تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)7) اسلام آمریکایی / واکاوی نقش آل سعود در فتنه های خاورمیانه؛

واکاوی نقش آل سعود در فتنه های خاورمیانه؛

امروز در اثر غفلت خودمان و نفوذ دشمن، افکار ما تغییر کرده و هنوز در شرایطی که خودمان حضور داریم و تنها با گذشت دو دهه از حادثه جمعه خونین می بینیم که سؤالات و شبهات بسیاری برای نسل جدید ایجاد می شود؛ مانند اینکه واقعاً برای چه رفته بودیم و برای چه در سرزمین یک کشور دیگر تظاهرات کردیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا جا دارد این پرسش را مطرح کنیم که چرا بعد از گذشت ۲ دهه از کشتار حجاج بیت الله الحرام، ما از شعارها و تفکرات اصلی خودمان دور شده ایم؟ امروز در اثر غفلت خودمان و نفوذ دشمن، افکار ما تغییر کرده و هنوز در شرایطی که خودمان حضور داریم و تنها با گذشت دو دهه از حادثه جمعه خونین می بینیم که سؤالات و شبهات بسیاری برای نسل جدید ایجاد می شود؛ مانند اینکه واقعاً برای چه رفته بودیم و برای چه در سرزمین یک کشور دیگر تظاهرات کردیم؟ نسل امروز نمی داند که ما باید تاوان انقلاب اسلامی و تفکر روح الله(ره) را پس می دادیم ولی امروز متأسفانه عده ای به دنبال این هستند که هر ساله، ‌به هر قیمت که هست، به حج بروند و آنقدر تقیه کنیم که در ورای آن، اصل مطلب و باطن حج را هم فراموش کنیم و آنقدر دم از مصلحت بزنیم که اصل حادثه ای را که به خاطر آن صدها کشته دادیم و همچنین پیام حضرت روح الله به مناسبت سالگرد کشتار حجاج و قبول قطعنامه را فراموش کنیم و در سالگرد این حادثه هیچ سخنی در هیچ کدام از رسانه های کشور مطرح نمی شود.

این در حالی است که طی یکی دو سال گذشته شیطنت وهابیت و سران اسلام آمریکایی به هیچ وجه نه تنها فروکش نکرده بلکه ازسال گذشته تا هم اکنون، این توطئه ها به طور پیوسته ادامه دارد. از کشت و کشتار خونین در عراق تا توطئه افغانستان و پاکستان و تا همین ترورهای اخیر در کردستان و بلوچستان.

بعد از واقعه ۱۱سپتامبر، سعودی ها حرکت جدیدی را مشخصاً در خاورمیانه شروع کردند که یکی از کثیف ترین آنها به شهادت رساندن شهید بزرگوار عماد مغنیه حاج رضوان بود. کما اینکه هیأت سوری بررسی این ترور، وقتی خواست گزارش بدهد، از افراد سعودی اسم آورد و تا همین الآن که ما خدمت شما هستیم، فتنه هایی که در مرز خودمان در سیستان و بلوچستان و خط جنوبی ما در قشم و سواحل خلیج فارس رخ می دهد، باز فتنه هایی است که با پول های عربستان تغذیه می شود. فکر نکنیم اگر ما حتی در جریانات سیاسی آغوش باز کردیم و سعودی ها را برادر خطاب کردیم و در آغوش کشیدیم، آنها از مواضع اصلی خودشان دست برمی دارند.

در پاسخ به این شبهه که چرا دولت کاری نکرده است و ما چرا باید یک گام جلوتر باشیم، همه باید توجه داشته باشند که ‌دولت باید کار خودش را انجام بدهد و شما هم کار خودتان را. حال که نظام تعامل را پذیرفته و بر این اساس، روند سیاسی را پیش می بریم خون را که نباید فراموش کرد. به تعبیرحضرت روح الله، بغض و کینه انقلابی را که نباید فراموش کرد. حزب الله باید این را به طور پیوسته به عنوان یک انرژی متراکم در خود نگه دارد. این پیام برای خانواده های حزب الله است، برای کسانی که سردرگمند. این انرژی متراکم را باید برای روزی که لازم است فریاد بزنیم و ماشه بچکانیم، نگه داشت. بنابراین حرفهای خودمان را توی این بازار مسگری یادمان نرود و فراموش نکنیم.

اما در یک نگاه کلی تر باید گفت پس از انقلاب اسلامی شاهد شکل گیری یک جبهه واحد شامل کشورهای غربی و کشورهای مرتجع عرب هستیم. این صف بندی در کشورهای غربی با محوریت امریکا و در کشورهای اسلامی با محوریت وهابیت که پایگاهشان در عربستان سعودی است، اتفاق افتاد. در کل ۲ جریان به مقابله با تفکر امام و انقلاب برخواستند، یک جریان، جریان “سکولار” بود و جریان دیگر “وهابیت” و اگرچه در بین این دو تفکر تفاوت فاحشی وجود دارد ولی این دو در دشمنی با اسلام انقلابی متحد شدند و مانند دو لبه قیچی عمل کردند. دلیلش هم روشن است؛ چرا که باید از رشد فلسفه سیاسی دینی شما که مبتنی بر مکتب اسلام ناب محمدی(ص) بود، جلوگیری می کردند. به همین منظور، در سال ۱۳۵۹، “کنفرانس طائف” برگزار شد. در کنفرانس طائف، چند تصمیم اساسی گرفته شد. (خوب توجه کنید در خصوص این مقوله شهید بزرگوار حاج ابراهیم همت یک سخنرانی مفصل دارد، خواهش می کنم بعداً نوار را بگیرید وگوش کنید) درکنفرانس طائف تصمیم گرفته شد تا فتنه و غائله کردستان را به سمت جنگ مذهبی شیعه و سنی بکشانند. بعد از این تصمیم، مشخصاً “سپاه رزگاری” در کردستان شکل گرفت. در کنفرانس طائف، سعودی ها تصمیم گرفتند که شما را در یک درگیری فرقه ای بیاندازند و بخشی از زمینتان را جدا کنند ولی وقتی به اهدافشان نرسیدند نهایتاً منجر شد به شروع جنگ تحمیلی و اینکه صدام را به جان شما بیاندازند.

۳ یا ۴ سال بعد از این کنفرانس، یک سال پس از عملیات والفجر ۴، کنفرانس” شیعه شناسی” در” دانشگاه تل آویو” برگزار شد به نام ” تشیع، مقاومت و انقلاب”. در آنجا بیش از ۳۰۰ نفر کارشناس خبره و قدر اسلام شناس و شیعه شناس یهودی مثل برنارد لوئیس (استاد ساموئل هانتینگتون و مشاور بوش در جهان اسلام)، مارتین کرامر، شائول بخاش، مایکل فیشر، زلمای خلیل زاد و… را آوردند تا حرکت انقلاب اسلامی شما را بررسی کنند و برای زدن آن، راهکاری پیدا کنند. در آخر رسیدند به اینکه این خمیرمایه و بافت این تفکر انقلابی- اسلامی شما، از ۲ محور نشأت می گیرد. محور اصلی نگاه شما، نگاه “سرخی” است که شیعیان به صحرای کربلا و قیام حسینی(ع) دارند و محور دومی که شما در آن ریشه دارید و از آن انرژی می گیرید، اعتقاد به این است که کسی خواهد آمد و عدالت را در زمین محقق خواهد کرد. یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جورا.

پس تصمیم گرفتند تا این ۲ محور اعتقادی شما را بزنند. در کنفرانس تل آویو تصمیم گرفته شد در مقابل این ۲ پایه، هر آنچه می توانند سرمایه گذاری کنند. در راهکارها، بیشترین چیزی که جواب داد و تست زده بودند، این بود که طرف حساب شما اروپایی ها وامریکایی ها نمی توانند باشند یعنی کاندولیزا رایس روی آن ناو هواپیمابر نمی تواند کار شما را تمام کند. باید از جنس خودتان، از کتاب و مدل خودتان آدم بتراشند و به جانتان بیندازند تا بتوانند جلوی این موج را بگیرند. مثل شکار عقاب که با تیری که به پر خود عقاب مجهز است. از اینجا بود که جریان “القاعده”به عنوان نسخه بدلی تشیع انقلابی و تفکر روح الله از دل تفکر منحط و ارتجاعی وهابیت و اسلام آمریکایی بیرون کشیده می شود.

اما در خصوص نقش سعودی درجنگ ایران و عراق باید عرض کنم، اولین چک سفید امضا به عنوان هزینه جنگ را فهد به صدام داد و به او گفت: (المال لنا و العیال لک) “سرباز از تو و پول از ما، شرّ شیعیان و خمینی را از سر ما کوتاه کن” و عربستان سعودی سرجمع ۵۵ میلیارد دلار به عراق کمک کردند که بیش از ۳۰- ۴۰ میلیارد دلارش وام بدون بهره بود و مابقی هم به عنوان هدیه (به تعبیر لبنانی ها و عراقی ها بلش، مفت) به صدام دادند.

این جمله را چند روز پیش در یک جایی دو مرتبه شنیدم (المال لنا و العیال لک) شاهزاده “بندربن سلطان بن عبدالعزیز” ملعون که دبیر شورای امنیت ملی سعودی است، در سفر به “تل آویو” به اسرائیلی ها می گوید بابا پول از ما، سرباز از شما، ما را از شر این حزب الله، این سیدحسن نصرالله خلاص کنید. ما پول می دهیم اما این خواب راحت را از ما نگیرید و کار را تمام کنید. این قصه همچنان ادامه دارد.

و اینها تا آخر جنگ پای کار ماندند و الان فرصتش نیست که بگویم چه مقاطعی چه چیزهایی را پای کار آوردند. اما “واینبرگر” وزیر جنگ دولت ریگان خوب می گوید که طی جلسه ای در یک ویلا در سواحل مدیترانه ای جنوب فرانسه که متعلق به آل سعود بود با شاهزاده “سلطان بن عبدالعزیز” سعودی قرار بر این شد که آنها پایگاه در اختیار ما بگذارند و ما از آنجا، آواکس هایمان را به پرواز در بیاوریم و به طور تلویحی به تصمیم کشتار حجاج هم در این جلسه اشاره می کند.

حالا شکل گیری وهابیت را مقداری توضیح می دهم. اکثر دوستان خاطرات مستر “همفر” را خوانده اند، یک جاسوس انگلیسی که حدود ۲۰۰ و اندی سال پیش از سوی وزارت مستعمرات انگلیس در خاورمیانه مأمور می شود. او محمد بن عبدالوهاب را که سر سلسله و سرتفکر وهابیت است، کشف می کند. می بیند که این آدم جسوری نسبت به دین اسلام و اهل بدعتگذاری در دین است. همفر خودش یک جاسوس است که در عثمانی و عراق کارکرده و تحصیلات حوزوی داشته و به زبانهای عربی، ترکی و فارسی مسلط است. او محمدبن عبدالوهاب را پیدا می کند و می گوید بعد از یک مدت سرمایه گذاری روی عبدالوهاب این همان چهره گمشده ماست.

امابعد از یک مدت می بیند این فقط به درد جناح فکری یک حرکت می خورد، و توان اقتصادی و بینش سیاسی ندارد و باید برود آنجا یک چهره دیگری پیدا کند. لذا پس از جستجوی فراوان در نجد عربستان “محمد بن سعود” را پیدا می کند که سرکرده و سرسلسله آل سعود است (آل سعود مشکوک به تبار یهودی هستند و در این رابطه، کتاب هایی هم در جهان عرب نوشته شده است) و از پیوند شوم محمد بن عبدالوهاب و آل سعود که به قول علامه کاشف الغطاء جفت این ها یهودی زاده هستند، هرکسی که هم از کتاب نویس ها و آدم های قدر آمده و ماجرا را باز کرده، سربه نیست شده است، وضعیت امروز به وجود آمده است.

تا امروز در این جریان اینگونه تقسیم کار شده است که مفتی های اعظم سعودی که به “آل شیخ” معروفند، از نسل محمد بن عبدالوهاب هستند (رهبری مذهبی) و قدرت و رهبری سیاسی ازنسل محمد بن سعود است. اینها طی این ۲۰۰سال، جنایت های عجیبی مرتکب می شوند؛ تاریخ نوشته که چندین بار به بارگاه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) حمله کرده و تخریب و جنایت کرده اند، هتک حرمت به قرآن کرده اند، در خود طائف، تخریب زادگاه پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را انجام داده اند. بعد به قبرستان ابوطالب، جُندة المعلّی حمله می کنند. غارت اشیا داخل حرم مطهر پیامبر(ص) و منع زیارت قبور می کنند، تعرض به کاروان های زیارتی، منع زیارت خانه خدا، کشتار زنان و کودکان و بی گناه و زائران حرم حسینی(ع)، تخریب قبر حضرت حمزه(ع) و شهدای احد و قبر حضرت ام البنین و بارگاه ائمه بقیع(ع) و مزارحضرت عباس عموی پیامبر(ع) که همه دارای یک بقعه با جلال و جبروت بودند. حتی هجمه به گنبد خضرای نبوی می کنند ولی از ترس مسلمانان که خوف داشتند این کار را نکردند، مجدداً بارها و بارها به کربلای معلی حمله کردند تا در نهایت حمله خونین مکه در ۶ ذی الحجه سال ۱۳۶۶ و تا همین الآن اتفاقاتی که در دنیا می افتد.

خیانت دیگر اینکه با حمایت مالی و تسلیحاتی و اطلاعاتی که بیشترش از سوی عربستان سعودی است و همچنین بازکردن پای امریکایی ها به خلیج فارس، جهت امنیت برای اسکورت نفتکشها، مجددا فعالیت هایی انجام می گیرد که مشکلات ناشی از تثبیت حضور آمریکا در خلیج فارس تا همین الآن که در خدمت شما هستیم، گریبان همه مسلمانان منطقه را گرفته است.

خیلی جالب است بدانید بهانه این کشتار توسط سعودی ها این بود که “ایرانی ها می خواستند کعبه را بدزدند یا نابود کنند”! اما حقیقت این است که ما هر سال در دوران بعد از انقلاب در ایام حج، حرف برای گفتن داشتیم؛ ‌لذا آنها اینجا احساس خطر شدید کردند. خوب می دانستند که می توانند جلوی شما را در والفجر مقدماتی با ۳ کیلومتر موانع سد کنند. اما هر ساله این خط در یک جا پیوستگی ندارد. در حج، مسلمانان جهان با برخورد این آزادمنشی شما و حال و هوای شما، یکدفعه این تفکر انقلابی دوباره موج می گیرد و مسلمانان جهان اسلام با تفکرات شما آشنا می شوند. حج تنها جایی است که ما می توانیم پیاممان را آزادانه به ۳ میلیون مسلمان جهان برسانیم.

اما عملیات کشتار را چه کسی انجام می دهد؟ مسئول عملیات کشتار، ژنرال “اولریش ویگنر” مؤسس و اولین فرمانده ۹GSG (مخفف گارد نهم مرزی و واحد ویژه ضربت آلمان غربی) است. این شخص یک مسیحی صهیونیست است که فرماندهی نیروهای آلمانی درحادثه المپیک مونیخ ۱۹۷۲ را بر عهده داشت. ویگنر این واحد ویژه را با همکاری و هماهنگی اسرائیلی ها تأسیس کرد. قبل ازعملیات طبس هم در پوشش خبرنگار شبکه ZDF آلمان کل مسیر طبس را شناسایی می کند. این عملیات را می پزد و برای “چارلی بکویث” فرمانده عملیات طبس می برد که اگر نبود عنایات خداوندی در طبس و آنها مضمحل نمی شدند، این عملیات قطعاً با شناسایی هایی که انجام داده بودند، رد خور نداشت و می توانستند گروگان ها را بربایند و جاسوس ها را از دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آزاد کنند. این شخص ۵ ماه قبل از کشتار، طی یک قرارداد امنیتی به سعودی منتقل شده و مشغول آموزش یگان های ویژه ای برای کشتار می شود که قرار است این عملیات را انجام دهد و همزمان به عنوان مسئول هماهنگی امنیتی شهر مکه از سوی سعودی منصوب شده و به طراحی عملیات می پردازد. عکسش موجود است. روز درگیری با حجاج، با پای آزاد کنار هلیکوپتر درباز نشسته و از بالا دارد کل این عملیات را هدایت می کند. باید بدانی برادر، حتی اگر نبرد احد هم بود که شکست خوردی، ایراد ندارد که این شکست نبود برای ما،‌ بعد از آن پیروزی های دیگری به دست آمد که خون مسیر این پیروزی ها را باز کرد.

در یکی دو سال گذشته هم در حوادث عراق و کشتاری که دارد، اتفاق می افتد، دست سعودی ها در کار است. جنایاتی که در کاظمین اتفاق افتاد و یا پرورش القاعده و جنایات آنها همه زیر سر سعودی هاست.

علتش هم همانگونه که عرض کردم روشن است. تفکر حضرت روح الله و تفکر شما که توانست حزب الله را درست کند و بعد از آن توانست انرژی متراکم جهان اسلام را کم کم به شکل ناخودآگاه سازمان بدهد، باید با یک جریان انحرافی جلوی آن گرفته می شد. یعنی باید جریانی درست می شد که با نام القاعده و بن لادن جریان پرانرژی جوانان در اروپا و عربستان و کشورهای عربی را سازمان بدهند و همه را جمع کنند و بعد طبق  تز انگلیسی ها ماهی های درنده را در مقابل ماهی های کوچک قرار دهد. ما که دریا را نمی توانیم بگیریم، ماهی کوچولوها و چریکها را هم نمی توانیم بگیریم، اما برای این کار می شود از جنس ماهی،‌ ماهی درنده انداخت به جانشان و تخریب کرد. کاری که القاعده کرد، تخریب چهره مسلمانان و محبوبیت مسلمان ها و انقلابی گری آنها با خیانت هایشان که امروزه در تلفن های همراه می توانید ببینید که چگونه سر می زنند نام خدا را می برند، آیات جهادی پشتشان است و با تیر و با حکمی که ملا پشمک، ملا شیمبَل و ملاعُمر همینجوری دارند سر می برند و مشخصاً‌ این اتفاق می تواند از رشد و نفوذ اسلام جلوگیری کند و بهانه خوبی داد برای پیشروی امریکایی که با دروغ هالیوودی ۱۱سپتامبر درست کنند، گازش را بگیرند و پیشروی کنند.

اما در این دو سال گذشته در لبنان یعنی فاجعه رفیق حریری و بعد آن گروه ۱۴ مارسی که ایجاد شد که ضد حزب الله لبنان بود و پسر حریری را علمدار کردند. این خبیث ها دارند باز شیطنت می کنند. در فلسطین همین امروز در جنایات غزه باز شیطنت را ببینید. سال گذشته حجاج کرانه غربی را سعودی ها برای رفتن به حج راه دادند ولی جبهه اسماعیل هنیه و حجاجی را که از غزه راهی بودند، سعودی های خائن نپذیرفتند. برای چه؟ برای چه؟ این چه فتنه ای است که شما درهرجای اسلام می بینید، دست دارند؟ یا کتاب دارد، یا مبلغ دارد، بیخ گوشتان در سیستان و بلوچستان در قشم، در حال تزریق پول برای ترویج وهابیت واسلام آمریکایی است. همین الآن هم در مراسم حج، کیف هر حاجی را که می بینی، پرازکتاب و سی دی و نوار می کنند که حداقل بتواند در ذهن همین دانشجویان یک ذهنیت کور ایجاد کنند و ما تا بخواهیم جواب بدهیم، قافیه را باختیم. من این را بگویم همانطور که سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی پیش بینی کرده بود، آخرین نبرد ما به مثابه سپاه عدالت با امریکایی ها نیست، با “اسلام امریکایی” است که مظهر اصلی اش سعودی ها هستند.

عملیات حج پاتک سعودی ها بود برای اینکه جلوی پیشروی شما را بگیرند. براساس تفکر حضرت روح الله، حج یک مانور بزرگ عملیاتی است. خیلی ها می روند و اصلاً توجه به این موضوع ندارند. بچه های جبهه خوب می دانند من چه می گویم. مانور یعنی چه؟ برای هر مانور مشترک لازم است که شما اولاً جذب نیرو داشته باشید. سخت ترین عملیات،‌ عملیات مشترک است یعنی عملیاتی که از ملیت های مشترک می آیند و شما باید یک مرکز فرماندهی قوی بزنید، هندی، پاکستانی، آلمانی، افغانی، لبنانی و… اینها وقتی می خواهند یک عملیات مشترک انجام بدهند، یک ستادی تشکیل می شود. یک سال بررسی می کنند. پولهایشان را می آورند و می ریزند، طرح و برنامه های عملیات را می ریزند. زمین مانور و اهداف عملیات را مشخص می کنند و جلو می برند. در مانور بزرگ حج، همه ساله ۳ میلیون نفر از ملیتهای مختلف جمع می شوند. همه توجیه‌اند. اول جذب نیرو کرده‌اند، دوم به حاجی ها آموزش دادند. سوم تجهیزشان کردند که آقا برای این عملیات باید این وسایل را ببرید. چهارم، باید با خودت مهمات ببری، چون در آنجا باید با دشمن بجنگی. پنجم سازماندهی کردن؛ یعنی گردان‌بندی و کاروان بندی، یعنی علمدار و فرمانده داشتن. معاون فرمانده دارند، پیک و مسئول پشتیبانی دارند، مسئول تدارکات و مسئول پشتیبانی آتش دارند. در سازمان حج، عملیات مانور حج، خودجوش اتفاق می افتد. خوب توجه کنید. بعد اینها در یک تاریخی باید بیایند در سرزمین “عرفات” یعنی زمین عرفه. ظهر شرعی همه این نیروها با یک لباس با ندای “لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک والملک لا شریک لک لبیک” همه با یک شعار تحت یک آهنگ محرم شده اند و هیچ چیزی ندارند الا دو پارچه سفید. آماده نبرد می‌آیند،‌ در صحرای عرفه. آنجا دعا و توکل می‌کنند. نماز مغرب را که می‌خوانند، همه آن ۳ میلیون نفر راه می‌افتند. پیاده این مسیر ۹ کیلومتری “عرفه” تا “منا” را حرکت می کنند. در تاریکی باید بیایند، می‌رسند به یک نقطه ای‌ به‌نام “مزدلفه” باید سکنی کنند. آنجا باید تا قبل از نماز صبح بمانند تا نماز صبح را خواندند، آفتاب تا تیغش طلوع کرد، باید به سمت منا حرکت کنند. بیایند مستقر شوند، نباید وقفه ایجاد کنند، باید سنگ ها و فشنگ ها را از کوله پشتی بردارند و بعد بروند به سمت دشمن هجمه کنند، صبح روز عملیات، اول باید عقبه را بزنند، (الله اکبر) یاد احمد متوسلیان بخیر، عشقش این بود که عقبه را بزند، در عملیات فتح المبین عقبه را زد که توانستیم ۱۱هزار اسیر بگیریم. جالب است پارسال چنین ایامی خدا توفیق داد و من در حج بودم، پیش خودم می‌گفتم: خدایا چرا اول عقبه؟ حق نداری با خط دشمن درگیر شوی، اول باید “جمره عقبی” را بزنی، برمی گردی می‌آیی، خون باید ریخته شود، عملیات و مانور بدون خونریزی معنا ندارد. هرکسی باید قربانی به زمین بزند، همه بایستی هماهنگ در یک روز و یک ساعت در این ۳ روزباید عملیات مشترکی اتفاق بیفتد.

اما گویا قرار است این مانور، امروزه بی‌روح باشد. فقط باید سرمان در لاک خودمان باشد. باید بدون برائت از مشرکین باشد. من نمی‌خواهم بگویم که چرا باید اینگونه باشد؟ ان‌شاءالله خداوند قسمت کند با سربازان بسیج جهانی اسلام آرمان های جهانی انقلاب اسلامی محقق شود که حضرت رو‌ح‌الله فرمود: “خمینی اگر یکه و تنها بماند به راه خود که راه مبارزه با ظلم و کفر و شرک و بت پرستی است، ادامه خواهد داد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‌های مغضوب دیکتاتور‌ها، خواب راحت را از دیدگان سرسپردگانی که با ظلم و ستم خویش اصرار می‌نمایند سلب خواهم کرد.”

بچه ها این بغض و فشنگ را نگه دارید و هدرش ندهید که ان‌شاءالله روزی فراخواهد رسید که جزء سربازان آخرالزمانی آقا باشیم و باید قبل از ایشان برای رساندن آن پیام بزرگ نعره بزنید که “نحن هنا موجودین” و “تا کفر و شرک هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم

سردار قاسمی: آخرین نبرد ما با اسلام آمریکایی است / چهارشنبه، ۴ آذر ۱۳۸۸

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

استادان اسلام امریكایی

یكی از بزرگترین موانع تكامل و دستیابی به حقیقت، چه در حوزه معارف دینی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *