تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)9) خبر / تشریح ساختمان هاي موجود در لانه جاسوسی ‏

تشریح ساختمان هاي موجود در لانه جاسوسی ‏

ساختمانهاي سفارت شامل

:1- ساختمان مركزي كه در قسمت جنوبي سفارت واقع شده و مهمترين ساختمان سفارت بود.

2- محل اقامت سفير، تقريباً در ميانة محوطة سفارت و تقريباً در قسمت شرقي سفارت قرار داشت.

3- ساختمان انبار مشهور به هتل قارچ در شمال سفارت واقع بود.

4- ساختمان هاي اداري كه در قسمت جنوب غربي و مقابل درب اصلي سفارت واقع شده بود.

5- ساختمان سوپر ماركت كه در قسمت غربي و در كنار ديوار واقع شده بود.

6- ساختمان ژنراتور برق كه در قسمت غربي واقع شده بود.

7- ساختمان صدور ويزا كه در قسمت غربي سفارت واقع شده و از خيابان كنار سفارت، مراجعين به آنجا وارد مي شدند.

8- ساختمان هاي محل مسكوني كه شامل سه بلوك بود و در قسمت غربي و در كنار ساختمان ويزا و سوپر ماركت  قرار داشت.

9- ساختمان بيژنکه در قسمت شمالي سفارت و در يك كوچة بن بست جنب سفارت قرار داشت و ظاهراً يك ساختمان ً مسكوني بود.

مساحت سفارت حدوداً چهارده هکتار و داراي يك زمين چمن و يك ساختمان كوچك نيز در كنارة آن بود.  بقيّة فضاي سفارت بخصوص قسمت جنوبي و شرقی آن با درختان بلند پوشيده شده بود و مانند يك باغ زيبا و رؤيايي بنظر مي رسيد. دانشجویان در لحظات اوّلیه توانستند کلیّة ساختمانهای موجود در محوطة سفارت را به تصرّف خود در آورند، امّا با توجّه به اشرافي كه نگهبانان سفارت از طريق دوربين هاي مدار بسته بر تمام درها و محوطه و حتّي خيابان هاي اطراف داشتند، سريعاً درهاي ساختمان مركزي را بسته و به دفاع از آن پرداختند و عليرغم تلاش فراوان دانشجويان، نگهبانان توانستند حدود سه ساعت از ورود آنان به اين ساختمان جلو گيري نمايند،در لحظاتي كه ساختمان در محاصرة دانشجويان بود، براي اينكه نگهبانان ساختمان نتوانند به خوبي از اوضاع بيرون مطّلع گردند، دوربين ها به طرق مختلف از كار انداخته شد. اين اقدام نگهبانان را دچار دردسر نمود و آنان مجبور شدند با مشكلات فراوان از طريق پنجره ها كه تا ارتفاع بلندي پوشيده شده بودند، از تلاش هاي دانشجويان مطّلع گردند تمام تلاش دانشجويان اين بود كه به هر صورت و هرچه سريع تر وارد ساختمان گردند تا از نابودي اسنادي كه ممكن بود تخريب شود، جلوگيري نمايند.  امّا شليك گازهاي اشك آور، نفوذ به ساختمان را مشكل و دانشجويان را عليرغم استفاده از دستمال تر و درست كردن آتش براي بي اثر كردن اثر گاز اشك آور، با مشكل روبرو مي ساخت. دانشجويان توانستند عليرغم راههاي نفوذی به زير زمين ساختمان را پيدا نموده و علیرغم مسلّح بودن نگهبانان  از این طریق اقدام به ورود به ساختمان نمایند، لكن نگهبانان با استفاده از گاز اشك آور از اين كار جلو گيري نمودند.دانشجويان به دليل مصالح سياسي، با دست خالي و با روحيّة شهادت طلبي، اين تهاجم را سازماندهي كرده بودند و از کاربرد سلاح خود داری نمودند. به همين دليل مأموران  ويژه و نظاميان آمريكايي كه در اين ساختمان مستقر بودند با بستن دربهاي ساختمان موفّق شدند در حدود سه ساعت دانشجويان را معطّل نمايند و اين فرصت گرانبها را براي ساير مأموران فراهم آورند، تا به تخريب هر آنچه موجب رسوائي آنان مي شد، بپردازند و پس از آن خود دربها را گشوده و دستها را بر سر گذاشته و تسليم دانشجويان گرديدند. در ابتداي گشوده شدن درب ساختمان مركزي كساني كه در ساختمان حضور داشتند، با گذاشتن دست بر سر، خود را تسليم نمودند كه چشمان آنها بسته شد و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، با فريادهاي ” الله اكبر”، ” مرگ بر آمريكا” و “مرگ بر شاه” اين لحظات بي مانند در تاريخ را گرامي داشتند.  عكس هائي كه در اين لحظات برداشته شد به عنوان سمبل گروگانگيري در تهران و نشانة استيصال دولت آمريكا در برابر امام و دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و ملّت ايران درآمد.لحظه اي كه پرچم در اهتراز در آمدة آمريكا از فراز اين ساختمان، كه نشانگر سلطة غارتگرترين و جنايتكارترين نظام ضد بشري در تاريخ انسان، بر كشور ما بود، براي هميشه به پائين كشيده شد، از لحظات بي نظير و با شكوهي بود كه در تاريخ كشور، كمتر ممكن است نمونة آن تكرار گردد.  خصوصيّات ساختمان مركزيساختمان مركزي که سه طبقه بود و از دور به دلیل ساخته شدن یک طبقه آن پائین تر از زمین دو طبقه به نظر می رسید، كلاً از بتون ساخته شده بود و با امكاناتي كه داشت، چون يك دژ نفوذ ناپذير و محكم بر پاي ايستاده بود. سقف طبقه سوّم این ساختمان دو جداره بود و یک فرد عادی می توانست به راحتی بین این دو جدار رفت و آمد بنماید.جلو پنجره هاي متعدّد ساختمان در سه طبقه آن نيز با چند رديف ميله هاي فولادي عمودي به قطر حدود دو سانتي متر پوشيده شده بود و هيچ امكاني براي خم كردن آنها وجود نداشت.  پشت ميله ها نيز شيشه هاي بسيار قطور وجود داشت و تنها بيست سانتي متر بالاي آن باز بود.[1] در پشت شيشه ها نيز ظاهراً تا نيمة ارتفاع آن يك جعبة فلزي زيبا به عرض پنجره وجود داشت كه كُلفتي آن بيست سانتي متر و داخل آن چيزي شبيه خرده سنگ ريز وجود داشت. بعيد بود حتّي اگر اسلحه و حتّي آر پي جي در اختيار بود بتوان از اين پنجره ها به سادگي عبور نمود. این ساختمان دارای چهار درب ورودي بود. درب اصلي آن در قسمت جنوبی قرار داشت و دو درب كوچك در قسمت شرقي و شمالي و يك درب بزرگ كه ماشين هم از آن مي توانست وارد زيرزمين ساختمان شود، در قسمت غربي آن وجود داشت.هر چهار درب، درب هاي محكم و به راحتي قابل باز شدن نبودند. غير از قفل  هاي عادي، پشت درب ها با فلزي كه پشت آن بود مثل درب هاي قديمي بسته مي شد.درب اصلي كه در قسمت جنوبي ساختمان و رو به خيابان طالقاني باز مي شد، بسيار بزرگ و بلند و از فولاد ساخته شده بود، امّا ظاهرش چوبي بود و قفل و بست آن بسيار محكم بود، اگر كسي مي توانست از اين درب عبور كند، تازه به درب دوّمي مي رسيد كه آن نيز يك درب محكم و غير قابل نفوذ بود.پشت درب دوّم، محوطه اي بود كه محل استقرار نگهبانان بود و نگهبان با توجّه به حدود شانزده صفحة مونيتور كه تمام نقاط سفارت و خیابانهای اطراف را با دوربين هاي مدار بستة قابل تحرّك به او نشان مي داد، به راحتي مي توانست با اشراف كامل بر تمام نقاط همة حوادث را زير نظر بگيرد.  در طبقة اوّل در دو طرف محوطه نگهبانی، اتاق هاي متعدّدي وجود داشت كه هركدام به يكي از امور اداری سفارت مربوط مي شد و چیز غیر عادی در آن مشاهده نمی شد. آنها سعي كرده بودند پرونده هاي سرّی مربوط به ایران را كه برای مطالعه و جهت امور روزمرّه به این اتاقها برده بودند با انداختن در بخاری از بين ببرند. امّا خوشبختانه بعضي از صفحات میانی اين پرونده ها ، عليرغم اينكه مقداري از آن سوخته شده بود، قابل خواندن بود. براي ورود به طبقة دوّم نيز بايد از در ديگري عبور مي شد كه ظاهراً چندان محكم نبود امّا وقتي كسي مي خواست از پله ها بالا برود و وارد طبقه دوّم بشود با يك درب فولادي ديگر مواجه مي شد، اين را هم متذکّر شوم كُلُفتي درب هاي فولادي چيزي در حدود چند سانتي متر بود و در پشت همة آنها، قطعه اي فولادي كه به يكي از درها وصل و پشت لنگة ديگري مي افتاد، علاوه بر قفل، درب محكم مي شد.در دوّمين طبقه نیز علاوه بر دفتر کار سفیر اتاقهای متعدّدی وجود داشت. با توجّه به اينكه پلّه ها در قسمت جنوبي ساختمان بود پس از ورود به طبقه دوّم در قسمت چپ( قسمت غربی ساختمان) اتاقهای متعدّدی مشاهده می شد که تمام آنها اتاقهای اداری و در هر یک مأموران آمریکایی به انجام محوّله خود می پرداختند. امّا در قسمت سمت راست (قسمت شرقي ساختمان) اوّلین اتاقی که جلب توجّه می نمود، اتاق بزرگي بود  كه در وسط آن يك اتاق شيشه اي دو جداره وجود داشت و حدود ده دوازده صندلي در اطراف يك ميز در درون اين  اتاق شيشه اي وجود داشت[2].در سمت راست و در انتهاي راهرو ( قسمت شرقي) نيز دربی شبيه گاوصندوق هاي بزرگ با قفل رمز وجود داشت که دوربینی بالای آن نصب بود و به این وسیله مأموران ویژه ای که در این اتاق بودند به خوبی می توانستند هر کسی را که در دالان طبقه دوّم بود به خوبی مشاهده نمایند. این اتاق، اتاق اسناد و اتاق مخابرات سفارت در پشت این در قرار داشت و در زماني كه دانشجويان در بيرون ساختمان معطّل شده بودند، مأموران ويژه، مشغول نابود كردن اسناد و ميكروفيلم هاي بسيار سرّي موجود در  این اتاقها بودند. دانشجويان پس از اجبار مأموران به گشودن اتاق اسناد، با انبوهي از كاغذهاي رشته شده در پاي دستگاه رشته كن و با سه بشكة بزرگ پر از پودر كاغذ و ميكرو فيلم در پشت دستگاه پودرکن، مواجه شدند و با تأسّف فراوان از دسترسي به اسناد سفارت آمريكا در تهران كه مركز خاور ميانه اي وزارت خارجة آمريكا بود، محروم شدند.اسناد پودر شده، اسناد درجة يك و كاملاً سرّي بود. اسنادي كه درصورت لو رفتن آنها اساسي ترين و سرّی ترین امور آمريكا در منطقة خاور ميانه روشن و كليّة جاسوسان ايراني عضو سازمان سيا و شبكه هاي جاسوسي و توطئه و سر نخ حوادث و اسامي افراد خود و مملكت فروخته و ايراني نمايان بي وطن و جاسوسان و سياستمداران آدم كش و مملكت سوز و روشنفكران قلم و زبان فروخته و گروهك هاي مدّعي مبارزه با آمريكا، امّا مزدور آمريكا، ماهيّتشان روشن مي شد و سر نخ بسياري از حوادث خاورميانه بدست مي آمد.  امّا افسوس و صد افسوس كه اين فرصت گرانبها از دست رفت.[3] در اين اتاق و در پشت دستگاههاي سند رشته كن و سند پودر كن، دستگاهي نزدیک دو متر وجود داشت كه بعداً روشن شد دستگاه كنترل تلفن است و به راحتي مي تواند ده هزار شماره تلفن  را در شهر تهران كنترل نمايد[4]. در پشت این اتاق، اتاق مخابرات وجود داشت. در اين اتاق تعدادي كامپيوتر وجود داشت كه با يك سري امكانات مخابراتي با سازمان سياي مركزي در واشنگتن مربوط و متّصل بود و مطالبي كه در اين اتاق تايپ مي شد همزمان به چند طريق ذخيره مي شده است.  در اين اتاق تعداد انگشت شماري از آمريكائي ها رفت و آمد مي كرده اند. دليل آن هم اين بود كه مطالب مختلف با درجات مختلف امنيّتي در اينجا تايپ و توسط کامپیوتر به رمز تبديل و به صورت های مختلف ذخیره می شده است. – يك نسخه همزمان به سازمان سياي مركزي در واشنگتن ارسال و در آنجا ذخيره مي شده است- یک نسخه بصورت پانچ بر روي نوارهاي ويژة مقوّايي ذخیره می شده است.- یک  نسخه بر روي نوار كاست ذخيره مي گرديده است و درصورتي كه كاست بر روي ضبط صوت گذاشته مي شد، فقط صداي سوت متناوبي از آن به گوش مي رسيد.- یک نسخه نیز در  حافظة كامپيوتر ذخيره مي شده است.  ورود به این اتاقها فقط براي تعداد معدودي از اعضاء سفارت در حدود پنج نفر، ميسّر بوده است.در مدّتي كه دانشجويان ساختمان را در محاصرة خود داشتند، افراد مأمور و مسئول در اين اتاق با هر وسیله ای که در اختیار داشتند تقريباً كامپيوترها را تخريب و نوارهای کاست را از بین برده بودند. اگرچه بعداً مشخّص شد تعدادي از نوارهاي كاست را به دليل عجله، نتوانسته اند از بين ببرند و در پشت كامپيوترها افتاده و از دسترس آنها خارج شده است.[5] در کنار اتاق اسناد  و اتاق مخابرات اتاق جعل اسناد وجود داشت و با امکاناتی که در آن موجود بود مأموران آمریکایی می توانستند هر گونه سند را جعل نمایند  مُهر فرودگاه هاي مختلف دنيا و مُهر فرودگاه مهرآباد كه هركدام از مُهرها بارها استفاده شده بود و حتّي بسياري از مُهرها نسخة دوّم هم داشت كه هنوز از پلاستيك هاي بسته بندي خارج نشده بود.  مُهر فرودگاه مهرآباد که در ميانه اش، تاريخزن متحرّك داشت كه دقيقاً نمونة آن  باز سازی شده بود و تاريخ آن جدا از مُهر اصلي كپي و ساخته شده بود.  تعداد زيادي پاسپورت هاي تقلّبي استفاده شده و نشده نيز در آنجا وجود داشت و معلوم بود افراد بسیاری را مخفیانه و غیر قانونی  و بدون اجازه و اطّلاع دولت ایران برای امور مختلف، به ایران وارد  و یا خارج کرده اند. ساختمان سفيرساختمان محل سكونت سفير نيز ساختمان بسيار محكم دو طبقه اي بود كه داراي ديوارهاي بلندي در اطراف آن بود و با يك در بزرگ چوبي همانند قلعه هاي قديمي به بيرون راه داشت. درب هاي اصلي ساختمان از فولاد و ديوارهاي ساختمان نيز از بتون ساخته شده و نمای سنگی زیبایی داشت.با توجّه به اينكه بعد از انقلاب، آمريكا روابط خود با ايران را تا سطح كاردار تنزّل داده بود، لذا لينكلن، به عنوان كاردار، امور سفارت را اداره مي كرد و ساكن اين ساختمان بود. ساختمان نيز با توجّه به اينكه ظاهراً اهمّيت امنيّتي و اطّلاعاتي نداشت و نگهبانی تمی شد، سريعاً توسط دانشجويان فتح شد. امّا بعضي اسناد سرّي سفارت كه توسط كاردار جهت مطالعه به دفتر كارش برده شده بود، به دليل عدم اطّلاع نگهبانان و در نتيجه عدم تخريب آن، به دست دانشجويان افتاد. ساختمان انبار (هتل قارچ)ساختمان انبار[6] كه ساختمان نسبتاً بزرگي بود و يك زيرزمين داشت و کف طبقة اوّل آن نيز تنها در حدود يك متر از زمين  بالاتر بود. در طبقه زيرزمين آن انواع وسائل مورد نياز براي كلية امور جاسوسخانه آمريكا نگهداري مي شد و در آن انواع وسائل و قطعات و ملزومات كه بسياري از آنها با امور يك سفارتخانه بي ارتباط بود، مشاهده مي شد.  در این زير زمين ، مقدار زيادي كتاب و قفسه نيز انبار شده بود كه احتمالاً از جائي ديگر موقّتاً و اضطراري به سفارت آورده شده بود. ساختمان ژنراتورساختمان نسبتاً بزرگي بود با يك دستگاه ژنراتور غول پيكر كه با گازوئيل كار مي كرد و برق اضطراري مورد نياز سفارت را در مواقع لزوم تأمين مي نمود. ساختمان سوپر ماركتسوپر ماركت بزرگي در قسمت غربي محوطه سفارت وجود داشت كه اقلام موجود در آن انسان را به اعجاب وا  مي داشت، لباس، وسائل خانه، انواع مواد خوراكي، يخچال هاي بسيار بزرگ حاوي گوشت و اقلام بهداشتي كه انسان از وجود آن در سفارت به شدّت متعجّب مي گرديد. اين سوپر ماركت جهت فروش اجناس به كارمندان محدودة سفارت وآمريكائيان ساكن تهران و يا مقامات عالي رتبة آمريكائي و يا كارمندان وزارت دفاع كه البتّه با پيروزي انقلاب از ايران بيرون رفته بودند، بكار مي رفته است. امّا اين را نمي توان فراموش نمود كه به احتمال زياد يك نقش مهمّ جنبي یعنی نقش پشتيباني تداركاتي از كارمندان سفارت در صورت يك محاصرة طولاني را نیز بازی می نموده است.[7] ويلاهاي مسكونيسه ساختمان يك طبقة مجزا نيز بصورت ساختمان هاي ويلائي وجود داشت كه با مواد بسيار سبك و محكم ساخته شده بود و محل سكونت كارمندان و تفنگداران آمريكائي بود.  اين ساختمان ها مانند يك خانة مسكوني با تمام تجهيزات لازم و كلاً سفيدرنگ در قسمت غربي وجود داشت و دو مجموعه ساختمان در دو طرف آن نقش حفاظ آنرا نيز بازي مي نمود:1- ساختمان بزرگ سوپر ماركت و نيز ساختمان بخش ويزاي سفارت در قسمت پشت و در کنار خيابان غربي سفارت،.2- مجموعة ساختمان اداري،[8] در قسمت جنوبي این مجموعه پمپ بنزين و گاراژدر محوطة روبروي درب اصلي در سمت چپ، يك گاراژ بسيار بزرگ و يك پمپ بنزين در مقابل آن وجود داشت. این پمپ بنزین هم كارذخيرة اضطراري بنزين را مي كرد و هم ماشين‌‌هاي سفارت بدون مراجعه به پمپ بنزين هاي  واقع در شهرتهران، سوخت گيري مي كردند.

به نقل از کتاب در دست چاپ « خاطرات تسخیر لانه جاسوسی»

نوشتة سید محمد هاشم پوریزدانپرست از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام


-[1] بعد معلوم شد اين شيشه ها از نوع شيشه هاي ضد گلوله است و درحالي كه شيشه هاي معمولي ضد گلوله در حدود يك سانتي متر كلفتي دارند، اين شيشه ها در حدود 3 سانتي متر كلفتي داشتند.

[2]– بعداً مشخّص شد که در ميان دو جدار شیشه ای اين اتاق شيشه با دستگاههاي ويژه اي امواج الكترومغناطيسي ايجاد مي شده است. تا به اين وسيله از خروج هر گونه امواج از اين اتاق جلو گيري شود . سيستم بكار رفته در اتاق بصورتي بود كه براي به هيچ عنوان از محوطة آن اتاق امكان خروج امواج صوتي حتي با دستگاه هاي پيچيده جاسوسي وجود نداشت و دستگاههاي شنود دشمن احتمالي نمی توانست از مذاكرا ت سرّي آنان مطّلع گردد. شايد دليل وجود اين اتاق، ترس از سيستم جاسوسي شوروي و اهميّتي كه سفارت آمريكا در تهران به دليل همسايگي با شوروي براي آمريكا داشته بوده است بعداً متوجّه شديم كه به اين اتاق،« اتاق حباب» مي گفته اند. آمريكا از طريق سفارت خود در پايتخت جزيرة باصطلاح ثبات و پايتخت ژاندارم او در منطقة خاور ميانه، يعني شاه، این منطقه را اداره می نمود و این اتاق مرکز تصمیم گیری در مورد سرنوشت مردم ایران و منطقه خاورمیانه بوده است.

[3] – خوشبختانه مقداری از اسناد درجه یک به علّت خراب شدن تیغة دستگاه کاغذ پودر کن، در دستگاه رشته کن ریخته شده بود که بعداً دانشجویان با تلاشهای شبانه روزی توانستند آنها را بازسازی و از اطّلاعات سرّی موجود در آن مطّلع گردند و با چاپ آن مردم ایران و جهانیان را از اقدامات جاسوسی آمریکا زیر پوشش فعّالیتهای دیپلماتیک آگاه نمایند.

[4] – جاسوسان آمریکایی با دادن شماره تلفن مورد نظر خود به این دستگاه می توانستند صحبت های انجام شده را بدون اینکه طرفین مذاکره متوجّه شوند، شنود نمایند. در یکی از روزها یکی از اعضای هیأت دولت موقّت با چند نفر همراه به بازدید سفارت آمده بودند و هنوز در میان صحبت های آنان ابراز مخالفت با تسخیر لانه جاسوسی شنیده می شد.آنان مدّعی بودند که دانشجویان با گرفتن سفارت آمریکا به خاک یک کشور دیگر تعرّض نموده اند. دانشجویان نیز آنان را به اتاق اسناد و مخابرات بردند تا امکانات موجود در آن را به آنان نشان دهند. این شخص با دیدن اتاق اسناد و امکانات جاسوسی موجود در آنو سپس با دیدن دستگاه کنترل تلفن و شنیدن سخنان دانشجویی که داشت برای او سخن می گفت، پرسید: آیا این دستگاه میتواند تلفن خانه رئیس جمهور را نیز کنترل نماید؟ برادر دانشجو به او پاسخ داد که برای این دستگاه تفاوتی ندارد و سپس شماره تلفنی را که دانشجویان جهت تماسهای اضطراری با بنی صدر که در آن زمان رئیس جمهور بود، در اختیار داشتند به دستگاه دادند. لحظاتی نگذشته بود که بنی صدر برای صحبت با فردی که با او تماس گرفته بود پشت تلفن قرار گرفت و شروع به صحبت کرد. دانشجویان از این بازدید کننده محترم پرسیدند: آیا اینجا سفارتخانه است و یا جاسوسخانه؟! او سکوت معنی داری کرد و سپس از اتاق اسناد خارج شد. تا آنجا که به خاطرم مانده و احتمال اشتباه نیز وجود دارد، این فرد مهندس عزّت الله سحابی بود.

[5]-چندی بعد دانشجویان توانستند این کامپیوترها را که در آن تاریخ ابعاد بسیار بزرگ و نسبت به کامپیوترهای کنونی توان بسیار کمتری داشتند، باز سازی نمایند. با گذاشته شدن نوارها بر روی کامپیوترها، اطّلاعات موجود در آنها بر روی صفحه مونیتور ظاهر گردید و اسرار بسیاری از این طریق در اختیار دانشجویان قرار گرفت.

[6] – آمریکائی ها به آن « هتل قارچ» هم می گفتند.

[7] –  جالب توجّه اینکه نزديك به يك سال گوشت مورد نياز برای تهیّه غذای52 گروگان، از همين يخچال ها تأمين مي گرديد.

[8]– كه در طبقة دوّم واقع شده بود و در زير آن چند اتاق به صورت مستقل و با درب هاي شيشه اي، همانند مغازه ها، وجود داشت.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

چرا قرارداد 1975 مرزی الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟

  چرا قرارداد 1975   مرزی  الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟ گر چه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *