تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)4) یمن و حوادث آن / 6)4)1) اخبار / نشست بررسي تحولات يمن با حضور “سعدالله زارعي ” و “محمود پيربداغي ”

نشست بررسي تحولات يمن با حضور “سعدالله زارعي ” و “محمود پيربداغي ”

خبرگزاري فارس: به عقيده كارشناسان مسائل خاورميانه نتيجه جنگ در يمن به هر شكل به نفع جنبش حوثي‌ها و نه عربستان و دولت يمن خواهد بود چرا كه در حال حاضر ابتكار عمل و مديريت اين جنگ در اختيار حوثي‌هاست.

“سعدالله زارعي ” و “محمود پيربداغي ” كارشناسان مسائل يمن و خاورميانه در نشست بررسي تحولات يمن در خبرگزاري فارس با اشاره به تاريخچه شكل‌گيري زيديون و جنبش حوثي‌ها در اين كشور، به تشريح جنگ‌هاي شش‌گانه دولت يمن با اين جنبش و نقش بازيگران خارجي در تحولات اين كشور پرداخته و چشم اندازي از وضعيت يمن پس از جنگ را ارائه داده‌اند كه مشروح آن از نظر خوانندگان مي‌گذرد.

*شيعيان زيدي از طبرستان و ديلم تا يمن

فارس: جريان حوثي‌ها در يمن از چه زماني و براي چه اهدافي شكل گرفت؟
پيربداغي: جنگ اول شيعيان در يمن 5 سال پيش به وقوع پيوست، اما افكار عمومي و رسانه‌هاي خبري ايران از اين موضوع عقب بودند، شناخت درست اين موضوع مي‌تواند به شناخت اين جريان كمك خوبي كند.
حركت شيعيان زيدي در منطقه به طور خودجوش و بومي شكل گرفت و هيچ دولت خارجي در پيدايش آن تاثيري نداشت. شيعيان اصيل زيدي به ايران بسيار نزديك هستند، شيعه زيديه از قرن سوم در شمال ايران، شمال يمن و مراكش موفق به تشكيل حكومت شد. طبرستان و ديلم اولين پايگاه‌هاي حكومت شيعيان زيدي بود كه امامان زيدي موفق به تشكيل حكومت شدند، اين حكومت سال‌ها ادامه داشت كه نتايج مثبتي براي ايران به همراه آورد. آل بويه كه دو قرن در ايران حكومت كرد از داخل همين جريان زيديه ظهور پيدا كرد و حكومت زيديه در شمال يمن توسط “يحيي بن الحسن ” پايه‌گذاري شد، وي از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) است.
يحيي از شمال ايران به دلايلي نتوانست حكومت را تشكيل دهد، بنابراين به همراه 800 نفر از ياران خود به صعده رفته و به همراهي قبايل ديني موفق به تشكيل حكومت شد. ياران يحيي در جنگ‌هاي بعدي به شهادت رسيدند كه در محلي كه هم اكنون به نام “مقبره طبريون ” معروف است به خاك سپرده شدند.
حكومت زيديون بسته به نفوذ و قدرت در بين قبايل يمني كاهش يا گسترش مي‌يافت. در زمان اوج حكومت زيديه، قلمرو آنها از ظفار عمان تا طائف عربستان گسترش داشت اما در زمان ضعف حكومت زيديون به صعده محدود مي‌شد.
جريان زيديه در يمن كه يك جريان ريشه‌دار 11 قرني است، در سال 1962 توسط انقلاب جمهوريخواهان در صنعا و به كمك دولت مصر حكومت زيديه سرنگون شده و در همان سال‌ها علماي زيديه نيز ترور شدند و با ترور و مهاجرت بسياري از علماي زيديه از اين منطقه، شيعه زيديه كاملاً منزوي شد.

* فعاليت‌هاي فرهنگي زيديون مانعي براي گسترش تفكر سلفي

شيعيان زيدي در اين دوران در حوزه‌هاي علميه تنها به فعاليت‌هاي فكري و فرهنگي مشغول شدند. شيعه‌ اثني عشري در طول تاريخ به فعاليت فكري و فرهنگي مشغول بود تا در عصر حاضر كه امام خميني شرايط را مساعد ديده و حكومت تشكيل داد. فعاليت‌هاي فكري و فرهنگي زيديه در يمن مانع گسترش تفكر سني و وهابي سعودي در اين كشور شد، كه اگر اين فعاليت‌ها نبود يمن اكنون تحت نفوذ سياسي و تسلط عربستان به سر مي‌برد.

* شكل گيري جنبش “شباب المومن ”

آگاهي بخشي و مقاومت علماي زيديه در چند دهه گذشته منجر به اين شد كه در سال1990، زمانيكه دو يمن متحد شدند، زمينه‌هاي شكل‌گيري جريان “شباب‌ المومن ” بوجود آيد. زيديون روي نوجوانان يمني كار كرده و آنان را تربيت كردند، آنها دو موسم تبليغاتي رمضان و محرم داشتند كه در استان‌هاي يمن به تبليغات مي‌پرداختند.
انقلاب اسلامي ايران و موج حق طلبي كه از حركت بزرگ مردمي ايران ايجاد شده بود به يمن نيز رسيد. ايران و يمن پيوند‌هاي تاريخي، مذهبي و فكري داشتند كه باعث شد زيدي‌ها احساس كنند كه دوباره مي‌توانند گذشته پرشكوه خود را به دست آورند. بدين ترتيب از دل جريان زيديون، “حسين بدرالدين الحوثي ” “جنبش شباب المومن ” را شكل داد كه نوجوانان زيدي را تحت آموزش‌هاي فكري، عقيدتي و سياسي اين جريان قرار مي‌داد، اين حركت يك جريان خوبي در بين نوجوانان و جوانان زيدي شكل داد و اين جريان از سال1990 تا 2004 مشغول فعاليت روي نوجوانان و جوانان زيدي بود.
البته اين جريان فراز و فرودهايي هم داشت، زيدي‌هاي اقليت و غير اصيل كه به حكومت يمن و عربستان وابسته بودند، به سرعت رشد كرده و توانستند خود را به عنوان شيعيان اصيل زيدي معرفي كنند. دولت يمن كه قصد داشت شيعيان زيدي را به همان سبكي كه مي‌خواهد شكل دهد، از اقليت زيدي فوق حمايت كرد، اما زيديان اصيل تحت رهبري حسين بدرالدين به قيام برخاستند.

* جنگ‌هاي شش گانه دولت يمن براي نابودي زيديون

فارس: جنگ‌هاي حوثي‌ها با دولت يمن از چه زماني و به چه دلايلي صورت گرفته است؟
پيربداغي: در خصوص زمينه‌هاي شروع جنگ اول بايد گفت كه حسين بدرالدين الحوثي يكسال قبل از جنگ اول يعني سال 2003 يك حركت سياسي را آغاز كرد و در اعتراض به سياست‌هاي آمريكايي‌ دولت يمن و حضور نظامي آمريكا در يمن شعارهاي پنج گانه “الله اكبر، الموت ‌لامريكا، الموت لاسرائيل، العنة علي اليهود، النصر للاسلام ” را پرچم و شعار خود قرار داد كه پس از شهادت حسين الحوثي اين شعار حفظ شده و ادامه يافت. هر هفته 20 نفر از جوانان زيدي از صعده به صنعا آمده و پس از نماز جمعه بزرگ صنعا، اين شعار را سر مي‌دادند و سازمان امنيت يمن نيز آنها را دستگير كرده و به زندان مي‌فرستاد. هفته بعد نيز به همين ترتيب 20 نفر از جوانان زيدي اين كار را انجام مي‌دادند و اين حركت تا يكسال ادامه يافت. دولت يمن كه نتوانست اين حركت را تحمل كند، گروهي نظامي را براي دستگيري حسين الحوثي فرستاد.
نكته مورد توجه اين است كه قبايل يمني از گذشته‌هاي دور همواره سلاح‌ حمل مي‌كردند و افراد و قبايل در يمن، امنيت خود را خودشان حفظ مي‌كنند و حمل سلاح از نمادهاي مردانگي مردم يمن است.
درگيري اول يمن 3 ماه طول مي‌كشد كه در آن حسين الحوثي با نيرنگي دستگير شده و به شهادت مي‌رسد. جنگ دوم چند ماه بعد به رهبري پدر حسين آغاز مي‌شود كه اقدامات دولت يمن باعث گسترش اين درگيري‌ها شد. ارتش يمن پس از جنگ اول وارد صعده شده و اين منطقه را به شكل يك منطقه نظامي درآورد. استخدام خطيبان مصري در مراكز زيدي و حذف فيزيكي روحانيون زيدي و تعطيلي فعاليت‌هاي فرهنگي زيديون و كنار گذاشتن شيعيان زيدي از مناصب دولتي، باعث شروع جنگ دوم بود كه با وساطت علما حل شد و جنگ سوم نيز اين چنين آغاز و پايان يافت.
جنگ چهارم به فرماندهي “عبدالملك الحوثي ” آغاز و پس از مدتي با وساطت قطر پايان يافت. عربستان كه مايل نبود پاي قطر به يمن باز شود، شروع به سنگ اندازي در اين توافقنامه كرد و در نتيجه آن جنگ پنجم شكل گرفت و باز هم با وساطت ديگر گروه‌ها و كشورها پايان يافت. دولت يمن در طول 5 سال گذشته بسيار تلاش كرد تا جنبش الحوثي را به ايران مرتبط كند و هر موضوعي را بهانه مي‌كرد تا نشان دهد كه ايران و حزب‌الله با الحوثي‌ها در ارتباط بوده و در يمن حضور دارند و به آنها تسليحات مي‌دهند. اين سخنان و موضع گيري‌ها تنها براي افكار عمومي داخلي و تحريك عربستان صورت مي‌گرفت چرا كه اساساً جغرافياي استان صعده اجازه حضور يك خارجي به اين منطقه را نمي‌دهد.
بسياري از جاده‌ها كوهستاني بوده و داراي پست‌هاي ايست بازرسي فراوان است كه هيچ ايراني يا لبناني نمي‌تواند در آن حضور داشته باشد، از خاك عربستان هم محال است كه بتوان به يمن رفت.
جنگ ششم اينگونه طراحي شد كه در پي مفقود شدن يك گروه جهانگردي آلماني در استان صعده، دولت يمن بلافاصله ربايش آنها را به الحوثي‌‌ها نسبت داد. پس از به قتل رسيدن فجيع سه نفر از آنها دولت يمن الحوثي‌ها را تروريست خواند تا نظر آمريكا و غرب را براي اقدام عليه الحوثي‌ها متقاعد كند لذا دست به اين كار زد و اين آغاز جنگ ششم بود.

* جنگ طولاني مدت حوثي‌ها با سلاح‌هاي غنيمتي ارتش

فارس: چه گروه‌ها و كشورهايي در اين جنگ دخيل هستند و چه سودي از اين جنگ مي‌برند؟
پيربداغي: جنگ صعده از سري پنجم با 4 جنگ قبلي تفاوت پيدا كرد. به علت جغرافياي خاص صعده، حوثي‌ها هوشمندانه و با يك استراتژي دقيق وارد جنگ شدند كه ارزش بالايي از نظر جنگي داشت. آنها به جاي درگيري در تمام منطقه صعده روي دو نقطه متمركز شدند و به اين صورت ارتش يمن را زمين‌گير كردند. ورودي جنوبي استان صعده، منطقه “حرف الصفيان ” است كه در مسير صنعا – صعده مي‌باشد. قبايل اين منطقه به علت ارادت به اهل‌بيت در حمايت از جنبش حوثي وارد جنگ صعده شدند. نقطه ديگر ورودي غربي صعده است كه از ورودي ملاحيط وارد صعده مي‌شود كه هر دو نقطه توسط نيروهاي حوثي تحت كنترل درآمد به اين ترتيب لجستيك زميني ارتش يمن قطع شد و يگان‌هاي داخلي ارتش يمن كه در استان صعده حضور داشتند از نظر تداركات زمين‌گير شدند. در جنگ ششم دوباره همان تاكتيك پياده شده و ورودي‌هاي صعده كنترل شد. در طول سه ماه گذشته اگرچه هر روز شاهد حمله شديد زميني و هوايي ارتش براي بازگشايي اين دو منطقه بوديم اما آنها تاكنون موفق نبودند و اين موضوع مقاومت و قدرت رزمندگان حوثي را نشان مي‌دهد.
حوثي‌ها پس از پياده سازي اين تاكتيك جنگي، يك به يك به پادگان‌هاي صعده رفته و غالباً بدون خونريزي آنها را تصرف مي‌كردند. طي اين مدت در حدود 120 پادگان و مقر نظامي بدست حوثي‌ها افتاد كه سلاح‌هاي بدست آمده از آنها عملاً جنگ براي سال‌هاي زياد را براي اين گروه ميسر مي‌كند. در اين جنگ سلاح‌هاي سنگين از جمله تانك، نفربر، كاتيوشا و دوشكا بدست نيروهاي حوثي افتاد كه در زمين كنترل ميدان را در دست حوثي‌ها درآورد، اما در هوا ارتش يمن و سعودي‌ها با استفاده از جنگنده‌هاي خود مرتب اين منطقه را بمباران مي‌كنند. آنها به دليل ناتواني در مقابل حوثي‌ها به روستاها حمله كرده و به شكلي فجيع افراد بي‌گناه را به قتل مي‌رسانند. در داخل يمن يك جريان قبيله‌اي كه منتسب به عربستان سعودي است در جنگ‌هاي گذشته همواره در كنار دولت يمن بوده و آن قبيله “هاشد ” متعلق به خاندان “الاحمر ” است.
قبيله بزرگ هاشد در جنگ‌هاي گذشته نيروهاي خود يا اوباش قبايل را به جنگ مي‌فرستاد و به آنها اجازه مي‌داد كه هر غنيمتي بدست آوردند براي خود نگه دارند و آنها نيز منازل شيعيان حوثي را غارت مي‌كردند، اما در جنگ ششم آنها وارد معركه نشدند. خطباي سلفي هم از جنگ چهارم وارد جنگ شده و عليه ايران و شيعيان الحوثي تبليغات مي‌كردند. آنها جوانان سلفي را به جنگ عليه حوثي‌ها تشويق مي‌كردند و حتي برخي عناصر القاعده به شرط جنگ عليه حوثي‌ها از زندان‌هاي يمن آزاد مي‌شدند. بعثي‌هاي عراق نيز در اين جنگ شركت مي‌كنند.
عربستان نيز از منطقه ملاحيط وارد جنگ شده كه اين منطقه بسيار استراتژيك است، مواد مخدر، انسان و سلاح از اين منطقه قاچاق مي‌شود اما از زمانيكه در كنترل حوثي‌ها درآمده به دليل آموزه‌هاي ديني زيديه، آنها هيچگاه براي ادامه جنگ از قاچاق استفاده نكرده كه در نتيجه قاچاقچيان روزگار دشواري را مي‌گذرانند، لازم به يادآوري است كه عمليات قاچاق در گذشته تحت نظر دولتي‌ها و ارتش يمن انجام مي‌گرفت.

* ناكامي عربستان در ورود به جنگ يمن

سه نقطه جبل الدخان، جبل الرمين و جبل المدود كه در آنها درگيري رخ داده، نقاط مورد اختلاف يمن و عربستان است. عربستان در واقع براي كنترل و مديريت جنگ وارد معركه شد، اما تاكنون به هيچ دستاوردي نرسيده است. به نظر مي‌رسد اگر عربستان ابتداي جنگ اين تصور را داشت كه وضعيت به اين گونه است و جنگ طولاني خواهد شد، هرگز وارد آن نمي‌شد.
ادامه جنگ براي عربستان، امنيت اين كشور را به دليل وجود جريانات شيعي در اين كشور و فشار افكار عمومي جهان اسلام به خطر مي‌اندازد. عربستان در ماه حرام وارد جنگ با حوثي‌ها شد كه در جهان اسلام براي او خوشايند نيست. امنيت خاورميانه، خليج فارس و درياي سرخ براي عربستان و قدرت‌هاي غربي بسيار مهم است كه با ادامه اين جنگ در معرض خطر قرار مي‌گيرد.
به دليل شكست‌هاي تحميل شده به عربستان، در صورت كنار كشيدن در زمان فعلي، نتايج سنگيني را براي اين كشور به همراه خواهد داشت. عربستان غنائم زياد و اسيراني را بدست حوثي‌ها داده و تلاش مي‌كند تا در عملياتي دستاوردي كسب كرده و با اعلام پيروزي خود را كنار بكشد و اگر نتواند به آن نقطه برسد فشارها روي اين كشور، امنيت آن را به خطر خواهد انداخت. كشورهاي عربي همفكر عربستان همچون اردن، امارات و بحرين بازيگران ديگري هستند كه وارد عرصه جنگ شده‌اند.
از سوي ديگر، تجربه جنگ‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه با عدم توفيق در جنگ و از دست رفتن حيثيت و ابهت ارتش يمن، خود دولت پايان جنگ را يك طرفه اعلام مي‌كند.
آمريكا و رژيم صهيونيستي به طور مستقيم وارد اين جنگ نشده‌اند اما به طور غير مستقيم و با اعطاي تسليحات نظامي، اين دخالت انجام گرفته است و منافع غرب در داخل يمن با ادامه اين جنگ به خطر مي‌افتد.
بسياري تصور مي‌‌كنند كه با سرنگوني علي عبدالله صالح، سلفي‌ها به قدرت مي‌رسند، اما بايد گفت كه جريان شيعيان زيدي قدرت زيادي كسب كرده و توانسته‌اند خود را اثبات كنند و در صورت سقوط دولت يمن، سلفي‌ها به اين راحتي نمي‌توانند به قدرت برسند. شيعيان زيدي و انتفاضه جنوب يمن چالش‌هاي بزرگي براي دولت آينده خواهد بود. دولت آينده حتي در صورت قدرت گرفتن سلفي‌ها نمي‌تواند سلفي محض باشد. عربستان تمايل دارد كه سلفي‌ها و عوامل آنها يعني خاندان الاحمر به قدرت برسند، اما غرب خواستار اين است كه علي عبدالله صالح و فرزندش حاكم باشند.
در خصوص منافعي كه غرب در يمن دارد بايد گفت كه يمن يك منطقه استراتژيك است و بر آبراه باب المندب اشراف دارد. جزاير متعددي در اين آبراه وجود دارند كه هر گروهي بر آن مسلط شود، مي‌تواند امنيت اين منطقه بسيار مهم را تحت تاثير قرار دهد. امنيت اين منطقه بسيار مهم است و اينكه حاكم مسلط بر اين منطقه بايد با غرب هماهنگ باشد.
اما غرب بر اين نكته تاكيد دارد كه هر كسي حتي اگر سلفي‌ها در صورت دادن تضمين حفظ امنيت مي‌توانند بر اين آبراه مسلط شوند.

* تاثيرگذاري يمن بر سه منطقه مهم دنيا

هر جريان خاصي كه در يمن حاكم شود، در سه نقطه از مناطق دنيا تاثيرگذار است. يكي در منطقه عربستان، خليج فارس و عراق و منطقه دوم شاخ آفريقا است در همين راستا لازم به يادآوري است كه گسترش اسلام در آفريقا در قرون اوليه بيشتر توسط يمني‌ها صورت گرفته است. منطقه سوم آسياي جنوب شرقي است چرا كه در مالزي و اندونزي يمني‌هاي زيادي هستند و طلاب اين كشورها به يمن آمده و آنجا تحصيل مي‌كنند.
يمن داراي ذخاير نفت و گاز قابل توجهي نيز مي‌باشد، روحيه جهادي يمني‌ها از صدر اسلام به قوت خود باقي مانده و اگر گروهي به قدرت برسد كه نتواند اين روحيه را كنترل كند، دردسرهاي زيادي در يمن و كشورهاي مختلف به همراه خواهد داشت. در مورد روحيه جهادي شيعي بايد گفت كه اگر كنترل نشود، منطقه شبه جزيره را از دست غرب خارج مي‌كند.

* اعمال فشار دولت يمن به تجار ايراني

فارس: واكنش ايران نسبت به اين موضوع را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
پيربداغي: قضيه يمن با فلسطين و لبنان تفاوت‌هايي دارد. درست است كه ايران در قضيه يمن محدوديت‌هايي را در حمايت رسمي از جنبش حوثي‌ها و مقابله با دولت يمن دارد، اما حداقل خواسته ما و بخش عمده‌اي از افكار عمومي ايران و شيعيان جهان اين است كه همانطور كه در مورد نقض حقوق بشر در غرب واكنش نشان مي‌دهد، در اين خصوص نيز موضع بگيرد. نكته ديگر، رفتارهاي تحقير آميز دولت يمن با ايران طي 5 سال گذشته است كه از طرف ايران به خوبي پاسخ داده نشده است.
ديپلماسي ما در اين خصوص فعالانه برخورد نكرده كه حداقل آن، بايد مقابله با مثل باشد. طي دو سال اخير، دولت يمن كرسي زبان فارسي صنعا، بيمارستان و درمانگاه ايراني صنعا را تعطيل كرده و كادر سفارت ايران را كاهش داده است. تجار ايراني مقيم يمن تحت فشار قرار دارند و آنها را مجبور به ترك يمن كرده‌اند كه اين ظلم به ايران و ايراني است اما براي حفظ حقوق آنها كاري انجام نشده و يا اگر اقدامي شده، اطلاع رساني درستي صورت نگرفته است.

*اقدام دولت يمن در مقابل سفارت ايران در شان روابط دو كشور نبود

اقدام مثبتي كه وزارت خارجه در اين 5 سال داشته اين است كه حركت حوثي‌ها را عليرغم خواست و فشار دولت يمن محكوم نكرده است.
يمني‌ها خيابان ايران را به نام ندا آقا سلطان تغيير نام دادند اما ايران در جهت مقابله آن كاري انجام نداد، دولت يمن ايران را متهم به دخالت در امور يمن كرد، به مذهب، اعتقادات و مراجع تشيع اهانت مي‌كند اما پاسخي از جانب ما داده نشده كه اين موضوع دولت يمن را تشويق به اقدامات و به حركات شنيع‌تري مي‌كند. كمااينكه تعدادي از جوانان سلفي مسلك را در مقابل سفارت ايران در يمن جمع كردند و آنها عليه ايران شعارهايي دادند كه اين موضوع در شان روابط دو جانبه نيست.

* ادامه جنگ امنيت يمن و عربستان را تهديد مي‌كند

فارس: چشم انداز آينده جنگ و نتيجه آن در منطقه را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
پير بداغي: نتيجه اين جنگ هر چه كه باشد به نفع حركت شيعيان در يمن خواهد بود. هم اكنون اگر فرض كنيم كه اين جنگ ادامه يابد، زمين و ميدان و ابتكار عمل و مديريت جنگ در اختيار حوثي‌هاست. اين موضوع نشان مي‌دهد كه ادامه جنگ به ضرر ارتش يمن و عربستان است. يعني هر چه جنگ بيشتر ادامه يابد و دستاوردي نصيب آنها نشود، ابهت آنها بيشتر شكسته شده و ضعفشان بيشتر آشكار مي‌شود بنابراين ادامه جنگ به نفع عربستان و يمن نيست. ضمن اينكه فضاي رواني، سياسي، تبليغاتي و افكار عمومي، تهديد امنيت يمن و عربستان را نيز به همراه دارد.
دولت يمن قصد دارد جنبش حوثي‌ها را در جنگ سركوب و ريشه كن كند، اما وقتي نتوانست از گروه‌ها و طرف‌هاي ديگر مي‌خواهد كه اين جنگ را به پايان برسانند. دولت يمن در جنگ اول علما را فريب داده و از آنها سوء استفاده كرد تا حسين بدرالدين را از بين ببرد. در قضيه وساطت قطر نيز همينگونه عمل شد و دولت يمن به تعهداتي كه در دوحه داده بود، عمل نكرد، در حاليكه عبدالملك الحوثي به تعهدات خود كه بيرون كردن نيروهايش از مناطق تحت تسلط حوثي‌ها بود عمل كرد. دولت يمن تعهد كرده بود كه ارتش را از صعده خارج كرده و زندانيان حوثي را آزاد كند اما به اين تعهد خود عمل نكرد، در جنگ‌هاي بعدي نيز وساطت‌ها فايده‌اي نداشته و جنگ‌ها شروع شده است.
از آنجايي كه اعتماد همه ميانجيگران از دولت يمن سلب شده، اگر فرض بر اين باشد كه گروهي يا سازمان يا كشوري حاضر به وساطت شود، شرايط آتش بس به نفع حوثي‌ها خواهد بود چرا كه كنترل استان صعده در اختيار آنهاست و اگر قرار باشد كه از مواضع خود عقب نشيني كنند، امتيازاتي طلب خواهند كرد كه چندان غير منطقي نيست. آنها خواستار آزادي مذهبي هستند و اينكه از سوي ارتش يمن تحت فشار نباشند و يك زندگي عادي مانند ساير شهروندان يمني داشته باشند.
اگر زيديون بتوانند يك زندگي عادي و آرام را در صعده به دست آورند، به يك پيروزي بزرگ دست يافته‌اند كه در طول اين 5 سال هدف جنگ ظالمانه‌اي قرار گرفته بودند، به اين دليل كه آزادي مذهبي خود را مي‌خواستند. بنابراين در جنگ و صلح پيروزي با شيعيان است.
از آنجا كه همواره پيروزي‌هاي نظامي، تحولات سياسي را به همراه داشته است، همانند وضعيت حزب‌الله در لبنان پس از جنگ 33 روزه، حوثي‌‌ها نيز آينده سياسي يمن را تغيير خواهند داد. دولت يمن مجبور مي‌شود كه جنبش حوثي و حقوق آنها را به رسميت بشناسد و حق حيات آنها را محفوظ بدارد و خود اين موضوع باعث مي‌شود كه جريان شيعي در يمن در آينده يك جريان رو به رشدي باشد كه اين موضوع تاثير خود را بر عرصه سياسي و اجتماعي يمن خواهد گذاشت. از طرفي دولت يمن با بحران‌هاي ديگري نيز روبرو است كه انتفاضه جنوبي‌ها از آن جمله است. اين انتفاضه كه از دو سال پيش و در پي ناديده گرفتن حقوق جنوبي‌ها آغاز شده، هنوز ادامه دارد و يك چالش بزرگ براي دولت يمن است. يك جنگ پنهان قدرت در صنعا نيز بين خاندان حاكم و خانواده الاحمر كه تحت حمايت سعودي‌ها هستند در جريان است.

* ساقط شدن دولت يمن دور از انتظار نيست

آينده يمن در چند حالت قابل پيش‌بيني است، يكي اينكه 4 مولفه قدرت يمن كه از آنها صحبت شد بر سر يك ميز نشسته و حقوق يكديگر را محترم ‌شمارند و هر يك سهمي از قدرت و دولت آينده يمن را به دست گيرند كه اين خوشبينانه‌ترين حالت ممكن است چرا كه رفتار مسالمت آميز و متمدانه فوق در دولت يمن مشاهده نشده و حكومت يمن با معترضين جنوبي و حوثي‌ها در شمال وارد جنگ شده و آنها را به خاك و خون كشيد. دولت يمن ثروت اين كشور فقير را كه امكانات محدودي نيز دارد، صرف جنگ كرده و نشان داده كه با مخالفين رفتار مسالمت آميزي نداشته، بنابراين احتمال اول خوشبينانه است.
احتمال ديگر اين است كه دولت علي عبدالله صالح ساقط شود، چرا كه تاكنون نتوانسته با گروه‌هاي معارض داخلي كنار بيايد. علي عبدالله صالح تقريباً به آخر خط رسيده چرا كه نمي‌تواند بحران‌هاي موجود را كه بحران شديد اقتصادي نيز يكي از آنهاست كنترل كند بنابراين اگر احتمال دوم را مد نظر قرار دهيم سه جريان ديگر جريان قدرتي هستند كه تشكيل دهنده دولت آينده يمن خواهند بود يعني تعامل سه جريان فعلي شيعيان زيدي با جنوبي‌ها و خانواده الاحمر كه معارض دولت هستند، تعيين كننده دولت آينده در صنعا خواهد بود.
سه جريان ياد شده اگر با يكديگر به توافق برسند، كه زمينه آن در حال شكل گيري است، زمينه براي وفاق ملي وجود دارد اما اينكه چه زماني اين اتفاق رخ دهد، مشخص نيست. بايد گفت جرياني كه در صنعا، جنگ را به مخالفين خود تحميل كرده و با كلام جنگ با آنها تعامل مي‌كند قابل تداوم نخواهد بود.
احتمال ديگر تاسيس حكومت توسط خود حوثي‌ها است يعني شيعيان زيدي، نظام امامت خود را كه در 11 قرن گذشته وجود داشته بر پا كنند اما توجه به متوني كه منتشر شده، نشان مي‌دهد كه آنها در پي تشكيل حكومت نيستند.
از سوي ديگر امكان برپايي نظام امامت به شيوه گذشته به دليل متكثر بودن جامعه يمن وجود ندارد اما فقه سياسي و حكومتي زيدي‌ها هم پوياست و بنابر آنچه كه در مصاحبه‌ها آمده، منظور از امامت، حضور سياسي و دخالت در تعيين سرنوشت خودشان بوده كه ممكن است به صورت مشاركت در يك روند دموكراتيك باشد. مثلاً نظام آينده يمن به شكل فدرال درآمده و زيدي‌ها بخشي از قدرت را داشته باشند يا اينكه به شكل فدرال نباشد و سهمي از دولت را در اختيار آنها باشد. بالاخره در نظام سياسي حضور داشته و در سرنوشت خود دخيل باشند و امورات خود را خود تعيين كنند. تنها راه پيش روي دولت براي فائق آمدن بر مشكلات اين است كه دولت فعلي حقوق معترضين را به رسميت بشناسد اما وقتي 5 جنگ را به راه انداخته يعني نمي‌خواهد اين كار را انجام دهد.
ويژگي‌ جامعه قبيله‌اي يمن، ضعف دولت مركزي آن در طول دوران به دليل قدرت قبايلي در اين كشور است. بيعت شيوخ قبايل با حاكم صنعا همواره اهميت زيادي داشته، يعني اگر قبايل با حاكم بيعت نكرده و با او وارد جنگ مي‌شدند، براحتي مي‌توانستند آن را سرنگون كنند.
ويژگي‌ شيوخ قبايل اين است كه همواره به كانون‌هاي قدرت تمايل دارند و اگر جنبش حوثي‌ها در اين نبرد پيروز شود با عبدالملك الحوثي بيعت كرده و با او دست دوستي مي‌دهند كه در اين حال حكومت صنعا ساقط مي‌شود اما بخشي از قبايل در قبيله بزرگ هاشد وجود دارند كه هم اكنون در اختيار خانواده الاحمر مي‌باشند بنابراين احتمال سقوط علي عبدالله صالح زياد است.
تنها عامل بقاي علي عبدالله صالح خواست غرب و آمريكاست چرا كه منافع آنها را تامين مي‌كند، اما منافع عربستان، شيعيان زيدي و جنوبي‌ها تامين نمي‌شود، يعني منافع سه عامل قدرت در يمن تامين نخواهد شد بنابراين علي عبدالله صالح نمي‌تواند بر مسند قدرت باقي بماند مگر اينكه راه حلي براي تعامل با اين سه جريان معارض پيدا كند.

در ادامه نشست بررسي تحولات يمن “سعدالله زارعي ” كارشناس مسائل خاورميانه نيز به بيان ديدگاههاي خود در اين زمينه پرداخت.

* آمريكا و غرب به دنبال مديريت بحران در يمن

فارس: پس از قيام الحوثي‌ها بازيگران منطقه‌اي و بين‌المللي چه واكنشي نشان دادند؟
زارعي: ما در منطقه خاورميانه مخصوصاً حوزه عربي شاهد يك كشاكش نزديك بين انقلاب اسلامي و غرب يا آمريكا هستيم، اين رقابت يا كشمكش در منطقه به گونه‌اي بوده كه تا به حال منطقه شبه جزيره، تقريباً بر كنار بوده است. از يك طرف جمهوري اسلامي چندان علاقه‌اي نداشته كه در اين منطقه شاهد تنش باشد و در حال حاضر نيز اينگونه است و از سوي ديگر اين شبه جزيره، كه 40 درصد نفت دنيا از آن صادر مي‌شود و نزديكي تنگه استراتژيك “باب المندب “، باعث شده كه غربي‌ها با حساسيت بالا تحولات آن را دنبال كنند. آمريكا در اين منطقه بيش از مناطق ديگر دموكراسي را قرباني ثبات و حفظ وضع موجود كرده است.
هرگاه آمريكا در ساير كشورها همچون عراق يا سوريه با پايداري خاندان اسد و همينطور اقتدار جنبش حزب‌الله در لبنان و يا فلسطين با شكست روبرو شده، تمركز خود را روي خليج فارس قرار داده است تا مديريت منطقه را از دست ندهد. جنبش حوثي، آرام آرام در اوضاع شبه جزيره تحول بزرگي ايجاد كرد و به همين دليل آمريكا براي مقابله با آن دست به اقداماتي زد. آمريكا در مقابل جنبش حوثي از دو روش بهره برد، اول اينكه با دقت در موضوع حوثي‌ها نگريسته و كشورهاي عربي را از تعجيل در تصميم‌گيري اجتناب داد و از طرف ديگر در جهت مهار جنبش الحوثي و شيعيان يمن تمام ظرفيت‌هاي خود را به طور غير علني پاي كار آورده و تلاش كرد تا مديريت اوضاع را در دست گيرد.
آمريكا و برخي كشورهاي غربي در همين راستا پس از بمباران صعده و مناطق اطراف آن به عربستان هشدار داده و ورود آشكار سعودي‌ها در جنگ يمن را زير سئوال بردند. اين موضع نشان مي‌دهد كه غرب، خود خواستار كنترل و مديريت بحران است و با دقت مسائل را پيگيري مي‌كند، اين مسئله در عين حال جايگاه و اهميت جنبش حوثي‌ها را نشان مي‌دهد.
آمريكا تلاش مي‌كند تا جنبش حوثي‌‌ها را يك جريان كور، خشن و با اهداف سياسي افراط گرايانه مذهبي بنامد و درصدد است تا موضوع يمن را

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

تکرار فجايع حلبچه در «صعده» و سکوت خفت بار رسانه اي

امروز بعد از گذشت بيش از بيست سال از واقعه حلبچه، تصوير طاغوتيان بار ديگر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *