تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)6) تهاجم فرهنگی و رسانه / دلتا پروژه‏اى براى براندازى نظام جمهوری اسلامی ایران

دلتا پروژه‏اى براى براندازى نظام جمهوری اسلامی ایران

دكترین مهار، نبرد رسانه‏اى و ساماندهى نافرمانى مدنى محورهاى استراتژى جدید آمریكا علیه جمهورى اسلامى ایران است كه در دستورالعمل كمیته صلح جارى قرار گرفته و مقامات آمریكایى، تنها راه تغییر نظام جمهورى اسلامى ایران را، پیگیرى «جنگ نرم» به جاى «جنگ سخت» معرفى كرده‏اند. پس از شكست دهها استراتژى در برابر ملت ایران، اینك این استراتژى را مى‏توان «پروژه دلتا» نامید كه سه محوریت اصلى آن استفاده از تاكتیك‏هاى «دكترین مهار»، «نبرد رسانه‏اى» و «ساماندهى نافرمانى مدنى» مى‏باشد.

با توجه به تحولات اخیر در منطقه در راستاى طرح آمریكایى خاورمیانه بزرگ، به ویژه موضوع فلسطین و استراتژى آمریكا در جهت ایجاد جنگ داخلى در لبنان كه مى‏توان ترور مشكوك حریرى و مسایل بعدى را استارت آن دانست، همچنین ایجاد فشارهاى سیاسى و بین‏المللى سنگین علیه سوریه از اهمیت افزون‏ترى برخوردار است.

تاریخچه كمیته خطر جارى‏

كمیته خطر جارى، عنوان كمیته‏اى است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد توسط گروهى از سناتورهاى آمریكایى، مسؤولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسى، موسسه مطالعاتى «امریكن اینتر پرایز» و گروهى از مدیران باسابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد.
هدف از تأسیس این كمیته، خروج از بن‏بستى بود كه در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت آن زمان، یعنى ایالات متحده آمریكا و اتحاد جماهیر شوروى در توزان هسته‏اى به وجود آمده بود به گونه‏اى كه كارشناسان ارشد نظامى به صراحت اعلام كرده بودند درصورت وقوع جنگ هسته‏اى میان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ، بازنده نهایى خواهند بود؛ چراكه تسلیحات اتمى در اختیار دو قطب بلوك شرق و بلوك غرب براى نابودى كامل موجودات زنده كره زمین براى 250 بار كفایت مى‏كند.

اعضاى كمیته خطر

در میان اعضاى این كمیته در دهه 70 میلادى، اسامى افرادى چون «نییوت گینگریچ» -رئیس سابق مجلس نمایندگان-، «جورج شولتز» -وزیر امور خارجه دولت ریگان-، «جان لیبرمن» -سناتور دموكرات-، «جان كیل» -سناتور جمهورى‏خواه-، «جوزف شولتز» -از سناتورهاى برجسته آمریكایى-، «جیمزوولسى» -رئیس اسبق سازمان جاسوسى آمریكا- «جورج تنت» -از مدیران برجسته سازمان سیا و مسؤول بخش خاورمیانه-، «جوزف بایدن» و «مایكل لدین» از عناصر افراطى یهودیان آمریكا، «مادلین آلبرایت»، وزیر امور خارجه اسبق آمریكا، «كنت پولاك»، مدیر تحقیقات مركز سیاست خاورمیانه‏اى سابان در مؤسسه «بروكینگز» و همچنین مدیر مؤسسه مطالعه خاور نزدیك، وابسته به یهودیان هوادار اسراییل، «مارك پالمر»، از استراتژیست‏هاى آمریكایى كه در كاخ سفید از وى به عنوان یكى از نوآوران سیاست خارجى آمریكا نام مى‏برند و «كاندولیزا رایس»، وزیر امور خارجه كنونى آمریكا كه در آن زمان، قائم‏مقام پنتاگون در حوزه آسیاى قفقاز و اتحاد جماهیر شوروى بود، دیده مى‏شود.

عملكرد این كمیته در دوران جنگ سرد

اعضاى این كمیته با منتفى دانستن «جنگ سخت» بین دو ابرقدرت، تنها راهِ به زانو درآوردن رقیب را، در «جنگ نرم» و «فروپاشى از درون»، طراحى و به مرحله اجرا درآوردند.
بنابر طراحى انجام شده توسط كمیته خطر جارى، راهبرد «جنگ نرم» با اتخاذ راهكارهاى «دكترین مهار»، «نبرد رسانه‏اى»، «ساماندهى نافرمانى مدنى» همراه گردید كه این استراتژى زودتر از آنچه كه تصور مى‏شد به ثمر نشست.
پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و پایان جنگ سرد، فعالیت این كمیته براى یك دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از وقایع 11 سپتامبر، بار دیگر عناصرى چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتین ایندیك، ریچارد پرل، داگلاس فیث، كاندولیزا رایس و مارك گرچت در این كمیته گردهم آمدند تا به تجزیه و تحلیل فرصت‏ها و تهدیدهاى فراروى دولت ایالات متحده آمریكا بپردازند.
در این میان، عصاره آنچه بوش قرار است در چهار سال آینده در رابطه با مسأله ایران انجام دهد، موضوع گزارشى است كه كمیته خطر جارى آن را به دولت بوش پیشنهاد كرده است.
تجربه تدوین‏كنندگان این گزارش نشان مى‏دهد كه این گزارش حتى اگر به دستورالعمل اجرایى تبدیل نشود، یقیناً سیاست خارجى آمریكا از روح كلى آن الهام خواهد گرفت.

نویسنده گزارش كیست؟

«مارك پالمر» از استراتژیست‏هاى معروف آمریكایى است كه در دستگاه دیپلماسى آمریكا از وى به عنوان یكى از نوآوران سیاست خارجى ایالات متحده نام مى‏برند. پالمر در دولت‏هاى نیسكون، فورد، كارتر، ریگان، بوش پدر در وزارت خارجه مشغول به كار بود و در دولت كلینتون و دوره اول بوش پسر در خارج از مجموعه دولت به طراحى ابتكارات جدید سیاست خارجى مشغول بود. وى 11 سال در شوروى، یوگسلاوى و مجارستان به عنوان دانشجو و دیپلمات زندگى كرده و در زمره متخصصین ایران و آسیاى قفقاز محسوب مى‏گردید. پالمر سال‏ها براى رؤساى جمهور و وزراى خارجه آمریكا نطق نوشته كه معروف‏ترین آنها نطق‏هاى «هنرى كیسنیجر» مى‏باشد.

مدیریت مؤسسه تحقیقاتى «مركز سیاست خاورمیانه سابان» در مؤسسه «بروكینگز» و نگارش دهها مقاله و همچنین كتاب پیرامون وضعیت خاورمیانه از جمله نگارش كتاب «توفان تهدیدزا» كه تأثیر انكارناپذیرى در جلب حمایت عده قابل توجهى از سیاست‏گذاران دموكرات آمریكا در تهاجم نظامى به عراق ایفا نمود، از دیگر بخش‏هاى عملكرد وى در دستگاه سیاست خارجى آمریكاست.

این چهره برجسته دستگاه سیاست خارجى كه رسانه‏ها از وى به عنوان چهره خبرساز یاد مى‏كنند، اخیراً در گفت و گو با خبرنگار روزنامه آمریكایى نیویورك تایمز، صراحتاً با ایده تهاجم نظامى علیه جمهورى اسلامى ایران مخالفت كرده و اعلام نموده است:

«ایران به لحاظ وسعت سرزمینى، كمیت جمعیت، كیفیت نیروى انسانى، امكانات نظامى، منابع طبیعى سرشار و موقعیت جغرافیایى ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین‏الملل، به قدرتى كم‏نظیر تبدیل شده است كه دیگر نمى‏توان با یورش نظامى، آن را سرنگون كرد».

بنابراین به زعم «پالمر» و اعضاى كمیته صلح جارى، تنها راه سرنگونى نظام جمهورى اسلامى ایران، پیگیرى جنگ نرم با استفاده از سه تاكتیك «دكترین مهار»، «نبرد رسانه‏اى» و «ساماندهى نافرمانى مدنى» ممكن مى‏باشد. متن این گزارش كه به عنوان «ایران و آمریكا، رهیافت جدید» تنظیم شده، به شرح زیر مى‏باشد:

محورهاى پانزده‏گانه گزارش كمیته خطر جارى در مورد ایران چنین است:

1. این كشور علاوه بر برنامه هسته‏اى‏اش، با حمایت گروه‏هایى چون حزب‏اللَّه، حماس و جهاد اسلامى و گروه‏هایى در عراق، مانع تحقق منافع آمریكا در منطقه مى‏شود. از سوى دیگر ثروت رو به رشد نفت ایران، توانایى و ظرفیت آن را در داخل كشور و منطقه افزایش مى‏دهد. فرصتى كه در این میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست‏هاى اقتصادى و اختلافات درونى ایران است.
2. ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجى آمریكا در چهار سال آینده باشد. واشنگتن اكنون به رویكرد جدیدى نیاز دارد. باید همه نیروها براى این استراتژى بسیج شوند. باید درس‏هاى گذشته، مورد بازبینى قرار گیرد، درس‏هایى كه از فروپاشى بلوك شرق به یادگار مانده است و همچنین درس‏هایى كه در تغییر حكومت‏ها در كشورهایى مثل شیلى یا اندونزى گرفته شد.
3. دامن زدن به نافرمانى مدنى در تشكل‏هاى دانشجویى و نهادهاى غیردولتى و صنفى از ابزراهاى مهم فشار بر ایران است.
4. باید براى بازگشایى سفارت ایالات متحده در تهران، ابراز تمایل كنیم. همزمان باید یكى از بلندپایه‏ترین مقامات خود را به عنوان فرد شماره یك در این سیاست جدید در مقابل ایران، انتخاب و معرفى كنیم. این فرد مى‏تواند یكى از كنسول‏هاى وزارت خارجه باشد و باید به‏طور مرتب حمایت خود را از حقوق بشر و دموكراسى در ایران مورد تأكید قرار داد. از این طریق مى‏توانیم ارتباط خود را با مردم ایران تقویت كنیم.
5. باید شبكه‏هاى متعدد رادیویى و تلویزیونى براى ایرانیان تدارك دید و پیام‏هاى خود را با پیشرفته‏ترین تكنولوژى روز دنیا به دست مردم ایران برسانیم.
6. اگر قرار است گفت و گو و تعامل با ایران صورت گیرد، باید با مقامات بانفوذ ایرانى و آنها كه قدرت واقعى و كافى براى تصمیم‏گیرى‏ها دارند، انجام شود، همچون مقامات مورد وثوق و تأیید رهبرى ایران. باید دانست در این باره دیگران در ایران چنین قدرتى ندارند.
7. درباره فعالیت‏هاى هسته‏اى ایران باید با احتیاط و دوراندیشى و چندجانبه عمل كرد. باید فشارها را بر ایران بیشتر كرد و در صورت استنكاف ایران، پرونده این كشور را به شوراى امنیت فرستاد. اگرچه اولویت اول، اعمال فشار دیپلماسى از طریق متحدان به گونه‏اى است كه ایران داوطلبانه از فعالیت‏ها و برنامه هسته‏اى خود چشم‏پوشى كند.
8. حمایت از اپوزیسیون هم مى‏تواند از عوامل مؤثر بر تغییر رژیم ایران باشد. سفر فعالان جوان خارجى از كشورهاى متحد ایالات متحده به ایران، راه دیگرى در این رویكرد است. این افراد مى‏توانند به عنوان جهانگرد وارد ایران شوند و در صورت نیاز به جنبش‏هاى مدنى و نافرنانى‏ها بپیوندند.
9. باید فعالیت NGOهاى آمریكایى را در ایران تسهیل كنیم و به صدور ویزا همت گماریم. دعوت فعالان جوان ایرانى به خارج براى شركت در سمینارهاى كوچك، اقدام مهمى است. این كار در صربستان، فیلیپین، اندونزى و شیلى و كشورهاى دیگر جواب داده است.این افراد باید از سوى مقامات آمریكایى انتخاب شوند نه نهادهاى ایرانى.
10. سفارت‏خانه‏هاى كشورهاى دیگر هم مى‏توانند در تهران براى ما مؤثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براى آزادى زندانیان سیاسى، كمك مالى به خانواده‏هاى زندانیان و گروه‏هاى مخالف حكومت و حتى نظارت یا مشاركت در اعتراض‏ها، از جمله این راه‏هاى تأثیرگذار است. كنگره باید تصویب قانونى به نام «آزادى ایران» را بررسى كند تا از طریق آن، حمایت كافى از آن را به عمل آورد.
11. تضعیف ستون‏هاى حمایتى حكومت ایران كه همانا سرویس‏هاى امنیتى و نظامى این كشور هستند باید در دستور كار قرار گیرد.
12. سرویس‏هاى امنیتى و قضایى آمریكا و متحدانش باید در همكارى با سازمان‏هاى حقوق بشر به جمع‏آورى مدارك و شواهدى در متهم كردن مسؤولان ایرانى، به مواردى شبیه «میكونوس» اقدام كنند.
13. گفت و گو با دولت ایران هم باید در دستور كار باشد. ما باید تعامل خود را براى دیدار با مقامات ایرانى و بحث و گفت و گو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانى دو طرف نشان دهیم.
14. باید رهبران روحانى ایران را كه در رأس قدرت هستند وادار كرد از قدرت سیاسى به صورت مسالمت‏آمیز كناره‏گیرى كنند.
15. باید قدرت بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات، تغییرات اساسى ایجاد كرد و یا به‏طور كلى آن را حذف كرد.
16. این كمیته در پایان گزارش خود، نتیجه نهایى را این‏چنین براى مقامات كاخ سفید و دستگاه دیپلماسى آمریكا تبیین مى‏نماید. بعضى مى‏گویند ایران آن‏طور كه بعضى تحلیل‏گران ادعا مى‏كنند، در آستانه یك انقلاب نیست و ما فقط باید با تهران گفت و گو كنیم. بعضى دیگر مى‏گویند گفت و گو، فقط حكومت ایران را تقویت و محكم مى‏كند؛ باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حكومت در جهت تغییر این رژیم تلاش كرد.

كمیته خطر جارى معتقد است كه واشنگتن به رویكرد جدیدى نیاز دارد، رویكردى كه مبتنى بر به رسمیت شناختن تهدید ایران از یك سو و ستایش فرصت‏هاى ناشى از این وضعیت از سوى دیگر باشد. توصیه این كمیته، اتخاذ استراتژى صلح‏آمیز، اما مؤثر براى به مشاركت طلبیدن مردم ایران است.

منبع:نشریه مكتب اسلام ، شماره ( 3 ) 1384

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

تهاجم فرهنگی ( واقعیت یا توهم)

مصاحبه : آقای دکتر سلیمی‌نمین به نظر می‌رسد تاثیرپذیری ما از مظاهر فرهنگ غرب در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *