تیتر خبرها

خاطرات «هاميلتون جردن»،رييس وقت كاخ سفيد از بحران گروگانگيري(2)

معلوم نيست من رئيس جمهور آمريكا هستم يا كسينجر

خبرگزاري فارس:من گفتم كسينجر خواهد گفت كه شما ابتدا موجبات سقوط شاه را فراهم كرديد و حالا موجب مرگ او شده‌ايد! »كارتر نگاه خشم‌آلودي بمن كرد و با صداي بلند گفت: «به جهنم كه كيسينجر چه خواهد.معلوم نيست من رئيس جمهور اين كشور هستم يا كسينجر؟!»

بهترين راه حل اين بود كه يكي از دوستان آمريكايي شاه انجام اين ماموريت را بعهده بگيرد و بهمين جهت قبل از هر كسي اسم ديويد راكفلر و هنري كيسينجر بميان آمد و ديويد نيوسام معاون وزارت خارجه مامور تماس با آنها گرديد.
راكفلر از تقاضاي نيوسام سخت خشمگين شد و گفت كه هرگز چنين ماموريتي را نمي‌پذيرد. راكفلر به نيوسام گفته بود كه آمريكا خيلي به شاه مديون است و دادن پناهندگي به وي كمترين كاري است كه آمريكا مي‌تواند در حق او بكند. كيسينجر هم تقاضاي نيوسام را رد كرد و گفت با اين روش دولت آمريكا موافق نيست و نمي‌تواند در اين مورد كمكي به دولت بنمايد.
پس از رد تقاضاي دولت آمريكا از طرف راكفلر و كيسينجر ناچار بفكر انتخاب شخص مناسب ديگري براي اين ماموريت افتاديم و سرانجام يكي از مامورين پيشين اطلاعاتي آمريكا در ايران كه شاه را بخوبي مي‌شناخت براي انجام اين ماموريت برگزيده شده شاه كه هنوز بكلي غرور گذشته را از دست نداده بود پس از شنيدن سخنان فرستاده ويژه دولت آمريكا گفت: من ميل نداريم به كشوري بروم كه حاضر نيست از مسافرت من استقبال كند. من از دوستان واقعي خودم سلطان حسن و پرزيدنت سادات سپاسگزارم.
شاه ظاهرا ميل داشت مدت بيشتري در مراكش بماند ولي سلطان حسن هم ديگر تمالي به ادامه اقامت او در كشورش نداشت و مودبانه به شاه فهماند كه بهتر است جاي ديگري براي زندگي خود و خانواده‌اش پيدا كند. شاه براي حل مشكل خود باز هم به دوستان آمريكائيش متوسل شد و ديويد راكفلر موافقت مقامات كشور باهاما را براي اقامت شاه در يكي از جزاير آن كشور جلب كرد. شاه در اين سرزمين خوش آب و هوا و آفتابي زندگي راحتي داشت، ولي رهبران اين مستعمره پيشين انگليس كه هنوز عضو جامعه كشورهاي مشترك‌المنافع و تحت نفود انگليس است تحت فشار دولت انگليس شاه را جواب كردند.
اين بار كيسينجر وزير خارجه پيشين آمريكا بكمك شاه شتاف و براي كسب اجازه مسافرت شاه به مكزيك شخصا به ملاقات «لوپز – پورتيلو» رئيس جمهوري مكزيك رفت. رئيس جمهوري مكزيك هم قلبا مايل نبود شاه را در مكزيك بپذيرد و براي خود دردسر فراهم كند، ولي با پافشاري و تلاش كيسينجر سرانجام راضي شد شاه را با ويزاي توريستي و بصورت يك فرد معمولي در مكزيك بپذيرد. شاه و خانواده‌اش در مرحله جديد زندگي دوران تبعيد خود عازم مكزيك شدند و در منطقه خوش آب و هواي كورناواكا اقامت گزيدند.
اما دوستان آمريكائي شاه از تلاش خود براي ترتيب مسافرت و اقامت شاه در آمريكا دست برنداشته بودند و از هر وسيله‌اي براي اعمال فشار بدولت استفاده مي‌كردند. استدلال آنها هم خيلي ساده بود: چگونه آمريكا بخود حق مي‌دد از پناه‌دادن به يك دوست قديمي و مورد اعتماد خودداري كند؟ آيا دوستان ديگر آمريكا در نقاط ديگر جهان مي‌توانند اين رفتار دولت آمريكا را با شاه ناديده بگيرند و به دوستي و حمايت آمريكا در روزهاي سختي اعتماد كنند؟
در طول بهار و تابستان سال 1979 (نيمه اول سال 1358) كيسينجر و راكفلر مرتبا با مقامات كاخ سفيد و وزارت خارجه در تماس بودند و سعي مي‌كردند بهرترتيبي شده موافقت دولت آمريكا را براي مسافرت و اقامت شاه و خانواده‌اش در آمريكا جلب نمايند. كيسينجر يكبار هم با عصبانيت از بي‌نتيجه ماندن تلش‌هاي خود با خبرنگاران مطبوعات سخ گفت و اظهار داشت: مردكي ه سي و هفت سال از بهترين دوستان آمريكا بوده امروز مانند يك ناخداي سرگردان بدنبال بندري براي پهلو گرفتن و پناه جستن خود مي‌گردد و هيچكس حاضر به پذيرفتن او نيست.
در طول اين مدت كمتر هفته‌اي مي‌گذشت كه مسئله شاه در گفتگوهاي ما مطرح نشود، معمولا تلفني از طرف راكفلر يا كيسينجر و يادداشتي از جان مك كلوي (دوست نزديك ونس و مشاور حقوقي شاه) درباره او داشتيم. موضوع غالبا از طرف برژينسكي عنوان مي‌شد ولي جواب كارتر هميشه اين بود كه منافع آمريكا بر هر چيزي مقدم است.
بعد از مسافرت شاه به آمريكا براي معالجه و پيامدهاي آن گفته شد كه كارتر تحت فشار كيسينجر و راكفلر با مسافرت شاه به آمريكا موافقت كرده و گناه گرفتاريهاي ناشي از اين سفر را نيز بگردان آنها انداختند. من با صراحت و قاطعيت اين موضوع را تكذيب مي‌كنم، زيرا اگر كارتر تحت تاثير كيسينجر و راكفلر قرار مي‌گرفت خيلي پيشتر با مسافرت شاه به آمريكا موافقت مي‌كرد.
داستان مسافرت شاه به آمريكا براي معالجه كه گروگانگيري كاركنان سفارت آمريكا را در تهران بدنبال داشت دقيقا از اين قرار است:
سايرويس ونس وزير خارجه روز نوزدهم اكتبر (بيست و هفتم مهر 1358) گزارشي درباره تقاضاي مسافرت شاه به آمريكا در جلسه كابينه مطرح كرد.
خلاصه گزارش اين بود كه روز ششم اكتبر ژوزف ريد يكي از اعضاي برجسته دفتر راكفلر به ديويد نيوسام معاون وزارت خارجه تلفن كرده و به وي اطلاع مي‌دهد كه شاه بسختي بيمار است و مي‌خواهد از امكان مسافرت به آمريكا براي معالجه مطلع شود. نيوسام به ژوزف ريد پاسخ مي‌دهد كه اين پيغام را به اطلاع دولت آمريكا خواد رسانيد ولي براي هرگونه اقدام در اين زمينه بايد روشن شود كه بيماري شاه تا چه اندازه وخيم و جدي است و آيا مسافرت او به آمركيا براي معالجه اين بيماري واقعا ضرورت دارد يا نه. ده روز بعد ژوزف ريد گزارش جامعي از چگونگي بيماري شاه به وزارت خارجه مي‌فرستد و فاش مي‌كند كه شاه قريب هفت سال است بعلا ابتلا به بيماري سرطان لنفاوي تحت درمان است و اين موضوع تا بحل سري نگهداري شده بود. در اين گزارش به وخامت حال شاه در مكزيك اشاره شده و تاكيد گرديده بود كه پزشك معالج آمريكايي شاه دكتر «بنجامين كين» توصيه كرده است كه شاه براي معالجه بيماري خود به آمريكا مسافرت كند، زيرا وسائل و امكانات لازم براي معالجه اين بيماري فقط در آمريكا وجود دارد.
ونس ضمن قرائت اين گزارش براي پرزيدنت كارتر اظهار داشت كه شاه رسما تقاضاي مسافرت به آمريكا براي معالج بيماري خود را نموده است و خود او نيز براي نخستين بار از مخالفت با مسافرت شاه به آمريكا دست برداشته و گفت با قبول درخواست شاه بدلائل انساني موافق است.
كارتر مجددا روي منطقه قديمي خود كه مبتني بر اولويت منافع آمريكا بود با قبول درخواست مسافرت شاه به آمريكا مخالفت كرد و گفت بايد اين موضوع دقيقا بررسي شود كه آيا معالجه بيماري شاه در خارج از آمريكا امكان‌پذير هست يا نه…
ضمن بحث درباره اين موضوع من گفتم «آقاي رئيس جمهو ر اگر شاه در نتيجه مخالفت دولت آمريكا با مسافرت او به اين كشور در مكزيك بميرد فكر نمي‌كنيد چه جنجالي برپا خواهد شد؟ مجسم كنيد كيسينجر چه آتشي بپا خواهد كرد… او خواهد گفت كه شما ابتدا موجبات سقوط شاه را فراهم كرديد و حالا موجب مرگ او شده‌ايد!
كارتر نگاه خشم‌آلودي بمن كرد و با صداي بلند گفت: «به جهنم كه كيسينجر چه خواهد گفت: من رئيس جمهوري اين كشور هستيم يا كسينجر؟!»
بحث درباهر اين مسئله خيلي داغ و طولاني بود. ونس و برژينسكي كه معمولا درباره مسائل مربوط به ايران و شاه نظريات متفاوت و غالبا مخالفي داشتند براي اولين بار مشتركا از تز پذيرفتن شاه به آمريكا بدلائل اساني طرفداري مي‌كردند. تقريبا همه اعضاي كابينه هم با اين نظر موافق بودند و كارتر كه در استدلال خود درباره اولويت منافع آمريكا و خطرات احتمالي پذيرفتن شاه در آمريكا تنها مانده بود سرانجام انعطاف بيشتري نشان داد و از ونس خواست اولا درباره موضوع بيماري شاه و لزوم مسافرت او به آمريكا تحقيق بيشتري بعمل آورد و ثانيا جريان را به سفارت آمريكا در تهران اطلاع بدهد تا از واكنش احتمالي دولت ايران در صورت مسافرت شاه بعنوان معالجه ‌آگاه شوند و مخصوصا روي اين نكته تاكيد كرد كه از دولت ايران درباره حفظ امنيت سفارت آمريكا و اتباع آمريكايي تضمين كافي دريافت شود.
ونس گفت: كه بيدرنگ درباره هر دو موضوع تحقيق كرده و گزارش خواهد داد.
آخرين جمله كارتر در جريان اين بحث كاملا در گوشم مانده است كه گفت «شما بالاخره حرف خود را بكرسي نشانديد، ولي اگر در نتيجه پذيرفتن شاه در آمريكا آنها سفارت ما را اشغال كنند و ديپلماتهاي ما را گروگان بگيرند چه خواهيد گفت؟»
روز بيست و دوم اكتبر هنگاميكه پرزيدنت كارتر در كمپ ديويد بود وزارت خارجه گزارشي از تهران دريافت داشت. بروس لينگن كاردار سفارت و هنري پرشت رئيس قسمت ايران در وزارت خارجه كه در آنروزها در تهران بود با اتفاق يكديگر با مهدي بازرگان نخست وزير و ابراهيم يزدي وزير خارجه وقت ايران ملاقات و جريان را با آنها در ميان گذاشته بودند. هر دو آنها بشدت با پذيرفتن شاه و لو بعنوان معالجه به آمريكا مخالفت كرده بودند، ولي در عين حال اطمينان داده بودند كه خطري متوجه سفارت آمريكا نخواهد شد و دولت همانطور كه در فوريه گذشته براي حفظ امنيت سفارت اقدام كرد همچنان از امنيت و مصونيت ديپلماتيك اتباع آمريكايي حمايت خواهد كرد.
پس از وصول اين گزارش بود كه پرزيدنت كارتر به ونس دستور داد تسهيلات لازم را براي مسافرت شاه به آمريكا بعمل آورد.
اما تمام اين داستان مربوط به گذشته بود كه براي روشن شدن ذهن خوانندگان اين يادداشت ها به سابقه بحراني كه پيش آمده بود با اختصار نوشتم. بحراني كه اكنون با آن مواجه شده بوديم كم كم صورت حادي پيدا مي‌كرد. سه روز ار گروگانگيري كاركنان سفارت آمريكا در تهران مي‌گذاشت و هنوز هيچ راه حلي براي رهايي آنها پيدا نشده بود. ما حتي از تعداد دقيق كساني كه به گروگان‌ گرفته شده بودند و اينكه هم آنها سالم هستند يا نه اطلاعي نداشتيم.
ونس ضمن گزارش آخرين تحولات اوضاع ايران گفت سخنان آيت الله خميني در حمايت از اشغال كنندگان سفارت و استعفاي بازرگان از مقام نخست وزيري دور نماي حل مشكل را بيش از پيش تيره و تار ساخته و نبايد انتظار يافتن راه حل سريعي را براي اين مسئله داشته باشيم.
رئيس جمهور رو به ونس كرد و گفت: حال كه بازرگان هم از صحنه خارج شده است ما براي حل اين مشكل با چه كسي بايد صحبت كنيم؟
ونس از بالاي عينك ذره بيني خود مستقيما به كارتر چشم دوخته و گفت فقط آيت الله خميني.
كارتر گفت متاسفانه من هم از همين نتيجه رسيده ام.
ونس سپس پيشنهادي را كه از طرف وارن كريستوفر معاون وزارت خارجه عنوان شده بود مطرح كرده و گفت: كريستوفر پيشنهاد مي‌كند ما رمزي كلارك وزير دادگستري پيشين آمريكا را براي مذاكره به تهران بفرستيم رمزي كلارك در گذشته از مخالفان سر سخت رژيم شاه بوده بارها در پشتيباني از انقلاب ايران سخن گفته و حتي در جريان انقلاب با آيت الله خميني در پارس ملاقات مذاكره كرده است. او يكي از آمريكائيان انگشت شماري است كه آيت الله خميني را خوب مي‌شناسد و مي‌تواند اعتماد رهبران جديد ايران را بخود جلب نمايد.
با شنيدن اسم رمزي كلارك من و جودي پاول (سخنگوي مطبوعاتي كاخ سفيد) بي اختيار بهم نگاه كرديم و از اينكه چنين آدمي براي مذاكره بنمايندگي دولت آمريكا پيشنهاد مي‌شود متحير شديم. اتفاقا كارتر هم آنچه را كه در مغز ما مي گذشت در پرده و كنايه بيان كرد و گفت: با اينكه با اصل پيشنهاد درباره فرستادن نماينده اي براي مذاكره به تهران موافق است در صلاحيت رمزي كلارك براي انجام اين ماموريت ترديد دارد. كارتر خطاب به ونس افزود: رمزي كلارك هميشه سعي مي‌كند گناه همه بدبختي‌ها ومشكلات دنيا را بگردن آمريكا بياندازد آيا در اين ماموريت او مي‌تواند بعنوان نماينده شخص من فقط منافع و مصالح آمريكا را در نظر بگيرد، يا از اين فرصت هم استفاده كرده بدون احساس مسئوليت سخناني در تائيد خميني خواهد گفت و مشكلات بيشتري براي ما بوجود خواهد آورد؟
ونس گفت با اينكه شخصا با بسياري از عقايد و نظريات كلارك موافق نيست، او را آدم شريف و قابل اعتماد مي‌داند و اگر اين ماموريت را بپذيرد. در حدود اختيارات و مسئوليت هايي كه براي او تعيين مي‌شود عمل خواهد كرد. ونس پيشنهاد كرد كه ويليام ميلر عضو كميته اطلاعاتي سنا نيز كه فارسي مي‌داند و با بعضي از رهبران فعلي ايران هم آشنا است همراه كلارك به اين ماموريت برود.
كارتر گفت: فعلا راه حل ديگري بنظرش نمي‌رسد و از ونس خواست كه فورا با كلارك تماس بگيرد و اگر او اين ماموريت را پذيرفت وقتي براي ملاقات كلارك و مير با وي قبل از عزيمت به تهران گذاشته شود.
رئيس جمهوري سپس براي شركت در جلسه هفتگي خود با رهبران كنگره از جاي خود بلند شد و قبل از خروج دم در توقف كرده رو به ونس و جودي پاول گفت مواظب باشيد در اظهارات و بيانيه ‌هاي خود از اشغال كنندگان سفارت به عنوان دانشجو اسم نبريد . براي آنها يك عنوان مناسب مثل تروريست يا چيزي مشابه آن پيدا كنيد.
در حدود ساعت چهار بعد از ظهر كه براي دادن گزارشي به دفتر رئيس جمهوري رفتم، كارتر به دفتر كار خصوصي خود در جنب دفتر بيضي شكل رياست جمهوري رفته بود. به آهستگي دق الباب كردم و از پشت در خود را معرفي نمودم. كارتر با صداي خسته اي گفت اگر اشكالي ندارد بعدا مرا ببين… من دارم نامه اي براي خميني مي‌نويسم…
در راه بازگشت از دفتر رئيس جمهور تا دفتر كار خودم در اين انديشه بودم كه كارتر با چه منطق و استدلالي مي‌تواند آيت الله خميني را به رهايي گروگانهايي آمريكايي قانع سازد.. و با توجه به كلماتي كه آيت الله خميني در مورد آمريكا و شخص پرزيدنت كارتر بكار برده بود پيش خود گفتم بهتر است كارتر زير نامه خود را با عنوان شيطان بزرگ امضاء كند!
ساعت چهار و نيم بعد از ظهر جلسه شوراي امنيت ملي در حضور رئيس جمهوري تشكيل شد و كارتر مضمون نامه اي را كه براي آيت الله خميني نوشته سات فاش ساخت. كارتر گفت لحن نامه او محكم ولي مودبانه است و ضمن اخطار درباره عواقب وخيم ادامه گروگانگيري سعي كرده است آيت الله را قانع سازد كه آمريكائياني كه به گروگان گرفته شده اند جاسوس نيستند و نگاه داشتن آنان غير انساني و بر خلاف اصول و موازين بين المللي است و عملا به زيان هر دو كشور تمام خواهد شد. كارتر گفت كه ميل دارد كلارك شخصا اين نامه را به آيت الله خميني تسليم كند.
ونس قبلا با كلارك و ميلر تماس گرفته و آنها را براي ملاقات با رئيس جمهوري به كاخ سفيد دعوت كرده بود. مشاور نظامي پرزيدنت كارتر در بين جلسه وارد شد و گفت: كلارك و ميلر براي ملاقات با رئيس جمهوري آمده اند، آيا ملاقات در جلسه شوراي امنيت ملي انجام خواهد شد، يا رئيس جمهوري بطور خصوصي با آنها مذاكره مي‌كند، كارتر گفت ترجيح مي‌دهد آنها را در دفتر كار خود ملاقات كند.
كارتر و ونس براي ملاقات با كلارك و ميلر جلسه شوراي امنيت ملي را ترك گفتند و جلسه تعطيل شد، جودي پاول براي فرار از دست خبرنگاران به دفتر كار من آمد و به تماشاي برنامه هاي خبري تلويزيون پرداخت. اخبار و گزارش‌هاي مربوط به گروگانگيري و تلاش براي رهايي آنها همچنان كليه خبرها را تحت الشعاع خود قرار داده بود. حتي ورود يكايك اعضاي كابينه و شوراي امنيت ملي به كاخ سفيد و پياده شدن آنها از اتومبيل براي شركت در جلسه شوراي امنيت ملي هم روي صفحه تلويزيون نشان داده مي‌شد. جودي وقتي كه اين برنامه ها را تماشا ميكرد رو به من كرد و گفت: اينها (شبكه هاي تلويزيوني) درباره امكانات ما براي مقابله با اين بحران مبالغه مي‌كنند و نمي دانند كه چقدر دستمان خالي است! جودي افزود: تشكيل جلسات شوراي امنيت ملي جوابگوي انتظارات مردم آمريكا نست آنها بزودي انتظار عمل از ما دارند…
عصر آن روز هنگام بازگشت به خانه ازدحام شديدي در مقابل سفارت ايران در خيابان ماسوچوست ديدم. مردم بشدت عليه رژيم ايران شعار مي‌دادند و پلس براي جلوگيري از ورود تظاهر كنندگان به محوطه سفارت دور آن را احاطه كرده بود. در ميان شعارها جملاتي از اين قبيل بگوش مي‌خورد: هموطنان ما را آزاد كنيد! ما نمي‌توانيم تحمل اين تحقير را بكنيم! پس از ويتنام و اوپك و صف هاي طولاني براي بنزين ديگر بس است!
من توف در اطراف سفارت ايران را مصلحت نديدم، زيرا كافي بود يكي از دوربين هاي فيلمبرداران تلويزيون بطرف من برگردد و سوژه اي بدست وسائل ارتباط جمعي بدهد. به راننده خود گفتم زودتر از اطراف سفارت ايران دور شود. در بين راه منزل به حرفهاي جودي فكر مي‌كردم و با او هم عقيده بودم كه مردم آمريكا با حرف و تشكيل جلسه در كاخ سفيد راضي نخواهند شد و بزودي عكس العمل نشان خواهند داد.

*چهارشنبه 7 نوابر 1979 (16آبان 1385)

امروز خبر رسيد كه ماموريت كلارك و ميلر پيش از آغاز با شكست مواجه شده و ايران پيشاپيش اعلام كرده است كه آنها را نمي‌پذيرد. از قول يكي از اشغال كنندان سفارت گفته شد كه روح خدا هرگز اين دو نماينده شيطان را نخواهد پذيرفت و گفتارها و مطالب راديو و تلويزيون دولتي ايران هم اين گفته را تائيد مي‌كرد. كارتر به هيئت نمايندگي اعزامي دستور داد كه در انتظار روشن شدن وضع در تركيه توقف نمايند. ولي هيچ دليلي براي خوش بيني وجود نداشت. خود كارتر هم از اينكه تغييري در روش آيت الله خميني داده شود مايوس شده بود و مي‌گفت من فكر مي‌كنم بايد بفكر پيدا كردن راه حل ديگري باشيم. بفرض اينكه خميني قصد حل اين مشكل را داشته باشد.
ترجيح مي‌دهد اين كار از طريق عامل سومي مانند سازمان آزادي بخش فلسطين فيصله داده شود و يا از هر طريقي كه شده ما را تحقير كند.
نزديك ظهر يكي از كاركنان قسمت حقوقي كاخ سفيد نامه اي نزد من آورد كه در آن تقاضا شده بود به گروهي از دانشجويان طرفدار آيت الله خميني اجازه تظاهرات در اطراف كاخ سفيد داده شود. اين قبيل تقاضاها براي تظاهرات گروهاي مختلف در اطراف كاخ سفيد يك امر طبيعي و معمولي بود و بيشتر از نظر اطلاع و اتخاذ تدابير امنيتي لازم به من داده مي‌شد. اما تقاضاي تظاهرات طرفداران خميني را نتوانستم مثل تقاضاهاي مشابه فورا تائيد و امضا كنم. با منظره اي كه شب گذشته در برابر سفارت ايران ديده بودم اين خطر وجود داشت كه آمريكائي هاي خشمگين به مقابله با تظاهرات طرفداران خميني برخيزند و نمايش منظره زد و خورد واحيانا مضروب و مجروح شدن ايراني‌ها از تلويزيون جان گروگانهاي آمريكائي را در ايران با خطر جدي تري مواجه سازد. اين حرف ونس هم در گوشم بود كه مي‌گفت ما هنوز از انگيزه‌ها و ماهيت واقعي كساني سفارت را اشغال كرده اند و آنچه در درون سفارت مي‌گذرد خبر نداريم و بايد خيلي با احتياط عمل كنيم تا با گروگانها آسيبي نرسد چه بسا انگيزه هاي ديگري غير از آنچه در ظاهر بيان مي‌شود در پشت سر اشغال سفارت آمريكا وجود داشته بايد و بعضي‌ها بخواهند با حادتر ساختن بحران روابط آمريكا و ايران منافع شوروي را در اين منطقه تامين كنند. با چنين افكار و انديشه هايي بود كه تصميم گرفتم با انجام تظاهرات طرفداران رژيم ايران در مقابل كاخ سفيد مخالفت نمايم.
اين اولين باري بود كه من چنين تصميمي مي‌گرفتم و بهمين جهت فكر كردم بهتر است موضوع را با رئيس جمهور در ميان بگذارم. پرزيدنت كارتر هم نظر مرا تائيد كرد و من نظر خود و تائيد رئيس جمهور را به لويد – كاتلر مشاور حقوقي پرزيدنت اطلاع دادم. كاتلر گفت اين تصميم آنقدرها هم كه من فكر مي‌كنم ساده نيست و ممكن است مسالي از نظر حقوقي بدنبال بياورد به توصيه كاتلر وزير دادگستري سيويلتي، شهردار واشنگتن ماريون باري، و رئيس پليس را بدفتر خود دعوت كردم تا درباره اين موضوع با آنها مشورت نمائيم . رئيس پليس از دگيري احتمالي در جريان تظاهرات نگران بود ولي وزير دادگستري و كاتلر هم نگران اين مسئله بودند كه جلوگيري از انجام تظاهرات به وسيله ايرانيان يك تخلف قانوني از طرف رئيس جمهور آمريكا تلقي شود، زيرا انجام تظاهرات سياسي از حقوق قانوني هر كس و هر گروه حتي خارجيان مقيم آمريكا بشمار مي‌آيد.
پس از يكساعت بحث به اين نتيجه رسيديم كه جلوگيري از انجام تظاهرات علاوه بر مسائل حقوقي آن، ممكنست به اعمال خشونت بيشتري از طرف ايرانيان منجر شود و طرفداران آيت الله خميني با بر پا خاستن تظاهرات در نقطه ديگري از شهر حوادث خشونت بارتري بوجود آورند. من از اينكه قبل از مشورت با كاتلر موافقت رئيس جمهور را با لغو برنامه تظاهرات جلب كرده ام پشيمان شدم، زير مجبور بوديم براي موافقت با انجام تظاهرات مجددا به وي مراجعه كنيم.
بهر حال چاره اي نبود. ساعت شش و نيم بعد از ظهر بود و در اين ساعت سناتور استونسون و همسرش در محل اقامت اختصاصي رئيس جمهوري مهمان پرزيدنت كارتر و بانون بودند. من با تلفن موضوع را به اطلاع وي رساندم و گفتم كه كاتلر وزير دادگستري و شهردار و رئيس پليس واشنگتن در دفتر من هستند و مي‌خواهند با اتفاق درباره اين موضوع با او گفت و گو كنيم. كارتر گفت فرصت چنين ملاقاتي را ندارد و از خود من خواست كه نزد او بروم.
من با عجله خود را به محل اقامت رئيس جمهوري رساندم و پرزيدنت كارتر در حاليكه از مهمانان خود عذر خواهي مي‌كرد مرا به اطاق مجاور برد و با لحن خشم آلودي گفت اين چه وضعي است؟چرا درباره تصميمي كه قبلا گرفته شده جر و بحث مي‌كنيد؟
من دلائل كاتلر و ديگران را درباره پيامدهاي احتمالي جلوگيري از تظاهرات ايرانيان در مقابل كاخ سفيد با عجله و بطور فشرده با كارتر در ميان گذاشتم. ولي كارتر قانع نشد و با لحن عصباني كه كمتر از او شنيده بودم گفت: من تصميم خودم را گرفته ام و نمي‌توانم اجازه بدهم عده اي […] در مقابل كاخ سفيد آمريكا را مورد اهانت قرار دهند. اين تظاهرات به درگيري منجر خواهد شد… اگر خود من هم رئيس جمهوري نبودم به خيابان ها مي‌رفتم و با طرفداران خميني گلاويز مي‌شدم!…
كارتر با تاكيد مجدد بر اينكه از انجام تظاهرات ايرانيان در مقابل كاخ سفيد جلوگيري شود بدون اينكه منتظر پاسخ من بماند از اتاق خارج شد و بطرف مهمان خود رفت و من هم تصميم رئيس جمهوري را به سايرين ابلاغ نمودم.
تقاضاي برگزاري تظاهرات از طرف ايرانيان طرفدار آيت الله خميني آن شب رد شد و خوشبختانه عواقبي هم نداشت. ايرانيان چند روز بعد در نقطه ديگري از شهر دست به تظاهرات زدند و حادثه مهمي هم روي نداد.

*پنجشنبه 8 نوامبر 1979 ، 17 آبان 1385

قرار بود رئيس جمهوري روز جمعه براي يك بازديد رسمي عازم كانادا شود. من انجام اين مسافرت را در چنين شرايطي بحراني مصلحت نمي دانستم. مسافرت رئيس جمهوري به كانادا و تشريفات پذيرايي رسمي او در حاليكه جان عده اي از اتباع آمريكا در خط بود قابل توجيه بنظر نمي‌رسيد.
من در پايان ديدار روزانه خود با رئيس جمهوري در ساعت ده صبح نظر خود را به اطلاع كارتر رساندم و پيشنهاد كردم برنامه مسافرت به كانادا را به موقع مناسب تري موكول نمايد. رئيس جمهوري كمي به فكر فرو رفت ولي بعد گفت لغو برنامه اين مسافرت از نظر ديپلماسي صحيح نيست، كارتر سپس جنين استدلال كرد كه در جريان مسافرت هم از تلاش براي حل مسئله گروگانها دست بر نخواهد داشت و دائما با واشنگتن در تماس خواهد بود.
سخنان كارتر مرا قانع نكرد ولي ديگر جرو بحث جايز نبود. ترجيح دادم دلائل خود را كتبا بنظر رئيس جمهوري برسانم و در عين حال از كساني كه در وي نفوذ دارند كمك بگيرم. وقتي كه به دفتر كار خود برگشتم شروع به نوشتن نامه اي كردم كه به چهار صفحه رسيد و طي آن حساسيت فوق العاده مردم آمريكا در مسئله گروگانها و دلائل نامناسب بودن زمان انجام مسافرت به كانادا را براي رئيس جمهوري تشريح كردم و بيدرنگ خود را به دفتر رئيس جمهوري رسانده اين نامه را روي كليه كارهاي فوري وي قرار دادم. فقط من و برژينسكي و جودي پاول مجاز بوديم وارد دفتر رئيس جمهوري شده و كارهاي خود را در قسمت كارهيا فوري او بگذاريم البته هر كدام از ما سعي مي‌كرديم كار مربوط به خودمان را روي كارهاي ديگران قرار دهيم و بارها اتفاق افتاده بود كه نامه ها و كارهاي خود را از زير كارهاي ديگران بيرون كشيده و روي ساير كارها قرار دهيم.
پس از آنكه نامه خود را روي كارهاي فوري رئيس جمهوري گذاشتم يادداشتي براي ونس كه رد يكي از اتاق‌هاي كاخ سفيد جلسه داشت فرستادم و از او خواستم قبل از خروج از كاخ سري بدفتر من بزند بعد بدفتر معاون رياست جمهوري رفتم و مانديل را هم با خود همراه كردم. در بازگشت به دفتر كارم ،ونس را منتظر خود يافتم و موضوع را با او در ميان گذاشتم، ولي ونس هم تقريبا حرفهاي كارتر را تكرار كرد و گفت انجام اين مسافرت از نظر روابط ما با كانادا اهميت دارد.در اين موقع الئانور وارد اطاق شد و گفت: پرزيدنت كارتر مي‌خاهد ونس را ببيند.
نيم ساعت بعد كارتر به من و جودي تلفن كرد و گفت برنامه مسافرتش را به كانادا لغو كرده و دولت كانادا هم با حسن نيت و تفاهم كامل اين تصميم را پذيرفته است. من از اينكه رئيس جمهوري سرانجام نظر مرا پذيرفته است احساس آرامش كردم.
چند ماه بعد كه مطبوعات ما را متهم كردند بقدر كافي براي رهائي گروگانها تلاش نكرده‌ايم و وقت خود را صرف مسائل ديگري نموده‌ايم اين ماجرا را بياد آوردم. در اين مدت مسئله گروگانها براي ما واقعا مهمترين مسئله بود و بيشترين وقت نيروي ما صرف تلاش براي حل آن مي‌شد.

*جمعه 9 نوامبر 1979 ( 8 آبان 1358)

جلسه امروز صبح ما در كاخ سفيد با حالت غم‌انگيزي آغاز شد. رئيس جمهوري در حاليكه سرخود را بزير افكنده بود براي سلامتي گروگانها دعا مي كرد و در پايان ما هم با اداي كلمه آمين در دعاي او شركت كرديم.
پس از دعا سايروس ونس گزارش مشروحي از اقداماتي را كه تاكنون براي رهائي گروگانها انجام يافته است قرائت كرد. اين اقدامات شامل تماس با كشورهاي دسوت كه روابط نزديكي با ايران دارند، ملاقاتهاي خصوصي با سفيران كشورهاي اسلامي و همچنين حبيب شطي دبير كل كنفرانس كشورهاي اسلامي و تماس با بعضي از رهبران مذهبي مسلمين در نقاط مختلف جهان بود.ولي تمام اين اقدامات بي‌نتيجه مانده و لحن آيت الله خميني و اشغال كنندگان سفارت روز بروز خشن‌تر و تندتر مي‌شد. حالا آنها براي رهائي گروگانها علاوه بر شروط قبلي يعني تحويل شاه به ايران و مصادره اموال او شرط تازه‌اي هم اضافه كرده بودند و آن عذرخواهي آمريكا از جنايات گذشته عليه مردم ايران بود.
در گزارش ونس هيچ نشانه‌اي از خوش بيني و اميد به حل سريع مشكل گروگانها ديده نمي‌شد. برژينسكي كه پس از گزارش ونس اجازه صحبت خواست مسئله را از زاويه جديدي مورد بررسي قرار داد و خطاب به كارتر گفت«‌آقاي رئيس جمهور! ادامه روش كنوني براي حل اين مسئله، نه فقط كمكي به رهائي گروگانها نخواهد كرد، بلكه حكومت شما را هم فلج و بي‌اعتبار خواهد ساخت. من هم با اين عقيده موافقم كه حفظ سلامت گروگانها و رهائي آنها از بند اهميت دارد،‌اما مسئوليت بزرگتر شما بعنوان يك رئيس جمهور،‌حفظ حيثيت و شرف و اعتبار آمريكا است و اين مسئوليت حتي بر حفظ جان ديپلماتهاي ما مقدم است.»
برژينسكي سخنان خود را با اين عبارت خاتمه داد:«‌آقاي رئيس جمهور اميدوارم ما مجبور نباشيم بين گروگانها و حيثيت و شرف ملي خود يكي را انتخاب كنيم. ولي بايد آماده چنين انتخابي باشيم. اگر آنها تا روز شكرگزاري ( 25 نوامبر – چهارم آذر)‌در اسارت بمانند درباره رياست جمهوري شما و اعتبار جهاني آمريكا چگونه قضاوت خواهند كرد.»
ونس در پاسخ برژينسكي گفت كه « گروگانها فقط پنج روز است كه در اسارت هستند. ما با وضع آشفته و بي‌ثباتي در ايران روبرو هستيم و در اين شرايط عاقلانه‌ترين راه صبر و شكيبائي و تلاش براي رهائي گروگانها از طريق مذاكره است.اگر ما بتوانيم با صبر و حوصله و خويشتن‌داري جان اتباع خود را نجات بدهيم ملت آمريكا در قضاوت نهائي خود حق را بجانب ما خواهد داد…»
ونس در پايان سخنان خود به اين نكته تاكيد كرد كه «ما بايد در مقابل تحريكاتي كه هدف آن كشاندن ما به اعمال خشونت است خونسردي نشان دهيم و به تلاش خود براي يافتن راهي براي تماش با آيت الله خميني و حل مسالمت‌آميز اين مسئله بكوشيم.»
برژينسكي بار ديگر در عقيده خود پافشار ي كرد و خواهان دادن اولتيماتوم و شدت عمل براي رهائي گروگانها شد، ولي ونس همچنان معتقد به خويشتن‌داري و ادامه تلاش در راه حل مسالمت‌آميز اين مسئله بود. كارتر با دقت به استدلال هر دو آنها و بحثي كه بين آندو در گرفته بود گوش مي‌داد تا تصميم نهائي خود را بين اين دو نظر متفاوت و متضاد اتخاذ كند.
رئيس جمهور هم براي ونس و هم براي برژينسكي احترام قائل بود. كارتر با هر دو آنها در سال 1972 كه در مقام فرمانداري ايالت جورجيا براي شركت در كميسيون سه جانبه امور بين‌المللي دعوت شد آشنا گرديد. اين كميسيون از شخصيت‌هاي آمريكائي و اروپاييي و ژاپني براي بررسي امور بين‌المللي تشكيل شده بود وبرژينسكي يكي از گردانندگان اصلي آن بشمار مي‌آمد. ونس‌ و هارولدبراون (وزير دفاع) هم در اين كميسيون عضويت دشتند و كارتر هميشه با علاقه درجلسات اين كميسيون شركت مي‌كرد و آن را كلاس درسي براي خود در مسائل بين المللي مي‌دانست. در اين دوران كارتر از برژينسكي به عنوان «استاد» خود ياد مي‌كرد و برژينسكي هم كه از علاقه فرماندار جوان جورجيا به امور بين‌المللي خوشش مي‌آمد مرتبا با او مكاتبه مي‌كرد و كتابها و مقالات مفيد درباره امور بين‌المللي را براي او مي‌فرستاد.
در جريان مبارزات انتخاباتي سال 1976 هم برژينسكي مشاور اصلي كارتر در مسائل مربوط به سياست خارجي بود و سخنراني‌هاي انتخاباتي كارتر را در امور بين‌المللي كنترل مي‌كرد. با وجود اين پس از پيروزي كارتر در انتخابات رياست جمهوري، رهبران حزب دموكرات ونس را براي احراز مقام وزارت امور خارجه نامزد كردند و كارتر هم ضمن قبول اين پيشنهاد برژينسكي را به عنوان مشاور امور امنيت ملي خود انتخاب نمود. با اين انتخاب كارتر هم مي‌توانست از افكار و انديشه‌هاي نو برژينسكي براي طرح‌هاي درازمدت خود در سياست خارجي استفاده كند و هم از تجارب ونس در اداره وزارت امور خارجه و بوروكراسي حاكم بر روابط ديپلماتيك بهره‌مند شود.
اما از همان آغاز كار اختلاف نظر و اختلاف سليقه ونس و برژينسكي در مسائل مربوط به سياست خارجي آشكار شد هرچند پرزيدنت كارتر از برخورد عقايد و‌ آراء آنها چندان ناراضي نبود او براي برژينسكي نقش يك متفكر و طراح سياست خارجي را قائل بود در حالي كه ونس را يك مجري خوب مي‌دانست و به هر حال در ميان افكار وعقايد متفاوت آن دو تصميم گيرنده نهايي خود او بود. به طور مثال پيشنهاد تشكيل كنفرانس سران آمريكا و مصر و اسراييل (كارتر و سادات و بگين) از طرف برژينسكي عنوان شد و طراح اصلي قرارداد كمپ ديويد هم برژينسكي بود. ولي مذاكرات مربوط به امضاي بين قرارداد با كوشش و پشتكار ونس به نتيجه رسيد ونس در جريان مذاكرات كمپ ديويد گاهي هجده تا بيست ساعت در روز كار مي‌كرد.
ونس نمونه يك كارمند صديق و وظيفه شناس دولت بود. او مثل خود رئيس جمهوري صبحها قبل از اينكه هوا روشن شود پشت ميز كار خود بودو در طبقه هفتم ساختمان وزارت امور خارجه پيش از اينكه ساير كارمندان سر كار خود حاضر شوند بسياري از مكاتبات و كارهاي روزانه خود را انجام مي‌داد. بقيه اوقات ونس بيشتر صرف شركت در جلسات مذاكره پيرامون مسائل مختلف سياست خارجي، ملاقات با سفرا و نمايندگان كشورهاي خارجي، شركت درجلسات كميسيون‌هاي كنگره يا حضور در مهماني‌هاي سفارتخانه‌هاي خارجي مي‌شد.
در سال اول رياست جمهوري كارتر روي هم رفته پيشرفت‌هاي قابل توجهي در سياست خارجي بدست آمد: روابط با چين بر اساس محكمتري استوار شد، در خاورميانه پيشرفت‌هايي در جهت صلح و ثبات بدست ‌آمد، با امضاي قرارداد آمريكا و پاناما به يك شكل قديمي خاتمه داده شد و روابط آمريكا با كشورهاي جهان سوم بهبود يافت. ولي بروز اختلاف بين ونوس و برژينسكي در مسائل مربوط به سياست خارجي به تدريج علني شد و به صورت يكي از مسائل مورد بحث محافل سياسي واشنگتن درآمد. اين اختلاف نظرها در اوايل بيشتر در اطراف مسائل مربوط به روابط شرق و غرب دور مي زد ولي با بروز بحران ايران از اواسط سال 1978 ايران نيز به صورت يكي از مهمترين مسائل مورد اختلاف ونس و برژينسكي درآمد.
كارتر پس از شنيدن استدلال‌هاي ونس و برژينسكي، بدون اينكه صريحا نظريات برژينسكي را رد كند بيشتر نظر ونس را درباره خويشتن داري و ادامه تلاش براي حل مسالمت آميز مسئله گروگانها دنبال كرد و گفت براي برقراري تماس با آيت الله خميني بهترين راه اين است كه از طريق رهبران مذهبي يا سران كشورهاي مسلمان با او رابطه برقرار كنيم. رئيس جمهوري درعين حال در تعقيب نظر برژينسكي براي شدت عمل در صورت بي نتيجه ماندن تلاش براي حل مسالمت آميز مسئله از وزير دفاع پرسيد امكانات نظامي ما در منطقه چيست؟ هارولد براون گفت نيروهاي ما در اقيانوس هند در صورت لزوم مي‌توانند به سرعت به طرف خليج فارس حركت كنند، ولي نظر خود او اين بود كه تا قبل از اتخاذ تصميم قطعي نبايد دست به كاري بزنيم كه بهانه‌اي براي واكنش بدست روسها بدهد. كارتر دستور داد ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا امكانات يك اقدام نظامي عليه ايران و همچنين عمليات نجات براي رهايي گروگانها را مورد بررسي قرار دهد. براون گفت قبلا درباره امكان دست زدن به عمليات نجات با ستاد مشترك نيروهاي مسلح آمريكا مذاكره كرده و آنها اشكالات زيادي در اين كار مي بينند زيرا تهران «انتبه» نيست كه كماندوهاي اسراييلي توانستند مستقيما در فرودگاه پياده شده و گروگان‌هاي خودرا از فرودگاه نجات دهند. براون در تشريح مشكلات عمليات نجات گفت گروگان‌هاي آمريكايي در وسط يك شهر چهار ميليون نفري در ساختماني دربسته و تحت محاصره اسير هستند و فاصله محل سفارت تا نزديكترين فرودگاه 9 مايل (در حدود پانزده كيلومتر) است. براون در خاتمه گفت با وجود اين دستور رئيس جمهوري را به ستاد مشترك ابلاغ خواهد كرد تا امكانات عملي انجام چنين برنامه‌اي را مورد بررسي دقيق قرار دهند.
كارتر گفت: شخصا اعتقادي به نتيجه بخش بودن اقدامات تنبيهي يا عمليات نجات ندارد مگر اينكه پس از نااميدشدن از اقدامات سياسي به عنوان آخرين چاره به چنين كاري مبادرت شود. كارتر افزود: يك اقدام نظامي ياتنبيهي ممكن است دركوتاه مدت افكار عمومي را راضي كند ولي اگر انها متقابلا دست به كشتن گروگانها بزنند چه خواهد شد؟ آيا ما هم براي انتقامجويي بايد دست به كشتار مردم ايران بزنيم؟ دنيا چه قضاوت خواهد كرد؟
ونس گفت كه خانواده‌هاي گروگانها را به واشنگتن دعوت كرده و در يك جلسه معارفه در وزارت خارجه آنها را در جريان اقداماتي كه براي نجات بستگانشان به عمل مي‌آيد خواهند گذاشت ونس پيشنهاد كرد كه رئيس جمهوري هم در صورت امكان دراين جلسه حضور يابد.
جودي پاول اظهار عقيده كرد كه حضور رئيس جمهوري كه در اين جلسه بسيار مفيد خواهد بود. جودي گفت واكنش خانواده‌هاي گروگانها مي‌تواند در تعيين خط مشي اينده دولت در قبال اين مسئله مؤثر باشد زيرا اگر آنها با آرامش و خونسردي با اين بحران برخورد نكنند و اقدامات دولت را براي رهايي آنها از راه‌هاي مسالمت آميز تأييد نمايند افكار عمومي مردم آمريكا هم خويشتن داري در اين ماجرا را خواهد پذيرفت و رئيس جمهوري فرصت و آزادي عمل بيشتري براي حل اين مشكل خواهد داشت.
كارتر اين پيشنهاد را پذيرفت و گفت كه چون خود او با اجازه مسافرت شاه به آمريكا مسئول اين پيشامد شناخته شده بايد شخصا با خانواده‌هاي گروگانها رو به رو شود.
در پايان اين جلسه وقتي كه به اتفاق جودي به طرف دفتر خودم مي رفتم ونس به من نزديك شد و گفت آيا فرصت دارم چند دقيقه اي در دفترم بامن صحبت كند. گفتم البته آقاي وزير من در اختيار شما هستم.
با وجود روابط نزديك و صميمانه اي كه با ونس داشتم اين اولين باري بود كه او چنين تقاضايي از من مي‌كرد. بدون شك مطلب مهمي در ميان بود كه ونس با همه گرفتاري‌هايش مي‌خواست مرا در دفتر كارم ملاقات كند. ونس اظهار علاقه كرد كه جودي هم در صحبت‌هاي ما باشد و در نتيجه به اتفاق وارد اطاق دفترم شديم و پس از سفارش قهوه دور هم نشستيم.
ونس گفت:‌ مطلبي كه مي‌خواهم باشما در ميان بگذارم در رابطه با مسئله گروگانهاست. شما بايد اين مطلب را به خاطر بسپاريد كه قضاوت نهايي مردم آمريكا درباره رئيس جمهوري به توانايي ما در بازگشت صحيح و سالم گروگانها به كشور بستگي خواهد داشت. ونس سپس به توجيه نظريات خود درباره لزوم خويشتن داري و ادامه تلاش در راه حل مسالمت آميز مسئله گروگانگيري پرداخت. ظاهرا ونس گمان مي‌كرد كه من وجودي به واسطه نقشي كه در فعاليت‌هاي انتخاباتي آينده براي تجديد انتخاب كارتر بر رياست جمهوري داريم ممكن است تحت فشار افكار عمومي او را وادار به اقدام تند و يوانه واري عليه ايران بكنيم و عملا در جبهه طرفداران عقايد افراطي برژينسكي قرار بگيريم.
من به ونس اطمينان دادم كه سياست كنوني را در جهت تلاش براي رهايي گروگانها بدون توسل به زور تأيد مي‌كنم و او هم با خوشحالي از اينكه من با او هم عقيده هستم دفتر مرا ترك گفت. چند ثانيه بعد درباز شد و اين دفعه برژينسكي در آستانه در ظاهر گرديد. شايد هم او از حضور ونس در دفتر من آگاه شد و براي خنثي كردن تلقينات او نزد ما آمده بود.
برژينسكي گفت چون فرصت زيادي ندارد نمي نشيند و سپس ايستاده و با همان ژست استادي دانشگاه كملبيا خطاب به من و جودي گفت اين اولين آزمايش بزرگ رياست جمهوري كارتر است. يك بحران جدي پيش آمده و حالا بايد رئيس جمهوري به مردم آمريكا و جهان نشان بدهد كه توانايي مقابله با يك بحران بزرگ را دارد. برژينسكي سپس روي عقيده خود تأكيد كرد و گفت اين فرصتي براي كارتر است تا قدرت اراده و قاطعيت خود را نشان دهد.
ونس و برژينسكي هردو به جهاتي حق داشتند!
پس از مراجعت پرزيدنت كارتر از جلسه ملاقات با خانواده‌هاي گروگانها به ديدن او در دفتر رياست جمهوري رفتم. كارتر از ديدن خانواده‌هاي گروگانها منقلب شده بود و مي گفت بار مسئوليت سنگيني را براي رهايي گروگانها و تأمين سلامت آنها بر روي دوش خود احساس مي‌كند.
برژينسكي حاضر نشد در جلسه ملاقات رئيس جمهوري با خانواده‌هاي گروگانها شركت كند. اومي گفت جايي كه مسئله شرف و حيثيت يك ملت در ميان است نبايد تحت تأثير احساسات قرار گرفت. عقيده برژينسكي قابل احترام بود ولي من هم شايدتحت تأثير احساسات خودبا آن موافق نبودم.

جمعه 16نوامبر 1979 (25آبان 1358)
هفته تب آلود و گيج كننده اي را در پشت سر گذاشتيم.
روز يكشنبه گذشته پرزيدنت كارتر در يك جلسه سري شوراي امنيت ملي اظهار داشت كه در نظر دارد يك رشته اقدامات تنبيهي عليه ايران آغاز كند و اين كار را با قطع خريد نفت ايران از طرف آمريكا آغاز مي‌كند. بعضي از اعضاي شوراي امنيت ملي با اين تصميم موافق نبوده و استدلال مي كردند كه اين اقدام بدون اينكه تأثير زيادي براي ايران داشته باشد موجب كمبود و افزيش بهاي سوخت در آمريكا خواهد شد و ناراضايي‌هايي به وجود خواهد آورد. باوجود اين كارتر روي تصميم خود پافشاري كرد و گفت هم ايرانيها بايد فهمند كه زندگي گروگان هاي آمريكايي براي ما بيش از نفت آنها ارزش دارد و هم مردم آمريكا بايد آماده فداكاري براي آزادي گروگانها باشند. به علاوه اين نشانه روشني از تصميم ما براي متحدين ماست و بايد به آنها بفهماند كه ما خواهان اقدامات مشابهي از طرف آنها براي حل اين مسئله هستيم.
روز سه شنبه كارتر تصيم گرفت برنامه مسافرت انتخاباتي خود را بهپنسيلوانيا لغو كند و وقتي كه من ناراحتي خود را از اين تصميم نشان دادم رئيس جمهوري با عصبانيت گفت چطور شما اصرار مي‌كرديد به خاطر مسئله گروگانها سفر رسمي خود را به كانادا لغو كنم ولي حالا سفر انتخاباتي مرا در بحبوحه اين بحران تجويز مي‌كنيد؟ من جوابي نداشتم و گفتم حق با شماست.
سحرگاه روز چهارشنبه ميلر وزير خزانه داري و كاتلر مشاور حقوقي رئيس جمهوري به وي اطلاع دادند كه ايران در نظر دارد سپرده‌ها و پول هاي خود را از بانك هاي آمريكايي بيون بكشد. ميلر و كاتلر كه قبلا پيش‌بيني چنين جرياني را مي كردند اوراق مربوط به ضبط دارايي هاي ايران را در بانك هاي آمريكايي تهيه كرده بودند. اين اوراق فورا به امضاي رئيس جمهوري رسيد و ميلياردها دلار سپرده‌هاي ايران در بانك هاي آمريكايي ضبط گرديد.
روز پنجشنبه كارتر طي نطقي در كنوانسيون اتحاديه‌هاي كارگري آمريكا براي اولين بار لحن تند و خشونت آميزي درباره مسئله گروگانها سخن گفت و اخطار كرد كه آمريكا تسليم شانتاژ و تروريسم بين المللي نخواهد شد و كمترين آسيب به گروگان‌هاي آمريكايي بي جواب نخواهد ماند كارتر بعدا در جلسه‌اي در دفتر رياست جمهوري گفت من از خشم و نفرتي كه در مردم آمريكا به وجود آمده آگاهم و يقين دارم اگر از اهالي پلينز بپرسم، به عقيده شما چكاري بايد بكنم بالاستثناء جواب خواهند داد ايران را بمباران كنيد!
من با نطق خود در كنوانسيون اتحاديه‌هاي كارگري با خشم مردم همراه شدم تا شايد بتوانم احساسات آنها را كنترل كنم و فرصت بيشتري براي حل اين مشكل بدست آورم.
يكي از انتقاداتي كه بعدها از روش حكومت كارتر در مسئله گروگانگيري به عمل آمد اين بود كه ما بيش از حد لزوم اين مسئله را بزرگ كرديم در حالي كه مي بايست كمتر درباره آن حساسيت نشان دهيم و به ايرانيها بفهمانيم كه اين مسئله آنقدرها هم كه آنها فكر مي‌كنند براي ما اهميت ندارد .البته بعد از گذشت ماه ها از ماجرا مي شد اين حرف را گفت ولي در آن شرايط كه اخبار مربوط به گروگانگيري در تهران همه چيز را تحت الشعاع خود قرار داده بود و شبكه هاي تلويزيوني آمريكا هم براي دامن زدن به اين آتش و نشان دادن صحنه‌هاي تكان دهنده از تظاهرات ضد آمريكايي درتهران و آتش زدن پرچم آمريكا با يكديگر رقابت مي كردند چنين كاري امكان پذير نبود. ما نمي‌توانستيم اخبار و مقالات راديوها و روزنامه‌ها و گزارش‌هاي خبري تلويزيون‌ها را كنترل كنيم و به همين دليل كنترل احساسات عمومي و آرام كردن مردم در مسئله گروگانها هم براي ما امكانپذير نبود.

ادامه دارد

«ويژه نامه شيطان يزرگ» در خبرگزاري فارس

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

خاطرات «هاميلتون جردن»،رييس وقت كاخ سفيد از بحران گروگانگيري(5)

پروفسور كاتم گفت:خميني مي‌خواهد آمريكا را تحقير كند خبرگزاري فارس: اطلاعاتي كه پروفسور كاتم درباره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *