تیتر خبرها

عباس عبدي در تسخيرلانه نقش نداشت. (فروز رجايي فر)

خاطرات يکي از دانشجويان پيرو خط امام

فروز رجايي فريکي ازدانشجويان پيرو خط امام  در جريان تسخير لانه جاسوسي آمريکا در 13 آبان 58 است. او خاطرات جالب و متفاوتي درباره آن روزها دارد. رجايي فر که نقشي براي عباس عبدي در جريان تسخير لانه جاسوسي قائل نيست مي گويد که موسوي خوئيني ها درباره اجازه گرفتن از اما براي ورود به سفارت به دانشجويان گفته بود «شما کار خودتان را انجام بدهيد و با امام قبل از اشغال چک نکنيد. » رجايي فر که در آن زمان دانشجوي رشته مهندسي پليمر دانشگاه صنعتي اميرکبير بوده است، مي گويد که از کساني است که خود شخصا به چند سند فوق محرمانه در کشوي ميز کاردار سفارت آمريکا دسترسي داشته و نقش فعالي نيز در خواندن و رمزگشايي و چسباندن اسناد محرمانه داشته است. او هم اکنون دبيرکل ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام است و جايزه 150 هزار دلاري براي کسي که حکم سلمان رشدي را اجرا کند، درنظر گرفته و مي گويد اگر کسي اين حکم را اجرا کند، مبلغ مذکور را از زندگي خود خواهد داد. رجايي فر در پايان در پاسخ به اين سوال که آيا 13 آبان تکرار شدني است، با خنده مي گويد که اگر منظورتان سفارت انگليس است من حاضرم ولي ادامه مي دهد: من به دانشجويان توصيه مي کنم که به جاي خلق واقعه اي مشابه 13 آبان، مراقب عدم بازگشايي سفارت آمريکا باشند. مشروح مصاحبه فارس با فروز رجايي فر را در ذيل مي خوانيم:
*خانم رجايي فر! شما در روزهاي 13 آبان دانشجوي کدام دانشگاه بوديد؟
-من دانشگاه پلي تکنيک بودم
*از دانشگاه پلي تکنيک به جز شما چه کسان ديگري بودند که نقش سردمداري را در ميان دانشجويان اين دانشگاه داشته باشند؟
-ميردامادي، عباس عبدي و خانم معصومه ابتکار بودند، که البته من اين حرف را که عباس عبدي جزو دانشجويان در ماجراي تسخير لانه جاسوسي بوده را قبول ندارم
* چرا مي گوئيد عبدي در اين ماجرا نبوده؟
-دليل من اين است که من وعبدي هم کلاس بوديم، هم رشته بوديم و هم سال بوديم يعني من تمام پسرهايي که در ماجراي لانه بودند را نمي شناسم اما بچه هاي پلي تکنيک و به خصوص آقاي عبدي را که هم رشته بوديم در رشته پليمر و تقريبا تمام درس هايمان با هم مشترک بود، خوب مي شناختم. آقاي عبدي دوست ميردامادي بود. جزو بچه هاي مسجدي و اعضاي انجمن اسلامي دانشکده بود اما اينکه در ميان آن 400 نفري که از گروگان ها نگهداري کند حضور داشته باشد يا خدمات جانبي را انجام دهد، اين چنين نبود و من اصلا يادم نمي آيد که ايشان را زياد ديده باشم شايد هم گاهي به خاطر اينکه دوست امثال ميردامادي بود به لانه رفت و آمد داشت. من از يکي از دوستان مشترکمان که الان هم عضو حزب مشارکت است، پرسيدم که چرا من عبدي را به خاطر نمي آورم؟ کوکبي را يادم مي آيد شما را يادم مي آيد پس چرا عبدي يادم نمي آيد؟; که ايشان گفتند به دو دليل: يکي اينکه عبدي کار مي کرد و به همين دليل روزها به جهت اشتغال در لانه نبود واز طرفي چون خانواده  داشت لذا شب ها در لانه نبود، با اين شرايط ايشان جزو بچه هاي لانه و حداقل جزو فعالين لانه که مثلا کار خاصي کنند نبودند.
*آن چند نفر اول که لانه را اشغال کردند چه کساني بودند؟
400- نفر بودند. همان روز اول که از دانشگاه هاي بهشتي که آن موقع بهشتي هنوز شهيد نشده بود و نام آن دانشگاه دانشگاه ملي بود و دانشگاه صنعتي امير کبير، دانشگاه شريف و دانشگاه تهران بودند و تقريبا هر کدام 100 نفر را معرفي کرده بودند. از پلي تکنيک تقريبا 11 نفر دختر بودند و حدود 100 نفر يا کم تر هم پسر بودند ولي بعضي از دانشگاه ها تعداد دخترانشان بيشتر بود. مثل دانشگاه تهران يا دانشگاه ملي که رشته هاي ديگري غير از فني داشتند و از هر دانشگاهي يک نفر در شوراي هماهنگي عضو بودند که در آن شوراي هماهنگي از دانشگاه پلي تکنيک ميردامادي بود، ازشريف اصغرزاده و تا حدي هم سيف الهي، از تهران حبيب  الله بي طرف بود واز بهشتي آقاي رحيم باطني بودند.
*نقش موسوي خوئيني ها در اين وسط چه بود؟ مي گويند تقريبا نقش رهبري دانشجويان را بر عهده داشت.
– نه نمي شود گفت که نقش رهبري داشتند. وقتي که دانشجويان بعد از انقلاب مي خواستند دانشگاه را باز کنند، به امام مراجعه کردند و از امام خواستند که يک فردي را معرفي کنند که رابط بچه ها با حوزه باشد و بتواند جريان اتصال حوزه و دانشگاه را هدايت کند. امام آقاي خامنه اي را معرفي مي کنند. اما در نزديک به اشغال لانه جاسوسي، گويا آقا تهران نبودند که بچه ها به آقاي موسوي خوئيني ها مراجعه مي کنند. مي دانستند که دوست مرحوم سيداحمد خميني است تا شايد بتوانند از طريق وي به امام دسترسي پيدا کنند تا امام در مورد اشغال لانه جاسوسي، قبل از اقدام دانشجويان نظر بدهند. اما حرفي که آقاي موسوي خوئيني ها مي زنند که حرف بسيار درستي هم بوده است اين است که به دانشجويان مي گويند شما کار خودتان را انجام بدهيد و با امام قبل از اشغال چک نکنيد، کار خودتان را انجام دهيد، حال اگر ايشان مخالف بودند آنجا را ترک کنيد و چون اسمتان را گذاشته ايد مسلمان پيرو خط امام، تبعيت از امام هم کرده ايد و در هنگام ترک کردن… اگر مخالفت نکردند برنامه تان را اجرا کنيد.
*علت مخالفت دانشگاه هاي تربيت معلم و علم و صنعت با تسخير لانه جاسوسي چه بود؟ گفته اي که وجود دارد اين است که اين افراد مي گفتند بايد به موازات تسخير سفر آمريکا، همين اقدام را هم بايد در قبال شوروي انجام دهيم تا شعار نه شرقي نه غربي محقق شود درست است؟
-نه! دقيقا حرفشان اين نبود اينها کساني بودند که خيلي خالصانه مي خواستند از انقلاب اسلامي دفاع کنند. دانشجويان دانشگاه هاي علم و صنعت و تربيت معلم هم دانشجويان خالص بودند. ولي در تحليشان به اين نگراني رسيده بودند که نکند اين کار به پايداري انقلاب ضربه بزند. و تهديدي براي جمهوري اسلامي باشد. يا مي گفتند: نکند با اين کار دولت موقت که با نظر امام منصوب شده است، سقوط کند.البته نمي خواستند از شخص بازرگان يا نهضت آزادي دفاع کنند; بلکه تنها نگراني شان در مورد نهال نوپاي انقلاب اسلامي بود.
* اسنادي که از لانه به دست آمد در چه زمينه اي بود؟
-بعضي از اسناد و در خصوص جاسوسي آمريکا از شوروي بود.

روزنامه ابتكار

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

ناگفته های ضرغامی از مدیریت رسانه ملی در فتنه 88 درگفتگو با 9 دی: میر حسین موسوی به باتلاق فتنه گری رفت و خاتمی و کروبی را با خودش پایین کشید

ناگفته های ضرغامی از مدیریت رسانه ملی در فتنه 88 درگفتگو با 9 دی: میر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *