تیتر خبرها
خانه / بخش 6) آمریکا و نظام سلطه / 6)12) حمله جنایتکارانه به هواپیمای مسافربری ایران / یک استاد آمریکایی فاش کرد: دلایل دروغین واشنگتن درباره حمله به هواپیمای مسافربری ایران

یک استاد آمریکایی فاش کرد: دلایل دروغین واشنگتن درباره حمله به هواپیمای مسافربری ایران

مانو سینگهام Mano Singham فیزیکدان تئوری و مدیر مرکز نوآوری در تعلیم و آموزش در دانشگاه Case Western Reserve در کلیولند آمریکا، در در مقاله ای با عنوان “چگونه دولت‌ها دروغ می گویند” ، به نمونه هایی از مواردی پرداخته است که دولت آمریکا و مقامات انگلیسی پس از وقوع حوادثی بسرعت از رسانه ها استفاده کرده اند تا آنچه را که در نظر دارند در ابتدا از زاویه دید خود در ذهن مردم کشورشان جا بیندازند و با اعلام مطالب دروغین به هدف خود برسند..

به گزارش خبرگزاری فارس ،فاجعه شلیک یک ناو جنگی آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران که در 3 ژوئیه سال 1988 (12 تیر سال 1367) در آبهای خلیج فارس به وقوع پیوست و در آن 290 انسان بی‌گناه از جمله 66 کودک جان خود را از دست دادند، از جمله مواردی است که مانو سینگهام به آن پرداخته است.

مانو سینگهام در مقاله خود گفته است: حوادثی در چند سال اخیر از جمله حوادثی که به شرح آنها خواهم پرداخت، موجب شده اند تا شک و تردیدهایم به آنچه که دولتها به محض وقوع حادثه ای بیان می کنند، قوت پیدا کنند.

مانو سینگهام در مقاله خود نوشته است: در سوم ژوئیه سال 1988 در جنگ خلیج [ فارس] جنگ بین عراق و ایران ، ناو امریکایی یو اس اس وینسنس USS Vincennes که در خلیج فارس قرار داشت به یک هواپیمای مسافربری غیر نظامی ایرانی شلیک و آن را ساقط کرد و موجب کشته شدن تمامی 290 سرنشین آن هواپیمای غیر نظامی شد.

رونالد ریگان رئیس جمهور آن زمان آمریکا و ویلیام کراو William Crowe که فرماندهی نیروی دریایی آمریکا را در آن زمان برعهده داشت، پس از شلیک ناو جنگی آمریکا به آن هواپیمای غیر نظامی ایرانی، بسرعت در تلویزیون ظاهر شدند و من خیلی خوب آن روز را به خاطر دارم.

هر دو نفر یعنی رونالد ریگان و ویلیام کراو گفتند که کاری را که ناو جنگی امریکا انجام داده است به 4 علت موجه بوده است و 4 علت را بدین صورت تشریح کردند:

1ــ هواپیمای ایرانی به سوی ناو آمریکایی در حرکت بوده است و در حرکتش به سوی ناو آمریکایی سرعت گرفته بوده است یعنی همان کاری که یک هواپیمای تهاجمی انجام می دهد.

2ــ هواپیمای ایرانی به جای یک فرکانس غیر نظامی ، یک فرکانس نظامی ارسال می کرده است.

3 ــ در آن زمان قرار نبوده است که هیچ هواپیمای ایرانی غیر نظامی ای پرواز داشته باشد.

4 ــ مسیر پرواز هواپیمای ایرانی در خارج از کریدوری بوده است که هواپیماهای غیر نظامی استفاده می کنند.

مانو سینگهام در ادامه مقاله خود آورده است: بنابراین تصویری را که در نتیجه اظهارات مقامات امریکایی به تکرار در نخستین روزهای وقوع این فاجعه ترسیم می کردیم بر این اساس بود که هواپیمای عظیم الجثه مسافربری ایرانی یعنی هواپیمای ایرباس A300 ،احتمالا به روش کامیکازه Kamikaze درصدد فرود آمدن بر سر ناو آمریکایی بوده است.

و در نتیجه فرمانده ناو جنگی آمریکایی هیچ گزینه ای به جز ساقط کردن آن هواپیمای ایرانی نداشته است.

مانو سینگهام افزود: در آن زمان تصور من بر این بود که این غیر قابل باور است که ایرانی ها در یک چنین ماموریت دیوانه واری قصد داشته اند که قریب به 300 نفر از مردمشان را قربانی کنند اما رسانه های آمریکا بر سر غیر محتمل بودن چنین مسئله ای تمرکز نکردند.

از اینها گذشته، خاطرات تسخیر سفارت آمریکا در تهران که در سال 1981 پایان یافته بود ، همچنان در اذهان مردم آمریکا زنده مانده بود و از مسلمانان تصویری فناتیک را در اذهان ترسیم کرده بود و در نتیجه تصورها بر این اساس بود که امکان وقوع هر چیزی از سوی آنها وجود دارد.

چند ماه پس از وقوع فاجعه ساقط شدن هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی، بتدریج اخباری در روزنامه های آمریکا، البته در میان صفحات میانی روزنامه ها و نه در صفحات اول ، به چاپ رسیدند و گفته شد که هیچیک از 4 عللی که برای شلیک به هواپیمای ایرانی بیان شده بودند ، حقیقت نداشته اند یعنی اینکه:

1ــ هواپیمای مسافربری ایران در ارتفاعی و سرعتی که به طور مداوم یکسان بوده است، در حرکت بوده است.

2ــ هواپیمای ایرانی فرکانس یک هواپیمای غیر نظامی را ارسال کرده است.
3ــ هواپیمای مسافربری ایران در مسیر همیشگی خود و بر اساس برنامه همیشگی اش در حرکت بوده است.

مانو سینگهام در ادامه نوشته است: 3 سال پس از وقوع این حادثه فاجعه آمیز، ویلیام کراو فرمانده آن زمان نیروی دریایی آمریکا به این مسئله اعتراف کرد که ناو وینسنس در حقیقت در اراضی آبی ایران بوده است.

همچنین 5 سال بعد از این حادثه فاجعه آمیز، دادگاه بین المللی دادگستری International Court of Justice در نتیجه گیری خود اعلام کرد اقدام آمریکا در ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران غیر قانونی بوده است.

مانو سینگهام در ادامه افزود: البته هیچیک از مقامات آمریکایی از دروغ هایی که گفتند عذر خواهی نکردند و هیچ فردی نیز مجازات نشد و این فاجعه به آرامی برای همه مردم به جز مردم ایران به فراموشی سپرده شد و دروغ هایی که از سوی مقامات آمریکایی گفته شدند برای تحقق هدفشان بود یعنی جلب حمایت مردم امریکا از دولتشان در پی بروز این حادثه غم انگیز.

مانو سینگهام در مقاله خود به مورد دیگری از دروغ گفتن های مقامات آمریکایی برای رسیدن به هدفشان اشاره کرده است و آورده است: مورد مشابه دیگر به زمانی که بیل کلینتون رئیس جمهور امریکا بود مربوط می شود.

بیل کلینتون در زمان ریاست جمهوری اش در 20 اوت سال 1998 دستور بمباران یک کارخانه داروسازی را در سودان صادر و ادعا کرد که این کارخانه تولید کننده سلاح های بیولوژیکی است و در آن بمباران دستکم یک نفر کشته شد.

اعلام اخبار مربوط به بمباران کارخانه داروسازی در سودان توسط امریکا در زمانی رخ داد که قرار بود اخبار مربوط به رابطه مونیکا لوینسکی با بیل کلینتون پخش شوند و قرار بود که مونیکا لوینسکی در دادگاه شهادت دهد.

اخبار دروغینی که دولت آمریکا در آن زمان در باره علت بمباران کارخانه داروسازی در سودان در رسانه ها و مطبوعات امریکا پخش کرد موجب شد تا اخبار مربوط به رابطه مونیکا لوینسکی و بیل کلینتون از صفحات اول روزنامه ها در امریکا برداشته شوند و اخبار سودان جایگزین آنها شوند .

دولت بیل کلینتون تاکید کرده بود که مدارک محکمی را در اختیار دارد مبنی بر اینکه کارخانه داروسازی در سودان تولید کننده سلاح های بیولوژیکی و گازهای عصب nerve gas است .

اما در همین حال دولت آمریکا گفت که نمی تواند به علل امنیتی ، این مدارک را برملا کند.

دولت امریکا همچنین مانع تحقیقات سازمان ملل در باره این بمباران شد و هیچ مدرکی برای موجه بودن بمباران کارخانه ای که در سودان توسط امریکا بمباران شد، هرگز ارائه نشد.

پس از اینکه مدت بسیاری از بمباران کارخانه داروسازی سودان گذشت، دولت آمریکا بتدریج و به آرامی اعلام کرد که اشتباه کرده است و آن کارخانه در سودان تولید کننده سلاح های بیولوژیکی نبوده است.

مانو سینگهام در ادامه افزود: بمباران آن کارخانه داروسازی در سودان ضرر دارویی گسترده ای را به مردم سودان یعنی به مردمی بسیار نیازمند، وارد کرد و منجر به بروز مشکلات درمانی جدی و مرگ و میر در سودان شد و دولت امریکا بار دیگر به خاطر اهدافش دروغ گفت .

مانو سینگهام در مقاله خود به عملکرد اسکاتلندیارد در 23 ژوئیه سال 2005 نیز اشاره کرده است یعنی روزی که پلیس لندن تبعه برزیلی بی گناهی را در یک ایستگاه قطار زیرزمینی در لندن به جای یک مظنون تروریستی به اشتباه مورد اصابت گلوله قرار داد و کشت.

مانو سینگهام در مقاله خود نوشته است: ایان بلر کمیسر پلیس لندن در پی این حادثه گفت که فرد کشته شده به طور مستقیم در ارتباط با تحقیقات تروریستی بوده است.

اما ایان بلر این مسئله را بیان نکرد که چرا هویت، نام و ملیت فرد کشته شده را در آن موقع اعلام نشده بود.

واشنگتن پست نیز در آن روز گزارش داد که فرد کشته شده تحت نظر پلیس لندن بوده است .

مانو سینگهام افزود : اعلام چنین مطالبی در ظاهر به این معنا بود که پلیس لندن مدارک و علت موجهی را برای کشتن آن فرد برزیلی داشته است اما چند روز بعد گزارش دیگری منتشر شد و گفته شد که فرد کشته شده هیچ ارتباطی با تحقیقات مربوط به حملات بمب گذاری لندن که در ژوئیه سال 2005 رخ دادند ، نداشته است .

مانو سینگهام در ادامه نوشت: با اعلام این مطالب از سوی مسئولان انگلیسی، این سوال ها مطرح شدند که چگونه در مدت چند روز یک نفر که گفته شده بود تحت نظر پلیس بوده است و در ارتباط مستقیم با عملیات تروریستی بوده است، به یکباره به فردی بدون هیچ ارتباطی با عملیات تروریستی تبدیل می شود؟

اینگونه به نظر می رسد که به احتمال بسیار زیاد علت بیان مطالبی مبنی بر اینکه فرد کشته شده با عملیات تروریستی در ارتباط بوده است به این دلیل بیان شده بودند که در اذهان عمومی یک علت موجه را پدید آورند تا مردم عملکرد پلیس را موجه بدانند و در این راستا مقامات انگلیسی درهمان ابتدای زمانی که حادثه کشته شدن این تبعه برزیلی در لندن رخ داد ، بدون اهمیت به این مسئله که آیا آنچه را که می گویند حقیقت دارد یا خیر ، فقط صرف اینکه به هدف خود در موجه کردن اقدامشان برسند ، دروغ گفته بودند و این تبعه بی گناه برزیلی را به عملیات تروریستی ربط داده بودند .

و البته فرقی که در میان دروغ گفتن مقامات انگلیسی و مقامات امریکایی در مواردی که بیان شدند ، وجود دارد ، این است که مسئولان انگلیسی به فاصله مدت زمانی کمی و در پی چند روز اعلام کردند که حادثه آنگونه که گفته شده بود ، نبوده است و حقیقت چیز دیگری است .

اما در امریکا این کار خیلی کند و به تدریج صورت می گیرد یعنی برای مدت مدیدی آن مطالب کذب در رسانه ها برای مردم امریکا پخش می شوند و پس از اینکه حوصله مردم به سر آمد و مردم خواستار مطالب جدید شدند ، به تدریج حقایق در باره مطالب غیر واقعی پیشین بیان می شوند .

مانو سینگهام در مقاله خود همچنین آورده است: رسانه ها در حال حاضر نیز همینگونه عمل می کنند یعنی با بیان فقط هر آنچه که دولتی بگوید مطالب را عنوان می کنند تا بدین ترتیب جانب ایمنی را رعایت کرده باشند.

البته وجود اینترنت موجب می شود تا دروغ ها برملا شوند و صداقت بیشتری به زندگی سیاسی آورده شود.

اما بهترین کاری را که می توان در رویارویی با نخستین خبرهایی که در پی حادثه ای پخش می شوند ، انجام داد این است که تا زمانی که به پایه و اساس محکمی برای باور آنها دست نیافته ایم ، همواره به نخستین خبرهای مربوط به وقوع حادثه ای با دیده شک و تردید نگاه کنیم .

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

يادنامه حمله ناو آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايران

براي مشاهده يادنامه حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايران بر روي عكس كليك كنيد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *