تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)5) فلسطین / قدس و فلسطین دراندیشه و کلام رهبر معظم انقلاب

قدس و فلسطین دراندیشه و کلام رهبر معظم انقلاب

در مسأله فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنى محو دولت اسرائیل. فرقى بین سرزمینهاى قبل از سال 67 و بعد از آن نیست. هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتى غیر از حاکمیت مردم فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است.

تحقیقاً امروز در زندگى مسلمین و در آفاق اسلامى، هیچ مسأله یى به اهمیت و خطورت مسأله ى فلسطین نیست. بیش از چهل سال است که بتدریج مسلمین را با غصب بخشى از خانه ى خودشان عادت داده اند. فقط غصب خانه ى مسلمین نیست؛ بلکه قضیه بالاتر از این است. مسأله این است که دشمنان جهانى اسلام، بخشى از خانه ى مسلمین را براى حمله به صفوف مسلمین و براى مبارزه با خواسته ها و حرکات آنها، سنگر قرار داده اند.

متأسفانه در دنیاى اسلام، آن کسانى که امکانات در دستشان بوده و مى توانستند درباره ى این مسأله تصمیمهاى مؤثرى بگیرند، آن را در زاویه ى فراموشى – ولو نه به لفظ، اما در باطن امر – قرار دادند. ما اگر به خود بیاییم، خواهیم دید که این بزرگترین بلایى است که در دوره هاى اخیر، بر مسلمین نازل شده است. حکم اسلامى این قضیه، واضح است. احدى از مسلمین، درباره ى حکم منطبق بر قضیه ى فلسطین، تردیدى ندارد. این، همان مسأله یى است که در تمام کتب فقهى – که بحث جهاد در آن مطرح شده – آمده است. اگر کفار بیایند و بلد مسلمین را تصرف یا احاطه کنند، هیچیک از فقهاى مسلمین – قدیم و جدید – در وجوب عینى جهاد در این مورد، تردید نکرده است. همه ى مذاهب اسلامى، در این معنا همعقیده هستند. جهاد ابتدایى، واجب کفایى است؛ اما در غیر این مورد. جهاد دفاعى که اظهر مصادیق دفاع هم هست، واجب عینى است.

مسأله یى با این وضوح و با این اهمیت، امروز در دنیاى اسلام، مثل یک مسأله ى درجه ى دو مورد توجه قرار مى گیرد. البته گناه اول، به عهده ى رؤساى مسلمین است. اگر زعماى مسلمین و رؤساى کشورهاى اسلامى، متحداً و جداً بر استنقاذ فلسطین تصمیم بگیرند، خواهند توانست.

* امروز حادثه ى بزرگى داخل سرزمینهاى اشغالى در جریان است

در مسأله ى فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنى محو دولت اسرائیل. فرقى بین سرزمینهاى قبل از سال 67 و بعد از آن نیست. هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه ى مسلمین است. هر حاکمیتى غیر از حاکمیت مردم فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانى است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: «اسرائیل بایستى محو بشود». یهودیهاى فلسطین، اگر دولت اسلامى را قبول مى کنند، در آن جا زندگى کنند. بحث، بحث یهودى ستیزى نیست. مسأله، مسأله ى غصب خانه ى مسلمین است. رؤسا و زعماى مسلمین، اگر تحت تأثیر قدرتهاى جهانى قرار نداشتند، مى توانستند این مهم را انجام بدهند؛ ولى متأسفانه نکردند.

امروز، حادثه ى بزرگى داخل سرزمینها در جریان است و آن، همین قیام اسلامى است که این روزها وارد چهارمین سال عمر خود مى شود. این، همان چیزى است که باید فلسطین را نجات بدهد. این، همان چیزى است که حامیان و تولیدکنندگان اسرائیل، از آن مى ترسیدند. این، همان چیزى است که بدان امید بود و این امید، امروز برآورده شده است. این، یک نعمت بزرگ الهى است.

اگر ما مسلمین، این نعمت را شکر کردیم، باقى خواهد ماند؛ «لئن شکرتم لازیدنّکم»(1). اگر به این نعمت کفران ورزیدیم، از دست خواهد رفت. شکر این نعمت به آن است که همه ى مسلمین در همه جاى عالم، تکلیف شرعى خودشان بدانند که از این مبارزانى که امروز به نام اسلام مبارزه مى کنند، حمایت نمایند. امروز، هیچ علاجى جز این نیست.

این حمایت، بایستى وسیع و همه جانبه باشد. هم حمایت سیاسى، هم حمایت تبلیغاتى، هم حمایت اخلاقى و هم حمایت نظامى لازم است. هرچه ممکن بشود، لازم و تکلیف است. مسلمین دنیا ببینند، کدامیک از انواع این حمایتها را مى توانند بکنند. هرچه را که دانستند، تکلیف شرعى آنهاست و از آن نباید تخلف بکنند.

* هیچ کس سازش را به حساب مبارزه نگذارد

غالباً دو نکته از نظر شعاردهندگانِ به نام اسرائیل، دور مى ماند. ما این دو نکته را اجمالاً عرض مى کنیم. یکى از این دو نکته این است که دشمنىِ با غاصبان اسرائیل، با دوستىِ با کسانى که پشتیبان همه جانبه ى غاصبان اسرائیل هستند، نمى سازد. این، ممکن نیست. آن کسانى که خیال مى کنند، از راه امریکا و همپیمانانش مى توانند فلسطین را نجات بدهند، در اشتباه تأسف انگیزى بسرمى برند. همچنان که از راه دولت اسرائیل نمى شود فلسطین را نجات داد، از راه دولت امریکا و همپیمانانش هم نمى شود فلسطین را نجات داد. هر حرکتى که به تکیه بر پشتیبانان دولت غاصب منتهى بشود، قطعاً یک حرکت انحرافى و یک غلط بزرگ است. اگر کسى شعار ضدیت با اسرائیل را مى دهد، اما با همپیمانان اسرائیل در این مسأله همصحبتى مى کند و به آنها اتکا مى نماید، باید دانست که دروغ مى گوید. چنین چیزى ممکن نیست.

آن کسانى که اسرائیل را تغذیه مى کنند، در جبهه ى اسرائیل هستند. آن کسانى که به هر نحوى از انحاء به اسرائیل کمک مى کنند، در جبهه ى اسرائیل هستند. آن کسانى که با صهیونیستها مذاکره مى کنند، در جبهه ى اسرائیل هستند. مبارزه براى استنقاذ سرزمین فلسطین، باید معناى حقیقى مبارزه را داشته باشد. مبارزه، نقطه ى مقابل سازش است. در این مسأله، سازش خیانت و مبارزه وظیفه است. هیچ کس سازش را به حساب مبارزه نگذارد.

* ما مسلمین، به شیوه هاى تبلیغاتى دشمن وقوف پیدا نکرده ایم

نکته ى دوم این است که یکى از چیزهایى که در روز اول، ایجاد دولت غاصب را زمینه سازى کرد و امروز هم ادامه ى آن دولت را زمینه سازى مى کند، تبلیغاتى است که دستگاه تبلیغاتى سراسرى صهیونیستها و دوستانشان در همه جاى دنیا، به راه انداخته اند. براى افکار مردم دنیا، این طور وانمود کرده اند که صاحبِ خانه، آن کسانى هستند که بر آن جا حکومت مى کنند و یک عده دور از فرهنگ هم براى آنها مزاحمت ایجاد مى کنند! متأسفانه، این را در دنیا جا انداخته اند. روى این قضیه، در افکار عمومى و در فرهنگ عام جهانى، کار تبلیغاتى کرده اند؛ ولى ما مسلمین غافل بوده ایم! ما مسلمین، به شیوه هاى تبلیغاتى دشمن وقوف پیدا نکرده ایم. از بهترین شیوه ها، براى بیان حقانیت مردم فلسطین استفاده نکرده ایم.

آنچه بر این مقدمه مى خواهم مترتب کنم، این است که در تمام اقطار عالم، همه ى روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان و کسانى که در تبلیغات، اندک دستى دارند، باید با احساس وظیفه ى کامل نسبت به این قضیه، اداى تکلیف بکنند. بعد از جنگ جهانى دوم، یهودیها در سرتاسر دنیا، براى مظلوم نمایى، صدها و بلکه هزارها فیلم درست کرده اند، تا چهره ى آنها را مظلوم، و چهره ى کسانى که با آنها مقابل بودند – به صورت واقعى یا غیرواقعى – ستمگر نشان بدهد. تا آن جا که ما اطلاع داریم، ظلمى که امروز به ملت فلسطین مى شود، هیچ وقت به مجموعه ى یک ملت نشده است؛ در حالى که متأسفانه افکار عمومى دنیا، از این ظلم مطلع نیست. این، بایستى درست بیان بشود. باید فیلمها ساخته بشود، باید کارهاى هنرى انجام بگیرد تا همه ى افکار عمومى دنیا بدانند که چه مى گذرد.

متأسفانه باید اعتراف کنیم که روشنفکران ما و کسانى که مى توانستند، کوتاهى کردند. ما باید در سطح عالم، مسأله ى فلسطین را آن چنان که هست، معرفى بکنیم. براى این کار باید سرمایه گذارى بشود و افراد، تلاش و کار کنند. این، نکته یى بوده است که ما از آن غفلت کرده ایم.

* انقلاب اسلامى، جبهه هاى جدیدى علیه اسلام به وجود آورد

امروز بعد از این که انقلاب اسلامى، بُرندگى اسلام را نشان داد، دشمنان اسلام و مسلمین جدیتر شدند. انقلاب اسلامى، جبهه هاى جدیدى علیه اسلام به وجود آورد؛ فقط به خاطر این که اسلام را معرفى کرد و نشان داد که اسلام با ظلم مخالف است و فهماند که مسلم واقعى، آن کسى است که در مقابل قلدرى و سرکشى و نظام سلطه ى جهانى، تسلیم نمى شود و زیر بار نمى رود. این، سلطه گران را بشدت خشمگین کرد و در مقابل اسلام، جبهه هاى جدیدى به وجود آورد.

(سخنرانى در دیدار با شرکت کنندگان در اولین کنفرانس اسلامى فلسطین )

مسأله ى فلسطین، یکى از مصایب بزرگ جهان بشریت کنونى است. هر کس که احساسى در مورد انسان و حقوق انسان دارد و دم از حمایت از انسانهاى مظلوم مى زند، باید در این قضیه صاحب داعیه باشد و این قضیه را، قضیه ى خود بداند. شاید بشود گفت که قضیه و مصیبت فلسطین، جزو قضایاى کم نظیر تاریخ است. تا آن جا که ما دانستیم و شناختیم، این طور حادثه یى با این عظمت نسبت به یک ملت، در طول تاریخ هم کم نظیر است.

شما هرچه از مصایب انسانى فرض کنید، در مصیبت و قضیه ى فلسطین جمع است؛ از قتل نفوس بى گناه، از آواره کردن انسانها و بى خانمان کردن آنها، از شکنجه و زجر و حبس و تبعید و از این قبیل، از اهانت به کرامت انسانى، از نابود کردن سرمایه هاى بشرى یک عده انسان، از فشار و ظلم و اختناق و اجازه ى فعالیت ندادن به یک عده بشر. همه ى این مصایبى که اگر در گوشه یى از عالم براى جمعى از مردم اتفاق بیفتد، بشریت را جریحه دار و داغدار مى کند، در قضیه ى فلسطین در طول چهل وپنج سال اخیر اتفاق افتاده است.

آن کسانى که دم از طرفدارى از حقوق بشر مى زنند، اگر راست مى گویند، باید از حقوق ملت فلسطین سخن بگویند. شما کدام ملت را سراغ دارید که در این چهل وپنج سال اخیر، به قدر ملت فلسطین شکنجه دیده باشد، مصیبت کشیده باشد، عزیزانش را از دست داده باشد و حقوقش نادیده گرفته شده باشد؟ چه طور شد که اگر در گوشه یى از عالم، یکى از این مصایب براى عده یى انسان پیش بیاید، کسانى ادعا مى کنند که دلسوز و غمخوار حقوق بشرند؛ سینه سپر مى کنند، حرف مى زنند و اقدام مى کنند؛ اما مجموع این همه مصیبت را در مردم فلسطین ندیده مى گیرند؟!

* در قضیه ى فلسطین، حقیقت را واژگونه جلوه دادند

توطئه ى بزرگ این است که در قضیه ى فلسطین، حقیقت را واژگونه جلوه دادند. آن کسى که براى مسأله ى فلسطین – یعنى براى خانه ى خود، براى حق انسانى و حق ملى خود – اقدامى مى کند، در عرف مطبوعات استکبارى دنیا و دستگاه تبلیغاتى وابسته به استکبار و صهیونیسم، تروریست معرفى مى شود! مصیبت بزرگ آن است که این مصایب را، با قبول و تأیید دنیاى متمدن، بر سر یک ملت مى آورند! دنیاى به اصطلاح متمدن، دنیاى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن کسانى ایستاده است که این همه حقوق انسانى و الهى و مشروع یک ملت را ندیده گرفته اند.

صهیونیستها آمدند خانه ى فلسطینیها را غصب کردند؛ آنها را از اولیترین حقوقشان محروم کردند؛ در خاک آنها، دولتى را علیه آنها به وجود آوردند؛ و امروز دنیاى به اصطلاح متمدن – امریکا و بلندگوهاى استکبارى – به جاى این که در جهت آن ملتى که مظلوم واقع شده است، قرار بگیرند، در طرف آن دستگاهى قرار مى گیرند که این ستمها را در طول آن چهل وپنج سال کرده است! واقعاً چه مصیبتى از این بالاتر؟! ما هیچ ظلمى با این عظمت سراغ نداریم. به یک ملت با چنین حجم عظیمى ظلم کنند، و آن وقت اگر آن ملت از روى ناچارى حرکت و اقدامى بکند، آن اقدام را به عنوان تروریسم و به عنوان اعمال خشونت بکوبند! امروز وضع سیاست استکبارى دنیا این است. امروز دستگاههاى زر و زور در دنیا دست به دست هم داده اند تا حقوق ملت فلسطین را تضییع کنند؛ سعى مى کنند جنبه ى انسانى این قضیه را بکلى ندیده بگیرند؛ بلکه بالعکس وانمود کنند.

* فلسطین متعلق به فلسطینى است

آن کسانى که براى فلسطین دل مى سوزانند، براى صدها هزار و میلیونها انسانِ از حقوق انسانى محروم شده دل مى سوزانند. کسانى که با حضور دولت غاصب صهیونیستى در وطن فلسطینى مخالفت مى کنند، براى بشریت، براى مادران داغدیده و براى جوانان مؤمن دل مى سوزانند؛ براى انسانهایى دل مى سوزانند که حرفشان این است که خانه ى ما را به خود ما بدهید، وطن ما را از ما نگیرید، در داخل خانه ى ما این قدر به ما ظلم نکنید. آیا این حرف، خلاف است؟ آیا این حرف، زورگویى و خشونت است؟ آیا اگر کسى در این دنیا براى احیاى حق ملیت خود مبارزه کند، مبارزه ى غیرعادلانه یى انجام داده است؟ ما از کسانى که امروز مى گویند مى خواهیم در قضیه ى فلسطین راه حل عادلانه پیدا کنیم، سؤال مى کنیم که این راه حل عادلانه چیست؟ فلسطین متعلق به کیست؟ جز این که متعلق به فلسطینى است؟

* اسرائیل، قائم مقام حضور استکبار در منطقه

آیا شما با تغییر اسم مى توانید یک ملت را از اولیترین حقش – یعنى حقِ داشتن سرزمین خود – محروم کنید؟ آیا با تبلیغات مى توانید یک ملیت دروغین به نام ملیت اسرائیلى به وجود بیاورید؟ آیا چنین چیزى مقبول است؟ آیا چنین چیزى مطابق با انصاف است؟ آیا چنین چیزى عادلانه است؟ مسأله غیر از اینهاست؛ مسأله این است که دنیاى استکبارى، به سرزمین فلسطین به عنوان قلب جغرافیایى جهان اسلام احتیاج دارد، تا اسلام را بکوبد، ملتهاى اسلامى را زیر فشار قرار بدهد و از حرکت اسلامى مانع بشود.

دولت اسرائیل در این نقطه، قائم مقام حضور استکبارى است، تا منافع استکبار را در این منطقه تأمین کند؛ قضیه این است. آیا انسانهاى سالم و بى غرض حاضرند گول تبلیغات دروغین و خباثت آلود استکبار را نسبت به فلسطین بخورند؟ امروز اردوگاه استکبار ایستاده است تا حق بزرگ ملت فلسطین و ملتهاى اسلامى را تضییع کند. آیا ملتهاى اسلامى حق دارند بنشینند و تضییع حق یک ملت مسلمان و تضییع حقوق خود را تماشا کنند؟!

* راه حل روشن مسأله فلسطین

راه حل مسأله ى فلسطین، راه حل روشنى است. کسانى که گول این مطلب را مى خورند که بروند با دشمن – یعنى با عامل غصب – مذاکره کنند، خودشان را فریب مى دهند. آنها مى خواهند ملتها را فریب بدهند؛ اما ملتها فریب نمى خورند. راه حل مسأله ى فلسطین این نیست که بروند با اسرائیل غاصب فلسطین بنشینند حرف بزنند. آنها که در این منطقه صلح مى خواهند، اگر خانه ى فلسطینیها را به خودشان برگردانند، صلح ایجاد خواهد شد. چرا شما افرادى را با ملیتهاى مختلف روسى، انگلیسى، امریکایى، آفریقایى، آسیایى، از هند و از مناطق دیگر دنیا در این جا جمع کرده اید، تا مردمى را از خانه ى خودشان بیرون کنید؟ اگر شما صلح مى خواهید، صلح به این است که افرادى که متعلق به کشورهاى دیگرند، به خانه هاى خودشان برگردند و فلسطین را به فلسطینیها بدهند.

فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین – یعنى در همه ى فلسطین، بدون تجزیه – دولتى تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مى گویید، و اگر توطئه یى علیه ملت فلسطین و ملتهاى اسلامى و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشست وبرخاستهایى که ترتیب مى دهند و با این تصمیم گیریها، مسأله ى فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.

اسرائیل ثابت کرده است که جز زبان زور، چیز دیگرى نمى فهمد. با او جز با زبان قدرت یک ملت و قدرت یک امت اسلامى در سراسر عالم، نمى شود حرف زد. شما نمایندگان ملتهاى اسلامى هستید. شما نمایندگان مردم فلسطین، نمایندگان پارلمانها و نمایندگان ملتها در این جا جمعید؛ نسبت به فلسطین تصمیم بگیرید. تصمیم باید استنقاذ فلسطین باشد، و لاغیر؛ و این هم یک راه بیشتر ندارد و آن راه، همان راهى است که عناصر انتفاضه ى مقدسه ى فلسطین آن را شناختند و دارند تعقیب مى کنند؛ راه مبارزه در داخل سرزمینهاى فلسطین؛ علاج این است و لاغیر.

* مسلمانان بزرگترین ابزارهاى قدرت را در اختیار دارند

شما یک چهارم جمعیت دنیا هستید. مسلمانان بزرگترین ابزارهاى قدرت را در اختیار دارند. امروز دنیا به نفت شما محتاج است. امروز دنیا به منطقه ى حساس حیات و زندگى شما محتاج است. چرا امریکا باید بتواند چیزى را بر شما تحمیل بکند؟ تحمل نکنید، قبول نکنید. اینها شعار نیست؛ اینها واقعیتهایى است که اگر ما همت بکنیم و با این تکلیف عظیم الهى و انسانى صادقانه برخورد نماییم، قابل تحقق و قابل عمل است.

امروز یک عده مسلمان، فداکار، برگزیدگان ملت فلسطین، از پیر و جوان و مرد و زن، در سرزمینهاى مقدس فلسطین دارند مبارزه مى کنند؛ به آنها کمک کنید؛ راه این است. کمک به فلسطین، یعنى کمک به عناصرى که دارند مبارزه مى کنند. کمک به فلسطین، معنایش این نیست که به عناصر سازشکارى که دلشان براى فلسطین نسوخته، بلکه دلشان براى منافع شخصى خودشان سوخته، کمک کنند. آن سازمانى مورد قبول است و نماینده ى واقعى مردم فلسطین است، که در راه آرمان فلسطین مبارزه بکند؛ نه آن سازمانى که برود آرمان فلسطین را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بکند!

باید ملتهاى مسلمان حرکت کنند و احساس تکلیف نمایند. من آنچه را که به نظرم مى رسد امروز باید گفته بشود و باید انجام بدهیم، در بیانیه(1) گفته ام؛ الان هم دارم مى گویم: ملتهاى اسلامى به هر نحو که مى توانند، باید انواع کمکهاى خودشان را به آن مردمى که دارند در داخل فلسطین مبارزه مى کنند، برسانند؛ این یک تکلیف شرعى و الهى و انسانى است.

*با عقب نشینى شما، دشمن یک سنگر جلو مى آید

اگر امروز شما مسلمانان عقب بنشینید، بدانید که دشمن یک سنگر جلو مى آید – دشمنى که تمام نمى شود – اسرائیل یک سنگر جلو مى آید؛ امریکا که دشمن جهان اسلام است، یک سنگر جلو مى آید. اگر شما عقب بنشینید، آنها جلو مى آیند. دشمنى میان آنها و میان شما امت اسلام که تمام نخواهد شد. خواسته هاى استکبارىِ استکبار که تمامى ندارد.

شما باید در این جا یک حرکت قاطع و یک تصمیم گیرى قطعى بکنید. این اجتماع در تهران مى تواند اجتماع مبارکى باشد. کار به دست شماست؛ تصمیم گیرى کنید. پارلمانها بنشینند براى سرنوشت فلسطین تصمیم گیرى کنند و آن را از دولتها بخواهند. روشنفکران و نویسندگان بنویسند و افکار عمومى را بیدار کنند. دانشجویان و جوانان آماده باشند، تا با صداى بلند خواست ملتها را اعلام کنند.

* حمایت از فلسطین وظیفه ماست

ملت ایران آماده است. ما در حد توان و قدرتمان آماده هستیم، تا این تکلیف را انجام بدهیم؛ دشمنى استکبار را هم تحمل مى کنیم. ما را به خاطر حمایت از فلسطین و از انتفاضه ى فلسطین و از قیام مردم فلسطین تهدید نکنند؛ این حمایت وظیفه ى ماست؛ ما این را انجام مى دهیم و از هیچ تهدیدى هم نمى هراسیم. از بعد از انقلاب، بلافاصله ما در معرض تهدیدهاى استکبار بودیم؛ و به فضل پروردگار و به حول و قوّه ى الهى، استکبار نتوانسته است کارى بکند. ما باز هم تکلیفمان را انجام خواهیم داد.

(سخنرانى در دیدار با شرکت کنندگان در کنفرانس بین المللى حمایت از انقلاب اسلامى مردم فلسطین )

* اگر مسلمانان به وعده خداوند اعتماد کنند

دشمنان اسلام همواره سعى کرده اند با تقسیم بندیهاى قومى مانع از وحدت کلمه مسلمانان شوند تا بتوانند بر آنها سیطره پیدا کنند. در ابتداى اشغال فلسطین، علماى مجاهدى چون شیخ عزّالدین قسّام و حاج امین الحسینى از مسلمانان براى نجات فلسطین استنصار کردند و مرجع بزرگ دینى مرحوم شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء حکم جهاد علیه صهیونیستها صادر فرمود؛ ولى متأسّفانه بتدریج شکل اسلامىِ مبارزات تضعیف و شکل قومى آن پُررنگ شد.

پیروزى انقلاب اسلامى در ایران به رهبرى امام خمینى، مردى فرزانه از تبار پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه وآله و سلّم، نقش اساسى در بیدارى اسلامى در همه جهان، به ویژه در کشورهاى منطقه داشت. پیروزى مسلمانان در رویارویىِ به ظاهر نابرابر با دشمنان اسلام در جنوب لبنان، نشان دیگرى از اصالت و حقّانیت مبارزات اسلامى و تأکیدى است بر این که اگر مسلمانان به وعده خداوند اعتماد کنند و براى خدا مجاهده نمایند، پیروزى آنها حتمى است.

بى تردید پیروزى خیره کننده مقاومت اسلامى در جنوب لبنان از یک سو و شکست فضاحت بار طرحهاى سازشکارانه از سوى دیگر، از عبرتهاى اصلى منطقه است که موجب شده مردم مسلمان فلسطین یک بار دیگر به انتفاضه رو کنند؛ ولى این بار دیگر نغمه هاى سازشکارى در داخل فلسطین و یا منطقه، بر روى فلسطینیانِ صبور، شجاع و مقاوم اثرى ندارد و آنها مصمّم هستند که ان شاءاللَّه مبارزات خویش را تا پیروزى ادامه دهند.

انتفاضه اول، تحت تأثیر القائات صهیونیستها و حامیانشان، با وعده دستیابى فلسطینیان به امتیازات از طُرق صلح آمیز و با اِعمال نفوذ سازشکاران و فشار امریکا و غرب متوقّف شد؛ ولى گذشت ده سال از آن تاریخ، نشان داد که همه تلاشهاى حامیان صهیونیسم در جهان، براى نجات رژیم اسرائیل از فشارهاى ناشى از مبارزات مسلمانان بوده و آنچه را که به مذاکره کنندگان فلسطین وعده داده بودند، سرابى بیش نبوده است.

اشغالگرى، توسعه طلبى و سبعیتى که امروز اسرائیل از خود نشان مى دهد، از ابتدا براى اهل بصیرت و دلسوزان جوامع اسلامى قابل پیش بینى بود.

از ابتداى شکل گیرى اسرائیل، این رژیم غاصب و دروغین، همواره به حقوق مسلّم فلسطینیان تجاوز کرده و بعضى از حکومتهاى غربى – بخصوص امریکا – آن را توجیه و حمایت کرده اند و مجامع بین المللى هم با توجیه اقدامات این رژیم، سعى کرده اند به هویت آن و تجاوزاتش مشروعیت بخشند.

سرزمین فلسطین و قدس شریف، همواره مورد طمعِ بعضى از قدرتهاى غربى بوده است و تحمیل جنگهاى طولانى صلیبى ها علیه مسلمانان، نشان بارز اطماع آنها نسبت به این سرزمین مقدّس است. بعضى از فرماندهان ارتش متّفقین، پس از شکست عثمانى و ورود به بیت المقدّس گفتند: «امروز جنگهاى صلیبى به پایان رسید.»!

* صهیونیستها با نازیهاى آلمان روابط نزدیک داشتند

اشغال این سرزمین براساس یک طرح چندجانبه، پیچیده و با هدف جلوگیرى از اتّحاد و پیوستگى مسلمانان و پیشگیرى از تأسیس مجدّد حکومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلایلى در دست است که نشان مى دهد صهیونیستها با نازیهاى آلمان روابط نزدیک داشتند و ارائه آمارهاى اغراق آمیز از کشتار یهودیان، خود وسیله اى براى جلب ترحّم افکار عمومى و زمینه سازى براى اشغال فلسطین و توجیه جنایات صهیونیستها بوده است. حتّى دلایلى در دست است که عدّه اى از اراذل و اوباشِ غیریهودىِ شرق اروپا را به نام یهودى به فلسطین کوچانیدند تا با پوشش حمایت از بازماندگان قربانیان نژادپرستى، یک حکومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب کنند و پس از سیزده قرن، یک گسستگى بین مشرق و مغرب اسلامى ایجاد نمایند. در آغاز، مسلمانان غافلگیر شدند؛ چون از کُنه طرح صهیونیستها و حامیان غربى آنها مطّلع نبودند. عثمانى شکست خورد؛ قرارداد «سایکس – پیکو» به طور محرمانه براى تقسیم کشورهاى اسلامىِ خاورمیانه بین فاتحین جنگ منعقد شد؛ جامعه ملل قیمومیت فلسطین را به عهده انگلیسیها گذاشت؛ آنها هم به صهیونیستها وعده مساعدت دادند و با مجموعه اى از طرحهاى حساب شده، یهودیان را به فلسطین آوردند و مسلمانان را از خانه و کاشانه خویش آواره کردند.

در این مصاف طولانى که یک طرف غرب و صهیونیسم بود و طرف دیگر دولتهاى عربِ تازه تأسیس شده، دشمنان اسلام براى مقابله، از ابزارهاى گوناگون و پیچیده اى استفاده کردند که از جمله آنها رسانه هاى تبلیغاتى و مجامع بین المللى بود. آنها از یک سو مسلمانان را به صبر، خویشتندارى، گفتگوهاى صلح و سازش دعوت مى کردند و از سوى دیگر اسرائیل را مسلّح مى نمودند. اهداف راهبردى آنها از تعامل نابرابر و تبعیض آمیز بین کشورهاى مسلمان و اسرائیل این بود که همواره برترى نظامى اسرائیل را بر کشورهاى اسلامى حفظ کنند و در مجامع بین المللى از آن رژیم حمایت کنند و با به کار گرفتن رسانه هاى تحت نفوذ خود، جنایات اسرائیل را توجیه نمایند و در بین مسلمانان تبلیغ کنند که فکر پیروزى بر اسرائیل، خیال خامى بیش نیست.

رژیم اسرائیل از زمانى که رسماً توسط سازمان ملل تأیید شد – یعنى بیش از نیم قرن قبل – تا سال گذشته یکّه تازى مى کرد و هیچ چیز و هیچ کس جلودارش نبود؛ ولى مقاومت اسلامى لبنان که مرکّب از چند هزار جوان مسلّح به سلاح ایمان است، خواب این رژیم و حامیانش را پریشان کرد. این جوانان عزیز بدون دادن هیچ گونه امتیازى به اسرائیل، آن رژیم غاصب را با خوارى از جنوب لبنان بیرون کردند. پیروزى این عزیزان، چراغ راهِ دیگر مبارزان مسلمان شد و امروز شاهد انتفاضه مسجدالاقصى هستیم که از نوع مقاومت اسلامى لبنان در ابعادى وسیع است.

* امروز همه مسلمانان جهان به مبارزات سرنوشت سازِ مردم فلسطین چشم دوخته اند

قبل از هر چیز باید نشان دهید که جهان اسلام در سایه بیدارى اسلامى، مصمّم به بازگشت به سنّتهاى حسنه تاریخ شکوهمند اسلام است و همان سنّتها و در رأس همه، وحدت مسلمانان است که در گذشته موجب شد مسلمانان در نبردهاى سرنوشت ساز علیه متجاوزان صلیبى پیروز شوند. در آن واقعه عظیم تاریخى، از همه جهان اسلام، مجاهدین جهت پیوستن به کارزار سرنوشت ساز و طولانىِ نبرد کفر و ایمان روانه شدند.

امروز همه مسلمانان جهان به این مبارزات سرنوشت سازِ مردم فلسطین چشم دوخته و بیش از انتفاضه اوّل به آن دل بسته اند؛ زیرا در آن زمان – یعنى ده سال پیش – فضاى سازش بتدریج در منطقه فراگیر شده بود؛ عدّه اى دل در گرو امریکا داشتند و گروهى دیگر نیز معتقد بودند نمى توان در برابر آن فشار سیاسى و جوسازى بین المللى ایستادگى نمود و راهى جز پذیرش سازش – آن هم با شرایط امریکا و اسرائیل – وجود ندارد. پس از تحوّلاتى که در آن هنگام در منطقه صورت پذیرفت، زمینه تثبیت این نظریه بیشتر فراهم شد. اما امسال، در شرایطى این کنفرانس شکل گرفته است که راه حلِ ّ سازش در منطقه با بن بست مواجه شده است و حتّى آنهایى که دل در گرو امریکا داشته و دارند، به این بن بست اعتراف مى کنند.

در سال 1370، اعراب و مسلمانان در پى یک سلسله شکستهاى متوالى – در جریان جنگ خلیج فارس – دچار سرخوردگى بودند. وحدت درونى آنان نیز در معرض فروپاشى جدّى قرار داشت و چنددستگى بر آنان حاکم بود؛ ولى در شرایط کنونى و به ویژه در پرتو پیروزى تاریخى و عظیم مقاومت اسلامى در جنوب لبنان، امیدهاى تازه و حیات بخشى در دل مسلمانان پیدا شده است.

آن زمان در مورد نحوه برخورد با اسرائیل، همواره دو روش مطرح مى شد: مقابله نظامى ارتشهاى عرب با اسرائیل – که گفته مى شد همه تجربه ها در آن با شکست مواجه شده است – و روش سازش که منجر به تحقّق خواسته هاى اسرائیل از طُرق مسالمت آمیز مى گردید و در ازاى عقب نشینى از بخشى از اراضى اشغال شده، عدم رشد توان نظامى کشورهاى عربى را تضمین مى کرد؛ نظیر آنچه که در کمپ دیوید شاهد آن بودیم. در آن روزها، الگوى مقاومت مطرح نبود و گفته مى شد از پذیرش عمومى برخوردار نیست؛ اما اینک یک الگوى موفّق پیش روى ماست که توانست براى نخستین بار سرزمینهاى اشغال شده را ب

منبع خبر: www.farsnews.com

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

قدس و فلسطين درانديشه و كلام رهبر معظم انقلاب

خبرگزاري فارس: در مسأله‏ فلسطين، آنچه كه هدف است، استنقاذ فلسطين است؛ يعنى محو دولت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *