تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)4) زندگی نامه شهداي گرانقدر دانشجوي پیرو خط امام / 2)4)2) شهيد حسين بسطامي / دستنوشته هاي شهيد غلامحسين بسطامي از دانشجويان پيرو خط امام و فرمانده سپاه سوسنگرد

دستنوشته هاي شهيد غلامحسين بسطامي از دانشجويان پيرو خط امام و فرمانده سپاه سوسنگرد

آثار باقی مانده از شهید

از نوشته های پاسدار شهید فرمانده سپاه سوسنگرد و دانشجوی مسلمان پیرو خط امام شهید حاج غلامحسین بسطامی

خدایا بیش از دو سال از جنگ می گذرد و هر روز شاهد شهادت و پرواز عزیزی هستم .هر روز عاشقانت را می بینم که تنها کالایشان ،جانها را به کف گرفته و برای هدیه به پیشگاهت می شتابند .بشارت بر آنها به خاطر معامله ای که با تو کرده اند یا الله .

خدایا معبودا ،عاشقم عاشق رویت ؛عاشق دیدارت ؛خدایا مرا جزکسانی که موفق به دیدار جمالت می گردند قرار ده .

خدایا ؛می دانم صلاحیتش را ندارم اما چه کن آرزو دارم از آنان باشم تو را به مقام سرور شهیدان آقایم حسین (ع)نا امیدم نگردان .

این مدت که خارج از جبهه بودم گر چه گاهی خودم را راضی می کنم که خوب در اثر جراحات نا چار بودم بیرون باشم اما خود می دانم که ضرر کردم و بزرگترین ضرر هم این بود که با خروج از جبهه ها و زندگی عادی حالتی که در اثر یکسال و نیم در منطقه بودن، کمی در من بوجود آمده بود، یعنی آمادگی شهادت را از دست دادم و از طرف دیگر فهمیدن این مطلب و درک این واقعیت را نکته مثبت بزرگی برای خود می دانم .

چون فهمیدم خارج از جبهه و عادی زیستن چه به روزم آورد و سخن شهید بزرگ ولی ا…تاک را بر من ثابت کرد که می گفت :من که می دانم خارج از مسجد نماز نمی خوانم، چرا از مسجد خارج شوم .من که می دانم بیرون از جبهه از خدا دور می شوم چرا خارج شوم ؟!

و درک این مطلب ؛راه را نشانم داد که باید در جبهه بمانم و خود را به مقام آمادگی برای شهادت برسانم و آنگاه با آمادگی کامل برای ملاقات خدای بزرگ به صحنه بروم و هر کجا که باشم نیز را هم این باشد؛ همچون شهید علی هادی عزیز ؛باید هر لحظه با حالت حضور زیست و آماده لحظه ملاقات بود.در حال حاضر با کوله باری از گناه که بر دوش دارم و اینکه در چند ماه قبل تاکنون جدیتی در جهت پاک کردن قلبم از تیرگی و ایجاد آمادگی برای ملاقات خدا؛ نداشته ام، احساس می کنم اگر گلوله ای به سراغم آید یا کشته شوم با این چنین حالت و رو سیاهی یکراست مرا به آنجا خواهند برد که همیشه از آن وحشت داشتم. هر چند از لطف خدا مایوس نیستم و تنها امیدم به فضل خدای تبارک و تعالی است .پس باید آن حضور قلب و آمادگی را با توکل به خدا ی متعال داشته باشم.

عقیده ام :

اشهدو ان لا الاالله و ان محمدا رسول الله و لاائمه لامعصومین حجج الله صلوات الله علیهم اجمعین

و شهادت می دهم به پاکی راه امام خمینی روحی له الفدا و روحانیت اصیل در خط فقاهت و از هر راهی جز راه اسلام و روحانیت در خط امام بیزارم. خدای را شکر که اینگونه هدایتم کرد و از گمراهی گذشته نجاتم داد.

والحمدوالله علی ما هدانا

حساب و کتابم :

در سال گذشته ماه رمضان در مسافرت بوده و روزه یک ماه بدهکارم . کتابهایم در اختیار آقای تاکی است. در بین کتاب هایم، کتاب های منحرف وجود دارد که شیخ اصغر تاکی زحمت کشیده و هرگونه صلاح می داند آنها را معدوم کند.

به همه دوستان ستم کرده ام از آنان هلالیت بطلبید .ضمنا از پدر ،خواهر ،برادر و دوستان التماس دعا و امید صبر دارم و استقامت در راه اسلام و امام عزیز .

اما شهادت :

اسلام خون می خواهد و فریاد( هل من ناصر ینصرونی) حسین علیه السلام بر دشت این د یار طنین افکن است و کفر و شرک مغرور شده و مبارز می طلبند .صف شهیدان با وقار به سوی خدا در پرواز دیدگان پر امید من ،گلوله ای که قلبم را بشکافد و خمپاره ای که قفس روحم را بشکافد و لحظه ملاقات با خدا را که شیرین ترین آرزوی من است ،نزدیک سازد.خدایا تمام وجودم دو دست شده و به سوی تو دراز که پروردگارا امانتت را بپذیر و به بنده گنهکارت نظری کن .بنده فراری و گنهکارت بودم ولی تو پروردگار رئوف و مهربانی . شاه مگر غلام سیاه نمی خواهد ،خدایا بپذیرم ،قبولم کن .چه روشن و زیبا راه طغیان از راه ایمان و اسلام جدا شده و جز صدر اسلام ،تاريخ هرگز نديده كه اينگونه اسلام و كفر از هم جدا باشند. چه زيباست رهبري چون امام در پيش و قانوني چون قرآن حاكم و عزيزاني چون چمران و كلاهدوز و … پرچمدار و شهيداني چون بهشتي و منتظري و رجائي و باهنر همراه. بايد بر اين قافله ملائك خدمتگذار باشند و خدا مقصودشان و شناي در خون راهشان . در صفي ديگر گروهي كه افسار به دست آمريكا سپرده و سر در آخور شوروي نموده و به ترانه هاي پوچ مصر و اردن و عربستان و … دل سپرده و مقصدشان كفرستان. خداوندا: لطفي بنما و مرا در صف شهدا بپذير كه در انتظار چنين هنگامه اي ديگر بار سالها بايد نشست. پدرم اگر خدا فرزندت را قبول كرد ،بدان كه لطفي بزرگ بر تو نموده و بايد شكرگزار باشي. نكند مرا رنجيده كني و جز سپاسگذاري كاري كني . برادرانم وارث خون شهيد شما نيستید. نكند با خون شهيدي خلاف رضاي خدا و امام، ادعا كنيد. شهيد خونش را هديه به اسلام نموده و بس و به جاست كه در جلسه ترحيم اين جمله را بنويسيد كه همه بدانند ؛من سرباز كوچك امام، دوستدار روحانيت، در خط امام و راهم اسلام فقاهت است. در خاتمه عزيزانم بر مزار من آيه عذاب نخوانيد كه از غضب خدا سخت هراسانم و اگر نبود گفته خدا كه ياس از درگاه او گناهي بزرگ است به يقين جايگاه خود را مي گفتم!!‌يا ارحم الراحمين.

خواهرانم به جاي ناراحتي و بي صبري بكوشيد فرزنداني تربيت كنيدكه فرداي اسلام را پاسداري كنند و سربازان فداكاري براي اسلام و رهروان راه حسين (ع) باشند. راه اسلام را به آنان بياموزيد كه در چنگال منافقان و

غرب زدگان گرفتار نشوند . پشتيبان ولايت فقيه و راه مستقيم باشند .

اي برادرانم همچون پتكي كوبنده باشید. آنكه جز راه خدا رود و از اين همه عشق و اشتياق و نمازو نياز و درد و دل كه من مي بينم و از اين همه خضوع و خشوع و لذت و حضور قلب چشم بسته بگذرد و انكار كند،نباشید. كور باد چشمي كه خدا را نبيند. چارپايي متولد شود و همانگونه بميرد.

خواهرانم هر چند به محبت شما آگاهم ولي بايد بدانيد كه زندگي تلخ و شيرين مي گذرد و آنچه مي ماند پاكي و نماز و روزه و اطاعت خداست. فرزندانتان را خوب تربيت كنيد و قرآن بياموزيد و همچنان كه در بيماري بدنشان ناراحتيد اگر خداي ناكرده كودكتان دروغ گفت هم او را موعظه كنيد. بايد محمد در بهشت تنها نماند و بايد مهدي واحسان و احمد و مهدي كوچك همه سرباز خدا و يار حسين شوند. به جاي گريه بر جسد بي جانم كه در گوشه بيابان افتاده و چه به زير خاك پنهان شود و يا در گوشه اي ديگر، بالاخره خاك مي شود و تمام و تنها عمل صالحش مي ماند؛ تبريك بگوييد. توصيه مي كنم هر كس در جلسه ترحيم و يا براي تسليت محفلي به پا كرد در محفل و ختم آن با اين كلمات مزين شود :

خدايا خدايا، تو را به جان مهدي، تا انقلاب مهدي، خميني را نگه دار.

ان شاءا…

والسلام

1/1/1361

 

 

بسمه تعالي

الان كه قلم در دست گرفته ام شب 7/9/1360 و در داخل سنگر خط اول جبهه سويداني در سوسنگرد و 2 يا 3 ساعت به آغاز حمله مانده است. ننه جان خدا به تو صبر بدهد، تو بايد افتخار كني و هميشه سرت را بالا بگيري كه پاره اي از وجودت(پسرت)را در راه خدا داده اي. آقا جان شما هم به خود بباليد و صبور باشيد و افتخار كنيد كه راه امام حسين(ع) را رفته اي و پسرت را در راه اسلام فدا كرده اي.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

نوشته ای از شهید بسطامی دانشجوی پیرو خط امام و فرمانده سپاه سوسنگرد در مورد معنا و مفهوم آیه شریفه:« انا لله و انا الیه راجعون»

شهید بزرگوار حسین بسطامی درباره معنا و مفهوم آیه شریفه:« انا لله و انا الیه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *