تیتر خبرها
خانه / بخش 1) مطالب از مسئول سایت تسخیر / نقدی بر سخنان و اظهار نظرهای اخیر ابراهیم اصغر زاده دانشجوی سابق پیرو خط امام – ظاهرا آقای اصغر زاده فراموش نموده­اند که آلام و دردهای گروگانها , و خانواده آنان در دوران گروگان گیری یک بازی تبلیغاتی بود تا بتوانند از دادگاه لاهه برای تعدادی از این جاسوسان شارلاتان از کیسه ملت ایران باج بگیرند – نقد در پاورقی متن اصلی سید محمد هاشم پوریزدانپرست یکی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام. با عنوان سخنان ابراهیم اصغر زاده : « تقاضای ابراهیم اصغرزاده از ابوطالبی »

نقدی بر سخنان و اظهار نظرهای اخیر ابراهیم اصغر زاده دانشجوی سابق پیرو خط امام – ظاهرا آقای اصغر زاده فراموش نموده­اند که آلام و دردهای گروگانها , و خانواده آنان در دوران گروگان گیری یک بازی تبلیغاتی بود تا بتوانند از دادگاه لاهه برای تعدادی از این جاسوسان شارلاتان از کیسه ملت ایران باج بگیرند – نقد در پاورقی متن اصلی سید محمد هاشم پوریزدانپرست یکی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام. با عنوان سخنان ابراهیم اصغر زاده : « تقاضای ابراهیم اصغرزاده از ابوطالبی »

ظاهرا آقای اصغر زاده فراموش نموده­اند که  آلام و دردهای گروگانها , و خانواده آنان در دوران گروگان گیری یک بازی تبلیغاتی بود تا بتوانند از دادگاه لاهه برای  تعدادی از این جاسوسان شارلاتان از کیسه ملت ایران باج بگیرند

نقد در پاورقی متن اصلی مصاحبه ایشان

سید محمد هاشم پوریزدانپرست

 از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام.

نقدی بر سخنان و اظهار نظرهای اخیر ابراهیم اصغر زاده دانشجوی سابق پیرو خط امام

با عنوان: « تقاضای ابراهیم اصغرزاده از ابوطالبی »

راه امام کجا و راه مدعیان  اصلاح طلبی و مدعیان پیروی از ایشان کجا!

«و شما ببينيد خارجيها يك كلمه را مى‏گيرند و چيزى از توى آن بيرون مى‏آورند كه بر ما غلبه كنند، مثلًا مى‏گويند: «ايرانى‏ها ادعا مى‏كنند ما با گروگانگيرى مخالفيم» اما چون اينها ضد امريكا هستند اين حرف معنا ندارد. و ديديد كه امريكا در همين قضيه گروگانگيرى كه گرفتار شده است چقدر به اين طرف و آن طرف متوسل شده است. از اول هياهو به راه انداختند كه ما دخالت نظامى مى‏كنيم، بعداً رئيس جمهور امريكا به التماس و گدايى و دريوزگى افتاده است و به اين طرف و آن طرف مى‏زند كه مسئله را حل كند ولى نتوانست. و عده‏اى از آن طرف ايستاده و مى‏گويند: «بايد به شرايط ما عمل شود» و ما بايد خيلى مواظب باشيم؛ غير از اينكه ما را از داخل بپوسانند كار ديگرى نمى‏توانند بكنند . »   صحيفه امام، ج‏19، ص: 305

             

«بايد بدانند كه ايران كشورى است كه رسماً با امريكا مى‏جنگد، و شهداى ما، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل امريكا دفاع مى‏كنند. پس ذكر اين مسئله ضرورى است كه درگيريهاى غرب كشور عزيز ما درگيريهايى است از جانب امريكا كه گروههاى از خدا بى‏خبر وابسته، هر روز ما را با آن مواجه كرده‏اند، و اين به محتواى انقلاب اسلامى ما مربوط مى‏شود كه بر پايه استقلال واقعى بنا گشته است. چه اگر ما با امريكا و يا ساير ابرقدرتها و قدرتها كنار آمده بوديم، گرفتار اين مصايب نبوديم؛ ولى مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خوارى و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگى ننگين ترجيح مى‏دهند ..

ما براى كشته شدن حاضريم و با خداى خويش عهد نموده‏ايم كه دنباله روىِ امام خود سيدالشهدا باشيم. اى مسلمانانى كه در كنار خانه خدا به دعا نشسته‏ايد، به ايستادگان در مقابل امريكا و ساير ابرقدرتها دعا كنيد و بدانيد كه ما با عراق جنگى نداريم و مردم عراق پشتيبان انقلاب اسلامى ما هستند، ما با امريكا در ستيزيم. و امروز دست امريكا از آستين دولت عراق بيرون آمده است و به اميد خدا اين ستيز تا استقلال واقعى ادامه دارد كه بارها گفته‏ام ما مرد جنگيم و تسليم براى مسلمان معنا ندارد. اى كشورهاى بى‏طرف! شما را به شهادت مى‏طلبيم كه امريكا قصد نابودى ما را دارد. كمى به خود آييد و ما را در هدفمان كمك كنيد. ما به شرق و غرب و به شوروى و امريكا پشت كرده‏ايم تا خود، كشور خود را اداره كنيم. آيا حق است تا اين چنين مورد هجوم شرق و غرب واقع شويم؟

با اوضاع فعلى جهان اين يك استثناى تاريخى است كه با مرگ و شهادت و شكست ما، مطمئناً هدف ما شكست نمى‏خورد ..

بارها گفته‏ام كه گروگانگيرى توسط دانشجويان مسلمان و مبارز و متعهد ما عكس العمل طبيعى صدماتى است كه ملت ما از امريكا خورده است. و اينان فعلًا با بازپس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهاى امريكا عليه ايران و ضمانت به عدم دخالت سياسى و نظامى امريكا در ايران و آزاد گذاشتن تمامى سرمايه‏هاى ما آزاد مى‏گردند؛ كه البته اين امر را محول به مجلس اسلامى نموده‏ام تا آنان به هر نحو كه صلاح میدانند عمل نمایند.‏ با اينان در ايران به بهترين وجه رفتار شده است؛ ولى تبليغات امريكا و اقمارش از هيچ دروغ و افترا و تهمتى در اين مورد فرو گذار نكردند، در حالى كه امريكا و انگليس به فرزندان عزيز ما بدترين اهانتها و شكنجه‏هاى روحى و جسمى را نمودند و هيچ مقام رسمى در مجامع بين المللى از اين دوستان عزيز ما دفاع ننمود، و هيچ كس امريكا و انگليس را در مقابل اين رفتار وحشيانه محكوم نكرد.»         صحيفه امام، ج‏13، ص: 213

دو گروگان که جاسوسی آنان مسجل نشده بودند در نخستینن روزهای تسخیر به دلیل سیاه پوست بودن آزاد شدند.
دو گروگان که جاسوسی آنان مسجل نشده بودند در نخستینن روزهای تسخیر به دلیل سیاه پوست بودن آزاد شدند.

»ایسنا-  سرویس: رسانه هاي ديگر – رسانه ديگر

کد خبر: 93012610509

 

سه‌شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳

محمدابراهیم اصغرزاده – از دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا در تهرانمی‌گوید که حمید ابوطالبی تنها یک مترجم بوده است اما حساسیت افکار عمومی در آمریکا سبب شده تا لابی‌گری‌های تندروها در آمریکا این موضوع را به هیاهو بدل سازد. او تقاضایی هم از ابوطالبی دارد: «ابوطالبی انصراف دهد تا گره‌گشایی شود».

مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان
مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان

به گزارش ایسنا، مشروح گفت‌وگوی روزنامه اعتماد با اصغرزاده در پی می‌آید:

به‌تازگی در خصوص تسخیر سفارت آمریکا پیشنهاد عذرخواهی از جانب خود برای خانواده گروگان‌ها را ارائه داده‌اید. چرا بعد از این سال‌ها به این نتیجه رسیدید؟

صحبت عذرخواهی یک دولت از یک دولت دیگر نیست. بلکه صحبت همدردی با خانواده افرادی است که به هر دلیل دچار آسیب روحی و روانی شده‌اند[1]. نه من نه آنها هیچ یک دارای پست دولتی نیستیم. این کار انسانی[2] در نوع خود ابتکار جدیدی هم نیست. چیزی حدود پانزده شانزده سال پیش حتی در سطح رئیس دولت، آقای خاتمی در مصاحبه با CNN  و خانم کریستین امانپور نسبت به آلام و رنجی که دیپلمات‌های آمریکایی در طول 444 روز گروگانگیری کشیده‌اند ابراز همدردی کرد[3].

خانم آلبرایت وزیر خارجه دولت کلینتون هم نسبت به مداخله سابق آمریکا در امور داخلی ایران و ساقط کردن دولت ملی دکتر مصدق عذرخواهی کرد[4].

به هر حال روابط ایران و آمریکا نمی‌تواند که تا ابد گروگان گذشته باشد[5]. وقتی یکی از وزرای دولت قصد داشت از محل ساختمان سفارت آمریکا برای دفتر کارش استفاده کند امام خمینی (س) مخالفت کردند و گفتند مگر قرار است قطع رابطه با آمریکا تا ابد طول بکشد[6].

حالا هم ملت ایران تجربه دوران احمدی‌نژاد را پشت سر گذاشته‌ و هوشمندانه با انتخاب شخصی مانند حسن روحانی سایه جنگ و انزوا را از سر کشور دور ساخته، پس باید به ابتکار عمل دولت میدان داد. تاکید می‌کنم که روابط ایران و آمریکا نمی‌تواند تا ابد در بن‌بست باقی بماند و باید گره‌گشایی شود[7].

مسائلی در روابط دو کشور وجود دارد که اگر گره‌گشایی نشود به صورت مزمن سایه بر حوادث بعدی خواهد انداخت.

این‌گونه که شما مطرح می‌کنید، دولت فعلی باید در خصوص تسخیر سفارت آمریکا موضع بگیرد، در حالی که آن اتفاق مورد تایید نظام قرار گرفت و در عین حال روابط و مشکلات فعلی، پیچیده‌تر از مسائل سفارت سابق است؟

شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - ترور به دست منافقین
شهید مهدی رجب بیگی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام – ترور به دست منافقین

طبیعتا شایسته این نیست که دولت یا نظام ایران برای حل آن بخواهد اقدامی صورت دهد اما دانشجویان خط امام یا جمعی از دانشجویان که در آن حادثه نقش داشته‌اند و حکومتی هم نیستند اگر پیش‌قدم شوند شاید بتوانند مشکل را حل کنند[8]. من به خاطر اینکه گره‌گشایی کنم اعلام کردم در شرایطی که منافع ملی کشورم ایجاب کند می‌شود از این قضیه عبور کرد اما این مقید و مشروط به منافع ملی است[9].

من چون معتقدم نهاد دانشجویان خط امام غیرحکومتی است[10] و از 16 سال پیش به عنوان یک جریان رفرمیست و اصلاح‌طلب به کمک فضای سیاسی کشور آمده است[11]، نباید مخالفتی داشته باشند. البته در بین این دانشجویان خط امام، افراد رادیکال[12] هم وجود دارند که مدافع وضع موجودند اما اکثریت دانشجویان خط امام از گشایش در روابط خارجی ایران حمایت می‌کنند و موضوع اشغال سفارت آمریکا را متعلق به قالب تاریخی زمان خود می‌دانند[13]. با این حال پیشنهاد داده‌شده کاملا شخصی بود.

مگر می شود یک رابطه به این پر پیچ و خمی را با یک عذرخواهی یا دلجویی حل کرد؟

باید گره‌گشایی کرد. زخم‌هایی در روابط دو کشور وجود دارد که اگر درمان نشود مانند زخمی مزمن و چرکین تمام مناسبات خارجی و منافع هر دو کشور را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. سیاستمداران دو کشور اجازه ندهند فرصت‌ها به‌راحتی از دست بروند یا خود تبدیل به تهدید بشوند[14].

 ببینید، همین ماجرای ایران‌شناس و ایران‌دوست شهیر آمریکایی مرحوم ریچارد فرای که وصیت کرده است در کنار استادش پروفسور آرتور پوپ در اصفهان دفن شود، چگونه بازیچه دست عده‌ای کم‌خرد و خودسر قرار گرفت که هیچ درکی از موقعیت و تمدن ایرانی ندارند.

من از سکوت آقای رئیس‌جمهور و اعضای کابینه ایشان تعجب می‌کنم که خودشان را به ندیدن و نشنیدن زده‌اند.

مگر نمی‌دانند فرای همان شخصی است که نه‌تنها یک بار از ایران و ایرانی جماعت بد نگفت که در کتاب عصر طلایی ایران، در زمانی که شیوخ عرب دلارهای بادآورده را خرج می‌کردند که تمدن اسلامی را کاملا عربی نشان دهند و حضور دیگر ملت‌ها را کمرنگ سازند، از اهمیت ایرانیان و فرهنگ ایرانی برای شکل‌گیری تمدن اسلامی دفاع و اهمیت زبان فارسی را برای تمدن آسیا گوشزد کرد[15]. یا یک مثال کلاسیک دیگر بزنم؛ وقتی شوروی فروپاشید و به جای دو همسایه دریای خزر ناگهان سر و کله پنج کشور مدعی در ساحل دریا پیدا شد، دولتمردان و دستگاه دیپلماسی ما باید از لابی با غرب و آمریکا به صورت ابزاری استفاده می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که روس‌ها با انعقاد پیمان‌های دوجانبه قواعد حقوقی دریاچه را بر آنجا حاکم کنند و سهم لااقل 20 درصدی ایران از بستر دریا به کمتر از 13 درصد کاهش یابد. آمریکایی‌ها هم اگر این روند واگرایی با ایران را متوقف نکنند، بیش از این در منطقه خاورمیانه زمین‌گیر و سرگرم خواهند شد[16]. آن وقت چین و روسیه سهم خودشان از اقتصاد جهانی را افزایش خواهند داد. ببینید در همین ماجرای بلعیدن کریمه توسط روس‌ها اگر ایران تامین‌کننده گاز اروپا بود، آیا غرب اجازه می‌داد کریمه به دامن مسکو سقوط کند؟ رابطه ایران و آمریکا چه بخواهیم چه نخواهیم گروگان تاریخ گذشته‌های دور است از سقوط مصدق تا سقوط سفارت امریکا در 35 سال پیش[17].

 طبیعتا شایسته نیست که دولت یا ملت ایران برای گشودن و حل مشکل بخواهند اقدامی بکنند اما گروه دانشجویان خط امام یا همان جمعی از دانشجویان که در اشغال سفارت نقش داشته‌اند و جریانی دولتی و حکومتی هم نیستند پیشقدم شوند. گرچه در جبهه برای صلح، کسی سراغ سرباز در حال جنگ را نمی‌گیرد، با این حال شاید ما هم در حد بضاعت خود بتوانیم به جای کور کردن بیشتر، گرهی از گره‌های موجود را باز کنیم.[18]

پرسش دیگری که این روزها مطرح است اینکه ماجرای گروگانگیری مربوط به 35 سال پیش است. چرا باید با مطرح شدن نماینده انتخابی ایران برای سازمان ملل در آمریکا با چنین واکنشی مواجه شویم؟

تردید نکنید که کابوس 444 روز گروگانگیری هنوز در خاطره جمعی جامعه آمریکا زنده است[19] و بر هر حرکتی سایه می‌اندازد. بسیاری از آمریکایی‌ها از گذشته امپریالیستی کشورشان در حمایت از دیکتاتوری‌های نظامی خبر ندارند. حتی نمی‌فهمند که چه جنایتی در فلسطین صورت می‌گیرد زیرا غول‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دائما ذهن و روح مردم را در تسخیر خود دارند و اجازه نمی‌دهند که سیاستمداران معتدل آمریکایی[20] نظیر اوباما برنامه خود را پیش ببرند. انتخاب آقای اوباما البته برای ایران فرصتی فراهم ساخت[21]. همچنین انتخاب آقای روحانی در ایران و نمایش قدرت دموکراسی ایرانی برای آمریکا فرصتی جدید فراهم آورد تا در سیاست‌های خاورمیانه‌ای‌اش تجدیدنظر کند. در این میان ساختن فیلم‌های تحریک‌کننده هالیوودی نظیر آرگو و دادن جایزه اسکار به آن و اخیرا اخلال در صدور ویزای آقای حمید ابوطالبی نشان داد که افکار عمومی آمریکا تا چه اندازه نسبت به مساله اشغال سفارتش در تهران نگران و شکننده است.[22] لااقل هیچ رابطه منطقی‌ای میان حمایت دولتش از شاه و گروگانگیری نمی‌تواند برقرار کند. اساسا فجایع زمان شاه و جنبه‌های مردمی انقلاب ایران به گوشش آشنا نیست[23].

من از باب اینکه بگویم دوستی و دشمنی کشورها نسبی و موقتی است و تنها منافع ملی هر کشور است که دائمی است اعلام کردم مقید و مشروط به «منافع ملی»[24] چه اشکالی دارد اشخاص و نهادهای غیرحکومتی از در آشتی‌جویی درآیند و با آسیب‌دیدگان همدردی کنند[25]؟

طبس هواپیمای منهدم شده مهاجمین آمریکایی
طبس هواپیمای منهدم شده مهاجمین آمریکایی

35 سال پیش دوستان من براساس تحلیلی که از پذیرفتن شاه در آمریکا داشتند تصمیم گرفتند جواب مداخله‌جویی آمریکا را در قالب اعتراض دانشجویی بدهند ولی کنترل از دستشان خارج شد و در پی حمایت و استقبال مردم ایران که ناخودآگاه جمعی‌شان انباشته از نفرت و ترس نسبت به دخالت‌های گذشته آمریکا بود ناچار از تداوم گروگانگیری طولانی‌مدت شدند[26]. وقتی انقلاب تثبیت و استقلال کشور تضمین شد ایران به صورت کامل از مدار جاذبه آمریکا خارج شد و حتی جهان دوقطبی غرب و شرق فرو پاشید. دیگر پس از 35 سال، ترویج آمریکاهراسی و انداختن همه گناهان و ندانم‌کاری‌ها به گردن آمریکا معنا ندارد[27]. خب همین افراط و تفریط و مخدوش کردن مرزهای میان واقعیت و خیال باعث بی‌اعتمادی می‌شود و عده‌ای هم می‌افتند دنبال شیفتگی و شیدایی نسبت به آمریکا و فکر می‌کنند قبله آمال و آزادی‌ها آمریکاست[28]. وقتی می‌گویم منافع ملی یعنی منافع متعلق به همه آحاد جامعه، نه فقط یک گروه. منافع ملی تعریف خاص خود را دارد؛ منافع ملی ترکیبی از همه مولفه‌های ایدئولوژیک، آرمانی و غیر آرمانی است اما وقتی منافع ملی را در چارچوب جغرافیایی کشور تعریف می‌کنیم به اهداف و منافع ملی دیگر کشورها تا آنجا که با منافع ما تعارض نداشته باشد و در چارچوب سرزمینی خودشان تعریف شود، احترام می‌گذاریم. بنابراین نگرانی جامعه غربی نسبت به رشد بنیادگرایی و فاندامنتالیسم را درک می‌کنیم و متقابلا دلواپسی خود را از رشد بنیادگرایی مسیحی و یهودی که پشت پرده اسلام‌هراسی و توهین به مقدسات آن پنهان شده‌ است، نشان می‌دهیم. بنیادگرایی در هر صورت و شکل، یک خطر جهانی است.[29]

با شرایط پیش‌آمده در خصوص موضوع آقای ابوطالبی آیا این تصمیم شما می‌تواند در این برهه صلاح باشد؟

اعتمادسازی در شرایط فعلی ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای امنیت ملی کشور است.  

 وزارت خارجه ابتکارات دیپلماتیک را باید به گونه‌ای به کار بندد که هزینه سیاسی و معنوی اقدامات ماجراجویانه و ضد منافع ایران در افکار عمومی را به‌شدت افزایش دهد و فرصت را از دست تندروهای ضدایرانی چه نئوکان‌ها و نئومحافظه‌کاران داخل آمریکا و چه نظام‌های فرسوده و مستعملی مانند عربستان و اسرائیل بگیرد. بارها گفته‌ام با توجه به توان نامحدود نظامی آمریکا تصور بازدارندگی نظامی، ساده‌انگاری است[30]. بازدارندگی تنها در چارچوب تدابیر سیاسی و دیپلماتیک ممکن است. از این‌رو ابتکارات دیپلماتیک دولت روحانی می‌تواند به تقویت موقعیت ایران در افکار عمومی جهان و ارتقای منافع ملی منجر شود. همان طور که راهبرد منطقه‌ای وزارت خارجه باید این باشد که تحت هیچ عنوان در خلیج فارس و منطقه با کشورهای عربی و همسایگان وارد چالش و جنگ لفظی نشود و نباید بر اساس لفاظی آنها تحریک شود، در چالش‌های پیش رو با غرب و آمریکا نباید در ترکیب متعادل و منطقی مصلحت‌گرایی، حکمت‌سنجی و عزت ملی دچار تناقض و عدم تعادل شود.

آیا پیشنهاد شما مبنی بر عذرخواهی از خانواده گروگان‌های آمریکایی و همزمانی آن با موضوع آقای ابوطالبی هدفی خاص را دنبال می‌کند؟

من این پیشنهاد را تنها در رابطه با تنگنای معرفی و روادید آقای ابوطالبی ارائه نکرده‌ام. موضوع آقای ابوطالبی مسائل خفته و پنهان را به سطح آورد و نشان داد که زیر این پوسته به‌ظاهر آرام موجود چه میزان هیجان، نگرانی و دلواپسی در دو کشور وجود دارد. من معتقدم دولت آقای روحانی و وزارت خارجه باید جانانه از دیپلمات خود و در حقیقت از حقوق مردم دفاع کنند، باید در خصوص آقای ابوطالبی برای نمایندگی ایران در سازمان ملل پافشاری کنند و از مجاری حقوقی و کمیته ویژه مربوطه در سازمان ملل موضوع سوءاستفاده غیر حقوقی آمریکا از میزبانی خود را پیگیری کنند. این حرکت مربوط به دولت ایران است. اما اینکه آقای ابوطالبی خود تصمیم به انصراف از پذیرش این پست بگیرد و بن‌بست موجود را بگشاید، مساله‌ای ثانوی است. تقاضای شخصی من از آقای ابوطالبی این است که به خاطر حل مساله و گره‌گشایی، خود ایشان از این مسئولیت انصراف دهند. این اقدام ابوطالبی سبب می‌شود که هم موضوع حل شده و هم دولت ایران عقب‌نشینی نکند. چون دیگر موضوع از مجاری دیپلماتیک به سطح عمومی کشیده شده و برای طرفین تبدیل به موضوعی حیثیتی و پرستیژی شده، عقب‌نشینی آقای روحانی از معرفی ابوطالبی باعث می‌شود که در داخل کشور برای رئیس‌جمهور مشکلاتی پیش بیاید[31].

argo
argo 2013 argo iran usa hostages embassy 1979 2013 hollywood oscar ben affleck canada rescue mission president univesity usa student liberty un ben

در مورد منافع ملی کشور مواردی هست که به واقع‌بینی ما در سیاست خارجی بازمی‌گردد که باید لحاظ شود؛ نکته‌ای که در سخنان مقام معظم رهبری هم ذکر شده. یعنی تلفیق مصلحت، حکمت و عزت. نمی‌توان یکی را لحاظ و بخش دیگر را رها کنیم. مواردی از واقع‌گرایی حضرت امام وجود دارد که به عنوان دانشجویان خط امام وقتی خدمت ایشان می‌رسیدیم می‌فرمودند که به‌موقع آنها را خواهم گفت. ایشان مطالبی را عنوان می‌کردند که نشان می‌داد بین واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی پل می‌زنند و آنجاست که منافع کشور حفظ می‌شود. اخیرا دیده‌ام آقای هاشمی رفسنجانی با نقل خاطراتی به بخشی از آنها اشاره می‌کند.

سیاست‌های کلی نظام و رهنمودهای رهبری در خصوص رابطه با آمریکا برای همگان لازم‌الاجراست اما در عین حال عده‌ای در داخل موافق و عده‌ای مخالفند. نقش سخنان غیر کارشناسی یا سیاسی در این‌باره چیست؟

طبیعتا اگر به تندروها میدان دهیم چه در داخل آمریکا، چه در جامعه غربی و چه در داخل ایران، وضعیت غیرقابل کنترل خواهد شد. اختلاف بر سر تعامل با آمریکا در سال‌های طولانی آنقدر نهادینه شده که هر ابتکار جدیدی در این رابطه نیازمند اجماع ملی در داخل کشور است و اینکه همه جناح‌ها باید از این اجماع حمایت کنند یعنی به عنوان یک هدف ملی پذیرفته شود که باید کشور را از معرض تهاجم، تهدید، تحریم و انزوا خارج ساخت. بحث برقراری رابطه با آمریکا نه در گذشته و نه در آینده نزدیک تابع یک روند ثابت نبوده و نخواهد بود زیرا طرفین بر اساس تعریف خود از منافع ملی و با درک شرایط زمان و مکان عمل کرده و می‌کنند و حالاحالاها این قضیه فراز و فرود خواهد داشت ولی هم روحانی و هم اوباما گام‌های خوبی برداشته‌اند که نشان می‌دهد طرفین هم به برداشت مناسبی از منافع ملی خود به‌خصوص پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی دست یافته‌اند و هم اراده کرده‌اند. با وجود مواضع افراطی در هر دو سوی ماجرا، سخنان روحانی و اوباما در مورد پیشرفت امور، نه سیاه است نه سفید. هردو در منطقه خاکستری حرکت می‌کنند و این قدم مهمی است که برداشته‌اند[32]. باید طرفین از مطلق‌نگری و بازی صفر و صد دست بردارند. پس از انتخابات 24 خرداد سال گذشته و مذاکرات ژنو تصویر جدیدی در افکار عمومی جهان نسبت به ایران شکل گرفته که به همراه خود فرصت نوینی فراهم ساخته است؛ فرصتی که ایران از موضع برابر و بالا و در عین حال مظلومیت و حق به‌جانب برای حل مشکلاتش با آمریکا و دنیای غرب قدم بردارد[33]. به رسمیت شناخته شدن ایران به عنوان یک کشور دارای نفوذ در منطقه و خاورمیانه که دارای حق و توان هسته‌ای و به‌خصوص سیستمی مردمی است، امتیاز کمی نیست[34]. ما هم همان قدر که نسبت به تندروی‌ها و بنیادگرایی‌ها در کشورهای غربی و جوامع مسیحی نگران هستیم باید نسبت به تندروی در کشورهای اسلامی هم نگران باشیم[35]. در این زمینه بین اسلام شیعی و اسلام سنی فرقی نگذاریم. ما خودمان قربانی تروریسم هستیم. تازه از مساله گروگانگیری مرزبانان ایرانی توسط یک جریان تندروی تروریست رهایی یافته‌ایم. برای اینکه بتوانیم راحت‌تر زندگی و منافع مردم را پیگیری کنیم، باید روش‌ها و سیاست‌هایی را به‌کار بگیریم که مردم در سال 92 به ما نشان دادند و قطعا تمام این موارد بر اساس منافع ملی و سیاست‌های اجتماعی نظام باشد.

تصویر عباس عبدی با باری روزن وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا که موج اتهام پشیمانی دانشجویان خط امام از اقددام تاریخی خود را به سوی آنان سرازیر نمود.
تصویر عباس عبدی با باری روزن وابسته مطبوعاتی سفارت آمریکا که موج اتهام پشیمانی دانشجویان خط امام از اقددام تاریخی خود را به سوی آنان سرازیر نمود.

آیا ادعاهایی که آمریکا در خصوص آقای ابوطالبی مطرح کرده صحیح است؟ آقای ابوطالبی در جریان تسخیر سفارت آمریکا چه وظیفه‌ای داشته است و موضوع مترجم بودن ایشان برای گروگان‌ها آیا صحت دارد؟

آقای حمید ابوطالبی از دانشجویان مستعدی بود که به دلیل آشنایی با زبان انگلیسی و فرانسوی از طرف دانشجویان خط امام دعوت به همکاری شد تا به صورت موقت در ترجمه بعضی مراسم و مذاکرات همکاری داشته باشد. ایشان حتی به آن اندازه که خانم ابتکار و آقای شیخ‌الاسلام جزو دانشجویان خط امام محسوب می‌شدند، دانشجوی خط امام به حساب نمی‌آمد. او نه‌تنها از اعضای تصمیم‌گیرنده دانشجویان نبود که حتی به صورت ممتد در مدت 444 روز در محل سفارت آمریکا حضور نیافت و اینک خود قربانی و گروگان شیطنت جریان تندروی داخل آمریکا شده است. در مراسمی که برای گروگان‌ها برگزار می‌کردیم، مثلا هنگامی که از کشیش‌های آمریکایی برای انجام مراسم کریسمس دعوت به عمل آوردیم از ابوطالبی به عنوان مترجم استفاده کردیم یا برای دعوت از سازمان‌ها و نهضت‌های آزادیبخش جهان از آقایان عباس عبدی، محمد هاشم و حمید ابوطالبی خواستیم که به الجزیره سفر کنند. آقای ابوطالبی بعد از آن به جرگه دستگاه دیپلماسی کشور پیوست و به دیپلماتی مجرب و کارکشته تبدیل شد. همکاری ایشان با دانشجویان خط امام در حقیقت جزو کوچک‌ترین بخش از تجربه و تاریخ زندگی سیاسی ایشان است. آن زمان کسی یافت نمی‌شد که در صورت تقاضای دانشجویان دست رد به سینه‌شان بزند. اکثریت قریب به اتفاق جامعه روشنفکری و تحصیلکرده کشور از اقدام اشغال سفارت حمایت می‌کردند. ایشان حالا از دانش دیپلماسی برخوردار است و متاسفم که او اینک قربانی بازی هیاهو برای هیچ شده است. اولا بی‌جهت دوباره موضوع اشغال سفارت به تیتر یک غول رسانه‌ای آمریکا تبدیل شد و ثانیا اعتراض کاملا دانشجویی دانشجویان خط امام در 35 سال پیش اینک در قالب یک اقدام تروریستی به دنیا معرفی شد. مخالفتی که با ابوطالبی صورت گرفته به نظرم موضوعی حاشیه‌ای است که دستمایه انتقام‌گیری نومحافظه‌کاران و تندروهای آمریکایی از دولت اوباما و روحانی و تماس تلفنی سال گذشته آنهاست. انتقام از جریانی است که می‌خواهد روند واگرایی موجود را متوقف کند. همه می‌دانند نان تندروها و لابی صهیونی در چالش بیشتر میان ایران و آمریکاست. آنها توانستند حاشیه را بهانه کنند و به متن بیاورند و با تبلیغات تبدیل به یک موضوع مهم و چالش برانگیز برای دولت اوباما کنند. دولت آقای روحانی هم دچار مخمصه شد؛ نه راه عقبگرد و نه راه پیشرفت دارد. تنها می‌تواند اعتراض خود را پیگیری حقوقی کند.

پیشنهاد شما در خصوص عذرخواهی چه اندازه می‌تواند در سرنوشت چالش به‌وجود آمده در خصوص ابوطالبی تاثیرگذار باشد؟

تغییر زاویه دید در روابط خارجی ایران نسبتی با منافع چپ یا راست ندارد بلکه به واقعی بودن و تشخیص امنیت ملی ربط دارد. برای ایران امنیت ملی از بالاترین مطلوبیت برخوردار است. هر روز که می‌گذرد و نسل جدیدتر با مطالبات متفاوت‌تر به صحنه می‌آید برای ما امنیت، خصلتی پیچیده، ترکیبی و غیرنظامی‌تر می‌گیرد؛ چیزی که کمتر مورد توجه آمریکایی‌هاست و ایران خواهان تضمین و تامین آن در روابط خارجی‌اش با دیگران است. از نظر من و بسیاری اصلاح‌طلبان، قدرت صرف تسلیحاتی و امنیت نظامی و کلاسیک که به ما توانایی تهاجمی و دفاعی مسلحانه در برابر تهدیدات نظامی دشمن را بدهد، دیگر کفایت ندارد بلکه وجهه مردمی و دموکراتیک نظام بیشتر از هر چیز اقتدار و امنیت یا پایداری سیاسی سیستم ما را حفظ می‌کند.[36]

دانشجویان پیرو خط امام در حال دادن شعار بر ضد سلطه گران آمریکایی این غارتگران ضد بشر
دانشجویان پیرو خط امام در حال دادن شعار بر ضد سلطه گران آمریکایی این غارتگران ضد بشر

امنیت ملی ما در گرو اقتصادی است که به منابع و بازارهای جهانی برای جذب سرمایه و تامین رفاه مردم دسترسی داشته باشد. آن وقت است که امنیت اجتماعی‌ای که در پرتو آن به حفظ الگوهای سنتی فرهنگی و مذهبی و هویتی جامعه خود بپردازیم هم فراهم می‌شود، بدون اینکه از ابزار زور و اجبار بخواهیم استفاده کنیم. و نگرانی وسواس‌گونه و افراطی نسبت به بیگانگان و غرب آن هم از جنس پارانویای دایی جان ناپلئونی مشکل ما را حل نمی‌کند.[37] تابوهای سه‌دهه گذشته با نشست و برخاست و تلفن زدن و کدخدای جهان نامیدن آمریکا و عذرخواهی این و آن شکسته نشده و کینه‌ها شسته نمی‌شود[38]. برداشتن قدم‌های شتابزده و بی‌پروا می‌تواند به ضرر باشد. شما می‌دانید لابی‌های متعددی از نیروهای ضد ایرانی در فضای سیاسی آمریکا حیات دارند مانند لابی قدرتمند آیپک که صرفا اهداف سیاسی را دنبال می‌کند. اقدامات سیاسی لابی‌ها سال‌هاست بر جهت‌گیری سیاست خارجی آن کشور تاثیر می‌گذارد. لابی آیپک متعلق به سران جامعه یهودیان آمریکاست که اکنون 100 هزار عضو دارد و وظیفه‌اش جلب حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی لازم است تا بقای اسرائیل تضمین شود.[39]

با این حساب پس چه باید کرد؟

معادله چند مجهولی روابط ایران و آمریکا با این چیزها حل‌شدنی نیست. باید جنبید. پوتین دارد بر اساس نقشه زیرکانه با بلعیدن مناطق اطرافش و گرفتن فرصت‌های اقتصادی از ایران در دریای خزر و آسیای میانه، کشورش روسیه را تبدیل به امپراتوری میراث‌دار مشترک تزاریسم و استالینیسم می‌کند که از چالش ما با غرب سود می‌برد و در نهایت به ضرر منافع ملی ماست. ولی در شورای امنیت ملی گوشی شنوا برای شنیدن حرف‌ها و دیدگاه‌های بنده و دیگر اصلاح‌طلبان وجود ندارد[40]. در هویت جمعی آمریکایی در دهه‌های اخیر دو اتفاق کابوس‌وار و تروماتیک نقش عمده‌ای بازی کرده است. نخست واقعه گروگانگیری و دیگری فاجعه 11 سپتامبر. گرچه این دو حادثه از یک جنس نیستند، اولی اقدامی انقلابی و تدافعی در برابر مداخله‌جویی آمریکا و دومی حادثه‌ای تروریستی است[41] ولی افکار عمومی جامعه آمریکا هم به 11 سپتامبر و هم به گروگانگیری پاسخی متحدکننده از طریق همذات‌پنداری عمومی با قربانیان این دو واقعه داد.[42] یعنی در هر دو واقعه دولت و ملت آمریکا موقعیت قربانی را برای خود برگزیدند. دولت آمریکا در واکنش به حادثه 11 سپتامبر با حمله نظامی و برق‌آسا به عراق و افغانستان به تخلیه روانی کابوس جامعه دست زد[43] ولی در تخلیه روانی گروگانگیری که به‌شدت تحقیر شده بود، هنوز دچار مشکل است.[44]

ترس و تحقیر تجربه 444 روزه آنچه رسانه‌های آمریکا گروگان گرفته شدن کل این کشور می‌خواندند، استیصال دولت و شکست پاسخ‌های نظامی و کماندویی نظیر عملیات طبس پس از 35 سال هنوز تخلیه‌ای عینی نیافته است. گروگانگیری از این منظر، ترس تحلیل‌نشده، سیال و بدون مفری در ذهن جمعی آمریکایی است که به رفتار و سیاست‌های اقتدارطلبانه آمریکا در برابر ایران جهت می‌دهد و در ضمن در چارچوب منافعشان به این سیاست‌ها مشروعیت می‌بخشد.[45]

ولی ما هم در گذشته پاسخی به ندامت و عذرخواهی دولت آمریکا ندادیم

من کاری به دولت آمریکا ندارم. دغدغه من افکار عمومی و مردم آمریکا هستند که باید آنها را جدا و قابل انعطاف دید. ما باید همان زمان در ماه مارس سال 2000 میلادی که خانم مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا در سخنرانی مشهورش در شورای روابط ایران و آمریکا محورهایی از مسائل مورد علاقه و زمینه‌های همکاری میان دو کشور را برشمرد و به مواردی چون صلح و امنیت در خلیج فارس، توسعه اقتصادی منطقه‌ای و مواردی از این دست اشاره کرد و از گذشته عذرخواهی کرد آن را جدی می‌گرفتیم اما دیدید نگذاشتند و هر 9 روز یک بار اصلاح‌طلبان را با بحران مواجه ساختند[46]. زخم مزمن رابطه ایران و آمریکا همان طور که گفتم با این ملاحظات بهبود نمی‌یابد. پیچیده‌تر از این صحبت‌هاست که با عذرخواهی حل شود. ما باید در مساله ایران و آمریکا منطق جدیدی را به کار ببریم. منطق اشغال سفارت آمریکا متعلق به 35 سال پیش بوده است و این منطق حالا کارآمدی ندارد. من چند بار گفته‌ام باید با نهادهای مدنی و خانواده دیپلمات‌های آسیب‌دیده و البته نه ماموران سازمان سیا که رسما جاسوس تلقی می‌شدند ابراز همدردی کرد.[47]

آیا در خصوص این پیشنهاد با فرد یا کسان دیگری مشورت کرده‌اید؟ مثل آقای عبدی؟ به عبارتی آیا آنها با این پیشنهاد شما موافق هستند؟

imaghhhhhh

هنوز نه. بعضی‌شان زندانند، بعضی هم از فعالیت سیاسی و حزبی محروم شده‌اند. با عباس عبدی که بیشتر از بقیه دغدغه‌های اینچنینی دارد هم هنوز نتوانسته‌ام مفصل صحبت کنم. البته دانشجویان خط امام یک نهاد سیاسی و متشکل نیستند. از 16 سال پیش اکثر آنها که به‌صورت فردی و گروهی نیروی محرکه جریان رفرمیست و اصلاح‌طلب سیاسی کشور شدند علی‌الاصول نباید مخالفتی داشته باشند.[48]

اکثر این کهنه‌دانشجویان باور دارند که عادی شدن روابط با غرب و پایان دادن به جنگ سرد میان ایران و آمریکا برای دولت‌های فاشیست و مرتجع منطقه به مراتب خطرناک‌تر از دستیابی مستقیم ما به بمب اتمی است زیرا در آن صورت دیگر نان دعوای ایران و غرب را نخواهند خورد و جهان متوجه اصلاح این حکومت‌های غیردموکراتیک خواهد شد. دانشجویان خط امام اینک برای ترویج ارزش‌های دموکراتیک، بسط روش‌های خردگرا و اعتدالی، سنت شدن انتخابات آزاد و دموکراتیک و بالا بردن ضریب امنیت و رضایت ملی در کشور تلاش می‌کنند.

انتهای پیام

 

در این رابطه، توجه به چند واقعیت مهم است:

 

1- ایران و آمریکا با وجود داشتن اختلافات زیاد، منافع مشترک بسیاری نیز دارند. این منافع مشترک در مواردی هر دو کشور را چونان مسافرین یک قایق نموده است. هر دو کشور منافع مشترکی در مبارزه با تروریسم دارند.

 

تفکر سلفی و اسلام افراطی، که از سوی دولت سعودی ترویج و تکثیر می شود، برای منافع هر دو کشور، به مراتب از بمب اتم خطرناک تر است؛ انسداد رابطه، و سوء استفاده از آن، باعث گسترش روز افزون تکفیری ها در قالب جیش های رنگارنگ و متنوعی مانند داعش، القاعده و… شده است.

 

2- غول چین بر حیات خلوتِ این روابطِ قفل شده چنگ انداخته و با تکیه بر قدرت نظامی و اقتصادی در اقصی نقاط جهان در حال توسعه و پیشروی است. بیش از یک هزار و پانصد میلیارد دلار ذخایر ارزی و سرعت نرخ رشد چین، این کشور را مهار ناپذیر ساخته است.

 

این در حالی است که وجه مشترک ایران و آمریکا این است که هر دو دارای دین توحیدی هستند و معنویت خواهی وجه مشترک فرهنگ دو ملت آن به حساب می آید. ولی در جهان چینی شده هیچ بهره و رنگی از دین و معنویت وجود ندارد.

 

3- محبوبیت روز افزون پوتین به همراه تفکرات جاه طلبانه اش موجب سر بر آوردن روسیه ای قدرتمند شده است.

 

4- ایران تنها گزینه مهار قدرت های شرقی است. با توجه به این واقعیت ها کارشناسان به توانمندی کلید روحانی در بازگشایی این قفل امیدوار شده اند و حسرتمندانه به روزهای آینده چشم دوخته اند؛ در نهایت اگر این قفل با کلید روحانی باز نشود، معلوم نیست فرصتی برای امتحان کلید دیگری فراهم آید.


[1] – امسال سال 1393 و یا سال 2014 میلادی است! به عبارت دیگر 35 سال  از آن حادثه گذشته است! و بسیاری از گروگانها فوت نموده اند و پدر و مادر آنان  نیز بطور مضاعف، اکثریت قریب به اتفاقشان نیز یا فوت نموده و یا در خانه سالمندان آخرین نفسهای خود را میکشند.  اگر گروگانها فرزندان خردسالی هم داشته اند که چنین افرادی در میان جاسوسان آمریکایی اندک بودند، در حال حاضر این فرزندان در سنین بالای چهل سال میباشند! معلوم نیست که تا کی خانواده  این آمریکائیها محتاج همدردی هستند؟ اما دهها هزار فلسطینی که بعض از آنان دهها سال بدون محاکمه در زندانهای اسرائیل هستند هیچگونه همدردی نیاز ندارند و یا خانواده مرحوم سردار سر فراز اسلام حاج احمد متوسلیان و سه دیپلمات همراه ایشان پس از سی و دو سال اسارت نیاز همدردی نیستند و یا ساکنان زندان گوانتانامو و یا زندانهای مخفی در اروپا و سراسر جهان اینان اصولا انسان نیستند و اصولا مظلومان جهان هیچگونه احتیاجی به همدردی ندارند. فقط این آمریکائیهای قلدر و سلطه طلب چون سلاح و امکانات و تبلیغات و قدرت دروغ پراکنی دارند و قدرت سرکوب دارند باید از آنان ترسید و حتی از جنایتکاران آنان نیز آنهم پس از سی و پنج سال عذر خواهی نمود. ظاهرا آقای اصغر زاده فراموش نموده اند که  آلام و دردهای گروگانها یک بازی تبلیغاتی بود تا بتوانند از دادگاه لاهه برای  تعدادی از این جاسوسان شارلاتان، درخواست غرامت نمایند و میلیون دلار، میلیون دلار از اموال ایران را به غارت ببرند. جناب اصغر زاده! آب به آسیاب دشمن ریختن و تأیید آلام روحی برای این انسانهای بی شرافت و جاسوسانی که بعضی از آنان دستشان به خون ملت ما آغشته بود، خیلی ساده لوحی است! جناب  آقا ابراهیم! آیا آن خلبان آمریکایی در ویتنام که دستش به خون هزاران ویتنامی آغشته بود و در میان گروگانها بود،خاطرتان هست!؟اگر با کسی باید همدردی نمود و آلام آنان را تسکین داد  خانواده این جنایتکار جنگی نیست! خانواده کسانی است که در هواپیمای مسافربری ایران با موشک ناو شیطان بزرگ به شهادت رسیدند و به ناخدای آن نیز مدال ملی شجاعت دادند تا همه ساده لوحان جهان را به بازی بگیرند و تمسخر کنند! به همدردی بیشتر شایسته هستند تا این موجودات جاسوس و جنایتکار ضد بشر!

[2] – راستی جناب آقای اصغر زاده! پس از گذر 25 سال از سرنگونی هواپیمای مسافربری و به شهادت رسیدن 295 سرنشین آن تا این لحظه  برای یکبار هم که شده با خانواده آنان همدردی نموده اید!؟ آیا جنابعالی که جسمتان در ایران است و روحتان به دنبال یک یک نظام سکولار لیبرال  اسلام مالی شده است . یکبار شده است که به دنبال ابراز همدردی با خانواده اینان باشید و یا به دنبال همدردی با زنان و مردان شیمیایی شده در سردشت که هنوز دارند رنج میکشند بروید!؟ و یا با خانواده شهدای  حج خونین و یا با خانواده شهدای هسته ای!  راستی تا کنون با «آرمیتا»! ابراز همدردی نموده اید و بر آلام این دخترک شیرین کلام که نوه یک چادر نشین ایلام حماسه آفرین است، مرحمی نهاده اید!؟

[3] – ایا این لبخندها و ابراز همدردیها و به  امضای سازمان ملل( یعنی دول متحد و زیر دستان آنان!) و حتی نامیدن سال 2001 بنام سال  گفتگوی تمدنها مانع شروع جنگ تمدنهای تئوریسین نظام سرمایه داری یعنی  هانتینگتون شد!؟

[4] – جناب اصغر زاده چقدر خوش خیال شده اید؟ یک حرف بی سر و ته یک مقام آمریکایی چقدر شما را به وجد آورده است که پانزده سال است  از شیرینی آن آب از لب و لوچه شما و اصلاح طلبان سرازیر شده است! جناب  اصغر زاده! این آمریکائیها وقتی همه دول جهان یک تصمیمی را میگیرند با یک «حق وتو» تصمیم آنان را رد میکنند و به همه غلط کردید میگویند و شما خوش خیالانه از یک صحبت بی ارزش خانم وزیر خارجه شیطان بزرگ که در حد یک آروق متعفن نیز ارزش حقوقی و سیاسی ندارد، اینقدر قند در دلتان آب میشود؟

[5] – جناب آقای اصغر زاده! روابط ایران و آمریکا بیش از آنکه گروگان گذشته باشد، گروگان حال و بخصوص آینده است! میدانید چرا!؟ چون آمریکا با استقامت ملت ایران و پیروان خط امام که دیگر شما جزء آنان نیستید و در دامان لیبرالها سقوط نموده اید و مرعوب و مجذوب آمریکا شده اید، با استقامت مستضعفان جهان و مسلمانان مظلوم لبنان و عراق و افغانستان و حزب الله لبنان و مردم محصور و مظلوم غزه و شکستهای متعدد آمریکا و صهیونیستهای حاکم بر آن و صهیونیستهای ذلیل و خوار سرزمینهای اشغالی، در حال فرو پاشی است و امام راحل مژده پیروزی مستضعفین بر مستکبرین در قرن 15 هجری قمری را در همان روزهایی که من و شما در لانه جاسوسی بودیم یعنی در پیام اولین روز آغاز قرن پانزدهم  یعنی اولین روز آذر 58 که اینک 35 سال نیز از آن گذشته است داده اند و شما دارید در کدام ناکجا آباد سیر میکنید. یا للعجب. یا للعجب!

یاد آن روزها که امام میفرمود: شنهای بیابان مأمور بودند به  خیر!!!

[6] – معنی این آن نیست که امام فرموده اند با ذلت و خواری بروید با آمریکا بسازید و از حول حلیم در دیگ  بیفتید و  تمام جنایات آنان را فراموش کنید! و توطئه های آنان را نا دیده بگیرید. و رابطه گرگ و میش  را که آنان با ما میخواهند داشته باشند و بر ما میخواهند تحمیل کنند، بپذیرید.

[7] – عامل اصلی بن بست در خواست «رابطه گرگ با میش» توسط شیطان بزرگ است! این رابطه را بشکنید و رابطه دو جانبه عادلانه شرافتمندانه با عزت و احترام و  بر پا کنید تا بن بست بشکند! وگرنه چرا آبروی خود میبرید و زحمت ملت ایران و پیروان خط امام را میدارید! حقیقت این است که سالهای طولانی است که جنابعالی از خط امام فاصله گرفته اید و فکر میکنید به هر نا کجا آبادی  بروید امام با شماست! و فراموش کرده اید که باید با امام بود وگرنه امام با کسی پیمان برادری نبسته بود حتی با ثمره عمر خود!

[8] – جناب اصغر زاده لطفا شما به دنبال بازیهای سیاسی و اصلاح طلبی بازی و حزب سازی و سوء استفاده از عنوان دانشجوی پیرو خط امام بروید! کسی از جنابعالی کمک نخواسته است. شهدای بزرگوار دانشجوی خط امام مانند شهید وزوائی و شهید عباس ورامینی و علیرضا هادیپور و مجید صفائی و مهدی رجب بیگی که چون ستارگان درخشانی در آسمان انقلاب اسلامی میدرخشند، به خوبی راه را به مردم آزاده کشور ما نشان داده اند! آنان که با جاسوسان آمریکایی به گفتگو مینشینند و بر روی آنان در مقابل دوربینهای نظام سلطه احمقانه لبخند میزنند و دست میدهند و یا کسانی که این گفتگوی ننگین و خیانتبار را تأیید میکنند و یا در برابر آن سکوت میکنند بهتر است به دنبال کار خود بروند.  به خیر شما امیدی نیست شر مرسانید.

[9] – جناب آقای اصغر زاده منافع ملی ما در چهار چوب قانون اساسی مفهوم دارد و قانون اساسی ما از مبانی اسلام ناب محمدی سرچشمه گرفته است و نه از لیبرالیسم تمدن ضد بشر غرب!  منافع ملی ما از کربلا و از قدس و از لبنان و غزه میگذرد و نه از تهران! شعار دوستانتان در سال 88 فراموش نشده است! در اسلام نان سه شب افطار را به مسکین و اسیر و یتیم میدهند و فلسفه نمی بافند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است  و در کنار آن تصویر قدس را  بگذارند!   در اسلام فلسفه زندگی را از ضرب المثلهای خاله قزی و عمه جان و کوکب خانم و  سلطان بانو و از هابز و ژان ژان روسو و پوپر نمی گیرند! بلکه ازکلام الهی و معصومین به دست می آورند! و از هابز و ژان ژان روسو نمی گیرند!

[10] – این نهادِ چند نفر برای سوء استفاده از عنوان دانشجویان پیرو خط امام ساخته، با چه مجوزی در حالی که دیگر پیرو مبانی خط امام نیستند و حزب مشارکت با شعار ایران برای ایرانیان را ابداع میکنند و «حقوق شهروندی» و  «حاکمیت دوگانه» و «قانون مطبوعات» و « قرار داد اجتماعی »  … را میبافند، از این عنوان سوء استفاده نموده اند؟ آیا تجمعی از 450 دانشجوی پیرو خط امام  شرکت کننده در انقلاب دوم بوده است که در آن چنین نهادی بنیان گذاشته شده است!؟ آیا در روزهای آخر تسخیر قرار نشد که دیگر تشکلی با عنوان دانشجویان پیرو خط امام وجود نداشته باشد و طی نامه ای این موضوع به اطلاع مردم رسید؟ پس چرا  چنین کرده اید و بر خلاف آنچه دانشجویان در آن تاریخ خواسته اند مجموعه افرادی که در این «نهاد خود دانشجویان خط امام خوانده» هستند کمتر از 10 درصد دانشجویان پیرو خط امام را نیز تشکیل نمیدهند. اگر خلاف این است لطف فرموده و نام این افراد را اعلام فرمایید!

[11] – آیا خط امام یک خط رفرمیستی و اصلاح طلبانه بود!؟ آیا خط امام شعارش جمهوری ایرانی بود!؟ آیا شعار خط امام نه غزه نه لبنان بود؟! آیا شعار خط امام ایران برای ایرانیان از جمله برای ساواکیها و بهائی ها و منافقین بود؟! آیا خط امام فلسطین و لبنان چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است بود؟!  آیا خط امام خط سازش با ابرقدرتها و فراموشی سرنوشت مسلمانان جهان بود!؟ آیا خط امام  خط عذر خواهی از مستکبران و سلطه گران بین المللی بود!؟

[12] – جناب آقای حاج ابراهیم اصغر زاده! نمی شود زیر پوشش تهمتها و اصطلاحات و تخریب دیگران چهره خود را پوشاند. ملت ایران در جاده استقلال و عزت و حکمت و مصلحت در سیاست خارجی در پشت سر رهبری منتخب خود سالهاست که در برابر سلطه گران جهانخوار آمریکایی و غربی ایستاده است و مزه ذلت و خواری را به آنان چشانده است و در آینده نیز آنان را با گرفتاریهای بزرگی روبرو خواهد ساخت و کمر آنان را خواهد شکست. راستی میدانید که این جمله افتخار و امید آفرین از امام خمینی است که جنابعالی هنوز عنوان پیروی از ایشان را بر خود نهاده اید و به جای مکه به ترکستان میروید: «ما تصمیم داریم که پرچم اسلام را بر قلل رفیع کرامت انسانی بر افرازیم» و یا اینجمله را نمیدانم به خاطر دارید یا نه؟ «من با اطمینان میگویم که اسلام ابر قدرتها را به خاک مذلت مینشاند و سنگر های کلیدی جهان را یکی پس از دیگری فتح خواهد نمود.» و آیا در سی سال گذشته بسیاری از این کلمات بلند و پیش بینیهای اعجاب انگیز به منصه ظهور ننشسته است؟ جناب اصغر زاده! تا کی میخواهید این راه را ادامه داده و تا کی میخواهید بار کش غول بیابان باشید! فاین تذهبون!

[13] – جناب اصغر زاده! ظاهرا در این کشور زندگی نمینموده اید! دیگر موضوع ایران و آمریکا صرفا موضوع تسخیر لانه جاسوسی  نیست! جنگ تحمیلی و کاربرد سلاح شیمیایی و ترور رهبران انقلاب و مردم کشور و حمایت از منافقین و سرنگونی هواپیمایی مسافربری و زدن چاههای نفت و غرق کشتی ایران اجر و زدن چاههای نفتی نوروز و کشتار حجاج بیگناه در حرم امن الهی و تحریمهای ظالمانه و ترور مظلومانه دانشمندان اتمی و هزاران جنایت دیگر را باید اضافه کنید.

در ضمن اولین برخورد ما با آمریکا ماجرای لانه جاسوسی نبوده است! بلکه کودتای 28 مرداد و کشتار دانشجویان در 16 آذر و کاپیتولاسیون و تبعید حضرت امام و کشتار 15 خرداد و حمایت از شاه در کشتار 70 هزار نفری مردم ایران و کودتای ژنرال هایزر در شب 22 بهمن و مسائل کردستان و انحلال مجلس خبرگان و لیستی بلند بالا از خباثت و جنایت در حق ملت ایران را به آن باید اضافه فرمایید. بعلاوه ما شروع نکرده ایم تا ما مجرم باشیم! آنان با کودتای 28 مرداد که شما خود نیز به آن اشاره کردید شروع نمودند. و متجاوز اگر صد سال هم بگذرد متجاوز است! و محکوم.

[14]

[15] – شما هم مانند اصحاب فیل مولوی دچار تاریکی زدگی شده اید.! بقیه ابعاد زندگی و فعالیتهای او را بر ضد ملت ایران مطالعه فرمایید سپس اظهار نظر فرمایید.

[16] – جناب آقا ابراهیم ! میدانید که آمریکائیها با خواندن مطالبتان به شما میخندند! آمریکایی که به خاورمیانه آمده تا خاورمیانه بزرگ را بسازد و کشورهای اسلامی را مجددا به کشورهای کوچکتر تقسیم نماید تا بتواند بهتر و بیشتر منابع آنان را غارت نماید و بر سرنوشت آنان مسلط شود، آنوقت شما سخن از زمین گیر نشدن او بلکه ادامه تلاش و حتی کمک ایران برای رسیدن به اهدافش میکنید؟

[17] – جناب اصغر زاده! شما دست از حمایت حزب الله بردار و موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناس و در برابر جنایات آمریکا در منطقه سکوت بنما من قول میدهم مانند عربستان و ملک عبدالله با شما رفتار خواهند نمود! و گذشته فراموش خواهد شد! و شتر دیدی ندیدی خواهد شد! «دو یو اندرستند؟!» البته در واقعیت پس از اینکه شما را به تسلیم کشاندند برای اینکه دوباره سربلند نکنید آنچنان بر سرها و پیکرهایتان ترکتازی خواهند کرد که تا آخر الزمان سر بلند نکنید! «هاو آر یو!؟ برادر اصغر زاده!»

[18]  قارداش! قربون سنه! باد کلات برد یا کلات باد برد!؟ یک توپ دارم قل قلیه سرخ و سفید و آبیه! این توپ را من نداشتم!… لیبرالها برام خریدند…یک روز اونو قل دادم……… نمی دونی تا کجا میره!

[19] – بخصوص رهبران انسان کش و ضد بشر و جهانخوار منفجر کننده بمب اتم در شهرهای مسکونی هیروشیما و ناکازاکی!

[20] – سنه قربون! قارداش ابراهیم! به جای مکه داری میروی ترکستان!  اوباما  خر کی باشه!؟ ما میگیم خر نمیخوایم  پالون خر عوض میشه ما میگیم شاه نمیخوام نخست وزیر عوض میشه! نه شاه میخوایم نه شاپور لعنت به هر دو تاشون! تفهیم شد!؟

[21] – آق ابراهیم خودمونیم ها! مگر تو هم……!؟

[22] – نگران کننده نیست، شکننده است! سیلی محکمی که ملت ایران و امام راحل بر گوش این قلدران جهانخوار زد تا  قیامت ندای عزت خواهی مستضعفین و صورت سیاه و کبود شده مستکبرین را در تاریخ بشر نشان خواهد داد. یاشاسین دست قدرتمند ملت ایران که به دست دانشجویان واقعی پیرو خط امام چون محسن وزوایی و مهدی رجب بیگی و عباس ورامینی و حسین بسطامی بر صورت آمریکا یعنی شیطان بزرگ و امّ الفساد قرن فرود آمد.

[23] – سپاه معاویه نیز مانند مردم آمریکا گوش و چشم بسته بودند کالانعام بل هم اضل!

[24] – تعریف منافع ملی چیست!؟ اول این را روشن کنید! ایران برای ایرانیان از جمله منافقین و بهائیان و ساواکیها و قاچاقچیان و مزدوران تروریست بیگانه!و اسلام در خدمت ایران!

[25] – السلام علیک یا اصغر زاده! یا ولی فقیه و یا من الذی یعیّن سیاستهای کلی نظام!

[26] -جناب اصغر زاده! دانشجویان در آن مقطع راست میگفتند که پیرو خط امام هستند یا دروغ میگفتند!؟ اگر راست میگفتند که پیرو خط امام هستند با تأیید امام از تسخیر لانه جاسوسی و توصیف آن به انقلاب دوم دیگر از اینکه کار از دستشان در رفت چرا سخن گفته اید. از دست دانشجویان در رفت و به دست امام افتاد!؟ اگر دروغ هم میگفتند که چرا هنوز خود را پیرو خط امام میدانید؟

[27] – جناب استاد ! بفرمایید که  چرا آمریکا درخاورمیانه و افغانستان حضور یافته است!؟ این هم به خاطر آمریکا هراسی است؟ و در بوجود آوردن آن ما دخیل بوده ایم!؟ طرح خاورمیانه بزرگ هم توهم توطئه است؟! و خیالات، آن را به وجود آورده است؟!  جناب اصغر زاده! حقیقت این است که شما دچار افکار استحاله شده لیبرالهایی که استاد و ایدئولوگشان کبک است! شده اید و از ترس دشمنی که در حال نزدیک شدن است سر خود را زیر برف نموده اید! بیدار شوید که دشمن در کمین نشسته است. این را هواپیماهای بدون سرنشین که هر روز مردم افغانستان و پاکستان را با اتهامات واهی به خاک و خون میکشد میگویند. این را عبدالمالک ریگی میگوید. این را شهادت دانشمندان مظلوم هسته ای میگویند. این را  مردم سوریه و لبنان و غزه میگویند. هشدار  جبهه  باطل در حال شکست است و سپاه حق در چند قدمی خیمه سران کفر! و مالک اشتر زمان در حال پیشروی ! در جبهه خوارج و اسلام آمریکایی حلقه های کیان و حلقه های انحرافی و انجمن حجتیه رفتن نشان از تحجر و واپس گرایی است. جانا!

[28] – جناب استاد! ایدئولوگهای خارج نشین جبهه سبز و اصلاح طلبان دو آتشه و رهبران دفتر تحکیم و  رهبران حلقه کیان قبل از این جریانات نیز مرعوب و مجذوب آمریکا بودند. چکار به الان داره!؟ جناب اصغر زاده مگر  آن دوست گرامی که عنوان دانشجویی خط امام را وسیله کاسبی کرد و با باری روزن ملاقات نمود و در نظر سنجی تقلبی برای آمریکا و به دروغ نوشت که 70 در صد مردم آیران خواهان ارتباط با آمریکا هستند و پس از دستگیری  و محاکمه، به دریافت رشوه برای  چنین نظر سنجی تقلبی اقرار ننمود؟ راستی ایشان برای ملاقات تاریخی با باری روزن که تهمت پشیمانی از اقدام تاریخی خود را به سوی دانشجویان خط امام سرازیر نمود، چقدر دریافت کرده بود؟ و رابطین این ارتباط چه کسانی بودند و کدام مقامات آمریکایی در جلسه اینت ملاقات حضور داشتند؟ چرا اعلام نمی کنید. آیا درست است که معاون وزیر خارجه آمریکا نیز در جلسه حضور داشته است؟

[29] – خود شما متوجه شدید این مطالبی را بر اساس چه مبنایی بیان داشتید!؟ مگر امام به وهابی های از خدا بی خبر و سایر تکفیریها و قاتلان مهمانان حرم امن الهی لقب اسلام آمریکایی ندادند و مگر منشأ این جنایتکاران بی دین و بی ایمان و این دستهای مزدور را آمریکا ندانستند و آنان را طرفدار اسلام آمریکایی اعلام نفرمودند. چگونه شما که هنوز خود را پیرو خط امام میدانید بنیادگرایی و … را چون امام، اسلام جعلی ساخته ابرقدرتها برای ایجاد اختلاف و درگیری و تضعیف جبهه مسلمانان آزاده نمیداند؟ این تفسیرهای بی پایه از کجا جوشیده است؟ جز از نظرات منحط لیبرالها و سازشکاران با ابرقدرتها و در رأس آنها آمریکای جهانخوار حیله گر!؟

[30] – شما را چه کار به امور نظامی! که تازه چند بار هم آن را گفته اید!

[31] – یا للعجب! البته یک راه حل دیگر هم هست و آن این است که آقای حمید ابوطالبی یا خود کشی کند مانند آقای اصغر زاده و یا از ترس آمریکا و قدرت نظامی اش سکته نماید تا محترمانه قضیه حل شود.

[32] – این را میگویند روشنفکری دینی سوپر انقلابی هنوز یک کمی پیرو خط امامی! و اصلاح طلب رفرمیست به فکر منافع ملی!

[33] – این در خواب پنبه دانه خوردن و گهی لف لف خوردن و گه دانه دانه خوردن  آن نیست!؟

[34] – قدیمیها میگفتند : دو زار بده آش و به همین خیال باش!

[35] – جناب اصغر زاده اگر از تاریخ اطلاع ندارید مطالعه بیشتری بفرمایید. سرچشمه توأمان تند روان و پیروان مکاتب انحرافی و سوپر انقلابیهای طرفدار خلق و متحجرین و تکفیریها و روشنفکران لیبرال، آمریکا و صهیونیسم میباشد. مگر شما اسناد آنان را خود از لانه جاسوسی بیرون نیاوردید!؟ مگر اسناد گروه فرقان و اسناد ارتباط عباس امیر انتظام عضو نهضت آزادی با آمریکائیها و نقشه مشترک آنان برای انحلالمجلس خبرگان قانون اساسی و اسناد حسن نزیه و مقدم مراغه ای و سایر اعضای جبهه ملی و حزب خلق مسلمان را خود شما چاپ نکردید؟ اینها دمشان با دم آنها گره خورده است. از وهابیت بگیر تا بهائیت. از شیخیه بگیر تا  داعش. از منافقین بگیر تا جبهه ملی که لانه داخلی جاسوسان آمریکا بود و از ساواکی بگیر تا اصلاح طلب رادیکال فراری مجری شبکه صدای آمریکا و از…. چگونه شما این را نمی دانید؟

[36]  بخصوص در سال 88 که با بافتن دروغ و وارد نمودن تهمت کثیف تقلب در انتخابات ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی توسط همین اصلاح طلبان محترم (که چنین ادعاهایی را مطرح مینمایند) تا لبه پرتگاه اختلاف و درگیری کشاندند. به عبارت دیگر در این سال  قیام اصلاح طلبان در برابر اراده مردم کشور اتفاق افتاد قیامی که  با فریب و دروغ و شارلاتان بازی، عده ای از مردم را با هماهنگی دستگاههای تبلیغاتی صهیونیستی و آمریکایی و غربی  به خیابانها کشاندند و با جمع آوری کلیه طیفهای ضد انقلاب در کنار خود به شورش بر علیه آرای مردم و انتخابات در کشور دست زدند. آنان یکی دو ماه قبل از  انتخابات با تشکیل کمیته صیانت از آرا زمینه شورش و قیام خود را فراهم آورده بودند و با متهم نمودن طیفهای گوناگون طرفدار انقلاب و دستگاههای امنیتی و انتظامی و نظام به کشتار مردم و عدم محکومیت حمله به پایگاه بسیج و مساجد، بزرگترین دروغ طرفدار دموکراسی بودن را در کشور ما بافتند و آبروی خود را برای همیشه تاریخ در کشور بر باد دادند.

[37]    – جناب اقای اصغر زاده! ظاهرا شما از طرف دیگر قضیه غش کرده اید! یک نگاه به نقشه پایگاههای آمریکایی در اطراف کشور خود بیندازید تا متوجه بشوید که  دشمنان به دنبال چه هستند.

[38] – کینه های یکطرفه یا دو طرفه!؟

[39]  – پس به همین دلیل بود که در سال 1388 و پس از انتخابات در روز قدس اصلاح طلبان  که شما خود را جزء آنان میدانید، شعار میدادند که نه غزه، نه لبنان و شعار جمهوری ایرانی سر میدادند. و در روز عاشورا مرگ بر اصل ولایت فقیه میگفتند.

[40] – کسانی که با خط امام و مبانی آن و با دفاع مقدس و تداوم آن تا سال 67 اشکا نموده اند و امام و مسئولان را به خاطر دفاع از کشور و انقلاب محکوم کرده اند و شهدا و مسیر آنان رابه زیر سوال برده اند و در کنار لیبرالها ، رهبری را به خاطر حمایت از حزب الله و مردم فلسطین کاسه داغتر از آش توصیف نموده اند چگونه میخواهند کسی به سخنان بی پایه آنان محل بگذارد. طرح موضوع روسیه همانگونه که امام فرمودند برای فراموش نمودن خطر آمریکاست که توسط عوامل آشکار و پنهان خود هر روز برای کشور ما توطئه مینماید. و اصلاح طلبان در دو دهه گذشته بازیچه عوامل آنان بوده اند. و در مسیر اهداف آنان به حرکت در آمده اند. رهبران حادثه کوی دانشگاه تهران که محرکین آنان اصلاح طلبان بودند، اینک در شبکه صدای آمریکا مشغول به کارند و هر کدام پادوی یک دستگاه سخن پراکنی و شبکه تلویزیونی استعمار هستند.

[41] – ی حادثه ترریستی 11 سپتامبر که در آن نقش اول را دستگاههای جاسوسی آمریکا و صهیونیسم به عهده داشته اند را اصلاح طلبان برای پوشاندن نقش و ارتباطات خود با آمریکا مطابق طرح و نقشه آمریکا مطرح میکنند و حقیقت را میپوشانند.

[42] – قربانیان گروگانگیری؟! جنابعالی خود میدانید به دستور امام با جاسوسان آمریکایی چقدر با لطف و مرحمت رفتار شد! پس چرا آن را با حادثه تروریستی بوجود آمده توسط دستگاههای جاسوسی آمریکا و صهیونیسم و کشتار بیگناهان مقایسه میکنید؟ ایا جریانات سوریه برای کسی شک باقی گذاشته است که تکفیریها با تمام اشکالشان چون منافقین عوامل آمریکا هستند و در خدمت صهیونیسم؟

[43] – آیا برای تخلیه روانی جامه آمریکا به عراق و افغانستان حمله شد؟! پس تئوری جنگ تمدنهای هانتینگتون در کار نبود؟ بهانه وجود سلاح کشتار جمعی و بر قراری دموکراسی برای تخلیه روانی جامعه آمریکا بود. ظاهراً شما بیش از حد از مسیر درک صحیح مسائل خارج شده اید.

[44] – در میان سخنان شما یکی از حقایق همین است! و آثار تحقیر حتی اگر همه ملت ایران را از ریشه برکنند باقی خواهد ماند. و تا ابد ابرقدرت منفجر کننده بمب اتم و جهانخوار ضد بشر آمریکا را  تحقیر خواهد نمود و اذیت خواهد کرد.

[45] –     جناب آقای اصغر زاده! شما حداقل به اندازه آمریکائیها که صرفا برای نگهداری 52 گروگان در ایران اینگونه به قول شما تحت تأثیر قرار گرفته و به دنبال جبران تحقیر حاصله از آن هستند برای مردم مظلوم سرزمین خود دلسوز بوده و عاطفه نشان دهید! اینقدر مرعوب و مجذوب آنان نباشید. مردم ایران نیز به خدا انسان هستند و خانواده دارند و خانواده هایشان برایشان حساسیت دارند. چرا اینقدر از مردم و امام فاصله گرفته اید. کمی بیدار شوید.

[46] –  ظاهرا شما هم دروغ بافته شده توسط «ماشین شارلاتانیزم مطبوعاتی اصلاح طلبان» را جدی گرفته اید! دروغ پشت سر دروغ تربیت شدگان حلقه کیان را باور کرده اید و خیال کرده اید که شما داشته اید همه مشکلات  کشور را حل مینموده اید و دیگران بودند که جلو شما را گرفته اند. در شورای شهر تهران که اکثریت آن با اصلاح طلبان بود و وزیر کشور اصلاحات آن را منحل نمود نیز همینگونه بود!؟ جناب اصغر زاده حافظه تاریخی در کشور ما از میان نرفته است! شما  و دوست اصلاح طلبتان آقای عباس عبدی عضو حزب مشارکتِ لیبرال ایدئولوژی، افتضاح بزرگی را با چرخش یکصد و هشتا درجه ای و اعلام پشیمانی از اقدام تاریخی دانشجویان خط امام برای خود و اصلاح طلبان خریدید. اگر چه بعدا با روشن شدن آثار این اقدام زشت مجبور شدید از ابراز پشیمانی خودداری نمایید. هنوز جنابعالی اقدام این شخص را که احتمالا با هماهنگی چند تن دیگر از دانشجویان پشیمان شکل گرفت، محکوم نمی نمایید. فقط از صحیح بودن اقدام دانشجویان پیرو خط امام  در آن مقطع سخن میگوئید.

[47]    همانگونه که بیان شد در حال حاضر بسیاری از گروگانها فوت نموده اند و مسئله خانواده ای در میان نیست. آنهم پس از 35 سال! لذا این بازی همدردی را باید کنا ر گذاشت. و آیا تنها از چند خانواده معذرت خواهی کردن دوای درد است؟ پس خانواده 295 مسافر هواپیمای ایرانی و خانواده سرنشینان کشتی ایران اجر و شهدای چاه نفتی نوروز و  …. چه میشوند. فقط مظلوم باید از ظالم به دلیل قدرت مند بودن عذر خواهی کند و اگر گرد و خاکی بر چهره آنان نشسته باشد را باید زدبزداید. ای روشنفکر احساساتی! زخمهای جان و دل ملت ایران چه میشود

[48] – جناب آقای اصغر زاده! میشود نام این افراد را  و تعداد آنان را علنی اعلام فرمایید تا مردم و سایر دانشجویان پیرو خط امام که با این گروه موافق نیستند آنان را بشناسند. عباس عبدی به دلیل ملاقات با باری روزن و جعل نظر سنجی به نفع آمریکا که موجب محکومیت دادگاهی و کشیدن چند سال زندان شد، صلاحیت کوچکترین ابراز نظر در مورد دانشجویان پیرو خط امام را ندارد. زندان بودن چند نفر دیگر نیز کوچکترین ربطی به دانشجوی خط امام بودن آنان ندارند و آنان به دلیل شرکت در توطئه سال 88 و به شورش کشاندن عده ای از مردم وبازی دادن آنان و به کشتن دادن تعدادی دیگر درزندان هستند.

درباره ی سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

مطلب پیشنهادی

کربلای حسینی مرقد سالار شهیدان

سید محمد هاشم پوریزدانپرست سفرنامه مصور کربلا و عتبات عالیات

                              …

یک دیدگاه

  1. مدیر محترم سایت با سلام و احترام

    جسارتا” ایا امکان دارد مقاله دروغ بودن وجود سلاح اتمی و خیالی بودن ان در صفحه اصلی سایت به عنوان یک یادداشت منتشر شود.

    ممنون می شوم همکاری فرمایید.

    پیروز باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *