تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)9) خبر / يك طنز تاريخي! اولين كسي كه تسخير را تآييد كرد!

يك طنز تاريخي! اولين كسي كه تسخير را تآييد كرد!

اوّلین شخصی که تسخیر لانة جاسوسی را تأیید کرد، چه کسی بود؟! دکتر ابراهیم یزدی[2] که پس از بازگشت از الجزایر[3] و ملاقات با برژینسکی مشاور امنیّت ملّی رئیس جمهوری آمریکا با اعتراضات گستردة همگانی مواجه شده است و تلاش او و دوستانش برای بیرون کردن دانشجویان از لانة جاسوسی با شکست روبرو شده است در این کنفرانس به توجیه اقدامات خود میپردازد و در چرخشی صد و هشتاد درجه ای اقدام دانشجویان را به عنوان یک عمل انقلابی مورد تأیید قرار میدهد و در کمال تعجّب، طبق عادت مألوف خود که افکار عمومی را بازیچة سخنان راست و دروغ خود میداند و به راحتی همه چیز را وارونه کرده و وارونه نشان میدهد، در جواب سؤال خبرنگار جمهوری اسلامی که آیا دولت از حرکت انقلابی دانشجویان مسلمان پیرو امام پشتیبانی می­کند با زرنگ بازی بیان مینماید[4]: من تصوّر می­کنم عمل دانشجویان در پشتیبانی از عمل دولت بوده است، زیرا این دولت بود که این یادداشت را هفتة گذشته به دولت آمریکا داده و استرداد شاه را خواسته و بنابراین عملی که اینها انجام دادند، در واقع تأیید درخواست شاه مخلوع و فرح از آمریکاست که ما به طور رسمی انجام دادیم. باید عرض کنم هم اکنون ما یادداشتی در دست تهیّه داریم.وزارت امور خارجه بدون کوتاهی و در چارچوب امکانات خود با اعتراضات پیاپی و یادداشتهای هشدار دهنده دولت آمریکا را از عکس العملهای به حق مردم ایران آگاه کرده است. چون روز گذشته کاردار سفارت آمریکا رسماً به اشغال سفارت و گروگان کشی افراد و کارمندان خود اعتراض کرد. در پاسخ این اعتراض وزارت خارجة جمهوری اسلامی یادداشتی تهیه کرده که ضمن توضیح تمام مراتبی که به اطّلاع عموم رسید، مجدّداً به آنها اطّلاع داده شده که مسئولیّت این حوادث به عهدة خود آمریکاست و تنها راهش این است که آمریکا مواضع خود را تغییر بدهد و به درخواستی که دولت ایران کرده و امروز با پشتیبانی قاطع تمام ملّت ایران روبروست، پاسخ مثبت بدهد.                   ایشان در جلسة 29 شهریور 59 مجلس شورای اسلامی که پیرامون حل مسئلة  گروگانها تشکیل شده بود پا را جلو تر گذاشت و مدّعی شد:  بعد از اینکه گروگانگیری اتّفاق افتاد، من اوّلین کسی بودم که تأیید کردم و با آقای موسوی خوئینیها تماس گرفتم و گفتم: اینکار لازم بود[5].


[1] اطّلاعات، 15 آبان 58 ص2

[2]متأسفانه جریانات طرفدار ارتباط با آمریکا و جریانات مرتبط با آمریکا و خط سازش که اسناد ارتباط بسیاری از سردمداران آنان با لانة جاسوسی بعداً به دست آمد و نیز حزب توده که وابستگی آن به شوروی و نظام کمونیستی بر کسی پوشیده نمانده است، جزء اوّلین گروههایی بودند که با عجله تسخیر لانة جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را تأیید نمودند و حتّی از دانشجویان پیرو خط امام تند تر و انقلابی تر شدند. یقیناً هدف جریانات مرتبط با آمریکا زدن نعل وارونه و دستِ جلو گرفتن، برای پس نیفتادن و گم کردن سر نخ ارتباطات خود با سفارت آمریکا بوده است. اگر چه بعد از پایان یافتن افشای اسناد لانة جاسوسی، افرادی از این گروهها که با لانة جاسوسی ارتباط داشتند و از نابودی اسناد ارتباطشان مطمئن شدند و یقین کردند که اسنادشان به دست دانشجویان نیفتاده است و از بابت لو رفتن و رسوا شدن خیالشان راحت شد، به شرارتهای خود ادامه دادند. حزب توده نیز که منافقانه از نظام جمهوری اسلامی حمایت مینمود و منافقانه مانند سایر گروههای ضد انقلاب از تنفّر ملّت مسلمان ایران نسبت به آمریکا سوء استفاده و سلاح مبارزه با امپریالیسم را بلند نموده بود، برای جلو گیری از خلع سلاح شدن، از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام شدیداً حمایت مینمود. اطّلاعیّه های هریک، برای قضاوت خوانندگان آورده شده است.

[3]– این شخص در روز 22 بهمن مستشاران آمریکایی را که در ستاد ارتش زندانی شده بودند، نجات داد و در روز حملة چریکهای فدایی خلق به سفارت آمریکا سولیوان سفیر آمریکا و سایر جاسوسان آمریکایی را  و  اینک نیز در این جریان تلاشهای فراوانی کرد تا بلکه جاسوسان آمریکایی را از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نجات دهد و تلاش گسترده ای برای بیرون نمودن دانشجویان از لانة جاسوسی نمود و با عدم توفیق در این امر به ناگهان انقلابی شد و سخنان اعجاب انگیز فوق را بیان داشت. این شخص یکی از چهره های مشکوک لیبرال و طرفدار آمریکا در ایران بوده و میباشد. دو یار او « ابوالحسن بنی صدر» و « صادق قطب زاده » که نیروهای چپ مارکسیست با استفاده از جروف اوّل نام هر سة آنها، آنان را مثلّث … مینامیدند، به سرانجامهای تلخی دچار شدند. یکی در کودتا شرکت داشت و اعدام شد و دیگری با لباس و آرایش زنانه و در حالی که در توالت هواپیمایی که سرهنگ معزّی خلبان شاه، خلبانی آن را به عهده داشت از این فرار و به دامان مربیان و اربابان خود فرار کرد. ایشان در جریان سفر بختیار به پاریس و توطئه ای که برای انقلاب و امام چیده شده بود و نیز در جریان زمینه چینی برای ملاقات بازرگان با برژینسکی و نیز در جریان فشارهایی که به دانشجویان و امام برای بیرون کردن دانشجویان از لانه وارد می آمد شرکت داشت و اینک اینگونه خود را جلو انداخته تا از رسوائی خود و دوستانش جلو گیری نماید.

[4]اطّلاعات، 15/8/58 ص 2  و  جمهوری اسلامی، 15 آبان 58 ص2

[5]روزنامة کیهان، 29 شهریور 59 ص3 متأسّفانه ایشان جزء کسانی بود که دائماً با دفتر امام تماس گرفته و از ایشان میخواست که ايشان دانشجویان را از سفارت احراج نمایند!

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

چرا قرارداد 1975 مرزی الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟

  چرا قرارداد 1975   مرزی  الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟ گر چه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *