تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)18) دسته‌بندی نشده / امام گفتند مخالفین تسخیر سفارت در خط شیطانند

امام گفتند مخالفین تسخیر سفارت در خط شیطانند

جواد منصوری در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی:

به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی

همان ساعت اول آقای احمد صدرحاج‌سیدجوادی که وزیر دادگستری بود با آقای لاهوتی تماس گرفت و از او خواست دستور دهد افراد را از سفارت بیرون کنند. مشاور نخست‌وزیر هم با من تماس گرفت و به طور جدی خواست تا هر چه سریعتر سفارت از نیروهای انقلابی تخلیه شود. آقای دکتر یزدی هم در همان روز با امام تماس گرفتند و…

13آبان و تسخیر لانه جاسوسی، چه از نظر افراد برنامه‌ریز و چه از نظر اسناد کشف شده و مسائل پیرامون آن، سوالاتی را در ذهن ایجاد می‌کند. در ابتدای گفتگو می‌خواهیم بر جریانات و دیدگاههای موجود در آن برهه زمانی رصدی داشته باشیم تا ابعاد آن کمی روشن‌تر شود. به عنوان اولین سؤال بفرمائید مجموعه دلایلی که منجر به تسخیر سفارت آمریکا در تهران شد، چه بود.

در مهر ماه سال 58 و پس از ورود شاه به آمریکا فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب شد و بیش از گذشته جوّ ضد آمریکایی به خود گرفت. چرا که مردم ایران انتظار نداشتند آمریکا بعد از آن همه ظلم و جنایتی که شاه در ایران کرده بود این گونه از او استقبال کند و به او پناه دهد. این در حقیقت یک نوع دهن‌کجی به ملت ایران بود. البته برای استرداد شاه کارهای زیادی از جانب ایران انجام شد اما طبیعی بود که هیچ کدام از آنها به نتیجه نرسد. امکان نداشت آمریکا شاه را به ما دهد. چراکه با این کار تمام دوستان آمریکا در دنیا نگران آینده خودشان می‌شدند. از طرف دیگر روابط دولت موقت با آمریکا نیز در حال پیشرفت به سمت عادی شدن بود. ملاقاتی که آقای بازرگان با برژینسکی در الجزیره داشت را می‌توان از مؤلفه‌های این عادی‌سازی روابط نام برد. فتنه‌گری‌های آمریکا در ایران نیز از جمله رویدادهای آن زمان بود. مجموعه این دلایل سبب شد تا دانشجویان تصمیم بگیرند با انجام کاری بزرگ ترتیبی دهند تا آمریکایی‌ها احساس کنند ایران برای آنها ناامن است و نمی‌توانند اهداف خود را در این کشور عملی سازند. لذا تصمیم گرفتند با حمله به سفارت آمریکا، ضمن تصرف آن، افکار عمومی دنیا را نسبت به دخالت‌های آشکار آمریکا در امور ایران روشن کنند.

شما به عنوان اولین فرمانده سپاه چگونه از این موضوع مطلع شدید؟

5 آبان 58 به همراه چند نفر از اعضای شورای فرماندهی سپاه به منظور عیادت آقای لاهوتی‌ـ که آن زمان نماینده امام در سپاه بودندـ به بیمارستان قلب رفتیم. چند دقیقه‌ای از دیدار ما نگذشته بود که گفتند ما از اتاق بیرون برویم. مهمان خصوصی دارند. وقتی از اتاق بیرون آمدیم دیدیم آقای موسوی خوئینی‌ها وارد اتاق شدند. بعد از حدود 20 دقیقه آقای موسوی خوئینی‌ها با آقای لاهوتی خداحافظی کرد و ما دوباره وارد اتاق شدیم. آقای لاهوتی به ما گفت «آقای موسوی خوئینی‌ها و تعدادی از دوستانشان می‌خواهند سفارت آمریکا را بگیرند. شما با آنها همکاری کنیدو هماهنگی‌های لازم را انجام دهید. این کار مورد تأئید من است.»

آقای لاهوتی موضوع را با امام در میان گذاشته بودند؟

ما در آن مقطع تصور کردیم ایشان موضوع را با امام در میان گذاشته است ولی بعدها معلوم شد که چنین چیزی نبوده است. به هرحال چندنفر از سپاه از جمله آقای محسن رضایی‌ـ که آن زمان مسئول اطلاعات سپاه بودـ برای این کار مسئولیت گرفتند و قرار شد با چند نفر از دانشجویان در مورد کیفیت تصرف سفارت و نیروها و امکانات مورد نیاز، ادامه کار و… صحبت کنند. این در حالی بود که تقریباً هیچ کدام از دستگاههای اجرایی مملکت از جمله شورای انقلاب، شورای امنیت ملی و… از این مسئله اطلاع نداشتند. شاید مجموعه دلایلی که برای تسخیر سفارت گفتم توجیهی برای این کار بود اما این عملیات حتماً باید با هماهنگی مسئولان کشور انجام می‌گرفت.

نحوه تسخیر سفارت چگونه بود؟

در روز 13 آبان در حالی که دانش‌آموزان از شرق به غرب خیابان طالقانی در حال حرکت به سمت دانشگاه تهران بودند وقتی به مقابل سفارت آمریکا می‌رسند با هماهنگی‌هایی که از قبل صورت گرفته بود عده‌ای از دانشجویان وارد سفارت می‌شوند و نیروهای سپاه کنترل سفارت و جمعیت را به عهده می‌گیرند. همان طور که گفتم با هماهنگی‌های قبلی که با پاسداران کمیته مستقر در سفارت انجام شده بود، هیچ گونه عکس‌العملی نشان داده نشد و حتی آمریکایی‌ها هم هیچ اقدامی نتوانستند انجام دهند. در نتیجه به صورت خیلی سریع و بدون نقص این کار صورت گرفت به گونه‌ای که ساعت 30/11 صبح سفارت کاملاً در اختیار نیروهای انقلاب بود.

در مقابل مجموعه دلایلی که فرمودید منجر به تسخیر لانه جاسوسی شد،  دیدگاه دیگری نیز وجود داشت! عده‌ای معتقد بودند این کار از منظر دیپلماسی به ضرر کشور است و چهره خشنی از ایران نشان می‌دهد. با توجه به مقتضیات آن زمان آیا این دیدگاه درست بود؟

به هرحال کسانی که تصمیم گرفته بودند این کار را انجام دهند منافع آن را بسیار بیشتر از مضرات آن می‌دانستند. به نظر می‌رسید در آن مقطع می‌بایست افکار عمومی جهان نسبت به عملکرد آمریکا در قبال ایران روشن می‌شد و به نظر من به مقدار زیادی هم این شفاف‌سازی صورت پذیرفت. نکته ظریفی اینجاست که باید به آن توجه شود. در 24 ساعت اول دولت موقت با عصبانیت بسیار تلاش کرد نیروهای انقلابی را از سفارت تخلیه کند و امور سفارت را به حال اول باز گرداند. حتی برخی این صحبت را مطرح می‌کردند که باید از آمریکا عذرخواهی صورت پذیرد.

چه کسانی صحبت از عذرخواهی کردند؟

احتمالا امیرانتظام از جمله آن افراد بود.

آیا کسانی از تسخیر لانه جاسوسی سوءاستفاده کردند؟

صحبت امام که ساعت 2 بعدازظهر 14 آبان از رادیو پخش شد، جلوی همه سوءاستفاده‌ها را گرفت  و مسیر دیگری به روند این مسئله داد. امام این حرکت را «انقلاب دوم» نامیدند تا این حرکت را کاملاً مردمی معرفی کنند و نگذارند کسی یا گروهی آن را به نام خود تمام کند. دولت موقت با این شرایط می‌بیند که هیچ زمینه‌ای برای ماندن و کار کردن ندارد. چرا که دیدگاههایش به هیچ وجه مورد تایید نیست و در عمل هم با شکست روبرو شده است. لذا استعفای خود را اعلام کرد و این استعفا کمک زیادی به انقلابی‌تر شدن، تحرک بیشتر فضای عمومی کشور و تقویت نهادهای انقلابی کرد. متقابلاً آمریکایی‌ها ضربه سختی خورده بودند و این ضربه به هیچ عنوان برای آنها قابل قبول و قابل تحمل نبود و لذا یک جنگ تمام عیار را علیه ما شروع کردند و هم چنان هم ادامه می‌دهند.

در صحبتهایتان به این موضوع اشاره کردید که این کار بدون اطلاع امام صورت پذیرفت. آیا این عدم اطلاع‌‌رسانی صرفاً به شخص آقای موسوی خوئینی‌ها برمی‌گردد؟

آقای لاهوتی هم در این موضوع شریک بودند. ایشان نماینده امام در سپاه بودند ما به او اعتماد کرده بودیم و تصور نمی‌کردیم بدون هماهنگی با امام چنین تصمیم مهمی را اجرایی کنند.

علت این عدم اطلاع‌رسانی و هماهنگی با امام چه بود؟

آن طور که خودشان گفتند می‌خواستند یک حرکت اعتراضی علیه آمریکا و دولت موقت داشته باشند. می‌خواستند اگر امام تایید کرد سفارت را نگه دارند و اگر امام تایید نکرد سریعاً از سفارت خارج شوند. اما به نظر من باز هم عدم هماهنگی آنها با امام توجیه‌پذیر نبود.

علت این که موسوی خوئینی‌ها این موضوع را با آقای لاهوتی در میان گذاشت چه بود؟

می‌خواست از امکانات سپاه استفاده کند، اگر  این امکانات نبود شاید این برنامه اجرایی نمی‌شد از طرفی آقای لاهوتی موقعیت ویژه‌ای نزد امام داشت و در آن زمان به عنوان یک عنصر ناراضی از شورای انقلاب] واز[ شخصیت‌های برجسته نظام، حزب جمهوری اسلامی و… مطرح بود. بنابراین آقای موسوی خوئینی‌ها کارهایش را با ایشان هماهنگ می‌کند.

فضای کشور بعد از تسخیر لانه جاسوسی چگونه بود؟

همان طور که گفتم دولت موقت به شدت مخالف بود. همان ساعت اول آقای احمد صدرحاج‌سیدجوادی که وزیر دادگستری بود با آقای لاهوتی تماس گرفت و از او خواست دستور دهد افراد را از سفارت بیرون کنند. مشاور نخست‌وزیر هم با من تماس گرفت و به طور جدی خواست تا هر چه سریعتر سفارت از نیروهای انقلابی تخلیه شود. آقای دکتر یزدی هم در همان روز با امام تماس گرفتند. روز 14 آبان ساعت 30/1 بعدازظهر، نیز مجدداً آقای یزدی با امام تماس گرفتند. امام صحبت‌های تندی با یزدی کردند و تلویحاً صحبت را قریب به این مضمون فرموده بودند: «آنها که مخالف تسخیر سفارت آمریکا هستند، در خط شیطانند.»

بعد از این که این مکالمه تلفنی تمام می‌شود دولت قطعاً تصمیم می‌گیرد استعفا دهد. بعد از این که صحبت‌های تاریخی  امام در ساعت 2 بعدازظهر 14 آبان از رادیو پخش شد،  احزاب و گروهها یکی یکی شروع به موضع‌گیری کردند. به عبارت دیگر در 24 ساعت اول کسی موضع‌گیری خاصی نکرده بود.

احزاب معارض با جمهوری اسلامی برای این که از فضای عمومی کشور عقب نیفتند به شدت حمایت کردند. گروه‌ها و احزاب هماهنگ با جمهوری اسلامی نیز حمایت خود را از این حرکت انقلابی اعلام کردند. منتهی احزاب معارض برای این که اظهار وجود کنند حمله به سفارت دیگر کشورها را آغاز کردند. سفارتهای روسیه، فرانسه، ایتالیا و… از جمله سفارتخانه‌های مورد تهاجم این گروههای معارض با نظام بود. اینجا بود که بلافاصله اطلاعیه داده شد هیچ کسی حق ندارد به سفارتخانه‌ها حمله کند. البته در خارج از کشور حداکثر استفاده از این فضا شد و گفتند در ایران اوضاع کاملاً مشوش است و هیچ چیز سر جای خودش نیست.

شبهه‌ای که امروز برخی مطرح می‌کنند این است که دولت موقت با نفس تسخیر لانه جاسوسی مشکلی نداشته، بلکه به خاطر دخالت دانشجویان در کار دولت، استعفا داده است!!

این حرف کاملاً بی‌معنی است. بازرگان سه روز قبل از این اتفاق با برژینسکی صحبت کرد. به سفیر جدید آمریکا (کاتلر) موافقتنامه ورود به ایران دادند. وزیر دادگستری (احمد صدرحاج‌سیدجوادی) با عصبانیت با آقای لاهوتی صحبت و این حرکت را به شدت محکوم کرد.آقای مهدی چمران به عنوان مشاور نخست‌وزیر با بدترین لحن و صدای بلند با من صحبت کرد و خواست تا تمامی نیروهای انقلابی را از سفارت بیرون بریزم… با این اوصاف که گفتم آیا باز هم می‌توانند شبهه کنند که دولت موقت با تسخیر لانه جاسوسی موافق بوده است؟

بعد از تسخیر لانه جاسوسی، سپاه چه اقداماتی را انجام داد؟

ما چندان دخالتی در تصمیم‌گیری داخلی سفارت نداشتیم. امور مربوط به تأمین سفارت به عهده ما بود. 60 الی 70 نیروی پاسدار و حفاظت به صورت شبانه روز امنیت آنجا را برقرار می‌کردند. در حقیقت اگر این نیروهای سپاهی نبودند، تسخیر سفارت آمریکا انجام شدنی نبود. به همین دلیل بود که من برای همیشه به آمریکا ممنوع‌الورود شدم. با این که 30 سال در وزارت خارجه بودم یک بار هم اجازه ورود به آمریکا را پیدا نکردم. «جیمز بیل» این موضوع را در کتاب شیر و عقاب آورده است.

بررسی اسناد در داخل لانه جاسوسی به چه شکل صورت می‌گرفت؟

قبل از تصرف سفارت ما هیچ تصوری از این که اسناد آنجا به دست ما بیفتد نداشتیم و راجع به آن همفکری نکرده بودیم. اما وقتی با این مسئله مواجه شدیم، دیدیم فرصت خوبی برای استفاده کردن است. اگر چه متأسفانه بخشی از اسناد پودر شده بود ولی بخش دیگری که به صورت رشته درآمده بود را توانستیم استفاده کنیم. فکر می‌کنم یکی از منابع مهم مطالعه در تاریخ معاصر ایران این اسناد با ارزش است. مسائل بسیار مهمی در این اسناد نهفته است. چند پایان‌نامه فوق‌لیسانس و دکتری می‌توان از این اسناد استخراج کرد. البته در مورد بررسی اسناد شایعاتی است که خدا می‌داند درست است یا غلط.

چه شایعاتی؟

برخی که دیدند این امکان به وجود آمده، تصمیم گرفتند از آن برای تسویه حساب خودشان علیه دیگران استفاده کنند.

مثل آقای موسوی خوئینی‌ها علیه شهید بهشتی؟

نمی‌دانم! من در آن مقطع چیزی ندیدم و مطمئن نیستم که درست است. البته آقای مشفق اقدام برای سندسازی علیه شهید بهشتی توسط موسوی خوئینی‌ها را تایید کرده‌اند، اما این حرف تا چه حد درست است خدا می‌داند!

آیا پس از انتشار هم اسناد دستکاری شد؟

مهدی هاشمی یکی دو تا از اسناد را پس از آن که منتشر شده بود دستکاری کرده و دوباره انتشار داد.

برخی می‌گویند موسوی خوئینی‌ها با وجود این که مدارکی را علیه بنی‌صدر پیدا کرده بود، زمانی که از جانب امام مأمور بررسی صلاحیت کاندیداها شد از این اسناد سخنی نگفت. حتی با وجود مخالفتی که با بنی‌صدر داشت!

این که موسوی خوئینی‌ها مخالف بنی‌صدر بود درست است. اما این که اسنادی در مورد بنی‌صدر دیده و ترتیب اثر نداده، نمی‌دانم! اما نکته مهمتری را بگویم. پرونده جاسوسی بنی‌صدر از سال 1343 در اداره دوم ارتش بود اما از اول انقلاب کسی به آن اعتنا نکرد. به همین دلیل است که اسناد مربوط به شورای انقلاب منتشر نمی‌شود و حتماً برای همیشه منتشر نخواهد شد. چرا که پرونده‌های افرادی مثل قطب‌زاده، امیرانتظام، بنی‌صدر، یزدی و… بسیار سنگین است و این یکی از معجزات عجیب انقلاب است که با وجود این جریانات انحرافی، این چنین محکم و مقتدر ایستاده است.

آقای دکتر! چه شد برخی از آن جوانان پرشوری که پیشقراولان بالا رفتن از دیوار سفارت بودند و به فرموده امام باعث رخ دادن انقلاب دوم شدند، در اتفاقات سال گذشته، بخشی از پازل دشمن را تکمیل کردند که برای براندازی و انقلاب مخملی آمده بود؟

معمولاً افرادی که تندرو و افراطی هستند بعد از مدتی به صورت انفعالی به نقطه مقابل برمی‌گردند. این مساله‌ای است که تازگی ندارد و در طول تاریخ بوده است و من در طول عمر خودم از این موارد بسیار دیده‌ام. من آدم‌هایی را دیدم که سالی 5ـ6 ماه روزه می‌گرفتند اما بعد توده‌ای شدند. آدمهای بسیار وسواسی در دین را دیدم که بعد بی‌دین شدند. افراط‌ها و تفریط‌ها در این انقلاب زیاد رخ داده است و یک گروه آن هم همین افراد هستند. انسان موجودی است که در شرایط مختلف متفاوت است و ثابت نمی‌ماند. این گونه افراد برای سازمانهای اطلاعاتی دشمن بهترین سوژه و هدف هستند. حتی برای 30 سال هم که شده این افراد را تحت نظر خواهند داشت تا آنها را عوض کنند. چرا که با عوض شدن این افراد به انقلاب ضربه زده‌اند. به طور مثال شاپور بختیار از سال 1327 زیر نظر آمریکا بوده است تا این که در سال 1357می تواند از او استفاده کند. در مورد افراد انقلابی هم، همین کار را کردند و تا الان هم ادامه می‌دهند. ما غافل و ساده‌اندیش هستیم. نباید فرض کنیم کودتای نوژه که تمام شد دیگر اقدامی صورت نمی‌گیرد. نباید گفت پس از جنگ 8 ساله دیگر جنگی وجود ندارد. دشمن به هیچ عنوان دست از تلاش خود برنمی‌دارد. چرا که ادامه حیات دشمن در براندازی است. این مائیم که اشتباه می‌کنیم و متناسب با عملکرد دشمن عمل نمی‌کنیم. بیایید به اقداماتی که صهیونیست از اواسط قرن 19 برای فروپاشی امپراطوری عثمانی انجام داد تا در اوایل قرن 20 موفق به انجام آن شد نگاه کنیم. ببینیم اسرائیل در این 70 سال چه کرد و بعد مقایسه کنیم چند درصد از این اقدامات فروپاشی از ابتدای پیروزی انقلاب در ایران انجام شده است. ما فکر می‌کنیم فروپاشی فقط برای عثمانی، شوروی و… است و به این نکته دقت نمی‌کنیم که اگر مراقب نباشیم ممکن است برای ما هم اتفاق بیفتد.

بیشتر از یک سال از حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری گذشته است،فکر می‌کنید رویش برآمده از فتنه 88 چه بود؟

برای یک فرد عاقل و متفکر هر مشکل و ضربه‌ای می‌تواند تبدیل به یک فرصت و یک امکان برای بقا باشد. یکی از مبارزین جمله جالبی دارد، می‌گوید: «ضربه‌ای که ما را از پا در نیاورد موجب تقویت ما خواهد شد». اما به چه شرط؟ به شرط این که ما عقلانیت داشته باشیم و تمام امور را براساس واقعیت‌ها شناسایی کنیم و براساس منطق عمل کنیم. مقام معظم رهبری در قم فرمودند آنچه که سال گذشته اتفاق افتاد از 20 سال پیش برنامه‌ریزی شده بود. این حرف سؤالات زیادی را به ذهن متبادر می‌کند. چه کسی در کشور حاضر است به این سؤالات پاسخ دهد؟ آیا مسئولان این موضوع را نفهمیدند؟ آیا فهمیدند و کاری نکردند؟ آیا فهمیدند و کاری متناسب با توطئه نکردد؟ و سوالات دیگری از این دست. این جمله بسیار جای تأمل و تفکر دارد. بنده خبر دارم از سال 1364 یعنی 25 سال پیش یک جمع متحد از اسرائیل، انگلیس و آمریکا به صورت ستادی علیه ایران فعالیت گسترده‌ای را شروع کرده‌اند. نفوذ در رسانه‌ها،در نظام آموزشی،در نظام اداری،در بخش قتصادی،مدیریت آقازاده‌ها و… سالهاست در دستور کار این عناصر بیگانه قرار گرفته است و کسی حاضر نیست اقدام جدی علیه این نفوذ انجام دهد.

علت این که دستگاههای اجرائی به مبارزه جدی نمی‌پردازند چیست؟

برخی آدمهای نالایق و بی‌سواد هستند و برخی دیگر برای حفظ پست و مقام خودشان به هر عملی  دست می‌زنند. عده‌ای به قانون بی‌اعتقادند و عده‌ای دیگر به دین. همه این عوامل دست به دست هم داده‌اند.متاسفانه دستگاه های نظارتی،بویژه قوه قضاییه کارایی لازم را ندارند.

در 5 سال اخیر هم این روند ادامه داشته است؟

هیچ فرقی نکرده است.آیا مفاسد اقتصادی فرق کرده؟ آیا بی‌قانونی فرق کرده؟ آیا ناکارآمدی فرق کرده؟ آیا حذف نیروهای انقلابی فرق کرده؟ این صحبت مقام معظم رهبری تایید این مطلب است که کسی در این مملکت مسئول نیست. اگر کسانی احساس مسئولیت می‌کردند الان باید چندین نفر را محاکمه می‌کردند و از آنها می‌پرسیدند شما در این چند سالی که رئیس جمهور بودی یا فلان منصب را داشتی چه کردی؟ خاطرم هست در سال 1364 دو مسئله را خدمت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح کردم. یکی مسئله استفاده از کامپیوتر و تأمین قطعات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری آن برای تسهیل در امور کشور و دیگری فرهنگ عمومی مردم ما بود که 12 مؤلفه فرهنگی را برای ایشان مطرح کردم. ایشان از این پیشنهادات خیلی استقبال کردند و آن را به شورای انقلاب بردند. وزارت ارشاد را موظف کردندکه پیگیر این مسئله باشد. این امر مصوبه شورای انقلاب شد. اما امروز می‌بینیم با وجود صرف هزینه‌های کلان در طول سالیان در این مسائل پیشرفت نداشته‌ایم. چرا؟بنابراین کار کردن روی نیروهای انقلابی ما استراتژی ثابت غرب است. غرب و شبکه یهود در تغییر  هویت آدمها و اختلاف انداختن بین آنها مهارت زیادی دارد. محمدبن عبدالوهاب، علی‌محمد باب، انورسادات، یاسر عرفات، ابومازن و… از جمله نمونه‌هایی هستند که غرب با تأثیرگذاری بر هویت آنها توانست به اهداف خود برسد.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

از سوی رهبر انقلاب سیاست‌های ‌کلی جمعیت ابلاغ شد

از سوی رهبر انقلاب سیاست‌های ‌کلی جمعیت ابلاغ شد حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *