Home / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)1) مصاحبه های مسئول سایت تسخیر / مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید احمدی‌روشن ( مصطفی) و فرزند شهید رضائی نژاد (آرمیتا) همدردی کنید! قسمت دوم

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید احمدی‌روشن ( مصطفی) و فرزند شهید رضائی نژاد (آرمیتا) همدردی کنید! قسمت دوم

مروری دوباره به اظهارات ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با دکتر یزدان‌پرست؛ لطفاً با فرزند شهید احمدی‌روشن ( مصطفی) و فرزند شهید رضائی (آرمیتا) همدردی کنید!

 

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

سید محمد هاشم پوریزدانپرست دانشجوی پیرو خط امام

اگر با نگاه هزینه-فایده به این موضوع بنگریم، منافعی که ما از انقلاب و تسخیر لانه‌ی جاسوسی به دست آوردیم به‌مراتب بیشتر از هزینه‌هایی بود که دادیم. غرب در فکر کودتا علیه خواست مردم بود. مسلم است که جلوگیری از کودتا خسارت دارد. ما در برابر آمریکا ایستادیم و لانه‌ی جاسوسی را تسخیر کردیم.

اشاره: گفت‌وگوی ابراهیم اصغرزاده با بی‌بی‌سی فارسی بحث‌های زیادی را مجدداً بر سر تسخیر لانه‌ی جاسوسی به راه انداخت. در این راستا، اندیشکده‌ی برهان طی چند گفت‌وگو به واکاوی مسئله‌ی چرایی و چگونگی تسخیر سفارت آمریکا و بازتاب‌های امروزی آن پرداخت. مصاحبه با دکتر دهقان‌پور (از دانشجویان حاضر در جریان تسخیر سفارت) پیش از این از منظر شما گذشت. اینک بخش دوم گفت‌وگوی دوقسمتی با دکتر یزدان‌پرست (از دیگر دانشجویانی که در تسخیر سفارت شرکت داشتند) از نظر شما می‌گذرد.

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

به اعتراف خود آقای اصغرزاده، «برخی از نیروهای مخالف آمریکا در ایران، که به اشغال سفارت دست زدند، بعد‌ها موتور محرکه‌ی جریان اصلاح‌طلبی در ایران شدند.» چرا برخی افراد که سابقاً از چهره‌های ضدآمریکایی محسوب می‌شدند، اکنون به فکر عذرخواهی از غرب افتاده‌اند؟ و طرفدار سازش شده‌اند؟ اساساً علل تغییر رویکرد این افراد چیست؟ چرا تغییر موضع دادند؟ علل تغییر موضع این‌ها چیست؟ چه تعداد از افرادی که در تسخیر سفارت دخیل بوده‌اند از اقدام خود پشیمان‌اند؟

اینکه می‌گویند دانشجویان پیرو خط امام (ره) تغییر موضع دادند باید مشخص کنند چه کسانی هستند. آیا رزمندگانی که هشت سال در برابر همه‌ی ابرقدرت‌ها ایستادگی کردند، این‌ها تغییر موضع دادند؟ یا برخی افراد که رانت‌های سیاسی و اقتصادی داشتند تغییر موضع دادند؟ این‌ها همان جریان فکری بودند که بعد از پایان دفاع مقدس، به عرصه‌های فرهنگی وارد شدند و فیلم ساختند و اسم فیلمشان را هم گذاشتند «نوبت عاشقی». طبق این فیلم، یعنی تا حالا عشق نبوده و حالا زمان و نوبت عشق و عیش‌و‌نوش رسیده است. این‌ها کسانی بودند که «شب‌های زاینده‌رود» را ساختند. افراد متعلق به این جریان الآن کجا هستند؟ در کدام جریان فکری هستند؟ آیا این‌ها همان‌هایی نیستند که به قول رهبر انقلاب، در کشور موج شارلاتانیسم مطبوعاتی راه انداختند؟ آیا این‌ها همان محفلی نیستند که این‌گونه فکر می‌کردند که پایان جنگ را پایان عاشقی معنوی می‌دانستند؟ آقای اصغرزاده باید روشن کنید که منظورتان از اینکه دانشجویان پیرو خط امام (ره) تغییر موضع داده‌اند و پشیمان شدند، چه کسانی است؟

بعضی افراد که متعلق به یک محفل و یک جریان فکری نئولیبرالیستی بودند، به جای اینکه به دنبال تقویت و تداوم خط امام (ره) باشند، در پی تحقق جامعه‌ی باز و دموکراسی غربی و جامعه‌ی ایده‌آل غربی بودند. در همین راستا، کتاب نوشتند، مطبوعات راه انداختند و در نوشته‌های خود نظام جمهوری اسلامی را ناقص و لیبرالیسم غربی را کامل‌ترین جامعه‌ی بشری توصیف کردند. لذا این‌ها بودند که پشیمان شدند.

بعضی از همین افراد که در همان روزهای ابتدای انقلاب ادعای ضدیت با آمریکا داشتند، در ادعایشان جدی نبودند، بلکه اهداف خاص خود را داشتند. بعضی آمده بودند سوءاستفاده کنند، از انقلاب سود ببرند و شهرتی کسب کنند. لذا آن جدیتی که می‌بایست در پیروی از امام (ره) داشته باشند، نداشتند. پیروان حقیقی خط امام (ره) همان شهدایی بودند که جان خودشان را در راه انقلاب و اهداف خط امام (ره) فدا کردند، نه کسانی که به جای اسلام و خط امام (ره)، راه دیگری را برگزیدند و در نوشته‌ها و در سخنرانی‌هایشان به‌طور مرتب تغییر موضع‌شان را بیان کردند.

متأسفانه آقای اصغرزاده نیامدند بگویند این‌ها که از مواضع ضدآمریکایی‌شان دست برداشتند چه کسانی بودند. آیا آن جریان انقلابی و کسانی که هشت سال دفاع مقدس را اداره کردند، از مواضع ضدآمریکایی‌شان پشیمان شده‌اند؟ آیا آن بسیجیان، آزادگان و جانبازان فداکاری که جنگ را ادامه دادند، دفاع از کشور را ادامه دادند و صدام را سرجای خودش نشاندند، آیا آن‌ها پشیمان شدند؟ ببینید چند نفر از این جریان پشیمان در جبهه‌های جنگ حضور داشتند. ببینید این‌ها در رابطه با دفاع و فداکاری برای انقلاب چه کار کردند.

انقلاب که راه افتاد، خیلی‌ها با انقلاب همراهی کردند، اما در ادامه‌ی مسیر، ماهیت خودشان را نشان دادند. در آن ابتدا، منافقین، لیبرال‌ها و جبهه‌ی ملی ماهیت خودش را نشان دادند و به‌مرور زمان هم انسان‌های سست‌عنصر که مواضع امام (ره) را از سر ناچاری و اجبار و جوزدگی پذیرفته بودند، ماهیت اصلی خودشان را نشان دادند. این‌ها کسانی بودند که در دوره‌ی اصلاحات در دادگاه به‌طور علنی مواضع‌شان را آشکار کردند و البته بعداً هم دفاعیاتشان را در کتاب «شوکران اصلاحات» چاپ کردند. مثلاً در خصوص حمایت مردم و رهبری از فلسطین و مردم آن، مردم ایران و رهبری انقلاب را به «کاسه‌ی از آش داغ‌تر» متهم کردند. این مواضع چگونه با مواضع امام (ره) هماهنگی دارد؟

اگر ما پیرو خط امام (ره) هستیم، ایشان به تسخیر لانه‌ی جاسوسی لقب انقلاب دوم دادند. آیا اصل انقلاب مشکل داشته است که انقلاب دوم اشکال داشته باشد؟ اگر به تسخیر لانه‌ی جاسوسی اشکال وارد می‌دانید و امام را قبول ندارید، بیایید این را به‌طور علنی و صریح به مردم اعلام کنید.

نتیجه‌ی این تفکر همان می‌شود که در سال ۸۸ پیروان آن‌ها در روز قدس، که حضرت امام (ره) این روز را روز حمایت از فلسطین و مردم آن اعلام کرده بود، به خیابان‌ها آمدند و شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دادند. حالا همین آقایان، همین پشیمانان و دوستانشان، همین‌هایی که از مواضع ضدآمریکایی، یعنی مواضع ضدستم، به ستوه آمدند، می‌خواهند با آمریکا و غرب سازش کنند، چون حساب‌های بانکی‌شان گیر است و می‌خواهند تجارت کنند، چون تحریم این‌ها را اذیت می‌کند.

آقای دکتر، اگر این جریان عذرخواهی از غرب و پشیمانی از اقدامات انقلابی یک سناریو باشد، این سناریوی عذرخواهی چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

ماجرای صفین را به یاد بیاورید. در آنجا ابوموسی اشعری را به‌عنوان حَکَم جلو فرستادند. عمروعاص در ابتدا سعی کرد اطرافیان و نزدیکانی مثل مالک اشتر را، که به ابوموسی اشعری مشورت می‌دادند، از اطرافش دور کند. سپس او را وادار کرد که اگر حضرت علی‌ (ع) را عزل کند، او هم معاویه را عزل کند. اما وقتی ابوموسی اشعری حضرت علی را عزل کرد، عمروعاص برخلاف او، معاویه را نصب کرد. غرب و آمریکا هم این‌گونه‌اند. به هیچ عهد و پیمانی وفادار نیستند. کسانی که برای مذاکره برای سازش فشار می‌آورند، باید این واقعه‌ی تاریخی را همیشه در یاد داشته باشند. هنوز نفهمیده‌اند زمانی که شما عذرخواهی کردید، سناریو تمام‌شده است؛ یعنی عذرخواهی طرف مقابل وجود ندارد.

به عبارت دیگر، آن‌ها به هیچ چیز و هیچ پیمان و به هیچ اصل اخلاقی و به هیچ میثاقی پایبند نیستند. اما این آقایان هنوز این را نفهمیده‌اند. آقای اصغرزاده که می‌گوید من برای همدردی با گروگان‌ها و خانواده‌های آن‌ها، حاضر هستم عذرخواهی کنم، باید بگوید که اولاً کدام همدردی؟ در ۴۴۴ روزی که آن‌ها در ایران بودند، مگر ما با این‌ها چه کار کردیم؟ ما به انسانی‌ترین شکل، آن‌ها را نگهداری کردیم. غذا، استراحت، تفریح و حتی امکانات ورزشی آن‌ها را نیز تأمین کردیم. عذرخواهی از چه؟ به‌خاطر کودتایی که در کشور ما کردند و سرنوشت کشور ما را عوض کردند، آیا آن‌ها نباید عذرخواهی کنند؟ به‌خاطر کودتای ژنرال هایزر یا به دلیل تحمیل کاپیتولاسیون به کشور ما نباید عذرخواهی کنند؟ آیا آن‌ها برای تشکیل ساواک و کمک به شاه برای تشکیل ساواک نباید عذرخواهی کنند؟

 بعد از انقلاب، در حالی که ما می‌توانستیم به بهانه‌ی تلاش ژنرال هایزر برای کودتا رابطه‌مان را با آمریکا قطع کنیم و این‌ها را بیرون کنیم، اما گذاشتیم در داخل بمانند و در مدت ۹ ماه که در ایران بودند، توطئه‌های فراوانی را انجام دادند. آیا آن‌ها بابت این اقدام نباید عذرخواهی کنند؟ آیا آمریکا به دلیل اقامت دادن به شاه، کسی که هفتاد هزار ایرانی را کشته بود، نباید عذرخواهی کند؟ در حالی که بیش از صدهزار ایرانی در زمان انقلاب به‌خاطر جنایات شاه مجروح شدند.

آقای اصغرزاده می‌دانند که این گروگان‌ها برای آمریکا هیچ ارزشی نداشتند. جاسوس‌های متوسطی بودند. در میان آن‌ها فقط سه نفر از مسئولین بلندپایه‌ی سازمان سیا که برای کودتا آمده بودند، حضور داشتند. لذا من فکر می‌کنم آقای اصغرزاده بهتر است که اول زحمت بکشند و با فرزند شهید احمدی‌روشن همدردی کنند؛ با فرزند رضایی‌نژاد (آرمیتا) بروند همدردی کنند؛ با بازماندگان هواپیمای مسافربری که توسط ناو آمریکایی هدف قرار گرفت و مسافران بی‌گناهش به ناحق کشته شدند، همدردی کنند؛ با خانواده شهدای جنگ تحمیلی و انقلاب همدردی کنند. حداقل با شهدای خانواده‌ی دانشجویان خط امام که سی‌واندی از آن‌ها بعدها به شهادت رسیدند، بروند همدردی کنند؛ یا حداقل با جانبازان دانشجویان خط امام (ره) که بعضی از آن‌ها سی سال به‌صورت فلج کامل در گوشه‌ی خانه افتاده‌اند تشریف ببرند و همدردی کنند و وکیل مدافع سلطه‌گران آمریکایی نباشند.

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست

به نظر شما، آیا تسخیر لانه‌ی جاسوسی تبعات منفی هم برای انقلاب اسلامی داشت؟

بیایید در سطح کلان‌تری بحث کنیم. انقلاب اسلامی برای کشور هم تبعات مثبت و هم تبعات منفی داشته است. ارقام کلانی از قراردادهای نظام پهلوی با کشورهای دیگر به‌واسطه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی از دست رفت. خانواده‌ی پهلوی ثروت‌های کلانی را از ملت دزدیدند و با خود به خارج بردند. غالب ثروتمندان در سال ۵۷ پول‌هایشان را از ریال به دلار تبدیل کردند و با خود از کشور خارج کردند. بیش از هفتاد هزار نفر از مردم ایران به شهادت رسیدند و حدود دو برابر همین تعداد، یعنی حدود ۱۴۰ هزار نفر جانباز شدند. آیا می‌شود یک اقدام عظیم سیاسی انجام شود و هیچ تبعات منفی نداشته باشد؟ آیا اساساً می‌شود در برابر ظالم جنگ کرد و هیچ خسارتی نداد؟

در یک رویدادی به این عظمت که ملت ایستاد تا از حقوق خود دفاع کند، طبیعی است که باید هزینه‌هایش را بپردازد. اما نباید فقط خسارت‌ها را دید، منافع این کار را نیز نباید فراموش کرد. اگر با نگاه هزینه-فایده به این موضوع نگاه کنیم، منافعی که ما از انقلاب و تسخیر لانه‌ی جاسوسی به دست آوردیم به‌مراتب بیشتر از هزینه‌هایی بود که دادیم. غرب در فکر کودتا علیه خواست مردم بود. مسلم است که جلوگیری از کودتا خسارت دارد. ما در برابر آمریکا ایستادیم و لانه‌ی جاسوسی را تسخیر کردیم. حقوقمان را درخواست کردیم. به بردن شاه اعتراض کردیم، به دخالت‌های آمریکا در ایران اعتراض کردیم. در این خصوص، آیا ما فقط تبعات منفی را باید ببینیم؟ آمریکا به جنگ ملت ما آمد و اموال ما را بلوکه کرد، خسارت‌های زیادی به ما وارد کرد. البته نه فقط به‌خاطر تسخیر لانه‌ی جاسوسی، بلکه به‌خاطر مقابله با اصل انقلاب اسلامی و همچنین به خاطر استقلال‌طلبی ما، به خاطر توسعه‌ی نفوذ ما در جهان اسلام و بین مستضعفین جهان.

بزرگ کردن تبعات منفی و کوچک کردن آثار مثبت اقدامات انقلابی، قابل قبول نیست. باید هوشیار باشیم و ببینیم که چه کسانی دارند الآن این کارها را انجام می‌دهند و اهداف این‌ها چیست. اگر ما پیرو خط امام (ره) هستیم، ایشان به تسخیر لانه‌ی جاسوسی لقب انقلاب دوم دادند. آیا اصل انقلاب مشکل داشته است که انقلاب دوم اشکال داشته باشد؟ اگر به تسخیر لانه‌ی جاسوسی اشکال وارد می‌‌کنید و امام را قبول ندارید، بیایید این را به‌طور علنی و صریحاً به مردم اعلام کنید.

امام خمینی فرمودند: «انقلاب ما پرتویی است از کربلا و عاشورا.» امام حسین (ع) هم محاصره شد. آب هم به فرزندانشان ندادند. آیا وسط راه ایشان ابراز پشیمانی کرد؟ ایشان گفتند برویم بنشینیم مذاکره کنیم و تسلیم شویم؟ اگر قرار باشد که تسلیم دشمن شویم، این چه ادعای پیروی از امام حسین است که داریم؟ این چگونه پیروی است که از خط امام خمینی (ره) داریم؟

ماجرای طبس که ما آن‌قدر افتخار به آن می‌کنیم و می‌گوییم شن‌ها مأمور خداوند بودند و خدا در این جریان از ملت ایران حمایت کرد، در این قضیه آمریکا شکست خورد و با شهادت آقای محمد منتظرقائم دست لیبرال‌ها رو شد. نظر این آقایان درباره‌ی این مسائل چیست؟ ماجرای خانه‌ی خدا و پرندگان ابابیل و همه‌ی این‌ها اشتباه است؟ یعنی آن‌ها باز می‌توانند خواست خدا برای نابودی دشمنان خدا را زیر سؤال ببرند؟ با وجود همه‌ی عنایات الهی در حفظ این انقلاب و نظام، باز می‌توانند مدعی شوند که برویم تسلیم شویم و بار ذلت غرب را به دوش بکشیم؟ آیا ما که این همه ادعای مسلمانی داریم و خود را شیعه‌ی امام علی (ع) و امام حسین (ع) و پیرو خط امام (ره) می‌دانیم، دوباره برویم زیر یوغ ظلم و ستم طاغوت؟

 امام خمینی فرمودند: «انقلاب ما پرتویی است از کربلا و عاشورا.» امام حسین (ع) هم محاصره شد. آب هم به فرزندانشان ندادند. آیا وسط راه ایشان ابراز پشیمانی کرد؟ ایشان گفتند برویم بنشینیم مذاکره کنیم و تسلیم شویم؟ اگر قرار باشد که تسلیم دشمن شویم، این چه ادعای پیروی از امام حسین است که داریم؟ این چگونه پیروی است که از خط امام خمینی (ره) داریم؟ این‌ها مسائلی است که باید آقایان پاسخ بدهند.

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

گفته می‌شود در معاهده‌ی الجزایر، آمریکا متعهد شده بود که در قبال پس دادن گروگان‌ها هیچ‌گاه دانشجویان پیرو خط امام را مورد تعقیب قرار ندهد. آیا این موضوع صحت دارد؟

آمریکا به‌طور کلی پذیرفت که در خصوص مجموعه‌ی مسائل مرتبط با تسخیر لانه‌ی جاسوسی هیچ‌گونه ادعایی نداشته باشد. طبق فرمایش حضرت امام (ره)، حل مسئله‌ی گروگان‌ها با مجلس بود که مجلس هم دولت را مأمور حل‌وفصل این موضوع کرد. مذاکره‌کنندگان دولت هم در الجزایر، طی شروط و تعهداتی که آمریکا پذیرفت، گروگان‌ها را تحویل دادند. لذا همه‌ی امور در کنترل دانشجویان پیرو خط امام (ره) و فاتحین لانه‌ی جاسوسی نبود. البته کلاً بعد از ماجرای تسخیر، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) به خاک آمریکا ممنوع‌الورود بودند. البته آقای ابوطالبی بارها و بارها به‌عنوان یکی از اعضای هیئت دیپلماتیک ایران در سازمان ملل به آمریکا سفر کرده است و این اقدام اخیر دولت ایالات متحده در خودداری از صدور ویزا برای ایشان نشان‌دهنده‌ی این است که آمریکا صرفاً درصدد بهانه‌گیری است.

با وجود اینکه آمریکا براساس توافقنامه‌ی الجزایر متعهد شده بود که نسبت به مجموعه‌ی مسائل ماجرای تسخیر ادعایی نداشته باشد، اما عدم صدور ویزا برای آقای ابوطالبی نشان‌دهنده‌ی عدم تعهد آمریکا به اصول و معاهدات است. لذا این آقایانی که در پی عذرخواهی از آمریکا هستند، باید بیایند و جواب بدهند که آمریکایی‌ها به هیچ چیزی متعهد نیستند. عذرخواهی شما از این کشور دردی را مداوا نمی‌کند. باید به این‌ها بگوییم که اگر شما هزار بار هم همدردی کنید، عذرخواهی کنید، التماس کنید و پای او را ببوسید، آن‌ها توجهی به شما نمی‌کنند. آن‌ها دنبال منافع خودشان هستند و هزاران هزار عذرخواهی را با یک دلار عوض نمی‌کنند.

*با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار برهان قرار دادید/

* تهیه و تنظیم: مجید میری/انتهای متن/

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*