تیتر خبرها

گفت‌و‌گو – پدر و مادرشهید دقایقی

ـ لطفاً‌ خودتان را معرفي كنيد.

بسم ‌الله‌الرحمن الرحيم. بنده قنبر دقايقي پدر سردار سرلشكر شهيد اسماعيل دقايقي و متولد سال 1302 بهبهان هستم.
ـ شهيد دقايقي در چه سالي و در كدام عمليات به شهادت رسيدند؟
اسماعيل در 28 دي‌ماه سال 65 در منطقه عملياتي كربلاي 5 (شلمچه)‌ به شهادت رسيدند.
ـ لطفاً‌ خلاصه‌اي از سوابق شهيد را در قبل و بعد از انقلاب بيان نماييد.
ايشان از چندسال قبل از انقلاب همراه با گروه منصورون در خوزستان مشغول مبارزه با رژيم ستم‌شاهي بود و پس از انقلاب نيز از اولين كساني بود كه به عضويت سپاه درآمد و در سال 58 سپاه پاسداران اميديه و آغاجاري را تأسيس و راه‌اندازي نمود. و سپس در راه‌اندازي سپاه خوزستان و انتخاب فرماندهان آن فعاليت نمود و با شروع جنگ تحميلي در جبهه‌ها‌ي حق عليه باطل حضور يافت و همرزمان مسئوليت يگان حفاظت منطقه 1 (قم‌ و استان مركزي)‌ را عهده‌دار شد و در كنار آن به تحصيل علوم حوزوي پرداخت و سپس با ادامه جنگ دوره عالي فرماندهي مالك اشتر را راه‌اندازي نمود و خود از اولين فرماندهاني بود كه اين دوره را با موفقيت به پايان رساند و پس از آن ‌مدتي در سمت مسئوليت طرح و عمليات لشكر علي‌بن‌ابيطالب (ع) انجام وظيفه نمود تا اينكه در سال 63 مسئول سازماندهي مجاهدين عراقي به او واگذار شد و ايشان تيپ 9 بدر را راه‌اندازي نمود كه اين تيپ پس از مدتي با تلاش‌هاي ايشان تبديل به لشكر 9 بدر گرديد. سپس در عمليات‌هاي مختلف از جمله عاشوراي 4،‌‌ قدس 4،‌ كربلاي2،‌ كربلاي4 و كربلاي 5 با موفقيت شركت نمود.
ـ آيا شهيد تحصيلات دانشگاهي هم داشتند؟
ايشان در سال 1353 در رشته مهندسي كشاورزي (آبياري) دانشگاه اهواز پذيرفته شدند و پس از دو سال تحصيل در اين رشته و جهت گسترش فعاليت‌هاي سياسي و نياز به حضور در تهران در سال 1355 مجدداً‌ در كنكور شركت نمود و در رشته علوم‌تربيتي دانشگاه تهران پذيرفته شد كه با شروع انقلاب درس خود را نيمه‌تمام گذاشته كه تا هنگام شهادت نيز فرصت ادامه‌تحصيل را به دست نياورد.
ـ‌ شهيد در هنگام شهادت چند سال داشتند؟
ايشان متولد سال 1333 بودند و در هنگام شهادت حدود 32 سال سن داشتند.
ـ خبر شهادت ايشان را چگونه به شما اطلاع دادند؟
من را به دفتر امام‌جمعه شهر دعوت كردند و با صحبت‌هاي ايشان از شهادت اسماعييل عزيز اطلاع پيدا كرديم.
ـ‌ نحوه شهادت ايشان چگونه بود؟
او به همراه معاونت طرح و عمليات لشكر جهت شناسايي منطقه عملياتي به نزديكي مواضع نيروهاي عراقي در منطقه عملياتي كربلاي 5 در شلمچه رفته بودند كه پس از شناسايي توسط راكت هواپيماي دشمن به شهادت رسيدند.
ـ عكس‌العمل شما هنگام شنيدن خبر شهادت فرزندتان چگونه بود؟
من خدا را شكر گفتم كه توانستم اين امانت الهي را به خوبي به صاحب اصلي آن بازگردانم.
ـ به نظر شما مؤمن واقعي كيست؟
مؤمن واقعي كسي است كه خداوند را در همه احوال حاضر و ناظر بر اعمال خود ببيند و جز در جهت رضاي او گام برندارد.
ـ‌ بزرگترين آرزوي شما چيست؟
سلامتي و طول‌عمر رهبر معظم انقلاب و پيروزي و موفقيت اسلام و مسلمين در سراسر جهان.
مهمترين وصيت شهيد دقايقي چه بود؟
ايشان در وصيت‌نامه خود نوشته‌اند:‌ انشاءالله كه بتوانيد با كار و فعاليت، خود را بيش از پيش وقف راه خدا و اسلام كنيد. پيش بردن اسلام در جهان ـ‌ جهاني كه پر از فسق و فجور و خيانت ابرقدرت‌هاست ـ تلاش و ايثار مي‌خواهد. در راه حسين رفتن، حسيني شدن را مي‌خواهد.

گفتگو با مادر شهيد
ـ لطفاً خودتان را معرفي كنيد.
به نام خدا. من نصرت همراهي، مادر شهيد دقايقي هستم و در سال 1309 در بهبهان متولد گرديده‌ام.
ـ چند فرزند داريد؟
هم‌اكنون 4 فرزند پسر و 2 فرزند دختر دارم.
ـ آيا شهيد متأهل بودند؟
بله. ايشان متأهل و داراي دو فرزند بودند كه فرزند بزرگ ايشان،‌ ابراهيم،‌ دانشجوي رشته مهندسي كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف و دختر ايشان دانش‌آموز دبيرستان هستند.
ـ لطفاً قدري در مورد خصوصيات شهيد صحبت بفرماييد.
ايشان خيلي متواضع و باوقار بودند. در كارها جدي و داراي صبر و حوصله خاصي بودند و در زندگي نيز احترام خاصي براي خانواده و به ويژه پدر،‌ مادرو همسر قائل بودند و در عين حالي كه اغلب اوقات در جبهه بودند؛ هميشه در فكر خانواده خود و درصدد رفع مشكلات آن‌ها بودند. براي صله ارحام و سركشي به اقوام و آشنايان اهميت زيادي قائل بودند و هميشه به اين مطلب تأكيد داشتند. هميشه باوضو بودند و ذكر بر لب داشتند و قرآن را با صوت زيبايي تلاوت مي‌نمودند.
ـ در خصوص رابطه شهيد دقايقي با مجاهدين عراقي لشكر 9 بدر اگر مطالبي مي‌دانيد بيان نماييد.
اسماعيل با شناخت روحيات و مشكلاتشان رابطه عاطفي با آن‌ها برقرار كرده بود و آن‌ها نيز او را مانند برادر و از خودشان مي‌دانستند. به اين ترتيب اسماعيل به عنوان يك فرمانده بر قلب‌هاي آنان حكومت مي‌كرد و پس از شهادت اسماعيل،‌ مجاهديني كه براي مراسم او آمده بودند مي‌گفتند:‌ اسماعيل فرزند شما نبود بلكه، پدر ما بود و ما پس از او يتيم شديم. او با وجود آن كه فرمانده لشكر بود ولي در نهايت تواضع، حتي چادرهاي مجاهدين را تميز مي‌كرد و در كارهاي مختلف به آن‌ها كمك مي‌نمود.
ـ بيشتر در چه مواقعي به ياد فرزند شهيدتان مي‌افتيد؟
اسماعيل هميشه در نظر من است، ولي وقتي تلويزيون فيلمي از جبهه نشان مي‌دهد و به خصوص شب‌هاي جمعه دلم بيشتر بي‌تابي مي‌كند.
ـ‌ به نظر شم مردم ما چگونه مي‌توانند راه شهدا را ادامه بدهند؟
با اطاعت از فرامين مقام معظم رهبري، حفظ ارزش‌هاي اسلامي و پشتيباني از نظام مقدس جمهوري اسلامي.

درباره ی مدیریت

مطلب پیشنهادی

زندگینامه سردار سرلشکر پاسدار شهید اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر

یک دیدگاه

  1. بسم رب شهدا و صدیقین

    من گفت و گوی پدر و مادر شهید دقایقی رو خوندم و فقط اشک ریختم
    راستش ما چند روز پیش رفته بودیم راهیان نور(شلمچه) اونجا به هرکسی زندگی نامه یه شهیدی اتفاقی به دستش می افتاد که اتفاقی به دست من زندگی نامه شهید دقایقی افتاد با خوندنش خیلی متحول شدم برای همین تصمیم گرفتم که از پدر و مادر ایشان اجازه بگیرم که شهید دقایقی رو به عنوان برادر خودم بدونم.
    روح داداش اسماعیل شاد و یادش گرامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *