Home / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / 1)2) مقالات مسئول سایت تسخیر / مقاله از مسئول سایت: تقابل گروههای غربگرا با تشکیل نظام جمهوری‌اسلامی و مواضع امام – سید محمد پوریزدانپرست – قسمت سوم

مقاله از مسئول سایت: تقابل گروههای غربگرا با تشکیل نظام جمهوری‌اسلامی و مواضع امام – سید محمد پوریزدانپرست – قسمت سوم

بنام خدا

تقابل گروههای غربگرا با تشکیل نظام جمهوری‌اسلامی و مواضع امام

سید محمد هاشم پوریزدان پرست

سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 

خلاصه:

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، گروههای غربگرا همراه با برپایی شورشهای مسلحانه و کشتار مردم کشور و نیز شورشهای اجتماعی و برپایی کودتا و تهاجم تبلیغی و طرح نظامهای جانشین و در نهایت اعلام قیام مسلحانه، به تقابل با تشکیل نظام جمهوری‌اسلامی و اسلامی شدن قوانین در مراحل تدریجی  آن پرداختند.

با اعلام همه­پرسی جمهوری‌اسلامی آنان به طرح نظامهای گوناگون جمهوری بعنوان جایگزین آن مبادرت کردند لکن رأی ۲/۹۸% مردم به آن آنانرا در این امر ناکام نمود.

با اعلام تشکیل «مجلس‌خبرگان» بجای «مجلس مؤسسان» بدلیل شرایطی که همین جریانات با حمایت بیگانگان برای نابودی انقلاب اسلامی بوجود آورده بودند و تدوین سریع قانون‌اساسی برای گذر از این مرحله ضروری بود آنان بمخالفت برخاسته و بر تدوین قانون‌اساسی در مجلس مؤسسان تأکید داشتند.

با تشکیل مجلس‌خبرگان و تدوین قانون‌اساسی و پذیرش ولایت‌فقیه عادل بر جامعه اسلامی توسط نمایندگان این مجلس، بمخالفت با آن پرداختند و با کمک جاسوسان آمریکایی اقدام به انحلال مجلس‌خبرگان نمودند.

با تدوین قانون‌اساسی، به اعتراض به آن و لزوم طرح مجدد آن در سطح عموم روی آوردند.

همه‌پرسی قانون‌اساسی آن را تحریم و تلاش نمودند که با حداقل شرکت کنندگان در رأی گیری برگزار گردد.

با عدم اقبال مردم به آنان در انتخابات مجلس شورا ادّعای تقلب ر مطرح نودند

با ارائه قانون اسلامی شدن قوانین به مجلس به تقابل با آن برخاستند

 و با ارائه لایحه قصاص به مجلس آنرا غیرانسانی توصیف نمودند که با فتوای «ارتداد» روبرو شدند.

 با  آغاز قیام مسلّحانه عوامل ضد انقلاب، حکم «محاربه» آنان نیز صادر گردید و این جریان باعث فرار رهبران هر دو جریان و محو آنان از صحنه سیاسی ایران و تثبیت نظام جمهوری‌اسلامی گردید.

لغات کلیدی: امام خمینی، جمهوری‌اسلامی، لایحه قصاص، مجلس‌خبرگان، جبهه ملی، ارتداد،

دولت موقت

دولت موقت

قسمت سوم

ارائه لایحه‌قصاص و تیرهای مسموم تهمت و افترا

در طی دوران چند ساله مظلومیّت و ترور شخصیّتی شهید بهشتی، توسط دشمنان، کمتر زمانی مانند  بهار سال ۶۰  یعنی زمان ارائه لایحه‌قصاص، ایشان در معرض هجوم تیرهای مسموم تهمت و افترای‌ این بی­اعتقادان به اسلام و مجذوبان مکاتب شرقی و غربی و اصحاب مکر و شیطنت قرار گرفتند. لکن تهاجم تبلیغاتی فلج کننده آنان و حامیان بین­المللی آنان کمترین تأثیری در اراده بلند آن عالم متخلّق به اخلاق الهی نداشت. دانش گسترده آن فقیه دانشمند و زمان شناس و  متفکّر مردمی و عاشق معنویّت اسلامی و انقلابی صادق و مطّلع از مبانی روشن عدالت اسلامی، موجب شده بود که ایشان با قاطعیّت و متانت و اخلاق و شجاعتی بی­نظیر و بدون هیچ­گونه تردید بدفاع مستدل و منطقی از احکام قضایی اسلام و طی مراحل قانونی اجرایی شدن آن بپردازند و بی­پروا بر اجرای دقیق احکام اسلام پافشاری نمایند و بر مدار رضایت عامه مردم مسلمان و فداکار که خواهان پیاده شدن احکام اسلامی و عدالت علوی در کشور بودند، حرکت نمایند و به جوسازی­ها بی­اعتنایی نمایند.

ایشان در هفتم اسفند ۵۹ به شبهه افکنی­ها علیه لایحه‌قصاص چنین پاسخ دادند:

 صریحاً می­گوییم نظام حقوق مدنی و جزایی جمهوری‌اسلامی ما برپایه تعالیم اسلام خواهد بود. به اجتهاد زنده و پویا در زمینه قوانین و مقرّرات، سخت معتقدیم امّا آن اجتهاد زنده و پویایی که با شناخت فقه اسلامی انجام پذیرد، نه آنچه دیگران با معلومات سطحی از فقه اسلامی درباره جهان بینی و معارف اسلام بسازند و بپردازند.

نفاق لیبرالی و کمونیستی در کنار هم و در کنار خلبان شاه

نفاق لیبرالی و کمونیستی در کنار هم و در کنار خلبان شاه

 

دعوت به راه‌پیمایی بر علیه اسلامی‌شدن قوانین و لایحه‌قصاص

جبهه‌ملّی پر سروصدا و کم جمعیت که در مراحل گوناگون انقلاب اعضای آن در مقابل انقلاب و امام و ملّت ایران و بنفع بیگانگان وارد عمل شده بودند، با رئیس‌جمهور شدن بنی­صدر پیرامون او تجمّع نمودند تا برای رسیدن به اهداف خود از هم جبهه­ای خود استفاده نمایند.

آنان مصمّم بودند که از اسلامی‌شدن قوانین و برپایی نظامی اسلامی که بدلیل داشتن پشتوانه مردمی استقلال واقعی را دنبال میکرد و دست بیگانگان و بیگانه اندیشان را کوتاه، جلوگیری نمایند و افکار و عقاید خود را که افکاری مبتنی بر مبانی اومانیستی عرفی­گرایانه و مخالف با حاکمیّت قوانین‌اسلامی بود و خواهان هم­زیستی مسالمت­آمیز با ابرقدرت‌ها و کسب رضایت آنان بود را بر اکثریّت ملّت‌ ایران تحمیل نمایند.

 آنان خود را عقلای قوم و آگاه به تمام مسائل عصر و مصالح ملّت‌ ایران تصوّر میکردند و مردم‌ ایران و رهبران مردمی آنانرا شایسته آزاد بودن و شایسته انتخاب کردن نمیدانستند و خود را قیّم آنان می­پنداشتند و لذا بخود حق می­دادند در برابر خواست آنان که اسلامی‌شدن نظام و پیاده شدن قوانین‌اسلامی و تشکیل یک نظام نه شرقی و نه غربی بود، بایستند و در‌ این راه از پشتیبانی ابرقدرت‌ها بخصوص آمریکا نیز برخوردار بودند.

همزمان با عزل بنی­صدر از فرماندهی کل قوا، قرار بود در جلسه روز ۲۶ خرداد دو فوریت طرح بررسی کفایت سیاسی رئیس‌جمهور به بحث و رأی­گیری گذارده شود.

جبهه‌ملّی، طی اعلامیّه­ای، مردم را به بهانه مخالفت با لایحه‌قصاص که چند ماه قبل تقدیم مجلس شده بود به یک راه‌پیمایی در عصر روز ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ فراخواند.

این راه‌پیمایی در حقیقت قیام و شورش، در برابر تصمیمات رهبران انقلاب بخاطر حذف بنی­صدر و ضدانقلاب مرتبط با بیگانه از صحنه سیاسی کشور و جلوگیری از سوء­استفاده منافقانه آنان از قدرت برای سرنگونی نظام جمهوری‌اسلامی بود.

تمامی گروهک‌های ضدانقلاب از جمله منافقین نیز با جبهه‌ملّی هم­آهنگ شده بودند. راه‌پیمایی، بزعم آنان میتوانست جرقه­ای برای سلسله شورش­های خشن و برپایی جنگ مسلحانه فلج کننده علیه نظام باشد. توهم وحدت همه گروهک‌ها و همه احزاب در پشت سر بنی­صدر و توهم داشتن حمایت مردمی و نیز تصوّر حمایت ابرقدرت‌ها از آن­ها، رسیدن به آمال و آرزوهای دیرینه و کسب قدرت را در دسترس آنان قرار داده بود و همین باعث شد که احتیاط و حزم را نیز از دست داده و به قوانین‌اسلامی نیز علناً بتازند.

آنان در اعلامیّه دیگری از‌ این لایحه با عنوان «لایحه غیر انسانی قصاص» نام برده و آن را ناسازگار با آزادی و کرامت انسانی دانسته و مردم را علیه آن وسیاستهای نظام دعوت به شورش نموده بودند.

قانون قصاص، از ‌آیات صریح قرآن برگرفته شده بود و مخالفت با آن، مخالفتی علنی با قرآن بود. آنان با اهانت به احکام‌اسلامی و قرآن­کریم می­خواستند که با تحریک امام و مردم مسلمان و برانگیختن عکس­العمل شدید آنان، موجبات خشونت گسترده­ای را فراهم آورند و به درگیری­های گسترده خیابانی دامن بزنند و جنگ مسلحانه طراحی شده جبهه متّحد ضد انقلاب و حامیان سلطه طلب جهانی آنانرا توجیه و آغاز نمایند.امّا نفی و اهانت به یک ضروری دین برای پنهان داشتن هدف اصلی، بزرگ‌ترین اشتباه آنان بود.

رهبران منافقین در کنار آیت الله طالقانی. همین عکس گرفتنها با شخصیتهای انقلاب تعداد زیادی افراد خام را فریب داد.

رهبران منافقین در کنار آیت الله طالقانی. همین عکس گرفتنها با شخصیتهای انقلاب تعداد زیادی افراد خام را فریب داد.

صدور حکم ارتداد جبهه‌ملّی

این بار نیز هوشیاری و قاطعیّت امام وآشکار نمودن چهره ضد قرآن و ضد اسلام جبهه‌ملّی موجب حذف همیشگی این جریان از صحنه سیاسی کشور شد.

امام‌خمینی، صبح آن روز در سخنرانی پر شور و مفصّل و رسوا کننده خود نقاب از چهره‌ این توطئه­گران فریب‌کار برداشته و به رسوائی‌ آنان پرداختند و در میان اعجاب طراحان توطئه، پاسخی قاطع و کوبنده و برخاسته از فرهنگ اسلامی به‌ آنان دادند. پاسخی که آنان اصلاً به مخیّله­اشان خطور نمیکرد، یعنی صدور حکم «ارتداد» جبهه‌ملّی در صورت اصرار و پافشاری بر نفی حکم ضروری قصاص! امام چهره مصدق را که در زرورقی از مبارزه ضداستعماری و تقدّس«رهبر ضداستعماری» بودن و طرفداری دروغین از دموکراسی، پوشیده شده بود و کسی جرأت نداشت به شخصیّت حقیقی او نزدیک شود و نقاب از چهره او و خطاهای وحشتناک و مواضع ضداسلامی و روحیّه انحصارگرایانه و دیکتاتورمأبانه او بردارد، روشن کرده و خطر او و افکار ضداسلامی و ضدروحانیّت او و پیروان و شاگردان مکتب او را آشکار می­سازند(امام خمینی ج۱۴، ۴۴۹:۱۳۸۵):

در‌ این راه‌پیمایی مسلمان‌ها را دعوت کرده‌اند که در مقابل قرآن و در مقابل احکام ضروریّه اسلام قیام کنند! من از آن ریشه‌هایش میدانم، یک گروهی که از اوّلش باطل و  با اسلام و روحانیّت اسلام سرسخت مخالف بودند. اوّلش هم وقتی که مرحوم‌ آیت­الله کاشانی دید که‌ این‌ها دارند خلاف میکنند و صحبت کرد،‌ این‌ها به یک سگی نزدیک مجلس عینک زدند و اسمش را « آیت‌الله» گذاشتند!

 این در زمان آن بود که‌ این‌ها فخر میکنند بوجود او. او هم مُسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم من به آن آقا عرض کردم که‌ این دیگر مخالفت با شخص نیست،‌ این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود، سیلی بر اسلام میزد.

این‌ها تفاله‌های آن جمعیّت هستند که حالا قصاص را، حکم ضروری اسلام را، «غیر انسانی» میخوانند.

و در نهایت امام‌خمینی (ره) با شجاعت بی­نظیر، حکم خدا در مورد آنانرا بیان نمودند و جبهه‌ملّی را «مرتد» اعلام نمودند و چهره واقعی آنانرا برای مردم روشن نمودند و‌ این گروه بی­اصالت که بسان گذشتگان خود نه به اسلام معتقد بودند و نه به ملیّت متعهد، از امام بعنوان مرجعی که حکم اسلام را اعلام می­دارد، سیلی خوردند.

 

بنی صدر عضو جبهه ملی که منافقانه دم از اسلام میزد، قبل از رسیدن به قدرت!

بنی صدر عضو جبهه ملی که منافقانه دم از اسلام میزد، قبل از رسیدن به قدرت!

دغدغه اصلی امام، خطی خطرناک­تر از ارتداد!

امام عتاب خود به جبهه‌ملّی را در چند جمله خلاصه مینمایند و بیشتر به خطر مهمتر از ارتداد و کسانی که در لباس مذهب به اندیشه­های ناب اسلامی می­تاختند و زمینه مغشوش شدن افکار جوانان انقلابی و زمینه جذب آنان به مکاتب انحرافی را فراهم می­آوردند و ضررشان از «مرتدین» و از «محاربین» بیشتر بود، پرداختند: (امام خمینی ج۱۴، ۴۴۹:۱۳۸۵):

من به آن­هایی که با جبهه‌ملّی و با منافقین و منحرفین پیوند کرده‌اند، کار دارم. شمایی که متدیّن هستید و مدّعی تدیّن، چه توجیهی از‌ این معنا دارید؟‌ آیا تکلیف شرعی فقط‌ اینست که مردم را دعوت کنید به شورش در مقابل دولت اسلامی و مجلس شورای‌اسلامی؟!

آیا «نهضت‌آزادی» هم قبول دارد آن حرفی را که «جبهه‌ملّی» میگوید؟

دولت موقت

دولت موقت

بدنبال سخنان امام و صدور حکم ارتداد جبهه‌ملّی و اعلام مخالفت آنان با قرآن و احکام آن و اعلام‌ اینکه که در تمام طول سلطنت‌ خاندان پهلوی چنین جسارتی به اسلام و قرآن نشده است، ‏ آیات عظام گلپایگانی و مرعشی نیز در حمایت از امام بیان داشتند[۱]:

اگر مسلمانی حکم قصاص را که صریح قرآن و ضروری دین است منکر شود، مرتد میشود.

از سوی دیگر نهضت‌آزادی که با انتخاب رهبر خود به ریاست دولت‌موقّت در اطلاعیه خود چنین گفته بود:

و از آن جا که به فرمان آیه شریفه« اطیعوا الله و اطیعوالرسول و اولی الامرمنکم» اطاعت از این اوامر را وظیفه شرعی و عقیدتی خود به شمار میآوریم و از آنجا که بر طبق اصول والای اسلام و بخصوص مذهب شیعه که مرجعیّت عالی آن بعنوان نیابت از امام، حق عزل و نصب دارد…

در بعدازظهر ۲۵ خرداد اطّلاعیه­ای صادر و صرفاً آنچه شایعه دعوت نهضت‌آزادی به راه‌پیمایی مینامید را تکذیب کرد امّا از موضع­گیری صریح برای محکوم کردن جبهه‌ملّی و غیر انسانی توصیف کردن لایحه‌قصاص، خودداری نمود. تداوم مخالفت نهضت‌آزادی و رهبران آن و هم جبهه شدن آنان با ضدانقلاب و حامیان جهانی آنان بخصوص در دوران جنگ تحمیلی نیز نهایت به «طرد» آنان توسط امام منجر گردید:

نهضت به اصطلاح آزادى صلاحیت براى هیچ امرى از امور دولتى یا قانونگذارى یا قضایى را ندارند و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن­کریم و احادیث شریفه و تأویلهاى جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهاى دیگر، حتى منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است (امام خمینی، ج‏۲۰: ۴۸۱)

منافقین نیز که نوک پیکان تهاجم جبهه متّحد ضدانقلاب بوده و با عزل بنی­صدر، اعلام جنگ مسلحانه با نظام اسلامی نموده بودند با حکم «محارب بودن» امام روبرو گردیدند و با قیام سیل بنیان کن مردم و با اقدام قاطع قوه قضائیه، برای همیشه از صحنه سیاست نظام جمهوری‌اسلامی حذف گردیدند.

                                                                          پایان

 


[۱] – کیهان ۲۶ خرداد ۶۰

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*