- اسناد نهضت آزادي، ج 11

15- كيهان 29/7/1359.

16- اطّلاعات، 17/5/1369، اعترافات فرهاد بهبهاني رهبر جمعيت دفاع از آزادي.

17- بازشناسي جنبه هايي از دفاع و تجاوز، جلد اوّل، مقالات ارائه شده به كنفرانس بين المللي تجاوز و دفاع.

18- انقلاب ايران در دو حركت. مهندس مهدي بازرگان.

19- گزارش اقتصادي و ترازنامه، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران (69-58).

20- سالنامة آماري كشور، مركز آمار ايران سالهاي مختلف.

21- بررسي تحوّلات اقتصادي كشور بعد از انقلاب، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران.

22- اقتصاد بين الملل و بازرگاني خارجي ايران، سيّدمحمّدحسين عادلي.

23- مجموعة آمار نفت و گاز. 1980-1960.

24- منشور روحانيّت، دفتر نشر و تنظيم آثار امام.

25- آمارهاي اقتصادي (74 – 1338 ) معاونت امور اقتصادي ،وزارت امور اقتصادي. 1376

26- جنگ در سال 65، كارنامه يكسالة سپاه، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، ستاد مركزي.

27- بررسي نارسائيها و وابستگيهاي كارگاههاي بزرگ صنعتي كشور در سال 58، منتج از آمارگيري كارگاههاي بزرگ صنعتي 1359، مركز آمار ايران.

28- بانك مركزي و تجربيّات پولي ايران، هوشنگ شجري، نشر سپهر 1351.

29- نرخ ارز و اصلاحات اقتصادي،‌دكتر سيّدمحمّدحسين عادل، مؤسّسة تحقيقات بانكي و پولي.

30- اطّلاعات اقتصادي سياسي – شماره 86-85 مقالة برنامة دوّم توسعة اقتصادي … دكتر علي رشيدي.

31- اقتصاد ايران، دكتر ابراهيم رزاقي، نشر ني.

32- مدارهاي توسعه نيافتگي در اقتصاد ايران دكتر حسين عظيمي،‌نشر ني.

33- علل افزايش نقدينگي،‌ بيژن لطيف … «گزارش سوّمين سمينار سياستهاي پولي و ارزي» مؤسّسه تحقيقات پولي و بانكي.

34- ارزيابي سياست ارزي در ايران، دكتر علي فرهندي، معاونت پژوهشي و برنامه‌ريزي دانشگاه تهران.

35- گزارش سوّمين سمينار سياستهاي پولي و ارزي، مؤسّسة تحقيقات پولي و بانكي، ‌مقالة علل افزايش نقدينگي.

36- ترازنامة انرژي كشور، وزارت نيرو 1368 .

37- Final Report on the Assessment of the Economic Damages of the war Imposed by Iraq on the Islamic Republie of Iran. (1980-1988)

سازمان برنامه و بودجه، صفحات مختلف.

38- حسابهاي ملّي ايران سالهاي مختلف.

39- سياست قيمت‌گذاري،‌محمود حاج وردي،‌اطّلاعات سياسي اقتصادي، ‌شماره 596.

40- گذار از بحران 67، تحليل سياسي هشتمين سال جنگ،‌ دفتر سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه.

41- سوبسيد گندم در ايران و اثرات اقتصادي حذف آن، وزارت امور اقتصادي و دارائي، ‌معاونت امور اقتصادي.


1- بطور مثال ناخدا افضلي فرمانده نيروي دريايي از جاسوسان حرب توده بود كه همراه سرهنگ عطاران فرمانده نيروي زميني در غرب كشور در ماجراي كودتاي حرب توده دستگير و محكوم به اعدام شدند.

1- فرهاد بهبهاني دبير جمعيت دفاع از آزادي وابسته به نهضت آزادي در اعترافات خود به گوشه‌اي از اين خيانت‌ها اشاره نموده است (17 مرداد 69 روزنامه اطلاعات)

2- آمريكا قراربود 5 دستگاه را دار پرنده مشهور به آواكس را به شاه بفروشد كه با انقلاب اسلامي از فروش آن به ايران خودداري و آنها را به اجارة عربستان داد كه در طي مدّت جنگ با پرواز شبانه و روزانة خود اطّلاعات نظامي را در اختيار صدام قرار مي دادند.

1- تاريخ روابط خارجي ايران، عبدالرضا هوشنگ مهدوي ص 393 چاپ دوم .

1- مجلة سياست خارجي،‌دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي سال اول شمارة 4 ص 676.

2- جنگ خليج فارس و آينده خاورميانه، محمود طلوعي،‌انتشارات تهران ص 173.

1- جنگ تحميلي رژيم عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، انتشارات دفتر حقوقي وزارت خارجه.

2- در كتاب سوداگري مرگ نوشته تيمرمن فعاليتهاي تسليحاتي عراق در دهة 1970 تشريح شده است.

3- تيمسار مدني استاندار خوزستان (در دولت موقّت) نقش به سزايي در تضعيف ارتش كه با فرار و نيز اعدام سران آن انسجام قبلي خود را نيز از دست داده بود، بازي نمود. مانند كم كردن مدت سربازي و انتقال نظاميان.

3- Schofield, R. N., The fvolution of th shatt Al – Arab Boandry dispute.

1- جنگ خليج فارس و آينده خاورميانه، محمود طلوعي، انتشارات تهران ص 183.

2- هدف عراق از وارد ساختن خسارات و تلفات سنگين به ايران وادار ساختن ايران به دادن ضمانت‌هايي براي شناسايي حقوق عراق و حل و فصل اختلافات به نحو قطعي و هميشگي است. نامة وزارت امور خارجه عراق به دبير كل مورّخ 24 اكتبر 1980 به شماره 234 .

1- كيهان، 14/7/59، اطلاعية نهضت آزادي در رابطه با جنگ ايران و عراق

[14] – marr, p. The Modern History of Iraq. Colorado west view, 1985, p 292.

[15] – Nonneman , G, Iraq, the Gulf states and the war London lthaca 1986.P. 14.

1- روزنامة اطلاعات 24/11/1357.

2- جنگ حقيقي، ريچارد نيكلسون ، ترجمه جعفر ثقه‌الاسلامي،‌مؤسسه انتشارات نوين چاپ اوّل،‌1362، ص 1-140.

3- كودتاي نوژه- مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي،‌ص 152.

4-  كودتاي نوژه – ،‌مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي ص 37.

3- اسناد نهضت آزادي ، ج 11، ص 254.

1- كيهان،‌سر مقاله 5/7/1359 يعني يك هفته پس از شروع جنگ

2- انقلاب ايران در دو حركت . مهندس مهدي بازرگن ص 8-57.

3-  ايشان در همان صفحه به تفسير قرآن پرداخته و از آية  قرآن نتيجه‌گيري كرده كه بايد با متجاوزي كه تجاوز روحية اوست و در صفحة قبل آنرا جزء سرشت صدام مي‌دانست صلح نمود.

1- حمله به درون حاك كشور متجاوز جزء حقوق پذيرفقته شده بين‌المللي است و در جنگ دوّمنيز با همين توجيه متّقين وارد خاك آلمان شدند.

2- خلاصه‌اي از سخنراني حضرت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي در كنفرانس بين المللي دفاع و تجاوز / كتاب بازشناسي جنبه‌هايي از دفاع و تجاوز جلد اول ص 36.

1- به اعترافات بهبهاني مراجعه شود. دبير جمعيت دفاع از آزادي در دوران جنگ.

1- انقلاب ايران در دو حركت،‌مهندس مهدوي بازرگان ص 157 و 156.

2- قاتل شهيد دستغيب و يارانش دختركي 17 ساله بود كه هفته‌ها قبل از عمليات،‌در خانه تيمي و مرنطينه و بدون اجازه ملاقات با هيچكس! مور دتلقين كادرها بالاي منطقه‌اي سازمان قرار گرفته‌بود.

3- مهندس بازرگاني در جايي به منافقين اين لقب را دادو امام نيز انرا در نامه مشهور به آقاي محتشمي بكار بردند.

4- مجموعة افرادي كه چنين كراي را انجام دادند به اندازه انگشتان دو دست هم نمي رسد.

5- كشتن ائمة جمعه.

6- منبع (1*) ص 159.

1- منشور روحانيت، مؤسسه تنظيم و نشر اثار امام.

1- علي الظاهر كساني كه مدّعي‌اند كه عراق به دليل شعار صدور انقلاب به ايران حمله نموده است با ارائة اسناد در مورد توطئه‌‌هاي رژيم بعث از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب مجبورند بپذيرند كه طرح چنين مطلبي متضمن اين است كه اصولاً‌ انقلاب و اهداف استقلال طلبانة آن، دشمن را به وحشت انداحت و اينان از هيبت انقلاب اسلامي و گسترش آن هراسان شدند و اين افراد نيز مقصودشان اين است كه انقلاب اسلامي كلاً اشتباه بوده است و انقلاب نبايد بوجود مي‌آمد تا ابرقدرت ها با آن مخالفت نمايند.»

1- اين محاصرة اقتصادي يا به عبارت ديگر تحريم معامله با ايران كه در آن بلوك غرب (اروپا و ژاپن و آمريكا در رأس آن) به آن مبادرت ورزيدند هم زمان با توطئه هاي عظيم و  ‌شورشهاي داخلي در مناطق مختلف از جمله در كردستان و كودتاي نوژه بود و جنگ نيز در همين محاصره بر كشور تحميل گرديد. محاصرة اقتصادي و عدم خريد نفت دو سال طول كشيد.

[36] – با پيروزي انقلاب اسلامي قيمت نفت از حدود 12 دلار به حدود 40 دلار افزايش يافت كه در ادبيّات اقتصادي به آن شوك دوّم بازار نفت مي گويند.

2- كيهان 29/7/1359 يعني يكماه بعد از شروع جنگ

2- سالنامة آماري سال 57.

3- گزارش اقتصادي و ترازنامه بانك مركزي ايران ص 241و240.

4- بررسي تحولات اقتصادي كشور بعد از انقلاب بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ص 638.

5- تحريم اقتصادي دو طرفه بود هم تحريم فروش كالا به ايران (البته كالاهاي ضروري و استراتژيك) و هم تحريم متقابل خريد كالا از ايران و لذا در بازاريابي و فروش نفت خام كه مهتمرين منبع درآمد ارزي كشور بود مشكلاتي بوجود آمد و جهت واردات كالا نيز محدوديت ايجاد نمود. به كتاب اقتصاد بين‌الملل و بازرگاني خارجي ايران. سيدمحمدحسين عادلي ص 198 مراجعه شود.

6- گزارش اقتصادي و ترازنامة كشور – بانك مركزي ايران. سالهاي مربوطه (ميليارد دلار)

7- سالنامة اماري كشور سالهاي مربوطه (ميليون تن متر يك )

8- مجموعة آمار نفت و گاز 1989-1960 براي سال 1359 و 1358 و گزارش اقتصادي و ترازنامه 1360 بانك مركزي سال 1360 .

1- سالنامة آماري كشور،‌ سال 1361 ص 544.

2- جدول صفحة قبل

1- مقصود از آتش بس بي سرانجام اين است كه پس از آتش بس بايد دهها سال در انتظار ماند بدون هيچ سرانجام معلوم. همانند تپه هاي جولان،‌كه در اختيار اسرائيل قرار دارد و پس از گذشت ده ها سال هنوز سرانجامي نيافته است و آناني كه مدّعي‌اند كه ما بايد پس از فتح خرمشهر آتش بس را مي پذيرفتيم فراموش كره‌اند كه در آن تاريخ هنوز بسياري از قسمتهاي ميهن اسلامي در اشغال صدام بود. قصرشيرين و نفت ‌شهر و … و نشاني از كمترين انعطاف سازمان ملل و استكبار جهاني براي پذيرش حقوق ايران و اعلام متجاوز بودن صدام وجود نداشت.

1- درآمد خالص ملّي به قيمت عوامل

2- جدول صفحه 17 مراجعه شود.

1- عربستان آنچنان توليد خود را بالا برد كه بي‌سابقه بود و ذخاير استراتژيك نفتي كشورهاي غربي نيز به 9 ماه افزايش يافت وكشتي‌هاي 400 هزار تني عربستان در درياي عمان بعنوان نفت ذخيره  نگهداري مي شدند تا در صورت بسته شدن تنگة هرمز بتوانند نفت مورد نياز كشورهاي صنعتي  را تأمين نمايند.

2- قطعنامه اول (479) صرفاً توصيه كرده بود طرفين از بكار بردن زور خودداري كنند( 28 سپتامبر 1980) يعني در حالي كه ل قسمتهاي عظيمي از خاك ايران در اشغال بود چنين توصيه اي در قطعنامه به طرفين مي شد و اين يعني بزرگترين كمك به صدام و حزب بعث. قطعنامه‌هاي بعدي (522) 4 اكتبر 1982 . قطعنامه (582) 24 فوريه 1986 و قطعنامه (598) 20 ژوئيه 1987 و هر سه بدنبال يك آتش بس و سپس عقب‌نشيني به مرزهاي بين المللي بودند بدون توجه به اينكه چه كسي متجاوز بوده است و … به منبع شمارة 17 آخر مقاله مراحعه شود.

3- جنگ در سال 65، كارنامة يك سپاه، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ‌، ستاد مركزي ص 294.

[53] – جدول A شمارة 44

-[54] همان شماره 23.

1- جدول A شماره 43. استخراج از سالنامه آماري ايران سالهاي مختلف. دركل طي دورة جنگ نرخ رشد محصول ناخالص داخلي   (09/1-) بوده است.

[56] جدول A شمارة 15

1- سالنامه آماري ايران،‌مركز آمار ايران سال هاي مختلف. ، كل درآمدهاي نفتي و غيرنفتي سال 1367 در مقايسه با سال 1356 (كه معادل 24 ميليارد دلار بوده است) با توجه به وجود تورّم در قيمت كالاهاي وارداتي و كاهش قدرت خريد دلار تنها معادل 3/6 ميليارد دلار بوده است و كاهش قدرت خريد معادل 9/69 درصد شده است. نرخ ارز و اصلاحات اقتصادي حسين عادلي ص 66.

1- بررسي تحوّلات اقتصادي كشور بعد از انقلاب، بانك مركزي،‌ اداره بررسيهاي اقتصادي، ص 363.

2- بررسي نارسائي‌ها و وابستگي هاي كارگاههاي بزرگ صنعتي كشور در سال 58 «منتج از آمارگيري كارگاههاي بزرگ صنعتي 1359، مركز آمار ايران.»

1- بانك مركزي و تجربيات پولي ايران، هوشنگ شجري،‌نشر سپهر 1351، ص 190 و 189 و 144.

2- در سال 52 واردات كشور 2 ميليارد دلار بوده است و اين مبلغ تنها طي 4 سال به 6/14 ميليارد دلار 3/7 برابر رسيده است.

3- گزارش اقتصادي ترازنامه سال 56 بانك مركزي.

4- واردات سال 58 معادل 4/10 ميليون تن و 59 معادل 7/9 ميليون تن است در حالي كه ارزش  واردات در سال 58 معادل 6/9 ميليارد دلار و در سال 59 معادل 8/10 ميليارد دلار است.

الف: بررسي تحولات اقتصادي كشور بعد از انقلاب ص 638.

ب: سالنامة آماري كشور 58 و 1361.

5- گزارش اقتصادي و ترازنامة سال 1356 بانك مركزي ايران سال 1359.

6- جدول A شمارة 31.

1- رژيم بعثي عراق با صدور اعلامية شماره 82/100 اعلام كرد كه تعدادي از بنادر جمهور اسلامي ايران واقع در خليج فارس را محاصره دريايي نموده و به كشتيهاي دول بي طرف كه قصد ورود و يا خروج از آنها را داشته باشند حمله خواهد كرد كه تا تاريخ 11/2/67 حدود 315 كشتي مورد حمله قرار گرفته اند كه 182 فروند آن نفتكش بوده اند كه موجب كشته شدن 400 نفر نيز شده است. مقالة ضرورت توسعه و تدوين حقوق بين الملل جنگ .. سعيد ميرزايي نيگجه. كتاب بازشناسي جنبه هاي تجاوز و دفاع ص 209.

2- جدول A شماره‌31.

3- سالنامة اماري كشور سال 1367 ص 414 .

4- گزارش اقتصادي و ترازنامة بانك مركزي سالهاي مربوطه

1- جدول A شمارة 34.

1- جدول A شماره 50 و 51.

2-  سال 57 در حدود 471 و در سال 58 در حدود 368 ميليارد ريال بوده است.

1- اقتصاد ايران، دكتر ابراهيم رزاقي – نشر ني، ص 150.

1- جدول A موارد (17) (3) (5).

2- نرخ ارز و اصلاحات اقتصادي اكثر محمدحسين عادلي، مؤسسةتحقيقات پولي و بانكي ص 65.

1- مدارهاي توسعه نيافتگي در اقتصاد ايران دكتر حسين عظيمي ، نشر ني ص 91.

2- نرخ ارز و اصلاحات اقتصادي دكتر سيّدمحمّدحسين عادلي ص 68.

3- آمارهاي اقتصادي 74 – 1338 ص 173.

3- گزارش سومين سمينار سياستهاي پولي و ارزي – مؤسسة تحقيقات پولي و بانكي ص 206 مقالة علل افزايش نقدينگي، آقاي بيژن لطيف.

1- اطلاعات اقتصادي –سياسي شمارة

2- 10 درصد ثروتمندترين به فقيرترين.

1- ترازنامة انرژي كشور 1368 وزارت نيرو.

2- سال 1356 از حسابهاي ملي ايران، بانك مركزي 1360.

1- آمار كارگاههاي بزرگ صنعتي – مركز آمار ايران، مركز آمار ايران سال 1364

سال 1365 و 1367 پيوست قانون برنامة اوّل توسعه (1372- 1368 ) سازمان برنامه و بودجه.

2- آمار كارگاههاي بزرگ صنعتي، سال 1360 مركز آمار ايران .

1- ارزيابي سياست ارزي در ايران، دكتر علي فرهندي، معاونت پژوهشي و برنامه‌ريزي دانشگاه تهران ص 87 و 88.

1- Final Report on the Assessment of the economic. Damages of the war. Imposed by Irag on the Islamic Republic of Iran (1980 -1988) .

2- روزنامه اطلاعات . مصاحبة‌رئيس سازمان برنامه و بودجه. دوشنبه 16 دي 1370.

1- ميليارد ريال

2- مأخذ سرمايه گذاري: بررسي تحولات اقتصادي سال 59 و 58 / سال 60 به بعد سالنامه آماري 1362 به بعد.

3- حسابهاي ملي ايارن سالهاي مربوطه / سال 1367 سالنامة آماري 1369 ص 541

4- حسابهاي ملي ايارن سالهاي مربوطه / سال 1367 سالنامة آماري 1369 ص 541

5- سوبسيد گندم در ايران و اثرات اقتصادي حذف آن» وزارت اقتصاد و دارايي، معاونت امور اقتصادي ص 17.

6- سوبسيد گندم در ايران و اثرات اقتصادي حذف آن» وزارت اقتصاد و دارايي، معاونت امور اقتصادي ص 17.

7- حسابهاي ملي ايران سالهاي مربوط / سال 1367 سالنامة آماري 1369 ص 541.

1- اطلاعات اقتصادي – سياسي – مقالة سياست قيمت گذاري،‌محمود حاج وردي شمارة 6و5 ص 99.

About مدیریت

۱۲ comments

  1. مقاله جالب و جامعي بود لطفا در صورت امكان نسخه اصلي اين كار را براي من بفرستيد. با تشكر

  2. صابر جعفری کافی آباد

    مقاله واقعا جالب و جامعی بود لطفا در صورت امکان نسخه اصلی این کار را برای من بفرستید. با تشکر

  3. صابر جعفری کافی آباد

    مقاله واقعا جالب و جامعی بود لطفا در صورت امکان نسخه اصلی این کار را برای من بفرستید. با تشکر
    منابع آخر مقاله کمی مختل شده اند در صورت امکان اگر ارسال نسخه اصلی برای شما مقدور باشد برای من می تواند بسیار راهگشا باشد

  4. سلام و خسته نباشید ممنون از مقاله هاتون اگه زحمتی نباشه درباره همین مسائل و جنگ تحمیلی برای من بطور جامع ایمیل کنید ممنون با تشکر خدا قوت

  5. با تشکر از مطالب خوبی که ارائه کردید. ممکن است نام نویسنده این اثر را بفرمایید تا امکان رفرنس دهی صحیح به این مطلب وجود داشته باشد و حق مولف هم محفوظ بماند

  6. آرگو اسکار دانشجوی پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی آمریکا پوریزدانپرست سید محمد هاشم

    بنام خدا
    نویسنده مسئول سایت / سید محمد هاشم پوریزدانپرست عضو هیئت علمی بخش اقتصاد دانشگاه شیراز میباشد.

  7. با سلام
    میخواستم ازتون بخوام اگر باز مطلبی در مورد اقتصاد یا وضیعت نفت ایران در جنگ تحمیلی دارید ممنون میشم برام بفرستید

  8. مقاله واقعا جالب و جامعی بود لطفا در صورت امکان نسخه اصلی این کار را برای من بفرستید. با تشکر

  9. سلام خسته نباشید .
    مقاله واقعا جالب و جامعی بود لطفا در صورت امکان نسخه اصلی این کار را برای من بفرستید. با تشکر

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>