تیتر خبرها

شهيد ناصر فولادی در تمام حالات با خدا بود…

آقای اکبر رشیدی

شهید فولادی، جزو افرادی بود که قبل از انقلاب در جلسات مسجد جامع حضور داشت او نیز مانند دیگران کارهای فرهنگی و تبلیغاتی می کرد افراد این گروه به مشروب فروشی ها و سینماها ضرباتی وارد می آوردند و هم چنین یک سری حرکتهای غیرمحسوسی انجام می شد که در مورد از صحنه خارج کردن افراد ساواکی و عوامل وابسته به آنها اهمیت خاصی  داشتند و در این راستا، حرکتهای خنثی کننده ای نیز شکل می گرفت.

 

پس از پیروزی انقلاب و دمیدن آفتاب فجر و شکست تاریکی ها نیز افراد این جلسه جذب کارهای اساسی انقلاب شده و در کاخ جوانان سابق مستقر شده بودند و عوامل ضد انقلاب را که در جنبه های مختلف مثل آتش زدن مسجد جامع و … تحرکاتی از خود نشان می دادند، شناسایی و پیگیر مسائل مربوط به آنها می شدند. در زمینه مواد مخدر اولین درگیری که با اشرار و کاروان قاچاق مواد مخدر بوجود آمد توسط همین بچه ها بود و حدود 45 کیلو تریاک از دست اشرار بدر آوردند و تحویل مسئولین دادند بعد از مدتی از کاخ جوانان به ساختمان کنونی سپاه نقل مکان کردند و یک سری ساواکی و بازداشتی را به آنجا منتقل کردند و تابلو ((رزمندگان انقلاب)) را آنجا نصب کردند. بعد از تشکیل سپاه پاسداران، آن تابلو تبدیل به سپاه شد. تعداد زیادی از افراد این گروه بعدها جرعه نوش می شهادت شدند مثل شهید ناصر فولادی، شهید محمدعلی ایرانمنش، شهید محمدعلی فتحعلیشاهی، شهید رضا میرزایی و شهید محمدمهدی سخی. ناصر آقا همیشه در همه زمینه ها پیشقدم و منشأ اثر و حرکت بود، حتی در برنامه های ورزشی نیز جلودار بود. او انسان خودساخته ای بود. در مجموع، حالات بسیار خوبی که ناصر داشت عبارتند از؛ اهل حرف و پرگویی نبود و کم صحبت می کرد و تصویر روحی روشنی داشت، با تمام وجود علاقه شدیدی به ائمه اطهار داشت، با ذره ذره وجودش به اسلام عشق می ورزید و امام گوشه قلب ناصر بود. دعای ((انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم)) در مورد این شهید عینیت داشت، در همۀ زمینه ها آیه شریفه (اشداء علی الکفار و رحماء بینهم) نمونه بارز رفتارش بود، ناصر کنار فقیر می نشست و گریه می کرد و به کار آنها رسیدگی می کرد. و برای درماندگان در جیرفت کیسه سیمان بر پشت می گذاشت و مثل یک کارگر در حالی که بخشدار آن منطقه بود کار می کرد.

 

فردی که میانه خوبی با انقلاب نداشت می گفت: ناصر قلبش خدا، نورش خدا و حرکتش خدا بود، ناصر دورو نبود. همان حرفی را می زد که در دلش بود، اگر کسی می خواست از جزئیات کاری سر در بیاورد، می گفت، شیطان نشوید، شیطنت و خیانت را نهی می کرد، نسبت به اسلام و انقلاب حساس بود. هنگامی که از منافقین سخنی به میان می آمد، تحمل نمی کرد موضع گیری های تند و روشن او خود نشان می داد عصبانی مزاج نبود، اگر برخوردی پیش می آمد تنها برای اصلاح کار بود. او خصوصیات برجسته زیادی داشت: در شجاعت، رسیدگی به امور مردم، و صبر ایشان برای همه الگو بودند.

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید ناصر فولادی خیلی مخلص بود

مهندس احمد آب بر ناصر خیلی متواضع و فروتن بود، زمانی که بخشدار بود اصلاً …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *