تیتر خبرها
خانه / بخش 2) لانه جاسوسی آمریکا در ایران / 2)9) خبر / ‏خاطرات خواندني مقام معظم رهبري درباره تسخير لانه جاسوسي ‏

‏خاطرات خواندني مقام معظم رهبري درباره تسخير لانه جاسوسي ‏

مقام معظم رهبري در بيان بخشي از خاطرات خود در مورد تسخير لانه جاسوسي امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام ميفرمايند: خوشبختانه ناگهان حركت تسخير لانه جاسوسي به وسيله دانشجويان پيرو خط امام واقع شد و اين حركت اگرچه ابتدا يك حركت دانشجويي بود؛ اما بعدا تبديل به يك حركت عمومي ملت و همگاني شد كه امام هم تاييد كردند و مرحوم شهيد آيت ا… بهشتي -نائب رئيس مجلس خبرگان- هم از پشت تريبون مستقيم مجلس خبرگان اين حركت را تأييد كردند كه همه شنيدند و همه دستاندركاران نيز تأييد كردند و از روزنامه ها هم آن روزنامه‌اي كه خيلي تأييد كرد و در تأييدش پيگيري و اصرار داشت تنها روزنامه جمهوري اسلامي بود. بهطوركلي در شوراي انقلاب دو گرايش وجود داشت؛ يكي گرايش مخالف با اين جمع دانشجويان پيرو خط امام و ديگر گرايش موافق با اين‌ها، كه گرايش موافق با اين جمع ماها بوديم؛ يعني روحانيون شوراي انقلاب و بعضي از غير روحانيون و مخالفين عمده بني صدر و بازرگان و قطبزاده بودند كه بني صدر طبعاً با اين چيزها خيلي مخالف بود و بازرگان هم سياستش سياست مخالف با اين جريان و اصلا شكست خورده اين جريان بود. قطب زاده هم كه وزير خارجه با آن روحيات بود و با آن ديد سياسي كه قطبزاده داشت، طبيعي بود با اين جريان موافقت نميكرد؛ لذا دايماً سعي ميكردند اين بچه ها را كمونيست و وابسته به حزب توده معرفي كنند. حتي چندين بار قطب زاده در شوراي انمقلاب ادعا كرد كه اين‌ها تحت تأثير تودهاي‌ها هستند و من چون اين‌ها را ميشناختم و تنها كسي بودم كه در آن جمع با روِوس اين بچه ها آشنايي داشتم، لذا از اين‌ها دفاع شديد كردم و ميگفتم اين‌ها بچههاي مسلماني هستند و به هيچ وجه با تودهاي‌ها ارتباطي ندارند. خود دانشجويان پيشنهاد كردند كه آن فرد من باشم معظم له درباره انتخاب نماينده شوراي انقلاب براي صحبت با دانشجويان پيرو خط امام مي فرمايند: تا اين‌كه قرار شد شوراي انقلاب نماينده‌اي بفرستد بين دانشجويان تا هم مسائل دانشجويان را براي ما مطرح كند و هم مسائل ما را براي دانشجويان بيان دارد، كه قطب زاده داوطلب شد و گفت: من ميروم؛ ولي من مخالف بودم؛ زيرا ميدانستم بچه ها از ديدن قيافه قطب زاده بدشان ميآيد و او هرگز نخواهد توانست حرف‌هاي آن‌ها را بگيرد و براي شوراي انقلاب بياورد يا بالعكس. در عين حال، چون ديدم آن طرفي‌ها به اتفاق كلمه روي قطبزاده تكيه كردند، نخواستم‌ مخالفت خودم را ابراز كنم و گفتم، حالا برو ببينيم چه ميشود، كه همانطور هم شد و قطب زاده براي اولينبار كه رفت، اصلاً نتوانست‌ با آن‌ها ملاقات كند؛ زيرا بچهها به او اعتنا نكرده بودند و ظاهرا بار دوم هم اين اتفاق افتاد و منجر شد به اين كه ديگر قطبزاده نرود. لكن من گاه ميرفتم با بچه ها مينشستم، مسائل‌شان را مي شنيدم و مطالبي با آن‌ها در ميان ميگذاشتم و مطالب آن‌ها را به دوستان خودمان در شوراي انقلاب منتقل ميكرديم. حتي يك بار هم قرار شد به خبرنگاران اجازه بازديد از گروگان‌ها را بدهند، بنا بود فردي از شوراي انقلاب هم باشد كه خود دانشجويان پيشنهاد كردند آن فرد من باشم، و لذا من رفتم با يكايك اين‌ها از نزديك همراه با خبرنگاران خارجي ملاقات كردم و يك مصاحبه و فيلمبرداري مفصلي در اين رابطه انجام گرفت- كه نميدانم فيلمش الان موجود است يا نه. به هر حال موضع شوراي انقلاب يك چنين موضعي بود، اما روحانيون در همه جا‌ مدافع اين جريان بودند، چه در تهران اعم از روحانيون حزب و شوراي انقلاب و چه در قم جامعه مدرسين و ديگر عناصر برجسته از روحانيون‌ كه در قم بودند و چه در مجلس خبرگان اين‌ها هم خيلي صريح و روشن به نفع اين جريان‌ موضع گيري داشتند. انقلاب دوم مقام معظم رهبري درباره حركت دانشجويان پيرو خط امام در تسخير لانه جاسوسي امريكا از قول امام راحل ميفرمايد: طرفداران و موضعگيريهاي مثبت چهره هاي محبوب در بين مردم، تأثير زيادي گذاشت در اين كه حركت به‌درستي جا بيفتد. و در راس همه هم تأييد امام بود كه امام گفتند: اين انقلاب بزرگ‌تر از انقلاب اول بود. و اين انقلاب بزرگ‌تر فقط نفس تسخير لانه جاسوسي نبود؛ بلكه بهخاطر اين بود كه توطئه بازگشت تدريجي و آرام آمريكا به ايران را خنثي كرد؛ چون انقلاب اول ما در حقيقت انقلابي بود با امريكا و امريكايي‌ها كه از در رفته بودند و ميخواستند خيلي آهسته و آرام از پنجره بخزند داخل اما اين حركت مطلقاً پنجره را بر روي آن‌ها بست كه تا زمان‌هاي دور هم بسته خواهد بود، و لذا امام گفتند اين انقلاب دومي است و حقيقت هم همين بود. ليبرال‌ها با نق زدن در پي علاج آن زخم بودند رهبر محبوب درباره موضعگيري ليبرال‌ها در داخل‌ شوراي انقلاب در رابطه با تسخير لانه جاسوسي امريكا ميفرمايد: در داخل شوراي انقلاب هم در حالي كه بني صدر و بازرگان كه ان وقت جزو دولت بود، همه مخالفت مي كردند و اين در حالي بود كه ماها حمايت كرديم؛ يعني تا آن اواخر كه مساله لانه جاسوسي تمام شد، در داخل شوراي انقلاب من و آقاي هاشمي و مرحوم بهشتي و دو سه نفر ديگر هميشه طرفدار و پشتيبان دانشجويان و جريان لانه جاسوسي بوديم. از آن طرف هم بني صدر و بازرگان و قطب زاده و بعضي ديگر از طيف و گروه ليبرال‌ها مخالف آن جريان بودند و با نق زدن خودشان، در پي علاج آن زخم و جراحتي بودند كه به وسيله دانشجويان بر پيكر روابط‌ ايران و امريكا براي دراز مدت به وجود آمده بود و دائما‌ در اين فكر بودند تا به شكلي اين قضيه را از بين ببرند، و اين شكافي را كه در سياست مورد علاقه آن‌ها و سياست امريكا در منطقه و كشورمان به وجود آمده، ترميم كنند و تا آخر هم همين طور بود. در داخل شوراي انقلاب از حركت اين بچه ها دفاع مي‌كرديم معظم له درباره چگونگي اطلاع پيداكردنشان از تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران و شور و حماسه مردم ميفرمايند: البته هنگامي كه اصل حادثه واقع شد ما در ايران نبوديم؛ يعني ايام حج بود و من با آقاي هاشمي مكه مشرفه بوديم، آنطور كه به خاطر دارم يك شبي مكه در پشت بام بعثه نشسته بوديم راديو‌ گوش ميكرديم. ساعت 12 شب راديو‌ ايران خبر داد‌ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، سفارت امريكا را تسخير كردند و اين‌ مطلب خيلي براي ما مهم آمد و ضمن اين كه يك قدري هم بيمناك شديم در فكر بوديم اين‌ها چه كساني و از كدام‌ جناح و گروه هستند كه اينكار را كردند – چون احتمال داشت جناح‌هاي چپ براي استفاده هاي سياسي خودشان بخواهند دست به يك حركاتي بزنند و احيانا شعارهاي براق و جالبي را به خودشان اختصاص بدهند، اين بود كه ما به‌شدت نگران بوديم. تا اين كه در اخبار ساعت 12 شنيديم كه گفت دانشجويان مسلمان پيرو خط امام‌ و به مجرد اين كه اسم مسلمان و پيرو خط امام را شنيديم خيالمان راحت شد كه اين‌ها چپ‌ها و منافقين و فرصتطلب‌ها نيستند؛ بلكه دانشجويان خودي و مسلمان هستند كه اينكار را انجام دادند. تا اين كه مراجعت كرديم كه البته من و آقاي هاشمي خيلي زود بر گشتيم و سفر حج مان كلا ده روز طول كشيد؛ يعني از روزي كه از تهران حركت كرديم، تا روزي كه به تهران برگشتيم ده روز شد كه فقط حج كرديم و برگشتيم. وقتي هم برگشتيم به ايران، مواجه شديم با غوغاهاي روزهاي اول و كشمكش عظيمي كه از يك طرف هيات دولت موقت به‌شدت ناراحت بود و مي گفت، اين چه وضعي و چه حادثه‌اي است و از طرف ديگر مردم در شور و حماسه بودند كه بالاخره‌ منجر شد به استعفاي دولت موقت و ما طبعا مساله را از ديدگاه آن كساني ميديديم كه به مبارزه با امريكا‌ به صورت واقعي و حقيقي معتقد هستند؛ لذا در داخل شوراي انقلاب از حركت اين بچه ها دفاع مي كرديم و من همان وقت يك سخنراني هم در لانه جاسوسي كردم و چون ايام محرم شد دانشجويان روضه خواني راه انداختند و تمام دستجات سينه زني تهران هر شب آن جا جمع ميشدند سينه ميزدند و مثل يك امامزاده و يك محل مقدسي اقامتگاه دانشجويان را احاطه ميكردند و به سينهزني و روضهخواني ميپرداختند. امريكا همه چيز را از دست‌ داده مقام معظم رهبري در ادامه اين ماجرا مي فرمايند: هر شب يك سخنران آن جا مي آمد سخنراني مي كرد كه يك شب هم من رفتم‌ و يك سخنراني خيلي گرم و گيرايي داشتم‌ كه الان نمي دانم‌ نوارش در راديو تلويزيون هست يا نيست؛ ولي به هر حال‌ سخنراني خيلي پرشور و هيجاني بود و اين مطلب را آن جا مطرح كردم و گفتم در اين روزها كه اين حادثه اتفاق افتاده‌ ما چه از دست داده ايم و امريكا چه از دست داده و گفتم كه امريكا همه چيز را از دست داده، ولي ما در اين ماجرا به جز سود چيزي نداشتيم كه اين در حقيقت پاسخي بود به سياستمداران ليبرال داخل شوراي انقلاب چون دايماً مي گفتند با اين حركت انقلاب از بين خواهد رفت و ايران شكست خواهد خورد و امريكا ايران را خواهد بلعيد؛ يعني آن ها از دريچه ترس و نوميدي با مساله برخورد مي كردند و لذا سخنراني در واقع پاسخي بود به آن ها و اطمينان خاطري براي مردم چون نه فقط ما در اين مبارزه با امريكا چيزي را از دست نداديم بلكه يك چيزي هم به‌دست آورديم و ملت‌ها را اميدوار كرديم‌ و به انقلاب شكوه بخشيديم به نحوي كه ملت ايران را در دنيا با عظمت جلوه داديم و از اين گونه مطالب كه خيلي سخنراني اميد بخش و خوبي بود.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

چرا قرارداد 1975 مرزی الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟

  چرا قرارداد 1975   مرزی  الجزایر میان عراق و ایران ، متزلزل شد؟ گر چه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *