تیتر خبرها

خاطرات «زبينگوي برژينسكي» مشاور امنيت ملي كارتر از بحران گروگان گيري(6)

قرا ر شد طي عمليات طبس تعدادي ايراني هم ربوده شود

خبرگزاري فارس:بايد مأموريت نجات را در اسرع وقت به اجرا درآوريم، زيرا شب‌ها كوتاه‌تر مي‌شوند؛ مسئله ديگر اين كه ما بايد تعدادي ايراني اسير كرده و با خود برگردانيم و نيز بايد حمله هاي تلافي‌جويانه هم‌زمان را در صورت شكست مأموريت نجات مدنظر قرار دهيم.

زماني كه كارتر در آن صبح سرنوشت ساز آدينه به من گفت كه مايل به تشكيل فوري جلسه شورا مي‌باشد، از او پرسيدم كه هدف از آن چيست. او گفت كه به اين نتيجه رسيده است كه زمان اقدام فرا رسيده است. جلسه از ساعت يازده و نيم تا يك و بيست دقيقه به درازا انجاميد. به رغم جدي بودن و اهميت موقعيت، به دليلي رئيس جمهور تصميم گرفت صورت غيررسمي به جلسه بدهد، او به جاي ميانه ميز كابينه در انتهاي ميز درازي نشست و پست او به دري بود كه به دفتر او منتهي مي‌شد و من در سمت چپ او و كرسيتوفر (به جاي ونس كه در تعطيلات به سر مي‌برد در جلسه حضور داشت) در طرف راست او نشسته و سپس معاون رئيس جمهور، براون، ترنر، جونز و جودي پاول، نيم دايره هر دو سوي ميز را فرا گرفتند. رئيس جمهور جلسه را با اظهار اين مطلب آغاز كرد كه به نظر او احتمال آزادي گروگان‌ها به اين زودي نمي‌رود و ما بايد به ارزيابي گزينه‌هاي خود پرداخته و زمان تصميم‌گيري درباره اقدام‌هاي ويژه و تعيين جدول زمان‌بندي براي آنها فرا رسيده است.
كريستوفر نخستين كسي بود كه صحبت كرد و اقدام‌هاي غير رزمي را كه ما بايد مدنظر قرار مي‌داديم ارائه داد. ما مي‌توانستيم به سازمان ملل مراجعه كنيم، كشتي‌ها و هواپيماهاي ايران را در فهرست سياه قرار دهيم، اقدام به تحريم بين‌المللي ارتباطات آن‌ها كنيم كه همه آن‌ها زمان بيشتري را در اختيار اروپائيان براي پشتيباني از ما قرار مي‌داد. براون بي‌درنگ سخن را آغاز كرد و پيشنهادهاي كريستوفر را به دليل آن كه موثر نمي‌باشند.رد كرد. او سپس به بررسي گزينه‌هاي تنبيهي پرداخت و گفت كه محاصره ايران، اين كشور را به سوي شوروي سوق خواهد داد و
به اين ترتيب از مأموريت نجات طرفداري كرد، گرچه اظهار داشت كه اين تصميم بايد ظرف دو سه هفته آينده گرفته شود. مانديل مطالب مهمي ايراد كرد. به باور وي مأموريت نجات بهترين راه رهايي ما از وضعيتي است كه به طور تحمل‌ناپذيري تحقيرآميز مي‌شود. رئيس جمهور نظر مرا جويا شد و من گفتم كه رئيس جمهور نظر مرا مي‌داند و بنابراين صحبت خود را محدود به اين مطلب مي‌كنم كه ما بايد مأموريت نجات را در اسرع وقت به اجرا درآوريم، زيرا شب‌ها كوتاه‌تر مي‌شوند؛ مسئله ديگر اين كه ما بايد تعدادي ايراني اسير كرده و با خود برگردانيم تا در صورت به گروگان‌ گرفتن ديگر آمريكاييان، اهرم چانه‌زني در دست داشته باشيم و نيز بايد حمله هاي تلافي‌جويانه هم‌زمان را در صورت شكست مأموريت نجات مدنظر قرار دهيم.
پس از اظهارات جونز و ترنر كه بيشتر بر چگونگي اجراي مأموريت نجات متمركز بودند، رئيس جمهور به تفصيل سخنان خود را ايراد كرد. وي گفت كه موضوع را به طور كامل با روزالين و جردن، فريتز و جودي مورد بررسي قرار داده و با من به شدت در اين باره بحث كرده و به باور او ما بايد شدت‌عمل نشان دهيم. رئيس جمهور گفت كه ونس پيش از رفتن به تعطيلات در فلوريدا به او گفته است كه با هرگونه اقدام نظامي مخالف است ولي اگر بخواهد انتخابي ميان مأموريت نجات و محاصره گسترده صورت گيرد او مأموريت نجات را ترجيح مي‌دهد. كارتر گفت اعتبار و آبروي ملي ما در خطر است و سادات به او گفته است كه موضع و جايگاه بين‌المللي به خاطر منفعل بودن بيش از اندازه آسيب‌خورده است. بر اين پايه ما بايد اقدام كنيم و گروگان‌هاي خود را نجات دهيم. مأموريت بايد در اسرع وقت انجام شود كه به نظر ژنرال جونز 24 آوريل مي‌باشد و رئيس جمهور اعلام كرد: «ما بايد بدن تأخير به پيش رويم.»
به هر روي تصميم گرفته شد، گرچه بحث ديگري بايد در اين باره به انجام مي‌رسيد، اين تصميم تحت‌الشعاع بحثي قرار گرفت كه در 22 مارس در كمپ ديويد انجام شد. از آن روز به بعد مأموريت نجات در صورت شكست گفت‌وگوها به گزينه مشخصي تبديل شد و در اين باره در ميان اعضاي رده بالاي دولت تقريباً اتفاق‌نظر وجود داشت. به هر روي اندكي پس از بازگشت ونس از تعطيلات او و من در حالي كه خارج از دفتر ويژه در تراس كاخ سفيد مشرف به باغ رُز ايستاده بوديم، به‌طور مختصر به بحث درباره اين تصميم پرداختيم. در باغ، عكاسان و روزنامه‌نگاران حضور داشتند و آنها مي‌توانستند من و ونس را از دور مشاهده كنند. به خاطر مي‌آورم كه دهانم را با دستانم پوشاندم تا آنها نتوانند از دور لبخواني كنند. ونس به من گفت كه كريستوفر او را از اين تصميم آگاه كرده است و از آن سرخورده و ناراحت شده است. به او گفتم در آن صورت او بايد مخالفت خود را بي‌درنگ با رئيس جمهور در ميان گذارد و من از او در خصوص تشكيل رسمي جلسه شورا جهت بررسي مجدد موضوع پشتيباني مي‌كنم. البته افزودم كه موافق اين تصميم مي‌باشم زيرا تنها راه چاره باقي مانده، اقدام نظامي گسترده خواهد بود.
شورا در روز سه‌شنبه 15 آوريل از ساعت دوازده و چهل‌وپنج دقيقه تا دو و پنجاه دقيقه تشكيل جلسه داد. اين جلسه محرمانه بود زيرا نمي‌‌خواستيم اين واقعيت آشكار شود كه شورا مكرراً تشكيل جلسه مي‌دهد. رئيس جمهور نخست با ونس به تنهايي ديدار كرد تا ونس بتواند مخالفت خود را شخصاً ابراز دارد. كارتر با چهره‌اي گرفته با درخواست از ونس جهت ارائه مخالفتش جلسه را آغاز كرد ونس تأكيد ورزيد كه به باور او هنوز در گفت‌وگوها پيشرفتهايي صورت مي‌گيرد و متحدان ما درصدد پيوستن به ما در اعمال تحريم عليه ايران مي‌باشند و مأموريت نجات احمالاً به تلفات جاني منجر خواهد شد. براون مجدداً نخستين كسي بود كه صحبت كرد. وي پرسيد: «در آن صورت انتظار داريد كه گروگان‌ها چه زماني آزاد شوند؟» ونس پاسخ داد كه او نمي‌داند و بيم آن دارد كه مأموريت نجات به كشته‌ شدن برخي از آنان انجامد. من گفته‌هاي خود را محدود به اين نكته كردم كه ما بايد هم اكنون گروگان‌ها را نجات دهيم و در غير اين صورت دير خواهد شد، زيرا ما براي انجام مأموريت‌ وقت شبانه لازم را در اختيار نخواهيم داشت و بايد مأموريت نجات را انجام دهيم، زيرا در غير اين صورت ناگزير به اقدام ديگري خواهيم شد، به هر روي چه محاصره و چه تحريم ايران را به دامان شوروي خواهد انداخت. پس از تبادل‌نظر بيشتر رئيس جمهور گفت:‌«من درباره تصميمي كه گرفته ام جدي مي‌باشم.»
بقيه جلسه به بحث درباره مسئله‌اي كه پيشتر مطرح كرده بودم، سپري شد. آيا هم‌زمان بايد حمله‌هاي تلافي‌جويانه نيز صورت گيرد و بايد اسير (ايراني) هم بگيريم؟ درباره گرفتن اسير، براون، كليتور و جونز از من پشتيباني كردند. به نظر من گرفتن اسير در صورت بازداشت شدن برخي آمريكاييان، اهرمي در اختيار ما قرار مي‌داد. تبادل اسير در خاورميانه مكرراً رخ مي‌داد و داشتن قدرت چانه‌زني مي‌توانست محتاطانه قلمداد شود. ديگران بر اين باور بودند كه اين امر مايه گرفتاري بي‌مورد شده و رئيس جمهور سرانجام به جونز دستور داد تا زمان بلندشدن هواپيما از ايران تعدادي را به عنوان اسير بگيرد كه فرمانده مأموريت د رآن موقع مي‌تواند آنها را آزاد كند، مگر اين كه به دليلي ناگزير شود آنها را با خود به همراه آورد.
بحث شديدتري درباره اقدام تلاقي‌جويانه انجام گرفت. رئيس جمهور بر اين باور بود كه ما بايد تعداد تلفات را محدود كنيم. زيرا يان امر مايه كاهش بخت اقدام‌هاي دشمنانه عليه ديگر آمريكاييان مي‌شود و ونس شديداً از او پشيتباني كرد. براون و ترنر همانند من طرفداراقدام‌هاي هم‌زمان در صورت شكست بودند گرچه در اين مرحله فرض ما بر اين بود كه «شكست» به معناي شكست مأموريت در جريان حمله به تهران يا آزادي گروگان‌ها مي‌باشد. هيچ يك از ما عقيم‌ ماندن مأموريت در مرحله‌هاي نخست را شكست تلقي نمي‌كرد. به هر روي نتيجه بحث اين بود كه به ما اختيار داده شد تا اقدام به پديدآوري طرح‌هاي اضطراري كنيم و تصميم نهايي نزديك به روز اجراي عمليات گرفته شود.
روز بعد رئيس جمهور رياست جلسه محرمانه را با حضور فرماندهان مأموريت از ساعت هفت و سي و هفت تا نه و پنجاه و پنج دقيقه در اتاق طرح وضعيت به عهده گرفت. عملكرد كارتر تأثيربرانگيز بود. او به دقت همه سوي مأموريت را مورد بررسي قرار داد و به ويژه تأكيد كرد كه در تصميم‌هاي مربوط به عمليات مداخله نخواهد كرد و ارتش حداكثر اختيارهاي لازم را در چارچوب طرح‌هاي مصوبه خواهد داشت. او و من قبلاً از پيشتر درباره مداخله جان‌ اف‌كندي در برنامه‌ريزي نظامي عمليات خليج خوك‌ها، بحث كرده بوديم و كارتر مصمم بود تا مطمئن شود كه نگراني‌هاي شخصي او به بخت موفقيت مأموريت آسيب‌ نزد. تقريباً در اين مرحله بود، گرچه مطمئن نيستم كه دراين جلسه بود، كه ما تصميم گرفتيم تعداد هلكوپترها را كه براي مأموريت‌ برنامه‌ريزي شده بود از هفت به هشت فروند افزايش دهيم. ارتش به ما اطلاع داده بود كه به منظور موفقيت مأموريت، دست كم تعداد هلكوپترها بايد شش فروند باشد و تمرين‌هاي مكرر و بررسي‌هاي دقيق نشان داد كه هفت فروند كافي است. به هر روي طي يكي از نشست‌ها ژنرال جان پاستي، كه در آن زمان جانشين ژنرال جونز بود به ديويد آرون معاون من گفت كه ما بايد به بخش مربوط به هلكوپتر در مأموريت دقت بيشتري مبذول داريم. آرون نظر او را به من منتقل كرد و در نتيجه ما تصميم به افزايش تعداد هلكوپترها به هشت فروند گرفتيم. اين امر سبب شد كه نيازي به افزايش تعداد هواپيماهاي سوخت‌رسان كه قرار بود در سرزمين ايران دشمن، به هم نزديك شوند وجود نداشته باشد.
(سپس كساني گفتند كه مأموريت بايد شامل دو برابر اين تعداد هلكوپتر مورد بحث باشد؛ ولي اگر ايران در نتيجه بُعد گسترده اين نيروي هوايي در فضاي اين كشور، به اين مأموريت پي برد، ما بي‌گمان متهم خواهيم شد كه براي مثال به شيوه‌اي كه اسرائيل در انتبه انجام داد، دست نيازيده‌ايم. افزون بر اين تأثير آن اين است كه چنانچه آمريكا مثلاًَ دوازده فروند هلكوپتر را به مأموريتي كه به شش فروند نياز دارد، اختصاص دهد، اين امكان وجود دارد كه شش فروند را در راه رفتن به تهران از دست بدهيم. ولي اين طرز تلقي اين نكته را ناديده مي‌گيرد كه اگر شش فروند هلكوپتر و خدمه آن در حومه شهر سرگردان شوند، هدف غافلگيري و سرّي ماندن عمليات خدشه‌دار مي‌شود.)
طي چند روز بعد گروه كوچكي كه رياست نشست‌هاي آن به عهده من بود به طور روزانه تشكيل جلسه مي‌داد و اغلب با رئيس جمهور به مشورت مي‌پرداخت. كارتر موكداً اصرار مي‌ورزيد كه بايد تلاش كرد تا از كشتار افزون جلوگيري شود، و از ژنرال جونز درخواست كرد كه شخصاً اين مسئله را زيرنظر بگيرد. هم‌چنين ما تلاش‌هاي خود را در زمينه فريب ايرانيان با انجام دور ديگري از گفت‌وگوها افزايش داديم، و در همين زمان از آمريكاييان مي‌خواستيم كه ايران را ترك كنند. گسيل افراد و تجهيزات آغاز شده بود و همه چيز به آرامي پيش مي‌رفت.
تنها ابر تيره در افق ناخشنودي ونس به شمار مي‌رفت. بايد به يادآورد كه تصميم به مأموريت نجات در چارچوب اختلاف فزاينده ميان ونس و كاخ سفيد درباره رأي سازمان ملل اتخاذ شد. ونس آشكارا احساس مي‌كرد كه مورد حمله قرار گرفته است و من عميقاً احساس مي‌كردم كه او آماده‌ كناره‌گيري است. او خسته به نظر مي‌رسيد. اخلاقش تند شده و چشمانش پُف كرده و واقعاً ناراحت بود. من در 21 آوريل اين نكته را با رئيس جمهور در ميان گذاشتم و او صريحاً به من گفت كه سايرس ونس خسته به نظر مي‌رسد و آماده‌ كناره‌گيري است. او از من خواست كه با هيچ‌كس دراين باره سخني نگويم، زيرا درصدد است كه دوباره با سايرس ونس در اين باره گفت‌وگو كند، ولي ترديد دارد كه بتواند تصميم‌ سايرس ونس را تغيير دهد.
در 23 آوريل روز پيش از مأموريت نجات، كارتر تصميم گرفت كه حمله‌هاي هم‌زمان بر هدف‌ها انجام نشود. تصميم او مبتني بر اين نظريه بود كه اين امر مي‌تواند اجراي مأموريت نجات را پيچيده كرده و مايه افزايش هيجان‌هاي بي‌مورد در سطح بين‌المللي شود. در ساعت يازده و نيم رئيس جمهور، مانديل، ترنر و مو دور يك ميز كوچك در باغ رُز زير نور زيباي خورشيد نشستيم و به بررسي وضعيت عمليات پرداختيم. همه چيز به خوبي پيش مي‌رفت و تا آن زمان اطلاعات امنيتي به بيرون درز نكرده بود و دشواري نامنتظره تكنيكي بين‌المللي پيش نيامده بود. رئيس جمهور تصميم گرفت تا روز بعد كه روز عمليات بود در دفتر ويژه حضور داشته باشد و من در خارج از دفتر خود فعاليت كرده و براون با من از وزارت دفاع در تماس باشد، در حالي كه ژنرال جونز عمليات را از مركز فرماندهي نظامي ملي اداره مي‌كند. در دفتر خاطراتم نوشتم: «نخستين مرحله مهم عمليات چهارده، ساعت بعد آغاز خواهد شد. من احساس خوبي دارم. به نظر من در صورت شكست عمليات احتمالاً بيش از ديگران مورد سرزنش‌ قرار خواهم گرفت ولي كاملاً آماده پذيرش آن مي‌باشم. در صورت موفقيت، جايگاه آمريكا بهبود خواهد يافت كه بيست سال است كه به آن نياز مبرم دارد.»
طولاني‌ترين روز من طي چهار سال خدمت در كاخ سفيد با يادداشت اميدواري‌كننده‌اي آغاز شد. در ساعت ده و بيست دقيقه ژنرال جونز به من گزارش داد كه هوا خوب بوده و همه هشت فروند هلكوپتر در راه مي‌باشند. پيشتر ترنر گزارش داده بود كه اطلاعاتي درباره محل نگهداري گروگان‌ها كسب كرده است و گروه ما در تهران كه نقش حياتي در كمك به حمله بر سفارت ايفا خواهد كرد، شديداً درباره موفقيت ما خوش‌بين است. خبرهاي فراواني طي بامداد به دستمان نرسيد و من با رئيس جمهور، مانديل، ونس، براون، جردن و پاول به هنگام صرف ناهار ديدار كردم. ما به بررسي پيشرفت‌ها تا آن زمان پرداختيم و درباره مشورت با كنگره بحث كرديم. جوّ جالب نبود؛ ما همگي درگير قضيه بوديم ولي به كارهاي روزانه هم سرگرم بوديم. احتمالاً اين بهترين راه دوري از تنش همه‌گير بود. در ميانه ناهار براون به بيرون اتاق خوانده شد و دربازگشت گزارش داد كه دو هلكوپتر نتوانسته‌اند به نقطه فرود برسند و ممكن است، با تأخير روبه‌رو شوند.
تا ساعت سه و ربع بعدازظهر اطلاع بيشتري دريافت نشد، من در دفترم بودم كه براون تلفني گزارش داد كه دو هلكوپتر با دشواري روبه‌رو شده‌اند (كه يكي فرود‌ آمده و پس از آن كه علائه هشداردهنده نشان دادند كه هلكوپتر از كار افتاده است به حال خود راها شده و ديگري بدون كسب دستور به دليل دشوراي‌هاي مربوط به ناوبري در طوفان شن به ناو هواپيمابر نيميتس بازگشت) ولي علائم اوليه نشان مي‌دهد كه دست‌كم تعداد شش فروند در برنامه قرار دارند. به هر روي همه سي 130‌ها در تاريكي در كوير – يك، محل قرار فرود آمده‌اند. ولي مسئله نامنتظره‌اي پديد آمده بود. اين محل نزديك يك جاده بود و اين بهترين فرصت را براي ما جهت انتخاب يك ميدان فرود در كوير فراهم مي‌كرد. به هر روي اندكي پس از فرود سه فروند سي‌130، سه خودرو مشاهده شد. يكي از آنها فرار كرد در حالي كه يكي از آنهايي كه متوقف شد، اتوبوسي بود كه داراي چهل سرنشين بود. من و براون به بررسي موقعيت پرداختيم. از آنجا كه هوا تاريك بود دليلي وجود نداشت كه بپذيريم كه ايراني‌هايي كه فرار كردند، مي‌دانستند كه مسئله مهمي در حال وقوع است. به‌ويژه با توجه به اين كه منطقه از نظر قاچاق شهرت داشت. درباره مسافران اتوبوس ما مطمئن بوديم كه مي‌توانيم آنها را تخليه كنيم. براون و من براين باور بوديم كه دليلي براي لغو مأموريت وجود ندارد.
من ساعت سه و نيم نزد رئيس جمهور رفته و آخرين دگرگوني‌ها را به او گزارش دادم و به او گفتم كه به نظر من دليلي براي متوقف كردن مأموريت وجود ندارد. كارتر بيش از من نگران بود و به دقت به بررسي همه پيامدهاي احتمالي پرداخت. ما آنقدر سرگرم بوديم كه من كاري كردم كه هرگز انجام نمي‌دادم، در حالي كه با رئيس جمهور صحبت مي‌كردم بر لبه ميز بزرگ او در دفتر ويژه نشستم. مانديل به زودي به ما پيوست و من به او و رئيس جمهور گفتم كه ما «بازديدكنندگان» ناخوانده ايراني را سوار يكي از سي 130‌ها كرده و پس از انجام مأموريت آنها را آزاد مي‌كنيم. رئيس جمهور به منظور اطمينان از عملي بودن اين اقدام ساعت سه و سي وهشت دقيقه با ژنرال جونز تماس گرفت و پس از مشورت با او گفت كه دشواري در زمينه ادامه عمليات وجود ندارد.
من سپس به منظور انجام امور روزانه دفتري در جلسه كميته بررسي سياسي كه در اتاق طرح وضعيت درباره بررسي اوضاع خاورميانه تشكيل شد، شركت كردم و به بحث ميان ونس و لينويتز گوش دادم. در ساعت چهار و بيست دقيقه مرا به بيرون از اتاق خود فراخواندند و گزارشي را از براون دريافت كردم، مبني بر اين كه همه چيز در محل قرار، تحت كنترل مي‌باشد. چهار هلكوپتر سوخت‌گيري را انجام داده بودند. در حالي كه دو فروند هنوز در شرف سوخت‌گيري بودند. افسر فرماندهي انتظار داشت كه ظرف چهل دقيقه همه كارها در كوير تكميل شده و مرحله دوم عمليات آغاز شود. من احساس خشنودي و اطمينان مي‌‌كردم.

ادامه دارد

«ويژه نامه شيطان بزرگ» در خبرگزاري فارس

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

خاطرات «هاميلتون جردن»،رييس وقت كاخ سفيد از بحران گروگانگيري(5)

پروفسور كاتم گفت:خميني مي‌خواهد آمريكا را تحقير كند خبرگزاري فارس: اطلاعاتي كه پروفسور كاتم درباره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *