تیتر خبرها

13آبان 58؛ چرا انقلاب دوّم

 خبرگزاري فارس: دبير اسبق اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل كشور در يادداشت خود نوشت: تسخير لانه جاسوسي به‌ حاكميت‌ ليبرال‌ها پايان‌ داد و البته در كنار مسأله‌ سقوط‌ دولت‌ موقت‌ و بي‌اعتباري‌ جريان‌هاي‌ ليبرال‌، بايد به‌ سقوط‌ ارزش‌ گروه‌هاي‌ چپ‌ نزد مردم‌ و بي‌اعتباري‌ آنها نيز اشاره‌ كرد[1].

 

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزراي فارس، علي خضريان دبير اسبق اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل كشور در يادداشتي با عنوان “چرا نامش را انقلاب دوم ناميدند؟ ” نوشت:

 

تسخير لانه جاسوسي و گروگان‌گيري 444 روزه‌‌ بيش‌ از 50 نفر از كاركنان‌ سفارت‌ آمريكا از سوي‌ دانشجويان‌ پيرو خط‌ امام(ره)‌، اقدامي‌ بزرگ‌ و بي‌نظير، نه‌ فقط‌ در سطح‌ كشور يا منطقه‌، بلكه‌ حركتي‌ شگرف‌ و غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ در سطح‌ جهان‌ بود.

 

اين‌حركت‌، داراي آثار و پيامدهاي‌ مثبت داخلي و خارجي بود‌ كه ‌نگاهي‌ به‌ آنها نشان‌ مي‌دهد كه‌ در مجموع‌، اين‌ تحولات‌ به‌ سود انقلاب‌ اسلامي‌ و به عنوان نقطه تكاملي آن، موجب‌ حفظ‌، تداوم‌ و تعميق‌ انقلاب اسلامي گرديد و شايد از اين رو است كه آن را “انقلاب دوم ” ناميدند.

 

حركت‌ دانشجويان‌ مسلمان‌ پيرو خط‌ امام‌(ره‌) و تسخير لانه‌‌ جاسوسي‌ از سوي ‌آنان‌، يكي‌ از بزرگ‌ترين‌ حركت‌هاي‌ ضداستكباري‌ در تاريخ‌ انقلاب‌هاي‌ مردمي‌ بود كه‌ روح‌ خودباوري‌ و استكبارستيزي‌ را بار ديگر در ملت‌ ايران‌ و ديگر ملت‌هاي‌ محروم‌، متبلور ساخت‌ و اسطوره‌‌ ابرقدرتي‌ آمريكا را براي‌ هميشه‌ در هم‌ شكست‌ و فصل‌ جديدي‌ از تاريخ‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را رقم‌ زد و نقطه آغازي بود در جهت صدور اين نهضت آزادي‌بخش

اما در آن زمان حضرت‌ امام(ره) و نيروهاي انقلابي پيرو ايشان كه‌ همراه‌ واقعي‌ انقلاب‌ محسوب‌ مي‌شدند، عمل‌ دانشجويان‌ را به‌ شدت‌ مورد تأييد و تمجيد قرار دادند و از آن‌ حمايت‌ كردند.

 

بي‌شك‌ نقش‌ كليدي‌ و محوري‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) در جريان‌ تسخير لانه‌ جاسوسي ‌آمريكا در تهران‌، اولين‌ مسأله‌اي‌ است‌ كه‌ بايد در جريان‌ بررسي‌ وضعيت‌ و مواضع ‌نيروهاي‌ موجود در جريان‌ تسخير، مورد بررسي‌ قرار گيرد.

 

موضع گيري‌هاي‌ امام‌ در مقابل‌ آمريكا، صريح‌ و قاطع‌ بود و در تقابل‌ با ديدگاه‌هاي‌ دولت‌ موقت‌ قرار مي‌گرفت‌ چرا كه مقامات‌ اين‌ دولت‌ طرفدار مماشات‌ و روابط‌ ديپلماتيك‌ حسنه‌ با اين‌ كشور بودند.

 

حضرت‌ امام(ره) در ارديبهشت‌ 58 در مصاحبه‌اي‌ با روزنامه‌ي‌ “لوموند ” فرمودند: “امپرياليسم‌ آمريكا بزرگترين‌ خطر است‌. عمال‌ آمريكا در جريان‌ اين‌ روزها، خود را پشت‌ سر سازمان‌ مذهبي‌ دروغين‌ پنهان‌ كرده‌اند… “

 

وزير خارجه‌ آمريكا از صدور حكم‌ اعدام‌ براي‌ شاه‌ سابق‌ و برخي‌ دست‌ اندركاران‌ رژيم‌ سلطنتي‌ شاه‌، اظهار تأسف‌ كرد. از طرف‌ ديگر، سناي‌ آمريكا به‌ اتفاق آراء اعدام‌هايي‌ را كه‌ در ايران‌ انجام‌ شده‌ بود، محكوم‌ كرد. اين‌ وقايع‌ در ارديبهشت‌ سال‌ 58 رخ‌ داد، يعني ‌هنگامي‌ كه‌ هنوز بيش‌ از سه‌ ماه‌ از حكومت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در ايران‌ نگذشته ‌بود.

 

امام(ره)‌، بلافاصله‌، با آمريكا شديداً مخالفت‌ كردند و فرمودند: “آمريكا اگر از اعدام‌ هويداها اظهار تأسف‌ نكند، از نوكرهايش‌ پشتيباني‌ نكرده‌ است‌ ما توقع‌ نداريم‌ ابرقدرت‌ها كه‌ دستشان‌ از ايران‌ كوتاه‌ شده‌، از ما تشكر كنند. “

 

از سوي‌ ديگر، دانشجويان‌ پيرو خط‌ امام(ره)‌، كه‌ از مماشات‌ و عدم‌ موضع‌گيري‌ انقلابي‌ دولت‌ موقت‌ نگران‌ بودند، تلاش‌ مي‌كردند تا با پيروي‌ ازديدگاه‌هاي‌ حضرت‌ امام‌(ره‌)، در تحولات‌ جامعه‌‌ آن‌ روز ايران‌ نقش‌ كليدي‌ و اساسي ‌را ايفا كنند و آنچه‌ كه‌ دانشجويان‌ پيرو خط‌ امام‌ را در مورد اشغال‌ يا عدم‌ اشغال‌ لانه‌‌ جاسوسي‌ مردد كرده‌ بود، ناآگاهي‌ از موضع ‌حضرت‌ امام(ره) بود.

 

البته يك‌ حركت‌ هوشمندانه‌ ديگر از جانب‌ امام(ره)‌، باعث‌ شد تا آنان‌ براي‌ انجام‌ اين‌ كار مطمئن‌ شوند.

 

حضرت‌ امام(ره) در تاريخ‌ 10 آبان‌ 1358، پيامي‌ به‌ ملت‌ ايران‌ دادند كه‌ سرآغاز حركتي‌ نوين‌ براي‌ دانشجويان‌ مسلمان‌ شد. امام(ره) در بخشي‌ از آن‌ پيام‌ فرمودند: “بر دانش‌آموزان‌، دانشگاهيان‌ و محصلين‌ علوم‌ دينيه‌ است‌ كه‌ با قدرت‌ تمام‌، حملات‌ خود را عليه‌ آمريكا و اسرائيل‌ گسترش‌ داده‌ و آمريكا را وادار به‌ استرداد اين‌ شاه‌ مخلوع‌ جنايتكار نمايند و اين‌ توطئه‌‌ بزرگ‌ را بار ديگر، شديداً محكوم‌كنند…. اي جوان‌هايي كه در مقابل توپ و تانك رفتيد و خواهرهايي كه جوانان خود را از دست داده‌ايد…. حفظ كنيد خودتان را، نهضت خودتان را حفظ كنيد، ننشينيد ديگران براي شماد كار كنند، اينها براي شما كاري نمي كنند. “

 

پيام‌ امام(ره) كه‌ با انتشار خبر ملاقات‌ بازرگان‌ (رئيس‌ دولت‌ موقت‌) با برژينسكي‌ (مشاورامنيت‌ ملي‌ كارتر) در اجلاس الجزاير همزمان‌ شده‌ بود، از جانب‌ نيروهاي‌ انقلابي‌ به‌ مانند پيامي‌ آشكار براي‌ انجام‌ كاري‌ انقلابي‌ و قاطع‌ تلقي‌ شد كه البته پس از تسخير لانه جاسوسي حضرت‌ امام‌(ره‌) اصل‌ حركت‌ را تأييد كرده‌ و با واسطه‌ شدن‌ مرحوم‌ حاج‌ احمدآقا خميني‌ به‌ دانشجويان‌ مي‌گويند كه‌: “خوب‌ جايي‌ را گرفته‌ايد، محكم‌ نگهداريد. “

 

امام‌ خميني‌(ره‌)، به‌ عنوان‌ رهبر انقلاب‌، نخستين‌ كسي‌ بود كه‌ از اقدام‌ شجاعانه‌ دانشجويان‌ حمايت‌ كرد و عمل‌ آنان‌ را واكنش‌ طبيعي‌ ملت‌ در مقابل‌ جنايات‌ بي‌شمار آمريكا دانست‌.

 

اما گروه‌هاي ‌ليبرال‌، چپ‌ و سران‌ دولت‌ موقت‌ از اين‌ عمل‌ انقلابي‌ انتقاد كردند و آن‌ را نامناسب‌ با شرايط‌ بين‌المللي‌ دانستند و كار به‌ آنجا رسيد كه مهندس‌ بازرگان‌، فرداي‌ آن‌ روز (تسخير سفارت‌) از نخست‌ وزيري‌ دولت‌ موقت‌ استعفا داد و استعفاي‌ ايشان‌، علي‌رغم‌ وساطت‌ عده‌اي‌ سريعاً از سوي‌امام‌(ره)، مورد قبول‌ قرار گرفت[2]‌ و مسئوليت‌ اداره‌ كشور به‌ شوراي‌ انقلاب‌ محول‌ شد‌.

 

گرچه تصرف سفارت آمريكا در روزهاي نخست، پديده‌اي لحظه‌اي و موقتي به حساب مي‌آمد و تصور مي‌رفت كه حداكثر چند روزي به طول انجامد و به سان پديده‌هاي مشابه يعني اشغال سفارت كشورهاي خارجي در ديگر نقاط جهان ديري نپايد اما علي‌رغم اين خوش‌بيني اوليه 444 روز به طول انجاميد، به بحراني منطقه‌اي و بين‌المللي تبديل شد، بازتاب‌هاي آن روابط و مواضع كشورها را در قبال جمهوري اسلامي ايران و آمريكا به شدت تحت تأثير قرار داد و بعد از سال 1358 تحولات مهمي را در منطقه باعث گرديد.

 

اشغال‌ سفارت‌ آمريكا از حيث‌ داخلي‌ باعث سقوط‌ دولت ‌موقت‌ و شفاف‌ شدن‌ مواضع‌ كليه‌‌ گروه‌ها و نيروها و جريان‌هاي‌ سياسي‌ گرديد كه‌ به‌ ظاهر يا در واقع‌ با انقلاب‌ همراه‌ شده‌ بودند.

 

اين رخداد‌، به‌ حاكميت‌ ليبرال‌ها پايان‌ داد و البته در كنار مسأله‌ سقوط‌ دولت‌ موقت‌ و بي‌اعتباري‌ جريان‌هاي‌ ليبرال‌، بايد به‌ سقوط‌ ارزش‌ گروه‌هاي‌ چپ[3]‌ نزد مردم‌ و بي‌اعتباري‌ آنها نيز اشاره‌ كرد.

 

گروه‌هاي‌ چپ‌ ماركسيست‌ كه‌ به‌ دنبال‌ سركوب‌ گسترده‌ در دوران‌ پهلوي‌، توانسته‌ بودند پس‌ از پيروزي ‌انقلاب‌ در فضاي‌ سياسي‌ كشور عرض‌ اندام‌ كنند، بيش‌ از هر چيز به‌ ضدامپرياليست‌ و ضدآمريكايي‌ بودن‌ فخر مي‌فروختند و خود را سردمدار حركت‌هاي‌ ضدامپرياليستي‌قلمداد مي‌كردند.

 

آنان‌ نيروهاي‌ مذهبي‌ را به‌ دليل‌ موانع‌ شرعي‌! ناتوان‌ و فاقد پتانسيل‌ لازم‌ براي‌ مبارزه‌ با امپرياليسم‌ مي‌دانستند و چنين تحليلي باعث گرديد تا آنان گمان كنند كه انقلابيون مسلمان آماده در غلتيدن به دامن بلوك شرق‌اند.

 

اما تحولات بعدي ايران كه اين بار ماهيتي ضدسوسياليستي و ضد ماركسيستي داشت و در قضيه اشغال افغانستان توسط نيروهاي ارتش سرخ شوروي سابق و انحلال و دستگيري اعضاي حزب توده كه در طراحي كودتا عليه نظام جمهوري اسلامي شركت داشتند به اوج خود رسيد، نشان داد كه زعم و گمان طرفداران بلوك شرق نيز قريب به صحت نبوده است.

 

اما اين‌ كار دانشجويان‌ با وجود تمامي‌ جنجال‌هايي‌ كه‌ از سوي‌ گروه‌هاي‌ چپ‌گرا برپا شد، اتهام‌ آمريكايي‌ بودن‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را پاك‌ كرد؛ چرا كه‌ برخي‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ آمريكا به‌ علت‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ يك‌ انقلاب‌ سوسياليستي‌ در ايران‌، توسط ‌گروه‌هاي‌ چپ‌، انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ را هدايت‌ كرده‌ است.

 

حضرت امام(ره) توانست با مديريت بحران گروگان گيري، آمريكا را در سطح منطقه اي و بين‌المللي تحقير نمايد، هيبت ترسناك اين كشور را بشكند و به ملت‌ها و دولت‌ها جرأت دهد كه احساس شخصيت كرده و در سال‌هاي بعد بتوانند عليه آمريكا اقدام نمايند.

 

اين دستاورد كوچك و اندكي نيست و شايد نتوان ارزش مادي براي آن در نظر گرفت يا هماوردي مادي براي آن جست.

 

اين مسئله را حتي تمامي مقامات صاحب نظر آمريكايي درگير در بحران هم اعتراف كرده و معتقد شده‌اند كه گرچه توانسته‌اند از رهگذر اقدامات بعدي برخي خسارات مالي و جاني را بر ايران وارد كنند اما پرستيژ بين‌المللي خود را به تدريج و در پي اين واقعه در مخاطره ديده‌اند و اين در حالي است كه آمريكا با استراتژي “ايجاد ترس توسط هيبت بين‌المللي خود “[4] سال‌ها بر جهان حكومت كرده بود و شكستن اين هيبت به عنوان نتيجه تسخير سفارت آمريكا به دست دانشجويان، دستاورد بزرگي براي انقلاب اسلامي ايران محسوب مي شد.

 

بدين ترتيب، فراگفتمان امام خميني(ره)، تمامي گفتمان‌هاي ضد غرب و آمريكا ستيز دهه 50 را در خود حل كرد.

 

اكنون در حدود سه دهه از اين واقعه مي‌گذرد اما اين حادثه همچنان تأثيرات خود را خصوصاً بر روابط ايران و آمريكا و اقدامات آمريكا در قبال ايران داراست و تصوير آن همچنان در بايگاني ذهن افكار عمومي غرب باقي مانده است.

 

طي سال‌هاي اخير و خصوصاً از سال1377 تا حال حاضر، طيف چپ گراي تصرف كنندگان سفارت كه اتفاقاً از ايدئولوگ‌هاي دولت و مجلس دوم خردادي نيز بودند، بر خلاف نظر و نگاه عامه مردم كه اين روز را افتخاري در تاريخ انقلاب اسلامي مي‌داند، تصرف سفارت را اشتباه خوانده و ندامت خود را از اين اقدام به زبان‌هاي مختلف اعلام كردند[5] و تلاش نمودند با نزديكي هرچه بيشتر فكري و عملي به غرب و پذيرش و وارد كردن ارزش‌هاي غربي به داخل جامعه ايراني، از اقدامات قبلي خود فاصله بگيرند.

 

در اين مسير توجيه “مطلوبيت تغيير بر مبناي زمان و مكان ” به تدريج عموميت يافت و جالب اين كه موضع ثانوي اين طيف كه پس از 2دهه اعلام مي‌شد، به طور خودآگاه يا ناخودآگاه يادآور موضع قديمي و هميشگي ليبرال‌ها بود كه در سال 1358 و بعد از آن اقدام دانشجويان را تقبيح كرده بودند.

 

در اين ميان واقع بينانه‌ترين گام را رهبر فقيد انقلاب اسلامي برداشتند. ايشان پس از تأملي در موضوع، اقدام دانشجويان را انقلابي بزرگتر از انقلاب اول و انقلاب دوم ناميدند و بر حمايت خود از تسخير سفارت اصرار ورزيدند، در ادامه نيز اين بحران را تا پايان اداره كرده و در موقع مقتضي توسط مجلس تازه تأسيس شوراي اسلامي بدان پايان دادند.

 

برخي سياسيون قديمي و وابسته به طيف‌هاي ليبرال يا ليبرال مذهبي با ختم بحران اصرار كردند كه اين بحران اگر چه در ابتدا آمريكا را بهت زده كرد و آن كشور را در موضع ضعف قرار داد اما در نهايت به زيان كشور ما پايان يافت و تقريباً مي‌توان گفت كه در سال‌هاي اخير چنان بر اين موضع اصرار شده كه به تدريج به باوري عام در ميان آنها تبديل گرديده است[6].

 

اين در حالي است كه واقعيت به صورتي ديگر بود. انقلاب اسلامي ايران اهدافي داشت كه مي‌بايست به آنها دست يابد. يكي از اهداف مهم انقلاب اسلامي ايران استكبار ستيزي بود و مبارزه با ابرقدرتي زورگو و عصيان گر مانند آمريكا و تلاش براي تحقير و تخريب هيبت چنين قدرت‌هايي در سطح منطقه و جهان، از مصاديق اين استكبار ستيزي بود و گروگان‌گيري اين فرصت طلايي را در اختيار جمهوري اسلامي قرار داد تا يكي از برنامه‌هاي خود را عملي سازد هر چند به طور طبيعي هر اقدامي هزينه‌اي هم دارد.

انتهاي پيام/ق

 

 


[1] – بايد افزود اين جريان سلاح دروغين  مبارزه ابا آمپرياليسم آمريكا را از دست گروهكهاي ظاهرا انقلابي و در باطن وابسته به آمريكا گرفت.

[2] – ليبرالها با اين استعفا در پي فشار به امام بر امده بودند و عليرغم ارسال استعفا به خدمت امام آن را اعلام نمي نمودند به صورتي كه روزنامه هاي ظهر روز 15 ابان آن را اعلام ننموده اند و اين در حالي بود كه شب قبل استعفا به خدمت امام ارسال شده بود و قرار بود ساعت 7 صبح در رسانه ها اعلام گردد. هدف آنان از استعفا فشار بر امام براي بيرون كردن دانشجويان از لانه جاسوسي بود. ساعت 2 روز 15 آبان به دستور مرحوم سيد احمد متن استعفاي آنان در راديو خوانده ميشود و آنان كه فكر ميكردند كه كسي جز آنان براي اداره كشور وجود ندارد و امام مجبور به پذيرش خواست آنان است با عمل انجام شده مواجه گرديدند.

[3] – بلكه رسوا شدن اين انقلابي نماياني كه چراغ راهنماي چپ ماركسيستي خود را روشن نموده و به راست آمريكايي ميپيچيدند و در مقابل آنقلاب و به نفع آمريكا موضع گرفته بودند.

[4] – انفجار دو بمب اتم انهم در دو شهر و كشتار صدها هزار انسان غير نظامي بيگناه يكي از اهدافش تسليم جهانيان در برابر سياست سلطه طلبانه آمريكا پس از جنگ جهاني دوم بود آمريكايي كه سياست انزوا طلبي را كنار گذاشته بود و به دليل قدرت عظيم اقتصادي و نظامي كه به خاطر عذم تحمل ضربات نظامي از جنگ دوم و تأمين امكانات نظامي و تداركاتي متفقين و رشد اعجاب انگيز توليدي، و نابودي نسبي رقبا به عنوان قدرت برتر جهان در امده بود.

[5] – اين افراد تعداد اندكي از دانشجويان خط امام بودند. و اكثرا افرادي بودند كه مانند ساير دوستان خود با دفاع مقدس نتوانستند پيوندي پايدار برقرار نمايند و به تلاش سياسي و كسب قدرت از طريق شهرت دانشجوي خط امام بودن روي آوردند و متأسفانه با فروپاشي شوروي و تك قطبي شدن موقت جهان به سردمداري آمريكا، به سوي سازش با اين ابر قدرت روي اوردند. آنچه جريان تك قطبي را در جهان به محاق برد و دوباره روحيه مقاومت را در ملل جهان دميد پيروز حزب الله در سال 2000 و فرار مفتضحانه اسرائيل با همه حمايتهاي آمريكا و انگليس وساير دول استعماري از جنوب لبنان بود. حمايت بي دريغ رهبري انقلاب از نيروهاي مقاومت لبنان و فلسطين و تشويق انان به مقاومت، بزرگترين عامل اين جريان بود. اصلاح طلبان يكي از مواضع اشان محكوميت رهبري انقلاب به خاطر حمايت از حزب الله و مقاومت فلسطين بود. بيانات وزير كشور جريان اصلاحات جناب عبد الله نوري در دادگاه كه در كتاب شوكران اصلاحات به چاپ رسيده است و بيان اينكه مگر ما كاسه از آش داغتريم كه وقتي عرفات به دنبال مذاكره است ما شعار مقاومت سر ميدهيم، رسواگر اين جريان مرعوب و مجذوب غرب ميباشد.

[6] – متأسفانه اسناد به دست آمده از لانه جاسوسي مربوط به همين جريان فكري و دوستانشان ميباش. واقعا تسخير لانه جاسوي كمر اين جريان را در كشور ما شكست و آنان را منزوي نمود. حقد و كينه اين جريان و همگامي انان با آمريكا و اسرائيل قابل انكار نيست. آنان بودند كه شعار نه غزه و نه لبنان را در روز قدس سال 88 سر داده بودند

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی

خاطراتی از حاج احمد آقا درباره تسخیر لانه جاسوسی   دانشجویان مسلمان پیرو خط امام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *