تیتر خبرها

شهيد ناصر فولادی فردی مسئولیت پذیر بود

مهندس قره ای مسئول موسسه فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف

 آشنایی من با سردار شهید، از زمان تسخیر لانه جاسوسی شروع شد البته با وجود این که در یک دانشگاه تحصیل می کردیم ولی وجود یکدیگر را احساس نکرده بودیم. ما در حین درگیری در لانه جاسوسی چند ساعتی مجبور بودیم در هوای بارانی اطراف آن ساختمان که در آن را قفل کرده بودند تا فردی وارد نشود، در حال گشت بودیم که بتوانیم راه نفوذی پیدا کنیم که این نقطه آغاز رابطه ی بین من با شهید فولادی و آشنایی ما بوده. شهید فولادی یکی از خصوصیاتی که داشت این بود که خیلی زودجوش بود و در واقع اهل جوشیدن و وصال شدن بود. افراد زیادی دوست داشتند که با او رابطه ایجاد کنند چون که حالت بسیار شیوایی درگفتار داشتند و با محبت بودند به طوری که انسان از صحبت کردن با چنین شخصی لذت فراوان می برد.او مسائل عرفانی و معنوی را بسیار مراعات می کرد، همیشه نمازش را اول وقت به جا می آورد روزهای دوشنبه و پنجشنبه که برای روزه مستحب است روزه می گرفت همیشه شاد و بشاش و با قیافه گشاده برخورد می کرد در ایام سرد و زمستان، با ماست یخ زده که در محوطه لانه، توزیع می شد سحری می خورد. امّا تا پایان روز حالت بشاش و شاد بودن خود را حفظ می کرد و در عین حال شوخیهای معمولی خود را فراموش نمی کرد.

 

مثلاً اگر در سلف غذا خوری می رفت و غذا را دیر می دادند شعارمی داد: «معده را از طعام خالی دار تا در آن قرقر شکم بینی» این طور نبود که در قید و بند غذایی باشد این هم به خاطر شوخی می گفت.

 

ناصر مسئولیت پذیری خوبی داشت و از نظر تشکیلاتی در رده بالایی بود و مطالب آموزشی را بسیار سریع یاد می گرفت و در جمع می درخشید یک بار اردویی که رفتیم، جزو کسانی بود که فرماندهی را به عهده داشت و می توانست نیروها را در مانورهایی که انجام می شد جمع آوری کند.هر وقت هر فردی کاری داشت به او مراجعه می کرد. کار آنها را راه می انداخت مثلاً خود من چندین بار کار داشتم و می خواستم بیرون بروم گفتم آقا فولادی این دو ساعت جای من نگهبانی میدهید؟ ایشان با وجود این که قبلاً به جای افراد دیگر نگهبانی داده بود، بدون صحبتی می پذیرفت، مثلاً شاید ۱۲ الی ۱۵ ساعت مداوم در پست می ایستاد من می گفتم: « آقای فولادی خوابم می آید، می شود به جای من شما بایستی» می گفت: «برو بخواب، من به جای تو قرار می گیرم»، اینها از جمله کمک و مساعدتی بود که به افراد می کرد. هیچ وقت از لحاظ اخلاقی، توصیه زبانی نمی کرد یعنی نمی گفت این کار را بکن، آن کار را نکن، بلکه با عمل خودش کار می کرد که ما متوجه می شدیم چکار بکنیم. نحوۀ برخوردش بهترین توصیه ای بود که می کرد.

 

او به خوبی مسائل سیاسی را تجزیه می کرد، پیامدهای مسائل سیاسی بداخل لانه را دقیقاً دنبال می کرد در کلاسهای فوق العاده که تشکیل می شد حضور دائمی داشت در جلساتی که داخل لانه تشکیل می شد، مقید بود حضور داشته باشد خصوصاً در جلساتی که مرحوم حاج سید احمد خمینی بود.

 

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

شهید ناصر فولادی خیلی مخلص بود

مهندس احمد آب بر ناصر خیلی متواضع و فروتن بود، زمانی که بخشدار بود اصلاً …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *