تیتر خبرها

بسترسازي ها براي تشكيل رژيم صهيونيستي

رويكرد محافل سياسي-خبري غربي در مورد رژيم نامشروع اسرائيل، به گونه اي است كه موجوديت اين رژيم را امري معمول و از قبل موجود جلوه مي دهند و در همان حال، هر جرياني كه به نوعي در مورد نحوه شكل گيري اسرائيل و جنايات صهيونيست ها كنكاش كند هم با واكنش محافل سياسي-خبري فوق مواجه مي گردد.

گرچه دولت يهود در 15 مه 1948 يعني يك روز بعد از خروج آخرين سرباز انگليسي از فلسطين تشكيل شد اما زمينه سازي ها براي تشكيل اين رژيم به نيم قرن قبل از آن بازمي گردد، پس از برپايي نخستين كنگره صهيونيسم در سال 1896 در شهر بال سوئيس و تصويب تشكيل دولت يهود در سرزمين فلسطين، مهاجرت صهيونيست ها به اين سرزمين تحت حمايت استعمار و توسط سازمان جهاني صهيونيسم آغاز گرديد.

چهارسال بعد از اين تاريخ سازمان جهاني صهيونيسم با هدف تسريع در روند مهاجرت يهوديان شركتي تحت عنوان «كران كايمت صندوق ملي يهود» تشكيل داد تا براي سكناگزينان يهود در فلسطين زمين خريداري كند زمين هاي خريدارشده توسط اين صندوق به عنوان دارايي غيرقابل انتقال مردم يهود عنوان گرديد.

پس ازپايان جنگ اول جهاني مهاجرت يهوديان به فلسطين سرعت بيشتري يافت، به گونه اي كه جمعيت يهوديان از 56 هزار نفر (معادل تنها 8 درصد جمعيت ساكنان فلسطين) به بيش از 3 برابر يعني 175 هزار نفر درسال 1924 رسيد و در 1929 آژانس يهود براي هماهنگ سازي و تسريع در روند مهاجرت يهوديان تشكيل شد.

مهاجران يهودي براي تثبيت موقعيت خويش شروع به بهره گيري از ابزار نظامي نمودند و در دهه 20 ميلادي نيروي نظامي هاگانا تشكيل گرديد. با روي كارآمدن هيتلر درآلمان روند مهاجرت يهوديان به فلسطين شدت يافت به گونه اي كه شمار يهوديان ساكن در فلسطين به بيش از 650 هزار نفر در 1948 رسيد اما روند اشغال آرام فلسطين درخلال سال هاي 1920 تا 1948 عليرغم تلاش فراوان يهوديان به صورت دلخواه آنان پيش نرفت و ميزان اراضي متعلق به ايشان از 5/2 درصد تنها به 12 درصد رسيد. اين امر سبب شد تا استفاده از خشونت به عنوان يك راهكار اساسي جهت كسب استيلا بر اراضي ساكنان مسلمان و مسيحي در دستور كار صهيونيست ها قرار گيرد. اين راهكار صهيونيست ها سبب واكنش مالكان اصلي سرزمين فلسطين گرديد واكنش هاي كه همواره از سوي انگلستان به عنوان قدرت فائقه در فلسطين سركوب گرديد از جمله مهمترين مقاومت هاي اين دوران جنبش شيخ عزالدين قسام بود. وي در سال1936 توسط نيروهاي انگليسي به شهادت رسيد.

در 1937 گروه هاي يهودي بر شدت حملات خويش بر مسلمانان افزودند. دراين سال گروه «ايرگون زوي لئومي» تشكيل گرديد.

در كنار اين اقدامات، دولت انگلستان نيز با صدور اجازه اي، به بيش از 20 هزار يهودي امكان مسلح شدن را داد. با پايان جنگ جهاني دوم، گروه هاي صهيونيستي ساكن در فلسطين ازقدرت كافي براي اداره مستقل امور خويش برخوردار بودند دراين سال بود كه به صهيونيست ها ضمن دوري جويي از انگلستان سياست نزديكي به آمريكا در پيش گرفتند. سياستي كه به صهيونيست ها اين امكان را مي داد تا در سايه خروج از فلسطين به تشكيل دولت مستقل يهود تحت حمايت آمريكا اقدام نمايند. به دنبال سياست صهيونيست ها براي وادارسازي فلسطيني ها به خروج از اين كشور در آوريل 1947 تصميم به خروج از انگلستان را گرفت. 5 ماه بعد از اين اعلام تحت فشار آمريكا سازمان ملل با تصويب قطعنامه 181 فلسطين را به دوكشور يهودي و فلسطيني تقسيم كرد.

اگرچه اين قطعنامه توسط اعراب رد شد اما صهيونيستها با استناد به آن روند اشغال فلسطين را تشديد كردند بلافاصله پس از تصويب قطعنامه 181 كشتارهاي خونين گروههاي ترور صهيونيستي آغازشد.

ازسال1947 تا مه 1948 زمان خروج ارتش انگلستان از فلسطين، 5 كشتار وسيع بلده الشيخ، سعسع، الجليل، كشتار قطار قاهره، حيفا و كشتار ديرياسين و ناصرالدين توسط گروه هاي ترور صهيونيستي از جمله هاگانا، ايرگون و اشترن انجام گرفت كه در اين قتل عام ها ده ها فلسطيني اعم از مرد و زن و پير و جوان كشته شدند. تنها در كشتار ديرياسين كه توسط دو گروه ايرگون و اشترن انجام شد، 254 تن از افراد غيرنظامي كشته شدند صهيونيست ها يك روز بعد از خروج سربازان انگليسي تشكيل رژيم صهيونيستي را اعلام كردند. اين امر بر شدت برخوردها در فلسطين افزود گروه هاي ترور صهيونيستي در ادامه كشتارهاي دست جمعي خويش قدس، حيفا و طنطوره را به خاك و خون كشيدند. صهيونيست ها دراين ميان هركسي را مانع توسعه طلبي ايشان بود از ميان برداشته اند، در 17 سپتامبر 1948 سه عضو گروه ترور «لهي» برنادت نماينده سازمان ملل در فلسطين را به دليل اعتراضات وي به كشتارهاي انجام گرفته ترور كردند. برنادت قبل از ترور در گزارشي به سازمان ملل اطلاع داده بود كه تقريبا تمام جمعيت فلسطين از منطقه تحت اشغال يهوديان يا فرار كرده اند يا اخراج شده اند. بنا بر مدارك باقي مانده حدود يك ميليون نفر فلسطيني درسال 1948 تحت فشار گروه هاي صهيونيستي آواره گرديده اند.

جنگهاي اعراب و اسرائيل

اعلام تشكيل رژيم صهيونيستي توسط سران اين رژيم در 1948، كه با حمايت آشكار آمريكا صورت گرفت، به هيچ رو از سوي جهان اسلام واعراب قابل تحمل نبود.

از اينرو آنها قطعنامه هاي يكسويه سازمان ملل متحد و از جمله قطعنامه 181 را رد كرده بودند.

مشاهده كشتارها وقتل عام هاي غيرنظاميان ازسوي گروه هاي ترور يهود وانجام اقداماتي برنامه ريزي شده درجهت آواره سازي ساكنان فلسطيني سبب شد تا درمه 1948 همزمان با تشكيل دولت اسرائيل ارتش هاي مصر، سوريه، اردن، يمن، عراق و عربستان با هدف نابودسازي رژيم صهيونيستي وارد اين سرزمين شوند.

اين اقدام كه به جنگ 1948 منجر گرديد سرانجام به دليل عدم انسجام نيروهاي عرب و برخورداري رژيم صهيونيستي از حمايت كشورهاي غربي، به ويژه آمريكا به شكست انجاميد و رژيم صهيونيستي موفق شد ضمن تصرف سرزمين هاي وسيعي از مناطق عرب نشين فلسطين با اتخاذ سياست اخراج اعراب براي نخستين بار درمناطق تحت سلطه خويش اكثريتي يهودي پديد آورد.

700 هزارنفر از اعراب فلسطيني درجريان جنگ 1948 به كرانه باختري رود اردن و نوارغزه كه درتصرف اردن و مصرقرارداشت اخراج شدند. پس از جنگ 1948، در 1956 جنگ ديگري رخ داد. خاطره شكست اعراب در 1948 و ادامه تعديات رژيم صهيونيستي نسبت به فلسطينيان درسايه سكوت قدرت هاي جهاني سبب گرديد تا موجي از نفرت وتلاش درجهت نابودسازي اسرائيل منطقه خاورميانه را دربرگيرد.

سقوط ملك فاروق پادشاه مصر در 1952 وجانشيني جمال عبدالناصر نيز سبب گرديد تا مصر بارديگر رودرروي اسرائيل قرارگيرد.

در 1956 مصركانال سوئز را ملي اعلام كرد اين امرسبب گرديد تا اسرائيل، فرانسه و انگلستان به مصر اعلام جنگ نمايند و حمله به اين كشور آغاز گردد اما اين جنگ توسط آمريكا و شوروي محكوم شد درنتيجه انگلستان و فرانسه از منطقه كانال خارج و اسرائيل نيز مجبور به تخليه صحراي سينا و نوارغزه گرديد.

جنگ 1956 به خوبي اين حقيقت تلخ را آشكار ساخت كه بدون حمايت آمريكا، رژيم صهيونيستي ازتوانايي كافي براي حمله به اعراب و كشتار آنان برخوردارنيست.

اين رژيم درسايه حمايت دولت آمريكا است كه مي تواند درجنگ ها پيروزگردد، كشتارها برپا سازد و آسوده خاطر نظاره گر ردهرگونه تلاش بين المللي درجهت محكوميت اين رژيم توسط آمريكا باشد. در 1967 بارديگر توسعه طلبي رژيم صهيونيستي منطقه را درآستانه جنگ ديگري قرارداد.

اسراييل درماه مه سال 1967 نيروهاي خود را به مرز سوريه فرستاد كه اين كاربا اقدام مشابه مصر توام گرديد سرانجام درچهارم ژوئن كابينه رژيم صهيونيستي حمله به مصر را تصويب كرد ودرسحرگاه پنجم ژوئن جنگ آغاز شد.

به دنبال اين حمله سوريه و اردن نيز وارد جنگ شدند. 5 روز بعد جنگ ژوئن 1967 كه به جنگ شش روزه معروف گرديده است با پيروزي اسراييل وتصرف كرانه غربي رود اردن و بلندي هاي جولان پايان يافت عدم پايداري اعراب، نداشتن امكانات لجستيك و غلبه روحيه سياست بازي برشهادت طلبي سبب گرديد تا جنگ شش روزه به يكي از بدترين شكست هاي اعراب درقبال اسرائيل تبديل شود.

تسلط اسرائيل بر سرزمين هاي كشورهاي عربي ازاين پس اين امكان را به اين رژيم داد تا با طرح درخواست معاوضه زمين در برابرصلح، امكان مذاكره درخصوص ماهيت تجاوز پيشه و تحميلي اسراييل درمنطقه را فراهم نمايد.

پس از جنگ شش روزه و مرگ جمال عبدالناصر در 1970، انورالسادات زمام امور مصر را دردست گرفت. عليرغم گرايش انورسادات به غرب و روحيه سازشكار وي، آمريكا وقدرت هاي غربي به هيچ وجه تمايلي به فشار واردآوردن به اسرائيل جهت كاهش خوي تجاوزگري و تخليه سرزمين هاي عربي را نداشتند .

اين وضع سبب گرديد تا انورسادات با نااميدي ازمساعدت غرب و با اتكا بررقابت دو ابرقدرت آن زمان، اين بارجنگي را آغاز نمايد كه همچون جنگ هاي گذشته نه برپايه اصول مقدس جهاد، كه برپايه سياست بازي پشت پرده و عدم تحمل نتايج جنگ دردراز مدت استوار بود.در واقع علي رغم توان كشورهاي عرب درايجاد جنگ فرسايشي درمنطقه كه مي توانست رژيم صهيونيستي را به دليل قلت جمعيت و عدم دسترسي به راه هاي مطمئن دست يابي به كمك خارجي ازسوي غرب به زانو درآورد، كشورهاي عربي سعي دركسب امتياز دركوتاه ترين زمان وتأثيرگذاري از غرب نمودند، تأثيرپذيري كه بلافاصله درهر جنگ موجب توافق آتش بس مي گرديد. انورسادات درششم اكتبر 1973 به همراه سوريه حمله غافلگيرانه اي را عليه اسرائيل آغاز كرد كه اگر چه در ابتدا موفقيت آميز بود اما با شكست اعراب خاتمه يافت.

جنگ 1973را مي توان آخرين جنگ بزرگ اعراب اسرائيل ناميد چرا كه پس ا ز آن اگرچه دردهه 80اسرائيل، لبنان را اشغال كرد اما اين امر به ايجاد جنگي فراگير درمنطقه منجرنشد پس ازپايان يافتن جنگ 1973روند سازش ميان اسرائيل و مصر آغاز گرديد كه در كمپ ديويد منجربه امضاء موافقت نامه صلح ميان مصر و اسرائيل وبه ميانجيگري آمريكا گرديد. عليرغم اين واقعيت كه اعراب درپنج جنگ از رژيم صهيونيستي شكست خوردند ملت مسلمان فلسطين همچنان به نبرد براي آزادسازي اين سرزمين ادامه مي دهند جنبش انتفاضه كه از دهه 1980 آغازشد وعده پيروزي براي ملت مسلمان فلسطين را به همراه دارد پيروزي كه اين بار نه برپايه ظاهرسازي سران سياست پيشه عرب كه براساس غيرت وحميت اسلامي ملت فلسطين و نسل جديد آن دارد.

جرم و جنايت

در جامعه صهيونيستي

علي رغم سرپوش گذاشتن محافل سياسي و خبري غربي بر وجود بحران در جامعه پرتنش و نابسامان صهيونيستي، هر از چندگاهي اين بحران در معرض ديد جهانيان قرار مي گيرد.

در سال 2004 ميلادي در جامعه صهيونيستي دو برابر سال قبل از آن، جنايت در ميان يهوديان صهيونيست روي داده است.

وقوع جرم و جنايت و انحرافات اخلاقي در سطوح عاليه رژيم صهيونيستي نيز امري معمول بوده و شديداً رواج دارد.

ايجاد دولت ناهمگون و متجاوز اسراييل در منطقه ضمن آنكه تبعات بيروني وسيعي در ميان ساكنان اصلي فلسطين برجاي گذاشت، سبب بروز آسيب هاي گسترده اي نيز در ميان مهاجران يهودي شد. مهاجراني كه با وعده دست يابي به كشور موعود به اين سرزمين آورده شده اند.

وجود شكافهاي اجتماعي، مذهبي و قومي در ميان يهوديان و خوي تجاوزكارانه سران اين رژيم در برخورد و تضييع حقوق فلسطينيان و يهوديان آسيايي و آفريقايي در درون فلسطين اشغالي نيز تبعات گسترده اي از جرم و جنايت به ارمغان آورده است. عليرغم تلاش گسترده رژيم صهيونيستي براي سرپوش گذاشتن بر حقايق و معرفي اين كشور به عنوان سرزميني آرماني در جهت جذب مهاجران جديد، هر از چند گاهي گوشه هاي كوچكي از بحران جامعه صهيونيستي در منظر ديد ناظران جهان قرار مي گيرد.

آمار و اطلاعات مرتبط با اين بحران، كه به هيچ وجه توسط رسانه هاي غربي تحت كنترل رژيم صهيونيستي منتقل و بازگو نمي شود، خود نشاندهنده مشكلات گسترده و دروني اين رژيم غاصب و نامشروع است.

براساس آمارهاي مستند، جمعيت رژيم اسراييل، 6 ميليون و 370 هزار نفر است، كه 5 ميليون آن يهودي و بقيه غيريهود هستند.

اگرچه اين آمار بدون احتساب آمار 4 ميليون آواره فلسطيني بوده و اين افراد عليرغم واقعيت فلسطيني بودن در آمارها منظور نمي گردند.

براساس آمار منتشره در سال 2003 ميلادي، 272 هزار فقره جرم و جنايت در ميان يهوديان اسراييلي رخ داده است كه از آن ميان، 106 فقره قتل و 134 مورد هم تلاش براي قتل بوده است.

اين آمار در سال 2004 به بيش از دو برابر افزايش يافته، بدين ترتيب كه 211 فقره قتل رخ داده و بيش از 250 مورد نيز تلاش براي قتل بوده است. از سوي ديگر، يهوديان صهيونيست در سال ذكر شده، 26 هزار فقره اخلال در نظم عمومي و مزاحمت، تجاوز غيرقانوني، تهديد و ارعاب و سرپيچي از دستورات قانوني را مرتكب شده اند.

همچنين، عليرغم تمام ظاهرسازي هايي كه رژيم اسراييل براي ارائه تصويري متمدن از جامعه صهيونيستي، انجام مي دهد، ميزان آزار و اذيت زنان و كودكان در سطح بسيار بالايي قرار داشته است، بطوري كه در سال 2004، تعداد قابل توجهي زن اسراييلي توسط همسر و يا نزديكان خود به قتل رسيدند.

زنان يهودي همچنين در اين سال 30 هزار مورد شكايت به خاطر خشونت و آزار نزديكان شان به مراجع ذيربط داده اند.

وجود دستگاه قضايي متأثر از افكار صهيونيستي و تعصبات يهودي نيز بر دامنه مشكلات اين رژيم افزوده است.

براساس قوانين حاكم بر رژيم صهيونيستي، قضات اسراييلي در واقع خاخام هاي مذهبي هستند كه با ديدگاه سختگيرانه مذهبي در مورد موارد مختلف اعم از جرم و جنايت و موارد اجتماعي همانند طلاق حكم مي دهند.

بيش از 20 درصد زوج ها براي فرار از قوانين سختگيرانه يهود، در خارج از اسراييل اقدام به ازدواج مي كنند، هر چند صحت ازدواج اين افراد از سوي دادگاه هاي مذهبي رژيم اسراييل مردود است و هيچگونه وجهه شرعي ندارد.

وجود رفتار مجرمانه حتي در سطوح عاليه رژيم صهيونيستي و دستگاه هاي سياسي نيز شديداً رواج دارد. پرونده رشوه خواري «بنيامين نتانياهو» نخست وزير سابق، و زنداني شدن «دري» رئيس حزب مذهبي شاس و همچنين اعمال خلافكارانه و غيراخلاقي شماري از خاخام هاي صهيونيستي از نشانه هاي ديگر وجود اضمحلال اخلاقي در ميان اين جامعه ناهمگون است، جامعه اي كه به صورتي مصنوعي تشكيل شده است.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

جنایات اسرائیل در صبرا و شتیلا

قتل عام فلسطينيان در اردوگاههاي صبرا وشتيلا زمان واقعه: 17 سپتامبر 1982 تطبيق واقعه با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *