تیتر خبرها

آیا برای جنگ صعده پایانی هست؟

جنبش شیعیان یمن، در پنج سال گذشته، روند رو به رشدی داشته است. نگاهی گذرا به حوادث پنج سال گذشته نشان می دهد مقاومت شیعیان به رهبری عبدالملک الحوثی، از نظر کمی و کیفی وضعیت به مراتب بهتری نسبت به آغاز درگیری ها پیدا کرده است. از نظر جغرافیایی، جنگ اول تا سوم داخل استان صعده محدود بود ولی جنگ چهارم و پنجم به خارج از استان کشیده شد و در جنگ ششم از مرزهای یمن عبور کرد. عربستان سعودی وارد معرکه شده و نیروهایی از دیگر کشورهای عربی نیز عربستان را در این جنگ یاری می دهند. از نظر نیروی انسانی، یاران الحوثی در جنگ اول ۳۰۰ نفر، جنگ دوم حدود ۵۰۰ نفر، جنگ سوم حدود ۸۰۰ نفر، جنگ چهارم حدود ۲ هزار نفر، جنگ پنجم حدود ۱۰ هزار بودند و اکنون در جنگ ششم گفته می شود حداقل ۲۰ هزار نفر و حداکثر ۵۰ هزار نفر از جوانان شیعه، سازماندهی شده اند. تا به اینجا، رزمندگان مقاومت شیعی، مقتدرانه ایستادگی کرده اند. اکنون برای همه ثابت شده که حذف شدنی نیستند.

در حال حاضر جنگ صعده، ابعاد منطقه ای و بین المللی بخود گرفته چرا که امنیت عربستان سعودی و شبه جزیره، در معرض تهدید جدی واقع شده و چنانچه روند جنگ از سوی قدرتهای منطقه ای و بین المللی، مدیریت و کنترل نشود، هیچ بعید نیست در ادامه ماجرا، شاهد گسترش دامنه جنگ به کشورهای دیگر باشیم. بویژه آنکه امنیت شبه جزیره عربستان، با امنیت خلیج فارس و دریای سرخ و خلاصه منطقه خاورمیانه گره خورده است.

یاران الحوثی در دوماه اخیز موفق شده اند کنترل بیش از ۱۰۰ پایگاه نظامی ارتش در استان صعده را در دست گرفته و تمام سلاح و تجهیزات نظامی این‌ پایگاه‌ها را به غنیمت بگیرند. علاوه بر این، غنیمتهای بسیاری هم از سعودی ها بدست آورده اند (فیلم) و از نظر تسلیحاتی خیلی قوی تر از سالهای گذشته شده اند. لذا در صورت ادامه دار بودن جنگ در صعده، شیعیان توان مقاومت برای زمانهای طولانی را دارند.

هم اکنون، تلاشهایی از سوی برخی میانجیگران در حال انجام است. وساطت ها چه از سوی علما و شیوخ یمن و چه از سوی کشورهای دیگر همچون قطر، تاکنون بی ثمر و بی نتیجه بوده است. زیرا هدف سعودی و دولت یمن، نابودی و سرکوبی جنبش الحوثی بوده است و چنانچه دم از وساطت بزنند قصدشان این است به اهدافی که از طریق جنگ نرسیده اند بوسیله وساطت برسند. یعنی توقع دارند یاران الحوثی، بر سر میز مذاکره بنشینند و تعهد نمایند که سلاحهای خود را تحویل بدهند و پس از خلع سلاح، ارتش یمن با خیال راحت، همه آنها را دستگیر و زندانی کند و یا به قتل برساند. ماجرای نیرنگ در سوء استفاده از وساطت علما در جنگ اول را حتما شنیده اید که منجر به شهادت حسین بدرالدین الحوثی شد. و یا اعضای کمیته وساطت در جنگ چهارم و پنجم که هم اکنون در زندانهای صنعاء بسر می برند.

بگذریم از اینکه، در خاورمیانه همه توقع داشتند عربستان سعودی، میان دولت یمن و گروه الحوثی میانجیگری کند. اما سعودی ها نه تنها میانجیگری نکردند بلکه وساطت قطر را هم عقیم کردند. با حمله ارتش سعودی به استان صعده، برای همگان آشکار شد که کارفرما و سرمایه گذار اصلی جنگ علیه شیعیان، خود سعودی بوده است. اکنون ارباب به میدان آمده است. ارتش سعودی پس از سه هفته کارزاری که جز خواری و ذلت برایش نداشت، اکنون به دنبال مفری برای خروج آبرومندانه از این بحران خودساخته است. احتمالا در اخباری دروغین، بازپس گیری و یا پاکسازی کوهستانهای مرزی را اعلام خواهند کرد. به این خبر دقت کنید: (لینک خبر) و تکذیب خبر توسط دفتر الحوثی که می گوید در یکی دو روز گذشته هیچگونه حمله نظامی زمینی در منطقه از سوی سعودی ها انجام نشده است: (لینک خبر). احتمالا پس از این پیروزی توهمی، سعودی ها پایان جنگ را از سوی خود اعلام خواهند کرد. داستانی که علی عبدالله صالح در پنج دوره قبلی، پس از ناتوانی در مقابل یاران الحوثی، تکرار کرده است.

همه جریانهای سیاسی داخل و خارج یمن، بر این نکته تاکید دارند که جنگ، راه حل مناسبی برای پایان دادن به این بحران نیست. حتی عبدالملک الحوثی و سخنگویش در بیانیه های متعدد، اعلام کرده اند که برای گفتگو آمادگی دارند. این نشان می دهد علیرغم برتری شان در میدان نبرد، جنگ طلب نیستند. پرواضح است وساطتی که بدنبال خلع سلاح گروه الحوثی باشد باز هم به نتیجه نمی رسد. تنها راه پایان جنگ در صعده به رسمیت شناختن حقوق شیعیان زیدی توسط دولت یمن و اعطای آزادی های مذهبی و مدنی به آنان در مناطق خود می باشد. بدیهی است در فضایی آرام، شیعیان یمن با پشتوانه فکری و فرهنگی و برخورداری از میراث گرانقدر شیعی، مراحل رشد و بالندگی را به سرعت طی خواهند کرد. از طرفی تجربه شیعیان در ایران، لبنان و عراق، افقهای روشنی را پیش روی آنان قرار داده است. خصوصا آنکه شیعیان زیدی تجربه ۱۱ قرن حکومت را در این سرزمین پاک (البلد الطیب/سوره الاعراف آیه ۵۸) داشته اند.

خلاصه آنکه دوران انزوای شیعه در یمن به پایان رسیده و سادات و شیعیان یمن در مسیر رشد و تکامل قرار گرفته اند. جنگ یا صلح، نتیجه یکی است: حضور پرقدرت شیعه در جنوب شبه جزیره عربستان. هضم این واقعیت برای سعودی ها کمتر از مرگ نیست. این واقعیتی است که پذیرش آن برای همه از جمله دولت یمن غیرممکن است. اگر سعودی و دولت یمن، راه جنگ را در پیش بگیرند ناخواسته به تحقق این روند سرعت بیشتری می دهند و آینده سختی را برای خود ترسیم خواهند کرد.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

كالبد شكافي الحوثي ها

اشاره كشور يمن پس از اتحاد دو بخش شمال و جنوب از سال 1990 تاكنون …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *