Home / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)1) مصاحبه های مسئول سایت تسخیر / مصاحبه با دکترسید محمد هاشم پوریزدانپرست \ پیرامون حوادث دانشگاه شیراز در نخستین روزهای سال 92 و آخرین ماههای وزارت دکتر فرجی دانا : شنبه :13/2/1393

مصاحبه با دکترسید محمد هاشم پوریزدانپرست \ پیرامون حوادث دانشگاه شیراز در نخستین روزهای سال 92 و آخرین ماههای وزارت دکتر فرجی دانا : شنبه :13/2/1393

سید محمد هاشم پوریزدانپرست - سفر حج عمره اساتید دانشگاه . 1390

سید محمد هاشم پوریزدانپرست – سفر حج عمره اساتید دانشگاه . 1390

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

مصاحبه با دکترسید  محمد هاشم پوریزدانپرست : شنبه :13/2/1393

غلامحسین فردوسیانی

س: اخیرا مشاهده شده است که در سخنرانی و مناظره­هایی که در دانشگاه توسط بعض جریانات برگزار میگردد، شما اعتراضاتی نموده­اید. دلیل این اعتراضات چیست؟

یکی از اصلی­ترین شعارهای انقلاب اسلامی «آزادی» است: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». خواست اصلی طرفداران و رهبران انقلاب اسلامی آزاد بودن انسان به معنی صحیح آن است. حضرت علی علیه السلام میفرمایند که بنده دیگری نباش خداوند ترا آزاد آفریده است! آزادی اجتماع، آزادی بیان، آزادی قلم و… اینها افتخار نظام جمهوری اسلامی است. رهبران انقلاب اسلامی مثل آیت الله مطهری، مثل آیت الله بهشتی، مثل حضرت امام طرفدار آزادی بودند. آیت الله مطهری به خاطر طرفداری از آزادی به دست فرصت طلبان مدعی آزادی ترور شد. چه باید گفت که ای آزادی به نام آزادی چه دیکتاتور مأبانی چه جنایاتی کرده­اند. بطور مثال در جهان وقتی منفجر کنندگان بمب اتم در دو شهر مسکونی، خودشان را طرفدار آزادی و حقوق بشر نشان بدهند این چه فاجعه ای است که اتفاق افتاده است! وقتی منافقین تروریست وابسته به ابرقدرتها و مزدوران جنایتکار، مدعی طرفداری از آزادی میشوند و رهبران آزادی چون آیت الله بهشتی و آیت الله شهید دستغیب و آیت الله مدنی و آیت الله مطهری را به ناجوانمردانه ترین شکل پاره پاره میکنند و به شهادت میرسانند و عده ای ساده لوح نیز از آنان طرفداری میکنند، باید دانست که چه اتفاقی افتاده است!

متاسفانه بعد از انقلاب هم، یک عده­ای  آمدند و خودشان را طرفدار آزادی جا زدند عده­ای که بویی از آزادی نبرده بودند. چریک های فدائی، منافقین، لیبرال ها. اینها ادعای آزادی و آزادی طلبی میکردند و نظام جمهوری اسلامی را از از نخستین روزهای انقلاب و حتی بعضی از آنها از قبل از پیروزی انقلاب، متهم به ضدیت با آزادی مینمودند. بعد به مرور زمان مشخص شد که اینها عوامل آمریکا هستند و اسنادشان از لانه جاسوسی درآمد و بعد هم چون جو آزاد آن روزها به ضررشان بود و موجب رسوایی آنان و بر ملا شدن ماهیت و آشکار شدن وابستگی آنان میشد، دست به ترور متفکران و بزرگان نظام جمهوری اسلامی و ترور طرفداران مظلوم انقلاب اسلامی و مردم کوچه و بازار زدند و جنگ مسلحانه خود بر علیه ملت مظلوم ایران را آغاز نمودند. این ولیده های آمریکا و این فریبکاران دنیا طلب و وابسته به ابرقدرتها و تربیت شده در سازمانهای مخفی متعلق به آنان، آزادی را در کشور ما خفه کردند. آزادی همه­اش این نیست که دو نفر بیایند مثلا وسط خیابان بایستند داد بزنند، آزادی این است که آیت الله بهشتی هم آزادی داشته باشد، نه اینکه حیثیت ایشان را با تهمت لکه دار کنند و با بمباران تبلیغاتی از ایشان یک رئیس قوه شکنجه گر و ضد آزادی بسازند، آزادی این است که دانشمند و متفکر بزرگی چون آیت الله مطهری هم آزاد باشد. نه اینکه آزادی زندگی کردن را نداشته باشد و به جرم علم و دانش و حکمت ترور گردد. نباید پرسید که چرا این انسان دانشمند و این روح پاک و این انسان خدمتگزار را چه کسانی  ترور کردند؟ آیا این جنایتکاران طرفدار آزادی بودند؟  آیت الله مطهری را 70 روز بعد از پیروزی انقلاب ترور کردند. جنایتکارانی که این جنایات را انجام دادند و طرفداران آنان، آنگونه که ادعا میکردند، آیا طرفدار آزادی بودند؟ نه، بلکه یک نقابی به چهرشان زده بودند و چهره زشت و ضد آزادیشان را «آزادی طلب» نشان میدادند. مثل اربابان آمریکایی و فرانسوی و انگلیسی اشان. اینهایی که خودشان را طرفدار «آزادی» و «حقوق بشر» و «لیبرالیسم» جا میزنند، اما در سازمان ملل «حق وتو» دارند! اما یک دختر محجبه نوجوان را اجازه نمیدهند به خاطر حجاب به  کلاس برود و از اصلی ترین حقوق انسانی که «آموزش» باشد او را محروم میسازند. آنهم البته به بهانه­ای ظاهراً قانونی! قانونی که خودشان از ترس گسترش عفاف و حجاب و جلوگیری از فروپاشی خانواده، به مجلسشان برده و به تصویب رسانده­اند!

دختران محجبه از آموزش محروم اند به خاطر حجاب. مناره مسجد ها را در کشور سوئیس تخریب کردند البته در چهارچوب ظاهر پسند رفراندوم! رفراندوم کردند که تمام مناره­های مساجد مسلمانان را تخریب کنند! آنجا نمیشود در مورد هولوکاست صحبت کرد، استاد دانشگاه را به خاطر اظهار نظر صرف در مورد هولوکاست از دانشگاه بیرون می کنند و به زندان میفرستند! دشمنان آزادی آمده اند نقاب آزادی را به چهره زده اند و عده­ای زیر پوشش طرفداری از لیبرالیسم (که به جای آن در ترجمه لغت مقدس ازادی در زبان فارسی را گذاشته و این کلمه مقدس را لکه دار و متهم نموده اند) برای ملت ما این کشورها را الگو فرض کرده و جوانان ما را دعوت میکنند که به جای جمهوری اسلامی، نظامی لیبرالی و بر گرفته از این فرهنگ فریبکارانه این کشورها را جایگزین نمایند!

کسانی آمده اند در ایران ادعای لیبرالیسم و آزادی و آزادی طلبی و حقوق بشر و دموکراسی میکنند و جمهوری اسلامی را متهم به مخالفت با آزادی و حقوق بشر مینمایند. کسانی که اگر آنها را بتکانی، مثل قالی که می تکانند و گرد و غبار از وجودش بیرون میریزد، از تمام وجودشان عشق به آمریکا و عشق به لیبرالیسم و عشق به آنچه که در غرب است، و حقارت در برابر آنها فرو میریزد.

بعضی از افراد متعلق به این جریان که یک جریان آمریکایی، زیر پوشش روشنفکر دینی است هم اینک در امریکا در دستگاه های تبلیغی و رسانه های ضد آزادی و ضد نظام جمهوری اسلامی آنجا فعال هستند و به نفع آمریکا دارند فعالیت میکنند. کسانی که در دوران اصلاحات متأسفانه دانشگاهها به آنها سپرده شده بود و آنان نیز در دانشگاهها یکه تازی میکردند و علنا بر ضد نظام جمهوری اسلامی و بر ضد اصول انقلاب اسلامی و بر ضد امام و شهدا سخن میگفتند و دفاع مقدس و تداوم آن و بر خورد امام با منافقین را به زیر سؤال میبردند.

حالا آیا کسانی که در این جریانات چند سال اخیر و در جریانات سال  78 و در جریانات شارلاتانیسم مطبوعاتی در دوران اصلاحات ( به قول رهبر انقلاب ) آن سالها فعال بودند و رهبران قضیه بودند، اینها را میشود آورد در دانشگاه شیراز به نام آزادی؟ سخنرانی کنند و یا مناظره نمایند؟ کسانی که اصحاب توطئه بودند کسانی که اصحاب براندازی بودند، کسانی که جریان «شارلاتانیزم مطبوعاتی» را در مملکت راه انداختند و از سردبیران این مطبوعات بودند و کسانی که نظام مقدس جمهوری اسلامی را به دیکتاتوری متهم کردند، تهمت مخالفت با آزادی به نظام ما زدند و هر روز یه قضیه برای نظام ما درست کردند. خوب آیا میشود اینها را به بهانه آزادی و علم و تئوری پردازی به دانشگاه آورد و دو باره زمینه براندازی و بد بین نمودن دانشجویان به نظام جمهوری اسلامی را فراهم نمود؟ این، خنده­دارترین چیز است که به بهانه علم و مناظره علمی، فردی چون علوی تبار و جلایی پور و … را به دانشگاه آورد و گذشته آنان را تطهیر نمود و سخنان براندازانه آنان را به بهانه علم پذیرفت؟

حرفهای آدمی که حرفای تشکیلاتیش را می آید اینجا میزند، این گسترش علم است ؟ آقایی که می آید و جلوی همه می گوید که امام اشتباه کرد جنگ را بعد از خرمشهر ادامه داد و آقایی که میآید و علنا در سالن فجر این دانشگاه می گوید امام که دستور داد منافقین را که در عملیات مرصاد  000/ 5   تن از مردم بیگناه کرند و اسلام آباد را قتل عام کردند، محاکمه و اعدام دویست سیصد تن از آنان را صادر نمود اشتباه نموده است. اینها آزادی است؟ اینها علم است؟ اینها تئوری پردازی است؟ اینها چیه دارند بیان میکنند ؟

لذا بنده اعتراض می کنم، بنده این چندمین باره که رفتم و اعتراض کردم و اعتراض اصلی من هم به مسئولین دانشگاه است که شما زیر پوشش آزادی به چه کسانی اجازه داده اید که وارد دانشگاه که مکان مقدسی است بشوند؟

این، آقایان انجمن فرهنگ و سیاست جز دسته جاتی بودند که کتابخانه هیات محبین را که نه ربطی به سیاست داشت و نه ربطی به انتخابات و تنها کتب اسلامی در اختیار دانشجویان میگذاشت را آتش زدند و تا حالا هم نفی نکرده­اند!

س: آیا سندی از این اقدامات موجود است ؟

بله، سند این است که علیرغم اینکه از نخستین روزهای ماجرای 88 بارها و بارها از آنان خواسته شده است که دخالت خود را نفی و این کار زشت را محکوم کنند، تا به حال نفی و محکوم نکرده­اند و اینان جزئ دسته جاتی بودند که 8 ماه در آن سال هر روز دانشجویان بی اطلاع را به صحن دانشگاه کشاندند و با شعارهای ساختار شکنانه موجب به هم زدن آرامش دانشگاه گردیدند. اگر میگفتند که آقا ما نکرده ایم! کتابخانه آتش زدن را هم محکوم می کنیم اصلا شأن ما این نیست، روال ما این نیست که کتابخانه آتش بزنیم، شأن ما این نیست که حمله کنیم و تعداد زیادی از بچه های بسیج دانشجویی را بدون هیچ گناهی و صرفا به دلیل اینکه به نظر ما در انتخابات تقلب شده است، مجروح کنیم که بعضی هاشون ماهها گرفتار بودند،  و اصلا ما چنین فکری نداریم که به اتاقهای نگهبانی دانشگاه حمله کنیم و محل استراحت نگهبانان را آتش بزنیم  و ما اصلا به دنبال این نیستیم که  برویم و موکت های مسجد را بیاوریم آتش بزنیم. خوب کسی که نفی کند، دیگران جرأت نمیکنند که به آنان چنین تهمتی را بزنند! اما اینان نه تنها نفی نمی کنند بلکه کل جریانات آن سال را تأیید میکنند و خود را محق میدانند برای اعتراض به این امور دست بزنند. اینها ماهها در دانشگاه تشنّج ایجاد کرده بودند و فکر میکردند با زدن نقاب چهره آنان پوشیده میماند. ولی اینها اصلا  در این چند سال نه تنها تا کنون این ننگی را که با کمک دوستانشان به بار آورده اند، محکوم نکرده اند بلکه نفی هم نمیکنند!

متاسفانه این جریان و این انجمن را مسئولین کنونی فرهنگی و غیر فرهنگی دانشگاه دارند بال و پر بهشان میدهند و بودجه بیت المال را در اختیار آنان میگذارند. یک جریان انحرافی که در جریانات سال 78 و 88 و وقایع بعد از این دو حادثه شرکت داشتند.

 محرکین و رهبران آشکار و پنهان این جریان نیز  با استفاده از مسامحه این مسئولین محترم دارند برای آینده زمینه چینی میکنند و طراحی نا امنی و درگیری و تشنّج ایجاد مینمایند. هدفشان هم این نیست که    دلشان برای علم سوخته باشد، نه، اینها آدم علمی نیستند. یا دلشان برای آزادی سوخته، نه اینها اصلا دنبال آزادی نیستند. اگر روزی دستشان برسد ریشه همه چیز را میکنند. اینها را دارند بال و پر می دهند در دانشگاه ها و به خصوص دانشگاه شیراز و کاملا مشخص است که به دنبال این هستند که در موقعیت مناسب دوباره شعار جمهوری ایرانی و نه غزه و نه لبنان و مرگ بر اصل نظام و اصل ولایت فقیه را به راه بیندازند! مسئول فرهنگی نیز که باید سمبل فرهنگ اسلامی و در خدمت خط امام و راه نورانی شهدا باشد وقتی به او اعتراض میشود با کمال ناباوری بیان میدارد که در ایران همه مسلمان هستند و کافر وجود ندارد! و تمام امکانات باید در اختیار همه باشد! متأسفانه این سطح درک و فهم مسئول فرهنگی یک دانشگاه است!

شما ببینید کسانی که دعوت شده اند چه کسانی بودند: کسی که در کنفرانس ننگین برلین شرکت داشت، در جریانات 78 کوی دانشگاه و تحریک دانشجویان در دانشگاه ها به شدت فعال بود. کسی که مسئول چندین مجله در همان مجموعه ای بود که رهبر انقلاب شیوه ی کارشان را «شارلاتانیزم مطبوعاتی» توصیف نمودند و افراد بعدی که دعوت شده اند و دارند میایند ببینید چه کسانی هستند!. افرادی که جزو احزاب منحله هستند، جزو جریاناتی اند که دانشگاه ها را بهم ریختند، تهمت های بسیار بزرگی به نظام زدند که تا حالا هم نتوانسته اند اثبات کنند، روال اینها این است.

من به عنوان کسی که سالهای طولانی در این دانشگاست مباشرتاً به مسئولین دانشگاه نصیحت کردم.

امام در وصیت نامه اشان دستور دادند، گفتند حتی اگر مسئولین در دانشگاه ها انحرافی پیدا کردند بر دانشجویان و اساتید است که خودشان اقدام کنند و جلو انحرافات را بگیرند. تنها جایی که امام خارج از روال عادی قانون و روال قانونی فرموده اند که خود آنها باید جلو انحرافات را بگیرند دانشگاههاست!  یعنی این قانونی ترین امر قانونی است که من و افرادی چون من که این انحرافات را میبینند دست به اعتراض بزنند.

متن سخنان امام راحل را برای شما میخوانم:

و اما در دانشگاه  نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و برسرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارتزدگی و غربزدگی بکشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب ‌نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه، ‌زیرا برای ابرقدرتها بی‌زحمت و بی‌خرج و در جوامع ملی بی سر و صدا، هرچه هست به جیب آنان می‌ریزد.

پس اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم. و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پر توان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور وملت است.

به همه نسلهای مسلسل توصیه می‌کنم  که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلامِ آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگی حفظ و پاسداری کنید، و با این عمل انسانی ـ اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.

لذا من به کسانی که در انجمن فرهنگ و سیاست هستند، که بعضی از اینها متاسفانه آدمهای بی­اعتقادی هستند و به همه مبانی نظام جمهوری اسلامی که هیچ، به مبانی دین هم بی­اعتقاد هستند و در جلو من به بی­اعتقادی خود به همه چیز حتی به خدا و پیامبر و ائمه معصومین لب به سخن گشوده­اند. ( البته بعض دیگر، افراد بی­توجهی هستند که از آن شارلاتانها بازی خورده اند و نمیدانند که اینها به دنبال براندازی نظام و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و در نهایت براندازی هستند) روال دعوتها نیز این را نشان میدهد. شخصی که علناً بیان میدارد چه کسی گفته است که قرآن مقدس است؟! و چه کسی گفته است که مطهری یعنی اسلام؟! این برای چه چیزی دعوت شده است شخصی که خود میگوید من بیستمین جلسه است که  در ماههای اخیر در دانشگاهها دعوت شده ام! اما باید به این جریان گفت که شما یقینا در کار خود ناکام خواهید ماند و هر که با شهدا و مسیر نورانی آنان در افتاد ور افتاد و هرکه چراغی را که ایزد برافروخت پف کرد ریش و ریشه اش سوخت!

چند سال پیش یکی از مسئولینشان آمده بود و با من مصاحبه میکرد، وسط مصاحبه یک سوالی پرسید که من تعجب کردم و پرسیدم شما طبق این سوالی که دارید میپرسید ظاهرا بنظر میرسد به چیزی معتقد نباشید؟ او نیز با کمال صراحت پاسخ داد که همین گونه است! که من با تعجب پرسیدم یعنی به خدا اعتقاد ندارید ؟ گفت نه، گفتم به پیامبر ؟ گفت نه. گفتم به قرآن ؟ گفت نه! گفتم به امام علی(ع) ؟ گفت: نه! گفتم به امام حسین(ع) ؟ گفت نه! گفتم پس به چی معتقدی!؟ پاسخ داد: فقط به یک چیز معتقدم و آنهم آزادی است! که من با تعجب پرسیدم: خوب گوگوش هم میگوید که من هم آزادی میخواهم، همجنس بازها هم می گویند ما طرفدار آزادی هستیم !!! ، اشرف پهلوی بی­عفت هم همین را میگفت، شاه هم همین را میگفت و میگفت من آزادی می خواهم. ملت ایران هم آزادی میخواست. امام خمینی هم میگفت آزادی میخواهیم.

خوب پایگاه شما کدامیک از اینهاست ؟ این آزادی که شما همه چیزتان است، از کجا برمیخیزد ؟ این دیدگاهی که میگویید از کجاست؟ دیدگاه اسلامی دارید؟ کمونیستی دارید؟ لیبرالیستی دارید؟ چه دیدگاهی دارید ؟ دیدگاه دهری دارید؟ اباحه گری دارید؟… این آزادی باید بر اساس یک مکتب تفسیر شود. شما طرفدار کدام مکتب هستید؟ که جوابی نداشت بدهد.

متاسفانه چنین افرادی شده اند سردمدار یک انجمنی در دانشگاه، (که البته از حق نگذریم همه اینطور نیستند.. فقط عده ای از آنها اینگونه هستند. بقیه هم بی­توجه هستند و از پشت  صحنه و برنامه های بقیه خبر ندارند ) بعضی از اینها که حرفهایشان  را جلوی من زدند کاملا مشخص است که به مبانی جمهوری اسلامی، به قانون اساسی و به خط امام و راه امام و حتی به اسلام، معتقد نیستند. خوب اینها را چگونه میشود به نام آزادی رها کرد هرچی بگویند هرکاری بکنند و هر کسی را بیاورند؟

 به نظر من مسئولین دانشگاه بزودی پشیمان خواهند شد. چون رئیس جمهور هم با این چیزها موافق نیست، مردم هم موافق نیستند، رهبری هم موافق نیستند و این جریان اگر همین طور جلو برود، فتنه گرانی که سالهای گذشته در کشور فتنه می کردند قضیه کوی دانشگاه را به راه انداختند و بعد به گردن نیروی انتظامی و لباس شخصیها انداختند و قضایای سال 88 و روزهای بعدش را راه انداختند و کشور را در حمایت اربابان خود تا لبه پرتگاه بردند، دوباره می آیند و در دانشگاهها نا امنی و شورش کور به راه میاندازند تا چند دانشجوی بیگناه و بی توجه را به کشتن بدهند تا از خون آنان مستمسکی بر علیه نظام جمهوری اسلامی بسازند و پیراهن آنان را بر سر نیزه کنند. اینها می خواهند دوباره یک کپی از آن جریانات را پیاده کنند و

دوباره مثل سال 88 می شود که یه عده ای انسان بی ادب و بی تربیت بیایند اینجا و به رهبری انقلاب اهانت کنند، بیایند کتابخانه را آتش بزنند و کار به جایی برسد که چون دانشگاه نتوانست جلوی اینها را بگیرد از بیرون دانشگاه بیایند و با اینها مقابله کنند.

یقینا مسئولین کنونی دانشگاه، از معاونت فرهنگی که مسئول این امور است گرفته تا ریاست دانشگاه و سایر معاونین ایشان، که اینجانب اول به آنان تذکر داده­ام، مسئولند. اولین کسی که چوب این کار را میخورد خود این مسئولین هستند. این حرفهای بنده را در رسانه های فعال در دانشگاه انعکاس بدهید که به عنوان سند باقی بماند، که وقتی شد و اتفاق افتاد و دانشگاه را به نا امنی و اعتصاب و در گیری کشاندند، دیگر مسئولین دانشگاه بعد از آن راه بالا و پایین نداشته باشند و گردن این و آن نیندازند.

اینجانب مجدداً برای ثبت و باقی ماندن سند بیان میدارم که اینجانب مباشرتاً این مطالب را به  رئیس دانشگاه، و معاونت فرهنگی و دیگرانی که دستم رسیده است تذکر داده­ام. .حتی به مسئول محترم دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شیراز  و در مقابل ایشان به معاون فرهنگی  دانشگاه هم تذکر داده­ام. تا وقتی این حوادث پیش بینی شده و این انحرافات اتفاق افتاد، دیگر آقایان نیایند و بگویند لباس شخصی ها آمدند، یا این آمد و آن آمد و مسئولیت خود در حوادث را تکذیب نمایند و بازی در بیارند!

.

الان این آدم ها را دارید میآورید. خوب الان دارید  جو دانشجویی را توسط این افراد شناخته شده، تحریک و متشنّج میکنید، این آدمها الان به بهانه سخنرانی علمی و بررسی تئوریهای سیاسی و جامعه شناسی و نظریه پردازی دارند    صحبت میکنند. اما از اول مهر طبق برنامه شروع میکنند و حرفهای سالهای قبل و تهمتهای سالهای قبل که توسط اعوان و انصار فراری اشان چون اکبر گنجی و شیرین عبادی و مهر انگیز کار و علی افشاری قبلا بیان میشد را تکرار خواهند کرد. در نتیجه جوّ  تشنّج و تحریک مجدداً در دانشگاه ایجاد خواهد شد. افرادی هم هستند که با نظام مسئله دارند، اقوامشان قاچاقچی بوده  و اعدام شده­اند، منافق بوده و اعدام شده­اند، مسئله ای داشته­اند و نظام  باهاشون برخورد کرده است. اینها منتظرند که چنین شرایطی پیش بیاید. هیچ کاری هم به تئوری و نظریه و این بازیها ندارند. اینها می خواهند سواستفاده کنند و خواهند کرد!

امیدواریم مسئولین دانشگاه و مسئولین این انجمن متوجه شوند، چون بعضیهاشان توجه ندارند که جریانات سیاسی انحرافی و برانداز و شارلاتان و چهره حقیقی پوشانده، دارند از آنها سوء استفاده می کنند.

امیدواریم به جایی نرسد که خود دانشگاهیان به دستور امام مجبور شوند جلوی این شارلاتان بازیها را بگیرند.

س: بنظر شما این اقدامات نشانه ی آزادی است و آیا مسئولین این برنامه­ها اجازه میدهند که دیگران در برنامه هایی که اجرا میکنند نظرات خودشان را اعلام کنند و حرفشان را بزنند ؟

متاسفانه اینها الگویشان آمریکا است! یعنی چی ؟ یعنی آمریکا تشکیلاتی در جهان به نام قانون روابط بین الملل و قانون بین المللی و سازمان ملل و شورای امنیّت ساخته بصورتی که فقط خودش میتواند نفس بکشد. هرجا یکی کوچکترین کاری  خلاف آمریکا انجام دهد پدرش را در میاورند، خودشان حمله نظامی میکنند حتی بدون اجازه همین سازمان ملل خودشان، مثل حمله به عراق که به بهانه دموکراسی و پیدا کردن صلاح کشتار جمعی به آنجا حمله کردند و نابود کردند. اما برای خودشان هم در عین حال  «حق وتو» گذاشته اند، که اگر همه دنیا جمع شوند همه ی کشورهای دنیا به جز آمریکا جمع شوند یه چیزی را  بخواهند امریکا می تواند وتو کند و به همه غلط کردید بگوید!.

خوب تو این جلسات هم  یک آقایی را می آورند و یک قانونی برای خودشان گذاشته اند و آن طرف هر چه دلش میخواهد میگوید و شما فقط حق دارید دو دقیقه به صد شبهه و صد سخن بی پایه پاسخ بدهید و یا اصلا فقط سؤال کنید! طرف دو ساعت، سه ساعت حرف میزند و بعد میگویند که این دو دقیقه، شما بروید بالا نظر دهید. بعد هم اگر حرفی زدید چون گوینده میکروفون و وقت کافی در اختیار دارد شما را منکوب میکند و شروع میکند به کوبیدن جنابعالی! چون بلندگو دستشه. جوری میکوبد که سرت را بلند نکنی. لذا این جلسات شده مثل شورای امنیت سازمان ملل، اگر هم کسی بیاد مثلا خلاف نظرشان بگوید هو میکشند کف میزنند، سوت میکشند.

مثل روزی که آقای علوی تبار را آوردند. و مثل روزی که آقای جلایی پور را آوردند که بنده یه حرفهایی زدم و آمدم بنشینم، یه عده شروع کردند به سر و صدا کردن. و جالب است در جلسه علوی تبار از ارتباط با اکبر گنجی و هم جبهه ای شدن او با گوگوش سخن گفتم و اعتراض نمودم این شخص  به بهانه اینکه گوگوش شهروند ایران است و ارتباط و هم جبهه ای شدن با او اشکال ندارد و من  پاسخ دادم که خوب با این تفسیر اشرف پهلوی ناپاک هم شهروند ایران است، عده ای از همین افراد برای او دست زدند!

 خوب این که نمیشه، این مثل همان سازمان ملل و شورای امنیّت است، همان گروه آیپک صهیونیستهاست و…

نباید اینجا زیر پوشش لیبرالیسم و آزادی این کارها را بکنند دانشگاه نباید اینطور باشه.

اگر برنامه اجرا میکنید برنامه ای باشد که همه بتوانند حرفهایشان را بزنند، اعتراض بکنند. اینجوری که نمیشه. خوب مجری همین برنامه ای که با عنوان دین و جنبش های اجتماعی نوظهور تشکیل شد درست چند روز قبل تو برنامه ای که بنده حضور داشتم بلند شد و ده دقیقه صحبت کرد، که در آنجا من مناظره داشتم با ی بنده خدای دیگر. بنده هم با کمال متانت و صبر نشستم و حرفهای ایشان را گوش دادم. حالا در همان برنامه که همان شخص مجری است، برنامه سه دقیقه ما شده هفت هشت دقیقه، های و هوی، داد بیداد و سرو صدا کردند که آهای چرا قانون را زیر پا گذاشتی !!!

نگاه میکنند و میبینند حرفهای صادقانه اینجانب دارد اثر میگذارد و آن برنامه هایی را که برای آینده دارند دارد رسوا میکند، لذا شروع میکنند به سر و صدا کردن و از حق وتوی خودشون استفاده کردن که دیگران را نگذارند حرف بزنند.

خیلی خیلی تشکر میکنم که وقت با ارزشتون را در اختیار ما گذاشتید.

سپاس

 

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*