مطالب تصادفی
Home / بخش 14) افاضات ضد انقلابی / 14)1) صادق زیبا کلام و افاضات عالمانه و مدبرانه! / افاضات صادق زیبا کلام : فتحعلیشاه کاملا عاقلانه رفتار کرد که قرار داد ترکمانچای و گلستان را امضا نمود و روحانیت اشتباه کرد که برای آزاد سازی سرزمینها و جلو گیری از آزار مردمی که تحت سلطه روس قرار گرفتند دستور جهاد داد و 200 همسر داشتن او برای ایجاد شبکه ای از روابط در کشور بوده است تا بتواند کشور را اداره کند.

افاضات صادق زیبا کلام : فتحعلیشاه کاملا عاقلانه رفتار کرد که قرار داد ترکمانچای و گلستان را امضا نمود و روحانیت اشتباه کرد که برای آزاد سازی سرزمینها و جلو گیری از آزار مردمی که تحت سلطه روس قرار گرفتند دستور جهاد داد و 200 همسر داشتن او برای ایجاد شبکه ای از روابط در کشور بوده است تا بتواند کشور را اداره کند.

 

افاضات صادق زیبا کلام : فتحعلیشاه کاملا عاقلانه رفتار کرد که قرار داد ترکمانچای و گلستان را امضا نمود ( یعنی ما هم باید قرار داد تسلیم تمام امکانات غنی سازی را امضا نماییم!) و روحانیت اشتباه کرد که برای آزاد سازی سرزمینها و جلو گیری از آزار مردمی که تحت سلطه روس قرار گرفتند دستور جهاد داد( یعنی ماهم برای ازاد سازی خاک خوزستان و سایر نقاط کشور اشتباه کردیم وارد جنگ با دشمنان جهانی شدیم!) و 200 همسر داشتن او برای ایجاد شبکه ای از روابط در کشور بوده است تا بتواند کشور را اداره کند.

ماهنامه نسيم بيداري

شماره 38 و  39 به نقل از سایت شخصی او

563029_343997972399899_1912563293_n

در کتاب‌های تاریخ رسمی نام فتحعلیشاه همواره با جبن،  خیانت و زن‌بارگی مترادف بوده‌است. واگذاری مناطق شمال غرب ایران به روسیه نیز یکی از نقاط سیاه کارنامه وی به شمار می‌آید. تا به حال از خود پرسیده‌اید که اگر جای فتحعلیشاه بر تخت تکیه زده بودید،  چه می‌کردید تا این سرزمین‌ها از ممالک محروسه ایران خارج نشود؟ آیا شما بهتر از فتحعلیشاه در این امر عمل می‌کردید؟ این پرسش‌ها را با صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی داشنگاه تهران مطرح کردیم. وی بر این باور است که فتحعلیشاه در معاهده گلستان و ترکمانچای کاملا عاقلانه رفتار کرده است وگرنه هر اقدام دیگری جز این موجب می‌شد که بخش‌هایی از خاک ایران از دست برود و تا تهران به تصرف رسو‌ها در بیاید ….. نویسنده کتاب سنت ومدرنیته تصریح دارد که نباید با یک نگاه ایدئولوژیک تاریخ را بررسی کرد و فتحعلیشاه را خائن دانست به عبارت بهتر خائن قلمداد کردن پادشاهان قاجار از یک نگاه ایدئولوژیک به تاریخ نشات می‌گیرد. …..

مصاحبه كننده: آقای دکتر نظر کلی در خصوص پادشاهان و رجال قاجار آنست که آنان مهمترین عامل عقب ماندگی ایران در قرن نوزدهم بوده اند. اما شما در کتاب «سنت و مدرنیته » خود که در خصوص ایران عصر قاجار است،  آنان را عامل وضعیت اسفبار ایران در عصر قاجارها نمی‌دانید. کمتر مورخ و صاحبنظری را می‌توان سراغ گرفت که با تفکرات شما موافق باشد حتی به نظر می‌رسد که شما دارید از فتحعلیشاه که در زمان وی 17 شهر ایران در منطقه قفقاز و اساسا کل سرزمین‌های قفقاز از ایران جدا شد و از طرفی قرار دادهای اسفبار و یک جانبه گلستان و ترکمانچای میان ایران وروسیه به امضارسید،  دفاع می‌کنید. این قراردادها آن قدرهابه زیان ایران و یک سویه بودند که قرارداد ترکمانچای اصلا وارد فرهنگ زبان فارسی شده و برای توصیف اسفبار بودن یک قرار داد می‌گوبند «صدر رحمت به قرار داد ترکمانچای» با این پیش فرض شما چگونه از فتحعلیشاه یا سایر پادشاهان قاجار دفاع می‌کنید؟

شما توجه کنید که کتاب سنت و مدرنیته از عملکرد فتحعلیشاه دفاع نمی‌کند. من اساسا از عملکرد پادشاهان قاجار دفاع نمی‌کنم. بحث بر سر چیز دیگری است. بحث من بر سر رویکرد یا خطای تاریخی ما می‌باشد.

مصاحبه كننده: من خواهش می‌کنم برای روشنتر شدن بحث بر رروی همان فتحعلیشاه و مشخصا عملکرد او و توافق نامه‌های ایران و روسیه متمرکز شویم.

ببینید تصویری که ما در تاریخ مان از فتحعلیشاه ساخته ایم، این است که او یک پادشاه پست،  ظالم،  زنباره،  ناآگاه،   بیسواد،   جاهل،   مال جمع کن،  بی‌لیاقت،  بی دین،  دهن بین و خلاصه مظهر همه صفات منفی بوده است.thhjh

مصاحبه كننده: آیا این درست نیست خود شما در کتابتان نوشته اید که فتحعلیشاه 200 بار ازدواج کرد و 170 دختر و پسر از این ازدواج‌ها داشته است خود شما نوشته‌اید که او هیچ تلاشی در جهت تغییر و اصلاحات نداشته است. شما  از قول فریزر یک مستشرق انگلیسی که در زمان فتحعلیشاه به ایران آمده بود، نوشته اید که فتحعلیشاه به ایران مانند وطن خود که باید آن را دوست داشته باشد و حفظ کرده و ترقی دهد،  نمی‌نگریسته است بلکه به ایران مانند یک ملک استیجاری نگاه می‌کرده که مدت اجاره اش معلوم نیست از این رو بر خود فرض می‌داند تا زمانی که در راس قدرت است آن را غنیمت شمرده و به جمع آوری مال و اموال بپردازد یا اینکه در همان کتاب نوشته اید که وقتی یک اروپایی به دربار ایران آمده و بذر سیب زمینی می‌آورد (تا آن زمان سیب زمینی در ایران ناشناخته بود )و می‌گوید این را در ایران کشت کنید برای رفع قحطی خوبست. فتحعلیشاه می‌گوید اول پیشکش من را تعیین کنید. یا نوشته اید که اهالی منطقه ای به دربار می‌آیند و و از پادشاه کمک می‌خواهند که به ساختن سدی در منطقه اشان کمک کند تا از کم آبی نجات پیدا کنند. باز فتحعلیشاه می‌گوید که پیشکش من چقدر است برای موافقت به انجام آن کار . این‌ها همه مطالب کتاب شماست. یا باز در همان کتاب نوشته اید که وقتی سفیر انگلستان به دیدار پادشاه می‌آید فتحعلیشاه از وی می‌پرسد که که زمین را چقدر می‌بایستی بکنند تا برسند به ینگه دنیا (آمریکا ) یعنی این آدم اینقدر نادان بوده است. اینها همه مطالب کتاب سنت و مدرنیته خودتان است بنابراین اگر مورخین و نویسندگان پادشاهان قاجار از جمله فتحعلیشاه را به فساد،  نادانی،  ظلم،   بی خبری،  پول پرستی و مال جمع کردن،  بدنبال پیشرفت و ترقی کشور نبودن و توسعه حرمسرا و عیشو عشرت متهم کنند خیلی هم بیراه نگفته اند.

 tiiih

موش موشی! با این همه استعداد و علم و دانش موش نخوردت!!!!

موش موشی! با این همه استعداد و علم و دانش موش نخوردت!!!!

بحث بر سر علت و معلول است. بحث بر سر ریشه‌یابی است. بحث بر سر ندیدن و نشناختن تاریخ ایران و عصر قاجار است. بحث بر سر نگاه ایدئولوژیک داشتتن به تاریخ است[1]. بحث بر سر ندیدن و پی نبردن به خیلی از جنبه‌های دیگر جامعه ایران عصر قاجار می‌باشد .بحث بر سر نگاه یک سویه و عرض کردم نگاه سیاسی،  سیاست زده و ایدئولوژیک به تاریخ است[2]. بحث بر سر ندیدن فتحعلیشاه و ندیدن همه ایران عصر قاجار است.

مصاحبه كننده: متوجه منظورتان نمی‌شوم دیگران چه چیزی را در مورد فتحعلیشاه و ایران عصر قاجار نمی‌بینند؟

ندیدن اینکه چه چیزی و کدامین دلایل باعث می‌شود که به عنوان مثال فتحعلیشاه 200 بار ازدواج کند؟ چرا او زیر بار امضا معاهده‌های گلستان و ترکمانچای رفت؟ و اساسا ندیدن جامعه‌ای است که فتحعلیشاه در آن پادشاهی می‌کرده است .

مصاحبه كننده: چه چیزهایی را دیگران ندیده‌اند؟ چه نکاتی را دیگر مورخین و نویسندگان در مورد فتحعلیشاه از قلم انداخته‌اند؟

خیلی چیزها!

مصاحبه كننده: مثلا ؟

مثلا اینکه شما می‌فرمایید این آدم مظهر زنبارگی،   جهالت و …بوده است. اما می‌دانید این آدم وقتی می‌میرد او را کجا دفن می‌کنند؟

مصاحبه كننده: نه متاسفانه !

شاه در رفت اما  شاهزادگان هنوز مانده اند و تئوری میبافند!

شاه در رفت اما شاهزادگان هنوز مانده اند و تئوری میبافند!

خدمتتان عرض می‌کنم نزدیک‌ترین قبر به حضرت معصومه(س) قبر فتحعلیشاه است. همان کسی او را شما جرثومه فساد،  بی‌دینی و خیانت تصور می‌فرمایید[3].

مصاحبه كننده: چون قدرت داشته و پادشاه بوده حتما به زور حکومت او را در آن مکان مقدس دفن کرده‌اند.

مابقی تاریختان هم همین طوری است. اولا اصلا به زور نبوده است. بلکه جنازه او با ابهت و با جمعیت از تهران به قم حمل شد و کل مملکت عزدارای کردند. بر جنازه او بزرگترین علما و روحانیون ایران نماز خواندند. ثانیا در هیچ کجا تاریخ ذکر نشده که مردم و علما مخالف دفن جنازه فتحعلیشاه در حرم حضرت معصومه بودند و چون زور علما و مراجع نمی‌رسید به عنوان اعتراض سکوت کردند و از منازلشان بیرون نیامدند بلکه تاریخ عکس اینها را می‌گوید . تاریخ می‌گوید که علما و مراجع نجف تسلیت گفتند. مردم سیاه پوشیده و عزاداری کردند.  نه تنها هیچ اعتراضی نسبت به دفن فتحعلیشاه صورت نگرفت بلکه گروه گروه مردم تا ماه‌ها بعدش می‌آمدند به زیارت قبر شاه متوفی[4] .

مصاحبه كننده: خب مردم از عملکرد او آگاهی نداشتند؟

یعنی چه؟ یعنی مردمی‌که هم عصر فتحعلیشاه بودند از عملکرد او آگاهی نداشتند. اما شما که 150 سال  بعد از فتحعلیشاه دارید زندگی می‌کنید علم و اطلاع از عملکرد او پیدا کردید؟

مصاحبه كننده: ما در طول 150 سال به اسنادی دست پیدا کردیم که اطلاعات بیشتری در خصوص ایران عصر قاجار در اختیار ما قرار می‌دهد.

اینها همه‌اش کلیشه و شعار است.

مصاحبه كننده: یعنی قبول ندارید حجم اطلاعات و دانش ما امروز پیرامون عملکرد فتحعلیشاه بیشتر از 150 سال قبل است ؟

خیر قبول ندارم. این جوری نبوده که مردم در زمان فتحعلیشاه آگاهی نداشته اند و شما امروز آگاهی پیدا کردید. امکان دارده مشخصا به من بفرمایید در مورد فتحعلیشاه در این 150 سال چه اطلاعاتی به دست آوردید که مردم در زمان فتحعلیشاه از آن بی خبر بودند؟

مصاحبه كننده: یعنی شما پیشرفت تاریخ و افزایش آگاهی‌هایی ما را نسبت به 150 سال گذشته قبول ندارید ؟

اینها همه‌اش کلی گویی است و شعار. من از شما یک سوال ساده کردم شما می‌فرمایید. فتحعلیشاه جرثومه فساد و تباهی بوده است بنده می‌پرسم که پس چرا این جرثومه فساد و تباهی در مقدس ترین مکان در کشور بعد از مشهد دفن می‌شود. چرا همه بزرگان و مردم برایش عزدارای می‌کنند. شما که اینها را نمی‌دانستید،  بجای رفتن بفکر که واقعا اگر فتحعلیشاه این قدر پست بوده چرا وقتی از دنیا می‌رود آن جوری مملکت برایش عزادار می‌شود؟ می‌روید به سراغ کلیشه بعدی . علم پیشرفت می‌کند و مردم آن زمان ناآگاه بودند نسبت به عملکرد فتحعلیشاه اما امروز آگاهی پیدا کردند. یعنی یک کلیشه به ظاهر قشنگ اما پوک و تو خالی را می‌گذارید جلوی من. معنی حرف شما این می‌شود که مردم در زمان فتحعلیشاه در مورد او خیلی چیزها را نمی‌دانستند[5]،  اما در طی این 150 سال بدلیل پیشرفت علم و تاریخ و آگاهی انسان‌ها اطلاعات و دانش بیشتری در مورد فتحعلیشاه پیدا کرده‌اند. بنابراین ما حق داریم که او را جرثومه فساد بدانیم[6]. من از شما یک سوال کردم پرسیدم که شما در طی این قریب 170 سالی که از مرگ فتحعلیشاه می‌گذرد چه اطلاعات جدیدی را در مورد عملکرد یا سیاست‌های فتحعلیشاه کشف کرده‌اید یا در نتیجه تحقیق بدست آوردید که مردم و علما هم عصر فتحعلیشاه از آنها بی خبر بودند و بالطبع در نتیجه آگاهی‌های جدید شما رسیده‌اید به این نقطه که او جرثومه فساد است. اما مردم در آن زمان از این حقایق بی خبر بوده اند.

بنی صدر و رجوی به همراه سرهنگ معزی خلبان ویژه شاه که آنان را به دامان اربابانشان  شاهان رفتند و اینک نوبت شاهزادگان!!!فراری داد.

بنی صدر و رجوی به همراه سرهنگ معزی خلبان ویژه شاه که آنان را به دامان اربابانشان
شاهان رفتند و اینک نوبت شاهزادگان!!!فراری داد.

مصاحبه كننده: سوالات را متوجه می‌شوم اما این مستلزم مطالعه بر روی دوران فتحعلیشاه است.

ببینید خودتان را خسته نکنید. از روزیکه فتحعلیشاه  فوت شد و او را بردند تا در حرم حضرت معصومه دفن کنند تا امروز نزدیک به 170 سال می‌گذرد ما یک نخود هم مطلب ودانش جدیدی پیدا نکرده‌ایم که بگوییم مردم در زمان فتحعلیشاه این را نمی‌دانستند و اگر هم می‌دانستند می‌ریختند و نمی‌گذاشتند جنازه پادشاه در جوار حضرت معصومه (س) دفن شود[7].

مصاحبه كننده: یعنی شما بر این باورید که معلومات ما در تیر 1392 نسبت به 170 سال قبل که فتحعلیشاه حکومت می‌کرده تغییری نکرده است ؟

قطعا. جان کلام هم اینجاست که ما امروز در مورد فتحعلیشاه همان را می‌دانیم که مردم 170 سال قبل می‌دانستند.

شاه در حال سقوط

شاه در حال سقوط

مصاحبه كننده: خب چرا 170 سال پیش او را جرثومه فساد نمی‌دانستند و در کنار حضرت معصومه دفن کردند. اما امروز او را جرثومه فساد می‌دانند؟

این سوال کلیدی است. این سوالی است که در حقیقت شما باید از خودتان بپرسید که چرا 170 سال پیش فتحعلیشاه  را خائن نمی‌دانستند و بزرگترین علما [8]بر جنازه‌اش نماز گذاردند و با سلام و صلوات و تکریم جنازه اش را در حرم حضرت معصومه (س)دفن کردند اما امروز همان آدم را جرثومه فساد می‌دانند. اولش گفتید که ما امروزه معلومات بیشتری نسبت به فتحعلیشاه پیدا کرده‌ایم . می‌پرسم که آن معلومات و دانش که پیدا کرده اید چیست؟ در نهایت معلوم می‌شود که دانش و اطلاعاتی در کار نبوده که باعث این تغییر نگاه متضاد شود[9]. خوب اگر اطلاعات جدید باعث تغییر این نگاه در مورد فتحعلیشاه نشده پس چی باعث این تغییر نگاه شده است؟

مصاحبه كننده: دقیقا سوال این است ؟

خیلی خیلی ساده و خلاصه خواسته باشم بگویم باید به این نکته اشاره کنم که آنچه تغییر کرده نگاه و جهان بینی ما به سوژه است. همان دوستان هرمنوتیک و نگاه‌های آدم‌های متفاوت سوژه و برداشت‌های متفاوت از سوژه همان داستان انگور و عنب است. نگاه آدم‌های امروز به همان سوژه با نگاه‌های آدم‌های 170 سال پیش فرق کرده است.

مصاحبه كننده: امکان دارد مشخص تر در مورد فتحعلیشاه توضیح بدهید؟

نگاه امروزی به پادشاه از جمله فتحعلیشاه آنست که پادشاه و شاهنشاهی مظهر ظلم،  شقاوت و فساد و تباهی است اما نگاه 170 سال پیش به پادشاه او را ظل السطان،  مسئول جهاد در برابر کفار و منبع قدرت لایزال شرعی و عرفی می‌پنداشته اند. به همین خاطر وقتی که فوت شد بزرگترین علما ومراجع بر جنازه‌اش نماز خواندند و او را در قم دفن کردند.

انقلاب اسلامی و آمدن حق و رفتن باطل

انقلاب اسلامی و آمدن حق و رفتن باطل

مصاحبه كننده: شما معتقدید که فتحعلی شاه را باید با نگاه زمانه خود فتحعلیشاه دید ؟

من اساسا معتقدم تاریخ یعنی این. و غیر از این را اساسا تاریخ نمی‌دانم. بلکه تبلیغات ایدئولوژیک دولتی می‌دانم که سر سوزنی ارزش علمی‌ندارد. ایدئولوژی حاکم پادشاه را جرثومه فساد می‌داند[10]. اما واقعیت این است که در زمان خودش میرزای قمی‌فتحعلیشاه را شبه جانشین خدا بر روی زمین تعریف کرده و اصل مقام پادشاهی را حسب اراده و مشیت خداوندی می‌دانسته است [11]. در زمان فتحعلیشاه مشروعیت و حکومت از آسمان می‌آمده اما در زمانه ما مشروعیت حکومت از صندوق رای وزارت کشور می‌آید[12]. آنچه در این 170 سال تغییر کرده نگاه ما به هستی و جامعه و خودمان بوده نه اینکه معلومات  بیشتری در مورد فتحعلیشاه پیدا کرده‌ایم[13].

مصاحبه كننده: یعنی نسبی گرایی ؟

نه اسمش نسبی‌گرایی نیست. حالا اگر دوست دارید اسمش را نسبی‌گرایی بگذارید،  بگذارید.  اسمش تلاش در دیدن فتحعلیشاه و گذشته از پشت عینک زمان فتحعلیشاه است نه از پشت عینک ایدئولوژیک زده دولتی امروز[14]. همه هنر مورخ این است که مثل یک هنرمند چیره دست بتواند عصر و زمانه فتحعلیشاه را ببیند. ببیند که هزاران گاری،  کجاوه،  الاغ،  قاطر،  اسب به همراه ده‌ها هزار انسان با پای پیاده دارند بدنبال جنازه فتحعلیشاه به قم می‌روند. همه هنر مورخ این است که بتواند در ذهنش صحن بزرگ حیاط حرم حضرت معصومه را مجسم کند در حالیکه جنازه «سلطان نمازی» و «آقا خان مغفور» (القاب دیگر فتحعلیشاه ) بر روی زمین است و علما و مراجع دارند نماز میت می‌خوانند. و ده‌ها هزار نفر به آنان اقتدا کرده‌اند[15]. همه هنر مورخ این است که بتواند درک کند که چرا فتحعلیشاه 200 بار ازدواج می‌کند. بتواند بفهمد که او با هر ازدواج یک متحد جدید برای خودش ایجاد کرده است[16]. از سوی دیگر مورخ باید بتواند درک کند که چگونه ده‌ها فرزند و نوادگان این ازدواج شبکه نیرومندی را در کشور ایجاد کردند و موجب شدند تا کشور بدون ارتش،  اقتصاد،  بوروکراسی،  پلیس و حفاظت و …. دارند مملکت را به آرامی‌اداره می‌کنند؟ می‌شود هیچکدام از اینها را ندید و همین حرف‌های رایج را که فتحعلیشاه نادان،  ظالم،  زنباره،  طماع و … است را مدنظر قرار داد[17].

مصاحبه كننده: حالا برگردیم بر سر عملکرد فتحعلیشاه در انعقاد معاهده گلستان و ترکمانچای . به نظر شما مذاکره کننده‌های ایرانی در این دو معاهده بد عمل کردند یا اینکه چاره دیگری هم داشتند.

شما توجه کنید که ما جنگ را باخته بودیم روس‌ها تبریز را گرفته بودند و به نظرم  روس‌ها مردانگی به خرج دادند و حاضر شدند به پشت رود ارس بروند[18] بنابراین ایران چاره‌ای جز پذیرش مفادعهدنامه نداشت. هیچ‌وقت فرد شکست خورده مذاکره نمی‌کند بلکه دربست تسلیم می‌شود. به همین دلیل براین باورم که فتحعلیشاه چاره‌ای جز این نداشت. هر قدرتی که شکست می‌خورد باید تمام درخواست‌های دولت فاتح را بپذیرد. بنابراین ایران نیز می‌بایست کوتاه می‌آمد. اگر ایران به این معاهده‌ها تن نمی‌داد تبریز،  زنجان و تهران هم به خاک روس‌ها الحاق می‌شد.  ارتش روس آنقدر قوی بود که هیچ چیز نمی‌توانست جلوی آنها را سد کند[19] بنابراین درست نیست که گفته شود که فتحعلیشاه خیانت کرده است[20]،  چون می‌خواست کشور را حفظ کند[21] نمی‌توانست کار دیگری کند. به نظر من مورخینی که این شائبه‌ها را مطرح می‌کنند باید به این سوال پاسخ بدهند که چرا ایران موجب شد که دور دوم جنگ ایران و روس شروع شود. ایران در معاهده ترکمانچای خسارت پرداخت کرد چون جنگ را شروع کرد. همچنانکه ایران از عراق طلب کرد تا خسارت پرداخت کند چون جنگ را آغاز کرده بود. اگر ایران به دولت روس اولتیماتوم نمی‌داد و روحانیون دولت را تحریک نمی‌کردند که به دلیل این امر که روس‌ها در مناطق تحت امر خود مسلمانان را اذیت می‌کنند وباید به یاری آنها شتافت[22]،  قطعا دور دوم جنگ ایران و روس شروع نمی‌شد[23]. متاسفانه در حالیکه هر ناظری که وضعیت دو سوی میدان را می‌شناخت در می‌یافت که برنده هر نبرد احتمالی روسیه است،  تعدادی از مردم هیجانزده وبرخی از روحانیونی که شناختی از قدرت روسیه نداشتند بر طبل جنگ نواختند و شاه ودربار را مجبور به پیروی کردند. بعضی از تلاش دارند علت شکست ایران در دور دوم نبرد ایران ورسیه را به گردن کم‌کاری دربار قاجار بیاندازند،  اما به نظر من حتی اگر این فرض را بپذیریم و در صورت بسیج تمام قوا نیز در نتیجه جنگ تغییری حاصل نمی‌شد. بحث در اصل این نبرد است و نشناختن دنیای آن روز توسط حامیان آن روز نبرد دوم ایران  و روسیه[24].

مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان

مجسمه آزادی نماد جهانخواری و در بند کشیدن منافقانه و فریبکارانه مردم جهان

مصاحبه كننده: پس گر شما هم جای فتحعلیشاه بودید همین کار را می‌کردید ؟

قطعا راهکار دیگری نبود. اگر فتحعلیشاه یا هر کس دیگری به این شرایط تن نمی‌داد دیگر چیزی از ایران باقی نمی‌ماند و این سرزمین توسط ارتش تزار بلعیده شده‌بود.

مصاحبه كننده: پس شما این نوع عقب نشینی را خیانت نمی‌دانید؟ چون در تاریخ ما عقب نشینی‌ها خیانت و هرگونه شعارهای تند وضد استعماری به عنوان خدمت معرفی می‌شود.

اصلا و ابدا. من بر این باورم عباس میزرا و فتحعلیشاه کاملا عقلایی رفتار کردند اگر شعارهای تند داده بودند که دیگر شهری از ایران باقی نمانده بود و همه شهرها به تصرف روس‌ها در می‌آمد وامروز ما احتمالا به دلایل از بین رفتن کلیتی به نام ایران سخن می‌گفتیم.در پایان باید این نکته را تاکید کنم که در دیپلماسی بسیاری از عقب‌نشینی‌های خردمندانه برای کشور بسیار بیش از سیاست‌های تهاجمی ومتهورانه بی‌پشتوانه سود به همراه داشته‌است.

 

 


[1]  - اخیرا ایشان به موضوعی رسیده است و یا شاید رسانده شده است و آن نگاه ایدئولوژیک به تاریخ است. موضوعی که خود نیز از عمق آن درک درستی ندارد. و معلوم نیست نگاه غیر ایدئولوژیک به تاریخ چیست!

[2] - پس نگاه سیاسی و سیاست زده به تاریخ همان نگاه ایدئولوژیک است و تنها نگاه تئوریسینهای نظام شاهنشاغهی غیر از این است!

[3] - از کرامات شیخ این ما این بود که شیره خورد و گفت شیرین بود. این را میگویند استاد سیاسی دانشگاه! تو خود بحدیث مفصل بخوان از این مجمل! در ضمن ناصرالدین شاه و رضا خان  نیز در حرم شاه عبدالعظیم حسنی دفن شده بود!

[4] - خیانتهای این شخص در جنگ دوم و نرساندن امکانات به ولیعهد خود و ندادن مواجب نیروها و سایر بی عرضگیهای او چه ربطی به این مسائل دارد!؟

[5] - چشم پوشیدن از واقعیات تاریخ اعجاب انگیز است! اگر چه مردم بسیج گردیده و با روس همراه قوای دولتی وارد جهاد شدند اما در آن زمان اطلاعات آنان از دربار و آنچه در آن میگذشت و سیاستها و خیانتهای آنان  در چه حدی بود؟ میزان سواد و علم دانش در ان زمان در چه حدی بود. در هر صورت فتحعلیشاه نیز در جریان جنگ دوم با توجه به حمایت علما وارد جنگ شده بود. و علما نیز او که در جنگ کمک کرده بود را پادشاه غازی میدانستند و برای بسیج مردم از او حمایت نموده بودند و معلوم است علیرغم شکست خفت بار در این جنگ او هنوز چهره ای در میان مردم بود و هنوز از حمایت آنان حداقل حمایت عاطفی آنان برخوردار بود. آگاهی عمومی مردم ایران از دوران انقلاب یعنی از 15 خرداد به بعد موضوعی استثنایی در دوران معاصر میباشد که یکی از استثنائات تاریخ ماست.

[6] - این کلمه دعوای زرگری این فرد با خبرنگار است و موضوع جرثومه فاد بودن یا نبودن فتحعلیشاه نیست بلکه موضوع اصلی موضوع بی عرضگیها و بی خبریها و غفلت در بار قاجار و خیانتهای گوناگون آنان و بی توجهی آنان به ملت و سرنوشت آن و فسادهای دربار و درباریان و کشتن وزرای لایق و به باد دادن استقلال کشور و جدا شدن نیمی از خاک ایران در طی دوران آنان  است و این قابل فراموشی و چشم پوشی نیست!

[7] - واقعا این جریان وحشتناک است که یک استاد سیاسی مهمترین دانشگاه کشور اینگونه چون مردم دوران ما قبل فتحعلیشاه سخن میگوید! خاندان پهلوی خود میدانست که مردم کشور با جسد رضا خان چه خواهند کرد که قبل از فرار از کشور جسد او را با خود برده بودند! و مقبره او نیز تخریب و به توالت تبدیل گردید!

[8] - این علما البته معلوم نیست کدام علما هستند که بزرگترین علما هستند و کسی نمیداند و نام آنان مکتوم میماند!

[9] - ایشان در حقیقت به خود اشاره میکنند که هیچ دانشی به ایشان اضافه نشده است و هنوز در چند قرن قبل و در دوران پایان قرون وسطی زندگی میفرمایند.

[10] - ایا چشم منارهای مؤسس قاجار و کله منارهای او در کرمان را باید فراموش نمود؟! آیا جنایت نادر در کور کردن فرزند خود و کشتن پسر خود توسط شاه عباس را باید فراموش نمود؟! آیا واگذاری نصف خاک ایران به دشمنان را باید توجیه نمود. ایا واگذاری بحرین توسط محمد رضا را باید توجیه نمود؟ آیا این سلسله های پادشاهی که از اجساد مردم خود با فر کردن سر آنان در خاک باغ میساختند راباید توجیه کرد؟ احسان نراقی صد شرافت به این استاد دانشگاه جمهوری اسلامی دارد.

[11] - متأسفانه اولین کسی که به نگاه خود ایشان اشکال دارد خود اوست! یعنی با نگاه الان و آنه با یک نگاه سیاست زده غربی که هرچه به نفع منافع آنان است حق و هر چه خلاف است یک نگاه ایدئولوژیک و باطل  است نگاه میکند. علما در آن زمان به خاطر تهاجم خارجی که قصد داشت همه هستی ملت ایران را برای رسیدن به آبهای خلیج فارس به باد دهد از پادشاه کشور حمایت نمودند و او را در دفاع از کشور حمایت نمودند و مردم را در پشت سر او بسیج نمودند. اما خیانت و بی عرضگی و دنیا طلبی او و درباریان همه چیز را به باد داد به صورتی که علامه نائینی در دوران مشروطه موضوع استبداد دینی را مطرح و هر عالمی را که از ظلمه و از قاجار حمایت نمود به این صفت موصوف کرد.

[12] - ایشان یا فردی بیش از حد بیسواد و یا مغرض میباشد! زیرا ایشان که استاد دانشگاه میباشد آنهم در رشته سیاسی باید حد اقل الفبای حکومت را بداند و بداند که مشروعیت با مقبولیت تفاوت دارد! مشروعیت یک نظام الهی و مقبولیت آن مردمی است. موضوع به این سادگی را نباید ایشان بداند. مگر چون لیبرالهای مقبولیت و مشروعیت  را هر دو به وجود آمده از صندوق رأی مردم بدانیم.و یا

[13] - ایا بجز افراد خاص که درزمان وقوع حوادث اطلاع نسبتا کاملی از آن دارند آیا در هر زمان توده های مردم از همه چیز اطلاع کامل دارند؟ آیا علم تاریخ کارش فقط جمع آوری اطلاات از یک زمان است؟ آیا گذر زمان علم و آگاهی مردم را با یافته شدن اسناد و به دست آوردن اعترافات و دیدن نتایج سیاستها عوض نمی کند؟ ایا دانشمندان علم تاریخ با گذر زمان و دست یابی به اطلاعات از درون جامعه و بیرون آن و یافتن سیاستهای دول بزرگ که در کشور دیگر تأثیر گذار بوده اند و اظهار نظر بزرگان همان زمان که جریانات را تجربه نموده اند به اطلاعات بهتر و نتیجه گیریهای بهتر پی نمی برند. پس علمای تاریخ کلاهشان پس معرکه است که از دوران فتحعلیشاه اطلاعات بیشتری نداشته و به مسائل بیشتری از فتحعلیشاه دسترسی نداشته اند. به عبارت دیگر صادق زیبا کلام در قرن 21 میلادی از فتحعلیشاه آن خان درباری که تنها به دلیل فرزند این و آن بودن به رهبری  و پادشاهی یک کشور برگزیده شده است  هیچ گونه علم بیشتری ندارد. جناب استاد اگر کسی به قول شما 200 زن و 170 فرزند داشته باشد و بخواهد روزی فقط یک دقیقه با آنان سلام و علیکی کند وقتی برای کشور داری برای او میماند؟!  و ظریفی چه نیکو میگفت که اکثر وقت او به ریش و همریش میگذشت. و جنابعالی چقدر سقوط کرده اید که به مدافع قاجار و بخصوص فتحعلیشاه بدل شده اید. میدانید چرا چون مدافع نوه او و نتیجه او شده اید و درونتان پر از حقد و کینه نسبت به انقلاب اسلامی است و مجبورید اینگونه آن را پس بدهید. مقصود مصدق و مریم قجر عضدانلو و سایر ولیده های قاجار چون قوام السلطنه و وثوق الدوله هست که جنابعالی و دوستانتان برای بی بنیان کردن انقلاب اسلامی به تطهیر آنها دست زده اید.

[14] - آیا نگاه امروزه یک نگاه دولتی است یا یک نگاه اسلامی که  گذر زمان آن را عمیقتر نموده است. همانگونه که گذر زمان در فلسفه ملاصدرا را جانشین ابوعلی سینا نمود و فلسه را اوج داد.

[15] - ایا این جریان در مورد ناصرالدین شاه نیز اتفاق نیفتاد!؟ ایا او را شاه شهید ننامیدند و بسیاری از علما بخصوص علمای درباری در پشت جنازه ترور شده او نماز میت نخواندند؟! و آیا ناصرالدین شاه قاتل امیر کبیر و واگذار کننده امتیازات کشور به باد بده و ننگین به دول استعماری نبود و ایا همو نبود که مورد تعرض روحانیت در جریان لاتاری و تنباکو قرار گرفت؟!

[16] - ناصر الدین شاه در میانه بیابان چوپانی قمی را دید که در کنار او دخترش ایستاده بود و عاشق او شد و دستور داد که او را به حرمسرایش بیاورند! همان انیس الدوله مشهور! این نشانه بی اطلاعی این شخص است که برای توجیه هر چیزی که موجب انقلاب و بیداری مردم ایران شد به دنبال تخریب و تباهی آن است. این شخص با این همه متّحد پس چرا  استانهای شمالی را از دست داد و نتوانست مملکت را اداره کند و قرار داد منحوس ترکمانچای و گلستان را امضا نمود و غرامت سنگین روس را پذیرفت و سه میلیون جمعیت کشور را تحت سلطه آنان قبول نمود . و در درون کشورش فتنه محمد علی باب را به پا نمودند؟! توجیه حرمسرا داری پادشاهان که سابقه طولانی در ایران داشت و خسرو پرویز ده هزار نفر زن در حرمسرا داشت را اینگونه توجیه نمودن واقعا وحشتناک است!

[17] - ایل قاجار مانند تاریخ ایران( از سلجوقی به بعد) نگاهبانان پادشاه بودند و نه ازدواج با این زن یا آن زن! و انبار کردن زن در حرمسرا! اگر این فرضیه که احتمالا مانند نظریه سلطانیزم حجاریان و به اعتراف خود او توسط مستشرقین بافته شده است، درست باشد پس باید تمام پادشاهان از هر ایل و خانواده ای همسری داشته باشند و حرمسرا تشکیل داده باشند. محمد رضا پهلوی نیز با همین دیدگاه با ثریا از ایل بختیاری ازدواج نمود و رئیس ساواکش نیز از این ایل بود و شاپور بختیار نیز نگهبان دربار شاه بود! ولی چه زود از هم این اتحاد پاشید. رضا خان نیز حتما چند همسرش برای همین بود!؟ خسرو پرویز نیز؟ چچه حکومت جالبی! حکومت همه خاندانهای ایرانی به توسط دامادشان!؟ دموکراسی شرقی؟!

[18] - یک سری کامنت پای افاضات ایشان: این را میگویند استاد علوم سیاسی! نابغه است! تا ترا داریم چه غم داریم! مواظب باش ترورت نکنند! زیبا کلام زنده باد شعبان بیمخ پاینده باد! صل علی محمد نابغه زمان خوش آمد! صل علی محمد هیشکی نبود این آمد! نخبه پروری در دانشگا تهران در رشته سیاسی! کاملا غیر انتفاعی!

[19] - قدرت آنان به دلیل خیانت دربار و ندادن جیره و ومواجب سربازان و نرساندن تدارکات در جنگ  و خیانت انگلیسها که عده ای خوش خیال چون صادق زیبا کلامهای آن زمان به آنان و کمکشان دلخوش کرده بودند و فکر میکردند که آنان چون دوران شاه عباس به کمک ایران آمده تا با روسیه بجنگند و ایران را کمک نمایند!

[20] - خیانت را از قبل کرد و نه در موقع بستن معاهده و قرار داد. در حین جنگ!

[21] - خاندان قاجار و خود را یا کشور را!؟

[22] - واقعا باید به حال علم سیاست در این مملکت تأسف خورد که افراد بی سواد و بی اطلاعی در دانشگاه این کشور به تدریس علوم سیاسی مشغولند و اینگونه سخن میگویند. این مسلمانان در حقیقت 5/1 میلیون جمعیت کشور بودند که در جنگ اول روس همراه شهرها و روستاهایی که در آن زندگی میکردند به زور و به علت ضعف نظام قاجار که  پادشاهش 200 زن داشت تا 200 متحد به دست آورد و کشور او قدرتمند باشد، از کشور جدا شده بود و قوم و خویش و نزدیکان این مسلمانان که بسیاری به این سو مهاجرت کرده بودند و یا در مناطق اینسوی آذربایجان زندگی مینمودند به علما شکوه بده و از بی توجهی قاجار به سرنوشت آنان شکوه مینمودند. اینها روشنفکران لیبرال هستند که به دنبال تئوری پردازی برای انقلاب اسلامی هستند و متآسفانه در دوران دفاع مقدس امام را به زیر سوال برده بودند که چرا در برابر صدام کوتاه نیامده و به دنبال استیفای حقوق مردم مظلوم کشور بر آمده است. اینان همان کسانی هستند که اسناد خیانتها و ارتباطاطشان از درون لانه جاسوسی بیرون آمد و نشان داد که آنان با بیگانگان چه سر و سرّی دارند!

[23] - سقوط اخلاقی این فرد که دائم در گوش ملت خود میخواند که مقاومت در برابر بیگانگان اشتباه و باید هرچه اتفاق افتاده بود را باید پذیرفت و در برابر قدرت قدرتمندان  و ابرقدرتها باید سازش نمود

[24] - بحث اصلی و اشتباه اصلی 2 چیز بود اعتماد به دربار قاجار و اعتماد به استعمار گر جدیدی که به دنبال سلطه بر جهان بود و به هیچ اصل و مبنا و  به هیچ اصل اخلاقی معتقد نبود و به هیچ میثاقی پایبند و به هیچ قول قراری در مسیر منافع خود پایبندی نمی نمود. همانپیزی که اینک صادق زیبا کلام ملت ایران را به آن میخواند و خواستار اعتماد و مذاکره و ارتباط و تسلیم در برابر آمریکاست تا به خیال خوش ایشان کشور پیشرفت نماید! یک مومضوع را نیز نمی توان فراموش نمود که مقاومت ملت ایران در آن مقطع علیرغم شکست به وجود آمده موجب شد روسها را برای همیشه از دسترسی به آبهای گرم از طریق ایران مأیوس و محروم نماید و این دستاورد بزرگی بود که حضور مردم در صحنه جهاد و ازاد سازی سرزمینهای شمالی به وجود آورد و جناب زیبا کلام آن را مکتوم داشته اند تا هر گونه مقاومت را بی فایده و زمینه های پذیرش جنایات جهانخواران را فراهم آورند. چیزی که مأموریت اصلی لیبرالهای در ایران بوده است!

About سید محمد هاشم پوریزدانپرست

دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تسخیر لانه جاسوسی

۵ comments

  1. این یک امر عادیه که خیلی ها از حرفهای عمیق یک استاد دانشگاه چیزی متوجه نشوند و همچنان سطحی نگری کنند.به هر حال باید سخنانی که بعضی از دوستان رو شست و شوی مغزی داده یک تاثیری داشته باشه.اگر هر کس بخواهد با یک همنشینی و یک گفتگوی کوتاه از جهالت بیرون آید،پس دیگر مشکلی امروز نبود.متاسفانه بعضی ها یک خطکش در تاریخ میگذارند و بر حساب منفعتشان تاریخ را تقسیم میکنند.و میگویند اینطرف خطکش آدم خوبها بودند و طرف دیگر آدم بد ها.به هر حال آرزوی روشن بینی برای تمام دوستان دارم و امیدوارم جهل ریشه کن شود.در ضمن این اصلا کار زیبایی نبود که به تمسخر یک استاده دانشگاه پرداخت.آیا این جز آن است که طرفی کمبوده فرهنگی دارد؟

  2. سید محمد هاشم پوریزدانپرست

    بنام خدا
    حضور افراد بی عمق و بی علمی چون ایشان در کرسی یک دانشگاه مهم کشور نشان از بحران بزرگی در آموزش عالی ماست! رانت خواری فقط اقتصادی نیست، اینهم یک رانت است که بعضیها در کرسیهای دانشگاهی بخصوص دانشگاههای مهم کشور نفوذ نموده اند بدون داشتن صلاحیت لازم . و بررسی لازم بر قدرت علمی و سلامت روانی و عقلی انها نشده است! رهبر انقلاب اخیرا در یکی از سخنان خود او را روشنفکر نما توصیف کردند به دلیل پیشنهاد کنار گذاشتن صنعت هسته ای!

  3. فقط بلدید سم پاشی کنید بر علیه روشن فکر جامعه جای تاسف داره .
    در ضمن سگ تو روح فتحعلی شاه بی غیرت.

  4. سید محمد هاشم پوریزدانپرست

    بنام خدا
    روشنفکر یا روشنفکر نما؟

  5. این روزها روشنفکر یه فحش محسوب میشه. دقیقا معادل نوکر فکر هست. پس تا میتونید به این آقا بگین روشنفکر

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>