تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)6) تهاجم فرهنگی و رسانه / نقش تانک های فکری آمريكا در فكر سازي

نقش تانک های فکری آمريكا در فكر سازي

” براي مقاصد سياسي ضرورت تسلط بر افكار، هيچ كمتر از سلطه نظامي و اقتصادي نيست و اين دو هميشه با هم ارتباط نزديك داشته اند.   هنر اقناع ،همواره جزئی از قدرت رهبری کردن محسوب می شود. هنر متقاعد كردن ديگران همواره ابزار ضروري رهبري سياسي بوده ولي به هر حال ديدگاه عمومي كه پروپاگاندا يك اسلحه جديد است نيز اساسا درست است.دمكراسي ها يا گروه هايي كه اين ابزار هاي جديد افكار ساز را كنترل مي كنند فاقد هنر شكل دادن و سمت و سو دادن به افكار عمومي نيستند.(1)

ای اچ کار

چکیده

در سال 1981 ای اچ کار نویسنده رئالیست انگلیسی قدرت بین المللی را به سه بخش نظامی ، اقتصادی و قدرت برافکار عمومی تقسیم کرد.(2) قدرت برافکار عمومی پیچده گی های  زیادی دارد و از این نظر اندازه گیری ميزان تاثیر آن وچگونگي کنترل آن کمی سخت است. امروزه نظريه پردازاني نظیر جوزف نای از نظر سنجی عمومی استفاده می کنند . ناي و امثال او برای جمع آوری نظرات مردم ساير كشور ها نسبت به آمریکا و همچنین سنجیدن تاثیر قدرت نرم آمریکا و این موضوع که قدرت نرم آمريكا تا چه اندازه توانسته در خارج از مرزها تاثیر داشته باشد به نظر سنجي هاي بين اللملي متوسل مي شوند.  دراین مقاله ، من نظرات روزنامه نگاران و ستون نویسان روزنامه های آمریکا در سالهای 2000 به بعد را جمع آوری کرده ام. این برای آن بود که دریابم آیا حوادثی نظیر 11 سپتامبر و جنگ در عراق تاثیری بر روی روزنامه نگاران و سردبیران نشريات ساير كشور ها داشته است یا نه.

در این تحقیق به دنبال آن هستم که به 3 پرسش پاسخ دهم.

1- آیا در آمریکا مطالعاتی براي بررسي ميزان  قدرت آمريكا -اين تحقيق به خصوص به ميزان تاثير گذاري تانك هاي فكري متمركز است- بر تاثير گذاري بر افکار عمومی ساير كشور ها كه در مقالات و تحليل هاي مندرج در روزنامه هاي آن كشور ها منعكس مي شود  صورت می گیرد يا خير؟

2- آِیا انعكاس نظرات و ديدگاههاي امريكايي در روزنامه هاي ساير كشور ها افزايش يافته ؟اگر پاسخ مثبت است چرا؟

3- آیا ستون نويسان و تحليل گران آمريكايي به مخاطبان خارجي خود توجه دارند يا آيا حتي براي آنان هم مي نويسند؟

نخست باید اعلام کنم که پیش از این چنین تحقیقی انجام نشده است. تاثیر ستون نويسان و تحليل گران آمریکایی تنها در چند کتاب بررسی شده است اما هیچ گاه چنین تحقیقی در باره تاثیرات جهانی آن انجام نشده است. با تحقیقاتی که انجام دادم، دریافتم که درج مقالات و نظر و دیدگاهها و تحليل ها ي آمريكايي به خصوص تحليل هاي تهيه شده از سوي تانك هاي فكري آمريكايي در مطبوعات خارج ازآمريكا از اواخر 1990 افزایش چشمگیری داشته است. انگلستان کشوری است که بيشترين مقالات آمريكايي در نشريات آن كشور چاپ مي شود.. همچنین تحليل هاي موسسه آمریکن اینتر پرایز نیزكه در کنار ساير تانك هاي فكري به سياست خارجي مي پردازد ،نقش قابل ملاحظه ای را در بین تصمیم سازان ايفا كرده است. با در نظر گرفتن منابع تحليل هاي مندرج در روز نامه هاي خارجي و به خصوص در روزنامه های انگلیسي زبان، تانك هاي فكري آمريكايي حتي بيش از روزنامه هاي داخلي آمريكايي به شدت مورد توجه بوده اند و تحليل هاي آنان با برداشت از اينترنت در اين روزنامه ها دوباره چاپ شده است.

همچنین متوجه شدم که اکثرا نویسندگانی که نظراتشان منتشر می شده ، مرد بوده اند. در این بین ماروین دوود Maureen dowd یک استثنا بود. هر چند نوشته های این زن قبل از جنگ عراق بيشتراز حال، در روزنامه هاي خارج از آمريكا درج مي شد. در برخی از کشورها هم دبيران سرويس انديشه برای نوشتن ستوان نظرات و روشن كردن چراغ بحث سياست خارجي از نویسندگان آمریکایی استفاده کرده بودند. در ملاقاتی که با برخی از نویسندگان داشتم ، آنها گفتند که تنها برای مردم آمریکا می نویسند و توجهی به مردم سایر نقاط دنیا ندارند. در این تحقیق به این نتیجه رسیدم که آمریکایی شدنAmericanization صفحات انديشه و تحليل ها و تفاسير خبري  بسياري از روزنامه ها در بسياري از كشورها به دليل واقعه 11 سپتامبرو جنگ عراق و نياز به تحليل اين رويداد ها افزایش یافته است.

از ميان تاثیرات دیگر، مي توان به تفكر استراتژيك و بازاريابي تانكهاي فكري اشاره كرد که به دنبال تاثيرگذاری خود فراتر از مرزهاي ايالات متحده هستند. همچنین نبايد رابطه قوي رسانه هاي تجاري و روزنامه هاي تحت ماليكت رابرت مورداك با تانكهاي فكري آمريكايي را از نظر دور داشت  و مهمتر اينكه مقالات تانكهاي فكري بي هزينه و ريگان است و در زماني كه مخاطب روزنامه ها رو به كاهش است و بودجه سرمقاله ها به شدت كاهش يافته است، استفاده راحت و بي هزينه از مقالات رايگان كاملا وسوسه انگيز  است .

در ژانویه 2003 روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای به قلم خانم ماروین دوود Maureen dowd مطلبی راجع به نطق معروف State of Union جورج بوش نوشت. او در این مقاله ،نارنجكي در دنياي مجازي منفجر کرد . او نوشت: آیا می توانید باور کنید که رئیس جمهور هنوز اين ادعاي احمقانه را مطرح مي كند كه ما با يك ائتلاف به جنگ عراق رفتيم و نه با يگ گروه نوكر و سگ و كشورهاي خدمتگزار ؟

وبلاگ نويسان با نارضايتي تمام عصبانيت خود را نشان دادند و نامه هاي بسياري براي اعتراض به نيويورك تايمز فرستادند.وبلاگ هايي از جمله  وبلاگي موسوم به « اعتراض هاي يك قاتل شيدا»و «پول بد »يك بمب گوگلي فرستادند.بمب گوگلي يك مكانيسم است كه توسط آن رتبه بندي هاي گوگل را تحت تاثير قرار مي دهند و يك سايت يا يك عنوان خاص را به رتبه نخست گوگل مي رسانند .آنان با مرتبط كردن نام خانم ماروین دوود  و سگ پشمالو(POODLE) كاري كردند که اگر کسی بخواهد سگ پشمالو(POODLE) را جستجو کنند با نام ماورین دوود روبرو شود.

مخالفت های زیادی با این کاردر سطح افكار عمومی به وجود آمد . اتحادیه وبلاگهاي آزاد مقاله خانم دوود را عملی احمقانه نامید . برخی حتی او را سگ پشمالوی بداخلاق نامیدند و برخی شکل صورت او را تمسخر کردند. “بلک فایو ” از همه کشورها ی ائتلاف عذرخواهی کرد. این وبلاگ نوشت: اگر شما ازکشورهای ائتلاف هستید ، و این مطلب را می خوانید ، اصلا نمی خواهم این زن را به شما معرفی کنم. تنها به این موضوع اشاره کنم که اظهارات او باعث ناراحتی خیلی از افراد شده است. من می خواهم به شخصه از حمایت همه کشورهای ائتلاف تشکر کنم . و این موضوع را بدانند که آمریکایی ها کارهایشان را فراموش نخواهند کرد.(3)

به عنوان دبير ستون دیدگاه ها در کشوری که (استرالیا)برای حمله به عراق اقدام به اعزام نیرو به آن کشور کرده است ،برای من مقاله خانم دوود  در عین جذابیت بسیار نامطلوب بود. ماورین دوود در بین خوانندگان روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد که من در آن کار می کردم بسیار محبوب بود و در فاصله بین ژانویه 2000 تا ژانویه 2005 چیزی در حدود 89 مقاله از او به چاپ رسید. برخی اوقات عکس او را نیز در کنار مطلب چاپ می کردیم. دبیری که پیش از من مطالب را می خواند بارها اذعان کرده بود که او بهترین نویسنده در جهان است. چیزی که در نوشته هایش وجود داشت این بود که او مخاطبان آمریکایی اش را در ذهن داشت. هرچند او بعضا انتقادهای تندی نیز می کرد اما در مخاطبان استرالیایی و بریتانیایی این حس بوجود آمده بود که او برای آنها نمی نویسد.چنین چیزی نیز هنگامی که فیلم فارنهایت 11/9 مایکل مور به نمایش در آمد وجود داشت.

2 سال بعد تصمیم گرفتم به پایتخت آمریکا بروم و از دوود راجع به مقاله اش سوال بپرسم. او انسانی خجالتی بود که میانه خوبی با مصاحبه نداشت. برای اینکه از نظرات او راجع به مخاطبان جهانی آگاهی یابم با او از واشنگتن تا فینیکس و از سن فرانسیسکو تا لاس وگاس همراه شدم تا سرانجام توانستم در هتل بلاژیو با او مصاحبه کنم. هنگامی که از او راجع به مقاله سگ پشمالو پرسیدم او با اشاره به این موضوع که علاقه ای به ربط دادن بین زن ها و این حیوان وجود دارد گفت :

واقعا نباید کسی در کنار ما باشد. مردم آمریکا سالی سخت راپشت سر گذاشتند . ما از همه ابزار ها و از همه وسایل اطلاعاتی برای شکست صدام حسین استفاده کردیم . همه اطلاعات را برای رسیدن به «ایدئولوژی» خود در کنار هم قراردادیم و از دموکراسی خود فاصله گرفتیم. در پایان توانستیم به نتیجه مطلوب برسیم(4). ریچارد کوهن در این زمینه گفته اگر از دجله تا نیل آزادی وجود داشته باشد نمی توان مردم آمریکا را اینقدر نادان تلقی کرد و به آنها دلیل اصلی لشگر کشی به عراق را نگفت و یااز  بچه ها و والدین دلیل اصلی حمله را کتمان کرد. در تظاهرات قبل از لشگرکشی مردم تنها به دنبال کارهای ضد جنگ نبودند بلکه می گفتند به ما اطلاعات غلط ندهید. از اطلاعات برای رسیدن به «ایدئولوژی »خود استفاده نکنید.

مفهوم صادر کردن دیدگاه های آمریکا برای خوانندگان روزنامه در سایر کشورها چیست؟

صفحات دیدگاه ها در روزنامه های مختلف متفاوت است. برخی نظیر نیویورک تایمز بازتاب دهنده نظرات مخالف سردبیر هستندو برخی نظیر وال استریت ژورنال در راستای سیاست های روزنامه هستند. برخی صفحات و موضوعات میانه رو هستندوبرخی دیگر تحریک کننده هستند. برخی فضا را تنها در اختیار ستون نویس ها قرار می دهند  وبرخی دیگر همه نظرات را بازتاب می دهند. اهداف زیادی برای چاپ این نوشته ها اعلام شده است. كه از آن جمله می توان به عمق بخشیدن به تحلیل های راجع به مسایل روز و ایجاد تناسب در صفحات اشاره کرد.

سردبیر معمولا صفحه دیدگاه ها را از منابع مختلفی به دست می آورد. در برخی ازروزنامه ها دبير صفحه از همکاری سایر نویسندگان که در روزنامه های دیگركار مي كنند ، بهره می برند ،در برخی از روزنامه ها نیز از گروه ها  و لابی ها  استفاده می کنند . برخی نیز از آژانس های خبری استفاده می کنند. در سراسر جهان سازمان های خبری پول زیادی برای استفاده از آژانس های خبری آمریکایی پرداخت می کنند. تقریبا 700 روزنامه در سراسر جهان از خدمات نیویورک تایمز استفاده می کنند. استفاده از ستون دیدگاه ها برای روزنامه ها نیز در این صورت راحت تر است زیراپول اضافی برای خدمات این چنینی پرداخت نمی کنند، این گونه مقالات پیش از این ویرایش شده و منابع آن چک شده است.

صفحات دیدگاه ها معمولا به صفحاتی مشهور است که جانبدارانه کار می کنند. آیا در این بین مرد ها بیشتر از زن ها نبودند؟ آیا مطالب طرفدار اسرائیل بیش از فلسطین نبودند؟ مطالب طرفدار دولت بیشتر نبود ؟ و آیا مطالب بیشتر به راست گرایش نداشت تا به چپ؟

آن چیزی كه تحقیق من اثبات مي كند اين است كه يك رشد قابل توجه در استفاده  از مقاله هاي ستون نويس هاي آمريكايي از سال 2000 به بعد كاملا مشهود است .خوانندگان به اين مسئله با روش هاي مختلفي عكس العمل نشان مي دهند. بنابر نظر جوزف نای « قدرت نرم » توانایی رسیدن به اهداف از طريق ايجاد جذابيت است تا اعمال زور يا پرداخت پول. منظور از جذابيت ،جذابيت هاي فرهنگي و ايده ال هاي سياسي و سياست هاي اعمالي است.(5)

نای معتقداست ،قدرت نرم یک کشور بر 3 موضوع استوار است : فرهنگ و ارزشهاي سیاسی و سیاست ها ی خارجی آن کشور. این موضوع در سال 2003 بسیار مشهود بود. وی می گوید هنگامی که در خواست ایالات متحده در ماه های پیش از جنگ عراق رد شد ،محبوبيت آمریکایی ها تقریبا 30 درصد در کشور های اروپایی كاهش يافت ، در کشورهای اسلامی این حمایت بسیار کمتر بود.(6)

مرکز تحقیقاتی پیوPew در سال 2002 با يك نظر سنجی  دریافت که شهروندان 34 کشور از 43 کشور با اين گزاره موافق بودند كه « گسترش فرهنگ آمريكايي در كشورشان خیلی بد است.(7)    نیمی از این کشورها از موضوع آمدن دموکراسی از آمریکا حمایت کردند ، اما طرفداران گسترش فرهنگ آمریکا كمتر از يك سوم بود. موضوع استقرار فرهنگ و ایده آمريكايي براي مردم اين كشورها بسیار خشم برانگیز بود زیراکه از نظر آنان باعث محو فرهنگ بومی ، زبان و حتی طرز تفکر ملت ها می شد.

تعداد مقاله های منتشر شده در جنگ عراق و سياست خارجي حکومت بوش با همراهی خوبی از سوی ستون نویس ها همراه بود. همچنین بسیار جالب بود که در این بین در کشوهایی که از همراهان اصلی در جنگ بودند و بيشترين ديدگاههاي آمريكايي در نشريات آنان منتشر مي شد – استرالیا و انگلستان – مخالفت های اصلی با جنگ در گرفت . در این 2 کشور در حالی که دولت آنها برای جنگ آماده می شد مردم مخالف لشگر کشی بودند. این نكته، موضوع این تحقیق نیست كه ببينيم آيا مقالات آمريكايي منجر به تقويت و يا تضعيف قدرت نرم آمريكا شده است يا خير. تاثیر این مقاله­ها  را نمي توان صرفا با تاثیر مثبت یا منفی ارزيابي كرد. بسیار مهم و حياتي است قبل از هرچیزتاثیر در اختيار داشتن سرمقاله ها و ستون ديدگاههاي روزنامه هاي غير آمريكايي  را به عنوان منبع جديدي از قدرت مورد توجه قرار دهيم.  این صفحات در طول تاریخ منبع اصلی بررسي نظرات مختلف و گوناگون و حتی متعارض بوده اند. ازاینرو اين واقعیت که حضور نویسندگان آمریکایی در این روزنامه ها تاثیر زيادي بر فرهنگ و ذهنیت مردم داشته ،حقيقتي انکار ناپذیر است که به نوبه خود تاثیر زیادی بر بحث هاي رايج در حلقه­هاي بومي  روشنفكران مي گذارد (روشنفكراني كه در واقع مباني و دلايل آمريكايي مقوم بحث­هاي خود را با هم مبادله مي كنند).

موضوع نوشته های ستون های دیدگاه های روزنامه ها موضوعی بررسی نشده است.در باره این موضوع کارهای بسیار محدودی انجام شده است. یک استثنا كتاب American Newspapaer Columnist اثرسام ریلی است. در این کتاب بیشتر به معرفی اسامی نويسندگان اشاره دارد و کمتر به تجزیه و تحلیل مقاله ها پرداخته شده است.(8)  نظريه پردازان سیاسی که علاقه ای به قدرت نرم داشته اند، تنها به بررسی جزئی مطلب پرداخته اند. تلاش ها بیشتر مربوط به همراه ساختن ذهن سايرملت ها در کشورهای مختلف  با موضوعات مورد توجه آمريكا است .اما من هیچ شخصيت دانشگاهی را که به موضوع رشد نفوذ تانك هاي فكري  و به خصوص تانكهاي فكري محافظه كار(راست گرا) پرداخته باشد، نیافتم .حتي در باره تاثير جهاني اين تانكهاي فكري و نقش آنها در مباحث مربوط به آمريكا و مسائل جهاني در ساير كشورها تحقيقي صورت نگرفته است.

شواهد و روش ها

برای بررسی موضوع افزایش تعداد مقالات تهيه شده در تانكهاي فكري آمريكايي كه در روزنامه های سراسر جهان منتشر می شود ، از يك تحليل 3 مرحله اي استفاده کردم. در وهله اول ، مستندات را در باره افزایش تعداد  آنها جمع آوری کردم. برای این کارمدارك مقالات تهيه شده در تانكهاي فكري معروف  مندرج در روزنامه هاي آمريكايي  را از 15 سال گذشته به این طرف جمع کردم. در مرحله دوم به روزنامه های انگلیسی زبان در اروپا ، آسیا و اقیانوسیه مراجعه کردم تا در یابم چه شباهت ها و تفاوت هایی بین مقالات اين تانكهاي فكري در داخل و خارج از ایالات متحده وجود دارد. در مرحله سوم شواهد موجود را برای بررسی افزایش تعداد این مقالات مورد بررسي قرار دادم . در این زمینه از سال 1998 اقدام به جمع آوری مطالب کردم. این تاریخ 3 سال قبل از 11 سپتامبر و 3 سال پس از آن واقعه را در بر مي گيرد.

موسسات مطالعاتي که در این تحقیق به آنها پرداختم ، آنهایی بودند که در مطبوعات آمریکا بیشتر از آنها ياد مي شود و مورد استناد قرار مي گيرند. از اينرو موسساتی نظیر بروکینز، آمریکن اینتر پرایز، هریتج و موسسه کاتو بیشتر مورد بررسی قرار گرفتند.(9) این موسسات بر اساس نظر سنجي 1997 تاثیر بسزایی بر روزنامه نگاران و افراد کنگره داشته اند.(10) هر چند بنیاد هریتج و کاتو بيشتر  در داخل امريكا موثر بوده اند تا خارج آمريكا. در این بین باید شورای روابط خارجی  و مرکز تحقیقات استراتژیک و موسسه کارنگی برای صلح   را نیز اضافه کرد. از ميان موسسات مطالعاتي در زمينه سياست خارجي ،موسسات ياد شده حضور بيشتر و موثرتري  در سطح جهان دارند. باید به این موضوع اشاره کنم که اگرچه در این تحقیق سخت کار شده است اما این تحقیق کامل نیست. دو منبع اطلاعاتی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.  نخست از مطالب چاپ شده این گروه ها استفاده شده است. آنچنان که در ادامه می خوانید این منبعی مهم برای بررسی ها است . منبع دوم مطالبی است که بصورت الکترونیکی در اختیار قراردارد. برای آن از Lexis-Nexis و Factiva استفاده شده است. برای استفاده از آن باید خیلی دقت کرد زیراکه اطلاعات آنها در مورد مقالات مندرج در روزنامه هاي ساير كشور ها چندان کامل نیست .  اما همچنان از آنها به عنوان منبعی اصلی استفاده می شود زیراکه نه مطبوعات و نه سندیکاها اطلاعاتی کامل در باره نویسندگان خود در اختیار نمی گذارند. به  عنوان مثال مری فلمینگ سوانسون مدیر بخش فروش بین الملل گروه نشریات واشنگتن پست فقط حاضر شد اين را بگويد که بیشترین فروش جهانی مقالات مربوط به جیم هوگلند، دیوید ایگنیشس ، رابرت ساموئلسون ، چالز کراتامار ، جورج ویل و فرید زکریا است. اما اين موضوع را نگفت كه مقالات اين افراد چند بار و در كدام نشريات خارجي چاپ مجدد شده  و يا ميزان رشد تقاضا براي اين مقالات در 5 سال اخير چقدر بوده است. (11)

جستجو ها در باره نويسندگان تانك هاي فكري آمريكايي با استفاده از Lexis-Nexis وروزنامه وال استریت انجام شد که بايگاني آنها در Factiva وجود داشت. با استفاده از منابع اصلی خبرها در لیست Lexis-Nexis به جستجو در باره نام کامل هر تانك فكري در هر سال و از سال های 1998 تا 2004 پرداختم. روزنامه هایی که به آن در این تحقیق پرداختم عبارتند از : Atlanta Journal Constitution،Baltimore Sun،Boston Globe،Boston Herald،Buffalo News،Chicago Sun-Times،Christian Science Monitor،Columbus Dispatch،New York Daily News،Denver Post،Hartford Courant،Houston Chronicle،Los Angeles Times،Miami Herald،New York Times ،Newsday ، Omaha World Herald،Pittsburgh Post-Gazette، Cleveland Plain Dealer ، San Diego Union Tribune، San Francisco Chronicle، Seattle Times، St.Louis post -Dispatch، St.Petersburg Times، Minneapolis Star Tribune، Tampa Tribune، Times-Picayune، USA Today، Wall Street Journalو Washington Post.

در لیست Factiva نیز با افزودن اسم روزنامه Wall Street journal مطالعه اي انجام شد. در پایان امتیازات Lexis-Nexis و Factiva را جمع زدم .

نتیجه

یافته های مهم این تحقیق در ادامه می آید:

1- نقش تانک های فکری آمریکایی از 11 سپتامبر و به خصوص از زمان جنگ عراق تغییر کرده است.افزایش حضور تانک های فکری در نشریات جهان از اواخر دهه 90 تاکنون کاملا مشهود است.

افزایش نقش تانک های فکری نه در مطبوعات داخلی که در مطبوعات خارجی بوده است. این نتیجه گیری مهم است چه در همه تحقیقات پیش از این  به این موضوع اشاره شده است که نقش تانک های فکری فقط در نشریات داخلی رشد داشته است. در فاصله سال های 1998 تا 2004 ، نقش چهار تانک فکری آمریکایی در روزنامه های برجسته این کشور 54 در صد رشد داشته است. به گونه ای که اگر در سال 1998 ، روزنامه های برجسته آمریکایی  فقط 2385بار از چهار تانک فکری آمریکایی استفاده کردند این رقم در سال 2004 به 3685 مورد رسید.

انعکاس مقالات آمریکایی در روزنامه های خارجی

الف -به روشنی افزایش وجود و حضور و تاثیر تانک های فکری آمریکایی در مطبوعات خارجی به چشم می آید. جستجوی من در مطبوعات مهم و بین المللی نشان دهنده آن است که دربین تانک های فکری آمریکایی مقالات موسساتی نظیر بروکینز، آمریکن اینتر پرایز ، بنیاد هریتج و موسسه کاتو در فاصله سال های 1998 تا 2004 شاهد 400 درصد رشد بوده است(12). دراین بین اگر تانک های فکری ویژه سیاست خارجی همچون شورای روابط خارجی ، بنیاد کارنگی ومرکز بین المللی مطالعات راهبردی CSIS را اضافه کنیم رشد چاپ مقالات امریکایی در نشریات خارجی از این هم بالاتر می رود و رقم 457 درصد رشد را نشان می دهد. بیشترین رشد در مقالات مربوط به سیاست خارجی، سیاست های دفاعی و تهاجمی  بوده است. تقریبا نیمی از مقالات منتشر شده در سال 2003 راجع به سیاست خارجی بوده است.

شواهد نشان دهنده آن است که حضور موسسه کارنگی در صفحات اندیشه و در ستون مقاله ها در روزنامه ها ی خارجی در سال 2001 تقریبا به صفر رسید.این در حالی است که شورای روابط خارجی که در سال 2003 کاهش داشت ، به رشد خوبی رسید. موسسه بروکینز رشد پایداری را از 1999 به خصوص در انگلستان شاهد بوده است. پس از کاهشی که    در سال 2001AEI شاهد بود پس از آن مجددا توانست رشد پیدا کند. نقطه اوج کاتو در سال 1999 بود.کاتو تنها در سال 2001 بود که اندکی در چاپ مقالات در نشریات خارجی کاهش داشت ولی بر اثر افزایش درخواست روزنامه های آسیایی رونق چاپ مقالات کاتو نیز احیا شد. هریتج درنیمه اول  سال 2001 کاهش را نشان می داد اما با کمک سردبیران اروپایی توانست در ادامه رشد کند.همچنین در این مدت مقالات تهیه شده در CSIS نیز رشد قابل ملاحظه ای را شاهد بود.

باید به این موضوع اشاره کرد آنچه به صورت عدد و رقم  در بحث نفوذ تانک های فکری آمریکایی در نشریات خارجی آمده ،ارزیابی محتاطانه ای از میزان  واقعی  نقش تانک های فکری آمریکایی در فکر سازی در سطح جهان است. اگر تعداد پرینت شحصی این مقالات و تعداد ارجاعات به این مقالات در تحقیقات و پایان نامه های تحصیلی نیز در نظر گرفته شود ، گستره و عمق نفوذ افکار آمریکایی که از طریق تولیدات این تانکهای فکری منتشر می شود ،بهتر نمایان می شود.

ب- در یک بازار رقابتی افکار و اندیشه ها ، تانک های فکری محافظه کار موفقیت خوبی داشته اند(13)

در این تحقیق که در آن به روزنامه ها و نه رسانه های الکترونیک پرداخته ام به این نتیجه رسیدم که اگرچه موسسه بروکینز که  میانه رو است در داخل آمریکا بیشتر ازAEI رشد داشته است. امادر سطح بین المللی درسال 2004AEI 112 مقاله و بروکینز 72 مقاله منتشر کرد.

مطالعات اخیر نشان می دهد که تانکهای فکری محافظه کار نسبت به رقبای لیبرال خود بیشتر در روزنامه ها حضور و نقش ایفا کرده اند.(14)

اندرو ریچ در مطالعاتی که بین 1993 تا 1999 انجام داد  به این نتیجه رسید که مطالب محافظه کارانه(راست گرایانه) که توسط تانک های فکری منتشر می شود،بیشتر از مطالب منتشر شده لیبرال بوده است. وی می گوید: دراین بین سهم تانکهای فکری محافظه کاران 30 درصد بوده است. این در حالی است که لیبرال ها و میانه روها و تانک های فکری که ایدئولوژی خاصی ندارند کمتر از 8 درصداز سهم بازار اندیشه را به خود اختصاص داده اند.(15) باید به این مورد هم اشاره کرد یک سوم مطالب تانک های فکری تنها در  3  روزنامه منتشر می شد و دو سوم بقیه مطالب در وال استریت ژورنال منتشر میشد . در این بین تنها یک مقاله از پنج مقاله تانکهای فکری لیبرال ها در روزنامه ها درج می شد. این به معنی آن است که تانک های فکری محافظه کار علاقه چندانی به حضور نویسندگانشان در صفحات نظرات ودیدگاه های روزنامه ها  با نام موسسات ندارند بلکه ترجیح می دهند نام موسسه اشان در لیست ارجاعات سایر نویسندگان درج شود. ریچ به این نتیجه رسید که آن دسته از تانکهای فکری موفق بودند که محافظه کار (راست گرا )و بازار محور بوده اند.(16)

بررسی دیگری نیز نظر ریچ را تایید کرد.  بر مبنای بررسی سایت fair.org ، تانکهای فکری چپگرا اکثرا هیچ نقشی در درج مقاله های تولیدی خود در روزنامه های آمریکایی نداشته اند. به گونه ای که یکسال پس از 11 سپتامبر شاهد کاهش سهم تانک های فکری چپ گرا درمقالات  روزنامه ها به 11 درصد هستیم و اینکه تانک های فکری چپ گرای کمتری در رسانه ها مطرح شدند. در سال 1996  جامعه شناسی به نام مایکل دلنی(با ضم دال) تحقیقات دانشگاهی در باره پوشش جنگ اول عراق را مورد بازبینی قرار داد و به این نتیجه رسید که در 7 ماه تنها 6 درصد از ارجاعات مقالات تهیه شده در موسسه بروکینز به مقالات تهیه شده در موسسه چپ گرای مطالعات سیاسی مربوط می شود.(17) دلنی همچنین بررسی دیگری انجام داد و به این نتیجه رسید که هم در بخش مکتوب و هم در رسانه های صوتی و تصویری در طول 10 سال گذشته شاهد کاهش پرداختن این موسسات به مسایل داخلی هستیم و در عوض میدان خوبی در اختیار تحلیل گران مسایل بین الملل که عمدتا میانه رو و محافظه کار (راست گرا) هستند قرار گرفته است. (18)

گرایش به تانک های فکری محافظه کار به روشنی زمینه را برای بازتاب دیدگاه های محافظه کارانه در سرمقاله ها و ستون دیدگاه ها در روزنامه ها فراهم می کند.درتحقیقی که ازحضور و نقش 51 تانک فکری در 6 روزنامه سراسری در فاصله 1991 تا 1998 انجام شد ، اندرو ریچ و کنت. آر .ویور به این نتیجه رسیدند که واشنگتن پست و وال استریت ژورنال تمایل بیشتری به استفاده ازآن دسته از مقالات تانک های فکری دارند که عمدتا راست گرایانه و مطابق با نظر سر دبیر است. (19) در تحقیق دیگری که توسط تاد گیتلین انج

نویسنده :جوليا بيرد / ترجمه و تلخیص:عزیز شاه محمدی

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

دلتا پروژه‏اى براى براندازى نظام جمهوری اسلامی ایران

دكترین مهار، نبرد رسانه‏اى و ساماندهى نافرمانى مدنى محورهاى استراتژى جدید آمریكا علیه جمهورى اسلامى …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *