تیتر خبرها

امام موسی صدر

به نام خدا

اواخرقرن هجدهم میلادی بود امپراطوری عثمانی نفس های آخر خود را می کشید.

ولی با این حال ظلم وجور امرایی چون احم پاشا هنوز برقرار بود. سید صالح شرف الدین عالم بزرگ جبل عامل نیز از شر او در امان نماند و به مرگ محکوم شد ولی به قدرت خدا دل زندان بان به رحم آمد  ومقدمات فرار او را فراهم کرد وبه نجف مهاجرت کرد. در نجف سید صدر الدین صدر جد بزرگ امام موسی صدر وبرادرش نیز به پدر پیوستند. چند سال بعد به دلیل اخراج شیخ مهدی خلیسی از عراق سید صدر الدین هم عراق را به مقصد ایران ترک کرد.

اسماعیل برجسته ترین فرزندصدر الدین در اصفهان متولد شد وبرای تحصیل علوم حوزوی راهی نجف شد .سالها گذشت و او حالا السید صدرخوانده میشد ومرجع مطلق شیعیان زمان خود بود و چهار پسرش از جمله صدر الدین(پدر امام موسی)

نیز همگی از علمای زمان خود بودند

سیدصدر الدین بعد از فوت پدرش به خراسان عزیمت نمود وبا بی بی صفیه دختر ایت الله حسین قمی ازدواج نمود. به دعوت ایت الله حایری یزدی به قم رفت واین دو

با مشارکت هم حوزه علمیه قم را در دوران خفقان رضاخانی تاسیس نمودند که آبادانی وترقی را برای شیعیان به ارمغان آورد در همین دوران امام موسی صدر در محله چهار مردان قم به دنیا آمد( منبع:کتاب سید موسی صدر)

تحصیلات حوزوی رادر مدرسه ای اغاز کرد که پدرش یکی از ارکان مسلم آن به حساب می آمدوهمزمان در مدرسه سنایی مشغول به تحصیل علوم تجربی شد.سیدمحمد حسین بهشتی ازدوستان این دوره او بود.در همان سالها از سوی علامه طباطبایی اولین مسولیت فرهنگیش را که نظارت برنشریه انجمن تعلیمات دینی بود را عهده دار شد.

علمای روشنگری چون ایت الله حایری معقد بودنند طلاب دینی باید به علوم روز و حتی آداب  غربیها نیز مطلع باشند.از ان رو سیدموسی جوان با حمایت ایشان وپدرش به تهران آمد ودر دانشکده حقوق دنشگاه تهران ثبت نام کرد. اقدام این طلبه جوان در آن دوران به منزله شکست تمامی تقیدهایی بود که روحانیون را به انزوا میکشاند.سید بااخذ فوق لیسانس حقوق در اقتصاد از دانشگاه فارغ التحصیل شد.

***

۲۵ساله بودکه پدر بزرگوارش رحلت کرد. پس از این واقعه سید موسی قم را به مقصد نجف وبا هدف تکمیل دروس حوزوی اش ترک کرد. وی در نجف از محضر اساتید بزرگواری چون سید محسن حکم وشیخ مرتضی آل یاسینبهره بر و پس یک دوره ۴ ساله به قم باز گشت .

آذر ۱۳۳۷ ه.ش با حمایت آیت الله بروجردی وهمکاری علی دوانی/ جعفر سبحانی/ ناصر مکارم شیرازی/ حسین نوری همدانی وچند نفردیگر اولین شماره مجله علمی اسلامی مکتب اسلام را منتشر کردند.

تیمور بختیار معاون وقت ساواک طی یک گزارش اعلام کرد :از حلقوم قم یک ناله کمونیستی دارد بلند می شود.سید موسی احضار و بازجویی می شود ولی با فشار ایت الله بروجردی امتیاز رسمی انتشار به سید موسی داده می شود. سید تا شماره ۱۲ آذر ۳۸قبل از هجرت به لبنان در این مسئولیت باقی ماند.

سید در سال۱۳۳۵ه.ش با بانو پروین خلیلی فرزند ایت الله خیلیلی ازدواج میکند که حاصل آین ازدواج دو پسر به نام سید صدر الدین وسید حمید ویک دختر به نام حورا سادات است.

بزرگی را در دامان خود پرورش داده بود. اما به دنبال تعدی و ظلم وجور امرای عثمانی وبعداز آنها استعمارگران فرانسوی  باعث شد شیعیان لبنان بیش ازپیش در محرومیت وعقب افتادگی به سر برند. در واقع تنها سرمایه  شیعیان لبنان حضور رهبرانی چون سید عبدالحسین شرف الدین بود. سید شرف الدین یکی از اصلاح گران زمان خودمحسوب می شد وعمرخود را صرف مبارزه با استعمار فرانسه کرد. وی در یکی ازسفر هایش به ایران با امام موسی  آشنا شد و پی به شخصیت وعلم بالای او برد .

در سال ۱۹۵۵م.سید موسی را به لبنان دعوت کرد تا سید را با وضعیت لبنان آشنا کند وعلاقه مند به وضعیت شیعیان جنوب بشود که به این هدف خود رسید ومقدمات جانشینی سید را بعد از خود فراهم کرد.از آن بعد سید موسی کمک به شیعیان جنوب را یک تکلیف شرعی برای خود می دانست. مدتی بعد شیخ عبد الحسین دار فانی را وداع گفت وسید درحالی که مامور به نمایندگی تام الاختیار آیت الله بروجردی در ایتالیا شده بود دعوت شیعیان جنوب لبنان را پذیرفت  وهمراه همسر ودو پسرش عازم شهر صور در ۲۰ کیلومتری اسراییل شد…….

جنوب لبنان علما وفضلای بزرگی را در دامان خود پرورش داده بود. اما به دنبال تعدی و ظلم وجور امرای عثمانی وبعداز آنها استعمارگران فرانسوی  باعث شد شیعیان لبنان بیش ازپیش در محرومیت وعقب افتادگی به سر برند. در واقع تنها سرمایه  شیعیان لبنان حضور رهبرانی چون سید عبدالحسین شرف الدین بود. سید شرف الدین یکی از اصلاح گران زمان خودمحسوب می شد وعمرخود را صرف مبارزه با استعمار فرانسه کرد. وی در یکی ازسفر هایش به ایران با امام موسی  آشنا شد و پی به شخصیت وعلم بالای او برد .

در سال ۱۹۵۵م.سید موسی را به لبنان دعوت کرد تا سید را با وضعیت لبنان آشنا کند وعلاقه مند به وضعیت شیعیان جنوب بشود که به این هدف خود رسید ومقدمات جانشینی سید را بعد از خود فراهم کرد.از آن بعد سید موسی کمک به شیعیان جنوب را یک تکلیف شرعی برای خود می دانست. مدتی بعد شیخ عبد الحسین دار فانی را وداع گفت وسید درحالی که مامور به نمایندگی تام الاختیار آیت الله بروجردی در ایتالیا شده بود دعوت شیعیان جنوب لبنان را پذیرفت  وهمراه همسر ودو پسرش عازم شهر صور در ۲۰ کیلومتری اسراییل شد…….

سید موسی صدر پس از ورود به كشور لبنان، شهر «صور» را برای ایفای مسئولیت بزرگ خود انتخاب كرد و در مسجد جامع آن به اقامه نماز جماعت مشغول گردید. این مسجد باشكوه به دست توانای مجاهد كبیر آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین تأسیس شده بود و از در و دیوار و فضای عطرآگینش هنوز خطبه‌های روح‌انگیز آن عالم نستوه به گوش جان می‌رسید. دو سالی می‌شد كه آن مسجد امام و هادی خود را از دست داده و چشم به راه شخصیتی دیگر نشسته بود، تا دوباره نشاط و تحرك را در آن به وجود آورد. ورود سید موسی صدر به شهر صور به این انتظار پایان داد و جنب و جوش دیگری در آن به پا نمود.

سید موسی صدر با مطالعه دقیق اوضاع، به خوبی دریافت كه ریشه اصلی همه این گرفتاری‌ها، فقر فرهنگی و اقتصادی است. از این رو، بیش از آنكه طبق روش سنتی و معمول، مردم و جوانان صور را «امر به معروف و نهی از منكر» كند، روش ابتكاری در پیش گرفت. نخست درصدد برآمد تا زمینه‌های هدایت و تقوا وپذیرش امر به معروف و نهی از منكر را در وجود مسخ شده آنان ایجاد كند، آنگاه با یك برنامه‌ریزی اساسی نخست به جنگ فقر فرهنگی رفت و علاوه بر ایراد سخنرانی و تشكیل كلاس‌های منظم در دبیرستان‌ها  و مراكز فرهنگی و هنری دیگر، با جوانان روشنفكران آن سامان ارتباط نزدیك برقرار نمود.

وی با سخنان رسا و روشن‌گرانه خود، پوچی فرهنگ غرب و مادی گری را برای آنان توضیح داد و با الهام از قرآن، سنت و مكتب اهل بیت (علیهم السلام) منطق اسلام را به عنوان قوی‌ترین و پرمحتواترین منطق روز معرفی كرد. جوانان كه تا آن روز ندیده و باور نمی‌كردند كه یك روحانی و رهبر مذهبی این چنین با سیمایی گشاده در برابر آنها بایستد و مانند پدری مهربان با آنان سخن بگوید، شیفته‌اش شدند. به علاوه آنها به قدری از معارف اسلام و تشیع فاصله داشتند كه نمی‌توانستند قبول كنند این سخنان از منابع دین مقدس اسلام و تشیع گرفته شده است، زیرا حیرت‌زده از وی سؤال می‌كردند:

«حرف‌های شما بسیار عالی است ولی از كجا كه از اسلام باشد؟ ما چنین چیزی تا حال نشنیده‌ایم» و او با مهربانی دست بر دوش جوانان می‌گذاشت و در پاسخ می‌گفت:

«آیات و احادیث پیامبر (ص) و امامان (علیهم السلام) كه برای شما خواندم بهترین گواه زنده است كه این مطالب از آن اسلام است.»

سید موسی هر چند كه در شهر صور سكونت داشت، ولی هفته‌ای دو روز، برای سخنرانی در دبیرستان «عاملیه» به بیروت سفر می‌كرد و دبیران و دانش‌آموزان آن جا را نیز از سر‌چشمه زلال شریعت محمدی (ص) سیراب می‌نمود و با گفتار و كردار دلپسند خود همه را بی‌اختیار شیفته معارف الهی و مكتب امام معصوم (ع) می‌كرد.

او با بردباری و سعه صدر تمام، در راه ایفای مسئولیت سنگین خود، كوچك‌ترین هراسی به دل راه نمی‌داد و از توبیخ و استهزای كسی دل‌ آزرده نمی‌گشت، چنان كه خود وی آن صحنه‌ها را این چنین به تصویر می‌كشد:

«برای تماس بیشتر با جوانان، هفت سخنرانی در هفته برای دانش‌آموزان و فرهنگیان در دو مؤسسه فرهنگی بزرگ شیعه لبنان «الكلیه الجعفریه» و «الكلیه العاملیه» شروع كردم. در روزهای اول قیافه‌های استهزاء آمیز ولبخندهای تحقیر [آمیز] پاره‌ای از جوان‌ها غیر قابل تحمل بود. حق هم داشتند، كتاب‌ها و رساله‌های گوناگون و افكار مسموم و خطرناك در كتابخانه‌های لبنان فراوان، مورد مطالعه جوانان قرار می‌گرفت. چند ماه گذشت… روزها و ساعاتی سنگین بود مجبور بودم به سؤالات عجیب و غریبی پاسخ دهم.

یكی از روزها در موقع خروج از سالن سخنرانی جوان‌ها حلقه‌وار با من بیرون می‌آمدند یكی از آنها به من گفت: آیا هیچ حس كرده‌اید كه جوان‌ها چرا به تو علاقه‌مند شده و به چه علت این طور احساس نزدیكی می‌كنند! و خود او برای تعلیل این ارتباط و محبت چنین گفت: بحث‌های تو و پیشنهادات تو با توجه به احتیاجات روحی و مشكلات روانی مطرح می‌شود و به عبارت روشن‌تر تو با واقع‌بینی به شرایط روحی و جسمی ما می‌نگری و با حوصله و دقت، مشكلات ما را مطالعه و تا حدود امكان حل می‌نمایی.

سید موسی صدر همزمان با این فعالیت‌ها، در مراكز فرهنگی، مذهبی برادران مسیحی نیز حاضر می‌شد و برای آنان صحبت می‌كرد و با شخصیت‌های سیاسی، علمی و مذهبی آنان وارد بحث و گفتگو می‌گردند، به گونه‌ای كه در مدتی بسیار كوتاه همه آنان را به شدت شیفته مذهب تشیع و خود كرده بود. بارها نویسندگان معروف و شخصیت‌های بارز مسیحی مثل: «جرج جرداق» و «شكر الله حَدّاد» به وی گفته بودند كه:

«این فرهنگ شیعه را كه شما مطرح می‌كنید، اگر همه مثل شما این جور آن را ارائه می‌دادند، الآن دیگر اثری از مذهب تسنن و دین مسیحیت در این كشور باقی نمی‌ماند. این فرهنگ با این ویژگی‌ها، قابل پذیرش برای همه مردم است.» (منبع :نرم افزارشرح صدر)

به نقل از عصر ايران

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

السيرة الذاتية للامام القائد السيد موسى الصدر

السیرة الذاتیة للامام القائد السید موسى الصدر

السيرة الذاتية للامام القائد السيد موسى الصدر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *