تیتر خبرها

نواب صفوی تنها اعزامی ایران به فلسطین اشغالی

نواب صفوی تنها اعزامی ایران به فلسطین اشغالی

در دیداری که از دانشگاه عین الشمس قاهره داشت، یاسر عرفات که در آن هنگام دانشجو بود را مورد خطاب قرار می دهد که فلسطین زیر چکمه های صهیونیزم و آمریکا جان می دهد و تو می خواهی مهندس شوی؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی و از سرزمینت دفاع کنی

به دنبال اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی اسرائیل در سال ۱۳۲۷ ، امواج خشم و نفرت جوامع اسلامی را نسبت به اسرائیل فراگرفت. سازمانها و نهادهای مردمی در سراسر کشورهای اسلامی و عربی تظاهرات گسترده ای را به راه انداختند و دولتهایشان را برای اعزام آنان جهت نبرد با اسرائیل تحت فشار قرار دادند.
در ایران حکومت پهلوی نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نداد. اما جمعیت فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی که همکاری های تنگاتنگی را در آن زمان داشتند، واکنش نشان دادند. به دعوت آنان اجتماع عظیمی در روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۷ در مسجد سلطانی تهران (فقط پس از شش روز از تشکیل دولت اسرائیل) به منظور حمایت از مسلمانان فلسطین در قبال هجوم صهیونیستها برگزارشد. در این روز نواب صفوی و آیت الله کاشانی قطعنامه شدیدالحنی را علیه اسرائیل و در جهت بیداری امت اسلامی صادر کردند. پس از آن جمعیت کثیری سوار بر اتوبوسها، در خیابانهای تهران به راه افتادند و تاساعت ۹ شب بر ضد اسرائیل شعار دادند.(۱)
فردای آن روز محلهایی که برای ثبت نام جهت اعزام به فلسطین، مشخص شده بود مملو از داوطلبینی شد که برای جنگیدن با اسرائیل اعلام آمادگی کردند. قریب به پنج هزار نفر ثبت نام کردند و فدائیان اسلام خطاب به دولت این اعلامیه را صادر کرد:
● هوالعزیز، نصرمن الله و فتح قریب
خونهای پاک فدائیان اسلام در حمایت از برادران فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت به سوی فلسطین را می خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند.(۲
پس از صدور این اعلامیه نواب صفوی دولت را تحت فشارقرارداد تا امکان عزیمت داوطلبین را فراهم کند. نواب با ابراهیم حکیمی نخست وزیر وقت ملاقات نمود و برخواست جدی فدائیان اسلام تأکید نمود. اما حکیمی در این دیدار پاسخ روشنی به او نداد و بررسی مسئله را به روزهای بعد موکول کرد. پیگیری ها و تلاشهای فدائیان اسلام نهایتاً بی نتیجه ماند و دولت خواسته آنان را اجابت نکرد.
نواب کینه عمیقی نسبت به صهیونیسم پیداکرده بود. در حالیکه سران کشورهای عربی برای مقابله با اعلام موجودیت اسرائیل تعلل می کردند و به نوعی قضیه را بین العربی می دانستند، نواب معتقد بود که با ملی گرایی عرب نمی توان مسئله فلسطین را حل کرد بلکه باید با شعار امت اسلام آنجا را آزاد نمود. او راه نجات فلسطین را ایثار و شهادت می دانست. (۳)
●شرکت نواب در اجلاس مؤتمر اسلامی
درآذرماه ۱۳۳۲ گروهی از دانشمندان و علمای اسلامی اجلاسی را تحت عنوان «مؤتمر اسلامی»، به منظور چاره جویی برای مقابله با تهاجمات اسرائیل و کمک به مردم فلسطین در اردن برگزار کردند.
«جمعیت انقاذ فلسطین» و «مکتب الاسرارالمعراج» از نواب صفوی برای شرکت در آن اجلاس دعوت به عمل آوردند. نواب این موضوع را با برخی ازعلمای مطرح درمیان گذاشت و برخی از این علما از جمله آیت الله صدرالدین صدر، شرکت در این اجلاس را به عنوان تکلیف شرعی برعهده نواب گذاشتند.(۴)
پس از دریافت دعوت نامه مؤتمر اسلامی، مجلس مشورتی در مسجد محمدیه سرچشمه تهران برپا شد که پس از موافقت اکثریت اعضای فدائیان اسلام، برای تأمین هزینه این سفر فیش هایی از سوی فدائیان اسلام به فروش رسید و مبلغ هشت هزار تومان جمع آوری شد. دراین جلسه سید عبدالحسین واحدی فرد شماره دو فدائیان اسلام ، اهمیت و ابعاد این سفر را برای حاضرین تشریح کرد. (۵) نواب صفوی در تاریخ ۱۱/۹/۱۳۳۲به عراق سفر کرد و فردای آنروز به بیروت وازآنجا به بیت المقدس عزیمت نمود.شرکت نواب دراجلاس شش روزه که در بخش شرقی بیت المقدس برگزار شد، بازتاب گسترده ای در سطح مطبوعات داخل ایران داشت. این مطبوعات اهداف این سفر را دعوت و تهییج سران ممالک اسلامی، برای تشکیل جبهه متحد و مستحکم در برابر بیگانگان و اجرای احکام اسلام درسرزمینهای اسلامی و دیدار با رجال سوریه و ملاقات با مراجع عظام نجف اعلان کردند. (۶)
● سخنرانی نواب در اجلاس
در اولین جلسه مؤتمر اسلامی، نواب صفوی فرصت سخنرانی درحضور رؤسای ممالک، اندیشمندان و علمای اسلام را پیدا کرد. نواب ضمن ایراد سخنان آتشین به زبان عربی فریاد بیدارباش مسلمین را سرداد و برگزیدگان کشورهای اسلامی را به دفاع از سرزمین مسلمانان یعنی فلسطین و بیرون راندن صهیونیست فرا خواند. چنین حرارت درسخن وغیرت دینی، موجب حیرت و شگفتی حاضران گردید. (۷)
تنها موضوعی که دراین اجلاس نواب را از درون آزارمی داد، فضای ناسیونالیستی عربی حاکم بر جلسه بود که سخنرانان یکی پس از دیگری دم از ملی گرایی وغیرت عربی می زدند اما نواب معتقد بود که باید مسئله فلسطین را اسلامی کرد نه عربی. به روایت خود نواب:
فضای مؤتمر را به جای اینکه اسلامی ببینم، عربی دیدم .می دیدم که همه سخنران ها بر این موضوع تکیه می کنند که حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی نوبت سخنرانی من فرا رسید، دو رکعت نماز خواندم و توسل جستم و گفتم خدایا همه اینها به زبان عربی مسلط هستند، می خواهم دراین جمع صحبت کنم، از تو یاری می خواهم. بعد پشت تریبون رفتم و گفتم : اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرند، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است و من فرزند اویم. همان خداوند که فرمود: « إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباًو قبائلاً لتعارفوا إن اکرمکم عندالله اتقیکم»(حجرات،۱۳).
حمله به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب ، حمله به سرزمین اسلام است.(۸)
سخنان آتشین نواب حاضران را به وجد آورده بود و به طوریکه فریاد زدند:
زنده باد این مهمان گرامی اسلام، زنده باد این قهرمان ملی ایران.
ایشان بi قدری درخشیدند که مرد هفته شناخته شدند و در روزنامه های عربی عکس نواب و ملک حسین شاه اردن راچاپ کردند و نوشتند که ملک حسین تحت تأثیر سخنان نواب از سوار شدن برماشین ساخت انگلیس خودداری کرد. (۹)
« یوسف حناء » خبرنگار مسیحی لبنانی که تحت تأثیر سخنان پرشور نواب صفوی بعداً مسلمان شد و در اجلاس مؤتمر اسلامی حضور داشت ،شخصیت نواب صفوی را این گونه ترسیم می کند:
او جسم نحیفی داشت؛اما روح بزرگی دراین جسم نحیف حکومت می کرد که گویی می خواست،تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های پرقدرت خودش هضم کند. (۱۰)
مفتی اعظم سوریه که یکی از شرکت کنندگان درآن اجلاس بود بعد از سفری که پس از انقلاب اسلامی به ایران داشت اظهار نمود: بعد از قرن اول هجری ، شهیدی به عظمت نواب صفوی وجود ندارد. (۱۱)
● در حاشیه اجلاس
پس ازپایان کاراجلاس مؤتر اسلامی، ملاقاتها و دیدارهایی بین مقامات کشورهای اسلامی صورت گرفت. نواب صفوی نیز با برخی از مقامات سازمانها و جنبش های اسلامی از جمله « سید قطب» سخنگوی اخوان المسلمین دیدار کرد. سید قطب که از سخنرانی نواب و جسارت فوق العاده او خوشش آمده بود در دیدار با نواب با اشاره به قلب خودش گفت: «أنتَ هُنا». یعنی تو در قلب منی. (۱۲)
همین طور نواب صفوی پیشنهاد ملاقات با ملک حسین شاه اردن را پذیرفت و در دیدار با وی چنین گفت:
من تا کنون با پادشاهان ملاقات نکرده ام و از دیدن پادشاه خوشم نمی آید اما چون تو سید هستی (ملک حسین سید حسنی است)، استخاره کردم که به دیدنت بیایم. (۱۳)
در این ملاقات نواب از موقعیت پیش آمده استفاده کرد و با نگاه روانشناسانه ،احساسات ملک حسین را نسبت به مسئله فلسطین برانگیخت و به وی چنین گفت:
پسر عمو! اینک از تو انتظار دارم به یاری اسلام برخیزی و اراضی غصب شده فلسطین را از چنگال یهود غاصب آزاد سازی. (۱۴)
پس از پایان کار کنفرانس ، نواب صفوی ،همراه هفتاد نفر از شرکت کنندگان برای دیدار ازآثار به جای مانده از تهاجم اسرائیل به مرزماوراء اردن رفت. هنگامی که نواب ابعاد جنایات صهیونیستها را با چشم خود دید، گریه کرد و دست به آسمان برداشت و این آیه را قرائت کرد:
« و اعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم آخرین من دونهم. » (انفال/ ۶۰) (۱۵)
نواب در کنار سیم خارداری که بین اردن و اسرائیل کشیده شده بود ، به قدری متأثر و عصبانی شد که ناگهان به آن سوی سیم خاردار پرید و با صدای بلند گفت:
این ننگ آور نیست که جز با اجازه اسرائیل ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاک فلسطین بگذاریم.(۱۶)
مفتی اعظم سوریه (از شرکت کنندگان دراجلاس) در این مورد می گوید:
پس از کنفرانس نواب با هفتاد نفر برای بازدید بخش اشغالی قدس رفته بود یکباره عبایش را کناری انداخت و به حاضران گفت که باید برویم و درآن مسجدی که در منطقه اشغالی واقع است نماز بخوانیم و هر کس آماده شهادت است با ما بیاید. درحالیکه همه ترسیده بودند ، او حرکت کرد و دیگران نیز با وجود آنکه سربازان اسرائیل دستها را بر روی ماشه گذاشته بودند به دنبال وی به راه افتادند و نماز را به امامت وی خواندند. (۱۷)
البته همه این هفتاد نفر، به نواب اقتدا نکردند و فقط حدود ده نفر با اصرار از اوخواستند که به عنوان امام جلو بایستد ، اما نواب به ایشان گفته بود که:
من شیعه هستم و به روش امام جعفر صادق علیه السلام نمازمی خوانم. (۱۸)
نواب در جواب احمد سوکارنو رئیس جمهور وقت اندونزی که پس از بازدید، از نواب پرسیده بود که چرا چنین کاری کردی و نزدیک بود ما را به کشتن دهی؟ گفته بود:
بردم تا شهیدتان کنم تا ملتهای مسلمان با کشته شدن نمایندگانشان، بیدار شوند. (۱۹)
● فدائیان اسلام و فلسطینیان
اولین اجلاس مؤتمر اسلامی درخصوص قضایای فلسطین و یافتن راه حلهایی برای آن، برگزارشد اما این امر سرفصل جدیدی برای تعامل فدائیان اسلام با فلسطینیان مبارز را گشود. هرچند که فدائیان از بدو تشکیل دولت اسرائیل حمایت شان را ازمبارزان فلسطینی ابراز نموده بودند و حتی از پنج هزار نفر برای اعزام به فلسطین ثبت نام کرده بودند
مواجهه نواب با عمق فاجعه فلسطین در جریان مؤتمر اسلامی، دل مشغولی جدیدی را برای او ایجاد کرد. نواب دریافت که مقابله با دولت اسرائیل که ازحمایت شدید انگلیس و آمریکا برخوردار بود، ازعهده یک دولت و یا یک سازمان به تنهایی برنمی آید و چاره کار در این است که تمام سازمانهای انقلابی اسلامی به همراه دولتهای عربی دست به دست هم داده و تحت فرماندهی سازمان واحدی ،علیه اسرائیل عمل کنند.
لذا نواب پیشنهاد داد تا برای مبارزه با اسرائیل یک «سازمان انقلاب اسلامی بین المللی » تشکیل شود. این پیشنهاد مورد استقبال بسیاری از جمله اخوان المسلمین قرار گرفت. (۲۰) هرچند که با شهادت نواب این ایده نیز به فراموشی سپرده شد.
درجریان دیداری که نواب پس از اجلاس اردن، از قاهره به عمل آورد، یکی ازمحورهای اصلی کاری او قضیه فلسطین بود درجریان سخنرانی هایی که انجام داد بر اسلامی بودن مسئله فلسطین تأکید نمود و حال آن که بسیاری آن را مسئله عربی می دانستند. وی در دیداری که از دانشگاه عین الشمس قاهره داشت، یاسر عرفات که در آن هنگام دانشجو بود را مورد خطاب قرار می دهد که فلسطین زیر چکمه های صهیونیزم و آمریکا جان می دهد و تو می خواهی مهندس شوی؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی و از سرزمینت دفاع کنی. (۲۱)
یاسر عرفات، که بعنوان اولین مقام بلند پایه، پس از انقلاب اسلامی به ایران سفر نمود، در دیدار با حضرت امام خمینی (ره)از شهید نواب صفوی به نیکی یاد کرد و گفت:
هنگامی که دانشجو بودم و در مصر درس می خواندم یک روز شهید نواب صفوی به دانشگاه آمد و سخنرانی کرد. پس از پایان سخنرانی نزد او رفتم و خودم را معرفی کردم . او به من گفت:« تو پسر علی هستی ، اما ملتت دراسارت به سر می برد. تو سید حسنی هستی . تو باید دین جدت را یاری دهی. تو باید ملت فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات دهی، آن وقت اینجا نشسته ای درس می خوانی که چه؟»
عرفات افزود :این سخنان نواب صفوی مرا تکان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها کردم و به کار نهضت پرداختم. (۲۲)
در دیدار از ایران ،عرفات در چند جا از نواب صفوی به عنوان استاد خود یاد کرد ازجمله دراجتماع بزرگ مردم مشهد د رسال ۱۳۵۷ گفت:
چقدرخوشوقتم که دراین شهرمقدس ، شهرامام رضا(ع)، محبوبم و به شهراستادم نواب صفوی آمده ام. (۲۳)
پرداختن به مسئله فلسطین ازسوی فدائیان اسلام، درحالی که خود درگیر مبارزات داخلی علیه رژیم پهلوی بودند، اهمیت این قضیه را نشان می دهد. بی شک نواب صفوی یکی از محبوب ترین شخصیت غیرعربی برای فلسطینیان بود و شیوه های مبارزاتی جمعیت فدائیان اسلام، بعنوان الگوی مبارزاتی مبارزین فلسطینی قرار گرفت تا حدی که سازمانی با همین نام در فلسطین پدید آمد.
«سازمان فدائیان فلسطین » در حدود سال ۱۹۷۰م از طرف روحانیون و رهبران مذهبی فلسطینی تأسیس گشت. یکی از رهبران برجسته این سازمان « شیخ محمد ابو طیر» چند بار دستگیر شد. مؤسسین این سازمان اثرپذیری زیادی از فدائیان اسلام ایران به رهبری شهید نواب صفوی داشته اند و به همین جهت اغلب هواداران سازمان فدائیان فلسطین ، نام پسران نوزاد خود را « نواب صفوی» گذاشته اند. (۲۴)

۱ زمینه های انقلاب اسلامی ایران ، نجف لکزایی و منصور میراحمدی ، مؤسسه فرهنگی انتشارات ائمه (ع) ۱۳۷۷ ، ص۱۲۲
۲ فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» ، ش ۳و۴ ، ص۳۸-۳۷
۳- جمعیت فدائیان اسلام ونقش آن درتحولات سیاسی – اجتماعی ایران،داوود امینی، تهران،مرکزاسنادانقلاب اسلامی، ۱۳۸۱
،ص۱۴
۴- مروری برتاریخچه فدائیان اسلام(خاطرات محمد مهدی عبدخدایی)،تدوین سیدمهدی حسینی،تهران،مرکزاسنادانقلاب اسلامی،
۱۳۷۹،ص ۱۶۲
۵- همان ، ص۱۶۳
۶- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ،همان ،ص ۱۳۶
۷- جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی – اجتماعی ، همان،ص۳۱۱
۸- بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران ، روح الله حسینیان ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱ ، ص۲۹۳
۹- خاطرات نیره السادات احتشام رضوی ، تدوین حجت الله طاهری ، تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامی ،۱۳۸۳،ص۹۸
۱۰- سید مجتبی نواب صفوی، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص۱۳۹
۱۱- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام ، همان ، ص ۱۶۸
۱۲- همان ، ص ۱۷۰
۱۳- همان ، ص۱۶۹
۱۴- نهضت روحانیون ایران ،علی دوانی ، بنیاد فرهنگی امام رضا(ع) ، ص ۲۰۳
۱۵- ۱۵/۸/۱۳۸۴ www.mehr news.com- به نقل از خبرگزاری مهر
۱۶- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص ۲۰۳
۱۷- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ، مبارزات و شهادت او ، همان ، ص ۱۳۶
۱۸- خاطرات نیرة السادات احتشام رضوی ، همان ، ص ۹۱
۱۹- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص۱۳۷
۲۰- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام، همان ص۱۷۳
۲۱- سید مجتبی نواب صفوی ،اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص ۱۴۵
۲۲- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص ۲۰۵
۲۳- همان ، ص ۲۰۵
۲۴- جنبش آزادیبخش ، نشریه شماره ۳۳ حزب جمهوری اسلامی ، ص ۹۳

درباره ی مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *