یکشنبه , ۲۶ آذر ۱۳۹۶
قالب وردپرس درنا توس
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)5) فلسطین / قدس و فلسطين درانديشه و كلام رهبر معظم انقلاب

قدس و فلسطين درانديشه و كلام رهبر معظم انقلاب

خبرگزاري فارس: در مسأله‏ فلسطين، آنچه كه هدف است، استنقاذ فلسطين است؛ يعنى محو دولت اسرائيل. فرقى بين سرزمينهاى قبل از سال 67 و بعد از آن نيست. هر يك وجب از خاك فلسطين، يك وجب از خانه‏ مسلمين است. هر حاكميتى غير از حاكميت مردم فلسطين و حاكميت مسلمين بر كشور فلسطين، حاكميت غاصب است.

تحقيقاً امروز در زندگى مسلمين و در آفاق اسلامى، هيچ مسأله‏يى به اهميت و خطورت مسأله‏ى فلسطين نيست. بيش از چهل سال است كه بتدريج مسلمين را با غصب بخشى از خانه‏ى خودشان عادت داده‏اند. فقط غصب خانه‏ى مسلمين نيست؛ بلكه قضيه بالاتر از اين است. مسأله اين است كه دشمنان جهانى اسلام، بخشى از خانه‏ى مسلمين را براى حمله به صفوف مسلمين و براى مبارزه با خواسته‏ها و حركات آنها، سنگر قرار داده‏اند.

متأسفانه در دنياى اسلام، آن كسانى كه امكانات در دستشان بوده و مى‏توانستند درباره‏ى اين مسأله تصميمهاى مؤثرى بگيرند، آن را در زاويه‏ى فراموشى – ولو نه به لفظ، اما در باطن امر – قرار دادند. ما اگر به خود بياييم، خواهيم ديد كه اين بزرگترين بلايى است كه در دوره‏هاى اخير، بر مسلمين نازل شده است. حكم اسلامى اين قضيه، واضح است. احدى از مسلمين، درباره‏ى حكم منطبق بر قضيه‏ى فلسطين، ترديدى ندارد. اين، همان مسأله‏يى است كه در تمام كتب فقهى – كه بحث جهاد در آن مطرح شده – آمده است. اگر كفار بيايند و بلد مسلمين را تصرف يا احاطه كنند، هيچيك از فقهاى مسلمين – قديم و جديد – در وجوب عينى جهاد در اين مورد، ترديد نكرده است. همه‏ى مذاهب اسلامى، در اين معنا همعقيده هستند. جهاد ابتدايى، واجب كفايى است؛ اما در غير اين مورد. جهاد دفاعى كه اظهر مصاديق دفاع هم هست، واجب عينى است.

مسأله‏يى با اين وضوح و با اين اهميت، امروز در دنياى اسلام، مثل يك مسأله‏ى درجه‏ى دو مورد توجه قرار مى‏گيرد. البته گناه اول، به عهده‏ى رؤساى مسلمين است. اگر زعماى مسلمين و رؤساى كشورهاى اسلامى، متحداً و جداً بر استنقاذ فلسطين تصميم بگيرند، خواهند توانست.

* امروز حادثه‏ى بزرگى داخل سرزمينهاى اشغالى در جريان است‏

در مسأله‏ى فلسطين، آنچه كه هدف است، استنقاذ فلسطين است؛ يعنى محو دولت اسرائيل. فرقى بين سرزمينهاى قبل از سال 67 و بعد از آن نيست. هر يك وجب از خاك فلسطين، يك وجب از خانه‏ى مسلمين است. هر حاكميتى غير از حاكميت مردم فلسطين و حاكميت مسلمين بر كشور فلسطين، حاكميت غاصب است. حرف، همانى است كه امام راحل عظيم الشأن فرمود: «اسرائيل بايستى محو بشود». يهوديهاى فلسطين، اگر دولت اسلامى را قبول مى‏كنند، در آن‏جا زندگى كنند. بحث، بحث يهودى‏ستيزى نيست. مسأله، مسأله‏ى غصب خانه‏ى مسلمين است. رؤسا و زعماى مسلمين، اگر تحت تأثير قدرتهاى جهانى قرار نداشتند، مى‏توانستند اين مهم را انجام بدهند؛ ولى متأسفانه نكردند.

امروز، حادثه‏ى بزرگى داخل سرزمينها در جريان است و آن، همين قيام اسلامى است كه اين روزها وارد چهارمين سال عمر خود مى‏شود. اين، همان چيزى است كه بايد فلسطين را نجات بدهد. اين، همان چيزى است كه حاميان و توليدكنندگان اسرائيل، از آن مى‏ترسيدند. اين، همان چيزى است كه بدان اميد بود و اين اميد، امروز برآورده شده است. اين، يك نعمت بزرگ الهى است.

اگر ما مسلمين، اين نعمت را شكر كرديم، باقى خواهد ماند؛ «لئن شكرتم لازيدنّكم»(1). اگر به اين نعمت كفران ورزيديم، از دست خواهد رفت. شكر اين نعمت به آن است كه همه‏ى مسلمين در همه جاى عالم، تكليف شرعى خودشان بدانند كه از اين مبارزانى كه امروز به نام اسلام مبارزه مى‏كنند، حمايت نمايند. امروز، هيچ علاجى جز اين نيست.

اين حمايت، بايستى وسيع و همه‏جانبه باشد. هم حمايت سياسى، هم حمايت تبليغاتى، هم حمايت اخلاقى و هم حمايت نظامى لازم است. هرچه ممكن بشود، لازم و تكليف است. مسلمين دنيا ببينند، كداميك از انواع اين حمايتها را مى‏توانند بكنند. هرچه را كه دانستند، تكليف شرعى آنهاست و از آن نبايد تخلف بكنند.

* هيچ‏كس سازش را به حساب مبارزه نگذارد

غالباً دو نكته از نظر شعاردهندگانِ به نام اسرائيل، دور مى‏ماند. ما اين دو نكته را اجمالاً عرض مى‏كنيم. يكى از اين دو نكته اين است كه دشمنىِ با غاصبان اسرائيل، با دوستىِ با كسانى كه پشتيبان همه‏جانبه‏ى غاصبان اسرائيل هستند، نمى‏سازد. اين، ممكن نيست. آن كسانى كه خيال مى‏كنند، از راه امريكا و همپيمانانش مى‏توانند فلسطين را نجات بدهند، در اشتباه تأسف‏انگيزى بسرمى‏برند. همچنان كه از راه دولت اسرائيل نمى‏شود فلسطين را نجات داد، از راه دولت امريكا و همپيمانانش هم نمى‏شود فلسطين را نجات داد. هر حركتى كه به تكيه بر پشتيبانان دولت غاصب منتهى بشود، قطعاً يك حركت انحرافى و يك غلط بزرگ است. اگر كسى شعار ضديت با اسرائيل را مى‏دهد، اما با همپيمانان اسرائيل در اين مسأله همصحبتى مى‏كند و به آنها اتكا مى‏نمايد، بايد دانست كه دروغ مى‏گويد. چنين چيزى ممكن نيست.

آن كسانى كه اسرائيل را تغذيه مى‏كنند، در جبهه‏ى اسرائيل هستند. آن كسانى كه به هر نحوى از انحاء به اسرائيل كمك مى‏كنند، در جبهه‏ى اسرائيل هستند. آن كسانى كه با صهيونيستها مذاكره مى‏كنند، در جبهه‏ى اسرائيل هستند. مبارزه براى استنقاذ سرزمين فلسطين، بايد معناى حقيقى مبارزه را داشته باشد. مبارزه، نقطه‏ى مقابل سازش است. در اين مسأله، سازش خيانت و مبارزه وظيفه است. هيچ‏كس سازش را به حساب مبارزه نگذارد.

* ما مسلمين، به شيوه‏هاى تبليغاتى دشمن وقوف پيدا نكرده‏ايم‏

نكته‏ى دوم اين است كه يكى از چيزهايى كه در روز اول، ايجاد دولت غاصب را زمينه‏سازى كرد و امروز هم ادامه‏ى آن دولت را زمينه‏سازى مى‏كند، تبليغاتى است كه دستگاه تبليغاتى سراسرى صهيونيستها و دوستانشان در همه جاى دنيا، به راه انداخته‏اند. براى افكار مردم دنيا، اين‏طور وانمود كرده‏اند كه صاحبِ خانه، آن كسانى هستند كه بر آن‏جا حكومت مى‏كنند و يك عده دور از فرهنگ هم براى آنها مزاحمت ايجاد مى‏كنند! متأسفانه، اين را در دنيا جا انداخته‏اند. روى اين قضيه، در افكار عمومى و در فرهنگ عام جهانى، كار تبليغاتى كرده‏اند؛ ولى ما مسلمين غافل بوده‏ايم! ما مسلمين، به شيوه‏هاى تبليغاتى دشمن وقوف پيدا نكرده‏ايم. از بهترين شيوه‏ها، براى بيان حقانيت مردم فلسطين استفاده نكرده‏ايم.

آنچه بر اين مقدمه مى‏خواهم مترتب كنم، اين است كه در تمام اقطار عالم، همه‏ى روشنفكران و نويسندگان و هنرمندان و كسانى كه در تبليغات، اندك دستى دارند، بايد با احساس وظيفه‏ى كامل نسبت به اين قضيه، اداى تكليف بكنند. بعد از جنگ جهانى دوم، يهوديها در سرتاسر دنيا، براى مظلوم‏نمايى، صدها و بلكه هزارها فيلم درست كرده‏اند، تا چهره‏ى آنها را مظلوم، و چهره‏ى كسانى كه با آنها مقابل بودند – به صورت واقعى يا غيرواقعى – ستمگر نشان بدهد. تا آن‏جا كه ما اطلاع داريم، ظلمى كه امروز به ملت فلسطين مى‏شود، هيچ‏وقت به مجموعه‏ى يك ملت نشده است؛ در حالى كه متأسفانه افكار عمومى دنيا، از اين ظلم مطلع نيست. اين، بايستى درست بيان بشود. بايد فيلمها ساخته بشود، بايد كارهاى هنرى انجام بگيرد تا همه‏ى افكار عمومى دنيا بدانند كه چه مى‏گذرد.

متأسفانه بايد اعتراف كنيم كه روشنفكران ما و كسانى كه مى‏توانستند، كوتاهى كردند. ما بايد در سطح عالم، مسأله‏ى فلسطين را آن‏چنان كه هست، معرفى بكنيم. براى اين كار بايد سرمايه‏گذارى بشود و افراد، تلاش و كار كنند. اين، نكته‏يى بوده است كه ما از آن غفلت كرده‏ايم.

* انقلاب اسلامى، جبهه‏هاى جديدى عليه اسلام به وجود آورد

امروز بعد از اين‏كه انقلاب اسلامى، بُرندگى اسلام را نشان داد، دشمنان اسلام و مسلمين جديتر شدند. انقلاب اسلامى، جبهه‏هاى جديدى عليه اسلام به وجود آورد؛ فقط به خاطر اين‏كه اسلام را معرفى كرد و نشان داد كه اسلام با ظلم مخالف است و فهماند كه مسلم واقعى، آن كسى است كه در مقابل قلدرى و سركشى و نظام سلطه‏ى جهانى، تسليم نمى‏شود و زير بار نمى‏رود. اين، سلطه‏گران را بشدت خشمگين كرد و در مقابل اسلام، جبهه‏هاى جديدى به وجود آورد.
(سخنرانى در ديدار با شركت‏كنندگان در اولين كنفرانس اسلامى فلسطين‏)

مسأله‏ى فلسطين، يكى از مصايب بزرگ جهان بشريت كنونى است. هر كس كه احساسى در مورد انسان و حقوق انسان دارد و دم از حمايت از انسانهاى مظلوم مى‏زند، بايد در اين قضيه صاحب داعيه باشد و اين قضيه را، قضيه‏ى خود بداند. شايد بشود گفت كه قضيه و مصيبت فلسطين، جزو قضاياى كم‏نظير تاريخ است. تا آن‏جا كه ما دانستيم و شناختيم، اين‏طور حادثه‏يى با اين عظمت نسبت به يك ملت، در طول تاريخ هم كم‏نظير است.

شما هرچه از مصايب انسانى فرض كنيد، در مصيبت و قضيه‏ى فلسطين جمع است؛ از قتل نفوس بى‏گناه، از آواره كردن انسانها و بى‏خانمان كردن آنها، از شكنجه و زجر و حبس و تبعيد و از اين قبيل، از اهانت به كرامت انسانى، از نابود كردن سرمايه‏هاى بشرى يك عده انسان، از فشار و ظلم و اختناق و اجازه‏ى فعاليت ندادن به يك عده بشر. همه‏ى اين مصايبى كه اگر در گوشه‏يى از عالم براى جمعى از مردم اتفاق بيفتد، بشريت را جريحه‏دار و داغدار مى‏كند، در قضيه‏ى فلسطين در طول چهل‏وپنج سال اخير اتفاق افتاده است.

آن كسانى كه دم از طرفدارى از حقوق بشر مى‏زنند، اگر راست مى‏گويند، بايد از حقوق ملت فلسطين سخن بگويند. شما كدام ملت را سراغ داريد كه در اين چهل‏وپنج سال اخير، به قدر ملت فلسطين شكنجه ديده باشد، مصيبت كشيده باشد، عزيزانش را از دست داده باشد و حقوقش ناديده گرفته شده باشد؟ چه‏طور شد كه اگر در گوشه‏يى از عالم، يكى از اين مصايب براى عده‏يى انسان پيش بيايد، كسانى ادعا مى‏كنند كه دلسوز و غمخوار حقوق بشرند؛ سينه سپر مى‏كنند، حرف مى‏زنند و اقدام مى‏كنند؛ اما مجموع اين همه مصيبت را در مردم فلسطين نديده مى‏گيرند؟!

* در قضيه‏ى فلسطين، حقيقت را واژگونه جلوه دادند

توطئه‏ى بزرگ اين است كه در قضيه‏ى فلسطين، حقيقت را واژگونه جلوه دادند. آن كسى كه براى مسأله‏ى فلسطين – يعنى براى خانه‏ى خود، براى حق انسانى و حق ملى خود – اقدامى مى‏كند، در عرف مطبوعات استكبارى دنيا و دستگاه تبليغاتى وابسته به استكبار و صهيونيسم، تروريست معرفى مى‏شود! مصيبت بزرگ آن است كه اين مصايب را، با قبول و تأييد دنياى متمدن، بر سر يك ملت مى‏آورند! دنياى به اصطلاح متمدن، دنياى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن كسانى ايستاده است كه اين همه حقوق انسانى و الهى و مشروع يك ملت را نديده گرفته‏اند.

صهيونيستها آمدند خانه‏ى فلسطينيها را غصب كردند؛ آنها را از اوليترين حقوقشان محروم كردند؛ در خاك آنها، دولتى را عليه آنها به وجود آوردند؛ و امروز دنياى به اصطلاح متمدن – امريكا و بلندگوهاى استكبارى – به جاى اين‏كه در جهت آن ملتى كه مظلوم واقع شده است، قرار بگيرند، در طرف آن دستگاهى قرار مى‏گيرند كه اين ستمها را در طول آن چهل‏وپنج سال كرده است! واقعاً چه مصيبتى از اين بالاتر؟! ما هيچ ظلمى با اين عظمت سراغ نداريم. به يك ملت با چنين حجم عظيمى ظلم كنند، و آن وقت اگر آن ملت از روى ناچارى حركت و اقدامى بكند، آن اقدام را به عنوان تروريسم و به عنوان اعمال خشونت بكوبند! امروز وضع سياست استكبارى دنيا اين است. امروز دستگاههاى زر و زور در دنيا دست به دست هم داده‏اند تا حقوق ملت فلسطين را تضييع كنند؛ سعى مى‏كنند جنبه‏ى انسانى اين قضيه را بكلى نديده بگيرند؛ بلكه بالعكس وانمود كنند.

* فلسطين متعلق به فلسطينى است‏

آن كسانى كه براى فلسطين دل مى‏سوزانند، براى صدها هزار و ميليونها انسانِ از حقوق انسانى محروم شده دل مى‏سوزانند. كسانى كه با حضور دولت غاصب صهيونيستى در وطن فلسطينى مخالفت مى‏كنند، براى بشريت، براى مادران داغديده و براى جوانان مؤمن دل مى‏سوزانند؛ براى انسانهايى دل مى‏سوزانند كه حرفشان اين است كه خانه‏ى ما را به خود ما بدهيد، وطن ما را از ما نگيريد، در داخل خانه‏ى ما اين‏قدر به ما ظلم نكنيد. آيا اين حرف، خلاف است؟ آيا اين حرف، زورگويى و خشونت است؟ آيا اگر كسى در اين دنيا براى احياى حق مليت خود مبارزه كند، مبارزه‏ى غيرعادلانه‏يى انجام داده است؟ ما از كسانى كه امروز مى‏گويند مى‏خواهيم در قضيه‏ى فلسطين راه حل عادلانه پيدا كنيم، سؤال مى‏كنيم كه اين راه‏حل عادلانه چيست؟ فلسطين متعلق به كيست؟ جز اين‏كه متعلق به فلسطينى است؟

* اسرائيل، قائم‏مقام حضور استكبار در منطقه‏

آيا شما با تغيير اسم مى‏توانيد يك ملت را از اوليترين حقش – يعنى حقِ داشتن سرزمين خود – محروم كنيد؟ آيا با تبليغات مى‏توانيد يك مليت دروغين به نام مليت اسرائيلى به وجود بياوريد؟ آيا چنين چيزى مقبول است؟ آيا چنين چيزى مطابق با انصاف است؟ آيا چنين چيزى عادلانه است؟ مسأله غير از اينهاست؛ مسأله اين است كه دنياى استكبارى، به سرزمين فلسطين به عنوان قلب جغرافيايى جهان اسلام احتياج دارد، تا اسلام را بكوبد، ملتهاى اسلامى را زير فشار قرار بدهد و از حركت اسلامى مانع بشود.

دولت اسرائيل در اين نقطه، قائم‏مقام حضور استكبارى است، تا منافع استكبار را در اين منطقه تأمين كند؛ قضيه اين است. آيا انسانهاى سالم و بى غرض حاضرند گول تبليغات دروغين و خباثت‏آلود استكبار را نسبت به فلسطين بخورند؟ امروز اردوگاه استكبار ايستاده است تا حق بزرگ ملت فلسطين و ملتهاى اسلامى را تضييع كند. آيا ملتهاى اسلامى حق دارند بنشينند و تضييع حق يك ملت مسلمان و تضييع حقوق خود را تماشا كنند؟!

* راه‏حل روشن مسأله‏ فلسطين‏

راه‏حل مسأله‏ى فلسطين، راه‏حل روشنى است. كسانى كه گول اين مطلب را مى‏خورند كه بروند با دشمن – يعنى با عامل غصب – مذاكره كنند، خودشان را فريب مى‏دهند. آنها مى‏خواهند ملتها را فريب بدهند؛ اما ملتها فريب نمى‏خورند. راه حل مسأله‏ى فلسطين اين نيست كه بروند با اسرائيل غاصب فلسطين بنشينند حرف بزنند. آنها كه در اين منطقه صلح مى‏خواهند، اگر خانه‏ى فلسطينيها را به خودشان برگردانند، صلح ايجاد خواهد شد. چرا شما افرادى را با مليتهاى مختلف روسى، انگليسى، امريكايى، آفريقايى، آسيايى، از هند و از مناطق ديگر دنيا در اين‏جا جمع كرده‏ايد، تا مردمى را از خانه‏ى خودشان بيرون كنيد؟ اگر شما صلح مى‏خواهيد، صلح به اين است كه افرادى كه متعلق به كشورهاى ديگرند، به خانه‏هاى خودشان برگردند و فلسطين را به فلسطينيها بدهند.

فلسطين متعلق به فلسطينيهاست. اگر مردم سرزمين فلسطين در داخل فلسطين – يعنى در همه‏ى فلسطين، بدون تجزيه – دولتى تشكيل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مى‏گوييد، و اگر توطئه‏يى عليه ملت فلسطين و ملتهاى اسلامى و عليه اسلام در نظر نداريد، راه حل اين است. اما اگر نخواهيد اين راه حل را عمل كنيد، اردوگاه استكبار بداند كه با اين نشست‏وبرخاستهايى كه ترتيب مى‏دهند و با اين تصميم‏گيريها، مسأله‏ى فلسطين حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطين خاموش نخواهد شد، و نبايد بشود.

اسرائيل ثابت كرده است كه جز زبان زور، چيز ديگرى نمى‏فهمد. با او جز با زبان قدرت يك ملت و قدرت يك امت اسلامى در سراسر عالم، نمى‏شود حرف زد. شما نمايندگان ملتهاى اسلامى هستيد. شما نمايندگان مردم فلسطين، نمايندگان پارلمانها و نمايندگان ملتها در اين‏جا جمعيد؛ نسبت به فلسطين تصميم بگيريد. تصميم بايد استنقاذ فلسطين باشد، و لاغير؛ و اين هم يك راه بيشتر ندارد و آن راه، همان راهى است كه عناصر انتفاضه‏ى مقدسه‏ى فلسطين آن را شناختند و دارند تعقيب مى‏كنند؛ راه مبارزه در داخل سرزمينهاى فلسطين؛ علاج اين است و لاغير.

* مسلمانان بزرگترين ابزارهاى قدرت را در اختيار دارند

شما يك‏چهارم جمعيت دنيا هستيد. مسلمانان بزرگترين ابزارهاى قدرت را در اختيار دارند. امروز دنيا به نفت شما محتاج است. امروز دنيا به منطقه‏ى حساس حيات و زندگى شما محتاج است. چرا امريكا بايد بتواند چيزى را بر شما تحميل بكند؟ تحمل نكنيد، قبول نكنيد. اينها شعار نيست؛ اينها واقعيتهايى است كه اگر ما همت بكنيم و با اين تكليف عظيم الهى و انسانى صادقانه برخورد نماييم، قابل تحقق و قابل عمل است.

امروز يك عده مسلمان، فداكار، برگزيدگان ملت فلسطين، از پير و جوان و مرد و زن، در سرزمينهاى مقدس فلسطين دارند مبارزه مى‏كنند؛ به آنها كمك كنيد؛ راه اين است. كمك به فلسطين، يعنى كمك به عناصرى كه دارند مبارزه مى‏كنند. كمك به فلسطين، معنايش اين نيست كه به عناصر سازشكارى كه دلشان براى فلسطين نسوخته، بلكه دلشان براى منافع شخصى خودشان سوخته، كمك كنند. آن سازمانى مورد قبول است و نماينده‏ى واقعى مردم فلسطين است، كه در راه آرمان فلسطين مبارزه بكند؛ نه آن سازمانى كه برود آرمان فلسطين را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بكند!

بايد ملتهاى مسلمان حركت كنند و احساس تكليف نمايند. من آنچه را كه به نظرم مى‏رسد امروز بايد گفته بشود و بايد انجام بدهيم، در بيانيه(1) گفته‏ام؛ الان هم دارم مى‏گويم: ملتهاى اسلامى به هر نحو كه مى‏توانند، بايد انواع كمكهاى خودشان را به آن مردمى كه دارند در داخل فلسطين مبارزه مى‏كنند، برسانند؛ اين يك تكليف شرعى و الهى و انسانى است.

*‌با عقب‏نشينى شما، دشمن يك سنگر جلو مى‏آيد

اگر امروز شما مسلمانان عقب بنشينيد، بدانيد كه دشمن يك سنگر جلو مى‏آيد – دشمنى كه تمام نمى‏شود – اسرائيل يك سنگر جلو مى‏آيد؛ امريكا كه دشمن جهان اسلام است، يك سنگر جلو مى‏آيد. اگر شما عقب بنشينيد، آنها جلو مى‏آيند. دشمنى ميان آنها و ميان شما امت اسلام كه تمام نخواهد شد. خواسته‏هاى استكبارىِ استكبار كه تمامى ندارد.

شما بايد در اين‏جا يك حركت قاطع و يك تصميم‏گيرى قطعى بكنيد. اين اجتماع در تهران مى‏تواند اجتماع مباركى باشد. كار به دست شماست؛ تصميم‏گيرى كنيد. پارلمانها بنشينند براى سرنوشت فلسطين تصميم‏گيرى كنند و آن را از دولتها بخواهند. روشنفكران و نويسندگان بنويسند و افكار عمومى را بيدار كنند. دانشجويان و جوانان آماده باشند، تا با صداى بلند خواست ملتها را اعلام كنند.

* حمايت از فلسطين وظيفه‏ ماست‏

ملت ايران آماده است. ما در حد توان و قدرتمان آماده هستيم، تا اين تكليف را انجام بدهيم؛ دشمنى استكبار را هم تحمل مى‏كنيم. ما را به خاطر حمايت از فلسطين و از انتفاضه‏ى فلسطين و از قيام مردم فلسطين تهديد نكنند؛ اين حمايت وظيفه‏ى ماست؛ ما اين را انجام مى‏دهيم و از هيچ تهديدى هم نمى‏هراسيم. از بعد از انقلاب، بلافاصله ما در معرض تهديدهاى استكبار بوديم؛ و به فضل پروردگار و به حول و قوّه‏ى الهى، استكبار نتوانسته است كارى بكند. ما باز هم تكليفمان را انجام خواهيم داد.

(سخنرانى در ديدار با شركت كنندگان در كنفرانس بين‏المللى حمايت از انقلاب اسلامى مردم فلسطين‏)

* اگر مسلمانان به وعده خداوند اعتماد كنند

دشمنان اسلام همواره سعى كرده‏اند با تقسيم‏بنديهاى قومى مانع از وحدت كلمه مسلمانان شوند تا بتوانند بر آنها سيطره پيدا كنند. در ابتداى اشغال فلسطين، علماى مجاهدى چون شيخ عزّالدين قسّام و حا

درباره ی مدیریت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *