تیتر خبرها

عارف بالحسین

داخل پرانتز:

پرانتز باز: این پست را به شهید عارف حسین حسینی اختصاص داده ام. حق هم داریم وقتی نام عارف حسین حسینی را می شنویم هیچ چیزی به ذهنمان خطور نکند. آنقدر اسطوره برایمان ساخته­اند که نوبت به امثال عارف حسین حسینی نرسد. امیدوارم که دنبال کنید. پرانتز بسته.

* با امام در نجف آشنا شد و همین شد که در متن وقایع سیاسی زمان خود قرار گرفت.

* چندی بود که آیت الله العظمی حکیم به دلیل مخالفت با حزب بعث در شهر کوفه محاصره شده بود. مردم عراق نیز از او حمایت نکرده بودند. تعدادی از طلاب نجف تصمیم به دیدار با ایشان گرفتند. در کنار منزل ایشان پلیس با طلاب درگیر شد. در این بین یکی از نیروهای پلیس دست دراز کرد تا عمامه را از سر یکی از طلاب بردارد، که ناگهان شهید عارف حسین حسینی با مشت به سینه او کوبید و او را نقش زمین کرد. مردم کوفه نیز به کمک نیروهای پلیس آمدند و شهید عارف حسین حسینی را به زندان انداختند. پس از یک ماه زندان، شهید عارف حسین از عراق بیرون رانده شد.

* وقتی از عراق بیرون رانده شد، دیگر اجازه ورود او به عراق داده نشد. سال 1353 برای ادامه تحصیل به قم سفر کرد. حضور وی در تظاهرات علیه حکومت شاه و تحریض دیگر طلاب پاکستانی برای شرکت در تظاهرات منجر به دستگیری وی توسط ساواک و اخراج وی از ایران شد.

* بعد از انقلاب در پاکستان، تحولی اساسی در وضعیت فرهنگی سیاسی شیعیان ایجاد کرد. امام خمینی را به عنوان ولی امر مسلمین جهان و رهبر جهان اسلام معرفی کرد. ششم جولای سال 1986 زمانی که ضیا الحق دیکتاتور معروف پاکستان بر سر قدرت بود و کسی جرات اظهار نظر نداشت رسما اعلام کرد که وارد سیاست شده است. در همان اوایل به دست گرفتن رهبری نهضت جعفری شیعیان پاکستان، مخالفت خود را با حکومت اعلام کرد.

* “برای ما تعجب آور نیست اگر می‏بینیم برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان پاکستان مسجدی به نام (مسجد فیصل) در اسلام آباد ساختند و یا برای ایجاد اختلاف در بین مسلمانان پاکستان، دانشگاه‏هایی را بوجود آوردند. … برای منافع خودشان مساجد و مدارس را به صورت سنگر در می‏آورند؛ ولی ما این منطق را درک نمی‏کنیم، آن که آل سعود به چه دلیل برای از بین بردن انقلاب نیکاراگوا به نهضت ضد انقلابی «کنترا» کمک‏های مالی می‏کند؟! آمریکا که خود را جمهوری خواه و حکومت خود را جمهوری می‏انگارد، ببینید در «پاناما» به چه توطئه­هایی که علیه پاناما دست نمی‏زند. «گرانادا» را ببینید که آمریکا چگونه بوسیله ارتش خود، حکومت آنجا را سرنگون و حکومتی مطابق خواسته‏های خود در آنجا بوجود آورد. این آمریکا که به «مسکو» رفته و حقوق بشر را به گورباچف، تدریس می‏کند. ما در رابطه با همین حقوق بشر می‏پرسیم: آقای «ریگان»! شما سخن از حقوق کدام بشر را مطرح می‏کنید؟ آیا فلسطینی‏ها بشر نیستند؟ آیا در لبنان بشر نیست؟ «ویتنامی‏ها» بشر نبودند؟ در آفریقای جنوبی بشر نیست؟ آنهایی که در ایران در هواپیما و در حال سفر بودند، بشر نبودند؟ این کدام بشر است که آمریکا از آن دم می‏زند؟ این بشر همان بشری است که برای منافع آمریکا کار کند. چه این بشر، یهودی باشد و چه حکّام به اصطلاح مسلمان!”

* قرار بود صبح ۱۴ مرداد (۱۳۶۷) سخنرانی مهمی در مورد آینده سیاسی کشور پاکستان ایراد کند. مردم هم از شهرهای دور و نزدیک آمده بودند. برای گرفتن وضو رفته که بود که در حین بازگشت از پله ها، ناگهان با صدای لا اله الا الله نقش زمین می شود. وقتی دورش جمع می شوند، می بینند گلوله سر و سینه اش را شکافته است. ناشناسی با سلاح مجهز به صدا خفه کن او را به هدفش رساند.

* ” … گرچه این حادثه بزرگ، قلوب مسلمانان و خصوصاً روحانیت متعهد اسلام را جریحه دار نمود، ولی مسئله‏ای دور از انتظار ما و ملتهای مظلوم جهان و خصوصاً ملت بزرگوار پاکستان، که خود طعم تلخ استعمار را چشیده است و با مبارزه و جهاد و شهادت، استقلال خویش را بدست آورده است، نبود. درد آشنایان جوامع اسلامی، هم آنان که با محرومان و پا برهنگان میثاق خون بسته‏اند، باید توجه کنند که در آغاز راه مبارزه‏اند و برای شکستن سدهای استعمار و استثمار و رسیدن به اسلام ناب محمدی (ص) راه طولانی در پیش دارند و برای امثال علامه عارف حسین حسینی (ره) بشارتی بالاتر از این نبوده است که از محراب عبادت حق عروج خونین «ارجعی الی ربّک» خویش را نظاره کند و جرعه وصل یار را از شهد شهادت بیاشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سر چشمه نور گردد.”

روح الله الموسوی الخمینی

صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۷ و ۹

پی نوشت:

+ می دانم مطلب استندارد وبلاگ نیست اما چاره چه بود. یک بار هم وبلاگ با ما استاندارد خود را تعیین کند.

+ حرف برای گفتن در مورد عارف حسین زیاد است. بماند برای فرصتی دیگر.

+ اطلاعات از سایت حوزه دات نت است.

+ موسیقی را هم گوش کنید، حیف که ادامه ندادیم …” عارف حق شهید حسینی – خمینی بر تو گریست …”

+ از علم و اخلاق و عرفان شهید هم زیاد گفته اند که رها کردم.

+ راستی یادم رفت بگویم شهید در جایی گفته بود تنها راه حل مشکل ما ایجاد انقلابی مانند انقلاب ایران است!

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

آفتاب پاراچنار زندگینامه شهید علّامه سیّد عارف حسین حسینی

نام هاي ديگر: عارف حسینی،حسینی، سیّد عارف حسین ، موطن: پاراچنار پیشاور پاکستان نام پدر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *