پنج شنبه , ۳ اسفند ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)4) یمن و حوادث آن / 6)4)1) اخبار / شکست ارتش های عربی در بحران یمن

شکست ارتش های عربی در بحران یمن

بیش از یکصد روز از وقع جنگ خونین در شمال یمن می گذرد و در طول این مدت طرفین جنگ نتوانسته اند دیگری را به پذیرش هژمونی خود وادار کنند. در حالی که ارتش یمن با تمام استعداد و امکانات خود به جنگ با شبه نظامیان زیدی این کشور رفته است، ارتش عربستان نیز که از همان روزهای اول جنگ بر اساس مدارک و گزارش های مستند وارد این جنگ شده بود؛ در طول دو هفته اخیر رسما درگیر این جنگ شده است.

گزارش های متعددی نیز که از همان روزهای اول جنگ منتشر شد نشان از آن داشت که کارشناسان اطلاعاتی آمریکا و برخی از افسران عملیاتی مصری نیز در کنار ارتش یمن سرگرم جنگ با جریان الحوثی است.

در مورد این جنگ تاکنون مطالب بسیاری منتشر شده است اما اینکه این جنگ سرانجام با پیروزی کدام یک از طرفین درگیری پایان خواهد گرفت و عملا دستاورد این جنگ برای کشورهای درگیر آن چیست؛ نکته ای است که کمتر به آن پرداخته شده است.

ابتدا باید به این مهم اشاره کرد که ارتش های عربی توان و قدرت خود را در جنگی نابرابر نشان داده اند. ارتش یمن تاکنون سه جنگنده خود را از دست داده است که به این آمار باید چند فروند بالگرد به همراه ده ها دستگاه تانک، خودروی زرهی و همچنین صدها نظامی خود را از دست داده و در مقابل آنچه را که به دست آورده چندان نمود مشخصی ندارد.

در بعد دیگر ماجرا عربستان قرار دارد. این مهم که عربستان مشوق و بانی این جنگ است شکی در آن نیست اما اینکه چه هدفی را از این جنگ دنبال می کند خود مساله ای دیگر است. به نظر می رسد عربستان که از سرکوب حزب الله و حماس به عنوان بازوهای منطقه ای ایران ناامید شده در صدد است شانس خود را در یمن با این فرض که شیعیان این کشور مورد حمایت ایران هستند، امتحان کند.

نیروی هوایی عربستان از همان روزهای اول جنگ، وارد درگیری ها شد و در دو هفته اخیر نیز نیروی هوایی و دریایی این کشور خود را وارد جنگ با رزمندگان زیدی یمن کرده اند. عربستان بر آن است تا نظامیان زبده و آموزش دیده خود را در یک جنگ چریکی و محدود مورد آزمایش و امتحان قرار دهد این نکته نیز از خلال تصاویر و فیلم هایی که ارتش این کشور منتشر کرده به خوبی قابل مشاهده است. به نظر می رسد ارتش سعودی نیز مانند ارتش یمن توفیق چندانی در این کارزار نیافته است و این جریان حوثی است که مدیریت جنگ را بر عهده دارد و نحوه عملکرد طرفین را تعیین می کند. ارتش سعودی با وجود گسیل واحدهای بیشمار توپخانه و زرهی خود به استان مرزی “نجران” همچنان در عقب راندن واقعی حوثی ها از مواضع متصرفی ناموفق عمل کرده است.

شکست ارتش عربستان در جنگ با حوثی ها این نتیجه را منعکس می کند که، هزینه میلیاری سالیانه این ارتش باد هوا بوده و در عمل نظامیان سعودی قادر به ورود به یک جنگ حقیقی نیستند و تنها سلاح های مجهزی دارند. در مورد ناکامی دولت یمن در سرکوب شیعیان این کشور نیز باید به این نکته توجه داشت که حزب حاکم کنگره ملی با وجود در اختیار داشتن قدرت؛ از اقتدار کافی در داخل کشور برخوردار نیست. جریان اخوان المسلمین یمن که بیش از یکصدهزار نیروی مسلح آموزش دیده دارد، همچنان در جنگ اعلام بیطرفی می کند و این در حالی است که بسیاری از افسران و نظامیان ارتش این کشور گرایش به اخوان المسلمین داشته و حاضر به جنگ با جریان الحوثی نیستند.

طولانی شدن جنگ و هزینه های سرسام آور آن برای کشور فقیر یمن به همراه تلفات باور نکردنی آن رهبران این کشور را از سه هفته پیش به فکر پایان دادن به درگیری ها انداخت. اما عربستان با ممانعت از این امر و برای دلگرمی به سران “صنعا” به صورت مستقیم وارد درگیری ها شد و در آستانه عید قربان با استفاده از تریبون های خود تلاش کرد تا حمایت کشورهای عربی و اسلامی را در این جنگ به دست آورد. عربستان با این استدلال که پیروزی در جنگ داخلی یمن برای این کشور بازدارندگی به بار می آورد و ایران در نهایت بازنده آن است؛ خود را در باتلاق خون انداخته است. در این میان ایران که به هزار و یک دلیل مختلف نقشی در درگیری های یمن نداشته و ندارد در نهایت پیروز این جنگ خواهد بود.

برای این ادعا می توان چند دلیل آورد؛ بدون شک جنگ در روزهای پایانی خود به سر می برد و دلیل آن نیز هزینه بالای آن و آبروریزی برای ارتش عربستان، یمن و مصر بوده است. هر جنگی با این وسعت امکانات و تدارکات فراوانی را طلب می کند که ارتش یمن با تمام تلاش خود موفق به فراهم کردن آن نشد و عربستان نیز به دلیل تمرکز نیرو و امکاناتش در مرزهای شرقی و شمالی نمی تواند لجستیک این جنگ را بر عهده بگیرد به همین دلیل باید منتظر روزهای آینده بود که علی عبدالله صالح با وجود شعارهای فراوان مبنی بر ریشه کن کردن جریان الحوثی، پایان جنگ را اعلام خواهد کرد.

پایان هر جنگی به مذاکره و امضای توافقنامه ای نیاز دارد و کشورهای عربی به دلیل حمایت خود از عربستان و یمن در جنگ، جایگاهی برای این مذاکره نخواهند داشت. همانگونه که مدیریت جنگ در زمین را جریان الحوثی تعیین می کند، در جنگ دیپلماتیک نیز این الحوثی ها هستند که طرف سوم برای مذاکره را تعیین خواهند کرد. باید منتظر این روز بود که ایران پیشنهاد میانجی گری میان دولت یمن و اتباع ناراضی این کشور را پذیرفته و راه را برای پایان دادن به جنگی خونین فراهم کند.

جنگ چهار ماهه داخلی در یمن قطعا به پیروزی عربستان، یمن، مصر و آمریکا منجر نخواهد شد. مقاومتی که جریان الحوثی از خود نشان داد بر این نکته صحه گذاشت پس از اسطوره حزب الله و حماس در جنگ های 33و 22 روزه اینبار نوبت حماسه زیدی های یمن است تا در منطقه راهبری تنگه باب المندب دو ارتش عربی را متوقف کرده هژمونی خود را بر آنها تحمیل کند.

مقامات سعودی اگر خواستار پیروزی در این جنگ هستند باید وارد یمن شوند که این کار نیز از ارتش بی تجربه اما پر مدعای عربستان ساخته نیست و نظامیان سعودی تنها به سلاح های انفرادی و تجهیزات پیشرفته خود می بالند در حالی که الحوثی ها با کمترین امکانات و با استفاده از غنایم جنگی و سلاح های سبک دو ارتش عربی را از تحرک بازداشته اند؛ این سوال مطرح می شود که در صورت بروز جنگی بزرگ تر این ارتش ها چگونه می خواهند از رژیم های سرکوب گر خود حمایت کنند. این سوالی است که پاسخ آن روشن است.

کریم جعفری

درباره ی مدیریت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *